کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین۲
مقالات ویکیشیعه با رویکرد «ارتباط با مکتب اهلبیت» نوشته میشوند. برای آگاهی از دیگر ابعاد موضوع، منابع دیگر را جویا شوید. |
| دیباچهٔ شاهنامه | |
|---|---|
قسمتی از دیباچهٔ شاهنامه از دستنویس لندن (۸۹۱ق) بدون ابیات مدح خلفای راشدین | |
| اطلاعات شعر | |
| نام شعر | دیباچهٔ شاهنامه |
| شاعر | فردوسی |
| قالب | مثنوی |
| سبک | خراسانی |
| موضوع | ستایش خداوند • ستایش خرد • مدح پیامبر(ص) • ستایش امام علی(ع) • دفاع از حقانیت شیعه • رد دیگر مذاهب اسلامی |
| زبان | فارسی |
| زمان سرایش | نیمهٔ دوم قرن چهارم قمری |
| مکان | طوس |
| تعداد ابیات | ۲۰۹ |
| منبع | شاهنامه |
| اشعار مشهور | |
| قصیده لامیه ابوطالب • تائیه دعبل • دوازدهبند محتشم • همای رحمت • قطعهای از بهشت • ای اهل حرم • با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد • مکن ای صبح طلوع • ها علی بشر کیف بشر | |
دیباچه شاهنامه مقدمهٔ منظوم فردوسی، شاعر شیعه، بر شاهنامه، حماسهٔ ملی ایرانیان، که مشتمل بر مدح امام علی(ع)، دفاع از حقانیت شیعه و رد دیگر مذاهب اسلامی دانسته شده است.
جهانبینی عرضهشده در دیباچهٔ شاهنامه شیعی دانسته شده و گفته شده که این جهانبینی با عقاید اهلسنت سازگار نیست. در دیباچه، دانش دین عامل رستگاری بشر و گفتار پیامبر(ص) راه رسیدن به آن و براساس حدیث شهر علم، امام علی(ع) راه رسیدن به حقایق کلام پیامبر(ص) برشمرده است.
در دیباچه شاهنامه، با تکیه بر حدیث سفینه و حدیث افتراق، دنیا به دریا تشبیه شده که در آن هفتاد کشتی هست، ولی فقط کشتی اهلبیت(ع) باعث نجات میشود. همچنین، در دیباچه، فردوسی مذهب شیعه را مذهب همیشگی خود خوانده، که با آن بهدنیا آمده و تا مرگ بر آن خواهد بود.
چهار بیت مناقشهبرانگیز دیباچهٔ شاهنامه ابیات مدح خلفای راشدین برشمرده شدهاند که دیباچه را دارای محتوای سنی یا زیدی کردهاند. در پژوهشهای جدید، با ارائهٔ دلایلی لغوی و سبکی و نشاندادن ایجاد اختلال این ابیات در مطالب پیش و پس خود این ابیات غیراصیل و الحاقی دانسته شدهاند.
جایگاه و ویژگیها
دیباچهٔ شاهنامه مقدمهٔ منظوم، فردوسی (درگذشت: ۴۱۱ق) شاعر شیعه، بر حماسهٔ ملی ایرانیان است که نماد هویت آنان و یکی از برجستهترین منظومههای حماسی جهان دانسته شده است.[۱] این دیباچه خلاصهٔ جهانبینی فردوسی و سرراستترین متن برای پیبردن به شخصیت و اعتقادات دینی و مذهبی او برشمرده شده است.[۲] گفته شده که این موضوع، در کنار جایگاه شاهنامه در میان ایرانیان، موجب شده که ابیات مذهبی بیش و پیش از دیگر قسمتهای آن، دستخوش تحریف اعتقادی قرار گیرد.[۳]
دیباچهٔ شاهنامه نمود تشیع فردوسی، ستایش بیپروای او از این مذهب و رد مذاهب دیگر برشمرده شده[۴] و ابیاتی که نشانگر تسنن یا تشیع غیرامامی او دانسته شده (در صدر آنها چهار بیت مدح خلفای راشدین)، با ارائهٔ دلایل مختلف و با تکیه بر نسخهٔ مصحح خالقی مطلق، الحاقی دانسته شده است.[۵] علی ابوالحسنی (درگذشت: ۱۳۹۰ش)، شاهنامهپژوه شیعه، دیباچهٔ شاهنامه را نمونهای برجسته از کلام و حکمت شیعی برشمرده که در آن فردوسی همانند عالمان شیعه هم عصرش، ازجمله شیخ صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی، از اصول مذهب شیعه دفاع کرده است.[۶]
براساس نسخهٔ تصحیحشده جلال خالقی مطلق (درگذشت: ۱۴۰۴ش)، که بر اساس قواعد مدرن تصحیح متون فراهم آمده، محورهای اصلی محتوایی دیباچه چنین صورتبندی شده است:[۷] ستایش خداوند، ستایش خرد، شرح مراتب آفرینش، مدح پیامبر(ص)، ستایش امام علی(ع)، دفاع از حقانیت شیعه و رد دیگر مذاهب اسلامی، دلایل پرداختن به نظم شاهنامه، شرح چگونگی آغاز نظم شاهنامه و ستایش محمود غزنوی.[۸] دیباچهٔ شاهنامه غیر از مقدمههای نثری دانسته شده که در ابتدای برخی دستنویسهای آن آمده است.[۹]
دیباچهٔ شاهنامه از جمله قسمتهای شاهنامه دانسته شده که بازتاب هنری داشته است؛ آنچنان که تمثیل «کشتی تشیع» در دیباچه، که برگرفته از حدیث سفینه و حدیث افتراق دانسته شده، بعداً، بهخصوص از عصر صفوی به بعد، بارها بهتصویر کشیده شده است.[۱۰]
محتوای اسلامی دیباچه
محتوای دیباچهٔ شاهنامهٔ فردوسی برگرفته از جهانبینی اسلامی شاعر آن دانسته شده است.[۱۱] آغازکردن بهنام خدا، نگرش توحیدی، استفاده از مفاهیم برخی آیات قرآن (برای نمونه آیه ۱۰۳ سوره انعام)، استفاده از مفاد روایات پیامبر(ص) و اهلبیت(ع)، توجهدادن به نقش دین در رستگاری انسان، ستایش پیامبر(ص) و معرفی سخنان او بهعنوان منبع دینی و ستایش اولیاء دین از جمله این برداشتها دانسته شده است.[۱۲]
گفته شده که اسلامیبودن محتوای دیباچه موجب شده تا از آن برای اثبات مسلمانی فردوسی استفاده شده است.[۱۳] بهنوشتهٔ سجاد آیْدِنلو، شاهنامهپژوه ایرانی، این موضوع زمانی معنا مییابد که دانسته شود که دو گروه تلاش کردند که فردوسی غیرمسلمان و زرتشتی معرفی کنند:[۱۴] گروه اول، دشمنان فردوسی از مسلمانان که، بهدلیل پرداختن او به داستانهای ایران پیش از اسلام، او را آتشپرست و زرتشتی خواندهاند؛[۱۵] گروه دوم، دوستداران فردوسی، بهخصوص از دورهٔ پهلوی اول به بعد، که تلاش کردند فردوسی و شاهنامهٔ او را غیر مرتبط با اسلام، بهعنوان دین غیرایرانی، معرفی کنند.[۱۶]

آیدنلو برای نمونهای از تلاشهای گروه دوم به چاپی از شاهنامه ارجاع داده که برخی از اصیلترین ابیات اسلامی دیباچه را، بهدلیل عدم تطابق آنها با اندیشههای ایرانی در اوستا و منابع پهلوی، الحاقی برشمرده است.[۱۷] بهنوشتهٔ آیدنلو، در این چاپ برای نمونه[۱۸] بیت «خداوندِ نام و خداوندِ جای/ خداوند روزیده رَهْنُمای»، بهدلیل اشاره به مفهوم اسلامی و قرآنی رزاقیت خداوند، الحاقی دانسته شده است.[۱۹]
این در حالی است که این بیت از بیتهای اصیل دیباچه در تصحیح خالقی مطلق است.[۲۰] نیز عباس زریاب خویی (درگذشت: ۱۳۷۳ش)، شاهنامهپژوه ایرانی، با تکیه بر برخی منابع[۲۱] گفته که در متن ترجمهشده به عربی از خداینامه، که از منابع شاهنامه بهشمار رفته، دیباچهٔ مبتنی بر جهانبینی زرتشتی ترجمه نشده است؛ زیرا مطالب آن مخالف با عقاید مسلمانان بوده است.[۲۲] بر این اساس، در شاهنامه هم، که سرایندهاش کاملاً به منابع خود وفادار بوده، این معارف در دیباچه نیامده و با معارف مبتنی بر جهانبینی اسلامی جایگزین شده است.[۲۳]
محتوای شیعی دیباچه
جهانبینی عرضهشده در دیباچهٔ شاهنامه شیعی دانسته شده و گفته شده که این جهانبینی با عقاید اهلسنت، اهل حدیث، اشاعره و معتزله سازگار نیست.[۲۴] نمودهای این جهانبینی چنین برشمرده شده است:
- مفاهیم توحیدی دیباچهٔ شاهنامه شبیه به مفاهیم توحیدی در سخنان ائمهٔ شیعه(ع)، بهخصوص امام علی(ع)، در آثاری چون نهج البلاغه و توحید صدوق است.[۲۵]
- نگاه به عقل در دیباچهٔ شاهنامه نگاهی مخالف با عقاید اشاعره و مطابق با عقاید عدلیه و نزدیک به مفاد روایات ائمه شیعه(ع) دربارهٔ جایگاه عقل است.[۲۶]
- در دیباچه، دانش دین عامل رستگاری بشر و گفتار پیامبر(ص) راه رسیدن به آن برشمرده شده است؛ سپس، با تکیه بر حدیث مدینة علم، امام علی(ع) راه رسیدن به حقایق کلام پیامبر(ص) برشمرده است.[۲۷]
- در دیباچه، با تکیه بر حدیث سفینه و حدیث افتراق، دنیا به دریایی خروشان تشبیه شده که در آن هفتاد کشتی هست، ولی فقط یکی از آنهاست که بهخاطر وجود پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و اهلبیت(ع) باعث نجات میشود.[۲۸] گفته شده که این تمثیل، با عنوان کشتی تشیع، از قدیم نشانهٔ تشیع شاعر بوده است.[۲۹]
- در دیباچه، فردوسی مذهب شیعه را مذهب همیشگی خود میخواند، که با آن بهدنیا آمده و با آن خواهد مُرد، و خود را «خاک پی حیدر» (خاک پای امام علی) میخواند.[۳۰] بهنوشتهٔ آیدنلو، این بیت نهتنها دلیل روشنی برای اثبات علایق مذهبی فردوسی، بلکه یکی از زیباترین مدحهای امام علی(ع) در شعر فارسی است.[۳۱] بهنوشتهٔ او، ارادت فردوسی به امام علی(ع) در این بیت و عدم توجهش به خلفای سهگانه بعداً مورد انتقاد نظامی گنجوی (درگذشت: ۶۰۶ق)،[۳۲] شاعر برجسته سنیمذهب، قرار گرفته است.[۳۳]

از ابیات مدح امام علی(ع) در دیباچهٔ شاهنامه
تشیع زیدی، اسماعیلی یا امامی؟
محتوای شیعی دیباچه از سوی برخی زیدی یا اسماعیلی تفسیر شده است: برای نمونه، سید محمد محیط طباطبایی (درگذشت: ۱۳۷۱ش)، ادیب و شاهنامهپژوه ایرانی، با اصیلدانستن ابیات مدح خلفا و قراردادنشان در کنار معارف شیعی آن، نتیجه گرفته که در دیباچه جهانبینی زیدی جریان دارد.[۳۴] این نظر، با ارائه برخی نقدهای کلامی[۳۵] و با انتشار شاهنامهٔ خالقی مطلق و روشنشدن الحاقیبودن این ابیات[۳۶] مورد نقد قرار گرفته است.
از سوی دیگر، برای نمونه، زریاب خویی، با تحلیل عقیدتی مضامین مربوط به خداشناسی، آفرینش و مراتب معرفت در دیباچه و مقایسهٔ آن با متون اسماعیلیه، محتوای دیباچه را به اندیشههای آنان نزدیک دانسته و مذهب فردوسی را اسماعیلی احتمال داده است.[۳۷] در نقد نظر زریاب، گفته شده که او برای اثبات نظر خود شماری از ابيات اصیل ديباچه را الحاقی خوانده و ترتيب ابيات را هم بهشيوهای اجتهادی و مخالف نسخهٔ تصحیحشده تغییر داده است.[۳۸]
بهنظر خالقی مطلق، با اثبات عدم اصالت ابیات مدح خلفا و با در نظر گرفتن قرائن خارج از متن، نظر کسانی چون احمد مهدوی دامغانی (درگذشت: ۱۴۰۱ش)، ادیب شیعه، که فردوسی را از امامیه دانسته، رجحان مییابد.[۳۹] مهدوی دامغانی برای نظر خود دلایلی ارائه کرده از جمله اینکه در دیباچه از لقب وصی برای امام علی(ع) استفاده شده و این لقب خاص امامیه است که سایر مذاهب شیعه در آن شریک نیستند.[۴۰]
محتوای سنی دیباچه: مدح خلفای راشدین
بهنوشتهٔ خالقی مطلق، تکیهگاه اصلی کسانی که دیباچه را دارای محتوای سنی یا زیدی دانستهاند چهار بیت مدح خلفای راشدین است.[۴۱] بهنوشتهٔ او این ابیات در بسیاری از دستنویسهای شاهنامه، حتی در قدیمیترین آنها (دستنویس فلورانس، مورخ ۶۱۴ق)، آمده است:

به نوشتهٔ خالقی مطلق، دربارهٔ این چهار بیت سخنهای فراوانی گفته شده، اما این سخنها عموماً از منظر مذهب فردوسی بوده نه متن شاهنامه.[۴۳] بهنوشتهٔ او، کسانی که فردوسی را سنی یا زیدی برشمردهاند این ابیات را بهعنوان دلیل ارائه کردهاند[۴۴] و کسانی که شاعر را امامی یا اسماعیلی دانستهاند[۴۵] این ابیات را افزودهٔ دیگران یا شاعر برای خوشآیند محمود غزنوی برشمردهاند.[۴۶]
دلایل عدم اصالت ابیات مدح خلفا
خالقی مطلق با ارائهٔ دلایلی لغوی و سبکی و نشاندادن ایجاد اختلال آنها در مطالب پس و پیش خود آنها را غیراصیل دانسته است.[۴۷] او الحاق این ابیات را نخستین دستبرد بزرگی دانسته که خیلی زود در متن شاهنامه زده شده است.[۴۸] خالقی مطلق برای نظر خود دلایلی ارائه کرده است؛ ازجمله:
- کاربرد واژهٔ عربی «بعد» در بیت نخستین جز در دیباچه در هیچجای شاهنامه بهکار نرفته و برابرهای فارسی آن، مانند «پس» و «سپس»، بیش از هزاربار آمده است؛ در حالی که این واژه نه یک اصطلاح علمی و مذهبی و نه یک واژهٔ نادر است، بلکه حرف اضافهای پرکاربرد است.[۴۹]
- الحاق ابیات چهارگانه موجب ایجاد اخلال و تناقض در متن دیباچه شده است: شاعر ابتدا خلفای راشدین را ستوده و در ادامه در ابیات اصیل کشتی تشیع فقط سوارشوندگان به کشتی اهلبیت(ع) را اهل نجات دانسته و سرنوشت کشتی باقی مذاهب را غرقشدن برشمرده است.[۵۰]
- از میان پانزده دستنویس اساس تصحیح سه دستنویس این چهار بیت را ندارند.[۵۱] از آنجا که کاتبان در ایرانِ با اکثریت سنی در صورت نبودن این ابیات آن را به دیباچه میافزودهاند، نبود آنها در سه دستنویس دارای اهمیت فراوان است؛ افزون بر اینکه دو تای این دستنویسها (لندن ۸۹۱ق و استانبول ۹۰۳ق) جزو گروه کوچکی از دستنویسهای هستند که بسیاری از روایات الحاقی را ندارند.[۵۲]
بیانی دربارهٔ حدیث شهر علم در دیباچهٔ شاهنامه از عبدالله جوادی آملی، عالم شیعه.[۵۳]
متن دیباچه عرصهٔ ستیز مذهبی پس از فردوسی
از نظر خالقی مطلق، چون شاعر شیعیمذهب شاهنامه در عصر غلبهٔ تسنن در ایران در بیان عقیدهٔ خود بیپروا بوده، خوانندگان سنی، که عقیدهٔ شاعر را توهینی به مذهب خود میدانستهاند، بیتهایی در ستایش خلفای سهگانه به دیباچه افزودهاند.[۵۴] بهنوشته او، از آن پس، متن دیباچه میدان ستیز کاتبان سنی و شیعی شده و بیتهای سخیف فراوانی به آن راه یافته است.[۵۵]
بهنوشتهٔ آیدنلو، با اینکه تشیع فردوسی از ابیات اصیل شاهنامه بر میآید، با گسترش تشیع در ایران، تلاش کاتبان شیعه برای تحریف ابیات الحاقی مدح خلفا در دیباچه افزایش یافت.[۵۶] بهنوشته او، آنان همچنین تلاش کردند تا با افزودن ابیاتی متعصبانهتر رنگوبوی شیعی دیباچه را افزایش دهند.[۵۷] درمقابل، کاتبان سنیمذهب کوشیدند، تا علاوه بر چهار بیت، ابیاتی در تأیید صحابه و رد رافضه در متن دیباچه بگنجانند.[۵۸]
ابیات مذهبی دیباچه
پانویس
- ↑ خالقی مطلق، «شاهنامهٔ فردوسی»، ص۱۵۷؛ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۲.
- ↑ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۲؛ اردستانی رستمی، روزگار نخست، ۱۳۹۹ش، ص۱۹؛ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۳۷-۳۳۸.
- ↑ زریاب خویی، عباس، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۱۷-۱۸؛ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۳-۴۲۴.
- ↑ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۳-۴۲۴.
- ↑ خالقی مطلق، جلال، گلرنجهای کهن، ۱۳۸۸ش، ص۱۳۷؛ دوستخواه، «رهنمودی دیگر به افزودگی چهار بیت در دیباچه شاهنامه»، ص۹۲-۹۳؛ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۴۶۵-۵۱۸؛ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۱-۶۲.
- ↑ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۳۸.
- ↑ خالقی مطلق، «شاهنامهٔ فردوسی»، ص۱۶۵؛ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۲-۱۵.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۳-۱۸.
- ↑ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.
- ↑ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۳.
- ↑ محیط طباطبایی، فردوسی و شاهنامه، ۱۳۶۹ش، ص۵۴؛ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۵-۳۴۹.
- ↑ رزمجو، قلمرو ادبیات حماسی ایران، ۱۳۸۱ش، ص۳۱-۳۲؛ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۲۲۷-۲۲۹.
- ↑ آیدنلو، سجاد، «اثبات یکی از بدیهیات شاهنامهشناسی»، ص۷-۸.
- ↑ آیدنلو، سجاد، «اثبات یکی از بدیهیات شاهنامهشناسی»، ص۷-۸.
- ↑ برای نمونه اشعار یک شاعر هندی پارسیگوی دشمن فردوسی نگاه کنید: ریاحی، سرچشمههای فردوسیشناسی، ۱۳۷۲ش، ص۴۶۴-۴۶۶.
- ↑ برای نمونه: همایونفرخ، شاهنامه و فردوسی، ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۱۰۶۰-۱۰۶۲.
- ↑ آیدنلو، «تصحيح نوآیین شاهنامه: بررسی ویرایشِ فريدون جنیدی»، ص۱۲.
- ↑ جنیدی، پیشگفتار بر ویرایش شاهنامهٔ فردوسی، ۱۳۸۷ش، ص۳۲-۳۴.
- ↑ آیدنلو، «تصحيح نوآیین شاهنامه: بررسی ویرایشِ فريدون جنیدی»، ص۱۲.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۳.
- ↑ حمزهٔ اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، ص۵۰.
- ↑ زریاب خویی، عباس، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۱۷.
- ↑ زریاب خویی، عباس، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۱۷.
- ↑ زریاب خویی، عباس، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۱۶؛ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۳۸.
- ↑ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۴۶-۳۴۹.
- ↑ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۵۰-۳۵۱.
- ↑ ابوالحسنی (منذر)، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، ۱۳۷۸ش، ص۳۵۴-۳۵۵.
- ↑ مالی، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، ۱۳۹۵ش، ص۱۳.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: نظامی عروضی سمرقندی، چهارمقاله، ۱۳۸۰ش، ص۷۸-۷۹.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۱.
- ↑ آیدنلو، سجاد، «اثبات یکی از بدیهیات شاهنامهشناسی»، ص۷.
- ↑ نظامی گنجوی، کلیات حکیم نظامی گنجوی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۵۹۷.
- ↑ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۳.
- ↑ محیط طباطبایی، فردوسی و شاهنامه، ۱۳۶۹ش، ص۷۹-۸۰.
- ↑ زریاب خویی، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۲۷.
- ↑ خالقی مطلق، «فردوسی»، ص۱۴۳.
- ↑ زریاب خویی، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، ص۱۸-۲۸.
- ↑ انصاری، «فردوسی امامیمذهب بود و نه اسماعیلی»، در تارنمای بررسیها تاریخی.
- ↑ خالقی مطلق، «فردوسی»، ص۱۴۳.
- ↑ مهدوی دامغانی، «مذهب فردوسی»، ص۳۵-۴۲.
- ↑ خالقی مطلق، «فردوسی»، ص۱۴۲-۱۴۳.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۱۰، پاورقی شمارهٔ ۳.
- ↑ خالقی مطلق، یادداشتهای شاهنامه فردوسی، ۱۳۹۶ش، ج۱، ص۱۸.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: شیرانی، در شناخت فردوسی، ۱۳۶۹ش، ص۱۸۱-۱۸۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید: مجتبایی، «چند نکتهٔ دیگر دربارهٔ ابیاتی از شاهنامه» ص۶۰۷.
- ↑ خالقی مطلق، یادداشتهای شاهنامه فردوسی، ۱۳۹۶ش، ج۱، ص۱۸.
- ↑ خالقی مطلق، «فردوسی»، ص۱۴۳؛ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۱-۶۲.
- ↑ خالقی مطلق، گلرنجهای کهن، ۱۳۸۸ش.ص۱۳۷.
- ↑ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۶-۴۲۷.
- ↑ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۵.
- ↑ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۷.
- ↑ خالقی مطلق، شاهنامه از دستنویس تا متن، ۱۳۹۰ش، ص۴۲۷.
- ↑ «که من شهر علمم، علیام در است»،در نارنمای خبرگزاری مهر.
- ↑ خالقی مطلق، گلرنجهای کهن، ۱۳۸۸ش.ص۱۳۷.
- ↑ خالقی مطلق، گلرنجهای کهن، ۱۳۸۸ش.ص۱۳۷.
- ↑ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۳.
- ↑ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۳.
- ↑ آیدنلو، دفتر خسروان، تهران، ۱۳۹۰ش، ص۶۴.
- ↑ فردوسی، شاهنامه، ۱۳۶۶ش، ج۱، ص۹-۱۱.
منابع
- آیدنلو، سجاد، «اثبات یکی از بدیهیات شاهنامهشناسی»، در کتاب ماه ادبیات، شمارهٔ ۱۹۶، بهمن ۱۳۹۲ش.
- آیدنلو، سجاد، دفتر خسروان، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۹۰ش.
- آیدنلو، سجاد، «تصحيح نوآیین شاهنامه: بررسی ویرایشِ فریدون جنیدی»، در نشریهٔ آینهٔ میراث، دورهٔ ۹، شمارهٔ ۲، پاییز و زمستان ۱۳۹۰ش.
- ابوالحسنی (منذر)، علی، بوسه بر خاک پی حیدر(ع)، تهران، نشر عبرت، ۱۳۷۸ش.
- اردستانی رستمی، حمیدرضا، روزگار نخست: گزارشی از دیباچهٔ شاهنامه در هفت جستار، تهران، انتشارات نگاه معاصر، ۱۳۹۹ش.
- انصاری، حسن، «فردوسی امامیمذهب بود و نه اسماعیلی»، در تارنمای بررسیها تاریخی، درج: ۲۶ اسفند ۱۳۹۸ش، بازدید: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ش.
- جنیدی، فریدون، پیشگفتار بر ویرایش شاهنامهٔ فردوسی، تهران، نشر بلخ، ۱۳۸۷ش.
- حمزهٔ اصفهانی، حمزة بن حسن، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء، بیروت، دار مکتبة الحیاة، بیتا.
- خالقی مطلق، جلال، شاهنامه از دستنویس تا متن، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۹۰ش.
- خالقی مطلق، جلال، «شاهنامهٔ فردوسی»، در فردوسی و شاهنامهسرایی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انتشارات سخن، ۱۳۹۹ش.
- خالقی مطلق، جلال، «فردوسی»، در فردوسی و شاهنامهسرایی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و انتشارات سخن، ۱۳۹۹ش.
- خالقی مطلق، جلال، گلرنجهای کهن، بهکوشش علی دهباشی، تهران، نشر ثالث، ۱۳۸۸ش.
- خالقی مطلق، جلال، یادداشتهای شاهنامه فردوسی، تهران، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۶ش.
- دوستخواه، جلیل، «رهنمودی دیگر به افزودگی چهار بیت در دیباچه شاهنامه»، در مجلهٔ ایرانشناسی، سال نهم، شمارهٔ ۱، بهار ۱۳۷۶ش.
- رزمجو، حسین، قلمرو ادبیات حماسی ایران، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۱ش.
- ریاحی، محمدامین، سرچشمههای فردوسیشناسی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۲ش.
- زریاب خویی، عباس، «نگاهی تازه به مقدمهٔ شاهنامه»، در تن پهلوان و روان خردمند، بهکوشش شاهرخ مسکوب، تهران، انتشارات طرح نو، ۱۳۸۹ش.
- شیرانی، محمودخان، در شناخت فردوسی، ترجمهٔ شاهد چوهدری، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۹ش.
- فردوسی، ابوالقاسم حسن بن علی، شاهنامه، تحقیق جلال خالقی مطلق، نیویورک، Bibliotheca Persica، سال ۱۳۶۶ش.
- قزوینی، محمد، مقالات قزوینی، تهران، کتابفروشی ابنسینا، ۱۳۳۲ش.
- «که من شهر علمم، علیام در است»، در تارنمای خبرگزاری مهر، درج: ۱۶ مرداد ۱۳۹۲ش، بازدید: ۱۳ آبان ۱۴۰۵ش.
- مجتبایی، فتحالله، «چند نکتهٔ دیگر دربارهٔ ابیاتی از شاهنامه»، در مجلهٔ آینده، شمارهٔ ۸ و ۹، آبان و آذر ۱۳۶۲ش.
- محیط طباطبایی، سید محمد، فردوسی و شاهنامه، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۹ش.
- مالی، یاسر، دانشنامهٔ مصور شاهنامه، تهران، انتشارات سایان، ۱۳۹۵ش.
- مهدوی دامغانی، احمد، «مذهب فردوسی»، در مجلهٔ ایرانشناسی، شمارهٔ ۱۷، بهار ۱۳۷۲ش.
- نظامی عروضی سمرقندی، احمد بن عمر، چهارمقاله، تحقیق محمد قزوینی و محمد معین، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۸۰ش.
- نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف، کلیات حکیم نظامی گنجوی، تحقیق حسن وحید دستگردی، تهران، انتشارات بهزاد، ۱۳۸۱ش.
- همایونفرخ، رکنالدین، شاهنامه و فردوسی، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۷۷ش.