پرش به محتوا

کاربر:R.pouresmaeil/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
R.pouresmaeil (بحث | مشارکت‌ها)
R.pouresmaeil (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۴: خط ۱۴:


==رویکرد علمای شیعه در قبال این روایت==
==رویکرد علمای شیعه در قبال این روایت==
رویکرد کلی شیعه نسبت به این حدیث در دو موضع خلاصه می‌شود:<ref>بستانی، «واکاوی رویکرد شیعه به حدیث «أصحابی کالنجوم»»، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>
رویکرد کلی شیعه نسبت به حدیث «اصحابی کالنجوم» در دو موضع خلاصه می‌شود:<ref>بستانی، «واکاوی رویکرد شیعه به حدیث «أصحابی کالنجوم»»، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>


#مجعول دانستن آن: بر این اساس این رویکرد علمای شیعه به دلیل ضعف سندی، مخالفت با تاریخ و ادله قطعی عقلی و نقلی این روایت را جعلی دانسته‌اند.<ref>ابن شاذان، الایضاح، ۱۳۶۳ش، ص۵۲۱؛ شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۴۹؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳-۳۹۷؛ کراجکی، التعجب، ۱۴۲۱ق، ص۹۴.</ref>
#مجعول دانستن آن: بر این اساس این رویکرد علمای شیعه به دلیل ضعف سندی، مخالفت با تاریخ و ادله قطعی عقلی و نقلی این روایت را جعلی دانسته‌اند.<ref>ابن شاذان، الایضاح، ۱۳۶۳ش، ص۵۲۱؛ شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۴۹؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳-۳۹۷؛ کراجکی، التعجب، ۱۴۲۱ق، ص۹۴.</ref>

نسخهٔ ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۰۸:۱۵

حدیث «اصحابی کالنجوم» در بخشی از خط نوشته هاشم البغدادی در سال ۱۳۸۲ق
حدیث «اصحابی کالنجوم» در بخشی از خط نوشته هاشم البغدادی در سال ۱۳۸۲ق
اطلاعات روایت
نام‌های دیگرحدیث اقتدا و اهتدا
موضوعجایگاه صحابه در هدایت
صادره ازمنسوب به پیامبر اسلام(ص)
اعتبار سندضعیف
منابع شیعهبصائر الدرجات (کتاب)، عیون اخبار الرضا (کتاب)
منابع سنیمنتخب المسند، الابانة الکبری، المدخل الی السنن، مسند الشهاب
احادیث مشهور
حدیث سلسلةالذهبحدیث ثقلینحدیث کساءمقبوله عمر بن حنظلةحدیث قرب نوافلحدیث معراجحدیث ولایتحدیث وصایتحدیث جنود عقل و جهلحدیث شجره


حدیث اَصحابی کَالنُجوم یا حدیث اِقتِدا و اِهتِدا روایتی است منسوب به پیامبر(ص) که اشاره به نقش صحابه در هدایت دارد. برخی علمای اهل سنت از این روایت مواردی چون لزوم تبعیت بی قید و شرط از صحابه، پاک بودن صحابه و عدالت آن‌ها را استنباط کرده‌اند. مراد از صحابه از نگاه آن‌ها هر مسلمانی است که پیامبر(ص) را ملاقات کرده است.

علمای شیعه ضمن ردّ سند روایت آن را مجعول می‌دانند. این روایت بنابر نظر برخی علمای اهل سنت نیز ضعیف یا جعلی است. بر اساس دلایلی که در کتب شیعه آمده است، اگر این روایت صحت داشته باشد لازمه ‌آن عصمت همه صحابه است که با وجود اختلافات اساسی میان آن‌ها قابل پذیرش نیست. ضمنا در آن صورت با بسیاری از آیات قرآن که در آن‌ها عمل برخی صحابه مذمت شده است سازگاری نخواهد داشت. همچنین با روایاتی که در مذمّت صحابه و در مورد ارتداد آن‌ها از پیامبر(ص)‌ نقل شده است متناقض خواهد بود.

به باور علمای شیعه این روایت در صورت صحت تنها می‌تواند در مورد برخی از صحابه که بعد از پیامبر(ص)‌ از مسیر او منحرف نشدند و حافظ دین بودند صحیح باشد. در همین راستا دو نقل برای این حدیث در منابع شیعی وجود دارد که مصداق صحابه‌ای که مایه هدایت هستند را اهل بیت(ع) معرفی کرده است.

معرفی و جایگاه

حدیث اصحابی کالنجوم یا حدیث اقتداء و اهتدا روایتی است نقل شده از پیامبر(ص) که اشاره به جایگاه صحابه در هدایت مردم دارد.[۱] نخستین ناقل این حدیث از اهل سنت را ابن حُمَید[۲] (درگذشت: ۲۹۰ق) دانسته‌اند.[۳] این حدیث با عبارت‌های مختلفی همچون «إنّما أصحابي كَالنجوم بأَيِّهم اقتَدَيتُم اهتَدَيتم‌»[۴](همانا اصحاب من همانند ستاره‌ها هستند؛ به هریک اقتدا کنید هداست خواهید شد)، «إنَّ أصحابی بِمَنزِلَةِ النُجومِ فِی السماء، فَأَیَّما أَخَذتُم بِه اِهْتَدَیتُم»[۵](همانا اصحاب من در جایگاه ستارگان هستند که با تمسک به آن‌ها هدایت خواهید شد) و «مَثَلُ أَصحابی مَثَلُ النُجوم، مَن اقْتَدی بِشَیءٍ مِنها اِهتَدی»[۶](مَثَل اصحاب من ستارگان هستند که هر کس به یکی از آن‌ها اقتدا کند هدایت خواهد شد) در منابع اهل سنت نقل شده است. نقل اخیر را مشهور ترین نقل این روایت دانسته‌اند.[۷] گفته شده این اختلافات اندک در تعبیر تغییری در مفاد آن ایجاد نمی‌کند.[۸]

این روایت را پایه بسیاری از مباحث اهل سنت همچون اثبات صحت پیروی بی قید و شرط از صحابه[۹]، مرجعیت و الگو بودن همه صحابه[۱۰]، پاک بودن همه صحابه[۱۱]، ممدوح بودن همه صحابه[۱۲]، برتری صحابه بر بقیه مردم[۱۳] و عدالت تمام صحابه[۱۴] دانسته‌اند. البته برخی گفته‎‌اند مقصود این روایت، صحت اقتدا به صحابه در نقل و پذیرش چیزی است که نقل می‌کنند، نه اقتدای در فتوا.[۱۵] همچنین برخی دیگر گفته‌‎اند که مقصود حدیث این است که تفسیر ارائه شده از قرآن توسط صحابه به منزله حدیث مسند و مرفوع می‌باشد[۱۶]، و یا اینکه مقصود، پذیرش قول آنان درباره اسباب نزول آیات است.[۱۷]

رویکرد علمای شیعه در قبال این روایت

رویکرد کلی شیعه نسبت به حدیث «اصحابی کالنجوم» در دو موضع خلاصه می‌شود:[۱۸]

  1. مجعول دانستن آن: بر این اساس این رویکرد علمای شیعه به دلیل ضعف سندی، مخالفت با تاریخ و ادله قطعی عقلی و نقلی این روایت را جعلی دانسته‌اند.[۱۹]
  2. تعیین مصداق صحیح برای صحابه: بر اساس این رویکرد، حتی در صورت صحت حدیث، مصداق آن نمی‌تواند همه صحابه باشد و منحصر در افراد خاصی است که همان امام علی(ع) و حسنین(ع) هستند.[۲۰]

نقل روایت در متون شیعی

روایت «اصحابی کالنجوم» در منابع شیعی به همان مضمونی که در منابع اهل سنت وجود دارد با هدف نقد سندی و دلالی آن نقل شده است.[۲۱] دو نقل دیگر با مضمونی متفاوت در منابع شیعه وجود دارد:

  • نقل اول توسط شیخ صدوق (درگذشت: ۳۸۱ق) در کتاب عیون اخبار الرضا(ع) نقل شده است. در این نقل، صحت این حدیث از امام رضا(ع) مورد پرسش قرار می‌گیرد و ایشان مراد از اصحاب را کسانی می‌دانند که بعد از پیامبر(ص) در آن‌ها تغییر و تبدیل صورت نگرفت. امام رضا(ع) در تایید همین مطلب روایتی را از پیامبر(ص) نقل می‌کنند که در روز قیامت برخی از اصحاب پیامبر(ص) به دلیل اعمالی که بعد از رحلت ایشان انجام داده داده‌اند در زمره اهل عذاب قرار می‌گیرند.[۲۲]
  • روایتی دیگر توسط محمد بن حسن صفار(درگذشت: ۲۹۰ ق) در کتاب بصائر الدرجات نقل شده است. در این روایت پیامبر(ص)‌ پس از توصیه به عمل به قرآن و سنت خودش، در مرحله بعدی سخن اصحابش را ملاک عمل معرفی کرده بیان می‌کنند که اصحاب همانند ستارگان مایه هدایت هستند. وقتی از حضرت سوال می‌شود که این اصحاب چه کسانی هستند، می‌فرمایند: «اهل بیتم».[۲۳]

گفته شده بر اساس این روایات، فقط اهل بیت(ع) می‌توانند مصداق اصحاب باشند و روایاتی مانند حدیث سفینه، حدیث ثقلین،‌ حدیث کساء و ... تایید کننده این مطلب هستند.[۲۴] در برخی منابع اهل سنت نیز به جای «أصحابی کالنجوم»، عبارت «أهلُ بیتی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم» آمده است.[۲۵]

اشکالات محتوایی روایت

علمای شیعه در ردّ برداشتی که از روایت «اصحابی کالنجوم» شده است، استدلال‌هایی را بیان کرده‌اند:

  1. این حدیث خبر واحد است و با خبر واحد علم حاصل نمی‌شود.[۲۶]
  1. اگر حدیث را بپذیریم باید تمام صحابه را معصوم بدانیم در صورتی که به دلیل وجود اختلاف میان ‌آن‌ها می‌دانیم قطعا همه آن‌ها معصوم نیستند.[۲۷]
  1. تمسّک به همه گفتارها و رفتارهای صحابه به دلیل اختلاف و تناقض موجود در میان آن‌ها ممکن نیست.[۲۸]
  1. محتوای این روایت با آیاتی از قرآن کریم همچون آیات ۱۵ و ۱۶ سوره انفال، آیات ۱۶، ۲۳،‌ ۲۴، ۲۵، ۳۸،‌ ۸۶، ۸۷ و ۱۰۷ سوره توبه و آیه ۱۱ سوره جمعه که به مذمّت صحابه می‌پردازند، قابل جمع نیست.[۲۹]
  1. این حدیث با روایاتی که از رسول خدا(ص)‌ در منع از اقتداء به صحابه[یادداشت ۱]، ارتداد برخی از صحابه[یادداشت ۲] و مذمت آن‌ها نقل شده است تعارض دارد.[۳۰]
  1. مفاد این حدیث با اعتراف برخی از صحابه به جهل خود نسبت به احکام و نیازمندی به دیگر صحابه[۳۱] سازگار نیست.[۳۲]
  1. در برخی منابع از عدم پایبندی برخی از صحابه به دین[۳۳] و بدعت‌گذار بودن آن‌ها[۳۴] سخن گفته شده که با هادی بودن سخن و رفتار آن‌ها سازگار نیست.[۳۵]
  1. یکی از مخاطبان این روایت خود صحابه هستند که معنا ندارد امر به اقتدا و اهتدا نسبت به خودشان شده باشد.[۳۶]
  1. در مواردی صحابه در مقابل هم قرار گرفته،‌ جنگیده و حتی به قتل همدیگر اقدام کرده‌اند. همچون جنگ صفین و جمل که در هر دو طرف از صحابه پیامبر(ص) وجود داشتند. در این صورت حضور در هر دو طرف موجب هدایت خواهد بود که بطلان آن روشن است.[۳۷]

تعریف صحابه

«الصحابه» کلمه‌ای عربی و جمع «الصاحب» است و این ماده در معنای همنشینی، رفاقت، دوستی و یاری به کار می‌رود.[۳۸] صحابی به کسی گفته می‌شود که با پیامبر اسلام(ص) ملاقات کرده و هنگامی که از دنیا رفته، همچنان به او ایمان داشته و مسلمان بوده است.[۳۹] منظور از ملاقات، اعم از دیدار، همنشینی، همراهی و رسیدن یکی به دیگری است، هرچند با هم سخن نگفته باشند و مثلا به واسطه نابینایی، پیامبر(ص) را ندیده باشد.[۴۰] برخی، قیدها و شروطی مانند: «طولانی بودن همنشینی با پیامبر(ص)»، «حفظ روایت از او» و «جنگیدن و شهادت در رکاب او» را به تعریف مذکور افزوده‌اند؛ ولی آنچه نزد علما پذیرفته شده، همان تعریف نخست است.[۴۱] بنابر گزارشی هنگام وفات پیامبر(ص)، شمار صحابه وی ۱۱۴ هزار نفر بوده است.[۴۲]

مجعول و ضعیف بودن روایت از نگاه علمای اهل سنت

برخی از علمای اهل سنت همچون ابن حَزم (درگذشت: ۴۵۶ق)[۴۳]، ابن عبد البر قرطبی اندلسی (درگذشت: ۴۶۳ق) [۴۴]، ابن قدامه (درگذشت: ۶۲۰ق) [۴۵]، ابوحیان اندلسی (درگذشت: ۷۴۵ق)[۴۶]، ابن قَیِّم الجوزیّه (درگذشت: ۷۵۱ق)[۴۷]، ابن ابی العِزّ حنفی (درگذشت: ۷۹۲ق)[۴۸] و محمد ناصرالدین البانی (درگذشت: ۱۴۲۹۰ق)[۴۹] و این روایت را جعلی، غیر معتبر، باطل و دروغ دانسته‌اند.

برخی دیگر همچون بیهقی (درگذشت: ۴۵۸ق)[۵۰]، ابن تیمیه (درگذشت: ۷۲۸ق)[۵۱]، ابن ملقن (درگذشت: ۸۰۴ق)[۵۲]، سخاوی (درگذشت: ۹۰۲ق)[۵۳] و مبارکفوری (درگذشت: ۱۳۵۳ق)[۵۴]، و این روایت را دارای ضعف جدی و نقل شده در کتب غیر معتبر می‌دانند. علاوه بر ردّ کلّی روایت،‌ رجالیون اهل سنت برخی از راویان این روایت را به طور خاص مورد نقد قرار داده و ضعیف و جاعل قلمداد کرده‌اند.[۵۵]

تک نگاری

صالح بن سعید بن هلابی، نویسنده اهل‌سنت، کتابی با نام «نظراتٌ فی حدیثِ اَصحابی کَالنّجوم»‌ نگاشته و در آن شش روایت با همین محتوا و با اختلاف در الفاظ آن ذکر کرده و نظرات عالمان اهل‌سنت را درباره ضعف سند و جعلی بودن آن گردآوری کرده است.

سید علی میلانی عالم شیعه نیز،‌ کتابی با عنوان «حدیث اصحابی کالنجوم» نگاشته و در آن پس از پرداختن به معنای «صحابه»، عدالت صحابه را نقد کرده و اسناد حدیث «اصحاب پیامبر مانند ستارگانند» را بررسی کرده است.

پانویس

  1. سبحانی، الالهیات، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۴۴۳؛ ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «اصحابی كالنجوم»، ص۱۳۲.
  2. ابن حمید، منتخب المسند، ۱۴۰۸ق، ص۲۱۵
  3. بستانی، «واکاوی رویکرد شیعه به حدیث «أصحابی کالنجوم»»، ص۱۶۰.
  4. ابن بطه عکبری، الابانة الکبری، ۱۴۲۶ق، ج۱، ص۲۱۰.
  5. بیهقی، المدخل الی السنن، ۱۴۳۷ق، ج۲، ص۵۸۰.
  6. قضاعی، مسند الشهاب، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۲۷۵.
  7. ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، ص۱۳۲.
  8. ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، ص۱۳۲.
  9. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۶۲۸.
  10. ابن عساکر، تبیین کذب المفتری، ج۱، ص۴۲۰.
  11. غزالی، الاقتصاد فی الاعتقاد، ۱۴۲۴ق،‌ ج۱، ص۱۳۱-۱۳۲.
  12. رفاعی حسینی، البرهان،‌ ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۳.
  13. هیثمی، مجمع الزوائد، ۱۴۱۲ق،‌ ج۲، ص۶۱۵.
  14. سفارینی، لوامع الانوار، ۱۴۰۲ق، ج۱، ص۵۳.
  15. عینی، عمدة القاری، دارإحیاء التراث العربی، ج۱۰، ص۲۰۲؛ ابن عبد البر، الاستذکار، ۱۴۲۱ق، ج۴، ص۷.
  16. حاکم نیشابوری، المستدرک علی صحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۲،‌ص ۲۵۸؛ زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ۱۳۹۱ق، ج۲، ص۱۷۲.
  17. ذهبی، التفسیر و المفسرون، ۱۴۲۱ق، ج۱، ص۷۱.
  18. بستانی، «واکاوی رویکرد شیعه به حدیث «أصحابی کالنجوم»»، ص۱۶۳-۱۶۴.
  19. ابن شاذان، الایضاح، ۱۳۶۳ش، ص۵۲۱؛ شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۴۹؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳-۳۹۷؛ کراجکی، التعجب، ۱۴۲۱ق، ص۹۴.
  20. شیخ طوسی، تلخیص الشافی، ۱۳۸۳ق، ج۲، ص۲۴۹؛ ابن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۵۲۳؛ قمی شیرازی، الاربعین، ۱۴۱۸ق،‌ ج۱، ص۳۰۵؛ شوشتری، الصوارم المهرقة، ۱۳۶۷ق، ج۳، ص۵.
  21. نگاه کنید به: ابن حیون، دعائم الاسلام، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۸۶؛ شیخ مفید، الافصاح، ۱۴۱۴ق، ص۴۹، ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ۳۹۳.
  22. شیخ صدوق،‌ عیون اخبار الرضا، ۱۴۰۴، ج۲،‌ ص۸۷.
  23. صفار،‌ بصائر الدرجات، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۱.
  24. ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، ص۱۴۰
  25. ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ۲۰۰۲م، ج۱، ص۴۰۴؛ ذهبی، معجم الشیوخ الکبیر، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۳.
  26. ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳.
  27. ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳ و ص۳۹۶-۳۹۷.
  28. کراجکی، التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، ۱۴۲۱ق، ص۹۵؛ ابن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۵۲۳؛ عاملی نباطی، الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم‏، ۱۳۸۴ق، ج۳، ص۱۴۶.
  29. شیخ مفید، الإفصاح في الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۵۴-۶۳؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۳-۳۹۴.
  30. شیخ مفید، الإفصاح في الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۴۹ و ۵۴؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۴-۳۹۵.
  31. نگاه کنید به: تفتازانی، شرح المقاصد، ۱۴۰۱ق، ج۲، ص۲۹۴؛ حنفی، فلک النجاة فی الامامة و الصلاة، ۱۴۱۸ق، ص۱۴۹.
  32. ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، ص۱۳۸
  33. دارمی، سنن، ۱۳۴۹ق، ج۱، ص۵۱؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۵ق، ج۱۱، ص۳۵۹.
  34. سرخسی،‌ المبسوط، دار المعرفة، ج۲۴، ص۷
  35. شیخ مفید، الإفصاح في الإمامة، ۱۴۱۳ق، ص۴۹؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۶؛ مظفر نجفی، دلائل الصدق لنهج الحق‏، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۴۳۳-۴۳۴.
  36. شوشتری، الصوارم المُهرقة في نقد الصواعق المُحرقة، ۱۳۶۷ق، ص۵.
  37. ابن حیون، دعائم الاسلام، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۸۷؛ ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ۱۴۰۴ق، ص۳۹۶-۳۹۷؛ ابن طاووس، الطرائف، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۵۲۳.
  38. بستانی، فرهنگ ابجدی، ۱۳۷۵ش، ص۵۴۴.
  39. ابن‌ حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۵۸.
  40. شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ۱۴۰۸ق، ص۳۳۹.
  41. رجوع کنید به: ابن‌ حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۵۹.
  42. شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ۱۴۰۸ق، ص۳۴۵.
  43. ابن حزم،‌ الإحکام فی اصول الأحکام، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۶۱.
  44. ابن عبد البر قرطبی، جامع بیان العلم و فضله، ۱۳۹۸ق، ج۲، ص۹۰-۹۱.
  45. ابن قدامه، المنتخب من علل الخلال، دارالرایة،‌ ج۱، ص۱۴۳.
  46. أبوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ۱۴۲۰ق، ج۶، ص۵۸۲.
  47. ابن قیم، إعلام الموقعین عن رب العالمین، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۱۷۱.
  48. ابن أبی العز، شرح الطحاوية، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۳۲.
  49. ألبانی، صفة صلاة النبی (ص)، مکتبة المعارف، ص۴۹.
  50. بیهقی،‌ المدخل الی علم السنن، ۱۴۳۷ق، ج۲، ص۵۸۱.
  51. ابن تیمیه،‌ منهاج السنّة، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۳۶۴.
  52. ابن ملقن، البدر المنیر، ۱۴۲۵ق، ج۹، ص۵۸۴.
  53. سخاوی، المقاصد الحسنة، ۱۳۷۵ق، ج۱، ص۲۷.
  54. مبارکفوری، تحفة الأحوذی،‌ ۱۴۱۰ق، ج۱۰، ص۱۵۵.
  55. ترکاشوند، «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، ص۱۳۵-۱۳۶.

یادداشت

  1. احادیثی مانند: «تَکونُ بَینَ أصحابی فِتنةٌ یَغفِر اللهُ لهم سابِقَتَهُم، اِنْ اقْتَدی بِهم قومٌ مِن بَعدِهم کَبَّهُم الله تعالی فی نار جهنم؛ میان اصحاب من فتنه‌ای خواهد بود که به خاطر آن خداوند سابقه ایمانی آن‌ها را از بین خواهد برد. هرقومی بعد از آن‌ها به ایشان اقتدا کند خداوند آن قوم را به آتش می‌افکند.» (متقی هندی، کنز العمال، ۱۹۸۹م، ج۱۱، ص۲۹۴)
  2. روایاتی مانند: روایت «ذاتُ الشِّمال» که در آن پیامبر اکرم(ص) از بازگشت و ارتداد برخی از صحابه پس از رحلت خود و قرار گرفتن آنان در زمره اصحاب شمال خبر می‌دهد. (ترمذی، سنن، ۱۴۰۳ق، ج۵، ص۴؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۱۱ق، ج۳۴، ص۸)

منابع

  • أبوحیان، محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
  • ألبانی، محمد، صفة صلاة النبی (ص)، ریاض، مکتبة المعارف، بی‌تا.
  • ابن أبی العز الحنفی، علی بن علی، شرح الطحاویة فی العقیده السلفیه، عربستان، وزارة الشئون الاسلامیة، ۱۴۱۸ق.
  • ابن اثیر،‌ ابوالسعادات، جامع الاصول من احادیث الرسول، بیروت، دارالفکر، ۱۴۲۰ق.
  • ابن بطه عکبری، عبیدالله بن محمد، الابانة الکبری، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۶ق.
  • ابن تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، منهاج السنة النبویه، تحقیق: محمد رشاد سالم، بی‌جا، جامعة الامام محمد بن سعود الْسلامیه، ۱۴۰۶ق.
  • ابن حبان، محمد بن احمد، کتاب الثقات، بیروت،‌دارالفکر، ۱۳۹۵ق.
  • ابن‌ حجر العسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، النکت علی کتاب ابن الصلاح، مدینة منورة، عمادة البحث العلمی بالجامعة الاسلامیة، ۱۴۰۴ق.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، بیروت، دار البشائر الإسلامية، ۲۰۰۲م.
  • ابن حجر العسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
  • ابن حزم،‌ علی بن احمد، الإحکام فی اصول الأحکام، قاهره، دارالحدیث، ۱۴۰۴ق.
  • ابن حمید، عبد، منتخب المسند، بی‌جا، مکتبه النهضة العربیة، ۱۴۰۸ق.
  • ابن حیون، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، آل البیت(ع)، قم، ۱۳۸۵ق.
  • ابن شاذان، فضل، الایضاح، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۳ش.
  • ابن طاووس، على بن موسى‏، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف‏،‌ قم، خیام، ۱۴۰۰ق.
  • ابن عبد البر النمری القرطبی، یوسف، جامع بیان العلم و فضله، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۳۹۸ق.
  • ابن عبد البر النمری القرطبی، یوسف، الاستذکار، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۱ق.
  • ابن قدامه، عبدالله ابن احمد، المنتخب من علل الخلال، اردن، دار الرایة، بی‌تا.
  • ابن قیم، محمد بن ابی بکر، إعلام الموقعين عن رب العالمين، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • ابن ملقن، عمر بن علی،‌البدر المنیر فی تخریج الاحادیث و الآثار الواقعة فی الشرح الکبیر، ریاض، دارالهجرة، ۱۴۲۶ق.
  • ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، تقریب المعارف، بی‌جا، مطبعة الهادی، ۱۴۱۷ق.
  • بستانی، فواد افرام، فرهنگ ابجدی، تهران، انتشارات اسلامی، ۱۳۷۵ش.
  • بستانی، قاسم، «واکاوی رویکرد شیعه به حدیث «أصحابی کالنجوم»»، مجله آموزه های حدیثی، شماره ۱۱، بهار و تابستان ۱۴۰۱ش.
  • بیهقی، احمد بن حسین، المدخل الی السنن الکبری، قاهره، دار اليسر للنشر والتوزيع، ۱۴۳۷ق.
  • ترکاشوند، حسن،‌ «نقد و بررسی سندی و دلالی حديث «صحابی كالنجوم»، محله کلام اسلامی،‌ شماره ۹۷،‌ بهار ۱۳۹۵ش.
  • ترمذی، محمد بن عیسی، سنن، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۳ق.
  • تفتازانی، سعد الدین، شرح المقاصد، پاکستان، دارالمعارف النعمانیة، ۱۴۰۱ق.
  • حنفی، علی محمد، فلک النجاة فی الامامة و الصلاة، بی‌جا، موسسة دارالسلام، ۱۴۱۸ق.
  • حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی صحیحین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق.
  • دارمی، عبدالله بن رحمن، سنن، دمشق، مطبعة الاعتدال، ۱۳۴۹ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، معجم الشیوخ الکبیر، طائف، مکتبة الصدّیق، ۱۴۰۸ق.
  • ذهبی، محمد حسین، التفسیر و المفسرون، قاهرة،‌ مکتبة الوهبة، ۱۴۲۱ق.
  • رفاعی حسینی، احمد بن علی، البرهان المؤید لصاحب موالید،‌ بیروت،‌ دارالکتب النفیس، ۱۴۰۸ق.
  • زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن، بیروت، دارالمعرفة، ۱۳۹۱ق.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل وعيون الأقاويل في وجوه التأويل، قاهره، دارالریان، ۱۴۰۷ق.
  • سبحانی، جعفر، الإلهیات علی هدی الکتاب و السنة و العقل، قم، المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۲ق.
  • سخاوی، محمد بن عبد الرحمن، المقاصد الحسنة في بيان كثير من الأحاديث المشتهرة على الألسنة، مصر، مكتبة الخانجي، ۱۳۷۵ق.
  • سرخسی،‌ محمد بن احمد، المبسوط، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • سفارینی، محمد بن احمد، لوامع الانوار البهیة و سواطع الأسرار الاثریة، دمشق، موسسة الخافقین، ۱۴۰۲ق.
  • شوشتری، نور الله بن شريف الدين،‏ الصوارم المُهرقة في نقد الصواعق المُحرقة، تهران، مطبة النهضة، ۱۳۶۷ق.
  • شهید ثانی، الرعایة فی علم الدرایة، تحقیق عبدالحسین محمدعلی بقال، قم، مکتبة آیةالله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۸ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، تلخیص الشافی، نجف، مطبعة الآداب، ۱۳۸۳ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الافصاح فی الامامة، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق
  • شیخ مفید، محمد بن محمد، الافصاح فی الامامة، قم، کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق.
  • طهرانی، آقا بزرگ، الذريعة إلى تصانيف الشيعة، اسماعیلیان، قم، ۱۴۰۸ق.
  • عاملى نباطى، على من محمد بن على، الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم‏‏، نجف، المكتبة الحيدرية، ۱۳۸۴ق.
  • عینی، بدرالدین، عمدة القاری شرح صحیح البخاری، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • غزالی، محمد بن محمد، الاقتصاد فی الاعتقاد، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۲۴ق.
  • قضاعی، محمد بن سلامة، مسند الشهاب، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۷ق.
  • قمی شیرازی، محمد طاهر، الاربعین فی امامة الائمه الطاهرین، تحقیق سید مهدی رجایی، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۱۸ق.
  • کراجکی، محمد بن علی، التعجب من أغلاط العامة في مسألة الإمامة، دارالغدیر، قم، ۱۴۲۱ق.
  • مبارکفوری، تحفة الأحوذی بشرح جامع الترمذی، بیروت،‌ دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • متقی هندی، علی بن حسام الدین، کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، بیبروت، موسسة الرسالة، ۱۹۸۹م.
  • مظفر نجفى، محمد حسن‏، دلائل الصدق لنهج الحق‏، قم، آل البیت(ع)، ۱۴۲۲ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، الرجال، قم، مؤسسة النشر الْسلامی التابعة لجماعة المدرسین، ۱۴۱۶ق.
  • هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۲ق.