پرش به محتوا

مکتب سقاخانه

از ویکی شیعه


قسمتی از دوازده‌بند محتشم در نقاشی‌خطی از حسین زنده‌رودی

مَکْتَب سَقّاخانه جریانی در هنرهای تَجَسُّمی مدرن ایران که با بازآفرینی عناصر بصری فرهنگ شیعی و آیین‌های مذهبی مربوط به آن به‌دنبال ایجاد ارتباط میان هنر مدرن و سنتی در ایران بوده است. این مکتب مهم‌ترین مکتب نقاشی ایران از بُعد وسعت و شهرت خوانده شده است.

اثر منصور قندریز

نامگذاری مکتب سقاخانه به‌دلیل وجود نمادها و نقش‌مایه‌های (Motif) برگرفته از عناصر بصری شیعی و عاشورایی در آثار هنرمندان این مکتب صورت گرفته است. نمادها و نقش‌مایه‌هایی که عموماً در ساختمان سقاخانه‌ وجود دارد؛ ازجمله: پنجرهٔ مشبک که نماد ضریح حرم ائمه(ع) است؛ یا پَنْجِه که نماد دستان بریدهٔ حضرت عباس(ع) یا نماد پنج‌تن آل عبا(ع) است.

گفته شده که هنرمندان این مکتب هم در جهت خواست سیستم سیاسی حاکم (پهلوی دوم)، مبنی بر ایجاد نوعی هنر رسمی مدرن ایرانی، و هم هم‌سو با روشنفکران مذهبی دورهٔ خود، مبنی بر مقابلهٔ با «غرب‌گرایی» و «بازگشت به خویشتن»، حرکت کردند که حاصل آن پیدایش این مکتب بوده است.

جایگاه: بازآفرینی مدرن عناصر بصری شیعی

سقاخانه اثر پرویز تناولی

مکتب سقاخانه جریانی در هنرهای تجسمی مدرن ایران (نقاشی، نقاشی‌خط و مجسمه‌سازی) دانسته شده که با بازآفرینی عناصر بصری فرهنگ شیعی و آیین‌های مذهبی مربوط به آن به‌دنبال ایجاد پل میان هنر مدرن و سنتی در ایران بوده است.[۱] مکتب سقاخانه مهم‌ترین مکتب نقاشی ایران از بُعد وسعت و شهرت[۲] و احیاگر هنرهای تجسمی ایران و مکتبی ملی در زمینهٔ این هنرها[۳] خوانده شده است.

گزارش شده که نامگذاری این مکتب توسط کریم امامی (درگذشت: ۱۳۸۴ش)، مترجم و منتقد هنری، و به‌دلیل وجود نمادها و نقش‌مایه‌های (Motif) برگرفته از عناصر بصری شیعی و عاشورایی در آثار هنرمندان این مکتب صورت گرفته است؛[۴] نمادها و نقش‌مایه‌هایی که عموماً در ساختمان سقاخانه‌ وجود دارد.[۵]

از نظر امامی، آثار هنرمندان این مکتب بیننده را به یاد حرم، تکیه و حسینیه می‌اندازد.[۶] از نظر او، حال و هوای کارهای آنان مذهبی بود، اما نه در حد مسجد امام اصفهان رفیع و ارزشمند و نه در حد مسجد سپهسالار (در مجموعهٔ دانشگاه شهید مطهری) تهران عظیم و غیرشخصی، بلکه نزدیک و آشنا، در حد سقاخانهٔ سرگذر محلات هر شهر.[۷]

پیدایش مکتب سقاخانه در آغاز دههٔ ۱۳۴۰ش و در آثار هنرمندانی چون پرویز تناولی، حسین زنده‌رودی، منصور قندریز (درگذشت: ۱۳۴۴ش)، ناصر اویسی، فرامرز پیل‌آرام (درگذشت: ۱۳۶۲ش)، صادق تبریزی (درگذشت: ۱۳۹۶ش) و ژازه طباطبایی (درگذشت: ۱۳۸۶ش) نشان داده شده است.[۸] برای نمونه از آثار هنرمندان این مکتب، حسین زنده‌رودی در سال ۱۳۵۱ش (۱۹۷۰م) قرآنی نفیس با طرح‌های خود در پاریس منتشر کرد که جایزه «زیباترین کتاب در سال جهانی کتاب» از طرف یونسکو به آن تعلق گرفت.[۹]

بستر پیدایش

بستر پیدایش مکتب سقاخانه چنین صورت‌بندی و تحلیل شده است:

گفته شده که هنرمندان این مکتب هم در جهت خواست سیستم سیاسی حاکم با اتکا به حمایت‌های دولتی از آثار خود و هم هم‌سو با روشنفکران مذهبی دورهٔ خود حرکت کردند که حاصل آن پیدایش این مکتب بوده است.[۱۲]

اثر حسین زنده‌رودی
« پرویز تناولی:

روزی، حدود سال ۱۳۴۰ش، من و زنده‌رودی به [حرم] حضرت شاه عبدالعظيم رفتیم و آنجا توجهمان به‌تعدادی تصویر چاپی مذهبی که برای فروش گذاشته بودند جلب شد. در آن وقت ما هر دو در جست‌وجوی انواعی از مواد و مصالح ایرانی بودیم که بتوانیم از آنها در کار خود استفاده کنیم و آن تصاویر مذهبی به‌نظرمان خیلی مناسب آمد. تعدادی از آن تصاویر را خریدیم و به خانه بردیم از سادگی فرم آنها از تکرار نقش‌ها در آنها و از رنگ‌های روشن و چشمگیر آنها خوشمان آمد. اولین طرح‌هایی که زنده‌رودی با الهام از آن تصاویر کشید در واقع اولین کارهای سقاخانه‌ای هستند.[۱۳]

»
از آثار حسین زنده‌رودی در قرآن چاپ‌شده در پاریس

نمادها و نقش‌مایه‌ها

در برخی منابع نمادها و نقش‌مایه‌های که در آثار هنرمندان مکتب سقاخانه به‌کاررفته چنین توصیف و تحلیل شده است:

اثر ناصر اویسی
  • ساختمان گنبدی: نماد حرم ائمه(ع) از جمله حرم امام حسین(ع) است؛[۱۵]
  • پَنْجه (خمسه): نماد دستان بریدهٔ حضرت عباس(ع) یا نماد پنج‌تن آل عبا(ع) یا قداست عدد پنج در ادیان و مذاهب یا نماد گواه و سوگند است؛[۱۶]
  • جام چهل‌کلید: نماد سقایی برگرفته از سقایی حضرت عباس(ع) در روز عاشوراء است؛[۱۷]
  • سه بانو سوار بر اسب اثر صادق تبریزی
    شمایل: نماد مردان خدا و شجاعت آنان با ترسیم چهرهٔ اولیاء دین به‌خصوص حضرت عباس(ع) است؛[۱۸]
  • آب: نماد زندگی و عاملی برای تبرک‌جستن از اولیاء الهی است؛[۱۹]
  • قفل: نماد توسل به روح اولیاء دین است که به شبکه‌های ضریحِ اماکنی چون حرم‌ها و سقاخانه‌ها زده می‌شده است؛[۲۰]
  • شمع: شمع‌های روشن و خاموش که نماد روشنایی، نور و قداست است؛[۲۱]
  • شیر و خورشید: شیری با شمشیر ذوالفقار در دستش که نماد امام علی(ع) و خورشید پشت سر او نماد پیامبر(ص) است.[۲۲]
  • رنگ: رنگ‌های سبز، سفید، طلایی و مسی که عموماً در معماری مذهبی از آنها استفاده می‌شود و برای نمونه رنگ سبز، که رنگ خاص مذهب شیعه است، نماد پاکی اولیاء است.[۲۳]
  • سایر نمادها و نقش‌مایه‌ها: دَر، حرز، کتیبه، عَلَم، توغ و الواح.[۲۴]

پانویس

  1. پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۴.
  2. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۶.
  3. گروسی و کفشچیان مقدم، «بازخوانی آثار نقاشان سقاخانه از منظر آشنازدایی شکلوفسکی»، ص۶۱.
  4. پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶.
  5. پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۲۹-۳۴.
  6. اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۷.
  7. اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۷.
  8. پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶.
  9. مرکزی و همکاران، «بررسی تزئینات به‌مثابه پیرامتن در قرآنِ انشارات کلوب کتاب با طراحی حسین زنده‌رودی»، ص۵۳.
  10. عابددوست و کاظم‌پور، «جامعه‌شناختی مکتب نقاشی سقاخانه‌ای»، ص۵۳.
  11. عابددوست و کاظم‌پور، «جامعه‌شناختی مکتب نقاشی سقاخانه‌ای»، ص۵۴.
  12. عابددوست و کاظم‌پور، «جامعه‌شناختی مکتب نقاشی سقاخانه‌ای»، ص۵۴.
  13. اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۶-۳۷.
  14. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۵.
  15. اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۱.
  16. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ بنی‌اردلان و یوسف‌زاده، «تحلیل نشانه‌شناسانهٔ آثار نقاشی‌خط حسین زنده‌رودی»، ص۲۸.
  17. محمدی، «چهل‌کلید، جام»، ص۴۹۲.
  18. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.
  19. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۰.
  20. ذوالفقاری، باورهای عامیانهٔ مردم ایران، ۱۳۹۶ش، ص۸۸۳.
  21. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.
  22. بنی‌اردلان و یوسف‌زاده، «تحلیل نشانه‌شناسانهٔ آثار نقاشی‌خط حسین زنده‌رودی»، ص۲۷.
  23. «مطالعه بینامتنی نقش‌مایه‌های اسطوره‌ای، سنتی و مذهبی در آثار نقاشی‌خط مکتب سقاخانه»، ص۱۴۹؛ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ بنی‌اردلان و یوسف‌زاده، «تحلیل نشانه‌شناسانهٔ آثار نقاشی‌خط حسین زنده‌رودی»، ص۲۷.
  24. پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.

منابع