پرش به محتوا

سید محمدحسین طباطبائی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Pourrezaei
imported>Pourrezaei
خط ۳۰۴: خط ۳۰۴:


#یادها و یادگارها نوشته علی تاجدینی؛
#یادها و یادگارها نوشته علی تاجدینی؛
#مهر تابان نوشته سید محمد حسین طهرانی؛
#مهر تابان نوشته سید محمد حسین طهرانی؛
#ز مهر افروخته؛
#ز مهر افروخته؛
#شناخت نامه علامه طباطبایی؛
#شناخت نامه علامه طباطبایی؛
#جرعه‌های جان بخش، نوشته غلامرضا گلی زواره؛
#جرعه‌های جان بخش، نوشته غلامرضا گلی زواره؛
#شمس الوحی تبری‍زی، نوشته آیت الله [[جوادی آملی]]
#شمس الوحی تبری‍زی، نوشته آیت الله [[جوادی آملی]]



نسخهٔ ‏۱۰ مارس ۲۰۱۴، ساعت ۱۰:۵۷

علامه طباطبایی
پرونده:علامه طباطبایی.jpg
شناسنامه
نام کاملسید محمد حسین قاضی طباطبایی
لقبآیت الله، علامه
زادروز۲۳ اسفند ۱۲۸۲
آخر ذی حجه ۱۳۲۱
۲۴ سپتامبر ۱۹۰۴
شهر تولدتبریز
کشور تولدایران
تاریخ درگذشت۲۴ آبان ۱۳۶۰
۱۸ محرم ۱۴۰۲ قمری
۵ نوامبر ۱۹۸۱
(۷۷ سال)
آرامگاهحرم حضرت معصومه، قم
نام همسرقمر السادات مهدوی، روزبه
فرزندانسید عبدالباقی، نجمه سادات
اطلاعات علمی و مذهبی
اساتیدمحمد حسین نایینی
محمد حسین اصفهانی
سید علی قاضی طباطبایی
شاگردانمرتضی مطهری
سید عزالدین حسینی زنجانی
محمد حسینی بهشتی
محمد صادقی تهرانی
ابراهیم امینی
محمد تقی مصباح یزدی
حسن حسن زاده آملی
عبدالله جوادی آملی
جعفر سبحانی
سید موسی صدر
حسین نوری همدانی
ناصر مکارم شیرازی
غلامحسین ابراهیمی دینانی
سید محمد حسین لاله زاری تهرانی
تألیفاتتفسیر المی‍زان
بدایة الحکمة
نهایة الحکمة
اصول فلسفه و روش رئالیسم
رسالة الولایة
تعلیقه بر بحار الانوار
حاشیه بر اسفار
شیعه در اسلام و...


سید محمد حسین طباطبایی مشهور به علامه طباطبایی (۱۲۸۱- ۱۳۶۰ ه‍.ش)، تأثیرگذارترین عالم شیعه در فضای فکری و مذهبی ایران در سده ۱۴ ه‍.ش. مفسر، فلیسوف، متکلم، اصولی، فقیه، عارف و اسلام شناس بزرگ سده ۱۴ ه‍.ق.

نویسنده تفسیر المیزان، و کتاب‌های فلسفی بدایة الحکمة و نهایة الحکمة، و کتاب مشهور اصول فلسفه و روش رئالیسم.

شاگردان او هم چون مطهری، جوادی آملی، مصباح یزدی و بهشتی را می‌توان جزو مؤثرترین و معروف‌ترین روحانیان شیعه در ایران در چهار دهه پایانی قرن ۱۴ ه‍.ش دانست.

نشست‌های علمی او با هانری کربن فیلسوف و شیعه شناس فرانسوی زمینه ساز معرفی تشیع به اروپاییان شد.

زندگی نامه

تولد و نسب

او از یکی از خاندانهای بزرگ علم برخاسته است و چهارده پشت ایشان از دانشمندان و علمای به نام تبریز بوده‌اند. در پایان سال (آخرین روز ماه ذیحجه) ۱۳۲۱ ه‍.ق مصادف با ۱۲۸۲ ه‍.ش در شاد آباد تبریز به دنیا آمد.

اجداد علامه طباطبایی از طرف پدر از اولاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) و از اولاد ابراهیم بن اسماعیل دیباج هستند و از طرف مادر اولاد حضرت امام حسین(ع) می‌باشند. در سن پنج سالگی مادر و در سن نه سالگی پدرش بدرود حیات می‌گویند و از آنها اولادی جز وی و برادر کوچکتر از ایشان بنام سید محمد حسن باقی نمانده بود.

ازدواج و فرزندان

نام همسر علامه، قمرالسادات مهدوی، از خانواده سادات طباطبایی بود.[۱] او در سیر تکاملی و سلوک علامه نقش مؤثری داشت.

بعد از ازدواج علامه طباطبایی صاحب سه فرزند شد که هر سه در کودکی و در نجف از دنیا رفتند.

روزی آیت الله قاضی طباطبایی که استاد علامه، و از بستگان همسرش بود، به منزل ایشان آمدند و از آنها دلجویی فرمودند. هنگام رفتن به همسر مرحوم علامه فرمودند این بار فرزندتان پسر است و باقی می‏ماند. نامش را عبدالباقی بگذار تا ان‏شاءالله برایتان بماند. علامه که تا آن زمان از بچه‏دار شدن همسرش خبر نداشت، متحیر ماند اما سرانجام پیش‏بینی این عارف وارسته درست درآمد و خداوند فرزندی به آنها عنایت فرمود.[۲]

سید عبدالباقی و نجمه سادات حاصل این ازداج هستند.

در سال ۱۳۴۴ ه‍.ش همسر اول علامه طباطبایی فوت کردند و بعد از مدتی علامه با خانم منصوره روزبه ازدواج کردند.

دوران تحصیل و تدریس

سید محمد حسین به مدت شش سال (۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ه‍.ش) پس از آموزش قرآن که در روش درسی آن روزها قبل از هر چیز تدریس می‌شد آثاری چون گلستان، بوستان و … را فراگرفت. علاوه بر آموختن ادبیات، زیر نظر میرزا علینقی خطاط به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت. سپس وارد مدرسه طالبیه تبریز شد و به فراگیری ادبیات عرب و علوم نقلی و فقه و اصول پرداخت و از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ ه‍.ش مشغول فراگیری دانشهای مختلف اسلامی گردید.

علامه طباطبایی بعد از تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز همراه برادرشان به نجف اشرف مشرف می‌شوند و ده سال تمام (۱۳۰۴ - ۱۳۱۴) در نجف اشرف به تحصیل علوم دینی و کمالات اخلاقی و معنوی مشغول می‌شوند.

از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۵ که در تبریز ساکن شد، جلسه درسی خاصی نداشت و در این مدت به تألیف و تحقیق مشغول بود.

از سال ۱۳۲۵ ه‍.ش به قم منتقل شده و تا پایان عمر مشغول تدریس، تحقیق و تألیف می‌شوند.

درگذشت

صبح روز یکشنبه ۲۴ آبان ماه ۱۳۶۰ ه‍.ش (۱۸ ماه محرم الحرام ۱۴۰۲ ه‍.ق) سه ساعت به ظهر مانده به سرای ابدی شد. فردای آن روز جنازه ایشان از مسجد امام حسن عسگری علیه‌السلام تا صحن مطهر حضرت معصومه علیها السلام تشییع شد. نماز میت بر پیکر ایشان را آیت الله حاج سید محمد رضا گلپایگانی (ره) خواند و سپس در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه (س) دفن شد.

زیست نامه علمی

تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود تبریز گذراند.

در نجف

پس از اتمام اولین مراحل علمی در سال ۱۳۰۴ ه‍.ش راهی نجف اشرف شد و ده سال در حوزه علمیه نجف که مرکز بزرگ علمی تشیع بود به تکمیل معلومات خود در شعب مختلف علوم اسلامی پرداخت. فقه و اصول را نزد استادان معروفی چون نایینی و کمپانی و فلسفه را نزد سید حسین بادکوبی که خود از شاگردان جلوه و آقا علی مدرس بود و ریاضیات را نزد آقا سید ابوالقاسم خوانساری و اخلاق را در محضر حاج میرزا علی قاضی که در حکمت عملی و عرفان، مقامی بس ارجمند داشتند تلمذ کرد.

تحصیلات علامه طباطبایی فقط محدود به سطوح عادی فقه نبود بلکه علاوه بر عمیق‌ترین تحصیلات در صرف و نحو و ادبیات عرب و فقه و اصول، ایشان یک دوره کامل از ریاضیات قدیم از «‌اصول‌» اقلیدس تا «‌مجسطی‌» بطلمیوس و نیز فلسفه و کلام و عرفان و تفسیر را فرا گرفت و در این علوم به مرحله اجتهاد نائل آمد.

در تبریز

علامه طباطبایی در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بودند به علت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می‌آمد مجبور به مراجعت به ایران می‌شود و مدت ده سال در قریه شادآباد تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول می‌شوند.

ایشان در سال ۱۳۱۴ به خود تبریز بازگشت و تا سال ۱۳۲۵ در تبریز زندگی کرد. در این دوره فعالیت علمی از قبیل تحصیل یا تدریس از او گزارش نشده است. ولی تعدادی از کتاب‌ها و رساله‌های علامه حاصل تفکرات این دوره است و در تبریز نگاشته شده‌اند.

در قم

علامه طباطبایی (دوران قم)

شهرت علامه طباطبایی در تهران و حوزه‌های دیگر علمی ایران خارج از تبریز هنگامی آغاز شد که ایشان در اثر حوادث سیاسی جنگ دوم جهانی و عواقب بعد از آن از تبریز به قم مهاجرت کرد و از سال ۱۳۲۵ در آنجا ساکن شد و بدون کوچکترین سر و صدا مجالس درس خود را در تفسیر و حکمت آغاز کرد.

در حوزه علمیه قم، خدمت بزرگ علاّمه طباطبایی، احیای علوم عقلی و نیز تفسیر قرآن کریم بوده است. به تدریج ایشان تدریس سطوح اساسی حکمت مانند کتاب شفاء و اسفار را متداول ساخت. شخصیت بارز و دارا بودن اخلاق و ویژگی‌های اخلاقی نیک و معاشرت زیبای وی در تماس با طلاب، هر روز گروه بیشتری از افراد علاقه‌مند و با استعداد را بسوی مجالس درس ایشان جلب کرد تا در سالیان اخیر در درس حکمت، صدها طلبه حضور داشتند و در طی بیست و چند سال گذشته عده کثیری دانشمند که برخی اکنون خود اساتید فلسفه هستند، موفق به رسیدن به مقام اجتهاد در این علم، زیر نظر وی شدند.

می‌توان گفت تأثیر مهم‌تر علامه طباطبایی که فراتر از تدریس و توسعه حکمت که از طریق تربیت عده کثیری از طلاب و نشر کتب انجام پذیرفته است، توجه ایشان به اهمیت تربیت اخلاقی و تزکیه نفس بین شاگردان خود بوده است. ایشان در واقع به تنهایی مکتب جدیدی در تربیت افرادی که علم و اخلاق را با هم توسعه داده‌اند تاسیس کرده و اشخاصی شایسته‌ای به جامعه تقدیم داشته و همواره ضرورت همراه کردن آموزش و پرورش را تأیید کرده است؛ امری که همیشه از اصول اولیه فرهنگ اسلامی ایران بوده است و متاسفانه امروزه در نظام مدارس جدید و حتی در مدارس قدیم تا حدی فراموش شده است.

جلسات علمی تهران

در دوران سکونت در قم یکی از فعالیت‌های علامه طباطبایی شرکت در جلساتی علمی و فلسفی در تهران بود. این جلسات با حضور اندیشمندانی مثل هانری کربن، سید حسن نصر، داریوش شایگان و... با محوریت علامه طباطبایی درباره مسائل فلسفی، عرفانی، ادیان و اسلام شناسی برگزار می‌شد.

او در این سفرهای پیاپی به تهران با علاقه‌مندان به حکمت و معارف اسلامی تماس حاصل نمود و‌گاه با مخالفان دین و حکمت، نیز به بحث می‌پرداخت.

در برخی از این نشست‌ها موضوع بحث، تفسیر عرفان شرقی با محوریت اوپانیشادها و گات‌ها بوده است. مطالب این کتاب‌ها توسط داریوش شایگان به فارسی ترجمه می‌شد و سپس علامه طباطبایی درباره آن مطالب توضیح می‌داده است.

جلسات بین ایشان و هانری کربن به مدت ۲۰ سال (۱۳۷۸ ه‍.ف تا ۱۳۹۹ ه‍.ق) هر پاییز، [۳] با حضور جمعی از فضلا و دانشمندان تشکیل می‌شد که در آن مباحثی حیاتی درباره دین و فلسفه و مسائلی که جهان امروز در مقابل شخص معنوی و جوینده حقیقت قرار می‌دهد، مطرح می‌شد.

به گفته دکتر سید حسین نصر چنین جلساتی در سطحی آن چنان بالا و با افقی آن چنان وسیع در جهان اسلام امروز بی‌نظیر بوده است و حتی می‌توان گفت که از دوره قرن وسطی که تماس فکری و معنوی اصیل بین اسلام و مسیحیت قطع شد، چنین تماسی بین شرق اسلامی و غرب حاصل نشده است. [۴]

اساتید

شاگردان

شاگردان علامه طباطبایی در کنار پیکر استادشان
  1. سید عزالدین حسینی زنجانی
  1. مرتضی مطهری
  1. عبدالله جوادی آملی
  1. محمد تقی مصباح یزدی
  1. جعفر سبحانی
  1. غلامحسین ابراهیمی دینانی
  1. حسن حسن زاده آملی
  1. سید محمد حسین لاله زاری طهرانی
  1. ابراهیم امینی
  1. سید جلال الدین آشتیانی
  1. ناصر مکارم شیرازی
  1. احمد احمدی
  1. سید حسن طاهری خرم آبادی
  1. علی قدوسی
  1. محمد محمدی گیلانی
  1. یحیی انصاری شیرازی
  1. سید محمد حسینی بهشتی
  1. محمد مفتح
  1. سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
  1. حسین نوری همدانی
  1. ابوطالب تجلیل
  1. سید موسی صدر
  1. سید محمد باقر موحد ابطحی
  1. سید محمد علی موحد ابطحی
  1. سید مهدی روحانی
  1. علی احمدی میانجی
  1. عباس ایزدی
  1. محمد صادقی تهرانی

آثار

از ایشان آثار علمی بسیار بجا مانده است که قسمتی از آنها بدین قرار است:

  1. تفسیر المیزان
  1. اصول فلسفه و روش رئالیسم
  1. حاشیه بر اسفار صدرالدین شیرازی
  1. سنن النبی(ص)
  1. مصاحبات با استاد کربن
  1. رساله در حکومت اسلامی، که به فارسی و عربی و آلمانی چاپ شده است.
  1. حاشیه بر کفایه الاصول
  1. رساله در قوه و فعل
  1. رساله در اثبات ذات
  1. رساله در صفات
  1. رساله در افعال
  1. رساله در وسائط
  1. الانسان قبل الدنیا
  1. الانسان فی الدنیا
  1. الانسان بعد الدنیا
  1. رساله در نبوت
  1. رساله در ولایت
  1. رساله در مشتقات
  1. رساله در برهان
  1. رساله در مغالطه
  1. رساله در تحلیل
  1. رساله در ترکیب
  1. رساله در اعتبارات
  1. رساله در نبوت و مقامات
  1. منظومه در رسم خط نستعلیق
  1. علی والفلسفة الالهیه (به فارسی ترجمه شده است)
  1. قرآن در اسلام
  1. شیعه در اسلام
  1. مقالات متعددی که در نشریات گوناگون مانند مکتب تشیع و درسهایی از مکتب اسلام و راهنمای کتاب و... به انتشار رسیده است.

درباره تفسیر المیزان

علامه طباطبایی از سال ۱۳۷۴ه‍.ق نوشتن تفسیر المیزان را آغاز کرد و تا سال ۱۳۹۲ آن را در ۲۰ جلد به زبان عربی به اتمام رساند. در این تفسیر از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده شده است و علاوه بر تفسیر آیات و بحث‌های لغوی در بخش هایی جداگانه با توجه به موضوع آیات مباحث روایی، تاریخی، کلامی، فلسفی، علمی و اجتماعی نیز دارد.[۵]

ترجمه این اثر به دو شکل منتشر شده است. نخست در ۴۰ جلد و سپس در ۲۰ جلد. این اثر توسط سید محمد باقر موسوی همدانی به فارسی ترجمه شده است.

تفسیر روایی البیان

علامه طباطبایی قبل از نوشتن تفسیر المیزان، در تبریز اقدام به نوشتن تفسیری با محوریت احادیث کردند. نام این تفسیر نیمه تمام تفسیر البیان فی الموافقة بین الحدیث و القرآن است. و چنان که از یادداشت‌های مؤلف به دست می‌آید، ایشان در فاصله سال‌های ۱۳۶۴ ق تا ۱۳۶۹ق مشغول نوشتن این تفسیر بوده است. و احتمالا به علت ورود ارتش روسیه به تبریز و بحران‌های بعد ازآن این کتاب ناتمام مانده است. [۶]

این تفسیر چند سال بعد از درگذشت علامه منتشر شده و از اول قرآن تا پایان سوره یونس را دربرمی گیرد.

تعلیقه بر بحار الانوار

علامه طباطبایی معتقد بود که بحار الانوار بهترین دائره المعارف شیعه در زمینه جمع کردن احادیث است. دارای یک فصل بندی مطلوب و توضیحات مناسب در ذیل احادیث است. ولی از آنجا که علامه مجلسی در مسائل فلسفی مسلط نبوده است‌گاه در توضیحاتی که درباره احادیث نوشته است دچار اشتباه شده است. به همین دلیل بناشد در چاپ جدید بحار الانوار ایشان در حاشیه نکاتی را بیافزاید. این کار تا جلد ششم بحار الانوار انجام شد و کتاب با توضیحات ایشان منتشر شد. ولی به دلیل این که نقدهای ایشان بر نظریات علامه مجلسی خوشایند عده‌ای نبود و از طرفی علامه طباطبایی حاضر نشد از مواضع خود صرف نظر کند. این حاشیه نویسی ناتمام ماند. [۷]

ذوق شعر

علامه طباطبایی دارای ذوق شعری زیادی بوده است و اشعار فراوانی سروده است که بعدها خود او آن‌ها را از بین برده است. پاره‌ای از اشعار او که باقی مانده است در کتابی با نام ز مهر افروخته نقل شده است.

برخی از سروده‌های او به فارسی سروده است و هیچ واژه غیر فارسی در آن به کار نرفته است.

معروف‌ترین شعر علامه طباطبایی شاید غزلی با نام کیش مهر باشد. این شعر توسط یکی از خوانندگان موسیقی ایرانی خوانده و در کاستی به همین نام منتشر شده است.

طرح جلد كاست كيش مهر

خطای لوآ در mw.text.lua در خط 25: bad argument #1 to 'match' (string expected, got nil). الگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:بالگو:ب

الگو:پایان شعر

منابع مطالعاتی

کتاب‌های متعددی درباره علامه طباطبایی نگاشته شده است که برخی فقط یادنامه‌اند و مشتمل بر مقالات علمی هستند و برخی دیگر به به زندگی و احوالات علامه پرداخته‌اند.

  1. یادها و یادگارها نوشته علی تاجدینی؛
  2. مهر تابان نوشته سید محمد حسین طهرانی؛
  3. ز مهر افروخته؛
  4. شناخت نامه علامه طباطبایی؛
  5. جرعه‌های جان بخش، نوشته غلامرضا گلی زواره؛
  6. شمس الوحی تبری‍زی، نوشته آیت الله جوادی آملی

پانویس

  1. مهر تابان، ص۴۱
  2. تاجدینی، علی، یادها و یادگارها، ص۲۸
  3. مهر تابان، ص۷۶
  4. شیعه در اسلام، مقدمه
  5. حسینی طهرانی، سید محمد حسین، مهرتابان، ص۶۳- ۶۵
  6. رک: تفسیر البیان فی الموافقة بین الحدیث و القرآن، ج۱، ص۲۴ - ۲۷
  7. مهرتابان، ص۵۵ - ۵۷

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA