پرش به محتوا

جزیه

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

جِزْیه‌ مالی است که حکومت اسلامی سالانه از اهل ذمه در برابر اقامت آنان در سرزمین اسلامی دریافت می‌کند.[۱] به گفته فقیهان، جزیه از ضروریات مذهب و دین است.[۲] درباره فلسفه تشریع جزیه دو دیدگاه اصلی وجود دارد: برخی آن را بهایی در برابر حمایت و تأمین امنیت اهل ذمه از سوی حکومت اسلامی می‌دانند و برخی دیگر آن را نوعی مجازات برای باقی ماندن بر کفر و نپذیرفتن اسلام تلقی می‌کنند.[۳]

به گفته پژوهشگران، جزیه دارای پیشینه‌ای پیش از اسلام است و از نوآوری‌های اسلام نیست[۴] و وجوب آن به آیه ۲۹ سوره توبه،[۵] روایات،[۶] سنت نبوی[۷] و اجماع فقیهان[۸] مستند شده است. اخذ جزیه از وظایف پیامبر اسلام(ص) و امام معصوم(ع) دانسته شده[۹] و در عصر غیبت، این وظیفه بر عهده حاکم شرع قرار گرفته است؛[۱۰] هرچند برخی فقیهان احتمال تعطیل یا منتفی شدن آن را در عصر غیبت مطرح کرده‌اند.[۱۱]

بنابر نظر مشهور فقیهان امامیه، جزیه به اهل کتاب اختصاص دارد[۱۲] و از یهودیان و مسیحیانی که بر دین خود باقی مانده‌اند دریافت می‌شود.[۱۳] درباره شمول این حکم نسبت به زرتشتیان و صابئین، به‌سبب اختلاف در اهل کتاب بودن یا نبودن آنان، میان فقیهان اختلاف‌نظر وجود دارد.[۱۴] مرتدان نیز مشمول حکم جزیه نیستند.[۱۵]

فقیهان شیعه جزیه را تنها از مردان بالغ اهل ذمه دریافت می‌کنند و کودکان، زنان و دیوانگان دائمی از آن معاف‌اند. همچنین فقیران، راهبان و ناتوانان جسمی، بنابر نظر مشهور، مشمول جزیه هستند؛ هرچند پرداخت فقیران تا زمان توانگری به تأخیر می‌افتد.[۱۶]

بیشتر فقیهان معتقدند میزان جزیه ثابت نیست و تعیین آن بر عهده امام(ع) یا حاکم اسلامی است.[۱۷] همچنین برخی فقیهان معتقدند حاکم اسلامی می‌تواند به‌منظور ترغیب اهل ذمه به اسلام یا به اقتضای برخی مصالح، آنان را از پرداخت جزیه معاف کند.[۱۸] درباره مصرف جزیه دو دیدگاه وجود دارد: گروهی آن را غنیمت جنگی[۱۹] و ویژه مجاهدان می‌دانند[۲۰] و گروهی دیگر آن را از اموال «فَیء» و متعلق به مصالح عمومی مسلمانان به شمار می‌آورند که یکی از مصارف آن، تأمین هزینه‌های مربوط به مجاهدان و مدافعان اسلام است.[۲۱]

پژوهشگران جزیه و خراج را از نظر مفهومی نزدیک به یکدیگر دانسته‌اند و یادآور شده‌اند که در برخی روایات،[۲۲] این دو واژه به جای یکدیگر به کار رفته‌اند. بااین‌حال، در اصطلاح فقهی میان آن دو تفاوت وجود دارد؛ جزیه مالیاتی سرانه است که بر اهل ذمه وضع می‌شود و با اسلام آوردن آنان ساقط می‌گردد، درحالی‌که خراج مالیات زمین و اراضی است و هم از مسلمانان و هم از غیرمسلمانان دریافت می‌شود.[۲۳]

پانویس

  1. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۷۵؛ جوهری، الصحاح، ۱۴۰۷ق، ذیل واژه «الجزیه»؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۱، ص۲۲۷؛ علامه طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۹، ص۲۴۰.
  2. ↑ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۱، ص۲۲۷.
  3. ↑ کلانتری، الجزیة و احکامها، ۱۴۱۶ق، ص۱۱؛
  4. ↑ زحیلی‌، آثارالحرب‌ فی‌الفقه‌ الاسلامی‌، ۱۴۰۱ق، ص‌۶۹۳؛ دهبی‌، ص‌ ۱۲۴؛
  5. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: فاضل‌ مقداد، کنز العرفان، ۱۳۸۵ش، ج‌۱، ص‌۳۶۱؛ علامه طباطبائی‌، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج‌۹، ص‌ ۲۳۸ـ۲۳۹؛
  6. ↑ حرّعاملی‌، وسایل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج‌۱۵، ص‌ ۱۴۹ـ۱۵۰.
  7. ↑ نجفی‌، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۱، ص‌ ۲۲۸.
  8. ↑ طوسی‌، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۴۰.
  9. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۱، ص۲۶۲-۲۶۳.؛ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۴۷۵.
  10. ↑ قمی‌، جامع‌الشتات‌، ۱۳۷۱ش، ج‌۱، ص‌۴۰۴.
  11. ↑ مقدس اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۴۰۹ق، ج۷، ص۵۱۹.
  12. ↑ شیخ مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص‌۲۷۰؛ طوسی‌، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج‌۲، ص‌۹؛ نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۱، ص۲۲۷.
  13. ↑ نجفی‌، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۱، ص‌۲۳۲.
  14. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: مفید، المقنعه، ۱۴۱۳ق، ص‌۲۷۰؛ نجفی‌، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج‌۲۱، ص‌۲۳۰ـ۲۳۱.
  15. ↑ کاسانی‌، بدائع‌ الصنائع‌، ۱۴۰۹ق، ج‌۷، ص‌ ۱۰۰.
  16. ↑ امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۴۷۳-۴۷۴.
  17. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: امام خمینی، تحریر الوسیله، ۱۳۹۲ش، ج۲، ص۴۷۴؛ خوئی‌، منهاج الصالحین، ۱۴۱۰ق، ج‌۱، ص‌۳۹۲.
  18. ↑ عمید زنجانی‌، حقوق‌ اقلیت‌ها براساس‌ قانون‌ قرارداد ذمّه‌، ۱۳۶۲ش، ص‌۱۲۴.
  19. ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۵۰.
  20. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: شیخ طوسی، کتاب الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۱۸.
  21. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ابن ادریس حلی، السرائر، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۷۴.
  22. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: حر عاملی، وسایل الشیعة، ۱۴۰۹ق، ج۱۵، ص۱۵۰.
  23. ↑ برای نمونه نگاه کنید به: ماوردی، الأحكام السلطانية والولايات الدينية، ۱۹۶۶م، ص۱۴۲.

منابع

  • ابن‌ادریس حلی، محمد بن احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۱۰ق.
  • امام خمینی، سید روح‌الله، تحریر الوسیلة، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۹۲ش.
  • جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل‌البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۹ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، منهاج الصالحین، قم، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ۱۴۱۰ق.
  • زحلی، وهبه، آثار الحرب فی الفقه الإسلامی، دمشق، دار الفکر، ۱۴۱۰ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی الفقه الامامیه، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران، ناشر: المکتبة المرتضویه لإحیاء الآثار الجعفریه، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، کتاب الخلاف، تحقیق: جمعی از محققین حوزه علمیه قم، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۰۷ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، المقنعه، قم، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، قم، موسسة آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث، ۱۴۱۴ق.
  • علامه طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
  • عمید زنجانی، عباسعلی، حقوق‌ اقلیت‌ها براساس‌ قانون‌ قرارداد ذمّه‌: بررسی‌ گوشه‌هایی‌ از مفاهیم‌ حقوق‌ بین‌الملل‌ از نظر فقه‌ اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌.
  • فاضل مقداد، مقداد بن عبدالله، کنزالعرفان فی فقه‌القرآن، تهران، چاپ محمدباقر بهبودی، ۱۳۸۵ش.
  • کاسانی، ابوبکربن مسعود، کتاب بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، کویته، بی‌نا، ۱۴۰۹ق.
  • کلانتری، علی‌اکبر، الجزیة وأحکامها، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۶ق.
  • ماوردی، علی بن محمد، الأحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی وأولاده بمصر عباس ومحمد محمود الحلبی وشرکاءهم، ۱۹۶۶م.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۹ق.
  • میرزای قمی، ابوالقاسم‌، جامع‌الشتات، تهران، چاپ مرتضی رضوی، ۱۳۷۱ش.
  • نجفی، محمدحسن، جَواهر الکلام فی شرحِ شرائعِ الاسلام، تصحیح عباس قوچانی و علی آخوندی، بیروت، دارُ اِحیاء التُّراثِ العربی، چاپ هفتم، ۱۴۰۴ق.