پرش به محتوا

احمد بن ابی‌زاهر قمی

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از احمد بن ابی زاهر)
احمد بن ابی‌زاهر قمی
اطلاعات فردی
نام کاملاحمد بن موسی اشعری قمی
محل زندگیقم
تاریخ وفاتحدود سال ۳۰۰ قمری
اطلاعات علمی
استادانحسن بن موسی خشابمحمد بن حسین بن ابی‌الخطاب • محمد بن حسین زیات • جعفر بن محمد کوفی
شاگردانمحمد بن یحیی العطاراحمد بن ادریس


احمد بن ابی‌زاهر قمی از محدثان، فقیهان و متکلمان شیعه در اواخر قرن سوم قمری در قم است. او استاد محمد بن یحیی العطار و احمد بن ادریس قمی است و از عده‌ای از روات همچون حسن بن موسی خشاب، محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب و جعفر بن محمد کوفی روایت نقل کرده است. علمای رجال او را که از خاندان اشعریان قم بود، چهره‌ای سرشناس معرفی کرده‌اند، اما روایاتی که نقل کرده را خیلی پاکیزه ندانسته‌اند که مقصود وجود روایات شاذ و ناشناخته در میان روایات اوست.

تعدادی از علمای رجال، چهره سرشناس بودن احمد را دلیلی بر مدح یا وثاقت او قلمداد کرده‌اند. او مؤلف چندین کتاب در موضوعات فقهی و کلامی است؛ از جمله کتاب البداء، كتاب صفة الرسل و الأنبياء و الصالحين، كتاب الجبر و التفويض، كتاب الزكاة و كتاب الجمعة و العيدين. او همچنین كتاب «ما يفعل الناس حين يفقدون الامام(ع)» را در موضوع غیبت امام زمان(ع) تألیف کرده است.

معرفی

احمد بن موسی اشعری قمی (ابوجعفر) معروف به احمد بن ابی‌زاهر[۱] از محدثان، فقیهان و متکلمان شیعه است. او از خاندان اشعریان قم است که در حدود سال ۳۰۰ قمری وفات کرده است.[۲] شیخ طوسی نام او را در کتاب رجال خود، در قسمت راویانی که از معصومان(ع) روایت مستقیم ندارند، ذکر کرده است.[۳] نجاشی و شیخ طوسی، احمد بن ابی‌زاهر را از وجوه و چهره‌های سرشناس قم معرفی کرده‌اند، اما گفته‌اند روایات او خیلی پاکیزه نیست.[۴]

در مورد عبارت «چهره سرشناس» که در کلمات نجاشی و شیخ طوسی درباره احمد آمده، چند احتمال مطرح شده است:

  1. سید ابوالقاسم خویی از رجالیون شیعه آن را دلیل بر «محدث» بودن او دانسته است.[۵]
  2. این عبارت در کتاب منتهی المقال بالاترین مدح برای او دانسته شده است.[۶]
  3. محدث نوری به نقل از برخی از علمای رجال، آن را دلیل بر وثاقت احمد قلمداد کرده است.[۷]

تعدادی از رجالیون نیز تصریح کرده‌اند که عبارت «روایات او خیلی پاکیزه نیست» منافاتی با وثاقت او ندارد؛ زیرا مقصود این است که در میان روایات او، روایات ناشناخته و شاذ وجود دارد.[۸]

افزون بر عبارت «چهره سرشناس»، وجوه دیگری نیز برای اثبات مدح یا وثاقت احمد ذکر شده است؛ ازجمله برخی گفته‎‌اند همین که محمد بن یحیی که از شخصیت‌های سرشناس و ثقه است، شاگرد خاص او بوده، بهترین وجه مدح برای اواست.[۹] همچنین گفته شده اینکه محدثان قمی با تمام سخت‌گیری در نقل روایت، او را شخصیتی موجه و سرشناس دانسته‌اند دلیل بر وثاقت اوست.[۱۰]

ابن داود از علمای رجال قرن هشتم قمری، نام احمد بن ابی‌زاهر را هم در قسمت ثقه‌ها و هم در قسمت ضعیف‌های کتاب خود ذکر کرده است.[۱۱] علامه مجلسی نیز او را مذموم و نکوهش‌شده دانسته است.[۱۲]

تألیفات و روایات

علمای رجال چندین کتاب در موضوعات فقهی و کلامی برای احمد نام برده‌اند؛ كتاب الزكاة، كتاب احاديث الشمس و القمر، كتاب الجمعة و العيدين و كتاب النوادر در زمینه فقه؛ کتاب البداء، كتاب صفة الرسل و الأنبياء و الصالحين و كتاب الجبر و التفويض در زمینه کلام و كتاب «ما يفعل الناس حين يفقدون الامام(ع)» در موضوع غیبت امام زمان(ع) ازجمله آثار اوست.[۱۳]

از او تعداد محدودی روایت (کمتر از بیست روایت) در کتب روایی، ازجمله کتاب الکافی[۱۴] و کامل الزیارات[۱۵] نقل شده، اما در کتاب‌های رجالی[۱۶] نام او در چندین طریق آمده است.[نیازمند منبع]

استادان و شاگردان

سید ابوالقاسم خویی افرادی ازجمله حسن بن موسی خشاب، محمد بن حسین بن ابی‌الخطاب، محمد بن حماد، جعفر بن محمد کوفی، علی بن موسی، علی بن اسماعیل و محمد بن حسین زیات را جزو اساتید ابن زاهر قمی و محمد بن یحیی العطار و احمد بن ادریس را جزو شاگردان او معرفی کرده است.[۱۷] شیخ طوسی و نجاشی تصریح کرده‌اند که محمد بن یحیی العطار از اصحاب و شاگردان خاص ابن ابی زاهر بوده است.[۱۸]

پانویس

  1. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۲۷ق، ص۴۱۶.
  2. کحاله، معجم المؤلفین، دار احیاء التراث، ج۲، ص۱۸۷.
  3. طوسی، رجال طوسی، ۱۴۲۷ق، ص۴۱۶.
  4. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۸۸؛ طوسی، الفهرست، المکتبة الرضویه، ص۲۵.
  5. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۹.
  6. حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۳۰.
  7. نوری، خاتمة المستدرک، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۳۲.
  8. نوری، خاتمة المستدرک، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۱۳۲؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۹.
  9. حائری، منتهی المقال، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۲۳۰.
  10. مامقانی، تنقیح المقال، مؤسسة آل البیت(ع)، ج۵، ص۲۶۵.
  11. ابن داود، رجال ابن داود، ۱۳۸۳ق، ص۲۲و۳۸۷.
  12. مجلسی، الوجیزة فی الرجال، ۱۴۲۰ق، ص۱۷.
  13. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۸۸؛ طوسی، الفهرست، المکتبة الرضویه، ص۲۵؛ ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۸۰ق، ص۱۴.
  14. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص ۱۹۲، ۲۲۶، ۲۲۹، ۲۵۴، ۲۶۴، ۲۷۵، ۴۱۳.
  15. ابن قولویه، کامل الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۱۸۸و۲۵۰.
  16. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۷۸، ۸۳، ۴۳۹؛ طوسی، الفهرست، المکتبة الرضویه، ص57.
  17. خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۹-۳۰.
  18. نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۸۸؛ طوسی، الفهرست، المکتبة الرضویه، ص۲۵.

منابع

  • ابن داود، حسن بن علی بن داود حلی، رجال ابن داود، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳ق.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، نجف، المطبعة الحیدریه، ۱۳۸۰ق.
  • ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، نجف، دار المرتضویه، ۱۳۵۶ش.
  • حائری، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال فی احوال الرجال، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، ۱۴۱۶ق.
  • خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مؤسسه آیت‌الله خویی، ۱۴۰۹ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، رجال الطوسی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۲۷ق.
  • طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، نجف، المکتبة الرضویه، بی‌تا.
  • کحاله، عمر بن رضا، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق.
  • مامقانی، (عبدالله، محمدرضا، محیی‌الدین)، تنقیح المقال فی علم الرجال، مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، بی‌تا.
  • مجلسی، محمدباقر، الوجیزة فی الرجال، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۲۰ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۶ق.
  • نوری، میرزاحسین، خاتمة المستدرک، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، ۱۴۱۷ق.