پرش به محتوا

فرزندخوانده: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Shadiba
جزبدون خلاصۀ ویرایش
imported>Shadiba
خط ۱۲: خط ۱۲:
نزول [[آیات|آیاتی]] درباره فرزندخواندگی، نشان می‌دهد که در عصر [[نزول قرآن]] نیز فرزندخواندگی رواج داشته است.<ref>سبزواری، الاستنساخ بين التقنية و التشريع، ۱۴۲۳ق، ص۱۳۳.</ref> [[قرآن]]، در دو جا با جمله «عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً؛ شاید به ما سودی برساند یا او را به فرزندی بپذیریم» به سابقه این موضوع در پیش از [[اسلام]] اشاره می‌کند. مورد اول [[آیه]] نهم [[سوره قصص]] است؛ هنگامی که [[حضرت موسی]] را از آب گرفتند همسر [[فرعون]] ([[آسیه]]) این جمله را درباره موسی می‌گوید. مورد دوم آيه ۲۱ [[سوره یوسف]] است؛ وقتی که [[عزیز مصر]] [[یوسف]] را خرید، به همسرش [[زلیخا]] این جمله را درباره یوسف می‌گوید.<ref>قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۵۲.</ref>
نزول [[آیات|آیاتی]] درباره فرزندخواندگی، نشان می‌دهد که در عصر [[نزول قرآن]] نیز فرزندخواندگی رواج داشته است.<ref>سبزواری، الاستنساخ بين التقنية و التشريع، ۱۴۲۳ق، ص۱۳۳.</ref> [[قرآن]]، در دو جا با جمله «عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً؛ شاید به ما سودی برساند یا او را به فرزندی بپذیریم» به سابقه این موضوع در پیش از [[اسلام]] اشاره می‌کند. مورد اول [[آیه]] نهم [[سوره قصص]] است؛ هنگامی که [[حضرت موسی]] را از آب گرفتند همسر [[فرعون]] ([[آسیه]]) این جمله را درباره موسی می‌گوید. مورد دوم آيه ۲۱ [[سوره یوسف]] است؛ وقتی که [[عزیز مصر]] [[یوسف]] را خرید، به همسرش [[زلیخا]] این جمله را درباره یوسف می‌گوید.<ref>قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۵۲.</ref>


همچنین با توجه به این که [[آزَر]]، عمو یا همسر مادر [[حضرت ابراهیم]] بوده است، و چون در آیه ۷۴ [[سوره انعام]]، آزر به نام پدر ایشان خوانده شده است (وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ)، نتیجه گرفته می‌شود آزر، حضرت ابراهیم را به فرزندخواندگی پذیرفته بوده است.<ref>غریب، «زوجین نابارور و فرزندخواندگی از دیدگاه فقه شیعی»، ۱۳۸۷ش، ص۹۹، به نقل از: غفاری، علی اکبر، دراسات فی علم الدرایه، تهران، جامعه الامام الصادق، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۸.</ref>
همچنین با توجه به این که [[آزَر]]، عمو یا همسر مادر [[حضرت ابراهیم]] بوده است، و چون در آیه ۷۴ [[سوره انعام]]، آزر به نام پدر ایشان خوانده شده است (<small>وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ؛ هنگامى را كه ابراهيم به پدر خود «آزر» گفت</small>)، نتیجه گرفته می‌شود آزر، حضرت ابراهیم را به فرزندخواندگی پذیرفته بوده است.<ref>غریب، «زوجین نابارور و فرزندخواندگی از دیدگاه فقه شیعی»، ۱۳۸۷ش، ص۹۹، به نقل از: غفاری، علی اکبر، دراسات فی علم الدرایه، تهران، جامعه الامام الصادق، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۸.</ref>


برخی مفسران نیز فرزندخواندگی را یکی از مصادیق آیه ۳۳ [[سوره نساء]] در عبارت «وَ الَّذينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُم» دانسته‌اند.<ref>عالمی طامه، «عقد فرزندخواندگی»، ۱۳۸۷ش، ص۴۸-۴۹؛ تبادکانی، «ارث»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۸۹.</ref>
برخی مفسران نیز فرزندخواندگی را یکی از مصادیق آیه ۳۳ [[سوره نساء]] در عبارت «وَ الَّذينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُم؛ و كسانى كه شما [با آنان‌] پيمان بسته‌ايد» دانسته‌اند.<ref>عالمی طامه، «عقد فرزندخواندگی»، ۱۳۸۷ش، ص۴۸-۴۹؛ تبادکانی، «ارث»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۸۹.</ref>


نکته دیگر این که اعراب درباره خداوند نیز موضوع فرزندخوانده و فرزند ادعایی را اظهار می‌کردند.<ref>مصطفوى، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ۱۴۰۲ق، ج۳، ص۲۱۹.</ref> آیاتی به این موضوع اشاره دارند: [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۱۶؛ [[سوره یونس]]، آیه ۶۸؛ [[سوره مریم]]، آیه‌ ۸۸؛ [[سوره انبیاء]]، آیه ۲۶؛ برخی آیات نیز فرزندخواندگی برای خداوند را نفی می‌کنند: [[سوره یونس]]، آیه ۶۸؛ [[سوره اسراء]]، آیه ۱۱۱؛ [[سوره مریم]]، آيه ۹۲؛ [[سوره انبیاء]]، آیه ۲۶؛ [[سوره فرقان]]، آیه ۲؛ [[سوره زمر]]، آیه ۴؛ [[سوره جن]]، آيه ۳.
نکته دیگر این که اعراب درباره خداوند نیز موضوع فرزندخوانده و فرزند ادعایی را اظهار می‌کردند.<ref>مصطفوى، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ۱۴۰۲ق، ج۳، ص۲۱۹.</ref> آیاتی به این موضوع اشاره دارند: [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۱۶؛ [[سوره یونس]]، آیه ۶۸؛ [[سوره مریم]]، آیه‌ ۸۸؛ [[سوره انبیاء]]، آیه ۲۶؛ برخی آیات نیز فرزندخواندگی برای خداوند را نفی می‌کنند: [[سوره یونس]]، آیه ۶۸؛ [[سوره اسراء]]، آیه ۱۱۱؛ [[سوره مریم]]، آيه ۹۲؛ [[سوره انبیاء]]، آیه ۲۶؛ [[سوره فرقان]]، آیه ۲؛ [[سوره زمر]]، آیه ۴؛ [[سوره جن]]، آيه ۳.

نسخهٔ ‏۱۲ مارس ۲۰۱۸، ساعت ۱۵:۳۷

فرزندخوانده کسی است که دیگری (غیر از پدر و مادر واقعی) او را به فرزندی پذیرفته باشد. فرزندخواندگی سابقه تاریخی دارد و قرآن به سابقه آن پیش از اسلام و نیز زمان نزول قرآن اشاره دارد. در عربستان، فرزندخواندگی بسیار رایج بوده است و پیامبر نیز فرزندخوانده‌ای به نام زید بن حاثه داشت. اعراب برای فرزندخوانده همان آثار و احکام فرزند واقعی را در نظر می‌گرفتند؛ مانند ارث بردن و محرمیت. قرآن فرزندخواندگی و احکام مرسوم آن را با صراحت رد و نفی کرده است.

فرزندخوانده کیست؟

فرزندخوانده کسی است که دیگری (غیر از پدر و مادر واقعی) او را به فرزندی پذیرفته باشد.[۱] فرزندخواندگی، نهادی فقهی ـ حقوقی است که طبق آن رابطه خاصی میان فرزندخوانده و پدرخوانده و مادرخوانده به وجود می‌آید[۲] در اصطلاح فقهی، فرزندخواندگی این است که شخص بر اساس ادعا و بدون دلیلی برای اثبات فرزندی، فرزند دیگری را فرزند واقعی خود بگیرد؛ چه این فرزند، نسبتش با والدینش ناشناخته باشد، مانند بچه سرراهی (لقیط) یا معلوم باشد، مانند یتیم.[۳]

سابقه تاریخی فرزندخواندگی

فرزندخواندگی سابقه تاریخی نسبتاً طولانی دارد[۴] پیش از اسلام و در دوران جاهلیت و نیز در میان امت‌های پیشرفته آن روز مانند روم و فارس[۵]، و در ایران قبل از حمله اعراب و استقرار ضوابط اسلامی[۶]مرسوم بوده است. در عربستان پیش از اسلام، در میان قبایل مختلف، فرزندخواندگی یا تَبَنّی بسیار رواج داشت و فرزندخوانده را دُعی می‌نامیدند. همچنین فرزندخوانده از فرزندپذیر ارث می‌برد و نکاح با زوجه او بر پدرخوانده ممنوع بود.[۷]

فرزندخواندگی در قرآن

نزول آیاتی درباره فرزندخواندگی، نشان می‌دهد که در عصر نزول قرآن نیز فرزندخواندگی رواج داشته است.[۸] قرآن، در دو جا با جمله «عَسى‏ أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً؛ شاید به ما سودی برساند یا او را به فرزندی بپذیریم» به سابقه این موضوع در پیش از اسلام اشاره می‌کند. مورد اول آیه نهم سوره قصص است؛ هنگامی که حضرت موسی را از آب گرفتند همسر فرعون (آسیه) این جمله را درباره موسی می‌گوید. مورد دوم آيه ۲۱ سوره یوسف است؛ وقتی که عزیز مصر یوسف را خرید، به همسرش زلیخا این جمله را درباره یوسف می‌گوید.[۹]

همچنین با توجه به این که آزَر، عمو یا همسر مادر حضرت ابراهیم بوده است، و چون در آیه ۷۴ سوره انعام، آزر به نام پدر ایشان خوانده شده است (وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ؛ هنگامى را كه ابراهيم به پدر خود «آزر» گفت)، نتیجه گرفته می‌شود آزر، حضرت ابراهیم را به فرزندخواندگی پذیرفته بوده است.[۱۰]

برخی مفسران نیز فرزندخواندگی را یکی از مصادیق آیه ۳۳ سوره نساء در عبارت «وَ الَّذينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُم؛ و كسانى كه شما [با آنان‌] پيمان بسته‌ايد» دانسته‌اند.[۱۱]

نکته دیگر این که اعراب درباره خداوند نیز موضوع فرزندخوانده و فرزند ادعایی را اظهار می‌کردند.[۱۲] آیاتی به این موضوع اشاره دارند: سوره بقره، آیه ۱۱۶؛ سوره یونس، آیه ۶۸؛ سوره مریم، آیه‌ ۸۸؛ سوره انبیاء، آیه ۲۶؛ برخی آیات نیز فرزندخواندگی برای خداوند را نفی می‌کنند: سوره یونس، آیه ۶۸؛ سوره اسراء، آیه ۱۱۱؛ سوره مریم، آيه ۹۲؛ سوره انبیاء، آیه ۲۶؛ سوره فرقان، آیه ۲؛ سوره زمر، آیه ۴؛ سوره جن، آيه ۳.

احکام فرزندخوانده

در اسلام، فرزندخواندگی به شیوه جاهلیت و در نظر گرفتن تمام آثار فرزند واقعی، نفی شد و قرآن با صراحت آن را در آیه چهارم سوره احزاب رد می‌کند: «وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُم؛ و خدا فرزندخواندگانتان را فرزندانتان نساخت. اينها چيزهايى است كه به زبان می‌‏گوييد». این آیه با واژه «اَدعیاء» (جمع «دُعی») از فرزندخواندگی یاد و بیان می‌کند که رابطه فرزند با پدر و مادر، رابطه‌ای حقیقی و طبیعی است نه تشریفاتی و قراردادی.[۱۳] همچنین در آیه بعدی نیز تأکید می‌کند که فرزندان را به نام پدرانشان بخوانید ـ که این نزد خدا منصفانه‌تر است ـ و اگر پدرانشان را نمی‌شناسید آنان را موالی و برادران دینی خود بدانید: «اُدْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَواليكُم».

اسلام این رسم غیرمنطقی و خرافی را به شدت نفی می‌کند و برای کوبیدن این سنت غلط، پیامبر با همسر پسرخوانده‌اش (زید بن حارثه) پس از آن که زید از او (زینب دختر جحش) طلاق گرفت ازدواج می‌کند.[۱۴] قرآن در آیات ۳۶ تا ۴۰ سوره احزاب به ماجرای این ازدواج اشاره می‌کند و حتی در آیه ۳۷ این سوره از زید نام می‌برد. همچنین برای پاسخ به این اعتراض که چرا پیامبر با همسر پسرش ازدواج کرد، در آیه چهلم تأکید می‌کند که محمد پدر تکوینی و طبیعی (زیستی) هیچ یک از مردان شما نیست، بلکه او رسول خدا و خاتم الانبیاء است.[۱۵]

در کتب فقهی، از فرزندخواندگی در باب عتق و نیز در استفتائات سخن گفته شده است.[۱۶]

قرآن، سه اثر مرسوم فرزندخواندگی، یعنی نسب، محرمیت و ارث را صریحاً نفی کرده است:

نسب

در آیه ۴ سوره احزاب، رابطه نَسَبی فرزندخواندگی، نام‌گذاری فرزندخوانده به غیر پدر واقعی رد می‌شود. در روایات فقهی نیز به عدم ثبوت نسبت میان فرزندخوانده و فرزندپذیر تصریح شده است.[۱۷] در کتب فقهی برای رابطه نَسبی میان فرزند و بستگان نسبی‌اش، آثار متعددی بیان شده است. برخی معتقدند که در اسلام تنها برخی از این آثار (محرمیت، ارث و ازدواج) پذیرفته نشده اما آثار دیگر (مانند حضانت، ولایت شرعی، نفقه میان والدین و فرزندادن، ربا میان پدر و فرزند و ...) برقرار است.[۱۸]

محرمیت

در اسلام، سه عامل نَسب (رابطه نسبی فرزند با والدین)، سَبب (مانند سببیت ازدواج در مَحرمیّت عروس یا آمیزش در محرمیت ربیبه) و رضاع (شیردهی طبق ضوابط شرعی) موجب محرمیت می‌شود که هر کدام مفهوم و مرز روشن و معینی دارند و بدون رعایت آن ضوابط، هیچ کدام از این عوامل شامل فرزندخوانده و فرزندپذیران نمی‌شود.[۱۹] آیات ۳۶ ـ ۴۰ سوره احزاب بر عدم محرمیت همسر فرزندخوانده بر فرزندپذیر و حلال بودن ازدواج با او پس از جدایی دلالت دارد.

برای حل مشکل محرمیت میان فرزندخوانده و فرزندپذیر، برای برخی موارد راه‌حل‌های شرعی با شیردهی و ازدواج بیان شده است که در کتب فقهی در احکام رضاع و نکاح بحث می‌شود و نیز در استفتائات از مراجع تقلید و نیز برخی تک‌نگاری‌های فقهی به مسائل مختلف آن پرداخته شده است.[۲۰]

ارث

از سنت‌های میان عرب آن بود که فرزندخوانده مانند فرزند حقیقی خانواده ارث می‌برد. با نزول آیات ۴ و ۴۰ سوره احزاب که در آنها فرزند حقیقی بودن پسرخوانده نفی شد، آثار آن از جمله توارث ابطال شد.[۲۱] همچنین آیات ارث، از جمله آیه ۱۱ سوره نساء که در آن ارث والدین و ارث فرزندان بیان شده است، بر رابطه طبیعی و واقعی میان آنها دلالت دارد.

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود
الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  • امامی، اسدالله، «وضع حقوقی فرزندخواندگی در ایران»، مجله پژوهش‌های فلسفی کلامی، ش ۱۲، زمستان ۱۳۷۸ش.
  • انصاری شيرازى، قدرت الله و پژوهشگران مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، موسوعة أحكام الأطفال و أدلتها، قم، مركز فقهى ائمه اطهار(ع)، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • تبادکانی، سیدحسن، «ارث»، دائرة المعارف قرآن کریم، قم، مرکز فرهنگ و قرآن کریم، چاپ چهارم، [بی‌تا].
  • خنجری علی‌آبادی، ‌امین و یعقوب سیفی علمی، «بررسی فرزندخواندگی در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران»، فصل‌نامه علمی ـ حقوقی قانون یار، بهار ۱۳۹۶ش.
  • سبزواری، ، سيد على بن عبد الأعلى، الاستنساخ بين التقنية و التشريع، قم، دفتر آیت الله سبزواری، چاپ دوم، ۱۴۲۳ق.
  • شریعتی‌نسب، صادق، «محرمیت در فرزندخواندگی«، مجله علمی ـ پژوهشی تحقیقات حقوقی، ش ۶۶، تابستان ۱۳۹۳ش.
  • طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • عالمی طامه، حسن، «عقد فرزندخواندگی»، فصل‌نامه علمی ـ پژوهشی حقوق، ش ۱۹، زمستان ۱۳۸۷ش.
  • غریب، فهیمه، «زوجین نابارور و فرزند خواندگی از دیدگاه فقه شیعی»، فصل‌نامه بانوان شیعه، ش ۱۶، تابستان ۱۳۸۷ش.
  • فاضل لنکرانی، محمد، جامع المسائل (فارسی)، قم، امیر قلم، چاپ یازدهم، [بی‌تا]، ج۱، ص۴۰۷ـ۴۰۹.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.
  • مبین، حجت، «تحولات فرزندخواندگی در نظام حقوقی اسلام، ایران و فرانسه»، مجله حقوقی گواه، ش ۴و۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۴ش.
  • مصطفوى، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، مركز الكتاب للترجمة و النشر، چاپ اول، ۱۴۰۲ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • مکارم شیرازی، ناصر، حیله‌های شرعی و چاره‌جوئی‌های صحیح، قم، مدرسه امیر المؤمنین(ع)، چاپ دوم، ۱۴۲۸ق، ص۹۷ـ۹۹؛
  • هاشمی شاهرودی، سیدمحمود، «فرزندخوانده»، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت(ع)، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت(ع)، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.
  1. هاشمی شاهرودی، «فرزندخوانده»، ۱۳۹۲ش، ص۶۸۰.
  2. خنجری علی‌آبادی، «بررسی فرزندخواندگی در فقه امامیه و حقوق موضوعه ایران»، ۱۳۹۶ش، ص۱۱.
  3. انصاری شیرازی، موسوعة أحكام الأطفال و أدلتها، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۲۳۴.
  4. امامی، «وضع حقوقی فرزندخواندگی در ایران»، ۱۳۷۸ش، ص۲۴.
  5. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۲۷۵.
  6. امامی، «وضع حقوقی فرزندخواندگی در ایران»، ۳۷۸ش، ص۲۴.
  7. حجت، «تحولات فرزندخواندگی در نظام حقوقی اسلام، ایران و فرانسه»، ۱۳۸۴ش، ص۳۰؛ عالمی طامه، «عقد فرزندخواندگی»، ۱۳۸۷ش، ص۴۲ـ۴۴.
  8. سبزواری، الاستنساخ بين التقنية و التشريع، ۱۴۲۳ق، ص۱۳۳.
  9. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۵۲.
  10. غریب، «زوجین نابارور و فرزندخواندگی از دیدگاه فقه شیعی»، ۱۳۸۷ش، ص۹۹، به نقل از: غفاری، علی اکبر، دراسات فی علم الدرایه، تهران، جامعه الامام الصادق، ۱۳۶۹ش، ص۱۳۸.
  11. عالمی طامه، «عقد فرزندخواندگی»، ۱۳۸۷ش، ص۴۸-۴۹؛ تبادکانی، «ارث»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۸۹.
  12. مصطفوى، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ۱۴۰۲ق، ج۳، ص۲۱۹.
  13. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۹، ص۳۲۹.
  14. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۱۹۶.
  15. طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۲۴.
  16. هاشمی شاهرودی، «فرزندخوانده»، ۱۳۹۲، ص۶۸۰.
  17. انصاری شیرازی، موسوعة أحكام الأطفال و أدلتها، ج۳، ص۲۳۸ـ۲۴۰.
  18. عالمی طامه، «عقد فرزندخواندگی»، ۱۳۸۷ش، ص ۳۹. در این مقاله، ۳۱ مورد از آثار نسب ذکر شده است.
  19. شریعتی‌نسب، «محرمیت در فرزندخواندگی»، ۱۳۹۳ش، ص۲۲۷.
  20. فاضل لنکرانی، جامع المسائل (فارسی)، [بی‌تا]، ج۱، ص۴۰۷ـ۴۰۹؛ مکارم شیرازی، حیله‌های شرعی و چاره‌جوئی‌های صحیح، ۱۴۲۸ق، ص۹۷ـ۹۹؛ انصاری شیرازی، موسوعة أحكام الأطفال و أدلتها، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۲۴۶ـ۲۴۸.
  21. تبادکانی، «ارث»، دائرة المعارف قرآن کریم، ج۲، ص۴۸۹.