ابوعبیده جراح
مقبره ابوعبیده جراح در اردن | |
| مشخصات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | عامر بن عبدالله بن جراح |
| کنیه | ابوعبیده |
| مهاجر/انصار | مهاجرین |
| نسب/قبیله | تیره بنی الحارثِ قبیله قریش |
| درگذشت | ۱۸ق/۶۳۹م؛ شام |
| نحوه درگذشت | بر اثر بیماری طاعون |
| مدفن | اردن |
| مشخصات دینی | |
| حضور در جنگها | بدر، جنگ احد و برخی دیگر غزوات |
| هجرت به | حبشه و مدینه |
| دیگر فعالیتها | نقش پررنگ در بیعت گرفتن از مخالفان حکومت ابوبکر |
عامر بن عبدالله بن جراح (۳۸ قبل از هجرت - ۱۸ق/۶۳۹ م)، مشهور به اَبوعُبَیده جَرّاح از صحابه پیامبر(ص) و یاران نزدیک ابوبکر و عمر بن خطاب. وی در واقعه سقیفه بنیساعده از خلافت ابوبکر حمایت کرد و نقش عمدهای در بیعت گرفتن از مخالفان حکومت ابوبکر و بهویژه حضرت علی(ع) داشت. او در فتوحات دوره خلفا، نقش مهمی ایفا کرد و در سال ۱۷ یا ۱۸ق درگذشت.
زندگی
ابوعبیده عامر بن عبدالله بن جراح بن هلال بن أهیب بن ضبة بن حارث بن فهر بن مالک بن نضر بن کنانة قرشی فهری، از تیره بنی الحارثِ قبیله قریش (از خاندانهای ضعیف قریش) بود[۱] و در حدود سال ۳۸ قبل از هجرت به دنیا آمد.[۲] پدرش عبدالله در جنگ فجار از سرکردگان قریش بود[۳] و قبل از بعثت وفات یافت.[۴] مادر ابوعبیده نیز از قریش بود که بعدها مسلمان شد.[۵] گفتهاند که ابوعبیده به همراه ارقم بن ابی ارقم و عثمان بن مظعون، نزد پیامبر(ص) اسلام آورد[۶]؛ اما بنابر قولی دیگر، او در آغازِ اسلام، به دست ابوبکر مسلمان شد.[۷] وی جزو کسانی بود که به حبشه مهاجرت کرد.[۸]
مهاجرت به مدینه
ابوعبیده پس از هجرت پیامبر به مدینه، از حبشه به مکه بازگشت و سپس به مدینه هجرت کرد[۹] و پیامبر(ص) میان او و سعد بن معاذ[۱۰] یا سالم مولای ابی حذیفه[۱۱] عقد برادری بست و با محمد بن مسلمه نیز به منظور برخورداری از میراث یکدیگر پیمان برادری برقرار کرد.[۱۲]
حضور در جنگها و غزوات
ابوعبیده در غزوات پیامبر (ص) حضور داشت. بنابر نقلی در غزوه بدر[۱۳] پدر خود (عبدالله بن جراح) را که از مشرکین بود، به قتل رسانید و به همین سبب آیهای در حق او بر پیامبر(ص) نازل شد[۱۴] در مقابل منابع متقدم تصریح دارند که پدرش، اسلام را درک نکرده است.[۱۵]
درباره ثابتقدمی ابوعبیده در غزوه احد در منابع تاریخی اهل سنت اختلاف است. بَلاذُری ابوعبیده را از معدود کسانی معرفی کرده است که وقتی پیامبر(ص) به سختی افتاد، از او جدا نشد.[۱۶] برخی منابع دیگر مانند تاریخ الاسلام ذهبی و سیره ابن هشام به نام وی اشاره نکردهاند و منابع تاریخی دیگر مانند تاریخ طبری و یعقوبی اصولا به اسامی مدافعان در کنار پیامبر اشاره نکردهاند.[۱۷] همچنین پس از غزوه احد، دو حلقه از کلاهخود بر گونه پیامبر (ص) فرو رفت؛ به حدی که ابوعبیده مجبور شد با دندانهای خویش آنها را درآورد و به همین جهت دو دندانش افتاد.[۱۸]
ابوعبیده در چند غزوه و سریه دیگر نیز شرکت کرد[۱۹] و خود در یک سریه و یک غزوه فرماندهی سپاه را برعهده داشت[۲۰] و در پیمان صلح حدیبیه از شاهدان بود.[۲۱]
در منابعی از گواهی ابوعبیده بر چند پیماننامه هیأتهای نمایندگی قبایل با پیامبر(ص)، مبنی بر اسلام آوردن آنان، سخن گفته شده است.[۲۲] گفتهاند پیامبر(ص) او را برای تبلیغ به بحرین[۲۳] یا نجران و یا یمن فرستاد.[۲۴]
حضور در سپاه اسامه
پیامبر (ص) در اواخر حیاتش سپاهی را به فرماندهی اسامه بن زید به سمت مرزهای شام فرستاد که در این سپاه، اشخاصی مانند ابوبکر، عمر بن خطاب و ابوعبیده حضور داشتند. اما به جهت تخلف برخی سپاهیان، اسامه تا زمان وفات پیامبر (ص) در نزدیکی مدینه اردو زد و پس از شنیدن خبر وفات پیامبر (ص) به همراه باقی سپاهیان به شهر بازگشت.[۲۵] پیامبر (ص) متخلفین از سپاه اسامه را مورد لعن خود قرار داده است. [۲۶]
حضور در سقیفه
پس از وفات پیامبر (ص)، گروهی از سران انصار در سقیفه بنی ساعده برای تعیین خلیفه از بین خود جمع شدند و کاندیدای خلافت نیز سعد بن عباده بود.[۲۷] وقتی خبر به عمر بن خطاب رسید، وی ابوبکر و ابوعبیده را به سقیفه برد[۲۸] در آنجا پس از جدلهای دو گروه مهاجرین و انصار، سرانجام ابوبکر به عنوان خلیفه تعیین شد و دیگران با وی بیعت کردند.[۲۹]
ابوعبیده در خطاب به انصار و برای دعوت آنان به بیعت با ابوبکر؛ چنین گفت: ای گروه انصار؛ شما اولین گروهی بودید که از پیامبر اسلام حمایت کردید، حال نخستین كسانى نباشید كه آن را دگرگون مىكنند.[۳۰]
بیعت گرفتن از مخالفان حکومت
وقتی ابوبکر به خلافت رسید، ابوعبیده نقش مهمی در بیعت گرفتن از مخالفان و خاصه حضرت علی(ع) بر عهده گرفت.[۳۱] ابوعبیده، همچنین به همراه ابوبکر وعمر و مغیرة بن شعبه در گرفتن بیعت از عباس عموی پیامبر(ص)، برای ابوبکر تلاش کرد[۳۲] و پس از تثبیت ابوبکر در خلافت، به اداره بیت المال مشغول شد و تا پایان زندگی یکی از مهمترین عناصر استحکام ارکان خلافت بود.[۳۳]
ابوعبیده و جنگهای ردّه
در آغاز جنگهای ردّه، او و عمر، ابوبکر را از سختگیری در گرفتن زکات تا هنگام استحکام بیشتر مبانی خلافت، بر حذر داشتند[۳۴] و شاید به همین سبب، در گزارشهای مربوط به وقوع جنگهای رده، نقش آشکاری از ابوعبیده دیده نمیشود، اما او به هنگام نظرخواهی خلیفه در مورد فتح شام، یکی از مشاوران عمده او بود.[۳۵]
حضور در فتوحات
فتح شام
اخبار مربوط به چگونگی حضور و فعالیت ابوعبیده در فتوحات شام، بسیار پریشان و مغشوش است و این بیشتر به سبب تناقضاتی است که در گزارشهای فتح سرزمینهای ایران و شام وجود دارد. براساس گزارش طبری[۳۶] از ابن اسحاق، ابوعبیده، یکی از چند سرداری بود که از طرف ابوبکر بر لشکرهایی گمارده شدند و همگی به سوی شام تاختند[۳۷] اگر چه در مورد واگذاری فرماندهی کل این سپاه به ابوعبیده، گزارشهایی در دست است، ولی ظاهراً وضع مسلمانان در ابتدای گشودن سرزمینهای شام، مانع از ایجاد فرماندهی واحدی بوده است.[۳۸]
زمانی که دمشق در محاصره مسلمانان بود، ابوبکر درگذشت و عمر که از آغاز با خالد بن ولید نظر چندان مساعدی نداشت[۳۹] بیدرنگ به جای او ابوعبیده را به فرماندهی لشکر مسلمانان گماشت.[۴۰]
بر اساس خبری که طبری[۴۱] از سیف بن عمر نقل کرده، خالد نخست خبر عزل خود را از بیم تفرقه در لشکر پنهان داشت. نوشتهاند که ابوعبیده نیز فرمان امارت خود را چند گاهی آشکار نکرد.[۴۲]
فتح بعلبک و حمص
ابوعبیده پس از صلح با دمشقیان به سوی حمص روانه شد و نخست با اهالی بعلبک و سپس حمص صلح کرد[۴۳] اما لاذقیه پس از جنگ سختی فتح شد.[۴۴] بنابر خبر بلاذری[۴۵] در رجب سال ۱۵، پس از نبرد سنگین یرموک، ابوعبیده قِنَّسرین و انطاکیه را فتح کرد.[۴۶] ابوعبیده همچنین بر تمام فتوحات سرزمینهای دیگر مانند اردن و فلسطین که توسط عمرو عاص صورت میگرفت، نظارت داشت.[۴۷]
گفتهاند زمانی که ابوعبیده سرگرم فتح بیت المقدس بود (۱۷ ق)، مردم شهر تصمیم به صلح و پرداخت جزیه گرفتند، بدین شرط که خلیفه خود برای صلح به شام آید. ابوعبیده به عمر نامه نوشت و عمر به جابیه دمشق و از آنجا به بیتالمقدس آمد و صلح نامه را امضا کرد.[۴۸]
درگذشت
ابوعبیده جراح در ۱۷ یا ۱۸ق به جهت بیماری طاعون که در شام فراگیر شده بود، درگذشت.[۴۹] گفتهاند که قبر او در اردن بوده است.[۵۰] از ابوعبیده فرزندی بر جای نماند.[۵۱]
رویکرد اهل سنت و شیعیان
اهل سنت به خاطر صحابیبودن و وجود روایات وی از پیامبر(ص) در کتابهایشان وی را ستودهاند.[۵۲] همچنین فضایلی را برای وی نقل کرده[۵۳] و به خاطر روایتی (که راوی آن، عمر بن خطاب است) او را یکی از «عشره مبشّره» (ده صحابی که پیامبر(ص) به ایشان وعده بهشت داده است)، دانستهاند[۵۴] نیز آوردهاند که عمر چندان به او اعتماد داشت که گفت: اگر مرا مرگ دریابد و ابوعبیده زنده باشد، او را به جای خویش میگمارم.[۵۵] همچنین اهل سنت وی را به استناد روایتی که بخاری نقل کرده است[۵۶]، امین امت لقب دادهاند.[۵۷]
ولی شیعیان به جهت مواردی به خصوص تخلف از دستور پیامبر اکرم(ص) در مورد سپاه اسامه،[۵۸] همراهی با ابوبکر و عمر بن خطاب در واقعه سقیفه و تلاش برای بیعت گرفتن برای ابوبکر، او را نکوهش کردهاند.[۵۹] در روایات شیعه نیز نقلهایی پیرامون ابوعبیده وجود دارد و حتی او را دشمن امام علی(ع) نیز دانستهاند. [۶۰] ابن حماد فقیه و شاعر شیعی قرن چهارم هجری قمری در بیتی منسوب به وی که بسیار هم مورد مناقشه قرار گرفته است، وی را نکوهش کرده است. وی میگوید:
ابن حماد ضل الامین و صدّها عن حیدرتاللّه ما کان الا´مین امیناترجمه: «امین» گمراه شد و «آن» را از حیدر باز داشت؛ سوگند به خدا امین امانتدار نبود.
البته گروهی از اهل سنت خواستهاند با این ادعا که منظور از امین در بیت جبرئیل است و ضمیر به رسالت و وحی باز میگردد.[۶۱]، اعتقاد به خیانت جبرئیل را به شیعه نسبت بدهند در حالی که با توجه به اینکه امامیه، غالیان را کافر میدانند[۶۲] و نیز اعتقاد ابن حماد به امین بودن جبرئیل و خاتمیت حضرت محمد(ص)[۶۳] این گفته صحیح به نظر نمیرسد. و این بیت طبق نظر شوشتری[۶۴] تعریض به ابوعبیده جراح است که طبق نظر اهل سنت امین امت است ولی در غصب خلافت از حضرت علی(ع) با اغیار موافق بود.[۶۵] و در مسئله خلافت ابوبکر بسیار کوشیده بود. محمدتقی شوشتری نویسنده قاموس الرجال حدیث نبوی (أنّ أبا عبيدة أمين هذه الامّة) در باره ابوعبیده را جعلی و ساختگی دانسته و او را امین ابوبکر و عمر و خائن به اهلبیت(ع) برشمرده است. [۶۶]
پانویس
- ↑ کلبی، جمهرة النسب، بیروت، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶ م، ص.۱۲۵
- ↑ سن وی در جنگ بدر، ۴۱ سال ذکر شده است. ر.ک به: ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر، ج۳، ص۴۱۴؛ ابن قتیبه، المعارف، قاهره، ۱۹۶۰ م، ص۲۴۸؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ریاض، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م، ج۲، ص۲۰، ۲۴.
- ↑ ابن حبیب، المحبَّر، حیدرآباد دکن، ۱۳۶۱ق/ ۱۹۴۲ م، ص۱۷۰؛ ابوالفرج، الاغانی، دارالکتب المصریه، ج۲۲، ص۶۲ ۶۳.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، دمشق، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م، ص۲۶۷؛ ابن حجر، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ ق، ج۲، ص۱۱.
- ↑ خلیفه، الطبقات، دمشق، ۱۹۶۶ م، ج۱، ص۶۲.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵ م، ج۱، ص۲۵۲ ۲۵۳؛ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر، ج۳، ص۳۹۳.
- ↑ محب طبری، الریاض النضره فی مناقب العشره، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۴ م، ج۳، ص۳۴۶؛ قس: ابن اسحاق، السیر و المغازی، دمشق، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸ م، ص۱۴۰.
- ↑ ابن اسحاق، السیر و المغازی، دمشق، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸ م، ص.۱۷۷؛ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر، ج۳، ص.۴۱۰؛ بلاذری، انساب،کتابخانه عاشر افندی استانبول، شم ۵۹۸. ۲/گ ۳۴۶ الف.
- ↑ نک : ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۶۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ریاض، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م، ج۲، ص۲۰.
- ↑ ابن هشام السیرة النبویه،قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵ م، ج۱، ص۵۰۵؛ ابن سعد، الطبقات الكبری،بیروت دارصادر، ج۳، ص۴۲۱.
- ↑ ابن حبیب، المحبَّر، ص۷۱؛ بلاذری، انساب،قاهره، ۱۹۵۹ م، ج۱، ص۲۷۰؛ قس: احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ ق، ج۳، ص۱۵۲؛ ابن حجر، قاهره، ۱۳۲۸ ق، ج۱، ص۱۷۱.
- ↑ بلاذری، انساب، قاهره، ۱۹۵۹ م، ج۱، ص۲۷۰ ۲۷۱؛ ابن حبیب، المحبَّر،۱۳۶۱ق/ ۱۹۴۲ م، ص۷۵.
- ↑ ابن هشام، السیره النبوه، ج۱، ص۶۸۵؛ واقدی، المغازی، لندن، ۱۹۶۶ م، ج۱، ص۱۵۷.
- ↑ ابونعیم، معرفة الصحابه، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳ م، ج۲، ص۲۱ ۲۲؛ طبرانی، المعجم الكبیر، بغداد، وزارة الاوقاف، ج۱، ص۱۱۷ ۱۱۸.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق،دمشق، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م، ص۲۶۷؛ ابن حجر،الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ ق، ج۲، ص۱۱.
- ↑ بلاذری، انساب، قاهره، ۱۹۵۹ م،ج۱، ص۳۱۸.
- ↑ پاورپوینت ابوعبیده بن جراح.
- ↑ بلاذری، انساب، قاهره، ۱۹۵۹ م، ج۱، ص۳۲۱.
- ↑ واقدی، المغازی، لندن، ۱۹۶۶ م، ج۱، ص۳۴۰ ۳۴۱، ج۲، ص۴۹۸؛ ابن سعد، الطبقات الكبری، الناشر :دار صادر - بيروت، ج۳، ص۴۱۰.
- ↑ واقدی، المغازی، لندن، ۱۹۶۶ م، ج۱، ص۴۵، ۶، ج۲، ص۵۵۲؛ ابن سعد، الطبقات الكبری،دارصادر بیروت، ج۲، ص۸۶، ۱۳۲.
- ↑ واقدی، المغازی، لندن، ۱۹۶۶ م، ج۲، ص۶۱۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر،ج۱، ص۳۵۲، ۳۵۴.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ ق، ج۴، ص۱۳۷؛ بخاری، صحیح، بولاق، ۱۳۱۵ ق، ج۴، ص۶۲ ۶۳.
- ↑ موسی بن عقبه، «المغازی»، ص۴۶۵؛ احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ ق، ج۵، ص۴۰۰ ۴۰۱؛ بخاری، صحیح، بولاق، ۱۳۱۵ ق، ج۸، ص۱۳۴.
- ↑ واقدی،المغازی، لندن، ۱۹۶۶ م، ج۳، ص۱۱۲۰.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ناشر: مکتبة آیة الله العظمی المرعشي النجفي (ره)، ج۶، ص۵۲.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر، ج۲، ص۲۶۲؛ بلاذری، انساب، قاهره، ۱۹۵۹ م، ج۱، ص۵۸۰ ۵۸۱؛ یعقوبی، تاریخ، بیروت دارصادر،ج۲، ص۱۲۳.
- ↑ طبری، ج۳، ص۲۱۹.
- ↑ حتی نقل شده است ابوبکر خواست با ابوعبید یا عمر بیعت کند. ر.ک به: زهری، المغازی النبویه، دمشق، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م، ص۱۴۲؛ واقدی، الرّده، پاریس، ۱۹۸۹ م، ص۲۳، ۲۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، ۱۳۷۸ -۱۳۸۴ ق، ج۶، ص۸، ۱۰، به نقل از جوهری.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی،بیروت دارصادر، ج ۲، ص ۱۲۳.
- ↑ واقدی، الرّده، پاریس، ۱۹۸۹ م، ص۲۹.
- ↑ یعقوبی، تاریخ،بیروت دارصادر، ج۲، ص۱۲۴ ۱۲۵؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، ۱۳۷۸ ۱۳۸۴ ق، ج۱، ص۱۲۹ ۲۲۰.
- ↑ خلیفه، الطبقات، دمشق، ۱۹۶۶ م، ج۱، ص۱۰۸؛ احمد بن حنبل، العلل، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸ م، ج۳، ص۴۹۱؛ طبری، ج۳، ص۴۲۶.
- ↑ کلاعی، الاكتفا، نسخه خطی کتابخانه چستربیتی، ۱/گ ۷۳ الف.
- ↑ ازدی، تاریخ فتوح الشام، قاهره، ۱۹۷۰ م، ص۲؛ کلاعی، الاكتفا، نسخه خطی کتابخانه چستربیتی،۱/گ ۱۴۲ الف و ب.
- ↑ طبری، ج۳، ص۳۸۷.
- ↑ طبری،تاریخ، ریان، خطی ج۳، ص۳۹۴.
- ↑ بلاذری، فتوح، قاهره، ۱۹۵۶ م، ج۱، ص۱۲۸؛ قس: ازدی، تاریخ فتوح الشام، قاهره، ۱۹۷۰ م، ص۱۶ ۱۸.
- ↑ طبری،تاریخ، ریان، خطی، ج۳، ص۴۳۶.
- ↑ زهری، المغازی النبویه، دمشق، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م، ص۱۵۱؛ بلاذری، فتوح، قاهره، ۱۹۵۶ م، ج۱، ص۱۳۷؛ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت دارصادر،ج۷، ص۳۹۷.
- ↑ تاریخ طبری، ریان، خطی، ج۳، ص۳۹۸.
- ↑ طبری،تاریخ، ریان ، خطی ج۳، ص۴۳۵؛ زهری، المغازی النبویه، دمشق، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م، ص۱۷۴.
- ↑ بلاذری، فتوح، قاهره، ۱۹۵۶ م، ج۱، ص۱۵۴، ۱۵۶.
- ↑ بلاذری، فتوح، قاهره ۱۹۵۶م،ج۱، ص۱۵۷.
- ↑ بلاذری، فتوح، قاهره ۱۹۵۶م، ج۱، ص۱۶۲.
- ↑ فتوح، ج۱، ص۱۷۲ ۱۷۴.
- ↑ ازدی، تاریخ فتوح الشام،قاهره ۱۹۷۰م، ص۱۰۷.
- ↑ بلاذری، فتوح، قاهره ۱۹۵۶م، ج۱، ص۱۶۴؛ طبری، تاریخ، ریان، خطی،ج۳، ص۶۰۸ ۶۰۹، قس: ج۴، ص۵۶ ۵۷.
- ↑ ازدی، تاریخ فتوح الشام، قاهره، ۱۹۷۰ م،ص۲۶۷؛ بلاذری، فتوح،قاهره، ۱۹۵۶ م، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، دمشق، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م، ص۳۱۹ ۳۲۲.
- ↑ ازدی، تاریخ فتوح الشام، قاهره، ۱۹۷۰ م، ص۲۶۷؛ ابوزرعه، تاریخ،دمشق، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰ م، ج۱، ص۲۱۸؛ ابن اعثم، كتاب الفتوح، ۱۳۹۲ق/ ۱۹۷۲ م، ج۱، ص۳۱۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ریاض، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م،ج۲، ص۲۰.
- ↑ ابن قتیبه، المعارف، قاهره، ۱۹۶۰ م، ص۲۴۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، قاهره، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳ م، ص۱۷۶؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء،بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵ م، ج۱، ص۸، به نقل از زبیر بن بکار.
- ↑ ابونعیم، معرفة الصحابه، ریاض، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م، ج۲، ص۲۸ به بعد؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵ م، ج۱، ص۶ ۷؛ مزی، تحفة الاشراف،۱۳۹۲ق/ ۱۹۷۲ م، ج۴، ص۲۳۱ ۲۳۳.
- ↑ احمد بن حنبل، الزهد،۱۴۰۳ق/۱۹۸۳ م، ص۲۳۰؛ حاکم، المستدرك علی الصحیحین، دکن، ۱۳۳۴ ق، ج۳، ص۲۶۲ ۲۶۸؛ ابن سلام،بدء الاسلام و شرائع الدین،۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م، ص۷۳ ۷۴.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، قاهره، ۱۳۸۰ق/ ۱۹۶۰ م، ج۲، ص۷۹۳؛ محب طبری، الریاض النضره فی مناقب العشره، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۴ م، ج۳، ص۳۵۰ ۳۵۱.
- ↑ احمد بن حنبل، مسند، ۱۳۱۳ ق، ج۱، ص۱۸؛ ابن سعد، الطبقات الكبری، بیروت صادر، ج۳، ص۳۴۳؛ بلاذری، انساب، نسخه خطی، ۲/گ۳۴۶ الف؛ طبری، تاریخ،ریان، خطی، ج۴، ص۲۲۷.
- ↑ بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ ق، ج۵، ص ۲۵.
- ↑ موسوعه الاحادیث النبویه
- ↑ جوهری، السقیفه و فدک، ص ۷۴.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، نشر دار صادر، ج ۲، ص ۱۲۳.
- ↑ خصیبی، الهداية الكبرى، ۱۴۱۹ق، ص۱۱۷.
- ↑ ر.ک: حائری، منتهی المقال، ص۲۱۵
- ↑ مفید، شرح عقائد الصدوق، ص۶۳
- ↑ ابن شهر آشوب، مناقب،۱۳۷۹ق، ج۳، صص۲۹، ۶۶، ۲۶۱، ۲۹۵
- ↑ شوشتری، مجالس المؤمنین، ۱۳۷۷ش، ج۲، صص۵۶۶ -۵۶۷
- ↑ بخاری، صحیح، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۱۶
- ↑ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۲۲ق، ج۱۱، ص۴۱۶.
منابع
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغه، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ۱۳۷۸ ۱۳۸۴ ق.
- ابن اسحاق، محمد، السیر و المغازی، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸ م.
- ابن اعثم کوفی، احمد بن علی، کتاب الفتوح، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۲ق/ ۱۹۷۲ م.
- ابن حبیب، محمد، المحبَّر، به کوشش ایلزه لیشتن، اشتتر، حیدرآباد دکن، ۱۳۶۱ق/ ۱۹۴۲ م.
- ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ ق.
- ابن حزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، به کوشش محمد عبدالسلام هارون، قاهره، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳ م.
- ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر.
- ابن سلام اباضی، بدء الاسلام و شرائع الدین، به کوشش ورن رشوارتز و سالم بن یعقوب، ویسبادن، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م.
- ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ۱۳۸۰ق/ ۱۹۶۰ م.
- ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش شکری فیصل، دمشق، ۱۴۰۶ق/ ۱۹۸۶ م.
- ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ۱۹۶۰ م.
- ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویه، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵ م.
- ابوحیان توحیدی، «رسالة السقیفه» ثلاث رسائل، به کوشش ابراهیم کیلانی، دمشق، ۱۹۵۱ م.
- ابوزرعه دمشقی، عبدالرحمن بن عمرو، تاریخ، به کوشش شکرالله بن نعمت الله قوجانی، دمشق، ۱۴۰۰ق/۱۹۸۰ م.
- ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، دارالکتب المصریه.
- ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، معرفة الصحابه، به کوشش محمد راضی حاج عثمان، ریاض، ۱۴۰۸ق/ ۱۹۸۸ م.
- احمد بن حنبل، الزهد، بیروت، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳ م.
- احمد بن حنبل، العلل و معرفة الرجال، به کوشش وصی الله عباس، بیروت، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۸ م.
- احمد بن حنبل، مسند، قاهره، ۱۳۱۳ ق.
- ازدی، محمد بن عبدالله، تاریخ فتوح الشام، به کوشش عبدالمنعم عامر، قاهره، ۱۹۷۰ م.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح، بولاق، ۱۳۱۵ ق.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، الطبعة الأولى، دار طوق النجاة - بيروت ١٤٢٢ ق،
- بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ۱، به کوشش محمد حمیدالله، قاهره، ۱۹۵۹ م.
- بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، نسخه خطی کتابخانه عاشر افندی استانبول، شم ۵۹۸.
- بلاذری، فتوح البلدان، به کوشش صلاح الدین منجد، قاهره، ۱۹۵۶ م.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، حیدرآباد دکن، ۱۳۳۴ ق.
- خصيبى، حسين بن حمدان، الهداية الكبرى، بیروت، البلاغ، ۱۴۱۹ق.
- خلیفه بن خیاط، الطبقات، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۹۶۶ م.
- ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و حسین اسد، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۵ م.
- زهری، محمد بن مسلم، المغازی النبویه، به کوشش سهیل زکار، دمشق، ۱۴۰۱ق/ ۱۹۸۱ م.
، شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، الناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
- طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی عبدالمجید سلفی، بغداد، وزارة الاوقاف.
- طبری، تاریخ؛ ظاهریه، ریان، خطی (تاریخ).
- کلاعی، سلیمان بن موسی، الاکتفا، نسخه خطی کتابخانه چستربیتی، شم ۳۸۹۲.
- کلبی. هشام بن محمد، جمهرة النسب، به کوشش ناجی حسن، بیروت، ۱۴۰۷ق/ ۱۹۸۶ م.
- محبّ طبری، احمد بن محمد، الریاض النضره فی مناقب العشره، بیروت، ۱۴۰۵ق/ ۱۹۸۴ م.
- مزی، یوسف بن عبدالرحمن، تحفه الاشراف، بمبئی، ۱۳۹۲ق/ ۱۹۷۲ م.
- مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح، به کوشش فؤاد عبدالباقی، قاهره، ۱۹۵۵ م.
- موسی بن عقبه، «المغازی» (نک : مل، زاخاو).
- واقدی،محمد بن عمر، الرده، به کوشش محمد حمیدالله، پاریس، ۱۹۸۹ م.
- واقدی، المغازی، به کوشش مارسدن جونز، لندن، ۱۹۶۶ م.
- یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ، بیروت، دارصادر، بیتا.
- پاورپوینت ابوعبیدة بن جراح، تاریخ بازدید: ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۲ش.
Sachau, E., ”Das Berliner Frament des Musa ibn‘Ukba…“, Sitzungsberichte… der Berliner, Akademie der wissenschaften, Berlin, 1904, vol. XXV.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دایرة المعارف بزرگ اسلامی