مکتب سقاخانه
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |

مَکْتَب سَقّاخانه جریانی در هنرهای تَجَسُّمی مدرن ایران است که با بهرهگیری از عناصر بصری فرهنگ و آیینهای شیعی، پیوندی میان هنر مدرن و سنت ایرانی ایجاد کرد. این مکتب که از مهمترین جریانهای نقاشی معاصر ایران دانسته شده، در آغاز دهه ۱۳۴۰ش شکل گرفت. نام آن به دلیل استفاده هنرمندان، از نمادها و نقشمایههای سقاخانهای و مذهبی، انتخاب شد؛ نقشمایههایی مثل پنجرهٔ مشبک، نماد ضریح حرم ائمه(ع) و پَنْجه نماد دستان بریدهٔ حضرت عباس(ع) یا نماد پنجتن آل عبا(ع).

جایگاه: بازآفرینی مدرن عناصر بصری شیعی

مکتب سقاخانه جریانی در هنرهای تجسمی مدرن ایران (نقاشی، نقاشیخط و مجسمهسازی) دانسته شده که با بازآفرینی عناصر بصری فرهنگ شیعی و آیینهای مذهبی مربوط به آن بهدنبال ایجاد پلی میان هنر مدرن و سنتی در ایران بوده است.[۱] مکتب سقاخانه مهمترین مکتب نقاشی ایران از بُعد وسعت و شهرت[۲] و احیاگر هنرهای تجسمی ایران و مکتبی ملی در زمینهٔ این هنرها[۳] خوانده شده است.

گزارش شده که نامگذاری این مکتب توسط کریم امامی (درگذشت: ۱۳۸۴ش)، مترجم و منتقد هنری، و بهدلیل وجود نمادها و نقشمایههای برگرفته از عناصر بصری شیعی و عاشورایی در آثار هنرمندان این مکتب صورت گرفته است؛[۴] نمادها و نقشمایههایی که عموماً در ساختمان سقاخانه وجود دارد.[۵]
از نظر امامی، آثار هنرمندان این مکتب بیننده را به یاد حرم، تکیه و حسینیه میاندازد.[۶] از نظر او، حال و هوای کارهای آنان مذهبی بود، اما نه در حد مسجد امام اصفهان رفیع و ارزشمند و نه در حد مسجد سپهسالار (در مجموعهٔ دانشگاه شهید مطهری) تهران عظیم و غیرشخصی، بلکه نزدیک و آشنا، در حد سقاخانهٔ سرگذر محلات هر شهر.[۷]
پیدایش مکتب سقاخانه در آغاز دههٔ ۱۳۴۰ش و در آثار هنرمندانی چون پرویز تناولی، حسین زندهرودی، منصور قندریز (درگذشت: ۱۳۴۴ش)، ناصر اویسی، فرامرز پیلآرام (درگذشت: ۱۳۶۲ش) و صادق تبریزی (درگذشت: ۱۳۹۶ش) نشان داده شده است.[۸] برای نمونه از آثار هنرمندان این مکتب، حسین زندهرودی در سال ۱۳۵۱ش (۱۹۷۰م) قرآنی نفیس با طرحهای خود در پاریس منتشر کرد که جایزه «زیباترین کتاب در سال جهانی کتاب» از طرف یونسکو به آن تعلق گرفت.[۹]
بستر پیدایش
بستر پیدایش مکتب سقاخانه چنین صورتبندی و تحلیل شده است:
- تلاش کارگزاران فرهنگی حکومت پهلوی دوم برای ایجاد نوعی هنر رسمی مدرن که برگرفته از هویت ایرانی باشد.[۱۰]
- واکنش روشنفکران ایرانی به مدرنگرایی کارگزاران فرهنگی آن دوره و تأکید آنان بر دو محور مقابلهٔ با «غربگرایی» و «بازگشت به خویشتن» که از سال ۱۳۴۲ش، با آهنگ روبهرشدی تحت تأثیر روشنفکران مذهبی چون جلال آلاحمد، علی شریعتی، سید محمود طالقانی، مرتضی مطهری و مهدی بازرگان همراه شد.[۱۱]
گفته شده که هنرمندان این مکتب هم در جهت خواست سیستم سیاسی حاکم با اتکا به حمایتهای دولتی از آثار خود و هم همسو با روشنفکران مذهبی دورهٔ خود حرکت کردند که حاصل آن پیدایش این مکتب بوده است.[۱۲]

| « | پرویز تناولی: روزی، حدود سال ۱۳۴۰ش، من و زندهرودی به [حرم] حضرت شاه عبدالعظيم رفتیم و آنجا توجهمان بهتعدادی تصویر چاپی مذهبی که برای فروش گذاشته بودند جلب شد. در آن وقت ما هر دو در جستوجوی انواعی از مواد و مصالح ایرانی بودیم که بتوانیم از آنها در کار خود استفاده کنیم و آن تصاویر مذهبی بهنظرمان خیلی مناسب آمد. تعدادی از آن تصاویر را خریدیم و به خانه بردیم از سادگی فرم آنها از تکرار نقشها در آنها و از رنگهای روشن و چشمگیر آنها خوشمان آمد. اولین طرحهایی که زندهرودی با الهام از آن تصاویر کشید در واقع اولین کارهای سقاخانهای هستند.[۱۳] |
» |
نمادها و نقشمایهها
در برخی منابع، نمادها و نقشمایههای که در آثار هنرمندان مکتب سقاخانه بهکار رفته چنین توصیف و تحلیل شده است:

- ساختمان گنبدی: نماد حرم ائمه(ع) از جمله حرم امام حسین(ع) است؛[۱۵]
- پَنْجه (خمسه): نماد دستان بریدهٔ حضرت عباس(ع) یا نماد پنجتن آل عبا(ع) یا قداست عدد پنج در ادیان و مذاهب یا نماد گواه و سوگند است؛[۱۶]
- جام چهلکلید: نماد سقایی برگرفته از سقایی حضرت عباس(ع) در روز عاشوراست؛[۱۷]
- شمایل: نماد مردان خدا و شجاعت آنان با ترسیم چهرهٔ اولیای دین بهخصوص حضرت عباس(ع) است؛[۱۸]
- آب: نماد زندگی و عاملی برای تبرکجستن از اولیای الهی است؛[۱۹]
- قفل: نماد توسل به روح اولیای دین است که به شبکههای ضریحِ اماکنی چون حرمها و سقاخانهها زده میشده است؛[۲۰]
- شمع: شمعهای روشن و خاموش که نماد روشنایی، نور و قداست است؛[۲۱]
- شیر و خورشید: شیری با شمشیر ذوالفقار در دستش که نماد امام علی(ع) و خورشید پشت سر او نماد پیامبر(ص) است.[۲۲]
- رنگ: رنگهای سبز، سفید، طلایی و مسی که عموماً در معماری مذهبی از آنها استفاده میشود و برای نمونه رنگ سبز، که رنگ خاص مذهب شیعه است، نماد پاکی ائمه(ع) است.[۲۳]
- سایر نمادها و نقشمایهها: دَر، حرز، کتیبه، عَلَم، توغ و الواح.[۲۴]
پانویس
- ↑ پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۴.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۶.
- ↑ گروسی و کفشچیان مقدم، «بازخوانی آثار نقاشان سقاخانه از منظر آشنازدایی شکلوفسکی»، ص۶۱.
- ↑ پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶.
- ↑ پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۲۹-۳۴.
- ↑ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۷.
- ↑ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۷.
- ↑ پاکباز، «سقاخانه»، ص۸۳۶.
- ↑ مرکزی و دیگران، «بررسی تزئینات بهمثابه پیرامتن در قرآنِ انشارات کلوب کتاب با طراحی حسین زندهرودی»، ص۵۳.
- ↑ عابددوست و کاظمپور، «جامعهشناختی مکتب نقاشی سقاخانهای»، ص۵۳.
- ↑ عابددوست و کاظمپور، «جامعهشناختی مکتب نقاشی سقاخانهای»، ص۵۴.
- ↑ عابددوست و کاظمپور، «جامعهشناختی مکتب نقاشی سقاخانهای»، ص۵۴.
- ↑ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۶-۳۷.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۵.
- ↑ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۱.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ بنیاردلان و یوسفزاده، «تحلیل نشانهشناسانهٔ آثار نقاشیخط حسین زندهرودی»، ص۲۸.
- ↑ محمدی، «چهلکلید، جام»، ص۴۹۲.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ اعتمادی، «سقاخانه»، ص۳۰.
- ↑ ذوالفقاری، باورهای عامیانهٔ مردم ایران، ۱۳۹۶ش، ص۸۸۳.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.
- ↑ بنیاردلان و یوسفزاده، «تحلیل نشانهشناسانهٔ آثار نقاشیخط حسین زندهرودی»، ص۲۷.
- ↑ «مطالعه بینامتنی نقشمایههای اسطورهای، سنتی و مذهبی در آثار نقاشیخط مکتب سقاخانه»، ص۱۴۹؛ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸؛ بنیاردلان و یوسفزاده، «تحلیل نشانهشناسانهٔ آثار نقاشیخط حسین زندهرودی»، ص۲۷.
- ↑ پایدارفر و معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه»، ص۱۳۸.
منابع
- اعتمادی، احسان، «سقاخانه»، در مجلهٔ مطالعات هنرهای تجسمی، شمارهٔ ۳، پاییز ۱۳۷۷ش.
- بنیاردلان و یوسفزاده، «تحلیل نشانهشناسانهٔ آثار نقاشیخط حسین زندهرودی (براساس دیدگاه پیرس)»، در نشریهٔ دستاوردهای نوین در مطالعات علوم انسانی، شمارهٔ ۱۷، مهر ۱۳۹۸ش.
- پاکباز، رویین، «سقاخانه»، در دایرة المعارف هنر (ج۱: الف-س)، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۴۰۲ش.
- پایدارفر، آرزو و بتول معینی، «بررسی و تحلیل تمثال پنجۀ دست حضرت عباس(ع) در آثار هنرمندان ایرانی مکتب سقاخانه (نمونۀ موردی: پرویز تناولی، حسین زندهرودی، فرامرز پیلآرام)»، در نشریهٔ مطالعات تاریخ اسلام، شمارهٔ ۵۲، زمستان ۱۳۴۲ش.
- ذوالفقاری، حسن، باورهای عامیانهٔ مردم ایران، با همکاری علیاکبر شیری، تهران، نشر چشمه، ۱۳۹۶ش.
- عابددوست، حسین و زیبا کاظمپور، «جامعهشناختی مکتب نقاشی سقاخانهای»، در کتاب ماه هنر، شمارهٔ ۱۴۴، شهریور ۱۳۸۲ش.
- گروسی، عاطفه و اصغر کفشچیان مقدم، «بازخوانی آثار نقاشان سقاخانه از منظر آشنازدایی شکلوفسکی (منتخب آثار اویسی، قندریز و تبریزی)»، در نشریهٔ پیکره، شمارهٔ ۲۲، زمستان ۱۳۹۹ش.
- محمدی، پروانه، «چهلکلید، جام»، در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی (ج۱۹)، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۰ش.
- مرکزی، آزرم و محمدرضا شریفزاده و محمد عارف، «بررسی تزئینات بهمثابه پیرامتن در قرآنِ انشارات کلوب کتاب با طراحی حسین زندهرودی»، در نگارینهٔ هنر اسلامی، شمارهٔ ۲۷، بهار و تابستان ۱۴۰۳ش.