پرش به محتوا

داعی (اسماعیلیه)

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از دعوت اسماعیلیه)

داعی اسماعیلیه، به مبلغان دینی ـ سیاسی اسماعیلیه اطلاق می‌شود که مأموریت دعوت به تعالیم و امامت اسماعیلیه را دارند. سازمان دعوت اسماعیلی در طول تاریخ اسماعیلیه، به تدریج و مخفیانه شکل گرفت و در دوره خلافت فاطمیان سلسله مراتب کلاسیک و وظایف مختلف پیدا کرد. پس از فاطمیان، شاخه‌های اصلی و فرعی اسماعیلیه شکل گرفتند که هر کدام تغییراتی در سازمان دعوت ایجاد کردند. امروز شاخه‌های فرعی اسماعیلیه با نظام دعوت خود فعال هستند. بیشترین اطلاعات از مراتب و حدود داعیان اسماعیلیه به دوره کلاسیک آن مربوط می‌شود.

مفهوم‌شناسی

مقاله اصلی: داعی

«داعی» به معنای «کسی که فرا می‌خواند و دعوت می‌کند» درباره مبلغان دینی و سیاسی چند فرقه و مذهب اسلامی، از جمله معتزلیان اولیه، عباسیان، زیدیه، بعضی از شیعیان غالی مانند خطابیه، به کار رفته است؛ اما وسیع‌ترین کاربرد آن در ارتباط با اسماعیلیه است.[۱] داعی اسماعیلیه در اصطلاح عام، به هر نماینده و مبلغ مجاز اسماعیلیه که عهده‌دار دعوت مردم به کیش اسماعیلیه و پیروی از امام اسماعیلیان است اطلاق می‌شود.[۲]

وظایف و اختیارات داعی اسماعیلیه حسب جایگاه خود شامل موارد متعددی شد: ۱. دعوت و تبلیغ برای جذب مؤمنان جدید، ۲. تعلیم ظاهر شریعت و باطن آن، ۳. تربیت مریدان و ارتقای مراتب معنوی؛ ۴. اداره امور محلی جامعه اسماعیلی، ۵. امامت و رهبری سیاسی یا نظامی.[۳]

برای سازمان دعوت اسماعیلیه، چند هدف را مطرح کرده‌اند: ۱. براندازی عباسیان، ۲. دستیبابی به خلافت، ۳. ترویج اندیشه ها و اصول عقاید.[۴]

تاریخچه شکل‌گیری و رتبه‌بندی

اسماعیلیه پس از شیعیان دوازده‌امامی، بزرگ‌ترین جامعه شیعی است. این گروه در سال ۱۴۸ق/۷۶۵م پس از وفات امام جعفر صادق(ع) بر سر جانشینی، به امامت اسماعیل بن جعفر (و سپس فرزندش محمد بن اسماعیل) معتقد شدند و از دیگر شیعیان جدا گردیدند و دیگران را به دین خود دعوت می کردند.

یک. دوره ستر: داعیان نخستین

نخستین دوره اسماعیلیه (شروع از نیمه قرن دوم هجری / هشتم میلادی)، یکی از مبهم‌ترین و تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ اسماعیلیه است و اطلاعات درباره آن حتی در آثار داعیان مهم دوره‌های بعدی نیز بسیار اندک است.[۵] این دوره که به «دوره ستر» معروف است، از زمان محمد بن اسماعیل (هفتمین امام اسماعیلیه) آغاز شد. وی پس از وفات پدرش (اسماعیل بن جعفر)، مدینه را ترک کرد، ابتدا به عراق رفت و سپس به خوزستان ایران مهاجرت نمود و از آنجا داعیانی برای تبلیغ عقاید اسماعیلی فرستاد.[۶]

دو. دوره پیش از فاطمی: شکل‌گیری سازمان دعوت

از نیمه قرن سوم هجری / نهم میلادی و تا پیش از تأسیس خلافت فاطمیان، نهضت اسماعیلیه به دلیل فعالیت‌های سیاسی و اعتراضی علیه عباسیان، به جنبشی سازمان‌یافته، متمرکز و انقلابی تبدیل و امر دعوت از طریق شبکه‌ای از داعیان رهبری می‌شد.[۷] نخستین دعوت سازمان‌یافته در عراق توسط حمدان قرمط و دستیارش عبدان آغاز گردید؛ این دعوت به سرعت گسترش یافت و با نارضایتی‌های اجتماعی، نابرابری‌ها و شورش‌هایی مانند نهضت زنگ (زنج) همکاری کرد. این دوره همزمان با غیبت امام دوازدهم شیعه امامیه و ایجاد تفرقه در میان آنان بود و باعث شد تبلیغ داعیان اسماعیلی بسیاری از امامیان ناخشنود جنوب عراق و مناطق دیگر را به سوی خود جذب کند. در این دوره، نهضت و دعوت اسماعیلیه به سرعت در ایران، عراق، شام، یمن، بحرین و شمال آفریقا گسترش یافت.[۸]

سه. دوره کلاسیک: خلافت فاطمیان و مراتب دعوت

دوره خلافت فاطمیان در شمال آفریقا از ۲۹۷ق/۹۰۹م تا ۴۸۷ق/۱۰۹۴م که حدود ۱۸۵ سال طول کشید، دوره کلاسیک و عصر طلایی حیات اسماعیلیه به شمار می‌رود.[۹] در این دوره، دعوت اسماعیلی به اوج رسید و سازمان مخفی دعوت با سلسله‌مراتب مشخص شکل گرفت و فعالیت آن به بیرون سرزمین‌های تحت حکومت فاطمیان گسترش یافت؛ هرچند دعوت همچنان به شکل نهایت پوشیدگی و اختفا عمل می‌کرد و اطلاعات کمی از ساختار دقیق آن در دست است.[۱۰] در این عصر، داعیان اسماعیلی رساله‌ها و کتاب‌های کلامی و فلسفی متعددی نگاشتند[۱۱] و یکی از اقدامات مهم، تأسیس دارالحکمه با هدف تربیت داعیان و مبلغان در زمان حاکم بامرالله بود.[۱۲] در دوره فاطمی، زنان که معمولاً در جوامع دینی قرون سوم و چهارم هجری هیچ نقشی نداشتند در سازمان دعوت فاطمی نقش فعال پیدا کردند.[۱۳]

اسماعیلیان نخستین، محمد بن اسماعیلی را امام هفتم و مهدی موعود می‌دانستند اما چون خلفای فاطمی دعوی امامت کردند، با تجدید نظر در این عقیده، به بیش از یک سلسله هفتگانه از ائمه پرداختند و ظهور قائم را به زمان‌های دورتر در آینده موکول کردند.[۱۴] همچنین در این دوره، دعوت اسماعیلی دیگر بر مبارزه مستقیم با عباسیان متمرکز نبود و در اهداف انقلابی و خط‌مشی‌های سیاسی داعیان نیز تغییراتی رخ داد و بیشتر به سمت دفاع از ادعاهای فاطمیان و تثبیت موقعیت خلافت شیعی گرایش یافت؛ از جمله مبارزه با سنی‌گرایی در شکل مذهب مالکی و مذهب خوارج که دین رایج بربرها بود.[۱۵]

در طول دوره خلافت فاطمیان، اختلافات داخلی اسماعیلیه نیز وجود داشت که باعث ایجاد شاخه‌های جدید اسماعیلیه و تغییراتی در عقاید و نظام دعوت شد؛ مانند قَرمَطیان و دَروزیان.

داعیان مهم و مشهور اسماعیلی دوره فاطمی عبارت‌اند از: ابوحاتم رازی (م۳۲۲ق)، قاضی نعمان (مؤلف «دعائم الاسلام» در فقه اسماعیلی)، ابویعقوب سجستانی، حمیدالدین کرمانی، ناصر خسرو قبادیانی، مؤید فی‌الدین شیرازی.

چهار. نظام جدید دعوت: تقسیم اسماعیلیان

پس از مرگ مستنصر بالله فاطمی در ۴۸۷ق/۱۰۹۴م، اسماعیلیه بر سر جانشینی وی به دو شاخه اصلی مستعلیه و نزاریه و بعدها به شاخه‌های فرعی‌تر تقسیم شدند:

الف. اسماعیلیه مستعلیّه

مستعلویان، مستعلی و آمر، پسر و نوه مستنصر را به امامت پذیرفتند و با مرگ آمر، به دو شاخه حافظیه (مجیدیه) و طیّبیه تقسیم شدند. شاخه حافظیه باقی نماند و شاخه طیبیه، با پذیرفتن جانشینی طیّب، فرزند خردسال آمر، به حیات خود ادامه داد. یمن پایگاه اصلی طیبیه شد و بیشتر مستعلویان، به شاخه طیبی یمن پیوستند. بخشی از اسماعیلیان طیبی نیز به هند مهاجرت کردند و به «بُهره» معروف شدند. در نهایت، طیبیان نیز به دو شاخه داوودی و سلیمانی تقسیم شدند.[۱۶]

این تقسیم‌بندی‌ها باعث اصلاحاتی در نظام و مراتب دعوت نیز می‌شد. برای مثال، طیبی‌های یمن سلسله مراتب دعوت را به همان صورتی که داعی حمیدالدین کرمانی ترسیم کرده بود از فاطمیان به ارث بردند اما با توجه به واقعیات تغییر یافته، در سلسله مراتب قدیمی داعیان اصلاحاتی انجام دادند.[۱۷] همچنین سازمان دعوت شاخه سلیمانی، ادامه‌دهنده سنت طیبی‌های یمن بود و بر خلاف سازمان پیچیده دعوت داودیان هند، سادگی را حفظ کرد.[۱۸]

ب. اسماعیلیه نِزاریّه

نِزاریان، اکثریت امروز اسماعیلیان را تشکیل می دهند و نزد اروپاییان سده‌های میانی به نام «اساسین» مشهور بودند.[۱۹] آنها به امامت ابومنصور نِزار، فرزند ارشد مستنصر و دارای نص امامت از پدر، قائل شدند. حسن صبّاح (م۵۱۸ق/۱۱۲۴م) با کمک اسماعیلیان ایران، پس از تصرف الموت (۴۸۷ق/۱۰۹۴م) در قزوین، دولت مقتدر نزاریان ایران را ایجاد کرد که رقیب جدی امپراتوری سلجوقی بود که بر مذهب اهل سنت متکی بود.[۲۰] در همین زمان، دولتی وابسته به نزاریان در شام در مقابله با صلیبیون مسیحی شکل گرفت[۲۱] و شهر سلیمه، پایگاه اصلی و فرماندهی داعیان اسماعیلیان شام بود.[۲۲]

دولت نزاری، دعوت جدیدی را سامان و ارائه کرد که با دعوت قدیم اسماعیلیان فاطمی و مستعلویه و طیبیان از جهت عقاید و سازمان دعوت متمایز و متفاوت بود.[۲۳] گروه فدائیان نزاری برای انجام مأموریت کشتن شخصیت‌های لشگری یا کشوری یکی از بخش‌های جدید در تشکیلات اسماعیلیه نزاریه بود که قتل نظام‌الملک سلجوقی یکی از اقدامات آنها بود.[۲۴]

دولت نزاری ایران، پس از چند نسل، در ۶۵۴ق/۱۲۵۶م با حمله مغولان سقوط کرد و متأثر از آن، نزاریان شام نیز به ممالیک تسلیم شدند و حکومتشان پایان یافت.[۲۵] خواجه نصیرالدین طوسی، حکیم و متکلم شیعه، در دوران حملات مغول، در قلعه‌های اسماعیلیه نزاری ایران حضور و اقامت داشته است و درباره اسماعیلی بودن او یا رفتار تقیه‌ای وی اختلاف نظر است.[۲۶]

پنج. سقوط دولت‌های اسماعیلیه: ادامه دعوت نِزاریان

پس از سقوط دولت نزاریان ایران، اسماعیلیان به قدرت سیاسی پیشین نرسیدند و با وجود قتل‌عام‌های جامعه نزاریان ایران توسط مغولان، به کلی از بین نرفتند و به مناطق دورافتاده (یمن، هند، پاکستان، ایران، افغانستان، تاجیکستان، سوریه، پامیر چین) پناه بردند و اغلب در زیّ صوفیان زندگی کردند. از ۱۹۷۰م، مهاجرت به غرب، بویژه کانادا، آمریکا، انگلستان افزایش یافت.[۲۷]

پس از سقوط نزاریه الموت، دوره‌های بعدی را دوره رنسانس یا دوره تجدید حیات در اندیشه‌ها و فعالیت‌های دعوت نزاری نامیدند.[۲۸] همچنین کیش نزاری با تصوف در ایران ارتباط پیدا کرد و روی ادبیات و اصطلاحات نزاری‌های ایران در نظام دعوت تاثیر گذاشت.[۲۹] در دوره صفویان، فعالیت اسماعیلیان نزاری که زیر پوشش صوفیان فعال بودند آشکارتر و امامان اسماعیلی مورد توجه شاهان صفویه قرار گرفت.[۳۰]

نزاریان قاسم‌شاهی (با روابط نزدیک با صوفیان نعمت‌اللهی در ایران)، محمدشاهیان، و آقاخانیه از شاخه‌های بازمانده یا فعال از اسماعیلیه نزاریه‌اند که تشکیلات دعوت را حفظ کرده‌اند.[۳۱]

سلسله مراتب کلاسیک سازمان دعوت

در دوره کلاسیک اسماعیلیه (عصر فاطمیان)، اسماعیلیان فاطمی به تبلیغات خود «الدعوة الهادیة» می‌گفتند؛ به معنای دعوت راهنمایی‌کننده مردم به سوی امام فاطمی.[۳۲] سازمان دعوت فاطمی بر پایه سلسله‌مراتب دقیق و پیچیده‌ای به نام «حدود الدین» استوار بود که جهان غیرفاطمی را برای مقاصد دعوت، به دوازده «جزیره» (به اصطلاح «جزایر الارض») تقسیم جغرافیایی یا قومی می‌کرد و هر جزیره تحت نظارت یک حجت قرار داشت. نام این دوازده جزیره طبق آثار قاضی نعمان شامل این موارد است: عرب، روم، صقالبه، نوبه، خزر، هند، سند، زنج، حبش، صین (چین) و دیلم.[۳۳]

ساختار کلی سلسله مراتب دعوت (حدود) فاطمی به شرح زیر است:

۱. امام (سر حد)

عنوان و رتبه امام در سلسله مراتب سازمان دعوت فاطمی، متفاوت است با عقیده امامت در اسماعیلیه که پس از نبوت قرار دارد و داری مراتب آسمانی (امام مقیم، اساس، متم، مستقر، مستودع) و ادوار تاریخی است.[۳۴] البته در سلسله‌مراتب زمینی دعوت فاطمی، امام، بالاترین مرتبه آن با سلسله‌مراتب آسمانی و جهان‌شناسی اندیشه فاطمی مطابقت نزدیک دارد.[۳۵] در خلافت فاطمی و به‌خصوص تا زمان مستنصر، خلیفه در عین حال که امام اسماعیلیان فاطمی بود و از طریق نص خلیفه و امام پیشین انتخاب می‌شد، رئیس دولت و فرمانده کل سپاه نیز بود.[۳۶] در دوره حاکم بامرالله که خلیفه صغیر و نابالغ بود، نهاد وزارت یا نیابت حکومت نیز شکل گرفت و اهمیت فراوانی یافت و به‌تدریج انواع وزارت در دستگاه خلافت پدید آمد.[۳۷]

۲. باب (داعی الدعات)

به رئیس اجرایی تشکیلات دعوت، «باب» و گاهی «باب الابواب» می‌گفتند که معادل اصطلاح رسمی داعی الدعات و مهم ترین شخصیتی بعد از امام بود.[۳۸] داعی الدعات مسئول نصب داعیان شهرستان‌ها و قلمروهای حکومت فاطمیان بود و این داعیان به مثابه نواب داعی الدعات و نمایندگان الدعوة الهادیة بودند.[۳۹] داعی الدعات مرتبه‌ای بعد از قاضی القضات داشت و در عین حال قاضی القضات فاطمی اغلب رئیس اداری سازمان دعوت نیز بود و همزمان منصب داعی الدعاتی را هم داشت.[۴۰]

مجالس الدعوة که از زمان حاکم آغاز شده بود، به زعامت داعی الدعات در دارالحکمه یا جاهای دیگر به صورت مردانه و زنانه برگزار می‌شد و مجموعه‌ای از این مجالس نیز تقریر شده است.[۴۱] به کمک‌های پولی ثابت افراد اسماعیلی که در مجالس الحکمه جمع‌آوری می‌شد، «نجوا» می‌گفتند و فهرست کمک‌کنندگان را «کاتب الدعوه» می‌نامیدند. [۴۲]

۳. حجت

حجت، داعی و بالاترین نماینده دعوت اسماعیلی در هر جزیره و منطقه بود.[۴۳] در آثار نویسندگان اسماعیلی دوره فاطمی، با نام‌های «نقیب»، «لاحق» و «ید» نیز یاد شده است.[۴۴] طبق برخی منابع، بعد از رتبه امام، رتبه های باب و داعی الدعات قرار دارد و حجت نیز عنوانی برای مرتبه باب است و هر امام دوازده حجت داشته است.[۴۵]

۴. داعی

بعد از باب و حجت‌های دوازده‌گانه، نوبت به داعیانی می‌رسد که در هر یک از جزایر فعالیت داشتند و به سه طبقه تقسیم می‌شوند:

  1. داعی البلاغ: داعی البلاغ، نقش رابط میان پایگاه مرکزی دعوت در پایتخت فاطمیان و پایگاه‌های محلی یک جزیره را بر عهده داشت.
  2. داعی مطلق: داعی مطلق، در غیاب حجت و داعی البلاغ، عامل اصلی دعوت بود و با قدرت و اختیار مطلق عمل می‌کرد. برای داعی مطللق نیز دو درجه جناح الایمن (بال راست) و جناح الایسر (بال چپ) وجود دارد.
  3. داعی محدود ( داعی محصور): داعی محدود دستیار داعی مطلق بود.[۴۶]


انتخاب داعی از میان اسماعیلیان، مشروط به سه شرط اساسی بود:

  1. علم جامع: تسلط بر علوم ظاهری (فقه، حدیث و ...) و علوم باطنی اسماعیلی.
  2. تقوا و عمل صالح: پایبندی به احکام ظاهری و باطنی اسماعیلیه.
  3. سیاست‌مداری و مهارت اجتماعی: مانند داشتن شغل مناسب و حضور در مجالس علما برای کسب محبوبیت عمومی و توانایی جذب افراد به کیش اسماعیلی.[۴۷] از همین رو فعالیت سری تحت پوشش تجارت را از اصول سازمان دعوت اسماعیلیه و پیشرفت آن دانسته‌اند.[۴۸]

۵. داعی مأذون و داعی مکاسر

مأذون، مرتبه معاون داعی بوده است و شامل دو طبقه مأذون مطلق و مأذون محدود یا محصور می‌شد. مأذون مطلق بالاخره اغلب داعی می‌شد و اجازه داشت از نوکیشان سوگند عهد و میثاق بگیرد. مأذون محدود که «مکاسر» نیز نامیده می‌شد قدرت کمتری داشت و عمدتاً مسئول جلب افراد برای درآمدن به کیش اسماعیلی بود.[۴۹]

۶. مستجیب

نوکیشان یا نامزدها که تشرف به دین اسماعیلی را در مراحل اولیه دعوت قرار دارند و تحت تعلیم مأذون یا داعی هستند، مُستجیب می‌خواندند. گاهی در مقابل مستجیب، اسماعیلیان عادی را «مؤمن البلاغ» یا «مؤمن» می‌نامیدند.[۵۰]

برای دعوت افراد به تشرف به کیش اسماعیلی و عبور از مرحله «مستجیب» که به آن «تفرّس» نیز می‌گفتند، مراحل نه‌گانه‌ای وجود داشت که داعی (مبلغ اسماعیلی) باید رعایت می‌کرد. اولین مراحل، بررسی شرایط فرد و سنجش آمادگی او برای پذیرش امور و مفاهیم باطنی اسماعیلی بود. مراحل پایانی شامل آموزش فقه اسماعیلی، درک مفهوم امامت طبق نظریه اسماعیلیان، رسیدن به یقین و معرفت حقیقی، و در نهایت امکان گذار کامل به باطن و رهایی از احکام ظاهری (به اصطلاح «انسلاخ من الدین») می‌شد.[۵۱]

تحقیقات جدید

به گفته فرهاد دفتری، پژوهشگر تاریخ و عقاید اسماعیله، مؤسسه مطالعات اسماعیلی در ۱۳۵۶ش/۱۹۷۷م در لندن با هدف پیشبرد تحقیقات در زمینه شناخت اسلام در ابعاد تاریخی و نیز معاصر آن تأسیس گردیده است.[۵۲] وی نسب‌نامه امامان و داعیان اسماعیله را در کتاب خود آورده است؛ شامل: امامان نخستین اسماعیلی، دوره خلافت فاطمی، نِزاری قاسم شاهی، محمدشاهی، داعیان مستعلی ـ طیبی، داعیان داوودی، داعیان سلیمانی.[۵۳]

پانوشت

  1. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۵.
  2. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۵.
  3. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۶-۲۶۸.
  4. شریفی، «بررسی تطبیقی اهداف و اصول سازمان دعوت عباسیان و اسماعیلیان»، ص۱۵۰.
  5. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۹.
  6. فتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۲۲.
  7. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۲۵و۱۲۶.
  8. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۳۷-۱۳۹.
  9. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۶۹.
  10. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲و۱۶۹و۲۴۵و۲۵۹.
  11. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲و۱۶۹.
  12. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۲۰.
  13. چلونگر، «جایگاه زنان در تشکیلات فاطمیان»، ص۱۰۸.
  14. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۶۴و۱۶۵.
  15. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۱۸۰و۱۷۹و۲۹۰.
  16. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳ و ۲۹۳-۲۹۵.
  17. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳۳۸.
  18. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳۶۵.
  19. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳.
  20. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳و۳۷۰.
  21. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳.
  22. زیود، «مرکزیت سلمیه در دعوت اسماعیلیه»، ص۱۵۱و۱۵۶.
  23. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳۷۰.
  24. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۴۰۵و۴۰۶.
  25. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۳و۳۷۰و۴۳۲.
  26. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۴۶۶.
  27. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، مقدمه مؤلف، ص۱۵ـ۱۹ و متن کتاب، ص۳و۳۷۰و۴۹۷و۴۹۹.
  28. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۴۹۹.
  29. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۵۱۷.
  30. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۵۳۶.
  31. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۴۹۹و۵۰۰.
  32. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۵۹.
  33. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۵۷-۲۶۴؛ سلومی، اصول الاسماعیلیة، ص۳۳۰-۳۳۳.
  34. سلومی، اصول الاسماعیلیة، ص۳۲۳.
  35. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۳.
  36. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۵۷.
  37. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص ۲۵۷.
  38. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۱.
  39. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۱؛ جان احمدی، «ساخت، کارکرد و تحول نهاد دعوت فاطمیان مصر»، ص۷۹.
  40. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۰و۲۶۱.
  41. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۰و۲۶۱.
  42. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۱.
  43. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص ۲۶۳.
  44. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص ۲۶۳.
  45. سلومی، اصول الاسماعیلیه، ص۳۳۶-۳۳۸؛ جان احمدی، «ساخت، کارکرد و تحول نهاد دعوت فاطمیان مصر»، ص۷۹.
  46. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۴؛ سلومی، اصول الاسماعیلیه، ص۳۴۰-۳۴۵.
  47. سلومی، اصول الاسماعيليه، ص ۳۳۵.
  48. شریفی، «بررسی تطبیقی سازمان وکالت امامیه و سازمان دعوت اسماعیلیه در اهداف و اصول سازمانی»، ص۴۵.
  49. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۴؛ سلومی، اصول الاسماعيليه، ص۳۴۵.
  50. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۲۶۴.
  51. سلومی، اصول الاسماعیلیة، ص ۳۰۱–۳۲۲؛ جان احمدی، «ساخت، کارکرد و تحول نهاد دعوت فاطمیان مصر»، ص۸۶.
  52. دفتری، «عقاید و مطالعات اسماعیلی»، ص۴۴.
  53. دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ص۶۲۷-۶۳۳.

منابع

  • جان احمدی، فاطمه، «ساخت، کارکرد و تحول نهاد دعوت فاطمیان مصر»، شناخت، ش۵۱، پاییز ۱۳۸۵ش.
  • چلونگر، محمدعلی، «جایگاه زنان در تشکیلات فاطمیان»، پژوهش‌های تاریخی ایران و اسلام، ش۱۵، پاییز و زمستان ۱۳۹۳ش.
  • دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، مترجم: فریدون بدره‌ای، تهران، فرزان، چاپ دوم، ۱۳۷۶ش.
  • دفتری، فرهاد، «عقاید و مطالعات اسماعیلی»، هفت آسمان، ش۱۶، ۱۳۸۱ش.
  • زیود، محمد و دیگران، «مرکزیت سلمیه در دعوت اسماعیلیه»، پژوهشنامه تاریخ، ش۳۹، تابستان ۱۳۹۴ش.
  • سلومی، سلیمان عبدالله، اصول الاسماعیلیة: دراسة ـ تحلیل ـ نقد، ج۲، ریاض، دار الفضیلة، ۱۴۲۲ق.
  • شریفی، جعفر و دیگران، «بررسی تطبیقی اهداف و اصول سازمان دعوت عباسیان و اسماعیلیان»، تاریخ اسلام، ش۶۲، تابستان ۱۳۹۴ش.
  • شریفی، جعفر و محمدعلی چلونگر، «بررسی تطبیقی سازمان وکالت امامیه و سازمان دعوت اسماعیلیه در اهداف و اصول سازمانی»، شیعه‌شناسی، ش۵۷، بهار ۱۳۹۶ش.
  • هاجسن، مارشال گودوین سیمز، فرقه اسماعیلیه، مترجم: فریدون بدره‌ای، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ چهارم، ۱۳۷۸ش.