محمد خالصی‌زاده

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از محمد خالصی زاده)
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد خالصی‌زاده
محمد خالصی‌زاده.jpg
اطلاعات فردی
تاریخ تولد: ۱۳۰۸ ق
زادگاه: کاظمین
محل زندگی: کاظمینتهرانمشهد و دیگر شهرهای ایران
تاریخ وفات: ۱۳۸۳ق
محل دفن: کاظمین
شهر وفات: بغداد
خویشاوندان
سرشناس:
مهدی خالصی
اطلاعات علمی
استادان: مهدی خالصیشیخ صادق خالصیشیخ راضی خالصیآخوند خراسانیمحمد تقی شیرازیشیخ عبدالحسین کاظمی
محل تحصیل: عراق
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسی: بسیج مردم برای جنگ با انگلیس • تاسیس حزب و چاپ روزنامه • مبارزه با استعمار و استبداد • تأسیس روزنامه اتحادالاسلام • برپایی نماز جمعه در ری
اجتماعی: تأسیس مدرسه جامعة مدینةالعلم در کاظمین

محمد خالصی‌زاده (۱۳۸۳ـ۱۳۰۸ق) از علمای مبارز علیه استعمار انگلیس در ایران و عراق بود. خالصی زاده بعد از حمله انگلیس به بندر فاو در ۱۳۳۲، به همراه پدرش و یکی از علمای کاظمین، مردم این شهر را برای جنگ با انگلیسی‌ها بسیج کردند. در قیام مردم عراق در ۴ شوال ۱۳۳۸/ ۱۹۲۰ به مردم انقلابی پیوست. حکومت عراق به خاطر تحریم انتخابات عراق، خالصی زاده و پدرش را تبعید کرد.

خالصی زاده در تهران روزنامه اتحاد اسلام را منتشر کرد و به دلیل تحریک مردم به اغتشاش زندانی و یا به مناطق مختلف کشور تبعید شد. دولت ایران وی را به زادگاهش کاظمین تبعید کرد.

ولادت و درگذشت

محمد خالصی زاده در ۱۳۰۸ق در شهر کاظمین به دنیا آمد.[۱] پدرش شیخ مهدی خالصی از مراجع شیعیان از خاندان خالصی در کاظمین عراق بود. او پس از مراجعت از مراسم سخنرانی به مناسبت جشن میلاد پیامبر اکرم، دچار عوارضی شبیه مسمومیت شد و مدتی بعد در ۱۳۸۳ق(آذر ۱۳۴۲ش) در بغداد درگذشت و در حجره درس خود در صحن حرم کاظمین به خاک سپرده شد.[۲]

اساتید

شیخ محمد، علوم اسلامی را نزد پدر و عموهایش (شیخ صادق خالصی و شیخ راضی خالصی) و سپس نزد استادانی چون محمدکاظم خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی و شیخ عبدالحسین کاظمی فراگرفت و در جوانی به درجه اجتهاد نایل آمد. وی علاوه بر علوم اسلامی، علوم دیگر مانند ریاضیات، طبیعیات و طب را نیز فراگرفت و به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، ترکی و فارسی تسلط یافت.[۳]

فعالیت‌های سیاسی در عراق

بسیج مردم برای جنگ با انگلیس

پس از آغاز جنگ جهانی اول و حمله انگلیس به بندر فاو در ۱۳۳۲، خالصی زاده به همراه پدرش و آیت الله سیدمهدی حیدری، از علمای کاظمین، مردم این شهر را برای جنگ با انگلیسی‌ها بسیج کردند.[۴]

در قیام مردم عراق در ۴ شوال ۱۳۳۸/ ۱۹۲۰ به رهبری میرزا محمدتقی شیرازی در کربلا، خالصی زاده به مردم انقلابی پیوست و در کنار رهبری این قیام، یکی از گردانندگان اصلی آن شد.[۵] انگلیسی‌ها برای سرکوب قیام، کربلا را محاصره کردند و تسلیم شدن هفده نفر از رهبران قیام را از شروط ترک مخاصمه دانستند و سرانجام وارد کربلا شدند، ولی نتوانستند شیخ محمد را دستگیر کنند.[۶]

در ۱۳۴۰/ ۱۹۲۱ ملک فیصل قرارداد تحت الحمایه بودن انگلیس را در قبال پادشاهی عراق پذیرفت که به اعتراضات گسترده مردمی انجامید. در پی آن، کمیته‌ای پنج نفره از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی تشکیل شد که خالصی‌زاده نیز عضو آن بود. اعضای این کمیته در دیدار با ملک فیصل مخالفت مردم عراق با قیمومت انگلستان را اعلام نمودند.[۷]

تحریم انتخابات و تبعید به ایران

مراجع بزرگ از جمله میرزای نایینی، شیخ محمدمهدی خالصی و سیدابوالحسن اصفهانی در فتوایی انتخابات را تحریم کردند که این امر در نهایت به ناکامی فیصل در اجرای انتخابات عمومی و تشکیل مجلس مؤسسان منجر شد.[۸] حکومت با هجوم به خانه شیخ محمدمهدی خالصی و بازداشت وی و چند تن دیگر و سپس تبعید آنان به حجاز و قم، تلاش کرد تا جریان مخالفت علما را به بهانه ایرانی بودن برخی از آنان به مسائل قومی نسبت دهد.[۹] از سوی دیگر گسترش مبارزات مردمی علیه قیمومت انگلیس، به تبعید شیخ محمد خالصی‌زاده و سید محمد صدر از سوی مقامات انگلیسی به ایران انجامید.[۱۰]

حضور در ایران

تاسیس حزب و چاپ روزنامه

خالصی زاده با تشکیل جمعیتی به نام «نمایندگان عالی بین النهرین در ایران» توجه جهانی را به تجاوزات ملک فیصل و انگلیس در عراق جلب و پیام‌هایی تلگرافی به کشورها و مجامع مختلف مخابره کرد.[۱۱] همچنین وی از آذر ۱۳۰۲ به ترویج دیدگاه‌های خود در روزنامه لواء بین النهرین پرداخت.[۱۲]

تلاش برای بازگشت علمای عراق

خالصی زاده برای بازگشت علمای عراق و کمک به آنان با احمد شاه قاجار دیدار و گفتگو کرد.[۱۳] او از آیت اللّه عبدالکریم حائری که به تازگی حوزه علمیه قم را رونق داده بود، انتظار داشت که در بازگرداندن علما به عراق همکاری کند.[۱۴] در کنار این تلاش‌ها در اواخر ۱۳۰۲ش در ماجرای جمهوری‌خواهی رضاخان، مردم را به مخالفت با جمهوری فراخواند.[۱۵] و در نهایت در ناکامی جنبش جمهوری‌خواهی نقش اساسی داشت.[۱۶]

مهاجرت به مشهد

با تلاشهای دربار ایران و سردار سپه (نخست وزیر) دولت عراق موافقت کرد به علمای تبعیدی در ایران در صورت تعهد کتبی به عدم دخالت در امورسیاسی عراق، اجازه بازگشت دهد. این موافقت شامل خالصی زاده و پدرش نمی‌شد. آن دو، ضمن انتقاد از علما به جهت پذیرفتن شرط دولت عراق، در اوایل ۱۳۰۳ش، به مشهد مهاجرت کردند.[۱۷]

در تهران

خالصی زاده پس از درگذشت پدرش در ۱۶ فروردین ۱۳۰۴،[۱۸] از مشهد به تهران بازگشت.[۱۹] او در تهران، به عنوان امام جماعت مسجد سلطانی (مسجد امام فعلی)، برای نظم بخشیدن به اجتماعات مسجد، کمیته مجتمعین مسجد سلطانی را تشکیل داد[۲۰] و برای تحقق اهداف کمیته، از خرداد ۱۳۰۳، روزنامه اتحاد اسلام را همراه با شیخ حسین لنکرانی منتشر کرد.[۲۱]

تبعید به مناطق مختلف ایران

خالصی زاده در سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۲۴ش، بارها به دلیل دخالت در امور سیاسی یا تحریک مردم به اغتشاش، زندانی یا به نقاط مختلف کشور از جمله خواف، تویسرکان، نهاوند و کاشان تبعید شد. او در این شهرها نیز فعالیتهایی شامل کارهای عمرانی، تألیف چندین کتاب و بسیج مردم در اعتراض به برخی امورانجام داد.[۲۲] پاره‌ای از تحریکات خالصی زاده که به اعتراضات مردمی در نقاط مختلف کشور منجر شد، در اسناد موجود منعکس است.[۲۳]

برپایی نمازجمعه در شهر ری

او در تهران «جمعیت ستمدیدگان دوره دیکتاتوری رضاخان» را در ۱۳۲۳ش تشکیل داد[۲۴] و با برپایی نماز جمعه در شهر ری، در سخنرانی‌های خود از شاه، دولت و مجلس ایران انتقاد کرد. به همین دلیل اداره نظمیه پس از اقامه دومین نماز جمعه از برپایی آن جلوگیری کرد.[۲۵]

انتشار مجله نور

او در ادامه فعالیتهای خود در ۱۳۲۴ش، به عنوان مدیرمسئول مجله نور و سردبیر مجله منشور نور به بیان افکار و عقاید خود پرداخت. پس از توقیف مجله نور در اردیبهشت ۱۳۲۵، مدتی با روزنامه وظیفه همکاری کرد.[۲۶]

تبعید به یزد

انتقادهای وی از محمدرضا شاه و دولت باعث شد دوباره در ۱۳۲۵ش در حدود دو سال به یزد تبعید شود.

بازگشت به عراق

در روزهای آخر اقامتش در یزد، به دلیل ادامه فعالیتهایش به تهران منتقل شد،[۲۷] تا اینکه دولت ایران وی را در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ به زادگاهش کاظمین تبعید کرد.

فعالیت‌ها در کاظمین

از جمله اقدامات خالصی زاده در کاظمین تأسیس مدرسه بزرگ جامعة مدینةالعلم و برگزاری نماز جمعه بود. عاقبت حکومت عبدالکریم قاسم وی را به دلیل ایراد سخنرانی برضد دولت در خطبه‌های نماز جمعه دستگیر و مدتی زندانی کرد، ولی وی با وساطت علما و تظاهرات مردم آزاد شد.

اندیشه‌ها

خالصی زاده به دلیل پارهای از اظهارنظرها درباره آیین‌ها و رسومات دینی مردم مورد انتقاد برخی افراد بود تا آنجا که وی را متهم به وهابیت، یا دنباله روی از کسروی می‌کردند.[۲۸] از آن میان ایرادات وی به برخی دعاها یا تقبیح رسومی چون زنجیرزنی و گل مالیدن در عزاداری امام حسین (ع) در خور ذکر است[۲۹] او خواهان اتحاد دنیای اسلام و تشکیل حکومت بزرگ اسلامی بود.[۳۰] خالصی زاده برای ترویج اندیشه اتحاد اسلام علاوه بر تألیف کتاب و مقاله و ایراد سخنرانی به حجاز، سوریه، مصر، فلسطین و لبنان مسافرت کرد و با بزرگان اهل تسنن در این مناطق به گفتگو پرداخت.[۳۱] او در راه تحقق آرمان‌های خود، با حکومت‌های وقت ایران و عراق و با دولت‌های استعمارگر انگلیس و شوروی مبارزه کرد.[۳۲] او در کنار مبارزات سیاسی به تحقیق و پژوهش نیز مشغول بود و حدود یکصد جلد کتاب و رساله در زمینه‌های گوناگون به زبان فارسی و عربی تألیف کرد.[۳۳]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۵؛ بصیرت منش، ص۳۵۱
  2. اسلام دباغ، ص۱۹۵
  3. اسلام دباغ، ص۱۸۹؛ تبریزی خیابانی، ص۴۰۳؛ هاشم دباغ، ج۱، ص۱۵
  4. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۲۷
  5. ر.ک:اسلام دباغ، ص۱۸۹؛ آل فرعون، ص۱۷۷ـ۱۷۹
  6. ر.ک:آل فرعون، ص۴۲۴ـ۴۲۶
  7. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۴۱ـ۱۴۲؛ عبدالهادی حائری، ص۱۷۳ـ۱۷۴؛رهیمی، ص۲۵۳ـ۲۵۴
  8. ر.ک:عبدالهادی حائری، ص۱۷۴؛ رهیمی، ص۲۶۰، ۲۶۲ـ۲۶۳
  9. رهیمی، ص۲۷۱ـ۲۷۲؛ وردی، ج۶، ص۲۲۱ـ۲۲۴
  10. رهیمی، ص۲۵۸؛ عبدالهادی حائری، ص۱۷۵؛ کاتب، ص۸۵ـ۸۶
  11. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۴۳ـ۱۴۴؛ اسلام دباغ، ص۱۹۲
  12. صدرهاشمی، ج۴، ص۱۸۰
  13. عبدالهادی حائری، ص۱۸۷
  14. وردی، ج۶، ص۲۴۸؛ عبدالحسین حائری، مصاحبه مورخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶
  15. سالور، ج۹، ص۶۸۱۷؛ بهار، ج۲، ص۴۴
  16. ر.ک:بهار، ج۱، ص۳۶۰؛ مستوفی، ج۳، ص۵۹۵
  17. عبدالهادی حائری، ص۱۸۳؛ بهار، ج۱، ص۳۶۰
  18. اصغری نژاد، ص۱۰۵؛ وردی، ج۶، ص۲۵۱
  19. بهار، ج۱، ص۳۶۰
  20. اسلام دباغ، ص۱۸۹؛ جعفریان، ص۱۲۶
  21. صدرهاشمی، ج۱، ص۴۹
  22. ر.ک:بصیرت منش، ص۳۵۲ـ۳۵۴، ۳۶۱ـ۳۶۶؛ هاشم دباغ، ج۱، ص۱۴۸، ۱۵۴ـ۱۵۶؛ اسلام دباغ، ص۱۹۲ـ۱۹۳
  23. ر.ک:سازمان اسناد ملی ایران، آرشیو، سندش ۲۹۳۰۰۸۵۵۰، ۲۹۳۰۰۲۸۷۳، ۲۹۳۰۰۲۸۹۹؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو،ش ۱۰۱۲۴، پرونده «خالصی زاده»
  24. مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو،ش ۱۰۱۲۴، پرونده «خالصی زاده»
  25. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۵۹
  26. هاشم دباغ، ج۱، ص۱۶۰؛ ابوترابیان، ص۱۴۷، ۱۵۸
  27. جعفریان، ص۱۲۶؛ صفائی، ص۱۱۱، پانویس
  28. ر.ک:یاد، سال۲، ش ۷، تابستان ۱۳۶۶
  29. ر.ک:خالصی زاده، ص۱۵۰، ۱۵۴؛ هاشم دباغ، ج۱، ص۱۵۹
  30. خالصی زاده، ص۱۳۲؛ صفائی، ص۱۰۹؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، ش ۱۰۱۲۴، پرونده «خالصی زاده»
  31. ر.ک: اسلام دباغ، ص۱۹۴؛ هاشم دباغ، ج۱، ص۵۶ـ۹۲
  32. ر.ک: احمدی، ص۲۸ـ۳۰، ۳۶ـ۴۳، ۶۹ـ۷۰
  33. هاشم دباغ، ج۱، ص۲۷ـ۳۳؛ احمدی، ص۱۲۵

منابع

  • اسناد موجود در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران و مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
  • فریق مزهر آل فرعون، الحقائق الناصعة فی الثورة العراقیة سنة ۱۹۲۰ و نتائجها، بغداد ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
  • حسین ابوترابیان، مطبوعات ایران از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۶، تهران ۱۳۶۶ش.
  • علی احمدی، شیخ محمد خالصی زاده: روحانیت در مصاف با انگلیس، تهران ۱۳۸۳ش.
  • محمد اصغری نژاد، محمدمهدی خالصی خصم استعمار، تهران، ۱۳۷۳ش.
  • حمید بصیرت منش، علما و رژیم رضاشاه: نظری بر عملکرد سیاسی ـ فرهنگی روحانیون در سالهای ۱۳۰۵ـ۱۳۲۰ش، تهران، ۱۳۷۶ش.
  • محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران ۱۳۷۱ش؛
  • علی تبریزی خیابانی، علمای معاصر، چاپ عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم ۱۳۸۲ش؛
  • رسول جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی ـ سیاسی ایران: از روی کار آمدن
  • محمدرضاشاه تا پیروزی انقلاب اسلامی، سالهای ۱۳۲۰ـ ۱۳۵۷، تهران ۱۳۸۳ش.
  • عبدالهادی حائری، تشیع و مشروطیت در ایران و نقش ایرانیان مقیم عراق، تهران ۱۳۶۴ش.
  • محمد خالصی زاده، رسائل سیاسی آیت للّه شیخ محمد خالصی زاده، تدوین اسلام دباغ، تهران ۱۳۸۶ش.
  • اسلام دباغ، «فقیه مصلح و مجاهد»، کیهان اندیشه،ش ۷۵ (آذر و دی ۱۳۷۶).
  • هاشم دباغ، صفحات مشرقه من الجهاد الدینی و السیاسی لعلماء العراق، ج۱، تهران ۱۴۱۹.
  • عبدالحلیم رهیمی، تاریخ الحرکة الاسلامیة فی العراق: الجذور الفکریة و الواقع التاریخی (۱۹۰۰ـ ۱۹۲۴)، بیروت ۱۹۸۵.
  • قهرمان میرزا سالور، روزنامه خاطرات عین السلطنه، ج۹، چاپ مسعود سالور و ایرج افشار، تهران ۱۳۷۹ش.
  • محمد صدرهاشمی، تاریخ جراید و مجلات ایران، اصفهان ۱۳۶۳ـ۱۳۶۴ش.
  • ابراهیم صفائی، پنجاه خاطره از پنجاه سال، ]تهران[ ۱۳۷۱ش.
  • احمد کاتب، تجربة الثورة الاسلامیة فی العراق، تهران ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
  • عبداللّه مستوفی، شرح زندگانی من، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، تهران ۱۳۷۷ش.
  • علی وردی، لمحات اجتماعیة من تاریخ العراق الحدیث، بغداد ۱۹۶۹ـ۱۹۷۹، چاپ افست، قم، ۱۳۷۱ش.

پیوند به بیرون