ریان بن صلت

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو
ریان بن صلت
مشخصات فردی
نام کامل: ابوعلی ریان بن صلت اشعری قمی
مشخصات دینی
از یاران: امام کاظم (ع)، امام رضا (ع) ، امام جواد (ع) و امام هادی (ع)
فعالیت‌ها: نقل روایت
شاگردان: علی بن ریان بن صلت اشعری قمی، عبداللّه بن جعفر حمیری، ابراهیم بن هاشم قمی
آثار: فرق بین آل و امة

ابوعلی ریان بن صلت اشعری قمی معروف به ریان بن صلت از محدثان برجسته شیعه در قرن دوم و سوم هجری قمری. وی خراسانی یا بغدادی الاصل بود و دوران امامت امام کاظم(ع)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را درک کرد. دو فرزند به نام‌های محمد و علی داشت که هر دو از راویان موثق و مورد اعتماد، و از اصحاب و شاگردان امام هادی و امام حسن عسگری(ع) بودند.

ریان از منظر دانشمندان رجال و حدیث

از دیدگاه علمای شیعه، ریان فردی مورد اطمینان است. نجاشی در کتاب رجال خود می‌نویسد:

«ابوعلی ریان بن صلت اشعری قمی، از امام رضا(ع) روایت نقل کرده است. او از راویان موثق، راستگو و قابل اعتماد است، همچنین کتابی دارد که گفتار امام رضا(ع) درباره فرق آل و امة را بیان داشته است.»[۱]

شیخ طوسی می‌گوید:

«ریان خراسانی الاصل و از اصحاب امام رضا و امام هادی(ع) بود.»[۲]

ابن داود حلی،[۳] کشی،[۴] ابن شهر آشوب و بسیاری دیگر از بزرگان شیعه، از ریان بن صلت به نیکی یاد کرده‌اند.[۵]

اساتید

ریان در مسائل اعتقادی، فقهی و سیاسی به سه امام عصر خویش مراجعه و از آنان استفاده کرده است.

شاگردان

ریان شاگردان برجسته‌ای داشت که اسامی برخی از آنان چنین است:

  1. علی بن ریان بن صلت اشعری قمی: او فرزند ریان و از راویان موثق شیعه به شمار می‌رود. او از اصحاب امام هادی و امام عسکری(ع) بود و کتاب منثور الاحادیث از آثار اوست، عبداللّه بن جعفر حمیری و محمد بن علی بن محبوب از او روایت نقل کرده‌اند.[۶]
  2. عبداللّه بن جعفر حمیری: از بزرگان قم و از راویان موثق شیعی بود. او از اصحاب و راویان امام رضا و امام هادی و امام عسکری(ع) به شمار می‌رود. حمیری در حدود سال ۲۹۰ هجری به کوفه رفت و مردم از وی حدیث شنیدند. کتاب‌های زیادی نیز تألیف کرد که از جمله آنها می‌توان به کتاب «الامامة»، «الدلائل»، و «العظمة» و «التوحید» اشاره کرد.[۷]
  3. ابراهیم بن هاشم قمی: در اصل کوفی بود اما به قم سفر کرد و مقیم آنجا شد. وی از اصحاب امام رضا(ع) و از شاگردان یونس بن عبدالرحمن بود. گویند: ابراهیم اولین راوی اهل کوفه بود که احادیث شیعه را در قم انتشار داد و به گفته شیخ طوسی و نجاشی از راویان موثق و مورد اعتماد شیعه بود. کتاب‌هایی تألیف کرده است که می‌توان به «النوادر» و قضایا امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد. شمار احادیث نقل شده از او، به ۶۴۱۴ مورد می‌رسد.[۸]

فرزندان

ریان دو پسر داشت که هر دو از علما و محدثین بنام شیعه بودند:

  1. علی بن ریان: از راویان و مؤلفان معروف شیعی که دوران امامت امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) را درک کرد.[۹] رجال‌نویسان، وی را از محدثان موثق و از شاگردان بنام آن دو امام دانسته‌اند.[۱۰] شیخ صدوق و ثقةالاسلام کلینی برخی از روایات او را نقل کرده‌اند.
  2. محمد بن ریان: از راویان برجسته شیعی قرن سوم هجری که دوران زندگی وی با روزگار امامت امام جواد و امام هادی و امام عسکری(ع) مقارن شد. رجال‌شناسان، محمد بن ریان را فردی موثق و قابل اعتماد دانسته و به روایات او عمل می‌کنند.[۱۱] کلینی در کافی، و شیخ صدوق در تهذیب الاحکام و استبصار، روایات او را بازگو کرده‌اند.

آثار

از جمله آثاری که به ریان نسبت داده شده، کتابی است که نجاشی از آن نام برده و در آن سخنان امام رضا(ع) درباره فرق بین آل و امة را جمع کرده است.[۱۲] اثر دیگر وی مجموعه‌ای از احادیث است که از امامان معصوم(ع) نقل کرده است. عمده این روایت‌ها درباره ولایتعهدی امام رضا(ع)،[۱۳] حرکت امام برای برگزاری مراسم نماز عید،[۱۴] زمان تولد امام رضا(ع)، آداب جنگ[۱۵] و مسایل گوناگون فقهی همچون نماز، روزه، زکاة، اجارات و... است.[۱۶] این روایات در طول تاریخ تشیع مورد استفاده فقهای شیعه قرار گرفته‌اند.

مقام فقهی

درباره جایگاه و مقام فقهی ریان، کشی روایتی را به نقل از علی بن محمد قتیبی در کتاب رجال خود آورده است که دلیلی آشکار به منزلت فقهی اوست. بر اساس این حدیث، ریان به مذمت کسانی پرداخته است که مدعی فقاهت بوده‌اند و آنها را تشویق به تحصیل علم و فهم مسایل و احکام دین کرده است.[۱۷] گذشته از مضمون این حدیث، باید گفت بیشتر روایاتی که ریان از امامان معصوم(ع) نقل کرده، در ابواب مختلف فقهی است که نشان از توجه و عنایت خاص او به مسایل فقهی و فهم صحیح احکام شرعی دارد.

ریان و امام رضا(ع)

ریان، گذشته از منزلت روایی که نزد عالمان شیعی داشت، از سوی امامان معصوم(ع) نیز مورد تکریم قرار گرفته است. ریان خود می‌گوید:

«بیرون منزل امام رضا(ع) در خراسان ایستاده بودم که معمر با یکی از اصحاب و اطرافیان آن حضرت خواست وارد منزل ایشان شود. گفتم: حال که نزد امام(ع) می‌روی، از مولایم بخواه تا یکی از لباس‌هایش و چند درهم از سکه‌هایی را که نام مبارک ایشان بر آن ضرب شده است، به من اعطا فرماید. معمر گفت: وقتی وارد منزل امام(ع) شدم، پیش از آنکه من سخنی بگویم، امام(ع) فرمود:‌ای معمر آیا ریان نمی‌خواهد تا ما او را از لباس خود پوشانده، از پول‌هایمان مقداری به او ببخشیم؟ گفتم: سبحان اللّه! این همان خواسته ریان است که بیرون از منزل شما به من گفت. امام(ع) تبسمی کرد و فرمود: همانا مؤمن به مقصود می‌رسد، از او بخواه تا وارد شود.»

ریان خود ماجرا را ادامه می‌دهد و می‌گوید:

«وقتی وارد شدم، سلام گفتم. امام(ع)سلامم را پاسخ داد و یکی از لباس‌هایش را به من داد و به هنگام رفتن نیز سی درهم در دستم گذاشت.»[۱۸]

ریان در دستگاه خلافت مأمون

می‌گویند او از سخنوران دستگاه خلافت مأمون و از نزدیکان و خواص و صاحب سرّ وی بود[۱۹] و مأمون و فضل بن سهل او را برای انجام کارهای خود مأمور کردند. در حدیثی آمده است:

«روزی مأمون به وی گفت: فردا به میان مردم برو و از فضایل و مناقب امیرالمؤمنین علی(ع) سخن بگو. ریان در ضمن سخنرانی گفت: مأمون از پدرانش برایم این چنین نقل کرد که رسول خدا(ص) فرمود: هر کس که من مولای او هستم، علی(ع) مولای اوست و فرمود: منزلت علی(ع) در نزد من جایگاه هارون نزد موسی است».[۲۰]

با این حال پیداست که حضور ریان در دستگاه خلافت به خاطر تقیه بود؛ زیرا بنی عباس، علویان و شیعیان را مورد آزار قرار داده، اموال آنها را ضبط و برخی را از شهرهایشان آواره کرده بودند. (اگرچه در دوران خلافت مأمون، از طرف شیعیان و علویان شورش‌هایی پدید آمد و هیبت دستگاه خلافت از میان رفت. اما هنوز شرایط به نفع شیعیان هموار نشده بود.)

بصیرت ریان درباره مسئله امامت

در کتاب اثبات الوصیة آمده است که آن هنگام که امام رضا(ع) به دست مأمون در سال ۲۰۲ هجری به شهادت رسید، امام جواد(ع) هفت سال بیشتر نداشت، شیعیان بغداد و شهرهای دیگر در سوگ آن حضرت می‌گریستند. آن روز ریان بن صلت، صفوان بن یحیی، محمد بن حکیم، عبدالرحمن بن حجاج و یونس بن عبدالرحمن و عده‌ای دیگر از بزرگان شیعه، در خانه عبدالرحمن بن حجاج گرد آمده، به عزاداری پرداختند. علاوه بر فقدان امام، اینکه چه کسی امامت و زعامت شیعه را به دست خواهد گرفت، شیعیان را در اندوه فرو برده بود. ناگاه یونس بن عبدالرحمان گفت: گریه را رها کنید تا بفهمیم عهده‌دار ولایت از این پس کیست؟ و تا زمانی که این کودک (امام جواد)(ع) بزرگ شود، برای حل مسائل و مشکلات به چه کسی باید رجوع کنیم؟

در این هنگام ریان بن صلت که از این گفته به شدت ناراحت شده بود، از جای برخاست و با یونس گلاویز شد و گفت تو تظاهر به ایمان می‌کنی و در دل نسبت به دین شک داری. اگر این کودک حجت خدا در زمین باشد، حتی اگر یک روز از عمر او گذشته باشد، گویا صد سال دارد، سخن او سخن امام کامل و بالغ است و اگر این چنین نباشد، حتی اگر هزار سال سن داشته باشد، همانند یکی از مردمان عادی است. سپس گفت: اینگونه می‌بایست درباره امامان معصوم(ع) اعتقاد داشت.[۲۱]

پانویس

  1. رجال نجاشی، ج ۱، ص۱۶۵.
  2. رجال طوسی، ص۳۵۷.
  3. رجال ابن داود، ص۵۶۵.
  4. رجال کشی، ص۵۴۶.
  5. معالم العلماء، ص۵۰ و المناقب، ج ۴، ص۳۲۵.
  6. رجال نجاشی، ج ۱، ص۲۷۸؛ رجال طوسی، ص۴۰۰.
  7. رجال طوسی، ص۴۰۰؛ رجال نجاشی، ج ۱، ص۲۱۹.
  8. رجال کشی، ص۵۴۶.
  9. رجال طوسی، ص۳۸۹ و ۴۰۰.
  10. رجال نجاشی، ج ۲، ص۱۱۶.
  11. رجال طوسی، ص۳۹۱.
  12. رجال نجاشی، ج ۱، ص۱۶۵؛ فهرست طوسی، ص۱۹۵؛ الذریعه، ج ۶، ص۳۳۲.
  13. اعلام الوری، ص۳۲۲؛ جامع الرواة، ج ۱، ص۳۲۳.
  14. اعلام الوری، ص۳۲۲؛ جامع الرواة، ج ۱، ص۳۲۳.
  15. قرب الاسناد، ص۳۴۳.
  16. جامع الرواة، ج ۱، ص۳۲۳.
  17. رجال کشی، ص۵۴۷ و ۵۴۸ و جامع الرواة، ج ۱، ص۳۲۳.
  18. قرب الاسناد، ج۳، ص۱۴۸؛ المناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص۳۴۰؛ رجال کشی، ص۵۴۶.
  19. تنقیح المقال، ج ۱، ص۴۳۶.
  20. همان.
  21. اثبات الوصیة، ص۲۲۰.

منابع

  • ابن شهرآشوب، معالم العلما، نجف اشرف، المطبعة الحیدریة.
  • ابن شهرآشوب، المناقب، قم، نشر علامه.
  • اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة، بیروت، دارالاضواء.
  • حلی، ابن داود، رجال، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ش.
  • حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تهران، کتابفروشی نینوا.
  • طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری باعلام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه.
  • طوسی، محمد بن حسن، الرجال، قم، موسسة النشر الاسلامیه التابعة لجامعة المدرسین، ۱۳۷۳ش.
  • طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، قم، ستاره.
  • کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، مرکز تحقیقات و مطالعات، ۱۳۴۸ش.
  • مامقانی، عبد الله، تنقیح المقال فی علم الرجال، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث.
  • مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیة، قم، انصاریان، ۱۳۸۴ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال نجاشی، قم، موسسة النشر الاسلامیه التابعة لجامعة المدرسین، ۱۳۶۵ش.