جری

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
علم تفسیر
تفسیرهای مهم

شیعی:

سنی:

گرایش‌های تفسیری
روش‌های تفسیری
شیوه‌های نگارش تفسیر
اصطلاحات علم تفسیر

جَرْی، یا جری و انطباق، اصطلاحی در تفسیر قرآن است بدین معنا که آیه‌ای که درباره شخصی یا اشخاص معینی نازل شده منحصر به مورد نزولش نیست و هر موردی را که در صفات و خصوصیات با مورد نزول آیه شریک باشد، شامل می‌شود.

معنای لغوی

جری به معناهای ذیل بکار رفته است: روان شدن آب و مانند آن، به وقوع پیوستن، به حرکت آمدن، به راه افتادن.[۱]

در تفسیر قرآن

جری به عنوان اصطلاحی قرآنی نخستین بار در تفسیر المیزان توسط سیدمحمدحسین طباطبایی بکار رفته است.[۲]

طباطبایی در توضیح این واژه می نویسد:

«با توجه به اينكه قرآن مجيد كتابى است همگانى و هميشگى، در [مورد افراد] غايب نیز مانند حاضر جارى است و به آينده و گذشته مانند حال منطبق می‌شود، مثلا آياتى كه در شرائط خاصى براى مؤمنين زمان نزول تكاليفى معین مى‏‌كنند مؤمنينى كه پس از عصر نزول داراى همان شرایط هستند بى كم و كاست همان تكاليف را دارند و آياتى كه صاحبان صفاتى را ستايش يا سرزنش مى‌‏كنند يا مژده می‌دهند يا می‌ترسانند كسانى را كه با آن صفات متصفند در هر زمان و در هر مكان باشند شامل هستند.
بنابراين هرگز مورد نزول آيه‌‏اى مخصص آن آيه نخواهد بود. يعنى آيه‌‏اى كه درباره شخصى يا اشخاص معينى‏ نازل شده در مورد نزول خود منجمد نشده بهر موردى كه در صفات و خصوصيات با مورد نزول آيه شريك است سرايت خواهد نمود و اين خاصه همان است كه در عرف روايات بنام «جرى» ناميده می‌شود.
امام پنجم در روايتى می‌فرمايد: «و اگر اين طور باشد كه وقتى آيه‌‏اى در قومى نازل شد پس از آن همان قوم مردند آن آيه نيز بميرد از قرآن چيزى باقى نمی‌ماند و ليكن همه قرآن تا آسمان‌ها و زمين هست جارى است و براى هر قوم آيه‌ای است كه آن‌را می‌خوانند و از آن بهره نيك يا بد دارند.»
و در بعضى از روايات بطن قرآن يعنى انطباق قرآن را به مواردى كه بواسطه تحليل بوجود آمده از قبيل جرى می‌شمارد.»[۳]

پیشینه

پیشینه این اصطلاح را می‌توان در تعبیر مفسران و اصولیان شیعه و سنی یافت که عمومیت الفاظ را بر سبب خاص نزول آیه مقدم می‌دانند. بر این اساس، جری همانند کاربرد متداول مثل‌ها، منطبق ساختن آیه بر بعضی از مصادیق خارج از مورد نزول است. و ظاهراً ذکر عنوان «انطباق»، یا «تطبیق» در کنار این اصطلاح، به همین سبب است.[۴]

پانویس

  1. حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج۴، ص۱۲۸.
  2. بهاردوست، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۰، ص۲۲۷.
  3. طباطبائی، قرآن در اسلام، ص۴۲.
  4. بهاردوست، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۰، ص۲۲۸.

منابع

  • بهاردوست، علیرضا، جری و انطباق (تطبیق)، در دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۰، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران: بنیاد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۵ش.
  • حسینی دشتی، سیدمصطفی، معارف و معاریف، تهران: مؤسسه فرهنگی آرایه، ۱۳۷۹ش.
  • طباطبائی، سیدمحمدحسین، قرآن در اسلام، مصحح: محمدباقر بهبودی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۶ش.