کاربر:Sultanmoradi/ششم صفحه تمرین
مردم کوفه در ادبیات تاریخی و فرهنگی شیعیان اشاره دارد به جمعیتی که در طول تاریخ به ویژه در قرون اولیه اسلامی در این شهر زندگی میکرده اند. این شهر که در سال ۱۷ هجری به عنوان یک پایگاه نظامی بنا شد، به مرکزیتی سیاسی و فرهنگی تبدیل گشت و در دوران خلافت امام علی(ع) به عنوان پایتخت انتخاب گردید. اهمیت مطالعه رفتار مردم کوفه از آن جهت است که تاریخنگاری شیعه، با رویکردی مردمینگر، به ثبت تحولات این شهر به عنوان کانون کنشگریهای علویان پرداخته است.
مهمترین مسئله در بررسی تاریخ کوفه، نوسانات شدید رفتاری ساکنان آن در مواجهه با ائمه اطهار(ع) است. از یک سو، آنان نخستین گروهی بودند که با امام علی(ع) بیعت کردند و در جنگ جمل نقش محوری در پیروزی ایفا نمودند؛ اما از سوی دیگر، در مقطع حساس جنگ صفین و ماجرای حکمیت، با سستی و جهادگریزی، موجبات نارضایتی عمیق امام را فراهم آوردند. این دوگانگی رفتاری در واقعه عاشورا به اوج خود رسید: دعوت گسترده از امام حسین(ع) با بیش از بیست هزار نامه و سپس رها کردن ایشان و شکلگیری سپاهی که عمدتاً از همین کوفیان بودند و به جنگ با امام پرداختند.
پژوهشگران ریشه این ناهماهنگی را در عوامل متعددی جستجو کردهاند: ترکیب جمعیتی ناهمگون شامل قبایل مختلف با سنتهای جاهلی و روحیه تفردگرایی، ضعف اعتقادی و فقاهت دینی در میان عامه مردم که تنها بخش کوچکی از آنان را شیعیان معتقد تشکیل میدادند، تأثیر اندیشههای کلامی انحرافی مانند جبر و ارجاء که توسط امویان ترویج میشد، و نهایتاً ساختار قبیلهای که منافع شخصی و قبیلهای را بر آرمانهای دینی ترجیح میداد. در کنار این، سرکوبهای شدید حاکمان اموی مانند زیاد بن ابیه و حجاج بن یوسف، فضای خفقانی ایجاد کرده بود که امکان تحرک مسلحانه را از شیعیان راستین میگرفت.
با این حال، ستایشهای امام علی(ع) از کوفیان در مقاطعی خاص، نشاندهنده حضور جریانی از شیعیان پایدار همچون حبیب بن مظاهر است که تا پای جان بر عهد خود ایستادند. همچنین، قیامهای پس از عاشورا مانند توابین که ریشه در احساس گناه جمعی داشت، نشان میدهد وجدان تاریخی این مردم بیدار بود. در نهایت، میتوان گفت کوفه شهری با هویتی چندپاره بود که در بستر خود، هم ظرفیت بالایی برای حمایت از ائمه داشت و هم آسیبپذیری شدیدی در برابر فشارهای سیاسی و وسوسههای دنیوی، و شناخت این پیچیدگی برای درک تحولات تاریخ تشیع ضروری است.
اهمیت و جایگاه
شیعیان از همان قرون نخست اسلامی، در کنار جنبش تاریخنگاری عمومی عراق، به ثبت وقایع تاریخی علاقه نشان دادند. اما نکته قابل توجه این است که آنان بیش از تاریخ خلفا و حکومتهای رسمی، به «جنبشهای شیعی» و «اخبار علویان» توجه داشتند. علت این امر آن بود که احساس میکردند این اخبار در معرض تحریف و نابودی است، در حالی که تاریخ رسمی توسط دیگران نیز نگارش مییافت.[۱] این رویکرد نشاندهنده نوعی «مردمینگری» در تاریخنگاری شیعه است؛ تمرکز بر روایت تاریخ از منظر گروهی که در اقلیت و اغلب در تقابل با حاکمیت بودند. آثاری چون وقعة الصفین (نصر بن مزاحم) و *الغارات* (ثقفی) نمونههایی از این نگاه هستند که به ثبت تحولات تاریخی با محوریت کنشگری مردم و یاران ائمه پرداختهاند.[۲] عوامل بیرونی (حکومتهای جور): از همان انحرافات اولیه پس از رحلت پیامبر (ص) و به قدرت رسیدن بنیامیه، فشارهای شدید و سرکوبها، مانع از گرایش گسترده مردم به تشیع شد. این حکومتها، آموزههای اهل بیت(ع) را کفرآمیز تلقی کرده و پیروانشان را «رافضی» میخواندند.[۳] عوامل درونی (عملکرد فقها): فشارهای سیاسی و ترس از ضرر، موجب شد فقهای شیعه در بسیاری از ادوار، رویکردی محتاطانه و مصلحتگرایانه در پیش گیرند. آنان حتی در مواردی که شرایط برای تشکیل حکومت فراهم بود، به بهانه «عدم ضرر» یا «عدم ایمنی»، از اقدام جدی برای آگاهسازی مردم و برپایی حکومت اسلامی خودداری کردند.[۴] وجود فرق مختلف شیعی (اسماعیلیه، زیدیه، غلات) و اقدامات افراطی برخی از آنان (مانند ترورهای اسماعیلیان) بهانه به دست مخالفان داد تا تشیع را به طور کلی منزوی کنند و آموزههای شیعه دوازده امامی تحتالشعاع این انحرافات قرار گیرد.[۵]
کوفه که در سال ۱۷ هجری به عنوان یک پادگان نظامی بنیان نهاده شد، به سرعت از یک استقرارگاه نظامی به مرکز ثقل مخالفت با نظامهای خلافت مستقر و قلب تفکر علوی تبدیل گشت[۶]. اگرچه تاریخ کوفه در قرن نخست هجری با واقعه عاشورا پیوند خورده است، اما تطورات این شهر در دوران عباسیان و نقش آن در عصر غیبت، لایههای پنهانی از هویت شیعی را آشکار میسازد که کمتر به صورت منسجم تحلیل شده است.جمعیت اولیه کوفه ترکیبی از قبایل یمنی و نزاری بود که قبایل یمنی به دلیل گرایشهای سنتی به اهلبیت (ع)، بدنه اصلی شیعیان را شکل دادند[۷]. حضور پررنگ ایرانیان (موالی) در صنایع و بازارهای شهر، یکی از ویژگیهای متمایز کوفه بود که بعدها به عنوان اصلیترین عامل انتقال تشیع اصیل به فلات ایران، به ویژه شهرهایی چون قم و ری عمل کرد[۸].
مردم کوفه در روایات شیعه
سیمای مردم کوفه در میراث حدیثی شیعه با تعارضی ظاهری میان روایات ستایش و نکوهش روبروست که تحلیل علمی آن نشاندهنده تفاوت میان «شیعیان اعتقادی» و «تودههای تحت تأثیر نخبگان قبایل» است[۹]. امام صادق (ع) کوفه را «روضهای از ریاض بهشت» نامیدند[۱۰]. در روایتی، اهل کوفه «مایه استواری» (اوتاد) ائمه معرفی شدهاند[۱۱]. امیرالمؤمنین (ع) در توصیفی راهبردی، کوفه را «گنجینه ایمان»، «جمجمه اسلام» و «شمشیر خدا» خواندهاند که در دفاع از حق فرود میآید[۱۲].
در مقابل روایتهایی وجود دارد که غالباً ناظر به رفتارهای سیاسی مقطعی و دنیازدگی مردم کوفه است و آنها را نکوهیده است. جملاتی نظیر «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» (دلها با تو و شمشیرها بر تو) به عنوان نماد رفتارهای متناقض جامعه کوفه در ادبیات عاشورایی تثبیت شده است[۱۳].
ناهماهنگی رفتاری در رمان امام علی(ع)
یعقوبی، تاریخنگار شیعه قرن ۳ق، گزارش میدهد که حتی عمر بن خطاب از تزلزل رأی آنان شکوه داشت.[۱۴] طبری، مورخ بزرگ سده ۳ق، نقل میکند که امام علی(ع) در مقطعی آنان را به سبب مودتشان ستودند.[۱۵]؛ اما در جای دیگر از پراکندگی افکار و سستی رفتارشان در برابر دشمن گلایه کردهاند.[۱۶] امام علی(ع) در خطبههای خود کوفیان را به شترانی تشبیه کرده که مهارشان گشاده شده و ساربان خود را از دست دادهاند.[۱۷] به باور برخی محققان، امام حسین(ع) نیز با آگاهی از این سوابق، تنها پس از اصرار فراوان و اتمام حجت، مسلم بن عقیل را برای سنجش اوضاع فرستادند.[۱۸] از این گزارشهای تاریخی نتیجه گرفتهاند که کوفیان به لحاظ روانشناسی اجتماعی، مردمی بودند که به یکباره در کاری درمیآمدند و سپس دستهدسته از آن کناره میگرفتند.[۱۹]
تفاوت شدید جمعیتی
به گفتۀ سید جعفر شهیدی، متفکر شیعه قرن ۱۴ش، ریشه اصلی نوسانات رفتاری مردم کوفه را باید در ترکیب خاص جمعیتی عراق پیش از اسلام جستجو کرد که شامل بازماندگان سومریان و مهاجران جنوبی و شمالی بود.[۲۰] به باور وی، کوفه در سالهای آغازین خود بیش از آنکه یک شهر با آرمانهای واحد باشد، به بازاری شباهت داشت که هماهنگی افراد در آن تنها تا مرز منافع شخصیشان تداوم مییافت.[۲۱] چنانکه بلاذری، مورخ سده ۳ق، بیان داشته، کوفه در سال ۱۷ هجری به عنوان یک پایگاه نظامی برای ادامه فتوحات در حوزه ایران بنا گردید.[۲۲] جمعیت کوفه در سالهای اول تأسیس بالغ بر ۲۴ هزار نفر و در سال ۶۰ قمری حدود ۱۴۰ هزار نفر تخمین زده میشود.[۲۳] این در حالی است که به گزارش ابناعثم کوفی، مورخ سده ۳ق، مسلم بن عقیل در نامه خویش به امام حسین(ع)، تعداد بیعتکنندگان را ۲۰ هزار تن دانست.[۲۴] به نقل از جرجی زیدان، تاریخنگار مسیحی معاصر، در جغرافیای سیاسی آن عصر، بصره گرایشهای عثمانی، کوفه گرایشهای علوی و شام گرایشهای اموی داشتند.[۲۵] از سوی دیگر، به گفته باقر شریف القرشی، نویسنده و پژوهشگر معاصر، بخشی از ساکنان شهر را پیروان فرقههای دیگر و حتی یهودیان و مسیحیان تشکیل میدادند.[۲۶] به باور این پژوهشگران، کوفه به عنوان مرکزی که مواضع سیاسی سایر بلاد را نمایندگی میکرد، کلید فهم تحولات دوران خلافت امام است.[۲۷]
بر اساس نظر مسعودی، مورخ و جغرافیدان سده ۴ق، اهالی کوفه نخستین کسانی بودند که با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کردند و همین امر موجب شد امام این شهر را مرکز خلافت قرار دهد.[۲۸]
ضعف اعتقادی
به باور برخی پژوهشگران تاریخ اسلام، شیعیان اعتقادی (کسانی که ائمه(ع) را به عنوان امام و جانشین الهی پیامبر (ص) قبول داشتند) تنها بخش کوچکی از مردم کوفه بودند؛ چنانکه در زمان بیعت با امام علی(ع) ایشان تنها ۵۰ نفر شیعه اعتقادی داشتند.[۲۹] به باور این پژوهشگران، هرچند کوفیان مسلمان شده بودند، اما رسوبات سنتهای جاهلی همچون برتریطلبی قبیلهای و تبعیض علیه موالی باعث ایجاد اختلاف در بین آنها میشد.[۳۰] در زمان قیام امام حسین(ع) نیز بسیاری از این افراد در دوران معاویه دستگیر یا به شهادت رسیده بودند و رشد تدریجی این جریان به عصر امام صادق(ع) بازمیگردد.[۳۱] سیدجعفر شهیدی همچنین یکی از دلایل رویگردانی کوفیان از امام علی(ع)، دوری طولانیمدت آنان از فقاهت اسلامی بود؛ به طوری که آنان قدرت درک ضرورت سرکوبی سرکشان داخلی را نداشتند و جنگ را تنها وسیلهای برای گردآوری غنیمت میپنداشتند.[۳۲] از دیدگاه وی، دشواری جنگ صفین برای کوفیان از آن جهت بود که ساختار قبیلهای باعث شده بود برادران در دو جبهه مقابل هم قرار گیرند و این فقدان بصیرت دینی، جنگ با همخون را برای آنان تحملناپذیر میکرد.[۳۳]
تأثیر اندیشههای کلامی بر انفعال یا پویایی سیاسی
به گفتۀ علیمحمد ولوی و سیمین قربانپوردشتکی، پژوهشگران تاریخ اسلام، تشتت حاصل از افکار متضاد کلامی در کوفه، تشخیص حق و باطل را برای آحاد جامعه دشوار کرده بود.[۳۴] به باور ایشان، اندیشه «خروج» پاسخی بدوی به انحصار قدرت بود که ریشه در روحیه تفردگرایی قبایل شمالی داشت.[۳۵] به نقل از نصر بن مزاحم، مورخ شیعه سده ۲ق، پایان جنگ صفین و مسئله حکمیت منجر به ظهور فرقه افراطی خوارج گردید.[۳۶] به استدلال این پژوهشگران، منع کتابت حدیث در عصر خلیفه دوم باعث شد اعراب با ذهنی سطحینگر به تفسیر به رأی قرآن بپردازند.[۳۷] از دیدگاه آنان، حاکمیت اموی با ترویج «جبر خالص»، خود را نماینده خدا معرفی کرد تا هرگونه مخالفت را به عنوان «تمرد در برابر اراده الهی» سرکوب کند.[۳۸] چنانکه طبری بیان داشته، زیاد بن ابیه در خطبههای خود بر نظریه جبر تأکید میکرد.[۳۹] به عقیده ولوی و قربانپوردشتکی، اندیشه ارجاء با تفکیک عمل از ایمان، راه را برای جنایات حاکمان بدون ترس از تکفیر گشود.[۴۰] بر اساس نظر شهرستانی، متکلم و مللشناس سده ۶ق، مروجان ارجاء معتقد بودند که عمل تأثیری در اصل ایمان ندارد.[۴۱] طبق پژوهش فضل بن شاذان، متکلم و فقیه شیعه سده ۳ق، از دیدگاه مرجئه حتی ویرانی کعبه به ایمان قلبی کسی ضرر نمیرساند.[۴۲] این پژوهشگران نتیجه میگیرند که عملکرد منفعلانه برخی صحابه با شعار دوری از فتنه، ابزاری برای سلب مشروعیت از قیامها شد.[۴۳] مطابق یافتههای نهجالبلاغه، امام علی(ع) در خطبه ۲۱۶ بر حقوق متقابل والی و رعیت تأکید کرده است.[۴۴] همانطور که یعقوبی اشاره میکند، حجاج بن یوسف در کوفه جو رعب و وحشت ایجاد کرد تا آنان را به اطاعت وادارد.[۴۵]
تشکیک در مدلول روایات ضم کوفیان:
بسیاری از توبیخهای ائمه متوجه «اشراف قبایل» بود که با خیانتهای خود، تودههای مردم را به بیراهه میبردند[۴۶]. علاوه بر این پژوهشهای نوین نشان میدهند که بخشی از روایات ذم کوفه، توسط دستگاه تبلیغاتی اموی و عباسی برای تخریب وجهۀ شیعیان این شهر و منزوی کردن پایگاه اجتماعی ائمه جعل شده است[۴۷].
خطبههای امام(ع) درباره مردم کوفه
امام علی در خطبههایی مردم کوفه را ستوده و در برخی موارد دیگر آنها را ستایش کرده است. برای مثال خطبه ۱۸۰ در شرایطی ایراد شد که سستی کوفیان در یاری محمد بن ابیبکر، امام را به شدت افسرده کرده بود.[۴۸] ایشان استدلال میکنند که کاربرد فعل مضارع در آغاز خطبه، نشاندهنده استمرار شکرگزاری امام در تمام لحظات است.[۴۹] از دیدگاه پژوهشگران، امام با لفظ ندای بعید، بر ناآگاهی و انحطاط جایگاه مخاطبانی که «حاضرند اما غایب از حقیقت» تأکید کردند.[۵۰] همچنین در امام در خطبهای دیگر آنان را غرق در باطل داسته است.[۵۱] از سوی دیگر امام علی(ع) جایگاه رفیع این شهر در حفظ بقای نظام علوی را ستوده است.[۵۲] طبق پژوهش یعقوبی، در جنگ صفین حدود ۲۸۰۰ نفر از صحابه مقیم کوفه در رکاب امام حضور داشتند[۵۳] و طبق ادعای دینوری، مورخ سده ۳ق، آمده است، کوفیان در جنگ جمل نقش محوری در پیروزی داشتند.[۵۴]
به گفتۀ شیخ صدوق، محدث و فقیه بزرگ شیعه سده ۴ق، کلام امام علی(ع) متناقض نیست، بلکه کلام معروض و متأثر از شرایط است.[۵۵] به گفتۀ فاطمه هاشمیزاده و حمیدرضا فهیمیتبار، پژوهشگران تاریخ اسلام، تعارض ظاهری در کلام امام علی(ع) به دلیل «ذوشجون» بودن سخن و تأثیرپذیری آن از حالتهای گوناگون زمانی و مکانی است.[۵۶] به استدلال ایشان، ستایشهای امام مربوط به دورانی است که کوفیان علیرغم القائات سوء، به یاری امام شتافتند و توطئه ناکثین را در هم شکستند.[۵۷] این پژوهشگران نتیجه میگیرند که نکوهشهای تند امام پس از ماجرای حکمیت، پاسخی به روانشناسی «جهادگریزی» بود.[۵۸] به عقیده آنان، امام با تمثیل «کودکان و عروسان»، سطحینگری کوفیانی را نقد کردند که مصلحتهای آنی را بر اهداف بلندمدت ترجیح میدادند.[۵۹]
گونهشناسی رفتار سیاسی در قیام عاشورا
مهمترین نمونه تاریخی از نقش مردم در دوران ائمه(ع)، واقعه کربلا است. دعوت مردم کوفه از امام حسین(ع) و سپس رها کردن ایشان، نشاندهنده پیچیدگی رابطه مردم با امام معصوم است. این رویداد، بعدها زمینهساز قیام توابین (به عنوان پاسخی به احساس گناه جمعی) و دیگر جنبشهای شیعی شد که نشان از تأثیرپذیری مردم از وجدان تاریخی خود دارد.[۶۰]
به گفتۀ پژوهشگران تاریخ اسلام، شناخت گونههای مختلف رفتاری، کلید درک چرایی دعوت گسترده از امام حسین(ع) و سپس رها کردن ایشان در حادثه کربلا است.[۶۱] به نقل از رابرت مرتون، جامعهشناس معاصر، ناسازگاری هنجارها ریشه اصلی دوگانگی رفتار اجتماعی است که در آن میان نظر و عمل، شکاف عمیقی ایجاد میشود.[۶۲] به باور این پژوهشگران، نظام اجتماعی کوفه که بر پایه ساختار قبیلهای بنا شده بود، تأثیری تعیینکننده در مشارکت یا انفعال تودههای مردم داشت.[۶۳] بر اساس نظر ابنقتیبه دینوری، ادیب و مورخ سده ۳ق، غلبه سیاسی معاویه بر امام حسن(ع)، روند خلافت را به سلطنت موروثی تبدیل کرد که برای کوفیان بسیار ناخوشایند بود.[۶۴] به استدلال این پژوهشگران، «انقلابیون عدالتخواه» به دلیل هدفشان در پیاده کردن شیوه عادلانه علوی، حاکمیت اموی را فاقد مشروعیت میدانستند.[۶۵] از دیدگاه آنان، تسلط سیاسی-نظامی معاویه و گماشتن افرادی چون زیاد بن ابیه بر کوفه، امکان تحرک مسلحانه را از اقلیت عدالتخواه گرفته و آنان را به سمت «تقیه» سوق داده بود.[۶۶] آنان نتیجه میگیرند که «سنتیهای نیمهراه» یا منفعتطلبان، تأثیر شگرفی در مشارکت یا انفعال موج عظیمی از مردم کوفه داشتند.[۶۷] به عقیده ایشان، پایداری یاران امام حسین(ع) نظیر حبیب بن مظاهر، نشاندهنده ثبات آرمانی گروهی است که حتی در شرایط محاصره از یاری رهبر خود دست نکشیدند.[۶۸] طبق پژوهش طبری، پس از مرگ معاویه، شیعیان در خانه سلیمان بن صرد خزاعی، از سران شیعه کوفه، برای دعوت از امام حسین(ع) گرد هم آمدند.[۶۹] چنانکه بلاذری، مورخ و تبارشناس سده ۳ق، اشاره میکند، فرستادگان کوفی با ۵۳ نامه راهی مکه شدند تا آمادگی خود را برای یاری امام اعلام کنند.[۷۰] همانطور که شیخ مفید، فقیه و متکلم برجسته شیعه سده ۴ق، بیان داشته، امام حسین(ع) قیس بن مسهر صیداوی را برای بررسی میزان پایبندی سران شیعه اعزام کرد.[۷۱] مطابق یافتههای ابنسعد، تاریخنگار سده ۳ق، حدود بیست نفر از لشکریان کوفه تحت تأثیر حقانیت امام، به سپاه ایشان ملحق شدند.[۷۲]
عملکرد سیاسی در عصر اموی
حضور صحابه و تابعیین در کوفه باعث ایجاد نوعی روشنبینی در مردم شده بود تا به راحتی تن به اطاعت از حاکمان ندهند.[۷۳] با این حال، غلبه دنیاطلبی باعث ناهماهنگی در تصمیمات حیاتی میشد.[۷۴] به گفته مسکویه، مورخ سده ۴ق، هیچکدام از کوفیان گمان نمیبردند کار به شهادت امام برسد و پیوستن حر بن یزید ریاحی در روز عاشورا گواه این حیرت عمومی است.[۷۵] در نهایت، با تغییر فضای سیاسی و حاکمیت عبیدالله بن زیاد، کوفه تحت خفقان شدیدی قرار گرفت.[۷۶] به گفته ابناثیر جزری، تاریخنگار سده ۷ق، سپاهی که با امام جنگید همگی از کوفیان بودند و کسی از اهل شام در میان آنان نبود.[۷۷] به باور سید جعفر شهیدی، باید میان شیعیان راستین که جان خود را فدا کردند و عامه مردم که تابع منافع یا رهبران قبیله بودند، تفکیک قائل شد.[۷۸]
به گفتۀ رضا قهرمانی و همکاران، پژوهشگران تاریخ اسلام، کوفه بلافاصله پس از بنا شدن به کانون تلاقی نیروهای نظامی و قبایلی با رویکردهای متضاد تبدیل شد که ریشه تشنجات آن بود.[۷۹] به باور ایشان، تقسیمبندی نظامی «الأسباع» مبنای اصلی سازماندهی قیامها و همچنین سرکوبهای حکومتی بود.[۸۰] این پژوهشگران استدلال میکنند که طیف فعال سیاسی شامل شیعیان و خوارج بودند که در نهایت موجبات سقوط بنیامیه را فراهم آوردند.[۸۱] به نقل از حمدالله مستوفی، جغرافیدان و مورخ سده ۸ق، کوفه در مکانی بنا شد که «تنور طوفان نوح» در آن قرار داشت.[۸۲] بر اساس نظر گای لسترنج، خاورشناس و جغرافیدان معاصر، کربلا در هشت فرسخی شمال کوفه واقع است.[۸۳]
از دیدگاه قهرمانی و همکاران، شهادت حجر بن عدی هویت انقلابی این شهر را تثبیت کرد.[۸۴] طبق پژوهش خلیفة بن خیاط، تاریخنگار سده ۳ق، زیاد بن ابیه با سیاست خشونتبار خود صدای مخالفان را خفه کرد.[۸۵] چنانکه یعقوبی اشاره میکند، نامه کوفیان به امام حسین(ع) پس از وفات امام حسن(ع)، سندی بر کاربرد اصطلاح «شیعه» در سال ۵۰ هجری است.[۸۶] این پژوهشگران نتیجه میگیرند که قیام توابین پاسخی به یک «احساس گناه جمعی» بود.[۸۷] همانطور که ابناثیر جزری بیان داشته، قیام توابین در سال ۶۵ هجری علیه سپاه شام آغاز شد.[۸۸] به عقیده ایشان، اقدامات فرهنگی امام سجاد(ع) مانع از نابودی تشیع در کوفه شد و زمینهساز فعالیتهای امامان بعدی گردید.[۸۹] مطابق یافتههای طبری، قیام عبدالله بن معاویه در سال ۱۲۷ هجری به دلیل بیوفایی تودهها به شکست انجامید.[۹۰]
دوران عباسی و یوسف بن حجاج
با صعود عباسیان به قدرت، ابوالعباس سفاح نخستین بار در کوفه بیعت گرفت و این شهر را پایتخت خود قرار داد؛ اما به زودی منصور دوانیقی با آگاهی از نفوذ عمیق محبان اهلبیت در کوفه، بغداد را به عنوان مرکزی برای نظارت بر این شهر بنیان نهاد[۹۱]. بر اساس گزارشهای تاریخی، هارونالرشید در دورهای یوسف بن حجاج را به ولایت دمشق گماشت و او را به رعایت عدل و انصاف توصیه کرد[۹۲]. با این حال، وی در گزارشهای خود به خلیفه، بر کینهتوزی خطیبان دمشق نسبت به امیرالمؤمنین (ع) به دلیل خونهای ریخته شده در جنگهای صدر اسلام تأکید میکرد[۹۳].
در ادبیات روایی و تاریخی مربوط به قیامهای علوی، از یوسف بن حجاج به عنوان مأمور اجرای فرامین ولید برای محو آثار مادی قیام یحیی بن زید یاد شده است[۹۴]. وی مأموریت یافت تا پیکر مصلوب یحیی را پس از سالها از دار پایین آورده، بسوزاند و خاکسترش را در فرات بریزد تا اثر معنوی آن در میان شیعیان کوفه از بین برود[۹۵]. این اقدامات در حافظه جمعی شیعیان، نام وی را با کینه و ستمگری پیوند زده است[۹۶].
افق مهدویت: کوفه در مقام آرمانشهر
وفه در قرن دوم و سوم هجری به «دانشگاه بزرگ اسلامی» تبدیل شد و بیشترین میراث حدیثی و فکری امامیه در این شهر تولید گردید[۹۷]. با تشدید محدودیتها بر ائمه، «سازمان وکالت» پدید آمد که کوفه یکی از ستونهای اصلی مالی و ارتباطی آن بود[۹۸]. در عصر غیبت صغری، کوفه همچنان پایگاه مهمی برای نواب بود، اما به تدریج مرکزیت علمی به دلیل فشارهای سیاسی به بغداد و قم منتقل شد[۹۹]. برخلاف گذشته پرفراز و نشیب، آینده کوفه در متون روایی شیعه بسیار درخشان است. این شهر به عنوان پایتخت حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) معرفی شده و مسجد کوفه مرکز قضاوت و کانون آموزش مفاهیم اصیل وحیانی خواهد بود.[۱۰۰]
پانویس
- ↑ آذرنوش، «نگاهی گذرا به تاریخ نگاری در فرهنگ تشیع»، پژوهشنامه متین، ۱۳۷۹ش، ص۹۳.
- ↑ آذرنوش، «نگاهی گذرا به تاریخ نگاری در فرهنگ تشیع»، ص۹۵.
- ↑ خسروپناه، «جایگاه مردم در کلام سیاسی سنتی شیعه»، ص۵۵.
- ↑ حقیقت، «[مشروعیت و جمهوریت در اندیشه سیاسی شیعه https://www.s-haghighat.ir/articles/view/47/1]»، پایگاه اطلاعرسانی صادق حقیقت.
- ↑ خسروپناه، «جایگاه مردم در کلام سیاسی سنتی شیعه»، ص۵۸.
- ↑ سیاب و پوراحمدی، «ایرانیان و نقش کوفه در تشیّع آنان»، ص۷-۴۶
- ↑ سیاب و پوراحمدی، «ایرانیان و نقش کوفه در تشیّع آنان»، ص۷-۴۶
- ↑ سیاب و پوراحمدی، همان، ص۷-۴۶
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، ص۱-۱۵
- ↑ پایگاه پرسمان، «مدح و ذم مردم کوفه»، ۱۳۹۷ش
- ↑ جمعی از نویسندگان، «قم در نگاه روایات»، ص۲۱۱-۲۲۱
- ↑ پایگاه پرسمان، «مدح و ذم مردم کوفه»، ۱۳۹۷ش
- ↑ انصاری، «دل ها با تو شمشیرها بر تو»، ص۱-۵
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۱ش، ج۲، ص۴۳.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیتا، ج۳، ص۴۶۲
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۲۹.
- ↑ شهیدی، «مردم کوفه از زبان امیرالمؤمنان علی(ع)»، ص۱۳۱.
- ↑ ابنسعد، ترجمة الامام الحسین (ع)، بیتا، ص۱۷۴.
- ↑ شهیدی، همان، ص۱۲۸.
- ↑ شهیدی، «مردم کوفه از زبان امیرالمؤمنان علی(ع)»، ص۱۲۷.
- ↑ شهیدی، همان، ص۱۲۸.
- ↑ بلاذری، فتوح البلدان، ۱۳۶۴ش، ص۳۶.
- ↑ پاشا، نهضت کوفه از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، ۱۳۷۸ش، ص۷۴-۷۷.
- ↑ ابناعثم کوفی، الفتوح، ۱۳۹۳ق، ج۵، ص۷۷.
- ↑ زیدان، تاریخ التمدن الاسلامی، ۱۹۰۵م، ص۶۵.
- ↑ شریف القرشی، حیاة الامام الحسین (ع)، ۱۳۹۷ق، ج۲، ص۴۳۲-۴۴۴.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، ص۱۱۹.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ۱۳۷۴ش، ص۷۱۰.
- ↑ رجبی، کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ۱۳۷۸ش، ص۴۷۰.
- ↑ رجبی، کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی، ۱۳۷۸ش، ص۵۰۳-۵۰۶.
- ↑ رجبی، همان، ص۴۶۴-۴۷۷.
- ↑ شهیدی، «مردم کوفه از زبان امیرالمؤمنان علی(ع)»، ص۱۳۲.
- ↑ شهیدی، همان، ص۱۳۲.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، «تاثیر اندیشههای رایج بر رفتار سیاسی مردم کوفه»، ص۱۵۳.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، همان، ص۱۵۴.
- ↑ ابنمزاحم، وقعة الصفین، ۱۹۹۰م، ص۵۱۸.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، «تاثیر اندیشههای رایج بر رفتار سیاسی مردم کوفه»، ص۱۵۴.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، همان، ص۱۶۲.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ج ۵، ص۲۲۰.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، «تاثیر اندیشههای رایج بر رفتار سیاسی مردم کوفه»، ص۱۶۱.
- ↑ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۹۹۰م، ص۱۳۷.
- ↑ ابنشاذان، الایضاح، ۱۹۸۲م، ص۲۰.
- ↑ ولوی و قربانپوردشتکی، «تاثیر اندیشههای رایج بر رفتار سیاسی مردم کوفه»، ص۱۶۰.
- ↑ علی بن ابیطالب، نهجالبلاغه، ۱۳۸۴ش، ص۲۴۹.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۳۷۹ق، ص۱۹۳.
- ↑ نادم، «مردمشناسی کوفه از نگاه امام علی (ع)»، ص۷۹-۹۵
- ↑ کریمی و طاووسیمسرور، «انگیزههای سیاسی در جعل روایات مدح و ذم بلاد»، ص۱-۲۰
- ↑ حسینی اجداد و همکاران، «تحلیل بافت متنی و بافت موقعیتی خطبه نکوهش مردم کوفه»، ص۱۷۰.
- ↑ حسینی اجداد و همکاران، همان، ص۱۷۱.
- ↑ حسینی اجداد و همکاران، همان، ص۱۷۳.
- ↑ حسینی اجداد و همکاران، همان، ص۱۷۴.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، همان، ص۱۲۲.
- ↑ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ۱۳۷۱ش، ص۱۷۵.
- ↑ دینوری، اخبار الطوال، ۱۳۷۱ش، ص۱۸۲.
- ↑ ابنبابویه، الامالی، ۱۴۰۷ق، ص۷۲۰.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، ص۱۲۰.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، ص۱۳۱.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، ص۱۳۴.
- ↑ هاشمیزاده و فهیمیتبار، همان، ص۱۲۶.
- ↑ پیشوایی، سیره پیشوایان، ۱۳۹۴ش، ص۱۸۵.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، «نوعشناسی رفتار سیاسی مردم کوفه در قیام حسین بن علی»، ص۳۷.
- ↑ گروثرز، جامعهشناسی مرتون، ۱۳۷۸ش، ص۱۰۵.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، «نوعشناسی رفتار سیاسی مردم کوفه در قیام حسین بن علی»، ص۳۷.
- ↑ ابنقتیبه دینوری، الامامة و السیاسة، ج ۱، ص۲۰۳.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، همان، ص۴۱.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، همان، ص۴۲.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، همان، ص۴۰.
- ↑ قربانپوردشتکی و ولوی، همان، ص۴۵.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، ج ۵، ص۳۵۲.
- ↑ بلاذری، انساب الاشراف، ج ۳، ص۳۶۹.
- ↑ مفید، الارشاد، ص۳۲۰.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج ۵، ص۹۸.
- ↑ ثقفی، الغارات، ۱۳۵۵ش، ج۲، ص۵۰۳.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۱۱۳.
- ↑ مسکویه، تجارب الامم، بیتا، ج۲، ص۷۰.
- ↑ طبری، تاریخ الطبری، بیتا، ج۴، ص۲۶۷.
- ↑ ابنالاثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۲۸.
- ↑ شهیدی، پژوهشی پیرامون قیام امام حسین (ع)، بیتا، ص۵۶.
- ↑ قهرمانی و همکاران، «بررسی عملکردهای سیاسی مردم کوفه از سال ۴۱ تا ۱۳۲ق»، ص۱۴۴.
- ↑ قهرمانی و همکاران، همان، ص۱۴۴.
- ↑ قهرمانی و همکاران، همان، ص۱۴۴.
- ↑ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۶ش، ص۱۳۴.
- ↑ لسترنج، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی، ۱۳۶۸ش، ص۸۳.
- ↑ قهرمانی و همکاران، «بررسی عملکردهای سیاسی مردم کوفه از سال ۴۱ تا ۱۳۲ق»، ص۱۵۵.
- ↑ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة بن خیاط، ۱۹۹۵م، ص۲۵۶.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ۱۳۶۶ش، ص۲۲۳.
- ↑ قهرمانی و همکاران، «بررسی عملکردهای سیاسی مردم کوفه از سال ۴۱ تا ۱۳۲ق»، ص۱۶۰.
- ↑ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۹۹۴م، ص۲۵۲.
- ↑ قهرمانی و همکاران، «بررسی عملکردهای سیاسی مردم کوفه از سال ۴۱ تا ۱۳۲ق»، ص۱۶۲.
- ↑ طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ۱۹۶۰م، ص۱۶۱.
- ↑ شفیعی، «گام های شکل گیری نخستین مکتب حدیثی شیعه»، ص۱۱۳-۱۴۵
- ↑ عزیزی، «کرامات امیرالمؤمنین (ع)»، ص۲۵۳
- ↑ عزیزی، همان، ص۲۵۳
- ↑ امینیخواه، «شهدای بزرگ ما»، ۱۳۹۱ش
- ↑ امینیخواه، همان
- ↑ عطری، «بافنده ی آداب»، ص۴۸
- ↑ صفریفروشانی، «جریان های فکری و علمی کوفه»، ۱۴۰۱ش
- ↑ جباری، «امام کاظم علیه السلام و سازمان وکالت»، ص۷-۴۵
- ↑ نجفیانرضوی، «تاریخ نگاری شیعیان امامی مذهب»، ص۸۶
- ↑ لطفی و همکاران، «جریان های حدیثی کوفه در عصر امام صادق(ع)»، ص۳۱.
منابع
- قرآن کریم.
- نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح.
- آذرنوش، آذرتاش، «نگاهی گذرا به تاریخ نگاری در فرهنگ تشیع»، *پژوهشنامه متین*، ش ۸ (۱۳۷۹ش)، ص۸۹-۱۱۰.
- ابناعثم کوفی، احمد، *الفتوح*، هند: بینا، ۱۳۹۳ق.
- ابنالاثیر، علی بن محمد، *الکامل فی التاریخ*، بیروت: دار صادر، ۱۳۸۵ق.
- ابنبابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، *الامالی*، قم: مؤسسة البعثة، ۱۴۰۷ق.
- ابنسعد، محمد، *ترجمة الامام الحسین (ع)* (به نقل از تراثنا)، تحقیق عبدالعزیز طباطبایی، بیجا: بینا، بیتا.
- ابنشاذان، محمد بن احمد، *الایضاح*، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۸۲م.
- ابنقتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، *الامامة و السیاسة*، بیجا: بینا، بیتا.
- ابنخلدون، عبدالرحمن، *العبر*، بیجا: بینا، بیتا.
- ابنمیثم بحرانی، میثم بن علی، *شرح نهجالبلاغه*، تهران: بینا، ۱۳۸۸ش.
- ابنمزاحم، نصر، *وقعة الصفین*، قاهره: بینا، ۱۹۹۰م.
- پاشا، ابراهیم، *نهضت کوفه از دیدگاه روانشناسی اجتماعی*، تهران: آتیه، ۱۳۷۸ش.
- بحرانی، میثم بن علی، *شرح نهج البلاغه*، ترجمه قربانعلی محمدی مقدم و علیاصغر نواییزاده، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵ش.
- بهروزلک، غلامرضا، «حکومت در اندیشه سیاسی شیعه»، *فصلنامه علمی-پژوهشی*، ش ۲۸ (۱۳۸۴ش)، ص۳۵-۶۰.
- بلاذری، احمد بن یحیی، *فتوح البلدان*، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران: سروش، ۱۳۶۴ش.
- بلاذری، احمد بن یحیی، *انساب الاشراف*، تحقیق سهل زکار و ریاض زرکلی، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۷ق.
- پیشوایی، مهدی، *سیره پیشوایان*، قم: موسسه امام صادق (ع)، ۱۳۹۴ش.
- ثقفی، ابراهیم بن محمد، *الغارات*، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۵ش.
- جرداق، جورج، *روائع نهج البلاغه*، بیروت: بینا، بیتا.
- حسینی اجداد، سیدمهدی، و همکاران، «تحلیل بافت متنی و بافت موقعیتی خطبه نکوهش مردم کوفه»، *دوفصلنامه علمی مطالعات ادب متون اسلامی*، ش ۱ (۱۳۹۵ش)، ص۱۶۵-۱۸۶.
- حقیقت، سید صادق، «[مشروعیت و جمهوریت در اندیشه سیاسی شیعه https://www.s-haghighat.ir/articles/view/47/1]»، پایگاه اطلاعرسانی صادق حقیقت، ۱۵ آبان ۱۳۹۰.
- حلی، حسن بن یوسف، *الجوهر النضید*، قم: انتشارات بیدار، ۱۳۸۱ش.
- خسروپناه، عبدالحسین، «جایگاه مردم در کلام سیاسی سنتی شیعه»، *فصلنامه کلام اسلامی*، ش ۶۲ (۱۳۸۶ش)، ص۴۰-۶۵.
- خلیفة بن خیاط، *تاریخ خلیفة بن خیاط*، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۵م.
- دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، *اخبار الطوال*، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران: نی، ۱۳۷۱ش.
- رجبی (دوانی)، محمدحسین، *کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی*، تهران: دانشگاه امام حسین (ع)، ۱۳۷۸ش.
- زیدان، جرجی، *تاریخ التمدن الاسلامی*، قاهره: بینا، ۱۹۰۵م.
- شهیدی، سید جعفر، «مردم کوفه از زبان امیرالمؤمنان علی(ع)»، *فصلنامه پژوهشی نهج البلاغه*، ش ۲۴-۲۵ (۱۳۸۷ش)، ص۱۲۷-۱۳۴.
- شهیدی، سید جعفر، *پژوهشی پیرامون قیام امام حسین (ع)*، تهران: نشر فرهنگ اسلامی، بیتا.
- شریف القرشی، باقر، *حیاة الامام الحسین بن علی (ع)*، قم: دارالکتب العلمیة، ۱۳۹۷ق.
- شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، *الملل و النحل*، بیروت: دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۰م.
- طبری، محمد بن جریر، *تاریخ الطبری* (تاریخ الامم و الملوک)، بیروت: دار التراث، بیتا.
- فراهیدی، خلیل بن احمد، *کتاب العین*، قم: بینا، ۱۴۰۵ق.
- قربانپوردشتکی، سیمین، و علیمحمد ولوی، «نوعشناسی رفتار سیاسی مردم کوفه در قیام حسین بن علی (ع)»، *مجله تاریخ اسلام و ایران*، ش ۲۸ (۱۳۹۵ش)، ص۳۵-۵۰.
- قطب، سید، *التصویر الفنی فی القرآن*، قاهره: بینا، ۲۰۰۶م.
- قهرمانی، رضا، و همکاران، «بررسی عملکردهای سیاسی مردم کوفه از سال ۴۱ تا ۱۳۲ق»، *فصلنامه علمی پژوهشنامه تاریخ*، ش ۶۲ (۱۴۰۰ش)، ص۱۴۴-۱۷۳.
- کالر، جاناتان، *نظریه ادبی*، ترجمه فرزانه طاهری، تهران: مرکز، ۱۳۸۵ش.
- گروثرز، ماتیو، *جامعهشناسی مرتون*، ترجمه عبدالحسین نیکگهر، تهران: نشر نی، ۱۳۷۸ش.
- لسترنج، گای، *جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی*، ترجمه محمود عرفان، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۸ش.
- مسعودی، علی بن حسین، *مروج الذهب و معادن الجوهر*، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران: انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۷۴ش.
- مسکویه، احمد بن محمد، *تجارب الامم*، تحقیق دکتر امامی، تهران: سروش، بیتا.
- مصباح یزدی، محمدتقی، «[نقش مردم در حکومت اسلامی http://mesbahyazdi.org/farsi/?page=content&id=1234]»، پایگاه اطلاعرسانی آثار علامه مصباح یزدی، ۵ شهریور ۱۳۸۸.
- مفید، محمد بن محمد بن نعمان، *الارشاد*، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیتا.
- مهروی، محمدحسین، «جایگاه مردم در تشکیل حکومت پیشوایان معصوم»، *فصلنامه نامه مفید*، ش ۳۲ (۱۳۸۸ش)، ص۶۰-۸۰.
- مستوفی، حمدالله، *تاریخ گزیده*، تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۶ش.
- هاشمیزاده، فاطمه، و حمیدرضا فهیمیتبار، «بررسی علل تفاوت گفتار امیرالمؤمنین (ع) درباره مردم کوفه»، *فصلنامه پژوهشنامه نهج البلاغه*، ش ۱۲ (۱۳۹۵ش)، ص۱۱۹-۱۳۶.
- ولوی، علیمحمد، و سیمین قربانپوردشتکی، «تاثیر اندیشههای رایج بر رفتار سیاسی مردم کوفه از سال ۳۵ تا ۶۱ هجری»، *پژوهشنامه تاریخ اسلام*، ش ۸ (۱۳۹۴ش)، ص۱۵۳-۱۶۶.
- یعقوبی، احمد بن ابییعقوب، *تاریخ یعقوبی*، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱ش.