نَصّ و تفسیر: مکتب فقهی امام صادق(ع) کتابی به زبان انگلیسی دربارهٔ معرفی ماهیت و ویژگیهای اصلی مکتب حقوقی امام جعفر صادق(ع). نویسندهٔ کتاب، سید حسین مدرسی طباطبایی، چهرهای شناختهشده در مطالعات اسلامی در غرب، بهویژه در زمینهٔ شیعهپژوهی، و نویسندهٔ کتابهای مقدمهای بر فقه شیعه و مکتب در فرآیند تکامل است.
برخی معتقدند آنچه کتاب نص و تفسیر را از دیگر آثار مطالعات اسلامى متمايز مىسازد، زاويه دید خاص نویسندهٔ آن به فقه شيعه است: نه از موضعی درونفقهى و نه با رويكردى صرفاً تاريخى، بلكه از رهگذر تبيين آن بهعنوان يک نظام حقوقى. رویکردی که حاصل آن تمركز بر كليت ساختار فقه شيعه بهعنوان یک دستگاه منسجم و نظاممند حقوقى دانسته شده است.
کتاب نص و تفسیر از یک مقدمه و چهار فصل تشکیل شده است. در مقدمهٔ کتاب ابتدا به جایگاه مکتب فقهی امام صادق(ع) بحث شده، سپس نویسنده هدف از پژوهش خود را بیان روند شکلگیری این مکتب و ترسیم پیشزمینه و پیشینه آن دانسته است. در فصول چهارگانه این کتاب، به مباحثی حول زندگی امام صادق(ع) و مکتب فقهی او، پرسشهای خاص فقهی از او و برگزیدهای از پاسخهای فقهی او پرداخته شده است.
بر کتاب نص و تفسیر نقدهایی وارد شده است؛ از جمله تقدم تئوری بر مستندات ارائهشده، موجودنبودن مضمون مورد استناد در منبع مورد ارجاع، برداشتهای وسیع کلامی و تاریخی از مضامین بسیط فقهی و نادیدهگرفتن اکثریت روایات مخالف و نتیجهگیری بر اساس روایات اقلیت موافق.
جایگاه و اهمیت: نگاهی نو به مکتب حقوقی امام صادق(ع)
بهنوشتهٔ مترجمان فارسی کتاب، آنچه آن را از دیگر آثار مطالعات اسلامى متمايز مىسازد، زاويه دید خاص نویسندهٔ آن به فقه شيعه است: نه از موضعی درونفقهى و نه با رويكردى صرفاً تاريخى، بلكه از رهگذر تبيين آن بهعنوان يک نظام حقوقى.[۲] گفته شده که مؤلف با این رویکرد، بهجاى تمركز بر مسئلهای خاص، كليت ساختار فقه شيعه را بهعنوان یک دستگاه منسجم و نظاممند حقوقى تحليل کرده است.[۳]
بهنوشتهٔ مترجمان، مدرسى در اين كتاب کوشیده خوانشى حقوقى از بخشى از فقه شيعه عرضه كند و آن را در چارچوب گفتوگویی انتقادى با حقوق مدرن قرار دهد.[۴] همين رويكرد عاملی دانسته شده که، با وجود كاستىها يا اشكالات احتمالى، این كتاب برخوردار از ظرفيتى شود تا راهى نو براى نگاه به فقه شیعه در بستر علم حقوق ایجاد کند.[۵]
اهميت اين اثر، بهويژه در پرتو غلبهٔ نگاههای باطنىگرايانه در شیعهپژوهی در غرب، دوچندان دانسته شده است؛ زیرا اين كتاب، چالشى بنيادين در برابر چارچوبهاى نظرى و زيربناهاى تاریخی باطنیگرایان میافكند و دستكم زمينهاى جدى براى نقد و تجديد نظر در برخى ادعاهاى اساسى آنان فراهم مىآورد.[۶] از اين رو، دامنهٔ نفوذ و تأثير اين كتاب تنها به قلمرو فقه و حقوق محدود دانسته نشده، بلكه در منازعات نظرى دوقطبى ميان قرائت باطنى و قرائت ظاهرى جارى در مطالعات شيعى در غرب نيز پيشنهادهايى تازه و قابل تأمل عرضه میکند.[۷]
نویسندهٔ کتاب نص و تفسیر، سید حسین مدرسی طباطبایی، استاد ایرانی و پژوهشگر علوم اسلامی و حقوق در دانشگاههای پْرینسْتُون، کُلُمْبیا، یْیْل و هاروارد در آمریکا و آکسفورد در انگلستان است.[۸] بهجز آثار اولیهٔ او، عمدهٔ آثار او دربارهٔ حقوق اسلامی و تاریخ تشیع است؛ از جمله، کتابهای زمین در فقه اسلامی، مقدمهای بر فقه شیعه و مکتب در فرآیند تکامل.[۹]
مدرسی طباطبایی چهرهای شناختهشده در مطالعات اسلامی در غرب، بهویژه در زمینهٔ شیعهپژوهی، معرفی شده است.[۱۰] گفته شده که نام او، بهویژه در جامعهٔ حوزوی شیعه و نیز در فضای فکری ایران، با آثار شاخصش شناخته شده که همواره همراه با بحث و نقد بوده است.[۱۱]
بهنوشتهٔ مترجمان کتاب، شاید مهمترین عامل تمایز مدرسی و آثار او، از جمله کتاب نص و تفسیر، جایگاه او در فضای دو قطبی شیعهپژوهی در غرب بوده است؛ فضایی که در آن مدرسی طباطبایی با آثار فقه و حقوق محور خود در برابر قطب دیگر قرار گرفته که به باطنیگرایی با محوریت آثار محمدعلی امیرمُعِزّی، استاد بازنشستهٔ دانشگاه سُوربن، شهرت یافته است.[۱۲]
گزارشکار تألیف و ترجمهٔ فارسی
بهگزارش نویسندهٔ کتاب نص و تفسیر، در سال ۲۰۱۸م (١٣٩٧ش)، پیشنهاد نگارش کتابی دربارهٔ تبيين خطوط اصلى مكتب فقهى امام صادق(ع) براى سلسله آثاری با موضوع «پدران دانش حقوق جهان» به او داده شده است.[۱۳] بهنوشتهٔ او، این پیشنهاد مورد استقبالش قرار گرفت، زیرا مىتوانست موجب آشنايى دانشمندان تاريخ حقوق با بعدى از ابعاد شخصيت امام صادق(ع)، بهعنوان يكى از برترين شخصيتهاى تاريخ جهان اسلام، شود.[۱۴]
بهگزارش مدرسی طباطبایی، اصل انگلیسی این کتاب در پاییز ۲۰۲۲م (۱۴۰۱ش) بهوسيله انتشارات دانشگاه هاروارد چاپ و منتشر شد.[۱۵] بهگزارش مترجمان فارسی، با توجه به ویژگیهای کتاب، مترجمان به این نتيجه رسیدند که برگردانی دقیق از آن دو کارکرد مهم خواهد داشت: نخست، پاسخگویی به نیاز فضای علمی ایران برای شناخت آثار مدرسی طباطبایی، بهعنوان پژوهشگری مؤثر و جریانساز در مطالعات شیعه، و دوم ارائهٔ پیشنهادی نو برای شناخت و تحليل فقه و حقوق شیعه برای ایرانیان که زیست روزمرهٔ آنان با این مباحث درهم تنیده است.[۱۶]
بهنوشتهٔ مترجمان، برای برآوردن این کارکردها، ترجمهٔ فارسی با هماهنگی مؤلف و برآوردن نظرات او در خصوص چگونگی ترجمه، از جمله در زمینهٔ ترجمهٔ روایات کتاب از انگلیسی و نه از عربی، آغاز شد.[۱۷] در نهایت، متن فارسی این کتاب با ترجمهٔ مرتضی کریمینیا و سید محمدکاظم مددی الموسوی، در پاییز ۱۴۰۴ش و بههمت نشر کرگدن، منتشر شد.[۱۸]
مكتب فقهی امام جعفر صادق(ع) جلوهگاه سنتى پوياست كه سيزده قرن دوام آورده است و در حال حاضر بيش از دويست ميليون پيرو در سراسر جهان دارد و ميراث آن در قالب هزاران كتابى تداوم يافته است كه نظرات بسيارى از فقهاى صاحبنظر را در بر دارد. اين سنت خصوصاً در دو حوزۀ تفسیر حقوقی و عقود شرعی بهقدری گسترش یافته است که در هیچ یک از مکاتب همتای خود در سنت حقوقی اسلامی نظیری ندارد.[۱۹]
کتاب نص و تفسیر از یک مقدمه و چهار فصل تشکیل شده است.[۲۰] در مقدمهٔ کتاب، مؤلف، با وصف دورهٔ حکومت امویان به دورهٔ برآمدن مکاتب فقهی فراگیر، مکتب فقهی امام جعفر صادق(ع) را از جمله مکاتب این دوره دانسته که با گذر زمان به مکتبی ساختاریافته تبدیل شده است؛ مکتبی که نظریهٔ حقوقی ویژه و روشهای تحلیلی متمایز خود را پدید آورده است.[۲۱]
بهنوشتهٔ مؤلف، با وجود اینکه در مطالعات شیعه دربارهٔ معرفی، تاریخ و نظریهٔ حقوقی مکتب جعفری آثار متعددی به زبانهای مختلف نوشته شده، این متون بر مراحل متأخرتر و بر شکل متحولشده و توسعهیافتهٔ آن تمرکز دارند.[۲۲] بر این اساس، نویسنده هدف از پژوهش خود را بیان روند شکلگیری این مکتب و ترسیم پیشزمینه و پیشینه آن دانسته است.[۲۳] محتوای فصول چهارگانهٔ این کتاب چنین صورتبندی شده است:
زندگی: رئوس مطالب این فصل دربارهٔ پدر امام صادق(ع)، زندگی شخصی امام صادق(ع)، مواضع سیاسی او، جایگاه فقهی او، حلقهٔ شاگردانش، مخالفت او با فرقهگرایی، واکنشش به جعل حدیث و نظراتش دربارهٔ اخلاق دینی است.[۲۴]
مکتب فقهی: با مطالبی دربارهٔ امام علی(ع) پایهگذار میراث فقهی خاندان پیامبر(ص)، قرآن و سنت بهعنوان منابع بنیادین مکتب فقهی امام صادق(ع)، تفسیر بهعنوان روش فقهی امام(ع)، مخالفت با خروج از عرصهٔ نص در روش فقهی امام(ع)، کیفیت تحلیل حقوقی امام(ع) و پیشفرضهای حقوقی او از جمله پیشفرضهای طهارت، پرهیز از ضرر و بازار مسلمین.[۲۵]
بر کتاب نص و تفسیر نقدهایی وارد شده است؛ از جمله نقدی از سوی مترجمان که بهقلم یکی از آنان در انتهای ترجمهٔ فارسی با عنوان «یک بررسی» بهچاپ رسیده است.[۲۸] در این نقد، مترجمان با اذعان به این نکته که با نویسنده در روش پژوهش دانشگاهی و تاریخی اختلاف نظر بنیادین دارند نظرات انتقادی خود بر کتاب را اینچنین طرح کردهاند:[۲۹]
تقدم تئوری بر مستندات: مؤلف بهجای استخراج تئوری از مستندات و گزارشهای تاریخی، با مفروضگرفتن تئوریهایِ از پیش اثبات شدهٔ خود، مستندات تاریخی را از چشمانداز خود تفسیر کرده یا بهراحتی نامعتبر شمرده است؛ برای نمونه با تعریف دشمنی فرضی بهنام باطنیگری خود را مجاز به رد و ابطال روایتهایی دانسته که مضمون آنها را نپسندیده است.[۳۰]
ترجمهٔ فارسی نص و تفسیرموجودنبودن مضمون مورد استناد در منبع مورد ارجاع: از مشکلات پرتکرار در این اثر طرح ادعایی بزرگ و خاص در متن، خصوصاً دربارهٔ زندگی یا نظرات ائمه(ع)، و ارجاع به منابع متعدد قرآنی و روایی است؛ در حالی که اثری از این مضمون در آن مواضع یافت نمیشود.[۳۱] برای نمونه مدرسی با اتکا به دو آیه ۵۰ انعام و ۸۴ نساء میگوید که «آیات مختلف قرآن به عرف اعتبار میبخشد» در حالی که ارتباطی بین مضمون این دو آیه با ادعای سنگین او وجود ندارد.[۳۲]
برداشتهای وسیع کلامی و تاریخی از مضامین بسیط فقهی: مؤلف در موارد بسیاری از روایات فقهی، که فقط در مقام بیان چیزی جز یک حکم فقهی نیستند، مطالب گستردهٔ کلامی و اعتقادی استنباط کرده است؛ امری که از نظر منتقدان ناشی از عدم وجود مستندات تاریخی و کلامی کافی برای اثبات مدعیات خاص نویسنده بوده است.[۳۳]
ترجمهٔ انگلیسی روایات بر اساس مبنای تفسیری خود: مؤلف در مواضعی از کتاب ترجمههای واضح انگلیسی روایات را چنان تغییر داده که با مبنای تفسیری خود از روایات مطابق باشد.[۳۴] آنچنان که برای نمونه تعبیر «سَبْعَةِ اَحْرُف» در روایات سبعة احرف را چنان ترجمه کرده که به مبنای تفسیری او نزدیک شود؛ در حالی که برای این تعبیر در رشتهٔ مطالعات اسلامی معادل پذیرفتهشدهٔ آکادمیک وجود دارد.[۳۵]
نادیدهگرفتن اکثریت روایات مخالف و نتیجهگیری بر اساس اقلیت موافق: مانند آنکه مؤلف بر اساس نگاه خود به ائمه(ع)، که مطابق با نظریهٔ علمای ابرار است، بسیاری از روایاتی که خلاف این نظریه در موضوعات مختلف است را نادیده گرفته و یک روایت مطابق با این منظر را نقل کرده است.[۳۶]
مشکلات در کار با روایات: از جمله نقل اشتباه روایات، خواندن اشتباه آنها، ترجمهٔ اشتباه آنها و ترکیب و ساخت روایات جدید از روایات دیگر.[۳۷]
مشکلات فرمی: مانند بینظمی در ساختار اصلی کتاب، عدم وحدت رویه در ترجمهٔ اصطلاحات، تکرار مستندات، اشتباهات فراوان در متون عربی روایات، بینظمی در کار با منابع و بینظمی در آوانگاری، آدرسدهی و کُروشهگذاری.[۳۸]