مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده

مخنف بن سلیم ازدی

از ويکی شيعه
(تغییرمسیر از مخنف بن سلیم)
پرش به: ناوبری، جستجو
مخنف بن سلیم ازدی
اطلاعات یاران امامان
نام کامل: مِخنَف بن سُلَیم غامدی ازدی
نسب: قبیله ازد
خویشاوندان
سرشناس:
ابومخنف
محل زندگی: کوفه
وفات: ۶۴ یا ۸۰ق
از یاران: حضرت علی(ع)
فعالیت‌های اجتماعی: از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در جنگ‌های جمل و صفین، کارگزار آن حضرت در اصفهان و همدان و مسئول جمع‌آوری زکات از سوی آن حضرت

مِخْنَف بْن سُلَیْم غامدی اَزْدی، (درگذشت ۶۴ یا ۸۰ق) صحابی پیامبر(ص) و از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در جنگ‌های جمل و صفین و کارگزار آن حضرت در اصفهان و همدان بود. وی مدتی مسؤلیت جمع‌آوری زکات را از سوی آن حضرت بر عهده داشت. سفارش‌هایی از امام در این دوران خطاب به او نقل شده است. ابومخنف نویسنده مقتل‌الحسین، از نوادگان اوست.

نامه امام علی(ع) به مخنف

سلام بر تو، من خدا را نزد تو سپاس گویم که خدایی جز او نیست. اما بعد، همانا جهاد با کسی که از حق سرتافته و از خدا برگشته، و غنودن در خواب کوردلی و گمراهی را اختیار کرده، بر آگاه‌دلان واجب است. به راستی، خدا از کسی که خرسندی او را بجوید خرسند می‌شود و بر آن که راهی خلاف این پوید و از فرمان او سر بتابد خشم آورد. ما اینک همت بر آن گماشته‌ایم که بر سر آن گروه بتازیم که در میان بندگان خدا بر خلاف آنچه خداوند وحی فرموده رفتار کردند، عواید عمومی را به انحصار خود درآوردند و حدود الاهی را تعطیل کردند، حق را کشتند و فساد را در زمین آشکار کردند و گستردند، تبهکاران را به جای مؤمنان به کار گماشتند و اگر خدا دوستی خطر بزرگ کارهایشان را گوشزد آنان کرد دشمنش داشتند و تبعیدش کردند و محرومش نمودند، و اگر ستمگری در ستمکاری یاریشان کرد دوستش گرفتند و به خود نزدیکش ساختند و بدو نیکی نمودند. در ستمگری پای فشردند و بر کردار خلاف همدست و همداستان شدند. دیری است که از حق روی تافته و بر گناه همکاری کرده و ستم روا داشته‌اند. چون این نامه من به تو رسد، موثق‌ترین یارانت را به نظر خود به جای خویش بگمار و خود نزد ما بیا تا این دشمن را در جای مناسب دریابی و امر به معروف و نهی از منکر کنی و به اردوی حق پیوندی و از باطل دوری گزینی، زیرا ما و تو را از پاداش جهاد بی‌نیازی نباشد، و خدا ما را بس که نیکو کارگزاریست، و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلی العظیم.

وقعة الصفین، ص۱۰۵-۱۰۶

نسب و خاندان

مخنف بن سلیم بن حارث بن عوف بن ثعلبة بن عامر بن ذهل بن مازن بن ذبیان بن ثعلبة، بن الدّؤل بن سعد مناة بن غامد[۱]

سید ابوالقاسم خویی او را پسر خاله عایشه معرفی کرده است.[۲] صقعب و عبدالله برادران او بودند که در جنگ جمل به شهادت رسیدند.[۳]

فرزندان مخنف، حبیب، عبدالرحمن و سعید بودند. عبدالرحمن از مخالفان قیام مختار در کوفه بود.[۴] سعید، پدربزرگ ابومخنف نویسنده مقتل‌الحسین است.[۵]

صحابی پیامبر

مخنف، در زمان پیامبر(ص) اسلام آورد.[۶] او را در شمار صحابه ذکر کرده‌اند.[۷] در دوره خلافت عمر بن خطاب، در فتوحات عراق حضور داشت.[۸]

مخنف دو حدیث از پیامبر(ص) نقل کرده است.[۹] به گفتۀ ابن حجر عسقلانی این احادیث در سنن اربعه آمده‌اند.[۱۰] ابورمله(ابورمیله) و فرزندش حبیب از او روایت کرده‌اند.[۱۱]

حکومت امام علی

شیخ طوسی و برقی مخنف را در شمار اصحاب حضرت علی(ع) ذکر کرده‌اند.[۱۲] آن حضرت در جنگ جمل او را فرمانده قبیله‌های ازد، بجیله، خثعم و خزاعه قرار داد.[۱۳] او در این جنگ مجروح شد پس از آن، برادرانش صقعب و عبدالله پرچم را به دست گرفتند، که هر دو به شهادت رسیدند.[۱۴] رجزی از وی در جنگ جمل در سرزنش نفس نقل شده است.[۱۵][یادداشت ۱]

هنگامی که حضرت علی(ع) از بصره به کوفه رفت، برخی افراد را به جهت کوتاهی در یاری دادن خود سرزنش کرد اما از مخنف و قومش به نیکی یاد کرد.[۱۶]

او پس از جنگ جمل کارگزار آن حضرت در اصفهان[۱۷] و همدان شد.[۱۸] در آستانه جنگ صفین حضرت علی(ع) نامه‌ای به او نوشت و از او خواست تا به سوی آن حضرت حرکت کند.[۱۹] مخنف پس از دریافت نامۀ امام، حارث بن ابی حارث بن ربیع را بر اصفهان و سعید بن وهب را بر همدان گماشت و به سوی کوفه حرکت کرد.[۲۰] او در جنگ صفین پرچم قبیله ازد را در دست داشت[۲۱] و بنابر برخی منابع فرماندهی قبیله‌های ازد، بجلیه، خثعم و انصار و خزاعه را بر عهده داشت.[۲۲]

مخنف پس از جنگ صفین، مأمور جمع‌آوری زکات از سوی حضرت علی(ع) در قبیله بکر بن وائل در منطقه فرات بود.[۲۳] که نعمان بن بشیر به سوی مالک بن کعب ارحبی کارگزار حضرت علی(ع) در عین التمر حمله برد، به درخواست مالک، مخنف گروهی را به همراه فرزندش عبدالرحمان به کمک او فرستاد.[۲۴]

توصیه‌هایی از حضرت علی(ع) به او نقل شده است.[۲۵] برخی مترجمان نهج البلاغه نامه ۲۶ این کتاب را که به برخی مأموران مالیات نوشته شده است. خطاب به او دانسته‌اند.[۲۶]

درگذشت

در برخی منابع آمده است که او در جنگ جمل شهید شده است.[۲۷] اما گزارش‌های حضور وی در جنگ صفین[۲۸] و پس از آن[۲۹] برخلاف آن است. طبری نام وی را در شمار درگذشتگان سال ۸۰ قمری ذکر کرده است.[۳۰]و به روایت ابن حجر وی در سال ۶۴ قمری در قیام توابین کشته شد.[۳۱]

پانویس

  1. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۳۵۲؛ ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۶.
  2. خوئی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۰ق، ج۱۸، ص۱۰۷.
  3. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۴۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۵۱؛ خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۴؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۷۴.
  4. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۶، ص۱۸، ۱۰۴؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۳۲.
  5. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۳۵۲؛ ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۶؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۴۷.
  6. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۴۷.
  7. ابن سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۶، ص۱۰۹؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۴۷؛ الاستیعاب، ج۴، ص۱۴۶۷؛ اسدالغابه، ج۴، ص۳۵۲؛ ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۶.
  8. دینوری، الاخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۱۱۴.
  9. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ج۴، ص۳۵۲.
  10. ابن حجر، الاصابه، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۶.
  11. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷.
  12. طوسی، رجال الطوسی، ۱۴۱۵ق، ص۸۱؛ برقی، رجال البرقی، ۱۳۸۳ق، ص۶.
  13. دینوری، الاخبارالطوال، ۱۳۶۸ش، ص۱۴۹؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۱۹۴؛ بلاذری، انساب الاشرف، ج۲، ص۲۳۶؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۳۲؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۵۰۰؛ ثقفی کوفی، الغارات، ۱۳۵۳ش، مقدمه، ص۵۱.
  14. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۲۴۱؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۵۱؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۲۷۴
  15. ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۲۷۴: مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۲، ص۱۷۵.
  16. منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۸.
  17. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۵۲؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۴۳؛ منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۳۲، ص۳۵۷.
  18. منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱.
  19. منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۰۴.
  20. منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۰۵.
  21. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۴۶۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۵۲.
  22. منقری، وقعة صفین، ۱۳۸۲ق، ص۱۱۷؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص۱۹۴.
  23. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، ج۹۳، ص۷۰.
  24. بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۴۶؛ ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۷۵؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۳۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۷، ص۱۳؛ ثقفی کوفی، الغارت، ۱۳۵۳ش، ج۲، ص۴۵۰.
  25. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۴ق، ج۹۳، ص۸۶.
  26. دشتی، ترجمه نهج البلاغه، ۱۳۷۹ش، ص ۵۰۷.
  27. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۵۱؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۵۲۱؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۷، ص۱۹۴.
  28. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۱۳۳؛ ابن اعثم، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۵۴۳.
  29. ابن اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۷۵.
  30. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۴۷.
  31. ابن حجر، تهذیب التهذیب، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۷۱.
  1. قَدْ عِشْتِ یا نَفْسِ وَ قَدْ غَنَیتِ دَهْراً وَ قَبْلَ الْیوْمِ مَا عَییتِ
    وَ بَعْدَ ذَا لَا شَک قَدْ فَنِیتِ أَ مَا مَلِلْتِ طُولَ مَا حَییتِ
    ای نفس عمری را به خوشگذرانی گذراندی تا امروز خسته هم نشدی بدون تردید پس از این همه خوشی فانی خواهی شد آیا این زندگانی طولانی بست نیست؟

منابع

  • ابن ابی‌الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغة، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر، ۱۳۸۵ق/۱۹۶۵م.
  • ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالأضواء، ۱۴۱۱ق/۱۹۹۱م.
  • ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، بیروت، دارالفکر للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۴۰۴ق/۱۹۸۴م
  • ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق/۱۹۹۰م.
  • ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق/۱۹۹۲م.
  • برقی، احمد بن محمد، رجال البرقی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۹۷۴م/۱۳۹۴ق.
  • ثقفی کوفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق: جلال الدین حسینی ارموی، تهران، انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ش.
  • خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰ق/۱۳۶۹ش.
  • خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، تحقیق: فواز، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق/۱۹۹۵م.
  • دشتی، محمد، ترجمه نهج البلاغه، انتشارات مشرقین، ۱۳۷۹ش.
  • دینوری، احمد بن داوود، الأخبار الطوال، تحقیق: عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدین شیال، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
  • زرکلی، خیرالدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، بیروت، دارالعلم للملایین، ۱۹۸۹م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، دارالتراث، بیروت، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
  • طوسی، رجال الشیخ الطوسی، قم، انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۱۵ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۴ق.
  • منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، قاهره، المؤسسة العربیة الحدیثة، ۱۳۸۲ق، افست قم، منشورات مکتبة المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.