ابدال
اَبْدال اصطلاحی در عرفان اسلامی به افرادی اطلاق میشود که جانشینان پیامبران هستند و تعداد آنها ثابت است. هنگامی که یکی از آنان فوت میکند، فرد دیگری جایگزین او میشود. ابدال توانایی دارند که بهطور روحانی یا مثالی در مواقع ضروری ظاهر شوند. این اصطلاح بیشتر در میان عرفا و صوفیه رایج است، و برخی معتقدند که ابدال ویژگیهای خاصی دارند که به حفظ و هدایت جامعه کمک میکند.
در روایات شیعه، ابدال به اوصیای پیامبران و اصحاب خاص ائمه(ع) اطلاق میشود. امام رضا(ع) به این گروه بهعنوان جانشینان پیامبران اشاره کرده است. در برخی روایات اهل سنت نیز ابدال به تعداد ۴۰ نفر در شام و عراق شناخته میشوند و برکات آنان باعث بارش باران و پیروزی مسلمانان بر دشمنان است.
در آثار عرفانی، ابدال بهعنوان افراد برجسته و صاحب کرامت معرفی شدهاند که بهوسیله اعمال سختکوشانه و گاهی بهواسطه معنویات پیامبران به این مقام رسیدهاند. ابنعربی و دیگر صوفیان درباره تعداد و ویژگیهای ابدال نظرات مختلفی دارند؛ برخی آنها را به ۷ یا ۴۰ نفر محدود کرده و بهعنوان اعضای سلسله مراتب اولیا معرفی کردهاند.
مفهومشناسی و جایگاه
ابدال در برخی روایات شیعه به افرادی اطلاق میشود که جانشینان انبیا هستند.[۱] گفته شده چون تعداد ابدال ثابت است، هنگامی که یکی از آنان فوت میکند، فرد دیگری جای او را میگیرد.[۲] برخی معتقدند ابدال توانایی دارند که در مواقع ضروری، بهصورت صورتی مثالی یا روحانی به جای خود ظاهر شوند.[۳] ابنعربی در توضیح ویژگیهای ابدال، به تبدیل صفات منفی به مثبت اشاره کرده و آن را یکی از دلایل نامگذاری آنان میداند.[۴]
اصطلاح ابدال عمدتاً در میان عرفا و صوفیه رایج است، و به اعتقاد ابنخلدون، ریشه آن در عقاید شیعیان درباره امامان و نقیبان است. در دوران امپراتوری عثمانی، واژه «ابدال» به درویشان اطلاق میشد،[۵] اما پس از انحطاط طریقتهای صوفیانه، این واژه در زبان ترکی استانبولی به معنای «ابله» و «سادهلوح» تغییر یافت.
ابدال در روایات شیعه
در برخی روایات شیعه، واژه «ابدال» به اوصیای حضرت محمد(ص) اطلاق میشود که پس از رحلت هر پیامبر، خداوند آنها را بهعنوان جانشین او قرار میدهد.[۶] امام رضا(ع) در پاسخ به سوالی درباره ابدال، آنها را جانشینان پیامبران معرفی کرده است.[۷] برخی روایات دیگر، ابدال را افراد خاصی از اصحاب ائمه(ع) میدانند که مقام ویژهای دارند. بهویژه در دعای امداوود، ابدال به غیر از امامان معرفی میشوند، و علامه مجلسی نیز تفاوت بین ائمه(ع) و ابدال را توضیح داده است.[۸] برخی روایات حتی اشاره دارند که زنان نیز ممکن است جزو ابدال باشند [۹]و گاهی ابدال به یاران خاص حضرت مهدی (ع) تعلق میگیرد.[۱۰]
ابدال در روایات اهل سنت
روایات اهل سنّت درباره ابدال ویژگیها و تعداد آنها را چنین بیان کردهاند:
- تعداد و ویژگیها: ابدال ۴۰ نفر هستند که در شام زندگی میکنند. هنگام مرگ هر یک، خداوند فرد دیگری را جایگزین میکند. به برکت وجود آنها باران میبارد، مسلمانان پیروز میشوند و عذاب از اهل شام برداشته میشود. [۱۱]
- تفصیل مکان: ۴۰ ابدال در امت پیامبر اکرم(ص) وجود دارند؛ ۲۲ نفر در شام و ۱۸ نفر در عراق. با مرگ هر یک، خداوند دیگری را جانشین میسازد و در نهایت با وفات همه، قیامت برپا خواهد شد.[۱۲]
- تقسیمات روحانی: در میان مردم، ۳۰۰ نفر مانند قلب حضرت آدم(ع)، ۴۰ نفر مانند قلب حضرت موسی(ع)، ۷ نفر مانند قلب حضرت ابراهیم(ع)، ۵ نفر مانند قلب جبرئیل(ع)، ۳ نفر مانند قلب میکائیل(ع) و ۱ نفر مانند قلب اسرافیل(ع) وجود دارند.[۱۳]
- مراتب ابدال: تاجالدین خوارزمی از پیامبر(ص) روایت کرده که در امت اسلام همیشه ۴۰ نفر با خلق حضرت ابراهیم(ع)، ۷ نفر با خلق حضرت موسی(ع)، ۳ نفر با خلق حضرت عیسی(ع) و ۱ نفر با خلق پیامبر اسلام(ص) بهعنوان قطب وجود دارند. [۱۴]
- تقسیمبندی سید محمد گیسودراز: ابدال به شش طبقه تقسیم میشوند:
- ۱ نفر که قلب او مانند اسرافیل(ع) است.
- ۳ نفر که قلبهایشان مانند میکائیل(ع) است.
- ۶ نفر که قلبهایشان مانند جبرئیل(ع) است.
- ۷ نفر که قلبهایشان مانند حضرت ابراهیم(ع) است.
- ۴۰ نفر که قلبهایشان مانند حضرت موسی(ع) است.
- ۳۰۰ نفر که قلبهایشان مانند حضرت آدم(ع) است. مرگ هر یک از ابدال طبقه بالا، جایگزینی از طبقه پایین خواهد داشت.[۱۵]
- ویژگیهای اخلاقی: ویژگی اخلاقی ابدال، عفو کسانی که به آنان ظلم کردهاند، احسان به کسانی که به آنها بدی کردهاند و مواسات در آنچه خداوند به آنان عطا کرده است. رسیدن به مرتبۀ ابدال نه از راه کثرت عبادات، بلکه از طریق غنای نفس، سلامت دل و خیرخواهی برای مسلمانان است.[۱۶]
ابدال در آثار عرفانی
در آثار عرفانی، خصوصیات و تعداد ابدال در منابع مختلف تفاوتهایی دارد. ابن عربی بیشترین توجه را به این موضوع کرده است. در اینجا مهمترین دیدگاهها آورده شده است:
- ابوطالب مکی: ابدال در میان صدّیقین قرار دارند و ویژگیهایی چون رضا از حق، سخاوت نفس، سلامت قلب و ناصح مسلمین بودن دارند.[۱۷]
- خواجه عبدالله انصاری: کرامات مخصوص ابدال و زهد است، زیرا آنها از مکر و غرور ایمنند. احتراز از کشتن جانوران از خصوصیات آنهاست.[۱۸]
- هجویری: ابدال یکدیگر را میشناسند و در امور به اذن یکدیگر عمل میکنند.[۱۹]
- ابنعربی: هر ابدال منسوب به یکی از پیامبران است و فیوضات معنوی از آن پیامبر دریافت میکند.[۲۰] ابدال اقلیمها را حفظ میکنند و از اسرار تقدیر و حرکت کواکب آگاه هستند.[۲۱] همچنین به ذکر کسانی چون رجبیون که در ماه رجب در حال حضور هستند، اشاره میکند.[۲۲]
- عزیزالدین نسفی: ابدال دانا، مقرّب و صاحب کرامت و قدرت هستند. کرامات آنان از موانع طبیعی عبور میکند.[۲۳]
- سید حیدر آملی: همان ویژگیهای ابن عربی را برای ابدال بیان میکند.[۲۴]
مرتبه و تعداد ابدال
درباره تعداد و مرتبه ابدال نیز اختلاف وجود دارد. ابن عربی گاه از ۷ نفر وگاه از ۴۰ نفر وگاه از ۱۲ نفر به عنوان ابدال یاد میکند.[۲۵] شیخ سعدالدین حموئی معتقد بود نام «ولی» جز بر امامان دوازدهگانه که آخرین آنان حضرت مهدی(ع) است، قابل اطلاق نبوده و سایر بزرگان اهل معرفت و سلوک را باید ابدال خواند.[۲۶]
- ابنعربی: ابنعربی از ابدال هفتگانه و چهل گانه سخن رانده است، گر چه به گفتۀ او گاه نقباء دوازدهگانه را نیز ابدال خواندهاند. تأکید ابنعربی بیشتر بر ابدال هفتگانه است و معتقد است که آنان به ترتیب بر قدم حضرت ابراهیم(ع)، حضرت موسی(ع)، هارون(ع)، ادریس(ع)، حضرت یوسف(ع)، حضرت عیسی(ع) و حضرت آدم(ع) قرار دارند و اسامی آنان عبارت است از عبدالحی، عبدالعلیم، عبدالودود، عبدالقادر، عبدالشّکور، عبدالسّمیع، عبدالبصیر.[۲۷] وی همچنین ادعا کرده است که ابدال هفتگانه را در مسجدالحرام کنار حطیم دیده است. [۲۸]
- شیخ سعدالدین حموئی: واژه «ولی» فقط برای امامان دوازدهگانه (آخرین آنان حضرت مهدی(ع)) قابل اطلاق است، و سایر بزرگان معرفت باید ابدال نامیده شوند.[۲۹]
- شاه نعمتالله ولی: گاه از ابدال به عنوان واژهای عام برای تمام طبقات اولیا استفاده کرده است. در برخی طبقهبندیها، ۷ نفر یا ۴۰ نفر ابدال ذکر شدهاند.[۳۰]
- هجویری و عبدالرحمان جامی: تعداد ابدال را ۴۰ نفر میداند و آنها را در مرتبۀ پنجم از سلسله مراتب اولیا قرار میدهد.[۳۱]
- عزیزالدین نسفی: واژه «ابدال» را به طور عام برای تمامی اولیا به کار برده[۳۲] و تعداد آنها را ۳۵۶ نفر میداند. این گروه به ۶ طبقه تقسیم میشوند که شامل چهل تنان و هفت تنان هستند.[۳۳]
- سید حیدر آملی: در سه طبقهبندی مختلف، ۷ نفر ابدال را در مراتب متفاوت قرار داده است.[۳۴] گاه ابدال پس از قطب، غوث و اوتاد قرار دارند،[۳۵] و گاه از ائمه معصومین نیز بهعنوان ابدال یاد میشود.[۳۶]
ریشه اختلاف آراء
به گفته پژوهشگران، تشتّت طبقه بندی اولیا در آثار متأخر مثل آثار سید حیدر آملی و شاه نعمت الله ولی، و تفاوت جایگاه و مرتبۀ ابدال، بیارتباط با ابهام و تشتّتی نباشد که در این زمینه در فتوحات مکیه ابن عربی به چشم میخورد. وی پس از ذکر ابدال هفتگانه از رجبیون یا ابدال چهل گانه سخن میگوید و اشارهای نیز به قول برخی از بزرگان دربارۀ ابدال دوازده گانه دارد، سپس به ذکر ویژگیهای ۳۰۰ تن از اولیا میپردازد، آنگاه موضوع طبقات رجال عالم انفاس را مطرح میسازد، ولی روشن نمیکند بین طبقات رجال عالم انفاس و رجالی که قبلاً برشمرده است چه رابطهای وجود دارد.[۳۷]
پانویس
- ↑ قمی، سفینه البحار، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۶۴.
- ↑ آملی، ۲۷۶؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۰۷.
- ↑ آملی، المقدمات من کتاب نصّ النصوص، ۱۳۵۳ش، ص۲۷۶؛ ابنعربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۷.
- ↑ الفتوحات المکّیه، الناشر موسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، ج۱، ص۱۶۰.
- ↑ ابنخلدون، مقدمه ابن خلدون، ۱۳۵۲ش، ج۱، ص۶۳۱.
- ↑ قمی، سفینةالبحار، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۶۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۷، ص۴۸؛ قمی، سفینةالبحار، ۱۳۵۲ق، ج۱، ص۶۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۷، ص۴۸.
- ↑ دیلمی، فردوس الأخبار، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۵۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۵۲، ص۱۵۳.
- ↑ ابنعساکر، التاریخ الکبیر، ۱۳۲۹ق، ج۱، ص۶۰؛ ابناثیر، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۱۰۷.
- ↑ ابنعساکر، التاریخ الکبیر، ۱۳۲۹ق، ج۱، ص۶۰.
- ↑ ابن عساکر، التاریخ الکبیر، ۱۳۲۹ق، ج۱، ص۶۳.
- ↑ آملی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۵۳ش، ص۳۳.
- ↑ هروی، انواریه، ۱۳۵۸ش، ص۱۴-۱۵.
- ↑ ابنعساکر، التاریخ الکبیر، ۱۳۲۹ق، ج۱، ص۶۰.
- ↑ مکی، قوت القلوب، ۱۹۶۱م.
- ↑ انصاری، طبقات الصوفیه، ۱۳۶۲ش. ص ۴۱۵و۵۱۳و۶۱۱.
- ↑ هجویری، کشف المحجوب، ۱۹۲۶م، ص۲۶۹.
- ↑ ابن عربی،الفتوحات المکّیه، بیروت، ج۲، ص۷۹.
- ↑ ابن عربی،الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۷.
- ↑ ابنعربی،الفتوحات المکّیه، بیروت، ج۲، ص۱۵۰-۱۵۱.
- ↑ نسفی،الانسان الکامل، ۱۳۶۲ش، ص۳۱۸.
- ↑ آملی، فی شرح فصوص الحکم، ۱۳۵۳ش، ص۱۵۹-۱۶۰، ۱۶۴، ۲۶۴-۲۶۶.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکّیه، بیروت ج۲، صص۱۶-۵.
- ↑ نسفی، الانسان الکامل، ۱۳۶۲ش، ص۳۲۰-۳۲۲.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، بیروت،ج۲، ص۷.
- ↑ ابنعربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۷.
- ↑ نسفی، الانسان الکامل، ۱۳۶۲ش، ص۳۲۰-۳۲۲.
- ↑ شاه نعمت الله ولی، رسالهها، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۱۵۵-۱۴۹
- ↑ هجویری، کشف المحجوب، ۱۹۲۶م، ص۲۶۹؛ جامی، نفحات الانس، ۱۳۷۷ش، ص۲۰ – ۲۱.
- ↑ الانسان الکامل، به کوشش ماریژان موله، تهران، ۱۳۶۲ش،ص ۳۲۲.
- ↑ نسفی، الانسان الکامل، ۱۳۶۲ش، ص۳۱۷.
- ↑ آملی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۵۳ش، ص۲۷۶.
- ↑ آملی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۵۳ش، ص۲۷۷.
- ↑ شاه نعمت الله ولی، رسالهها، ۱۳۵۵ش.ج۱، ص۱۵۵-۱۴۹.
- ↑ ابنعربی، الـفتوحات المکیة، بیروت، ج۲، ص۷.
منابع
- آملی، سید حیدر، المقدمات من کتاب نصّ النصوص فی شرح فصوص الحکم، به کوشش هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران، ۱۳۵۳ش.
- ابناثیر، علی بن محمد، أسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
- ابنخلدون، مقدمة ابن خلدون، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، ۱۳۵۲ش.
- ابنعربی، محیی الدین، الفتوحات المکّیه، بیروت دار صادر، بیتا.
- ابنعساکر، علی بن حسن، التاریخ الکبیر، دمشق، بینا، ۱۳۲۹ق.
- انصاری، خواجه عبدالله، طبقات الصوفیه، تهران، به کوشش محمد سرور مولائیف، ۱۳۶۲ش.
- جامی، عبدالرحمن، نفحات الانس، تهران، به کوشش مهدی توحیدی پور، ۱۳۷۷ش.
- دیلمی، شیرویه بن شهردار، فردوس الاخبار، بیروت، نشر دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
- شاه نعمت الله ولی، نورالدین، رسالهها، تهران، به کوشش جواد نور بخش، ۱۳۵۵ش.
- قمی، عباس، سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، نجف، بیجا، ۱۳۵۲ق.
- مکّی، محمد بن علی، قوت القلوب، قاهره، بینا، ۱۳۸۱ق.
- نسفی، عزیزالدین، الانسان الکامل، تهران، به کوشش ماریژان موله، ۱۳۶۲ش.
- هجویری، علی بن عثمان، کشف المحجوب، لنینگراد، به کوشش و. آ. ژوکوفسکی، ۱۹۲۶م.
- هروی، نظام الدین احمد، انواریه، تهران، به کوشش حسین ضیائی، ۱۳۵۸ش.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دائره المعارف بزرگ اسلامی