داستان خضر و موسی
داستان خضر و موسی که در سوره کهف آمده، روایتی قرآنی درباره ملاقات و همراهی حضرت موسی(ع) با حضرت خضر(ع) است. موسی(ع) با اصرار و به شرط عدم پرسشگری، همراه خضر(ع) میشود. در طول این سفر، سه اتفاق رخ میدهد: ابتدا کشتی سوراخ میشود، سپس نوجوانی به قتل میرسد و در نهایت، دیواری نیمهفروریخته بازسازی میگردد. موسی(ع) به این اعمال اعتراض میکند و در نهایت، خضر(ع) دلیل هر یک را توضیح میدهد: سوراخ کردن کشتی برای نجات آن، از دست حاکم ظالم صورت گرفت؛ کشتن نوجوان به این دلیل بود که او میتوانست والدین خود را به گمراهی بکشاند و خداوند در آینده فرزندی پاکتر و مهربانتر به آنان عطا میدهد؛ و زیر دیوار، گنجینهای متعلق به دو نوجوان یتیم قرار داشت که با تعمیر دیوار، این گنج پس از رسیدن به بلوغ، از آنِ ایشان میشد.
به گفته قرآن پژوهان، داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع) با وجود آموزههای عمیق، ابهاماتی دارد؛ از جمله هویت نامشخص همراه موسی(ع) که در روایات یوشع بن نون معرفی شده است و هویت خودِ شخصِ مورد ملاقات، که مفسران او را خضر(ع) میدانند. مفسران اعمال خضر(ع) را با توجه به شرایط خاص افراد، علم باطنی او به امور تکوین و تشریع، و مأموریت الهیاش توجیه میکنند. مطهری نیز بر وجود هدف عالی و پنهان در این اعمال تأکید دارد که برای فرد آگاه توجیهپذیر است.
در عرفان اسلامی، خضر(ع) نمادی از رسیدن به مقام توحید و ملاقات با باطن الهی است، درحالیکه موسی(ع) نماد ظاهر و شریعت است و برای تکمیل به علم باطنی نیاز دارد. مطهری ضمن انتقاد از غفلت از ابعاد تاریخی و اجتماعی این داستان، بر لزوم انتخاب راه هدایت بدون توجه به قضاوت دیگران تأکید دارد.
ملاقات حضرت موسی(ع) با خضر(ع) و انگیزه سفر
داستان خضر و موسی(ع)، که در آیات ۶۰ تا ۸۲ سوره کهف آمده است، روایتی قرآنی درباره ملاقات و درخواست همراهی حضرت موسی(ع) با بندهای خاص از بندگان خداست[۱] که در روایات، او را حضرت خضر(ع) دانستهاند.[۲] این ملاقات در «مجمع البحرین» رخ داد.[۳] در روایات اسلامی آمده است که موسی (ع)، پس از رسیدن به جایگاهی رفیع و گمان به کمال دانش خود، از سوی خداوند مأمور به ملاقات با خضر (ع) شد تا انگیزهی این سفر الهی شکل گیرد.[۴] در ابتدای سفر، جوانی حضرت موسی(ع) را همراهی میکرد.[۵]
شرط همراهی و وقایع سه گانه سفر
پس از ملاقات،[۶] موسی(ع) تقاضای همراهی و کسب علم از خضر(ع) را مطرح کرد.[۷] خضر(ع) ابتدا بهدلیل ناتوانی موسی(ع) در صبر بر کارهایی که حکمتشان را درک نمیکند، مخالفت کرد،[۸] اما در نهایت با این شرط که موسی(ع) از چیزی پرسش نکند، همراهی این دو اتفاق افتاد.[۹] در طول این همراهی، سه واقعه رخ داد:
- ابتدا خضر(ع) کشتی را سوراخ کرد که با اعتراض موسی(ع) مواجه شد و خضر(ع) شرط خود را گوشزد کرد.[۱۰]
- خضر(ع) نوجوانی را به قتل رساند که باز هم موسی(ع) به شدت اعتراض کرد[۱۱] و خضر(ع) شرط خود را یادآوری نمود و موسی(ع) گفت: اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم، ديگر با من همراهى مكن.[۱۲]
- هنگامی که خضر(ع) و موسی(ع) وارد شهری شدند که مردمش مهماننواز نبودند، خضر(ع) دیواری نیمهفروریخته را تعمیر کرد. موسی(ع) با این تصور که این اقدام برای دریافت اجرت بوده، به خضر(ع) اعتراض کرد.[۱۳] خضر(ع) در پاسخ، پایان همراهی خود با موسی(ع) را اعلام کرد[۱۴] و وعده داد که در آینده، علت کارهایی را که موسی(ع) بر آنها صبر نیاورده بود، برایش روشن خواهد ساخت.[۱۵]
تبیین حکمت اعمال خضر(ع) و پایان همراهی
پس از اعتراض سوم موسی(ع)، خضر(ع) دلیل کارهای خود را توضیح داد:[۱۶] سوراخ کردن کشتی برای نجات آن از دست پادشاه ظالم و حفظ آن برای صاحبان مستمندش بود.[۱۷] کشتن نوجوان به این دلیل بود که او والدینش را به طغیان میکشاند و خداوند فرزندی پاکتر و مهربانتر به آنان عطا خواهد کرد.[۱۸] بازسازی دیوار نیز به این خاطر بود که زیر آن گنجی متعلق به دو نوجوان یتیم قرار داشت و خضر(ع) میخواست آنها پس از بلوغ به گنج خود دست یابند. این توضیحات، پایان همراهی آن دو را رقم زد.[۱۹]
ابهامات داستان
به گفته پژوهشگران، داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع) در قرآن، با وجود آموزههای عمیق، نکات مبهم و اختلافی را نیز در بر دارد.[۲۰] این ابهامها شامل:
- هویت نامشخص همراه موسی(ع)[۲۱] که در روایات یوشع بن نون معرفی شده[۲۲] و بعد از ملاقات دیگر صحبتی از این جوان نیست.[۲۳]
- هویت خود شخص مورد ملاقات[۲۴] که مفسران او را خضر(ع) میدانند[۲۵] اما برخی مخالفت کردهاند،[۲۶]
- مکان ملاقات: مجمع البحرین[۲۷] همراه با تفاسیر مختلف در تعیین این مکان[۲۸] از جمله اینکه برخی معنقدند مجمع البحرین محل التقای اقیانوس هند و بحر احمر در باب المندب و یا محل تلاقی دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه جبل الطارق در جلوی بندر طنجه است.[۲۹]
- نشانه ملاقات: حضرت موسی(ع) از طریق نشانهای که قرآن از آن بهعنوان ماهی یاد میکند،[۳۰] از مکان ملاقات مطلع شد.[۳۱] این ماهی بهطور شگفتانگیزی راه خود را در دریا پیش گرفت. درباره این نشانه، دو تفسیر اصلی وجود دارد: برخی معتقدند ماهی مرده بود و سپس زنده شد،[۳۲] درحالیکه برخی دیگر بر این باورند که ماهی (چه نمک سود شده و چه تازه) بهعنوان خوراکی همراه آنان بوده است.[۳۳]
- علم لدنی خضر(ع)[۳۴]
دیدگاه مفسران درباره اعمال خضر
مفسران در پاسخ به این سوالات که آیا میتوان اموال کسی را بدون اجازه او معیوب کرد تا از دست غاصب در امان بماند؟ و یا آیا میتوان نوجوانی را به خاطر کاری که در آینده انجام خواهد داد، مجازات کرد؟[۳۵] توجیهات مختلفی ارائه دادهاند.
برخی از مفسران معتقدند که افراد مورد اشاره در داستان، شرایط خاصی داشتهاند که اعمال خضر(ع) را توجیه میکند. برای مثال، فردی که کشته شد، بالغ و مستحق مرگ بوده است.[۳۶] برخی معتقدند تفاوت میان پیامبران و عالمان در میزان علمشان است. برخی فقط به ظاهر امور علم دارند، اما کسانی مانند خضر به باطن امور نیز آگاهند و وظایفشان براساس این علم باطنی است.[۳۷] بنابراین، اگر کسی در باطن مستحق مرگ باشد، فرد آگاه به باطن میتواند او را مجازات کند.[۳۸]
گفته شده است که عالم بر دو نظام تکوین (اموری که خداوند برای آزمایش بندگان ایجاد میکند، مانند نقص اموال یا از بین رفتن آنها) و تشریع (قوانین الهی) استوار است. درحالیکه هیچ فقیهی نمیتواند در نظام تکوین دخالت کند، خداوند میتواند افرادی مانند خضر را مأمور اجرای آن سازد. از این منظر، حتی ممکن است خداوند بخواهد کودکی را بهدلیل خطراتی که در آینده ممکن است ایجاد کند، گرفتار حادثهای کند.[۳۹]
مطهری مفسر و الاهی پژوه شیعه، معتقد است که یک هدف عالی و پنهان در پس اعمالی که در ظاهر ناپسند هستند، وجود دارد. این اعمال برای کسانی که از هدف نهایی آگاه نیستند، قابل توجیه نیست و وظیفه آنها پیروی از قانون ظاهری است، اما برای فرد آگاه، توجیهپذیر است. این به معنای دو حکم متفاوت نیست، بلکه دو وظیفه متفاوت براساس دو سطح متفاوت از علم است.[۴۰]
چرا یک پیامبر اولوالعزم (مانند موسی) از شخص دیگری (مانند خضر) علم میآموزد؟
برخی معتقدند اشکالی ندارد که پیامبر در مسائلی که به اصل نبوت و رسالت او مربوط نیست، از دیگران بیاموزد.[۴۱] عدهای دیگر احتمال میدهند که «موسی» که در این داستان ذکر شده، حضرت موسی بن عمران (پیامبر اولوالعزم) نباشد، بلکه شخص دیگری با این نام باشد.[۴۲] تفسیری دیگر بر این باور است که خضر به واسطه علم لدنی و اتصال مستقیم به حقایق الهی، از موسی(ع) اعلم و داناتر بوده است، بنابراین شاگردی موسی از او امری طبیعی است.[۴۳]
داستان خضر و موسی در عرفان
به گفته پژوهشگران، داستان خضر و موسی(ع) در عرفان جایگاه ویژهای دارد و گفتارها و استدلالهای بسیاری از آن صورت پذیرفته است.[۴۴] در قرآن، محل ملاقات این دو پیامبر «مجمع البحرین» نامیده شده که عارفان آن را نمادی از مقام احدیت و مرز میان وجوب و امکان تفسیر میکنند. از این منظر، رسیدن به این مقام نیازمند عبور از خود و عالم امکان و ورود به توحید است تا بتوان «خضر» باطنی را ملاقات کرد.[۴۵]
اهل عرفان برای انبیاء سه مقام قائل هستند: مقام بشریت، مقام رسالت (ظاهر و شریعت)، و مقام ولایت (باطن و سلوک) که در این مقام به افراد به حسب استعدادشان، احکام قلبی و لوازم سلوک و حدود آن را تعلیم میدهند[۴۶] در داستان خضر و موسی، خضر نماد باطن و علم لدنی و ولایت است،[۴۷] درحالیکه موسی نماد ظاهر، نبوت و تشریع. موسی(ع)، با وجود کمال در تشریع، در باطن نیازمند تکمیل بود.[۴۸]
مرتضی مطهری به غفلت از جنبههای تاریخی و اجتماعی این داستان و تأکید صرف بر ابعاد عرفانی آن انتقاد کرده و معتقد است که پیامبر(ص) در مواقع لزوم، بدون توجه به قضاوت دیگران، راهی را که برای هدایت بشر لازم میدانست، برمیگزید.[۴۹]
پانویس
- ↑ آیه ۶۵ سوره کهف.
- ↑ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۵۰.
- ↑ آیه ۶۰ سوره کهف.
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۶۰.
- ↑ آیه ۶۰ سوره کهف.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۴۸۶.
- ↑ آیه ۶۶ سوره کهف.
- ↑ آیات ۶۷و۶۸ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۰ سوره کهف.
- ↑ آیات ۷۱و۷۲ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۴ سوره کهف.
- ↑ آیات ۷۵و۷۶ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۷ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۸ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۸ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۸ سوره کهف.
- ↑ آیه ۷۹ سوره کهف.
- ↑ آیات ۸۰و۸۱ سوره کهف.
- ↑ آیه ۸۲ سوره کهف.
- ↑ منصوری، خلیل، تاویل در قرآن با نگاهی به داستان موسی و خضر
- ↑ آیه ۶۰ سوره کهف.
- ↑ ملاحویش، بیان المعانی، ۱۳۸۲ق، ج۴، ص۱۹۰.
- ↑ میبدی، کشف الأسرار، ۱۳۷۱ش، ج۵، ص۷۱۹.
- ↑ آیه ۶۵ سوره کهف.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۳۶۷؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۵۰.
- ↑ به نقل از: سید مرتضی، تنزیه الأنبیاء، ۱۳۷۷ش، ص۸۲.
- ↑ آیه ۶۰ سوره کهف.
- ↑ طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۳، ص۳۵۴- ۳۵۵.
- ↑ بلاغی، قصص قرآن، نشر امیر کبیر، ۱۳۸۱ش، ص۴۰۴.
- ↑ آیه ۶۳ سوره کهف.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۴۸۴.
- ↑ طوسی، التبیان، ج۷، ص۶۸
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۳۶۳.
- ↑ آیه ۶۶ سوره کهف.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۵۰۵.
- ↑ به نقل از سیدمرتضی، تنزیه الأنبیاء، ۱۳۷۷ش، ص۸۵.
- ↑ طیب، أطیب البیان، ۱۳۷۸ش، ج۸، ص۳۷۷.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۴۸۹-۴۹۰.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۲، ص۵۰۷-۵۰۸.
- ↑ مطهری، مجموعه آثار، ۱۳۸۸ش، ج۱۵، ص۱۸۴.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۴۸۱.
- ↑ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۲۱، ص۴۸۲.
- ↑ ابنعربی، تفسیر ابن عربی، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۲۹.
- ↑ برای نمونه رجوع کنید به: گنابادی، قرآن مجید و سه داستان اسرار آمیز عرفانی، ۱۳۶۰ش، ص۵۱.
- ↑ اسفندیار و بیطرفان، نگاهی به ابعاد عرفانی داستان موسی(ع) و خضر در قرآن، ۱۳۸۹ق، ص۱۱.
- ↑ گنابادی، قرآن مجید و سه داستان اسرارآمیز عرفانی، ۱۳۶۰ش، ص۴۴-۴۵.
- ↑ اسفندیار و بیطرفان، نگاهی به ابعاد عرفانی داستان موسی(ع) و خضر در قرآن، ۱۳۸۹ش، ص۱۸.
- ↑ گنابادی، قرآن مجید و سه داستان اسرارآمیز عرفانی، ۱۳۶۰ش، ص۵۴.
- ↑ مطهری، فلسفه تاریخ، ص۱۹۷.
منابع
- بلاغی، صدرالدین، قصص قرآن، نشر امیر کبیر، تهران، ۱۳۸۱ش.
- رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق: حکمت، علیاصغر، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ پنجم، ۱۳۷۱ش.
- سید مرتضی (علم الهدی)، علی بن حسین، تنزیه الأنبیاء علیهم السلام، دار الشریف الرضی، قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش.
- شیخ صدوق، محمد بن على، علل الشرائع، قم، کتابفروشی داوری، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، الناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، مقدمه سید محسن امین، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
- طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
- فخرالدین رازی (فخر رازی)، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
- فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: اعلمی، حسین، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
- گرجی، مصطفی، تحلیل بوطیقای قصه موسی و خضر در مثنوی و کشف الاسرار، پژوهشهای ادبی، شماره ۹ و ۱۰، پاییز و زمستان ۱۳۸۴ش.
- مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، بینا، بیجا، ۱۳۸۸ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
- ملاحویش آل غازی، عبدالقادر، بیان المعانی، مطبعة الترقی، دمشق، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.
- منصوری، خلیل، تاویل در قرآن با نگاهی به داستان موسی و خضر
پیوند به بیرون