قبیله خزاعه
خُزاعه یکی از قبایل بزرگ عرب است که نسب خود را به عمرو بن لحی میرساند. در مورد نسب عمرو بن لحی اختلاف وجود دارد؛ برخی او را از قبایل عدنانی و برخی از قحطانی میدانند. براساس گفته مورخان، خزاعه به رهبری عمرو بن مزیقیاء پس از شکسته شدن سد مأرب، به سمت شمال جزیرة العرب حرکت کرده و در اطراف مکه ساکن شدند. تاریخ دقیق این کوچ مشخص نیست، ولی برخی آن را به دوران بین ظهور حضرت عیسی(ع) و مبعث پیامبر اسلام(ص) یا قرون چهارم و پنجم میلادی نسبت دادهاند.
پیش از اسلام، خزاعه پس از بیرون راندن جُرهُمیان از مکه، اداره کعبه را به عهده گرفتند. عمروبن لحی، رئیس خزاعه، بتپرستی را در جزیره العرب رواج داد و سنتهای جدیدی پایهگذاری کرد. خزاعه مسئولیتهای مختلفی در مکه، از جمله سرپرستی حج و قضاوت در بازار عکاظ، بر عهده داشتند و به گفته مورخان، به مدت ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال بر مکه حکومت کردند.
در دوران جاهلیت، خزاعه بههمراه قریش و کنانه جزو قبایل حُمْس بودند و با قریش پیمان همکاری بستند. هنگام حمله ابرهه به مکه، خزاعه بههمراه دیگر قبایل عرب و قریش تصمیم به مقابله با لشکر ابرهه گرفتند، اما وقتی متوجه شدند که توان مقابله با چنین نیروی بزرگی را ندارند، از این اقدام صرف نظر کردند همچنین، خزاعه بهدلیل ارتباط با جد مادری پیامبر(ص) در تهامه به او اعتماد داشتند.
در زمان پیامبر(ص)، بنیمصطلِق از خزاعه علیه اسلام جنگیدند و شکست خوردند. در صلح حدیبیه، خزاعه با پیامبر(ص) همپیمان شدند. در فتح مکه، خزاعه حضور فعالی داشتند و پیامبر(ص) به آنها احترام ویژهای قائل شد. در دوران امام علی(ع)، خزاعه در جنگهای جمل و صفین در کنار ایشان جنگیدند. در سالهای بعد، این قبیله در تحولات سیاسی و نظامی مختلف مانند حمله بُسر بن أرطاة و قیامهای عباسیان نقش داشتند.
برخی از افراد قبیله خزاعه که صحابی، تابعی، عالم، شاعر، ادیب و امیر بودهاند عبارتاند از: سلیمان بن صُرَد خزاعی، دِعْبِل خزاعی، شاعر شیعی، بُدیل بن وَرقاء و پسرش عبدالله بن بدیل که از صحابه پیامبر(ص) و امام علی(ع) بودند.
نسب و وجه تسمیه
قبیله خزاعه یکی از قبایل بزرگ و مشهور عرب است که نسب خود را به عمرو بن لحی (عامر بن ربیعة) بن حارثه بن عمرو بن مزیقیاء بن عامر بن ماء السماء بن حارثه میرساند.[۱] در مورد اصل و نسب عمرو بن لحی اختلافاتی وجود دارد؛ برخی او را منتسب به قبیله مُضَر (از قبایل عدنانی) و برخی دیگر به قبیله اَزد (از قبایل قحطانی) نسبت دادهاند.[۲] فرزندان عمرو بن لحی[۳] شامل کعب، عوف، ملیلح،[۴] عدی[۵] و سعد[۶] بودند که از آنان طوایف مختلف خزاعه مانند بنی سَلوُل، بنی قُمَیر، بنی حُلَیل، بنی ضاطر، بنی کلَیب[۷] بنی حِزمِربن سلول و بنی مصطلق شکل گرفتند.[۸]
وجه تسمیه قبیله خزاعه به معنای "به جا ماندن" یا "جدا شدن از دیگران" است.[۹] پس از شکسته شدن سد مأرب در یمن و سیل عَرِم، قبایل یمنی از جمله خزاعه به رهبری عمرو بن مُزیقیاء به سمت شمال جزیره العرب حرکت کردند. خزاعه در اطراف مکه در منطقهای به نام مَرّ یا مَرّالظَّهران ساکن شدند و از سایر قبایل یمنی جدا شدند. تاریخ دقیق این کوچ معلوم نیست،[۱۰] اما برخی روایات آن را در فاصله بین ظهور حضرت عیسی(ع) و مبعث پیامبر اسلام(ص)[۱۱] یا دوران حکومت عمرو بن تُبَّع در قرون چهارم و پنجم میلادی میدانند.[۱۲]
حضور در مکه
پیش از اسلام، جُرهُمیان سالها بر مکه تسلط داشتند و اداره کعبه را به دست داشتند. اما به دلیل ظلم و فسق و فجورهایی که در حرم مرتکب میشدند، بنیبکر بن عبدمَنَاة و غُبشان، از تیرههای خزاعه، تصمیم به پایان دادن به سلطه جُرهُمیان گرفتند. آنها با جنگیدن، جُرهُمیان را از مکه بیرون راندند و خود اداره کعبه را بر عهده گرفتند.[۱۳] عمروبن لحی، رئیس خزاعه، دستور داد هر جرهمی که به حرم نزدیک شود، کشته شود[۱۴] این تغییرات در حدود سالهای ۱۷۵ تا ۲۱۰ میلادی رخ داد.[۱۵] پس از این پیروزی، فرزندان اسماعیل(ع) نیز از خزاعه اجازه سکونت در مکه را خواستند و خزاعه به آنها اجاره اقامت در این سرزمین را دادند.[۱۶]
عمروبن لحی که رئیس قبیله خزاعه و مکه شده بود، نخستین کسی بود که آیین توحیدی ابراهیم را تغییر داد و بتپرستی را در جزیرة العرب رایج ساخت و سنّتهای بدعت آمیزی وضع کرد که بعدآ اسلام به آنها پایان داد.[۱۷]
پس از تسلط خزاعه بر مکه، آنها نخستین کسانی بودند که نظم و ترتیب به امور مکه و حجاز بخشیدند و مسئولیتهایی چون افتاء، سرپرستی مراسم حج، قضاوت در بازار عکاظ، نظارت بر حرکت حجاج از عرفات و منا، و مدیریت کاروانها و امور تجاری را میان بزرگان قبایل تقسیم کردند.[۱۸] بر اساس روایتهای مختلف[۱۹] خزاعه حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال بر مکه حکومت کردند[۲۰] و در این مدت، کعبه را از هرگونه تعرض و سرقت محافظت کرده و از آن دفاع کردند. همچنین، خزاعه نخستین کسانی بودند که در برابر تلاشهای ملوک تُبَّع برای تخریب کعبه ایستادگی کردند.[۲۱] در دوران قبل از اسلام، خزاعه و برخی دیگر از قبایل عرب به پرستش بتهایی همچون لات، عُزّی،[۲۲] إساف، نائِلَة و مَناة پرداختند.[۲۳] تیره بنومُلَیح از خزاعه نیز به پرستش جنّیان اعتقاد داشتند.[۲۴]
واگذاری مسئولیت نگهداری، سرپرستی و نظارت بر کعبه
براساس گفته مورخان، سرپرستی کعبه در میان بزرگان خزاعه به صورت موروثی بود و در نهایت به حُلیل بن حُبْشیه (یا حَبَشیه) رسید.[۲۵] طبق برخی روایات، حُلیل فرزندی به نام مُحتَرِش (یا مُخْتَرِش)، معروف به ابوغُبْشان، داشت که به روایتهایی، او حجابت و کلیدهای کعبه را به قُصَی بن کلاب، جد پنجم پیامبر اسلام(ص)، فروخت یا واگذار کرد. بدین ترتیب، حکمرانی خزاعه بر مکه پایان یافت و آنها از مکه اخراج شدند.[۲۶]
پس از این شکست در جنگ با قُصَی و اخراج از مکه، خزاعه مدت زمانی در حومه مکه سکونت کردند. اما در پی شیوع بیماریای که برخی از آنان را از بین برد،[۲۷] باقیمانده خزاعه ناچار به ترک منطقه شدند.[۲۸] بااینحال، برخی منابع مانند اَزرَقی بیان کردهاند که خزاعه تا زمان او (که اواسط سده سوم میلادی را شامل میشود) هنوز در حومه مکه زندگی میکردند.[۲۹] بیشتر مورخان بر این باورند که تسلط قُصَی بر مکه و اخراج خزاعه در دوران حکومت منذر اول، پسر نعمان در حیره و سلطنت بهرام گور ساسانی، در حدود سالهای ۴۳۵ تا ۴۴۰ میلادی رخ داد.[۳۰].
روزگار جاهلیت
در دوران جاهلیت، قبیله خزاعه به همراه قریش و کنانه جزو قبایل معروف به حُمْس یا اهل حرم محسوب میشد که در موسم حج از امتیازات خاص برخوردار بودند.[۳۱] برخی از تیرههای خزاعه در آن زمان به گروهی از قبایل به نام أحابیش پیوسته بودند که پیمان دوستی و همدستی با مطّلب بن عبدمناف و قبیله قریش، به نام حلف احابیش، بستند.[۳۲] علاوه بر این، خزاعه و دیگر قبایل با عبدالمطلب، رئیس قریش و جد پیامبر(ص)، پیمان یاری و همکاری بستند.[۳۳] این پیمان در کعبه آویخته شد و تا نسلهای بعدی محترم باقی ماند.[۳۴]
هنگام حمله ابرهه به مکه، خزاعه به همراه دیگر قبایل عرب و قریش تصمیم به مقابله با لشکر ابرهه گرفتند، اما وقتی متوجه شدند که توان مقابله با چنین نیروی بزرگی را ندارند، از این اقدام صرف نظر کردند.[۳۵] همچنین، از آنجا که حُبّی خزاعی یکی از اجداد مادری پیامبر اسلام(ص) بود، در حدیثی منسوب به حضرت محمد(ص) آمده است که «او (پیامبر) از خزاعه و خزاعه از اوست».[۳۶] به همین دلیل، خزاعیان در تهامه، چه مؤمن و چه کافر، پیامبر(ص) را رازدار خود میدانستند و هیچ خبری را از او پنهان نمیکردند.[۳۷]
زمان پیامبر(ص)
در شعبان سال پنجم یا ششم هجری، بنیمصطلِق، یکی از طوایف خزاعه به رهبری حارث بن ابیضرار، علیه پیامبر(ص) در کنار آب مرسیع جنگیدند و شکست خوردند. در این جنگ، جویریه دختر حارث اسیر شد و بعدها پیامبر(ص) او را آزاد کرده و با او ازدواج کرد.[۳۸] در سال ششم هجری، در جریان صلح حدیبیه، خزاعه با پیامبر(ص) و بنیبکر با قریش همپیمان شدند.[۳۹]
در سال هشتم هجری، طایفه دیل از بنیبکر بههمراه قریش به خزاعیان حمله کردند و چندین نفر از آنان را کشته و بقیه به مکه پناه بردند. این اقدام نقض صلح حدیبیه بود و باعث شد خزاعه با یادآوری پیمانهای قدیمی، از پیامبر(ص) یاری بخواهند.[۴۰] نقض صلح حدیبیه زمینهساز فتح مکه شد که در آن، خزاعه سه پرچم در دست داشتند و به ویژه ابوشریح کعبی خزاعی یکی از آنها را به دوش کشید.[۴۱] پیامبر(ص) در این فتح به خزاعه احترام ویژهای قائل شد و آنها را مهاجر اعلام کرده و برایشان گواهی نوشت.[۴۲]
در زمان امام علی(ع) و خلفاء
به گفته مورخان، در جنگ جمل، قبیله خزاعه، به دو گروه تقسیم شد که یکی در کنار امام علی(ع)[۴۳] و دیگری در کنار عایشه قرار گرفتند.[۴۴] عمروبن حَمِق فرمانده پیادگان خزاعه در سپاه امام علی(ع) بود.[۴۵] در جنگ صفین (۳۷ قمری)، بسیاری از خزاعیان در رکاب امام علی(ع) جنگیدند از آن میان، عبداللّه بن بُدَیل و سلیمان بن صُرَد فرمانده پیادگان سپاه حضرت علی(ع) بودند و برخی از آنها شهید شدند.[۴۶] در سال ۴۰ قمری، در حمله بُسر بن أرطاة به مدینه، بسیاری از خزاعیان کشته شدند.[۴۷] این قبیله همچنین در قیام حجر بن عدی (۵۱ قمری)[۴۸] و یورش ابوحمزه خارجی به مدینه در سال ۱۳۰ق مشارکت داشتند که باعث اتهام تبانی با خوارج از سوی قریش شد.[۴۹]
براساس گزارشات تاریخنگاران، عمرا شخصا حساب و کتاب مربوط به خزاعه را به اقامتگاهشان در قُدَید میبرد و تمامی افراد قبيله خزاعه برای رسیدگی به امور خود به او مراجعه میکردند. [۵۰] گفته شده است که در سال ۳۵ قمری، خزاعه در شورش علیه عثمان که به قتل وی انجامید، با سایر قبایل عرب همپیمان شدند.[۵۱] پس از ظهور ابومسلم در خراسان (۱۲۹ ق)، نخستین گروههایی که به دعوت وی برای حمایت از عباسیان پیوستند، از میان افراد خزاعه بودند. نام بسیاری از خزاعیان در زمره نقیبان و داعیان عباسی در خراسان ذکر شده است؛ از جمله آنها سلیمان بن کثیر و مالک بن هَیثم بودند.[۵۲]
مشاهیر
بسیاری از افراد قبیله خزاعه شهرت یافتهاند که صحابی، تابعی، عالم، شاعر، ادیب و امیر بودهاند، برخی از آنان عبارتاند از:
- عاتکه دختر خالدبن خُلَیف معروف به امّ مُعبد خزاعی، صحابی[۵۳]
- همسرش اَکثَم بن جَوْن خزاعی، صحابی[۵۴]
- کرْزبن عَلقَمه بن هلال خزاعی که در هجرت رسول اکرم(ص)، رد پای آن حضرت را تا در غار پیدا کرد.[۵۵]
- بُدیل بن وَرقاء و پسرش عبدالله بن بدیل از صحابه پیامبر(ص) و امام علی(ع)[۵۶]
- سلیمان بن صُرَد خزاعی
- عمروبن حَمِق خزاعی از صحابه پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع)
- ابوالشیص محمدبن عبداللّه بن رزین خزاعی، شاعر عرب و خویشاوند دعبل
- دِعْبِل خزاعی، شاعر شیعی
- احمدبن نصر خزاعی (متوفی ۲۳۱)، محدّث و از اشراف بغداد، نواه مالک بن هیثم (از نخستین نقبای دعوت عباسی) که بر واثق خلیفه عباسی خروج کرد.[۵۷]
- محمدبن عبدالرحمان معروف به شیخ خزاعی (متوفی ۳۲۹) که در اندلس بر خلیفه عبدالرحمان الناصر شورش کرد.[۵۸]
پانویس
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳۹؛ ابن هاشم، ج۱، ص۹۴؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۱۰۸.
- ↑ رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، الانباه علی قبائل الرواة، ۱۴۰۵ق، ص۸۱ـ۸۲؛ عمری، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ۱۴۲۳ق، سفر۴، ص۲۵۵؛ قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، ص۹۸.
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰؛ ابوعبید، ص۲۸۷؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۵، ۴۶۷ـ۴۶۸؛ یاقوت حموی، المقتضب من کتاب جمهرة النَسَب، ص۲۳۰ـ۲۳۱.
- ↑ از تُماضِر، دختر حارث بن ثَعْلَبَة بن دُودان بن أسَد
- ↑ از رُحْم، دختر کاهل بن أسد
- ↑ از عَمْرَه دختر سعدبن عبداللّه بَجَلی معروف به اُمّم خارِجَه که در سرعت و کثرت ازدواج در میان عرب عصر جاهلی مَثَل بود.
- ↑ هر چهار طایفه منسوب به حُبشیة بن سَلول
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰ـ۴۵۶؛ ابوعبید، ص۲۸۷ـ۲۹۱؛ ابن دری، ج۲، ص۲۹۷، ۴۶۸ـ۴۶۹؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۵ـ۲۳۶؛ برای اطلاع کامل از تیرهای خزاعه رجوع کنید به کحّاله، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة، ج۱، ص۲۶، ۳۷، ۳۹، ۵۷، ۱۱۲، ۱۲۳، ۱۴۶، ۱۶۷، ۱۹۷، و جاهای دیگر.
- ↑ حازمی همدانی، کتاب عجالة المبتدی و فضالة المنتهی فی النسب، ۱۹۶۵م، ص۵۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۳ـ۱۴، ۹۴؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲؛ مسعودی، مروج، ج۲، ص۱۷۳، ۳۲۴ـ۳۳۰؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «مأرب »، «مَرّ »؛ ابنمنظور، لسان العرب، ذیل «خزع » و «ضلل».
- ↑ قزوینی، آثار البلاد و اخبارالعباد، ص۴۱.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۳۳ـ۶۳۴.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۱۹؛ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۰، ج۲، ص۴۱؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۲ـ۱۳؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «مأرب »، «مناة »، «وَدّ »؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۴۰؛ ابنکلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۸.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
- ↑ حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰۴، ۶۱۹؛ ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر، ۱۴۱۷ق، ج۱، جزء۱، ص۷۶؛ شهرستانی، الملل و النحل، دار المعرفة، ج۲، ص۲۳۳.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۹۶؛ بکری، کتاب المسالک و الممالک، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۳۸۵.
- ↑ حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۹۳ـ۱۹۴.
- ↑ مسعودی، مروج، ج۲، ص۱۷۶.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۱.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۰۲ـ۱۰۳.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۲۶؛ یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «اللات ».
- ↑ ابنکلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۹، ۱۴؛ یعقوبی، تاریخ، نشر دار صادر، ج۱، ص۲۵۴.
- ↑ ابنکلبی، کتاب الاصنام، ۲۰۰۰م، ص۳۴.
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۰ـ۴۴۱؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳.
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۳؛ ابوعبید، ص۲۸۸؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۶؛ قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، ص۱۰۸ـ۱۰۹؛ برای روایات دیگر در این باره رجوع کنید به قُصیبن کلاب.
- ↑ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۵۶.
- ↑ طبری، ج۲، ص۲۵۶.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۰۷.
- ↑ رجوع کنید به یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، ذیل «مکة »؛ علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ۱۹۷۶م، ج۴، ص۵۶؛ حمّور، مواسم العرب، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۰۳ـ۲۰۴؛ قس هیکل، حیاة محمد، ص۱۱۱:۴۰۰ میلادی.
- ↑ ابناسحاق، کتاب السیر و المغازی، ۱۴۱۰ق، ص۱۲۰؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۱، ص۲۱۱ـ۲۱۲.
- ↑ ابنحبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۲۴۶؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۹۲م، ص۶۱۶؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۱۲؛ یعقوبی، تاریخ، ج۱، ص۲۴۱.
- ↑ واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۷۸۱؛ ابنحبیب، کتاب المُنَمَّق، ۱۴۰۵ق، ص۸۶ـ۹۰.
- ↑ ابنحبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۴۷۵؛ بلاذری، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۷۹ـ ۸۰؛ طبری، ج۲، ص۲۵۰ـ۲۵۱.
- ↑ ازرقی، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۴۳.
- ↑ رجوع کنید به ابنعبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۷۰؛ ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۲۳.
- ↑ واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۵۹۳؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۱۰۸؛ طبری، ج۲، ص۵۳۵.
- ↑ واقدی، کتاب المغازی، ج۱، ص۴۰۴ـ۴۱۲؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۳۰۲، ۳۰۷ـ۳۰۸، ج۴، ص۲۹۵.
- ↑ واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۶۱۲؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۳، ص۳۳۲، ج۴، ص۳۱ـ۳۲؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۹۲م، ص۳۵؛ طبری، ج۲، ص۶۳۵.
- ↑ واقدی، کتاب المغازی، ج۲، ص۷۸۰ـ۷۸۹؛ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۴، ص۳۱ـ۳۳، ۳۶ـ۳۷؛ طبری، ج۳، ص۴۴ـ۴۵.
- ↑ ابنهشام، السیرة النبویة، ۱۳۵۵ق، ج۴، ص۳۶؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۴، ص۲۹۵؛ مسعودی، التنبیه، ص۲۶۶.
- ↑ ابن عبدالبرّ، الانباه علی قبائل الرواة، ۱۴۰۵ق، ص۸۵.
- ↑ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۶؛ مفید، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصرة، ص۳۲۰.
- ↑ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۷.
- ↑ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۴۶؛ مفید، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصرة، ص۳۲۰.
- ↑ نصربن مزاحم، وقعة صفّین، ص۲۰۵، ۲۳۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۷؛ دینوری، الاخبار الطِّوال، ۱۹۶۰م، ص۱۷۱؛ طبری، ج۵، ص۱۵، ۲۴؛ مسعودی، مروج، ج۳، ص۱۳۲، ۱۳۵.
- ↑ مسعودی، مروج، ج۳، ص۲۱۱.
- ↑ رجوع کنید به طبری، ج۵، ص۲۶۱.
- ↑ یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۳۹؛ طبری، ج۷، ص۳۹۳ـ۳۹۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۲۹۸؛ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۹۹۲م، ص۴۵۲.
- ↑ ابن شبّه نمیری،کتاب تاریخ المدینة المنورة، ج۴، ص۱۲۸۱؛ ابنعبدربّه، العقدالفرید، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۵۱.
- ↑ اخبارالدولة العباسیة، ص۲۰۲، ۲۱۶ـ۲۲۳، ۲۷۴.
- ↑ ابنحبیب، کتاب المُحَبَّر، بیروت، ص۴۱۰.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۳۳.
- ↑ ابنکلبی، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۴۴.
- ↑ ابنحزم، جمهرة انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۲۳۹؛ ابنعبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۵۰.
- ↑ رجوع کنید به طبری، ج۹، ص۱۳۵ـ۱۳۸؛ اخبارالدولة العباسیة، ص۲۰۲، ۲۱۶.
- ↑ ابن حیان، المُقتبس، ۱۹۳۷م، ج۳، ص۲۱ـ۲۲ و ج۵، ص۱۹۰، ۱۹۷.
منابع
- ابناثیر، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
- ابناسحاق، محمد، کتاب السیر و المغازی، تحقیق: سهیل زکار، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، ۱۴۱۰ق.
- ابنحبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُحَبَّر، تحقیق: ايلزه ليختن شتيتر، بیروت، دار الآفاق الجديدة، بیتا.
- ابنحبیب، محمد بن حبیب، کتاب المُنَمَّق فی اخبار قریش، بیروت، چاپ خورشید احمد فارق، ۱۴۰۵ق.
- ابنحزم، علی بن محمد، جمهرة انساب العرب، قاهره، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۹۸۲م.
- ابنحیان، قرطبی، المُقتبس من انباء الاندلس، پاریس، چاپ ملچور آنتونیا، ۱۹۳۷م.
- ابنسعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۰ق.
- ابنشبّه نمیری، کتاب تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینة النبویة، چاپ فهیم محمد شلتوت، ]جده[ ۱۳۹۹/۱۹۷۹، چاپ افست قم ۱۳۶۸ش؛
- ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الإستیعاب فی معرفة الأصحاب، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
- ابنعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الانباه علی قبائل الرواة، چاپ ابراهیم ابیاری، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵ق.
- ابنعبدربّه، احمد بن محمد، العقدالفرید، بیروت، چاپ عبدالمجید ترحینی، ۱۴۰۴ق.
- عمری، ابنفضل اللّه، مسالک الابصار فی ممالک الامصار، ابوظبی، چاپ حمزه احمد عباس، ۱۴۲۳ق.
- ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، الهيئة المصرية العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
- ابنکلبی، هشام بن محمد، کتاب الاصنام، قاهره، دار الکتب المصریة، ۲۰۰۰م.
- ابنکلبی، هشام بن محمد، نسب مَعدّ و الیمن الکبیر، بیروت، چاپ ناجی حسن، ۱۴۰۸ق.
- ابنمنظور، جمال الدین، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق.
- ابنهشام، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، تصحیح: مصطفی سقا، قاهره، بینا، ۱۳۵۵ق.
- ابوالفداء، اسماعیل بن علی، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابی الفداء، بیروت، دارالمعرفة للطباعة و النشر، ۱۴۱۷ق.
- ازرقی، محمد بن عبداللّه ، اخبار مکة و ماجاء فیها من الآثار، بیروت، چاپ رشدی صالح ملحس، ۱۴۰۳ق.
- بکری، عبداللّه بن عبدالعزیز، کتاب المسالک و الممالک، تونس، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری، ۱۹۹۲م.
- بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جُمَل من انساب الاشراف، بیروت، چاپ سهیل زکار و ریاض زرکلی، ۱۴۱۷ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب فتوح البلدان، چاپ افست فرانکفورت ۱۹۹۲م.
- علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، دار العلم للملايين، ۱۹۷۶م.
- حازمی همدانی، محمد بن موسی کتاب عجالة المبتدی و فضالة المنتهی فی النسب، قاهره، چاپ عبداللّه کنون، ۱۹۶۵م.
- حمّور، عرفانمحمد، مواسم العرب: المواسم الثقافیة و التجاریة و الدینیة و الطبیعیة، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۷ق.
- خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، بیروت، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، ۱۴۱۵ق.
- دینوری، احمد بن داوود، الاخبار الطِّوال، قاهره، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ۱۹۶۰م.
- شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، چاپ محمد سیدکیلانی، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.
- طبری، تاریخ (بیروت)؛
- زکریابن محمد قزوینی، آثار البلاد و اخبارالعباد، بیروت [۱۹۹۸]؛
- احمدبن علی قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
- عمررضا کحّاله، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة، بیروت ۱۴۰۲/۱۹۸۲؛
- مسعودی، التنبیه؛
- همو، مروج (بیروت)؛
- محمدبن محمد مفید، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصرة، چاپ علی میرشریفی، قم ۱۳۷۴ش؛
- نصربن مزاحم، وقعة صفّین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ۱۳۸۲، چاپ افست قم ۱۴۰۴؛
- محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره ]بی تا.[؛
- محمدحسین هیکل، حیاة محمد، قاهره ۱۹۶۸؛
- یاقوت حموی، کتاب معجم البلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ۱۸۶۶ـ۱۸۷۳، چاپ افست تهران۱۹۶۵؛
- همو، المقتضب من کتاب جمهرة النَسَب، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۹۸۷؛
- یعقوبی، البلدان؛
- همو، تاریخ؛