موعود باوری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

موعود باوری به معنای اعتقاد به یک نجات بخش است که در آخرالزمان برای نجات و رهایی انسان‌ها و برقراری صلح و عدالت خواهد آمد. منجی موعود و نجات‌بخش در نزد اقوام و ملل مختلف با آیین‌ها و فرهنگ‌های كاملاً متفاوت، به اَشكال و صور گوناگون و متنوعی مطرح شده است؛ اما همگی تقریباً در این نكته متفق‌القول‌اند كه نجات بخشی خواهد آمد و آنان را از یوغ بندگی ستمكاران و حاكمان زورگو رهانیده، جامعه‌ای پر از عدل و داد را به وجود خواهد آورد. هندوها انتظارِ دهمین تجلی ویشنو یا كالكی را دارند؛ بودایی‌ها ظهور بودای پنجم را منتظرند؛ یهودیان مسیح (ماشیح) را نجات دهنده می‌دانند؛ مسیحیان، فارقلیط را می‌طلبند كه عیسی مسیح مژده آمدنش را داده است؛ و بالاخره مسلمانان كه قائل به ظهور حضرت مهدی(ع) هستند.

موعود باوری در مکاتب غیردینی

موعودباوری در میان ژرمن‌ها، اسلاوها و ساکسون‌ها

ژرمن‌‌ها معتقد بودند كه فاتحی از طوایف آنان قیام نموده و نژاد ژرمن را در جهان برتری می‌بخشد.

نژاد اسلاو بر این باور بودند كه از مشرق زمین، یك نفر برمی‌خیزد که تمام قبایل اسلاو را متحد ساخته و بر دنیا مسلط می‌گرداند.

اهالی یوگسلاوی (صربستان) نیز در سرودهای حماسی خویش از شخصی به نام ماركو كرالیه ویچ[۱] نام می‌برند و انتظار ظهور وی را دارند.

ساكنان جزایر انگلستان از دیرباز منتظر ظهور آرتورند كه در جزیره آوالون سكونت دارد. بنابر عقیده ایشان وی روزی ظاهر می‌شود و نژاد ساكسون را در دنیا غالب می‌گرداند و سیادت جهان، نصیب آنان می‌گردد.[۲]

موعود باوری در میان قبایل بدوی آمریکا

اندیشه موعود در میان قبایل بدوی و تمدن‌های امریكای میانه نیز به صورت‌های متنوع و جالبی وجود دارد. بنابر باور اكثر آنان، شخصیت‌های اسطوره‌ای ایشان كه بعضاً تا مقام خدایی نیز ارتقا یافته‌اند، همانگونه كه به طور ناگهانی و اسرارآمیزی ناپدید شدند، دوباره روزی مراجعت می‌كنند و باعث نجات مردم و سامان بخشیدن به اوضاع جامعه خویش خواهند شد. مثلاً در میان سرخپوستان امریكای میانی، آزتك‌ها از كتسال كواتل و تولتك‌ها از سه آكاتل توپیلتسین و مایاها از كوكولكان در اساطیر خویش یاد می‌كنند كه احتمالاً منشأ هر سه یكی است.[۳]

موعود باوری در میان قبایل آفریقایی

در مورد ادیان آفریقائی برخی از محققان بر این باورند كه اطلاع ما از موعود باوری ادیان آفریقائی محدود به «مسیح گرائی» رواج یافته در همین یكی دو قرن اخیر است كه نهضت‌های جدید با چهره‌هایی كه «مسیح جدید» تلقی می‌شوند شكل گرفتند و بیشتر این نهضت‌ها نوید عصر آزادی و بهره‌مندی از فرصت و مجال زندگی و خرد بسندگی را می‌دهند.[۴]

موعود باوری در یونان باستان

در فرهنگ و اندیشه یونان باستان نیز سخن از صلح و آرامش در پس جنگ‌ها و نوید حكومت جهانی مردی بوده است كه خواهد آمد، تا بر همه بشریت فرمان براند در ۱۶۵ تا ۱۶۸ پ.م، پیش گویان پیامبرسان یونانی از «شاهزاده‌ای مقدس» سخن می‌گوید كه بر همه جهان تا ابد حكم خواهد راند و در جای دیگر پادشاهی را نوید می‌دهد كه در مشرق قیام می‌كند و صلح را برای همه بشریت به ارمغان می‌آورد.[۵]

موعودباوری در اندیشه‌ها و نظام‌های فلسفی

موعودباوری در مکاتب دینی

موعودباوری در ادیان غیرابراهیمی

در ادیان ایرانی

در میان مانویان

اعتقاد به موعود در عقاید مانوی نیز خودنمایی می‌كند. در انجیل زنده كه از متون مقدس مانویان و منسوب به مانی است، مانی خود را فارقلیط، یعنی همان كس كه مسیح مژده آمدنش را داده بود، می‌داند. در زبور مانوی كه یكی دیگر از آثار ادبی دینی مانویان است و به پیروی از زبور داوود سروده شده، مانی همان فارقلیط معرفی شده است:

«او را بزرگ می‌داریم، فارقلیط، مانی را، پسر و روح القدس را؛ آنان را می‌ستاییم با راستی.»[۶]

البته در جایی دیگر نوید موعود دیگری به جز مانی داده شده است:

«ای فارقلیط! تو از عیسی نازل شده‌ای، با صلح آمدی ای خورشید نوینِ جان‌های آدمیان! با صلح فرازآمدی، ای خداوندگار ما، مانی! بمای. تو را بستاییم و موعود نوین تو را.»[۷]

در قطعة شماره ۹ اسناد مكشوفه تورفان Turfun (كلكسیون لنینگراد) پرسش‌هایی درباره آخرالزمان و علامات آن مطرح می‌شود. این اسناد، سال‌ها پس از زمان مانی نوشته شده است، ولی از آن‌ها چنین بر می‌آید كه پیروان مانی به ظهور وی در آخرالزمان معتقد بوده‌اند. [۸] مانی وجود دارد كه در آن‌ها اشاره به ظهور مانی نمی‌شود، امّا از قراین چنین به دست می‌آید كه انتظار ظهور عیسی را دارند. در شاپورگان ترجمه مولر muller نام خردیشهر ایزد[۹] آمده كه در آخرالزمان باید ظهور كند. جكسون عقیده دارد كه بی شك عیسی به این لقب نامیده شده است.[۱۰]

در میان زرتشتیان

برخلاف دیگر ادیان، كه معمولاً منتظر یك موعود نجات‌بخش‌اند، زرتشتیان منتظر سه موعود هستند كه هر یك از آنها به فاصله هزار سال از دیگری ظهور خواهد كرد.[۱۱]

به موجب روایات زرتشتی و بنا به یشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد می‌شود كه با نام عمومی سوشیانس خوانده می‌شوند. این نام به خصوص برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته و او آخرین مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. كلمه سوشیانس كه از ریشه سو Sav,Su به معنی سود و سودمند است، در اوستا سئوشیانت Saoshyant آمده و در پهلوی به اشكال گوناگونی چون: سوشیانت، سوشیانس، سوشانس، سوسیوش، سیوسوش آمده است.[۱۲]

این سه پسر آینده زرتشت موعودهای نجات‌بخش‌اند كه در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از همدیگر ظهور خواهند كرد. این سه تن عبارتند از:[۱۳] ۱. اوخشْیت اِرتَه (Ukhsyat ereta)، یعنی پروراننده قانون مقدس (نیرو دهنده و روا كننده قانونِ دین و دادِ زرتشت).[۱۴] امروزه این نام را اوشیدر یا هوشیدر گویند، و در كتب پهلوی به صورت خورشیتدر یا اوشیتر آمده است. گاه كلمه بامی را به آن افزوده، هوشیدر بامی می‌گویند كه به معنی هوشیدر درخشان است. ۲. اوخْشْیت نِمَه (Ukhsyat nemah)، یا اوخشیت نِمَنگه، یعنی پروراننده نماز و نیایش. امروزه آن را اوشیدر ماه یا هوشیدر ماه می‌گویند، ولی در كتب پهلوی به صورت خورشیتماه و اوشیتر ماه ضبط شده است. ۳. اَستْوَتْ اِرِتَه (Astvat ereta)، یعنی كسی كه مظهر و پیكر قانون مقدس است. این استوَت اِرته همان سوشیانس، یعنی سومین و آخرین موعود در آیین مزدیسناست. این سه برادر از پشت و نطفه زرتشتْ هستند. بنابر سنت زرتشتی نطفه زرتشت را ایزد نریوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهید) سپرد، كه آن را در دریاچه كیانسیه (هامون) حفظ كرد.

در پایان هزاره دوازدهم، از خاندان بهروز، دوشیزه ای در آب هامون شست و شو می‌كند و بارور می‌شود و از او سوشیانس، آخرین آفریده اهورا مزدا، متولد می‌شود. در سی سالگی، مزدیسنا امانت رسالت را به وی واگذار می‌كند. به واسطه نشانه متوقف شدن خورشید در وسط آسمان، به عالمیان ظهور سوشیانس و نو كننده جهان بشارت داده خواهد شد. بعد از ظهور وی، اهریمن و دیوِ دروغ نیست و نابود می‌گردد. یاران آن موعود كه از جاودانان هستند، قیام می‌كنند و همراه وی خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوی روی دهد.[۱۵]

در ادیان شرقی

*در میان هندوها: در آیین هندو، موعود نجاتبخش موسوم به كالكی در پایان آخرین دوره زمانی از ادوار چهارگانه جهانی، یعنی كالی یوگه[۱۶] ظهور خواهد كرد. بنابر تفكر هندویی، جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشكیل شده است. در چهارمین دوره، یعنی عصر كالی، فساد و تباهی سراسر جهان را فرا می‌گیرد. زندگانی اجتماعی و معنوی به نازل‌ترین حدّ خود نزول می‌كند و موجبات زوال نهایی را فراهم می‌سازد.[۱۷] در این عصر (كالی یوگه یا دوره انحطاط) كه بنابر باورهای هندویی از نیمه شب بین ۱۷ و ۱۸ ماه فوریه سال ۳۱۰۲ قبل از میلاد مسیح شروع گردیده، و ما اكنون در آن به سر می‌بریم، فقط به یك چهارم دَرْمه (دین یا نظم كیهانی) عمل می‌شود و سه چهارمش به فراموشی سپرده شده است. مردمان این دوره گناهكار، ستیزه‌جو و چون گدایان، بداقبال و سزاوار اقبالی نیستند. چیزهای بی‌ارزش را ارج می‌نهند، آزمندانه می‌خورند و در شهرهایی زندگی می‌كنند كه پر از دزدان است.[۱۸] بر اساس ادیان و مكتب‌های فلسفی هند،[۱۹]در پایان چنین دوران سیاهی، آخرین و دهمین تجلّی (اوتارة) ویشنو موسوم به كالكی، سوار بر اسبی سفید و به هیأت انسان ظهور خواهد كرد. وی سراسر جهان را سواره و با شمشیری آخته و رخشان در می‌نوردد تا بدی و فساد را نابود كند. با نابود كردن جهان، شرایط برای آفرینشی نو مهیا می‌شود تا در مهایوگای آتی، دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابند.[۲۰]


*در بودیسم: در آیین بودا، اندیشه منجی موعود با مفهوم میتْرِیه (واژه‌ای سنسكریت به معنای مهربان) تبیین می‌گردد. در الهیات بودایی، او را بودای پنجم[۲۱] و آخرین بودا از بودایان زمینی می‌دانند كه هنوز نیامده است، امّا خواهد آمد تا همه انسان‌ها را نجات دهد. در نمادنگاری بودایی، او را به هیأت مردی نشسته كه آماده برخاستن است، نمایش می‌دهند تا نمادی باشد از آمادگی وی برای قیام!

روایات بودایی درباره شخصیت و چگونگی ظهور آخرین بودا یا منجی موعود یعنی كسی كه خواهد آمد تا همگان را مژده رهایی داده و آنان را از چرخه آهنین رجعت‌های مداوم به عالم نجات دهد، همداستان نیستند. در سنّت مهایانه كه یكی از دو سنّت یا مذهب اصلی بودایی است، توجه بیشتری به شخصیت میتریه شده است. در روایات مهایان‌های، شاكیه مونی ـ كه همان گُتمه بودای مشهور است ـ چهارمین بودا و میتریه كه پس از او خواهد آمد، به عنوان بودای پنجم معرفی شده است. در حالی كه در برخی روایات بودایی، گُتمه بودای هفتم است و بوداسف (Bodhesattava) در آینده و به عنوان آخرین بودا ظهور خواهد كرد. درباره زندگی و سرنوشت مقدّر میتریه نیز به عنوان آخرین بودا اختلاف وجود دارد. در كانون پالی (منبع اصلی اطلاعات ما از آیین بودای اولیه) اهمیت چندانی به وی نداده‌اند؛ تنها در یك سوره (سوره چكّه وتّی سیهه ناده) از این مجموعه، نام او را برده‌اند. امّا از آثار غیر كانونی (غیر مقدس) دو اثر به این آموزه اختصاص یافته است.

در مهاوَنسه كه به تاریخ سریلانكا می‌پردازد، روز شمار حوادث مربوط به قیام میتریه به وضوح چنین گفته شده است:

«پس از آن كه شاكیه مونی به پری نیروانه (نیروانه بزرگ) رسید، جهان پا به سراشیبی اجتماعی و كیهان شناختی نهاد؛ پنج هزار سال پس از آخرین بودا، آفتاب آموزه‌های بودایی افول می‌كند و طول عمر آدمیان به ده سال فرو می‌كاهد. در این زمان، چرخه وارونه می‌گردد: زندگی متحوّل شده، به طوری كه متوسط عمر مردم به هشتاد هزار سال می‌رسد.[۲۲] با این عمرهای طولانی و زمینة مناسب برای تعالیم بودا، یك چكره ورتین یا (راهنما) خواهد آمد. او برای مردم رفاه و بهروزی می‌آورد و آموزه‌های بودا را ترویج می‌كند. آن گاه كه چنین فضایی بهشت گون فراهم آمد، میتریه از آسمان توشیته نزول می‌كند، بودایی خویش را به كمال می‌رساند، و درمه را به فرهیختگان می‌آموزد. مَها كشیپه، از مریدان برجسته بودا، از خلسه‌ای كه پس از پری نیروانه معلم خویش بدان فرو رفته بود، بیرون می‌آید تا بار دیگر بودا را خدمت كند و آموزه‌های آن روشنی یافته را بشنود.»[۲۳]


*در آیین کنفوسیوس: كنفوسیوس شعار بازگشت به عصر فرزانه شاهان باستان را سرلوحه اندیشه های اصلاحی خویش قرار داده بود و در اندیشه طرفداران این آئین گره خوردن به فرزانگی شاهان وجود دارد.[۲۴]

*در آیین تائو:در بستر فرهنگی و دینی مردمان چین آئین تائو در كنار آئین كنفوسیوس و دیگر مكاتب فكری نقش آفریده است، منتهی در آئین تائو رگه های روشن تری از منجی باوری و انتظار موعود را می توان بر شناخت. بر پایه متن «زندگی قدیس آخر الزمان و پردوردار طریقت» در یك سال جن – چن، یعنی بیست و نهمین سال از دوره شصت ساله كه احتمالا ۳۹۲ باشد، لی هونگ ظهور خواهد كرد تا جهانی نو بر پا كند.[۲۵]

*در آیین شینتو: ژاپن نیز همچون چین فرهنگ و دیانتی چند گانه دارد و لذا دین شینتو وآئین بودا در هم آمیخته و درون مایه آرمان ها، بیم ها و امیدهای آن ملت را ساخته اند، به طوری كه شماری از مذاهب منجی باوری در آنجا سر بر آورده اند. كه مهم ترین آنها عبارتند از: كورزو میكو كه شخصی به نام كاواته بونجیرو (۱۸۸۳-۱۸۱۴م) پایه گذار آن بود و نهضت تنریكیو كه پرچم دار آن ناكایاما میكی (۱۸۷۸-۱۷۹۸م) است.[۲۶]

موعودباوری در ادیان ابراهیمی

در یهودیت

در كتاب مقدس یهودیان(عهد عتیق) اشارات مكرّری به نجات بخش آخر زمان شده است.[۲۷] شخصی كه می‌آید تا جهان مطلوبی كه همه خواستار آنند و سودایش را در سر می‌پرورانند را از نو بسازد. جهانی روشن و عاری از پلیدی‌ها كه در آن آدمی به همه آرزوها و امیال پاك انسانی برسد و كامیاب شود.

تقریباً در همه بخش های مزامیر، اشاره به ظهور منجی آخرالزمان، نوید پیروزی صالحان بر شریران، تشكیل حكومت واحد جهانی و بالاخره تبدیل ادیان و مذاهب گوناگون به دینی واحد و جهان‌شمول موجود است:

«و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساكین تو را به انصاف. آنگاه كوه‌ها برای قوم، سلامتی را به بار خواهند آورد، وتل‌ها نیز در عدالت، مساكین قوم را دادرسی خواهد كرد و فرزندان فقیر را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت.... در زمان او، صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتی خواهد بود، مادامی كه ماه نیست نگردد. و او حكمرانی خواهد كرد از دریا تا دریا، و از نهر تا اقصای جهان. به حضور وی، صحرانشینان گردن خواهند نهاد و دشمنانِ او خاك را خواهند لیسید... جمیع سلاطین او را تعظیم خواهند كرد و جمیع امّت‌ها او را بندگی خواهند نمود... بر مسكین و فقیر كَرَم خواهد فرمود و جان‌های مساكین را نجات خواهد بخشید... نام او تا ابد الآباد باقی خواهد ماند؛ اسم او پیش آفتاب دوام خواهد كرد؛ آدمیان در او برای یكدیگر بركت خواهند خواست، و جمیع امّت‌های زمین او را خوشحال خواهند خواند.»[۲۸]

یهودیان معتقدند نجات دهنده آخرالزمان، مسیح (=ماشیح) به معنای مسح شده خداوند است كه جهانِ مطلوب و درخشان آینده را می‌سازد. اكثر اندیشمندان یهود بر این باورند كه ظهور مسیح و فعالیت او برای بهبود وضع جهان و برقراری صلح و آرامش میان همه اقوام و تأمین خواست‌ها و نیازهای بشری، بخشی از نقشه‌های خداوند در آغاز آفرینش بوده است. براساس همین عقیده، لزوم وجود نجات بخش كه كسی جز مسیح نیست، پیش از آفرینش كاینات به ذهن خداوند خطور كرده است.[۲۹]

به اعتقاد همه یهودیان، نجات دهنده (مسیح) انسانی است همانند دیگران؛ امّا برخوردار از جلوه و جبروت خدایی. او جهان را با نور خویش كه جلوه‌ای از نور خداست روشن خواهد كرد. برخی ماشیح را همان داوود می‌دانند.[۳۰] برخی دیگر، او را از خانوادة داوود می‌شمارند.[۳۱] گروهی نیز می‌گویند كه خداوند در پایان جهان، داوود دیگری را برای نجات مردم می‌فرستد.[۳۲]

در مسیحیت

بنابر اعتقاد مسیحیان نجات دهنده، فارقلیط به معنای تسلّی دهنده و شفیع و مددكار است؛ امّا در عهد جدید، مراد از آخرین نجات دهنده همان عیسی مسیح است كه بار دیگر زنده خواهد شد و جهانِ سراسر فساد و تباهی را نجات خواهد داد:

«نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. پس همان عیسی را خدا برخیزاند و همه ما شاهد بر آن هستیم.»[۳۳]
«همچنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه برای كسانی كه منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.»[۳۴]

البته ذكر این نكته مهم در اینجا الزامی است كه در عهد جدید به جز عیسی مسیح، به موعود نجاتبخش دیگری نیز اشاره شده است كه عیسی مسیح، وعده آمدنش را می‌دهد. وی «تسلی دهنده» دیگری است كه مسیح از خدا (پدر) برای امّتش درخواست می‌كند و خدا او را اعطا می‌‌كند تا همیشه با ایشان باشد. جهان او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد، ولی آنانكه به مسیح ایمان دارند، وی را باز می‌شناسند:

«و من از پدر سؤال می‌كنم و تسلّی دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد كرد تا همیشه با شما باشد؛ یعنی روح راستی كه جهان نمی‌تواند او را قبول كند. زیرا كه او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، زیرا كه با شما می‌ماند و در شما خواهد بود.[۳۵]

او آن مسیحایی نیست كه امّت موسی و یهودیان انتظارش را داشته و دارند. او بعد از عیسی مسیح و پس از رفتن وی خواهد آمد. او هدایتگر به همه راستی‌ها است و جهان را به عدالت و داوری ملزم خواهد نمود. از خود چیزی نمی‌گوید، بلكه از مسیح خبر میدهد و او از خدا (پدر):

«و من به شما راست میگویم كه رفتن من برای شما مفید است؛ زیرا اگر نروم تسلّی دهنده نزد شما نخواهد آمد، امّا اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم. و چون او آید جهان را بر عدالت و داوری ملزم خواهد نمود... ولیكن چون او، یعنی روح راستی، آید شما را به جمیع راستی هدایت خواهد كرد؛ زیرا كه او از خود تكلّم نمی‌كند، بلكه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد؛ زیرا آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد....[۳۶]

در اسلام (مهدویت)

تمام فرق اسلامی نیز به ظهور منجی موعود در آخر الزمان امید و اعتقاد دارند، گرچه در چگونگی و ویژگی‌های فردی او اختلاف است. اهل سنت به ظهور مهدی موعود از نسل پیامبر اسلام(ص) اعتقاد دارند كه در آینده خواهد آمد، اما اعتقاد به امام حی‌ و حاضر، از عقاید اصلی شیعه و برخی از عالمان اهل تسنن است، بنابراین شیعه و سنی به سبب احادیث متواتر از پیامبر اسلام (ص)، به منجی موعود اعتقاد راسخ دارند كه با آمدن او، بساط ظلم و جور برچیده و عدل و قسط برپا می‌شود.

برای بررسی اندیشه موعود باوری در اسلام می‌توان به آیات قرآن تمسك كرد. این آیات بر دو قسم است:

  1. آیاتی كه به خودی خود در بردارنده نوعی وعده نجات در آینده جهان است كه مهدویت را می‌توان به عنوان یكی از مصادیق آن، یا مصداق كامل و تمام کننده آن تلقی كرد. از جمله آیه ۳۳ توبه، ۲۸ فتح، ۹ صف، ۱۰۵ انبیاء، ۵۵ نور، ۵ و ۶ قصص. البته تعداد این آیات زیاد نیست.
  2. آیاتی كه به خودی خود دلالت روشنی بر نجات و منجی موعود ندارد، اما در روایات مختلف، آن‌ها را به مهدویت و یا شخص مهدی (عج) تفسیر و یا تأویل کرده‌اند. تعداد این گروه از آیات، از گروه اول بیشتر است. روایات دربردارنده این گونه تفسیر‌ها و تأویل‌ها، در تفاسیر و مجامع حدیثی مختلف نقل شده است.

بعد از آیات قرآن اولین منبعی كه به آموزه منجی موعود در اسلام پرداخته روایات پیامبر (ص) می‌باشد. روایات نبوی دربردارنده تمام آن چیزی است كه برای تأسیس آموزه منجی موعود در یك دین لازم است. روایات فراوان نقل شده از پیامبر، آشكارا منجی موعود اسلام را با اسم و عنوان معرفی می‌كند. این احادیث، دربردارنده جزئیات بسیاری درباره شخص منجی، حوادث پیش و مقارن ظهور او و ثمرات و نتایج قیام او است. این روایات سینه به سینه نقل شده و سپس با نگارش كتاب‌ها و مجموعه‌های حدیثی، در آن‌ها ثبت و ضبط شده است.[۳۷]

در روایات شیعی در توصیف شخصیت ظاهری و باطنی منجی موعود آخرالزمان بسیار صریح و به دور از هرگونه پیچیدگی سخن گفته شده است. توصیف امام باقر (ع) از او چنین است:

«او شایسته‌ترین باقیمانده از فرزندان آدم (ع) و بهترین ذخیره از نوح پیامبر (ع) و برترین برگزیده از ابراهیم (ع) و آخرین امام راستین (ع) از نسل محمد (ص) پیام‌آور عدالت و حریت است. او نزدیكترین انسان به كتاب آسمانی و سزاوارترین فرد به سنت و روش پیامبر (ص) و تحقق بخش آرمان‌های والای قرآن و سنت است».[۳۸]

پانویس

  1. الیاده، میرچا، اسطوره بازگشت جاودانه، بهمن سركاراتی، ص ۵۴.
  2. الهامی، داود، او خواهد آمد، ص ۸۷-۸۸.
  3. كندری، مهران، دین و اسطوره در امریكای وسطا، ص ۱۱۸؛ كندری، مهران، فرهنگ و تمدن امریكای میانه، ص ۲۱۲-۲۱۸؛ رضی، هاشم، تاریخ ادیان، ج ۵، ص ۶۷۸-۶۸۰ و ص ۷۳۴.
  4. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص۱۲۸.
  5. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص۱۲۶.
  6. آلبری، سی. آر. س. زبور مانوی، ترجمه اسماعیل پور، مزمور ۲۲۰.
  7. آلبری، سی. آر. سی. زبور مانوی، مزمور ۲۲۷.
  8. اوشيدری، جهانگير، دانشنامه مزدیسنا، ص ۳۴۲.
  9. مقالات تقی زاده، ج ۹، مانی و دین او، ص ۴۴.
  10. اسماعيل ‏پور، ابوالقاسم، اسطوره آفرينش در آيين مانی، اسطوره آفرینش در آیین مانی، ص ۸۳-۸۴، حاشیه ۹۵.
  11. مری بویس، تاریخ كیش زرتشت، ترجمه صنعتی زاده، ص ۳۹۱.
  12. پورداود، رساله سوشیانس، ص ۸؛ فرهنگ نام‌های اوستا، ج ۲، ص ۷۶۹. در فروردین یشت، بند ۱۲۹،
  13. رسالة سوشیانس، ص ۱۴-۱۶؛ یشتها، ۲: ۱۰۰-۱۰۱؛ فرهنگ نام ‌های اوستا، ۷۷۷:۲.
  14. وندیداد، ج ۴، ص ۱۷۵۷.
  15. یشتها، ۱۰۱:۲؛ وندیداد، ج ۴، ص ۱۷۵۷-۱۷۵۸.
  16. شایگان، داریوش، ادیان و مكتب‌های فلسفی هند، ۱: ۲۸۱-۲۸۴؛ جلالی نائینی، مهابهارت، ج۱، ص۲۰-۲۲، ۱۳۹، ۳۵۳ به بعد؛ ج۳، ص۵۵، ۱۲۶-۱۲۷، ۲۵۷، ۳۰۵؛ ایونس، ورنیكا، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، ص ۳۹-۴۳.
  17. شايگان، داريوش، ادیان و مكتب‌های فلسفی هند، ج۱، ص۲۸۲.
  18. ایونس، ورنیكا، اساطیر هند، ص ۴۱.
  19. ایونس، ورنیكا، اساطیر هند، ج۱، ص۲۷۴.
  20. ایونس، ورنیكا، اساطیر هند، ص ۱۲۵-۱۲۶.
  21. ولفگانگ شومان، هانس، آیین بودا، ترجمه ع. پاشایی، ص ۱۲۱.
  22. الیاده، میرچا، اسطوره بازگشت جاودانه، ص ۱۲۴.
  23. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص ۱۱۸.
  24. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص۱۱۶.
  25. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص۱۲۴-۱۲۵.
  26. موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش. ص۱۲۶.
  27. ر.ك: اشعیا، ۱:۱۱-۱۰ و ۶۵: ۹-۱۳ و ۱۸-۲۰؛ دانیال، ۱۲: ۱-۵ و ۱۰-۱۳؛ حبقوق، ۲: ۳-۵.
  28. مزامیر ۷۲: ۲-۱۸؛ و ر.ك: مزامیر ۳۷: ۹-۱۲، ۱۷-۱۸ و ۹۶: ۱۰-۱۳.
  29. کهن، آبراهام، گنجینه‌ای از تلمود، ص ۳۵۲.
  30. هوشع ۳: ۵
  31. مزامیر ۱۸: ۴۹-۵۰؛ گرينستون، جوليوس، انتظار مسیحا در آیین یهود، ص ۶۵ و ۶۶؛ برای آگاهی بیشتر ر.ك: کهن، آبراهام، گنجینه‌ای از تلمود، ص ۳-۳۵۲.
  32. ارمیا، ۹:۳۰
  33. اعمال رسولان، ۲: ۳۱ و ۳۲.
  34. رساله به عبرانیان، ۲۸:۹.
  35. انجیل یوحنا، ۱۷:۱۴.
  36. انجیل یوحنا، ۱۶: ۸-۱۴.
  37. موحدیان عطار، علی، گونه‌شناسی اندیشه منجی موعود در ادیان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، سال ۸۹، ص۲۲۷.
  38. بورونی، علی، ماشیح، مسیحا، مهدی در ادیان ابراهیمی، انتشارات مرغ سلیمان، چاپ اول، سال ۸۹، ص۷۲.

منابع

  • آلبری، سی. آر.سی. زبور مانوی، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فكر روز، ۱۳۷۵ش.
  • آیین گنوسی و مانوی، ویراسته میرچاالیاده، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل پور، انتشارات فكر روز، ۱۳۷۳ش.
  • اسماعیل پور، ابوالقاسم، اسطوره آفرینش در آیین مانی، انتشارات فكر روز، ۱۳۷۵ش.
  • الیاده، میرچا، اسطوره بازگشت جاودانه، ترجمه بهمن سركاراتی، نشر قطره، ۱۳۷۸ش.
  • اوشیدری، جهانگیر، دانشنامه مزدیسنا، نشر مركز، ۱۳۷۱ش.
  • ایونس، ورونیكا، اساطیر هند، ترجمه باجلان فرخی، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۳ش.
  • بورونی، علی، ماشیح، مسیحا، مهدی در ادیان ابراهیمی، انتشارت مرغ سلیمان، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
  • جلالی نائینی، مهابهارت، ناشر كتابخانه طهوری، ۱۳۵۹ش.
  • رضی، هاشم، تاریخ ادیان، انتشارات كاوه، ج ۴ و ۵، ۱۳۴۵ش.
  • شایگان، داریوش، ادیان و مكتبهای فلسفی هند، انتشارات امیركبیر، ۱۳۵۶ش.
  • کتاب مقدس
  • کندری، مهران، فرهنگ و تمدن امریكای جنوبی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۷۱ش.
  • کندری، مهران، فرهنگ و تمدن امریكای میانه، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۹ش.
  • كهن، آبراهام، گنجینه‌ای از تلمود، ترجمة امیر فریدون گرگانی، چاپ زیبا، ۱۳۵۰ش.
  • گرینستون، جولیوس، انتظار مسیحا در آیین یهود ترجمه حسین توفیقی، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ دوم، ۱۳۸۷ش.
  • مقالات تقی زاده، زیر نظر ایرج افشار، ج ۹ (مانی و دین او)، انتشارات شكوفان، ۱۳۵۶ش.
  • موحدیان عطار، علی، فصلنامه تخصصی ادیان و مذاهب، سال سوم و چهارم، ش دوازدهم و سیزدهم، بهار ۱۳۸۰-۱۳۸۱ش.
  • موحدیان عطار، علی و دیگران، گونه‌شناسی اندیشه منجی موعود، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۸۸ش.
  • ولفگانگ شومان، هانس، آیین بودا، ترجمه ع. پاشایی.