پرش به محتوا

ویکی شیعه:پیش‌نویس ابراهیم قطیفی

از ویکی شیعه
ابراهیم قطیفی
فقیه و محدث شیعه در قرن دهم هجری
اطلاعات فردی
نام کاملابراهیم بن سلیمان القطیفی الغروی الحلی
لقبفاضل قطیفی، شیخ ابراهیم قطیفی
نسبقطیفی، بحرانی، غروی، حلی
تاریخ تولداواخر قرن نهم قمری
زادگاهقطیف (در منطقه تاریخی بحرین)
محل زندگیقطیف، بحرین، نجف، حله
تاریخ وفاتپس از ۹۴۵ یا حدود ۹۵۰ق
محل دفننجف یا حله (مزار منسوب در حله)
شهر وفاتنجف یا حله
اطلاعات علمی
استادانعلی بن هلال جزایری، ابراهیم بن حسن دُرّاق، شمس‌الدین محمد بن کمال‌الدین موسی بن زاهد نجفی
شاگردانسید شرف‌الدین علی حسینی مرعشی تستری، امیر نعمت‌الله حلّی، معزالدین محمد بن تقی‌الدین اصفهانی، شمس‌الدین محمد بن حسن استرآبادی، علی بن هلال کرکی
محل تحصیلبحرین، نجف، حله
اجازه روایت ازعلی بن هلال جزایری، ابراهیم بن حسن دُرّاق
اجازه روایت بهمعزالدین محمد بن تقی‌الدین اصفهانی، شرف‌الدین علی حسینی مرعشی تستری، شمس‌الدین محمد بن ترکه، منصور بن علی قطیفی، خلیفه شاه محمود
تألیفاتالسراج الوهاج لدفع عجاج قاطعة اللجاج، الفرقة الناجیة، الرسالة الحائریة، نفحات الفوائد، الهادی الی الرشاد، شرح الأسماء الحسنی
سایرمناظرات و اختلافات فقهی با محقق کرکی (در مسائلی چون نماز جمعه، خراج و رضاع)
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
سیاسیمخالفت با همکاری عالمان دینی با دربار سلاطین و تحریم دریافت جوایز از شاه طهماسب صفوی

با آقای «حقانی‌فضل» هماهنگی ‌شود . . .

ابراهیم بن سلیمان قَطیفی (۹۴۵ق یا ۹۵۱ق)، از فقیهان و محدثان شیعه در قرن دهم قمری به شمار می‌رود که از مخالفان همکاری عالمان دینی با حکومت صفویه دانسته شده است. بر اساس گزارش‌ها، عمده شهرت او به سبب مناظرات و تقابل‌های علمی و فقهی با محقق کرکی (۹۴۰ق) در مسائلی همچون حکم دریافت خراج و هدایای حکومتی، اقامه نماز جمعه در عصر غیبت و احکام رضاع شکل گرفته است.

طبق مستندات تاریخی، قطیفی که اهل منطقه قطیف در بحرین شمرده می‌شد، در سال ۹۱۳ق به عراق مهاجرت کرد و در نجف و حله سکونت گزید. گزارش شده است که او برخلاف محقق کرکی که همکاری با دولت صفوی را جایز می‌دانست، بر حرمت دریافت خراج و هدایای سلاطین تأکید داشت و هدیه شاه طهماسب صفوی از سوی او رد شد. وی در رد دیدگاه‌های کرکی، آثاری همچون «السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعة اللجاج» در حرمت خراج، رساله‌ای در حرمت مطلق نماز جمعه در زمان غیبت و «الرسالة الحائریة» در احکام نماز مسافر از خود بر جای گذاشت. این اختلافات به واسطه شاگردان قطیفی، از جمله امیر نعمت‌الله حلی، به دربار شاه طهماسب نیز کشیده شد.

از دیدگاه فقهی و اصولی، قطیفی اجتهاد را در مذهب امامیه امری برخاسته از ضرورتِ دوران غیبت می‌دانست و تقلید از مجتهد مرده از سوی او جایز شمرده نمی‌شد. درباره شخصیت علمی او دیدگاه‌های متفاوتی در منابع ثبت شده است؛ برخی نویسندگان مانند خوانساری و افندی از او به عنوان مجتهد و فقیهی زاهد و پرهیزگار یاد کرده‌اند، اما برخی دیگر همچون علامه مجلسی و محسن امین، به سبب لحن تند وی در رد بر محقق کرکی، او را نقد کرده و رتبه علمی‌اش را پایین‌تر از کرکی دانسته‌اند. «الفرقة الناجیة»، «الهادی الی سبیل الرشاد» و «نفحات الفوائد» از دیگر نوشته‌های او به شمار می‌آیند.

جایگاه علمی و تقابل فکری با محقق کرکی

از ابراهیم بن سلیمان قطیفی با کنیه ابواسماعیل و القاب قطیفی، خَطّی، بحرانی، غَرَوی و حِلّی،[۱] و در منابع رجالی و تراجم شیعه با عناوینی چون فقیه، محدث و مجتهد یاد می‌شود.[۲] بر پایه گزارش‌ها، شهرت اصلی قطیفی در تاریخ فقه شیعه، ناشی از تقابل علمی و عملی او با علی بن عبدالعالی کَرَکی معروف به محقق کرکی (۹۴۰ق)، فقیه صاحب‌نفوذ در دربار صفویه، دانسته شده است.[۳] به نوشته محمدامین ابومکارم، مباحثات این دو فقیه، سرآغاز مرحله‌ای جدید از مباحث سیاسی در فقه شیعه و شکل‌گیری بحث ولایت فقیه به شمار می‌رود.[۴]

بر اساس مستندات تاریخی، با تأسیس حکومت صفویه در ایران و رسمی شدن مذهب شیعه دوازده‌امامی، زمینه تعامل فقیهان با حکومت فراهم شد.[۵] گزارش شده است که محقق کرکی با پذیرش منصب شیخ‌الاسلامی، دولت صفوی را حکومتی می‌دانست که همکاری با آن برای ترویج مذهب رواست؛[۶] اما قطیفی بر عدم جواز هرگونه همکاری با سلاطین و دریافت اموال از آنان تأکید داشت و هیچ نقش رسمی در ساختار قدرت از سوی او پذیرفته نشد.[۷] به گفته مصطفی جامه‌بزرگ، آغاز مباحثات این دو به سال ۹۱۳ق در ناحیه جزیره و پیش از تسلط صفویان بر عراق بازمی‌گردد و ریشه در رقابت‌های فقهی و اجتهادی نیز داشته است.[۸]

دیدگاه‌ها درباره شخصیت او

در ارزیابی شخصیت و جایگاه علمی قطیفی، دو رویکرد متفاوت در منابع دیده می‌شود.[۹] گروهی از نویسندگان همچون حر عاملی در «أمل الآمل»، عبدالله افندی در «ریاض العلماء»، یوسف بحرانی در «لؤلؤة البحرین» و محمدباقر خوانساری در «روضات الجنات»، از او با عنوان عالمی فاضل، فقیه، محدث، زاهد، پرهیزگار و دنیاگریز نام برده‌اند.[۱۰] به گفته محسن امین، نویسنده کتاب «أعیان الشیعة»، دلیل شهرت قطیفی به پرهیزگاری (وَرَع)، خودداری او از پذیرش خراج و هدایای پادشاهان دانسته شده است.[۱۱]

در مقابل، برخی عالمان به سبب لحن تند قطیفی علیه محقق کرکی، به انتقاد از او پرداخته‌اند.[۱۲] عبدالله افندی در کتاب «ریاض العلماء» از استاد خود علامه مجلسی نقل کرده است که قطیفی فضل چندانی نداشته و در جایگاه معارضه با محقق کرکی محسوب نمی‌شده است؛[۱۳] بر پایه این نقل، مجلسی همچنین با استناد به مجموعه‌ای به خط قطیفی که در آن به کرکی نسبت‌های ناروا داده شده بود، در فضل و حتی تدین قطیفی تردید کرده است.[۱۴] محسن امین نیز ضمن تأکید بر برتری علمی و سیاسی کرکی، رد کردن هدیه شاه طهماسب از سوی قطیفی را نوعی جمود فکری خوانده و او را به سبب بدگویی و نسبت دادن جهل و بی‌عدالتی به کرکی مورد سرزنش قرار داده است.[۱۵] با این حال، یوسف بحرانی، نویسنده «لؤلؤة البحرین» و علی بلادی بحرانی، نویسنده «أنوار البدرین»، تخطئه و نسبت جهل دادن به یکدیگر را شیوه‌ای رایج در میان برخی عالمان هم‌عصر در مباحث علمی شمرده و معتقدند اختلاف اجتهادی نباید بهانه شبه در عدالت و دیانت افراد قرار گیرد.[۱۶]

محورهای اختلاف با محقق کرکی

طبق گزارش‌ها، مهم‌ترین منازعات فقهی و سیاسی قطیفی و کرکی در موضوعاتی همچون دریافت خراج، جوایز حکومتی، نماز جمعه، احکام رضاع و نماز مسافر شکل گرفته است.[۱۷] به نوشته افندی در «ریاض العلماء»، قطیفی تقریباً در هر موضوعی که محقق کرکی رساله‌ای بر جای می‌گذاشت، ردیه‌ای بر آن تألیف می‌کرد.[۱۸]

مسئله خراج و اموال حکومتی

بر اساس گزارش‌ها، نخستین برخورد میان قطیفی و کرکی بر سر اموال جمع‌آوری‌شده برای سفر تبلیغی به ایران صورت گرفت.[۱۹] به گفته ابومکارم به نقل از کتاب «السراج الوهاج»، هنگامی که شاه اسماعیل صفوی از عالمان عراق برای ترویج تشیع دعوت کرد، حاکمان عراق با فشار و ظلم از مردم و کسبه فقیر پول جمع‌آوری کردند تا هزینه سفر عالمان به مشهد تأمین شود.[۲۰] در این ماجرا، قطیفی این اموال را حرام خواند و از پذیرش آن خودداری کرد، اما کرکی از سوی او متهم شد که با توجیه شرعی، آن اموال را دریافت و مصرف کرده است.[۲۱]

طبق مستندات تاریخی، محقق کرکی در فاصله سال‌های ۹۱۴ تا ۹۱۶ق برای تأمین معاش خود در عراق، روستایی را به عنوان تیول (سیورغال) از حکومت صفوی تحویل گرفت و در سال ۹۱۶ق، رساله «قاطعة اللجاج فی حل الخراج» را در اثبات حلال بودن دریافت خراج و اموال از سلاطین در عصر غیبت به نگارش درآورد.[۲۲] گفته شده است که قطیفی پس از مشاهده این رساله، در سال ۹۲۴ق، کتاب «السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعة اللجاج» را در حرمت خراج تألیف کرد.[۲۳] به نوشته جامه‌بزرگ، قطیفی در این اثر، همکاری عالمان با سلاطین را مایه فساد اسلام شمرده و دیدگاه کرکی را ناشی از کمی دانش یا دلبستگی به مال دنیا دانسته است.[۲۴] گزارش شده است که پس از قطیفی، مقدس اردبیلی (۹۹۳ق) نیز در کتاب «مجمع الفائدة و البرهان» در مسئله خراج از دیدگاه قطیفی پیروی کرده است.[۲۵]

رد هدیه شاه طهماسب صفوی

از دیگر وقایع مشهور میان این دو فقیه، ماجرای رد هدیه شاه طهماسب صفوی (حکومت: ۹۳۰-۹۸۴ق) از سوی قطیفی به شمار می‌آید.[۲۶] بر پایه گزارش‌های تاریخی که در «ریاض العلماء» و «لؤلؤة البحرین» نقل شده است، شاه طهماسب هدیه‌ای برای قطیفی فرستاد، اما این هدیه به بهانه بی‌نیازی و بر اساس مبنای فقهی قطیفی مبنی بر کراهت یا حرمت دریافت مال از حاکم جائر، از سوی او پس فرستاده شد.[۲۷]

گفته شده است که در دیداری میان قطیفی و کرکی در حرم امام رضا(ع) در مشهد (یا به نقلی در نجف یا کربلا)، کرکی به او اعتراض کرد و گفت با ترک تأسی به امام حسن مجتبی(ع) که جوایز معاویه را می‌پذیرفت، مرتکب حرام یا مکروه شده‌ای؛ زیرا نه تو برتر از امام حسن(ع) هستی و نه شاه طهماسب بدتر از معاویه به شمار می‌رود.[۲۸] بر اساس آنچه خودِ قطیفی در «الرسالة الحائریة» نقل کرده است، وی در پاسخ به کرکی، به سخن شهید اول در کتاب «الدروس» استناد کرد که ترک گرفتن مال از ظالم برتر دانسته شده و پذیرش جوایز معاویه از سوی امام حسن(ع) با این حکم تعارضی ندارد، زیرا اموال در اصل حق خود اهل بیت(ع) محسوب می‌شدند.[۲۹] عبدالله افندی، نویسنده «ریاض العلماء»، استدلال کرکی را مغالطه خوانده و حق را به قطیفی داده است؛ از دیدگاه او، علاوه بر تعلق اصلی اموال به امام معصوم(ع)، اقدام امام حسن(ع) از روی تقیه و ضرورت برای حفظ جان شیعیان صورت گرفته، در حالی که برای قطیفی چنین ضرورتی وجود نداشته است.[۳۰] در مقابل، محسن امین در «أعیان الشیعة» استدلال افندی را نادرست شمرده و کرکی را به عنوان نایب امام، مجاز به دریافت این اموال دانسته است.[۳۱]

حکم نماز جمعه در عصر غیبت

بر اساس گزارش‌ها، محقق کرکی در رساله خود درباره نماز جمعه، با طرح نظریه نیابت عامه فقیه جامع‌الشرایط، اقامه نماز جمعه را در عصر غیبت به شرط حضور فقیه، واجب تخییری می‌دانست.[۳۲] در مقابل، قطیفی رساله‌ای با عنوان «حرمة صلاة الجمعة فی زمن الغیبة مطلقا» در رد کرکی بر جای گذاشت و بر حرمت مطلق برگزاری نماز جمعه در زمان غیبت امام معصوم(ع) تأکید کرد.[۳۳] به گفته جامه‌بزرگ، این اثر از مهم‌ترین نوشته‌ها در مخالفت با سیاست مذهبی مورد حمایت دولت صفوی در اقامه نماز جمعه به شمار می‌آمد.[۳۴]

احکام رضاع، نماز مسافر و دیگر مسائل

  • مسئله رضاع (شیردهی): گزارش شده است که محقق کرکی رساله‌ای در بطلان قاعده «منزلت» یا «تنزیل» در رضاع[یادداشت ۱] تألیف کرد.[۳۵] در پی آن، قطیفی در ماه ذی‌حجه ۹۲۶ق، حدود ده سال پس از تألیف اثر کرکی، ردیه‌ای بر آن نگاشت و به دفاع از نظریه «منزلت در رضاع» پرداخت.[۳۶] محسن امین عبارات قطیفی در این رساله را که کرکی را به کم‌فهمی و ناتوانی از درک حقایق متهم کرده بود، خارج از شیوه مرسوم عالمان و بی‌ادبی نسبت به کرکی خوانده است.[۳۷]
  • نماز مسافر و مباحث فقهی سفر مشهد: به نوشته یوسف بحرانی، قطیفی در مقدمه «الرسالة الحائریة فی تحقیق المسألة السفریة»، به مناظرات فقهی خود با کرکی در جریان سفر به مشهد (در حدود سال ۹۱۶ق) اشاره کرده است.[۳۸] محور اصلی این رساله، رد نظر کرکی درباره قصد اقامت ده روزه مسافر دانسته شده است؛ از دیدگاه قطیفی، بر خلاف کرکی، پی‌درپی بودن (توالی) ده روز، شرط شکسته نشدن نماز در سفرهای پرتکرار (کثیرالسفر) به شمار می‌رفت.[۳۹] بر پایه گزارش‌ها، او همچنین در این رساله، دو فتوای دیگر کرکی را نقد کرده و آن‌ها را به غفلت و کمی مطالعه او نسبت داده است: یکی سقوط تکلیف نماز از کسی که جز پوست سگ پوششی ندارد و به دلیل تقیه نمی‌تواند آن را درآورد، و دیگری استحباب وضوی تجدیدی برای کسی که غسل جنابت انجام داده است.[۴۰]
  • سجده بر تربت پخته‌شده: به نوشته ابومکارم، قطیفی در سال ۹۳۳ق رساله‌ای در حرمت سجده بر مهر و تربت پخته‌شده به نگارش درآورد که ردیه‌ای از سوی محقق کرکی بر آن نوشته شد.[۴۱]

کشیده شدن اختلافات به دربار صفوی

بر اساس مستندات تاریخی، تقابل قطیفی و کرکی تنها به نگارش ردیه‌ها محدود نماند و شاگردان و هم‌فکران قطیفی در کشاندن این اختلافات به دربار شاه طهماسب نقش داشتند.[۴۲] بر پایه گزارش حسن روملو در «احسن التواریخ» و اسکندربیک ترکمان در «تاریخ عالم‌آرای عباسی»، امیر نعمت‌الله حلی که ابتدا از شاگردان کرکی به شمار می‌آمد، به مخالفت با او برخاست و به جرگه شاگردان و حامیان قطیفی پیوست.[۴۳] نقل شده است که حلی در دوره‌ای که منصب صدارت دولت صفوی را بر عهده داشت، نامه‌هایی به قطیفی می‌فرستاد و او را به نقض دیدگاه‌های کرکی تشویق می‌کرد.[۴۴]

طبق گزارش‌ها، امیر نعمت‌الله حلی به همراه گروهی دیگر از عالمان مخالف کرکی، همچون ملاحسین اردبیلی الهی و قاضی مسافر، و با حمایت برخی امیران دربار مانند محمودبیک مهردار و ملک‌بیک خویی، درصدد بودند مجلسی برای مناظره با کرکی درباره مشروعیت نماز جمعه بدون حضور امام یا نایب خاص در حضور شاه طهماسب بنا کنند، اما این مجلس تشکیل نشد.[۴۵] به گفته ابومکارم، قطیفی از سوی مخالفان کرکی به عنوان نماد و نماینده علمی برای این مناظره در نظر گرفته شده بود.[۴۶] گزارش شده است که در ادامه این درگیری‌ها، شب‌نامه‌ای حاوی تهمت‌ها علیه کرکی در تبریز پخش شد که با پیگیری شاه طهماسب، اطلاع امیر نعمت‌الله حلی از آن آشکار گشت و در نهایت، حلی به سبب دشمنی با کرکی و همراهی با ابراهیم قطیفی، از منصب صدارت عزل و به حله تبعید شد.[۴۷]

دیدگاه‌های اصولی و رجالی

بر اساس متن اجازه‌نامه‌ای که قطیفی در سال ۹۴۴ق برای شاگردش سید شریف‌الدین مرعشی شوشتری بر جای گذاشته و خوانساری آن را در کتاب «روضات الجنات» نقل کرده است، شماری از مبانی او در علم درایه، فقه و اصول فقه چنین گزارش شده‌اند:[۴۸]

  • عدم جواز تقلید از مجتهد مرده: از دیدگاه قطیفی، فتوای مجتهد در مسائل اختلافی، تنها تا زمانی که او زنده است برای مقلدان معتبر به شمار می‌آید و با مرگ مجتهد، قول او ساقط شده و تقلید از میت حرام دانسته می‌شود؛ زیرا به باور او، با مرگ مجتهد و در صورت نبود مجتهد زنده موافق، اجماع بر خلاف نظر او شکل می‌گیرد و همچنین وابستگی مطلق به قول مجتهد گذشته، مانع از مراجعه دوباره به قرآن و سنت می‌شود.[۴۹] به نوشته خوانساری، او حتی در برخی اجازه‌های خود، شاگردانش را تنها تا زمانی که خود در قید حیات بود، مجاز به عمل به فتاوای اختلافی رساله عملیه‌اش «النجفیة» می‌دانست.[۵۰]
  • ضروری و استثنایی بودن اجتهاد: قطیفی بر این باور تأکید داشت که اجتهاد در مذهب امامیه در اصل راهی مجاز به شمار نمی‌رفته، بلکه تنها به دلیل ضرورت ناشی از غیبت امام معصوم(ع) تجویز شده است.[۵۱] با این حال، از دیدگاه او اگر زمانی هیچ مجتهد زنده‌ای یافت نشود، استناد به فتوای میت جایز شمرده می‌شود، اما بر همه افراد مستعد، واجب عینی می‌گردد که شبانه‌روز برای تحصیل اجتهاد تلاش کنند.[۵۲] وی همچنین اجتهاد را امری قابل تجزیه (تجزّی) می‌داند.[۵۳]
  • اعتبار احادیث و تقسیمات خبر: بر پایه این اجازه‌نامه، قطیفی بر خلاف فتوا، اعتبار نقل حدیث را وابسته به زنده بودن یا مرگ راوی نمی‌داند.[۵۴] در تقسیم‌بندی خبر نیز، اگر راویان همگی امامی و عادل باشند خبر از سوی او «صحیح»، اگر ممدوح باشند «حسن»، و اگر در سلسله سند فردی غیر امامی (مخالف) باشد که در مذهب خود عادل و مورد اطمینان در راستگویی است، روایت «موثق» و در غیر این صورت «ضعیف» خوانده شده است.[۵۵]

زندگی‌نامه، استادان و شاگردان

بر اساس گزارش‌ها، از تاریخ دقیق تولد و دوران تحصیل ابتدایی قطیفی در منابع اطلاعی در دست نیست؛ اما پژوهشگران، زمان تولد او را در اواخر سده نهم قمری (دهه ۸۷۰ یا ۸۸۰ق و حدود سال ۸۸۵ق) تخمین زده‌اند.[۵۶] اگرچه در منابع مشهور است که او اصالتاً اهل قطیف (در منطقه بحرین قدیم) به شمار می‌رفت و مسجدی نیز به نام او در منطقه قلعه قطیف بنا شده بود،[۵۷] اما محمدامین ابومکارم با اشاره به نبودِ نام استادان بحرینی و قطیفی در اجازه‌نامه‌های او و نیز نسبت خویشاوندی‌اش با علی بن هلال جزائری، این احتمال را مطرح کرده است که وی در عراق متولد شده یا تحصیلات خود را در عراق و جبل عامل گذرانده و تنها مدتی در قطیف ساکن بوده است.[۵۸]

بر پایه تصریح خود قطیفی در «الرسالة الحائریة»، ورود او به عراق در اواخر جمادی‌الثانی ۹۱۳ق صورت گرفت.[۵۹] گفته شده است که وی ابتدا مدتی در نجف سکونت گزید و سپس به حله رفت و به همین دلیل با القاب «غروی» و «حلی» نیز از او یاد می‌شد.[۶۰] با این حال، در نقلی دیگر، مهاجرت او از حله به نجف دانسته شده و از او به عنوان یکی از کسانی که در احیای جنبش علمی نجف پس از افول حوزه حله نقش داشتند، نام برده می‌شود.[۶۱] به گفته پژوهشگران، صدور اجازه‌نامه از سوی او در سال ۹۱۵ق (دو سال پس از ورود به عراق)، نشان‌دهنده آن است که وی هنگام ورود به عراق، مجتهد و عالمی شناخته‌شده محسوب می‌شده است.[۶۲] همچنین در کتاب‌های «لؤلؤة البحرین»، «ریاض العلماء» و «روضات الجنات» داستانی به نقل از برخی اهالی بحرین درباره ملاقات قطیفی با امام زمان(عج) در لباس فردی آشنا ثبت شده است که بر اساس آن، امام از وی درباره رساترین آیه قرآن در موعظه پرسیده و پس از شنیدن آیه ۴۰ سوره فصلت از زبان قطیفی، سخن او را تصدیق کرده و ناپدید شده است.[۶۳]

درباره تاریخ و محل درگذشت او نیز گزارش‌های متفاوتی نقل شده است؛ بر پایه مستندات، قطیفی تا سال ۹۴۴ق یا ۹۴۵ق (سال پایان تألیف «الفرقة الناجیة» و «نفحات الفوائد») در قید حیات بوده است.[۶۴] در حاشیه «لؤلؤة البحرین»، زنده بودن او تا سال ۹۵۱ق گزارش شده که ابومکارم آن را ناشی از خطای چاپی یا اشتباه کاتب نسخه دانسته است.[۶۵] در منابع مشهور است که وی در نجف درگذشت و در همان‌جا به خاک سپرده شد؛[۶۶] با این حال، افندی از یکی از شاگردان محقق کرکی نقل کرده که محل وفات او شهر «جزائر» ثبت شده است[۶۷] و جامه‌بزرگ نیز از وجود قبری منسوب به او در شهر حله خبر داده است.[۶۸] از فرزند او، شیخ علی بن ابراهیم قطیفی نیز به عنوان یکی از فقیهان یاد شده که کتاب «توضیح العلل فی ترددات المختصر» را از خود بر جای گذاشته است.[۶۹]

استادان و مشایخ اجازه

در منابع رجالی و اجازه‌نامه‌ها، از این افراد به عنوان استادان و مشایخ قطیفی نام برده می‌شود:

  • علی بن هلال جزائری: بر اساس گزارش اجازه‌نامه قطیفی به معزالدین اصفهانی، علی بن هلال جزائری عموی قطیفی (یا به گفته ابومکارم، پدر همسر او) به شمار می‌رفت.[۷۰] به نقل افندی در «ریاض العلماء»، گفته شده است که قطیفی، محقق کرکی و عزالدین آملی نزد جزائری هم‌درس بوده‌اند؛ هرچند از برخی اجازه‌های قطیفی برمی‌آید که وی با یک واسطه (از طریق ابن وراق) از جزائری روایت می‌کرده است.[۷۱] محسن امین جمع میان شاگردی مستقیم و روایت با واسطه را بدون منافات دانسته است.[۷۲]
  • ابراهیم بن حسن وَرّاق: در اجازه‌نامه‌های قطیفی، از او با عنوان «موثق‌ترین مشایخ» یاد شده است.[۷۳]
  • محمد بن علی بن ابی‌جمهور احسائی (یا محمد بن زاهد نجفی).[۷۴]
  • علی بن عبدالعالی کرکی (محقق کرکی): یوسف بحرانی، خوانساری، احمد احسائی و محسن امین به نقل از «بحارالانوار» نوشته‌اند که قطیفی از محقق کرکی نیز اجازه روایت داشته است؛[۷۵] اما ابومکارم با بررسی عبارت علامه مجلسی در «بحارالانوار»، این انتساب را ناشی از برداشت نادرست بحرانی از متن مجلسی و افزوده شدن واژه «جمیعاً» شمرده و با توجه به دشمنی دیرینه آن دو، روایت قطیفی از کرکی را رد کرده است.[۷۶]

شاگردان و دریافت‌کنندگان اجازه

طبق گزارش‌ها، اجازه‌نامه‌هایی از سوی قطیفی برای شماری از شاگردانش و عالمان آن عصر صادر شده است که برخی از آن افراد عبارت‌اند از:[۷۷]

  1. شمس‌الدین محمد بن تُرکی: که اجازه‌نامه‌ای مفصل در حدود دو جزوه (کُرّاسه) به تاریخ ۹۱۵ق (دو سال پس از ورود قطیفی به عراق) برای او نگاشته شده است.[۷۸]
  2. شمس‌الدین محمد بن حسن استرآبادی (در «أنوار البدرین»: محمدامین استرآبادی): که در سال ۹۲۰ق در نجف از سوی قطیفی اجازه دریافت کرد.[۷۹]
  3. سید معزالدین محمد بن تقی‌الدین حسینی اصفهانی: که اجازه‌نامه او به تاریخ ۹۲۸ق در نجف، بر پشت نسخه‌ای از کتاب «شرائع الاسلام» ثبت شده است.[۸۰]
  4. سید شریف‌الدین حسینی مرعشی شوشتری (پدر قاضی نورالله شوشتری): که از شاگردان قطیفی در علوم عقلی و نقلی به شمار می‌رفت و قطیفی در ۱۱ جمادی‌الاول ۹۴۴ق اجازه‌نامه‌ای مفصل برای او نوشت و از وی بسیار ستایش کرد.[۸۱]
  5. امیر نعمت‌الله حلی: که گزارش شده است از درس محقق کرکی جدا شد و به قطیفی پیوست.[۸۲]
  6. شاه محمود خلیفه شیرازی.[۸۳]
  7. حسین بن عبدالحمید.[۸۴]
  8. کریم‌الدین شیرازی.[۸۵]
  9. منصور بن محمد بن ترکی.[۸۶]
  10. علی بن هلال کرکی اصفهانی (درگذشته پس از ۹۸۴ق).[۸۷]

آثار

شماری از کتاب‌ها و رساله‌هایی که در منابع کتاب‌شناختی و تراجم از ابراهیم قطیفی بر جای مانده و ثبت شده‌اند، عبارت‌اند از:[۸۸]

  1. السراج الوهاج لدفع عجاج قاطعة اللجاج: که در حرمت خراج و رد بر رساله خراجیه محقق کرکی در سال ۹۲۴ق تألیف شده است.[۸۹]
  2. الرسالة الحائریة فی تحقیق المسألة السفریة: که در احکام نماز مسافر و رد بر دیدگاه کرکی درباره عدم شرط توالی در اقامت ده روزه نوشته شده است.[۹۰]
  3. رسالة فی حرمة صلاة الجمعة فی زمن الغیبة مطلقا: که در رد دیدگاه کرکی درباره وجوب نماز جمعه در عصر غیبت به نگارش درآمده است.[۹۱]
  4. الرسالة الرضاعیة: که در دفاع از قاعده منزلت در رضاع و رد بر رساله رضاعیه کرکی، پس از ذی‌حجه ۹۲۶ق نگاشته شده است.[۹۲]
  5. رسالة فی حرمة السجود علی التربة المشویة (المطبوخة): که درباره حرمت سجده بر تربت پخته‌شده در سال ۹۳۳ق تألیف شده است.[۹۳]
  6. الفرقة الناجیة (یا تعیین الفرقة الناجیة): اثری در کلام و اثبات حقانیت مذهب امامیه از طریق روایات اهل بیت(ع) که نگارش آن در ۵ صفر ۹۴۵ق در شهر جزائر (یا به نقلی در ۹۵۱ق) به پایان رسیده است.[۹۴]
  7. الهادی الی سبیل الرشاد فی شرح الارشاد: توضیحی بر کتاب «ارشاد الاذهان» علامه حلی که گزارش شده است تنها بخش اندکی از ابتدای مباحث عبادات آن نگارش یافته است.[۹۵] قاضی نورالله شوشتری حاشیه‌ای بر ارشاد نیز به او نسبت داده است.[۹۶]
  8. نفحات الفوائد و مفردات الزوائد: که در پاسخ به پرسش‌های فرضی فقهی به شیوه پرسش و پاسخ در سال ۹۴۵ق تألیف شده است.[۹۷]
  9. شرح أسماء الله الحسنی: کتابی مفصل که قطیفی در سال ۹۳۴ق از نگارش آن فارغ شده است.[۹۸]
  10. شرح ألفیة الشهید: توضیح یا حاشیه‌ای بر کتاب الفیه شهید اول که در سال ۹۳۹ق نوشته شده است.[۹۹]
  11. الرسالة النجفیة (یا النجفیة فی سهو الیومیة): که رساله عملیه او در مسائل عبادات و شک و سهو در نماز برای عمل مقلدان به شمار می‌رفت.[۱۰۰]
  12. الرسالة الصومیة (و نیز واجبات الصوم): در احکام روزه که مقدس اردبیلی در شرح ارشاد از آن فتوا نقل کرده است.[۱۰۱]
  13. رسالة فی شرح عدد محرمات الذبیحة: رساله‌ای کوتاه درباره اجزای حرام حیوان ذبح‌شده.[۱۰۲]
  14. رسالة فی أحکام الشکوک (الشکیات).[۱۰۳]
  15. حاشیة علی شرائع الاسلام و حاشیة علی المختصر النافع.[۱۰۴]
  16. کشف الفوائد فی شرح القواعد و شرح الجعفریة.[۱۰۵]
  17. الأربعون حدیثا (چهل حدیث)، الثمانیة عشر حدیثا (هجده حدیث)، الأمالی و مجموعة فی نوادر الأخبار الطریفة.[۱۰۶]
  18. رسالة فی أدعیة سعة الرزق و قضاء الدین (رساله‌ای در دعاهای وسعت رزق و ادای قرض) و رسالة فی النیة.[۱۰۷]

پانویس

  1. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  2. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴.
  3. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱ و ۳؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۴ و ۵.
  4. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۹ و ۱۳.
  5. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱ و ۳؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۳ و ۴.
  6. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۳ و ۵؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۴ و ۱۱.
  7. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۳ و ۶؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۴ و ۱۱.
  8. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۴.
  9. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  10. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴ و ۱۵؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  11. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  12. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  13. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۸؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۳.
  14. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۸؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۳؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۰.
  15. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹-۱۴۱.
  16. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۳ و ۱۶۴؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۶.
  17. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴-۱۶؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹ و ۱۴۰.
  18. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۵ و ۱۶.
  19. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۰.
  20. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۰؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۶.
  21. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۰.
  22. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۵ و ۶؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵ و ۱۱.
  23. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۵ و ۶؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۱ و ۱۲؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱.
  24. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۶.
  25. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۲.
  26. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱ و ۱۶۲؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۱.
  27. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱ و ۱۶۲؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۵؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۱.
  28. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱ و ۱۶۲؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹ و ۱۴۰.
  29. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۲ و ۱۶۳؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۴؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۱.
  30. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۵ و ۱۶؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۱ و ۱۲.
  31. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۰.
  32. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۶ و ۷.
  33. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  34. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۷.
  35. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  36. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۸ و ۹.
  37. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۹.
  38. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۲؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۴.
  39. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۲؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷.
  40. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۲؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۰؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۴.
  41. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  42. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۹ و ۱۰.
  43. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۶؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۰.
  44. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۰.
  45. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۰ و ۱۱؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۶.
  46. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵ و ۸.
  47. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۰ و ۱۱.
  48. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹ و ۱۰.
  49. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹ و ۱۰.
  50. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  51. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۰.
  52. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۰.
  53. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۰.
  54. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹.
  55. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹.
  56. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۲؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵.
  57. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱ و ۲؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۴ و ۵.
  58. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵ و ۶.
  59. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۶؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  60. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۳؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
  61. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  62. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۲؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵.
  63. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۷؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷ و ۸.
  64. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۲.
  65. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵.
  66. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۲.
  67. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۷.
  68. ↑ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۱۲.
  69. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵.
  70. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶ و ۱۷؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۵.
  71. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  72. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  73. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱ و ۱۶۵؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸ و ۱۰.
  74. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸ و ۹؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  75. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۵۹ و ۱۶۰؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷ و ۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  76. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  77. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸-۱۰؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  78. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  79. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۷.
  80. ↑ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴، ۱۶ و ۱۷؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵.
  81. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۹؛ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴.
  82. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵ و ۱۶۶؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۴.
  83. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۱۰؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  84. ↑ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  85. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  86. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  87. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶.
  88. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷ و ۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶ و ۷.
  89. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۱۲.
  90. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱ و ۱۶۲؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۷.
  91. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶.
  92. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۱؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۷؛ جامه‌بزرگ، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی و محقق کرکی»، ص۹.
  93. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  94. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۰ و ۱۶۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  95. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱.
  96. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۴؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۷.
  97. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  98. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۷.
  99. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۴؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  100. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  101. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۴؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  102. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۴؛ افندی، ریاض العلماء، ۱۴۰۱ق، ج۱، ص۱۶.
  103. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۵؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸.
  104. ↑ بحرانی، لؤلؤة البحرین، ۱۳۸۶ق، ص۱۶۴؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۷.
  105. ↑ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.
  106. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۴۱؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۶ و ۷.
  107. ↑ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۱، ص۸؛ بلادی بحرانی، أنوار البدرین، ۱۳۷۷ق، ص۲۸۷؛ ابومکارم، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، ص۷.

یادداشت

  1. ↑ قاعده‌ای که کودک شیرخوار و زن شیرده را دقیقاً مثل فرزند و مادر واقعی فرض می‌کند؛ به همین دلیل، تمام محرمیت‌ها و حرمت‌های ازدواج که در فامیل خونی وجود دارد، برای بستگان شیری آن‌ها نیز برقرار می‌شود.

منابع

  • ابومکارم، محمدامین، «الشیخ ابراهیم القطیفی و عصره»، نشریه الواحة، شماره ۷، رجب ۱۴۱۷ق.
  • افندی اصفهانی، عبدالله بن عیسی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، به تحقیق سید احمد حسینی، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۱ق.
  • امین، سید محسن، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ق.
  • بحرانی، یوسف بن احمد، لؤلؤة البحرین فی الإجازات و تراجم رجال الحدیث، به تحقیق سید محمدصادق بحرالعلوم، نجف، مطبعة النعمان، ۱۳۸۶ق.
  • بلادی بحرانی، علی بن حسن، أنوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الأحساء و البحرین، نجف، مطبعة النعمان، ۱۳۷۷ق.
  • جامه‌بزرگ، مصطفی، «تقابل علمی شیخ ابراهیم قطیفی (م ۹۵۰ق) و محقق کرکی (م ۹۴۰ق)»، نشریه پیام بهارستان، دوره ۲، سال ۴، شماره ۱۵، بهار ۱۳۹۱ش.
  • خوانساری، سید محمدباقر، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، به تحقیق اسدالله اسماعیلیان، قم، اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.