بشیریه

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

بَشیریه فرقه‌ای از غالیان شیعه، پیرو محمد بن بشیر کوفی از موالی بنی اسد که معاصر چند امام از جمله امام کاظم بوده است. از تعداد پیروان این فرقه و تحولات تاریخی آن اطلاعی در دست نیست. بشیر کوفی در آغاز از شیعیان امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) بود و سپس به غلو گرایید.

ادّعای خدایی برای پیامبر(ص)،اعتقاد به دو خدایی و مهدی بودن امام کاظم(ع)، از مهم‌ترین عقاید ابن بشیر است. امام صادق(ع) و امام کاظم(ع) به صورت لعن و طرد به رفتار و عقاید او واکنش نشان دادند. پس از دوره جانشین ابن بشیر، نامی و یادی از پیروان این فرقه در میان نیست.


بشیریه یا بشریه

در بعضی از گزارش‌ها از این فرقه با نام بشریه یاد شده است، در الفصول المختاره، این فرقه با واژه بشریه ضبط شده است.[۱]با توجه به اینکه در تنقیح المقال، نام مؤسس این فرقه همان محمد بن بشیر (بر وزن فعیل)آمده،[۲]ظاهراً بشریه اشتباه است.[۳]


مؤسس

بنیانگذار این فرقه محمد بن بشیر اسدی کوفی، در برخی منابع نام وی محمد بن بشر نیز آمده است[۴] وی در کوفه به دنیا آمد و همانجا زیست. در آغاز از شیعیان معاصر امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام بود و سپس به غلوّ گرایید[۵] در پی ادعاهایش کسانی به او پیوستند، اما از تعداد پیروان او و امتداد تاریخی آنان اطلاعی در دست نیست. سرانجام به دست خلیفه عباسی به قتل رسید.[۶]

مهارت ابن بشیر

طبق بعضی از گزارش‌های محمد بن بشیر صاحب شعبده و مخاریق بوده است، زیرا کارهای خارق عادت از او سر می‌زد و ظاهراً از آنها برای جلب توجه مردم استفاده می‌کرد.

از جمله کارهای خارق العاده وی هنگامی بود که خلیفه هارون عباسی او را بازداشت کرد، وی از خلیفه خواست تا آزادش کند و او در عوض چیزی برای خلیفه بسازد که خوشایند او باشد. سپس برای او چرخ چاهی ساخت که با استفاده از جیوه، بی‌آنکه کسی با آن کار کند؛ از چاه آب می‌کشید و باغچه‌ای را آبیاری می‌کرد. اندکی بعد، یکی از چرخها شکست و دستگاه از کار افتاد.[۷]

همراهی با واقفیه

وی در زمان امام کاظم(ع) برای منحرف کردن مردم از امامت آن حضرت و ایجاد تردید در مردم تلاش می‌کرد، تا آنجا که مدعی شد این موسی بن جعفر(ع) آن موسی بن جعفر مذکور در سخنان امام صادق(ع) نیست[۸] ولی اوج انحراف وی، پس از شهادت امام کاظم(ع)[۹] بوده است. او با پیدایش فرقه واقفیه، خود را با آنها همراه نشان داد، و به دلیل نپذیرفتن امامت امام رضا(ع)، برخی او را از واقفیه شمرده‌اند.[۱۰]

مناظره با هشام بن سالم

چند تن از شاگردان امام صادق علیه‌السلام، از جمله هشام بن سالم، با محمد بن بشیر مناظره کردند. وی در این مناظرات صریحاً به عقاید خویش اقرار کرد و منکر آنها نشد.[۱۱]

این رفتارها و عقاید عجیب و غریب، سرانجام محمدبن بشیر را به کشتن داد.[۱۲]

واکنش ائمه

زمینه‌های انحراف در محمدبن بشیر از زمان امام صادق علیه‌السلام پدیدار شد. به همین سبب، طبق روایت کشی، امام صادق علیه‌السلام او را لعن کرد[۱۳] امام کاظم(ع) نیز وی را لعن و طرد کرد[۱۴] و امام رضا علیه‌السلام وی را دروغگو شمرد.[۱۵]

عقاید مهم

درباره توحید، نبوت، امامت وانسان

  • ادّعای خدایی برای پیامبر(ص) و امامان علیهم السلام و اینکه روح خدا در پیامبر(ص) و امامان(ع) حلول کرده است.
  • اعتقاد به تناسخ، و اینکه روح پیامبر(ص) در امام بعدی و سپس در امام دیگر ظهور می‌کند.
  • دو بعدی بودن انسان که ظاهرش از خاک و باطنش ازلی است.
  • اعتقاد به دو خدایی.
  • ادعای نبوت برای خویشتن.
  • اشتراکی بودن اموال در میان پیروانش.

غلو درباره امام کاظم علیه‌السلام

محمد بن بشیر و پیروانش درباره امام کاظم علیه‌السلام عقایدی غلوآمیز داشتند، این عقاید عبارت بودند از:

  • امام زندانی نشده و از دنیا نرفته، بلکه غایب و پنهان شده است و قائم مهدی هموست.
  • امام کاظم علیه‌السلام خود را بر اهل ظلمت، ظلمانی و بر اهل نور، نورانی نشان می‌دهد
  • امام نزد او (بشیر) است و هرگاه بخواهد او را می‌بیند. می‌گویند مجسمه‌ای به صورت امام کاظم ساخته بود و آن را به برخی از دوستانش نشان می‌داد و می‌گفت که این موسی بن جعفر است.
  • خود وی جانشین امام کاظم(ع) و پس از وی پسرش، سمیع بن محمد، جانشین اوست و این زنجیره تا قیام امام موسی کاظم(ع) ادامه خواهد یافت.
  • هر کس پس از امام کاظم(ع) ادعای امامت یا انتساب به خاندان پیامبر(ص) کند، کافر و دروغگوست و جان و مالش حلال است، و در نادرستی نسب وی باید تردید کرد. این ادعا را درباره امام رضا(ع) نیز مطرح کرد.[۱۶]


سرانجام این فرقه

پس از محمدبن بشیر، هاشم بن ابی هاشم، معاصر امام جواد علیه‌السلام همان فنون را که از او فرا گرفته بود به کار بست و به تبلیغ آیین وی پرداخت.[۱۷]

از زمان هاشم به بعد، نامی و یادی از پیروان این فرقه جز به عنوان ذکر تاریخ گذشته در میان نیست ؛ چنانکه اشعری و نوبختی و کشی و مفید و شیخ طوسی اشاره‌ای به وجود آنها در عصر خود نکرده‌اند.


پانویس

  1. الفصول المختاره،ص۳۰۵
  2. تنقیح المقال، مامقانی، ج۱،ص ۸۷
  3. فرهنگ جامع فرق اسلامی، ص۲۸۷
  4. طوسی، ص۳۶۱؛مفید، ص۲۵۴
  5. کشّی، ص۴۸۱؛مفید، ص۲۵۴
  6. فرهنگ جامع فرق اسلامی، ج۱، ص۲۸۶
  7. کشّی، ص۴۸۱
  8. کشّی، ۴۸۲
  9. ص ۱۷۹
  10. کشّی، ص۴۷۷
  11. کشّی، ص۴۷۸؛اشعری، ص۹۱
  12. کشّی، ص۴۸۳؛علاّ مه حلّی، ص۳۹۳؛خوئی، ج ۱۵، ص۱۲۷۱۳۲؛تستری، ج ۸، ص۷۹۸۱
  13. ص ۴۸۱
  14. کشّی، ص۴۸۳
  15. کشّی، ص۳۰۲
  16. نوبختی، ص۱۲۲۱۲۳؛اشعری، ص۶۲۶۳، ۹۱۹۲؛مفید، ص۲۵۴؛کشّی، ص۴۷۸۴۸۲
  17. کشّی، ص۴۸۲

منابع

  • اشعری، سعدبن عبدالله، کتاب المقالات والفرق، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.
  • تستری، محمدتقی، قاموس الرجال، تهران ۱۳۷۹۱۳۹۱.
  • خوئی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم ۱۳۶۹ ش.
  • خمینی سید حسن، فرهنگ جامع فرق اسلامی،انتشارات اطلاعات، تهران،۱۳۸۹.
  • طوسی، محمدبن حسن، رجال الطوسی، نجف ۱۳۸۰/ ۱۹۶۱.
  • حلّی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، چاپ جواد قیومی، قم، ۱۴۱۷.
  • کشّی، محمدبن عمر، اختیار معرفة الرجال، (تلخیص) محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ ش.
  • مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، المرتضویه، نجف، ۱۳۵۰ق.
  • مفید، محمدبن محمد، الفصول المختارة من العیون و المحاسن، قم ۱۳۹۶.
  • نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعة نوبختی، ترجمه و تعلیقات محمد جواد مشکور، تهران ۱۳۶۱ ش.


پیوند به بیرون