الملل و النحل (شهرستانی)
این مقاله حاوی فهرستی از منابع، پیوندهای بیرونی یا بخش مطالعهٔ بیشتر هست، اما به خاطر نداشتن پانویس و یادکردهای درونخطی، منابع آن همچنان مبهم هستند. لطفاً با افزودن یادکردهای دقیقتر این مقاله را بهبود دهید. |
| اطلاعات کتاب | |
|---|---|
| عنوان اصلی | الملل و النحل |
| نویسنده | محمد بن عبدالکریم شهرستانی |
| موضوع | معرفی دینها و فرقهها |
| زبان | عربی |
المِلل و النَّحَل، کتابی از محمد بن عبدالکریم شهرستانی (متوفی ۵۴۸ق) به زبان عربی، در معرفی دینها و فرقهها. شهرستانی در این کتاب که مشهورترین اثر اوست، عقاید، آیینها و نحلههای مختلف را به شیوهای سنجیده گزارش کرده است. الملل در عصر مؤلفش اثری بدیع و پرنفوذ بود و در حوزه ادیان و عقاید، دانشنامهای واقعی به شمار میرفت. امروزه این کتاب یکی از منابع معتبر برای شناخت ادیان و فرقههاست. مذهب نویسنده را سنی اشعری یا شیعه اسماعیلی دانستهاند.
درباره مؤلف
محمد بن عبدالکریم شهرستانی در ۴۷۹ قمری در یکی از شهرهای خراسان به نام شهرستان که اکنون در ترکمنستان قرار دارد به دنیا آمد و در همان شهر آموزشهای سنتی را فراگرفت. سپس به نیشابور رفت و نزد شاگردان جوینی به تحصیل پرداخت. در آنجا قاضی ابوالمظفر احمد بن محمد خوافی (متوفی ۵۰۰) که با غزالی دوستی داشت، فقه شافعی را بدو آموخت. ابوالقاسم سلیمان بن ناصر انصاری (متوفی ۵۲۱)، کلام اشعری را به او معرفی کرد. شهرستانی شوق وافری به فراگیری علم تفسیر داشت. در نیشابور صوفی ناشناختهای که احتمالا شیعه اسماعیلی بود، او را با معانی باطنی قرآن آشنا کرد.[۱]
مذهب شهرستانی
ویلیام کیورتن (درگذشته ۱۲۸۱ق/۱۸۶۴م)، مصحح الملل و النحل، مانند بسیاری از پژوهشگران همعصر خود، گزارش ابنخلّکان در *وفیات الاعیان* را درباره زندگی شهرستانی پذیرفت و او را متکلمی اشعری دانست. پژوهشگران غربی نیز نخستین بار از طریق ترجمه تئودور هاربروکر از *الملل و النحل* در سال ۱۸۴۶م با اندیشههای شهرستانی آشنا شدند.[۲] در مقابل، محمدتقی دانشپژوه در سال ۱۳۴۶ش، شهرستانی را اسماعیلی دانست و همدلی او با اشاعره و اسماعیلیه در این کتاب را ناشی از همین گرایش دانست.[۳] از شواهدی که برای این دیدگاه مطرح شده، اختصاص حدود ۱۱ درصد از کتاب به صابئین و پرداختن گسترده به فلسفه است؛ موضوعی که با جایگاه فلسفه در اندیشه اسماعیلیه مرتبط دانسته شده است.
بر اساس دیدگاه یادشده، توجه شهرستانی به صابئین را میتوان با نقش صابئین حرّان در انتقال فلسفه یونانی به اخوان الصفا و جایگاه هرمس در اندیشه اسماعیلی مرتبط دانست؛ هرمس در این سنت، صاحب مقام امامت و نیای حکمت شمرده میشد.[۴] شهرستانی فیلسوفان راستین دوران باستان را شاگردان هفت حکیم، یعنی تالس، آناکساگوراس، آناکسیمنس، امپدوکلس، فیثاغورث، سقراط و افلاطون، معرفی کرده است. همچنین، پال کراوس نشان داده است که بخش درخور توجهی از گزارش او درباره فیلسوفان پیش از سقراط، از کتاب *اعلام النبوة* اثر ابوحاتم رازی، متکلم اسماعیلی، گرفته شده است.[۵] این شواهد در کنار هم، از سوی برخی پژوهشگران برای تقویت فرضیه گرایش اسماعیلی شهرستانی به کار گرفته شدهاند.
موضوع کتاب
شهرستانی در این کتاب که مشهورترین اثر اوست، عقاید آیینها و نحلههای مختلف را به شیوهای سنجیده گزارش کرده است. الملل در عصر مؤلفش اثری بدیع و پرنفوذ بود و در حوزه ادیان و عقاید، دانشنامهای واقعی به شمار میرفت که از آثار مشابه پیشین- مانند الفَرْق بین الفِرَق عبدالقاهر بغدادی (درگذشت:۴۲۹ق) و الفصل بین الملل و الاهواء و النحل ابن حزم (درگذشت: ۴۵۶ق) - رویکرد عینیتری داشت. این ویژگی البته بدین معنا نیست که مؤلف از همه نِحلهها، با ارزش و اعتباری یکسان سخن گفته است.
روش مؤلف
شهرستانی در الملل و النحل، انسانها را به دو گروه تقسیم کرده است: پیروان ادیان و ملل («اهل الدیانات و الملل»)، مانند یهودیان، مسیحیان، مسلمانان، زردشتیان و مانویان؛ و پیروان عقاید خودساخته («اهل الاهواء و النحل»)، مانند فیلسوفان، دهریان، صابئین مذکور در قرآن، بتپرستان و برهمنان. گروه نخست از کتابهای وحیانی، مانند تورات، اناجیل و قرآن، یا آثاری مانند اوستا و کتابهای مانی پیروی میکنند؛ اما گروه دوم باورهای خود را بر رأی و خواست شخصی استوار میسازند.[۶] شهرستانی مطالب کتاب را از مباحث کلی به موضوعات جزئیتر سامان داده است.
او در گزارش عقاید فرقهها میکوشد باورهای آنان را مطابق متونشان توصیف کند و از تعصب بپرهیزد؛ هرچند این گزارشها با نقد آموزههایی که از نظر او غیرعقلانیاند، همراه است. شهرستانی کتاب را حدود سال ۵۲۱ق، در دوره رونق فکری، نوشته است.[۷] روش او بیشتر فلسفی و تحلیلی است تا تاریخی؛ ازاینرو، بهجای بررسی شکلگیری عقاید در زمان و مکان مشخص، دیدگاههای فرقهها را در مقام پاسخهایی به پرسشهای فلسفی، بهویژه در حوزه مابعدالطبیعه، بررسی میکند.
ساختار کتاب
شهرستانی در الملل و النحل، ادیان و مکاتب فکری را با حجم نامتناسبی بررسی کرده است؛ چنانکه در چاپ کیورتن، بخش اسلام ۱۳۵ صفحه و بخش یهودیان و مسیحیان ۱۸ صفحه است. بخش فیلسوفان نیز ۱۸۰ صفحه را دربرمیگیرد که نزدیک به نیمی از آن به ابنسینا اختصاص دارد، درحالیکه بخش ادیان هند تنها ۱۵ صفحه است.[۸] برخی پژوهشگران، توجه گسترده او به فلسفه را نشانه قرابتش با سنت شیعی دانستهاند. به گزارش منابع، تفاوت حجم بخشهای کتاب گاه ناشی از تصمیم آگاهانه مؤلف و گاه نتیجه دسترسی نداشتن به منابع بوده است.[۹]
شهرستانی مسلمانان را به دو گروه متکلمان («اهل الاصول») و فقیهان («اهل الفروع») تقسیم کرده و متکلمان را در سه دسته معتزله، جبریه و صفاتیه؛ خوارج و مرجئه؛ و شیعیان جای داده است. او ادیان دیگر را نیز بر اساس برخورداری از کتاب معتبر دستهبندی کرده و صابئین، فیلسوفان و هندیان را بهترتیب در سه، چهار و پنج گروه بررسی کرده است.
دیدگاههای مؤلف
شهرستانی، با وجود پایبندی به روش بیطرفانه، از انتقاد به معتزله بهسبب تأثیرپذیری آنان از فلسفه اسلامی خودداری نمیکرد. او خوارج را در برخی آرای خود بدعتگذار و کیسانیه، امامیه و غلات را گمراه میدانست. وی مفاهیمی از تشیع دوازدهامامی، مانند غیبت، رجعت و بداء، را نیز نقد کرده است.[۱۰] بااینحال، برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که او به اسماعیلیه نزاری گرایش داشته است؛ زیرا به وجود امامی زنده و حاضر در جهان باور داشته و در مفاتیح الاسرار و الملل و النحل تعبیر «إلهُنا إلهُ محمّد» را به مؤمنان راستین نسبت داده است.[۱۱] همچنین، شهرستانی اثری از حسن صباح، رهبر اسماعیلی نزاری، را از فارسی به عربی ترجمه کرد.
شهرستانی در الملل و النحل، دیدگاه حنفا درباره ضرورت برخورداری پیشوایان دینی از موهبت عصمت را در برابر دیدگاه صابئین مطرح کرده است.[۱۲] او همچنین انتقادهای شیعیان از عملکرد سه خلیفه نخست در بیماری منجر به رحلت پیامبر اکرم را گزارش کرده است.[۱۳] بااینحال، در همین کتاب از امام علی(ع) با عنوان «امیرالمؤمنین» یاد کرده و حدیث «علی مع الحقّ و الحقّ معه» را نقل کرده است.[۱۴]
نگاهی به محتوا
شهرستانی کتاب الملل والنحل را با پنج مقدمه آغاز کرده است. در مقدمه نخست، چهار شیوه تقسیمبندی مردم را برمیشمارد: بر اساس اقالیم هفتگانه، جهات چهارگانه، امتها و نژادها، و آرا و مذاهب. او هدف خود از نگارش کتاب را بررسی شیوه چهارم میداند و مردم را به دو گروه کلی پیروان ادیان آسمانی، مانند مجوسیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، و پیروان مکاتب و نحلههای فکری، مانند فلاسفه، دهریه، صابئین، ستارهپرستان و بتپرستان تقسیم میکند. شهرستانی معتقد است در میان فرقههای مختلف، تنها یک فرقه اهل نجات است؛ زیرا از نظر عقل، حق در هر مسئله تنها یک چیز است و قرآن کریم و روایات نیز بر وجود گروهی هدایتیافته به حق و نجات یک فرقه از میان هفتادوسه فرقه تأکید دارند.[۱۵]
جلد دوم کتاب در پنج باب تنظیم شده است. باب دوم به فلاسفه اختصاص دارد و چهار فصل درباره حکمای سبعه، حکمای اصول، حکمای متأخر یونان و فلاسفه متأخر اسلام را دربرمیگیرد. باب چهارم، آخرین باب کتاب، به آرا و اندیشههای هند اختصاص دارد و پنج فصل دارد. فصل پایانی آن درباره حکمای هند است و کتاب با گزارشی کوتاه از ورود اسکندر به هند و برخورد او با حکمتدوستان و اهل ریاضت پایان مییابد.[۱۶]
چاپ و ترجمه
الملل و النحل نخستین بار در سالهای ۸۴۲–۸۴۳ق، بهدست افضلالدین محمد بن صدر تُرکه اصفهانی از عربی به فارسی ترجمه شد و تنقیح الأدلة و العلل فی ترجمة الملل و النحل نام گرفت. مصطفی خالقداد هاشمی نیز در سالهای ۱۰۲۰–۱۰۲۱ق، در لاهور، ترجمه دیگری از آن را با عنوان توضیح الملل منتشر کرد. نوح بن مصطفی (درگذشت: ۱۰۷۰ق) نیز این کتاب را به ترکی عثمانی برگرداند.[۱۷]
ویلیام کیورتن نخستین چاپ متن عربی الملل و النحل را در سال ۱۲۶۲ق/۱۸۴۶م در انگلستان منتشر کرد و این چاپ در سال ۱۳۰۱ش/۱۹۲۳م در لایپزیگ تجدید چاپ شد. ترجمه آلمانی کتاب به قلم تئودور هاربروکر در سال ۱۲۶۶ق/۱۸۵۰م انتشار یافت. همچنین، د. ژیماره، ژ. ژولیوه و ژ. مونو ترجمه فرانسوی کتاب را همراه با مقدمه و یادداشتهایی در سالهای ۱۳۶۵–۱۳۷۲ش/۱۹۸۶–۱۹۹۳م منتشر کردند. تصحیحهای متعددی از این اثر نیز در مصر، ایران و هند به چاپ رسیده است.[۱۸]
پانویس
- ↑ دانشنامه جهان اسلام؛ مدخل شهرستانی
- ↑ الملل و النحل، چاپ ۱۸۴۶م.
- ↑ دانشپژوه، ۱۳۴۶ش، ص۷۳–۷۴؛ ۱۳۴۷ش، ص۶۲.
- ↑ ایومارکه، ص۲۳.
- ↑ کراوس، ص۲۰۷، ش۴.
- ↑ شهرستانی، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۴۲–۴۳.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۲۹.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، چاپ کیورتن.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۳۸–۴۲.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۱۴۶، ۱۵۰–۱۵۴.
- ↑ شهرستانی، مفاتیح الاسرار، ج۲، گ۲۶۶آ؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۱۷۸؛ مونو، ۱۹۸۷–۱۹۸۸، ص۲۴۰؛ دائرةالمعارف اسلام، چاپ دوم، ذیل «al-Shahrastani».
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۱۰–۲۱۲.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۲۹–۳۰.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ج۱، ص۳۱، ۳۳.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۹–۲۰.
- ↑ شهرستانی، الملل والنحل، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۶۱۵–۶۱۶.
- ↑ شهرستانی، مقدمه جلالی نائینی، ص۱۴، ۴۷–۴۸.
- ↑ شهرستانی، مقدمه جلالی نائینی، ص۱۴–۱۵.
منابع
- محمدتقی دانشپژوه، «داعیالدعاة تاجالدین شهرستانه»، نامه آستان قدس، دورۀ ۷، ش۲ و ۳ (۱۳۴۶ش).
- محمدتقی دانشپژوه، «داعیالدعاة تاجالدین شهرستانه»، نامه آستان قدس، دورۀ ۸، ش۴ (۱۳۴۷ش).
- شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، چاپ محمدبن فتحالله بدران، قاهره، افست قم ۱۳۶۷ش.
- شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، الملل و النحل، ترجمۀ افضلالدین صدر ترکۀ اصفهانی، چاپ محمدرضا جلالی نائینی، تهران ۱۳۳۵ش.
- شهرستانی، محمدبن عبدالکریم، مفاتیحالاسرار، تهران ۱۳۶۸ش.
- EI2, s. v. "Al- shahrastānī" (by Guy Monnot); paul Kraus, "Les contreverses de Fakhr al- dīn Rāzī" ,Bulletin de L’Institut d’Égypte, vol. 18 (1935- 1936).
- yves Marquet, Le Philosophie des Ihwān al- safa, Alger, 1973.
- Guy Monnot, "Islam: exégése coranique", Annuaire de I’ecde pratique des Hautes Études 96 (1987- 1988).
- Abu al – Fath Ibn ‘Abd al- Karīm Al- shasrastānī, Kitāb al- Milal wa al – Nihal, trans, Theodor Haarbrücker in Religionspartheien und philosophen – schulen, vol. 1, Halles 1850.
- idem, Kitāb al – Milal wa al- Nihal, ed.william Cureton in Books of religions and philosophical seets, 2 vols, Leipzig 1923.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامه جهان اسلام