پرش به محتوا

قبیله بنی‌عامر

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از بنی عامر)
قبیله بنی‌عامر
اطلاعات کلی
وجه نام‌گذاریاز عامر بن صعصعه
صدر خاندانعامر بن صعصعه
بنیانگذارقیس‌ بن عیلان
خاستگاهمکه
عصراز قبل از اسلام
مکان استقرارمنطقه حجاز، اطراف مکه و مدینه
حوادثبئر معونه، یوم شِعب جَبَله، یوم خزاز، یوم الفتاة


قبیله بنی‌عامِر یکی از قبایل کهن عدنانی و از تیره‌های بزرگ هوازن است که پیشینه‌اش در شبه‌جزیره عربستان به قبل از اسلام برمی‌گردد. این قبیله به تدریج با زیاد شدن جمعیتش، به تیره‌های مختلفی تقسیم شد، و در طول مسیر تاریخی خود، از بادیه‌نشینی در نجد تا حضور در حجاز، شام، مصر و آفریقا و شرکت در فتوحات اسلامی، مسیر بلندی را پیموده است. بعد از ظهور اسلام، گروهی از بنی‌عامر به دعوت پیامبر(ص) پاسخ مثبت دادند و مسلمان شدند و برخی هم مخالفت کردند. حضور شخصیت‌های بزرگ این قبیله در جریان تشیع پررنگ است؛ از همسری پیامبر و بزرگان قریش گرفته تا درخواست جانشینی پیامبر و جنگاوری در جنگ خندق. در کربلا هم با حضور شمر، فرزندان ام‌البنین و مسلم بن عقیل درخشیدند و تا امروز عزاداری‌های منسوب به این قبیله در عراق یادشان را زنده نگه داشته است.

نسب

بنی‌عامر از قبايل بزرگ و مهم شبه جزیره و از فرزندان عامر بن صَعصَعة بن معاویة بن بكر بن هوازن، از قبایل عدنانی بودند كه از شاخه قیس‌ بن عیلان منشعب شدند.[۱] به همین خاطر، منسوبان این قبیله را عامری می‌خوانند.[۲] بدین ترتیب، در میان اجداد بنی‌عامر و پیامبر اسلام(ص) «مُضَر» مشترک است.[۳] برخی محققان نیز نسب آنان را به لؤی‌بن غالب (جد هشتم پیامبر) نسبت داده‌اند.[۴]

تیره‌ها و شاخه‌ها

از عامر بن صعصعه، چهار پسر به نام‌های: هِلال، رَبیعه، نمیر و سواءه باقی ماندند؛ که از هر کدام از آنان فرزندانی ماند که تیره‌ها و قبایل خود را تشکیل دادند.[۵] دیدگاه دیگر می‌گوید عامر دو پسر داشت به نام‌های حِسل و مَعیص و قبیله به دو شاخه‌ی بنی‌حسل و بنی‌معیص تقسیم شد.[۶]

جایگاه و روابط

ریاست در مجموعه قبایل قیس بن عیلان پس از عَدوان، فَزّاره و عَبَس، به بنی‌عامر رسید و تا پایان در میان آنان باقی ماند.[۷] آنان همچنین با یهودیان بنی‌نَضیر[۸] و بنی‌قُرَیظه[۹] روابط و اتحاد قبیله‌ای داشتند.

سکونتگاه

طبق گزارش برخی محققان تاریخ، محل سکونت این قبیله ابتدا نَجد بود، اما بعد به ناحیه‌ای از طائِف رفتند.[۱۰] به طور کلی در کتب متعدد، نواحی مختلف زندگی مردمان این قبیله، منطقه حجاز معرفی شده است. یعنی اطراف مکه و مدینه (مانند فدک، طائف و نجد)[۱۱] و برخی مکان‌هایی که نزدیک به یمن بوده است.[۱۲] برخی از منابع، گزاره‌های جزئی‌تری ارائه کرده‌اند که سکونتگاه‌های آنان در اطراف مکه در جوار کوه ابوقبیس، نزدیک شعب ابی‌طالب (که گاهی شعب بنی‌عامر نامیده شده)، و در کنار مَسعی و در نزدیکی مروه (هم‌جوار با بنی‌هاشم) بوده است.[۱۳] بعد از آن به تدریج با گسترش قبیله، به سمت شام، مصر و مناطق مغرب (شمال آفریقا) کوچ کردند.[۱۴]

جنگ‌های دوران جاهلیت

پیش از اسلام، بنی‌عامر درگیر جنگ‌های فراوان و مهمی بود که قدرت و گستردگی آن‌ها را نشان می‌دهد. آنها جنگ‌های داخلی میان قبیله‌ای بسیار داشتند،[۱۵] و برخی از مهمترین جنگ‌های اعراب در میان آنان قبل از اسلام رخداد.[۱۶] اما مهمترین جنگ‌های آنان، نبرد با سپاهیان یمنی در منطقه «تُربه»(۵۴۷م) اتفاق افتاد که در آن، عامریان، از سپاه وابسته به ابرَهَه، شکست سنگینی خوردند. برخی این جنگ را مرتبط با ماجرای اصحاب فیل دانسته‌اند.[۱۷]

اصلاح آئین و رسوم جاهلی در اسلام

عامری‌ها از قبایل بت‌پرست (مسئول نگهداری بت ذواللبا)[۱۸] و تعصب‌گرا (اهل حُمس) بودند که برخی از سنت‌های غلط آن‌ها با نزول آیاتی از قرآن، ابطال شد.[۱۹] آداب و رسومی از قبیل:

  • تغییر در شعائر حج: آن‌ها در ماه حرام، مرتکب قتل و غارت می‌شدند و سعی بین صفا و مروه یا وقوف در عرفات را از شعائر نمی‌دانستند که با نزول آیه ۲ سوره انعام اصلاح شد.[۲۰]
  • طواف عریان: آنها به دلیل اعتقاد به لزوم طواف بدون لباس، یا خود عریان طواف می‌کردند[۲۱] و یا غیر خود را مجبور به این کار می‌کردند مگر اینکه لباس از ایشان بگیرند[۲۲] که با نزول آیه ۲۶ سوره اعراف، ممنوع شد.[۲۳]
  • عدم ورود به خانه از در برای محرم: آن‌ها معتقد بودند فرد محرم نباید از در وارد خانه شود، برای همین، از پشت خانه می‌شدند راهی باز می‌کردند تا وارد منازل خود شوند. البته برخی هم گفته‌اند که حمسی‌ها این عقیده را نداشتند.[۲۴] این عقیده، با نزول آیه ۱۸۹ سوره بقره مردود شد.[۲۵]
  • محدودیت در نعمت‌ها: آن‌ها بخش‌هایی از زراعت و گوشت برخی حیوانات (مانند بَحِیرَةٍ و سائِبَةٍ و وَصِیلَة) را به دلیل عقاید جاهلی حرام می‌دانستند که با نزول آیه ۱۰۳ سوره مائده و آیه ۱۶۸ سوره بقره، این محدودیت‌های نادرست از بین رفت.[۲۶]

تعامل بنی‌عامر با اسلام

در سال‌های پیش و پس از هجرت، قبیلهٔ بنی‌عامر در بزنگاه‌های مهم دعوت به اسلام، واکنش‌هایی متفاوت از خود نشان داد. گروهی اسلام آوردند، گروهی دشمنی و آزار پیامبر و مسلمانان را در پیش گرفتند و برخی نیز موضعی بی‌طرفانه (منتظر روشن‌شدن ارتباط پیامبر و قریش) اتخاذ کردند:[۲۷]

تاریخ‌نگاران از حضور چندباره مردان و بزرگانی از بنی‌عامر نزد پیامبر و پرسش‌هایی از او درباره ماهیت و حقیقت دینش در مقایسه با ادیان دیگر الهی گزارش کرده‌اند که با شنیدن پاسخ‌های پیامبر، اسلام آوردند.[۲۸] و برخی از منابع حتی خبر از درخواست معجزه از پیامبر اسلام را گزارش داده‌اند.[۲۹] بعد از آن نیز این رویکرد تعاملی با اسلام، پر رنگ‌تر شد. پس از فتح مکه و در جنگ حنین (سال۸هجری)، گروهی از تازه‌مسلمانان این قبیله در کنار پیامبر و علیه خویشاوندان هَوازنی خود جنگیدند و پیامبر نیز برای استواری ایمانشان، آنان را از غنایم بهره‌مند ساخت؛ اینان همان مؤلَّفةُ قلوبُهم بودند که قرآن در آیهٔ ۶۰ سورهٔ توبه به آنان اشاره کرده است.[۳۰] در سال نهم هجری و در آستانهٔ حجةالوداع، هم‌زمان با ورود هیئت‌های قبایل گوناگون به مدینه، تیره‌هایی از بنی‌عامر مانند بنی‌رُؤاس و بنی‌کِلاب نیز هیئت‌هایی به مدینه فرستادند،[۳۱] و پیامبر با سه اقدام، این همکاری را تحکیم کرد: افرادی از خود همان قبیله را مأمور جمع‌آوری زکات کرد،[۳۲] به برخی از بزرگانشان هدیه داد و برای آنان نامه‌هایی در تأیید اسلامشان نوشت تا به قبیلهٔ خود ارائه کنند.[۳۳] افزون بر این، شماری از مردان و زنان این قبیله نیز در مهاجرت به حبشه شرکت داشتند.[۳۴]

در برابر این وجه همکاری‌جویانه، بخش دیگری از بنی‌عامر موضعی منفی و تمسخرآمیز در قبال گسترش اسلام اتخاذ کردند؛ آنان با نگاهی تمسخرآمیز به اسلام‌آوردن قبایل غِفار، اَسلم و جُهَینه گفتند: اگر در این دین خیری بود، ما پیش از همه آن را می‌پذیرفتیم. این نگرشِ خودبرتربینانه و انکارگرایانه چنان بود که با نزول آیهٔ ۱۱ سورهٔ اَحقاف مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفت و انعکاس روشنی از دوگانگی رفتاری این قبیله در مواجهه با دعوت اسلامی به‌شمار می‌رود.[۳۵]

بنی‌عامر پس از پیامبر اسلام

برخی از شخصیت‌های این قبیله، در دوران حوداث پس از پیامبر اسلام، به عنوان عمّال و حکّام از سوی خلفا، منصوب شده[۳۶] و گروه‌هایی از آنان در فتوحات دوره خلفا و پس از آن حضور داشتند.[۳۷]

  • در پی رحلت پیامبر، گروهی از بنی‌عامر با پیروی از طلیحة بن خویلد اسدی، پیامبر دروغینِ سرزمین نجد، از اسلام روی گردانیدند و ضمن نالایق شمردن ابوبکر،[۳۸] از دادن زکات به حکومت مدینه سر باز زدند و حتی گروهی از آن‌ها حتی از کشتن و سوزاندن برخی از کارگزاران پیامبر خودداری نکردند. ابوبکر با شنیدن خبر ارتداد بنی‌عامر، خالد بن ولید را مأمور سرکوب آنان کرد و به او فرمان قتل عام بنی‌عامر و سوزاندن آنان را داد.[۳۹] سپاه خالد نیز با به اسارت گرفتن برخی از سپاهیان ایشان و فرمانده آنان، به مدینه بازگشتند و بدین شکل شورش و ارتداد بنی‌عامر دفع گردید.[۴۰]
  • برخی منابع، تدارک دو سپاه برای جنگ به سوی زمین‌های بنی‌عامر را گزارش داده‌اند. یکی به فرماندهی ابوبکر به سوی بنی‌کلاب در ناحیه ضریه[۴۱] و دیگری به فرماندهی ضحاک بن سفیان کلابی، به سوی تیره قرطاء از بنی‌کلاب [۴۲] گزارش شده است. همچنین از سریه‌های عمر بن خطاب[۴۳] و شجاع‌ بن وهب به تربه و رکبه از زمین‌های بنی‌عامر نیز سخن رفته است.[۴۴]
  • با شروع حکومت علی(ع) و درگیری با معاویه، در هر دو سو افرادی از بنی‌عامر دیده می‌شوند.[۴۵]

ارتباط شخصیت‌های مهم بنی‌عامر با جریان تشیع

درهمان ابتدای برخورد پیامبر با قبیله بنی عامر و دعوت ایشان به اسلام، دو اتفاق مهم، در تقابل بنی عامر و اسلام افتاد. برخی از بزرگان بنی‌عامر، پشتیبانی از رسول خدا را مشروط به کسب جانشینی پیامبر کردند، اما با ناکامی در درخواست خود به دشمنی با پیامبر(ص) پرداختند:

  • حادثه اول، برخورد «بَیحَرة بن فِراس» از قبیله بنی‌عامر با پیامبر(ص) بود. بعد از آنکه پیامبر، این قبیله را دعوت به اسلام کرد، بیحره شرط اسلام آوردنش را جانشینی پیامبر عنوان کرد، اما حضرت، آن را رد کرد و این امر را از جانب خدا دانست و به همین دلیل بیحره از قبول اسلام سر باز زد.[۴۶] برخی دیگر از اهانت بَیحَرة به پیامبر و درگیری‌ طرفداران دو طرف یاد کرده‌اند که به شهادت برخی از طرفداران پیامبر ختم شد.[۴۷]
  • حادثه دوم در سال چهارم هجرت، در بِئْر مَعُونَة رخ داد. عَامِرِ بْنِ طُفَيْلِ، به ریاست هیئتی (وفد بنی‌عامر) برای دیدار با پیامبر(ص) وارد مدینه شد، و بعد از اینکه در دستیابی به دو خواسته مهم خود، مبنی بر جانشینی بعد از پیامبر و دریافت یک چهارم غنایم، ناکام ماند، پیامبر و مسلمانان را تهدید به جنگ کرد.[۴۸] با وجود آنکه گروهی از بزرگان بنی‌عامر از جمله ابوبراء ملقب به «ملاعب الاسنّه» خواستار اعزام مبلغان از پیامبر بودند، اما پیامبر به جهت تهدید عامر، مخالف این کار بود، تا اینکه عامریان امنیت مبلغان را تضمین کردند، اما در نهایت، عامربن طفیل با هم‌پیمانی بنی‌سلیم (و عدم همراهی بنی‌عامر) به قتل مبلغان اعزام شده، اقدام کرد.[۴۹]

برخی از افراد این قبیله، از شاخص‌ترین افراد حامی جریان مقابل اسلام و شیعه بودند و در مقابل آنان، برخی دیگر، در زمره یاران اسلام و تشیع محسوب می‌شدند:

  • سهیل بن عمرو: او از سران قبیله بنی‌عامر و از جمله سران اشراف باسواد مشرکان بود که به خطیب قریش نیز ملقب شده بود و مشرکان را تأمین مالی می‌‌کرد. او در صلح حدیبیه، نماینده مشرکان بود که با نوشتن جملات «بسم الله الرحمن الرحیم و محمد رسول الله» مخالفت ورزید. بعد از پیامبر(ص)، مخالفت جدی با جانشینی حضرت علی(ع) داشت و در تقویت خلافت ابوبکر بسیار کوشید و برای حمایت از او سپاه تدارک دید. وی در مجبور نمودن انصار به بیعت با ابوبکر، نقش تعیین‌کننده‌ای داشت.[۵۰]
  • عمرو‌ بن عَبدُوُدّ: از معروفترین جنگجویان عرب بود[۵۱] که در برخی منابع به شاعری او نیز اشاره شده است.[۵۲] در جنگ احزاب(خندق)، وی و پسرش حِسْل، به دست امام علی(ع) کشته شدند.[۵۳]
  • شِمْرِ بْن ذِی‌الْجَوْشَن و پدرش: او و پدرش، از خاندان ضِباب بن کلاب، از تیره‌های قبیله بنی عامر بودند.[۵۴] پدرش به خواسته پیامبر اکرم(ص) برای پذیرش اسلام اهمیتی نداد. اما پس از فتح مکه، چون مسلمانان بر مشرکان پیروز شدند، اسلام آورد.[۵۵] شمر، در جنگ صفین در سپاه امام علی(ع) بود و در مبارزه با اَدهم بن مُحرِز باهِلی (از سپاه شام)، صورتش مجروح گشت[۵۶] و اما بعدها از لشکر امام علی(ع) جدا شد و به معاویه پیوست.[۵۷] او هنگام دستگیری حُجر بن عَدی از صحابه پیامبر(ص) و از یاران امام علی(ع)، جزو کسانی بود که نزد زیاد به دروغ شهادت داد که حجر مرتد شده و شهر را به آشوب کشیده است.[۵۸] شمر در تمام مراحل واقعه کربلا، از زمینه‌سازی شهادت مسلم بن عقیل[۵۹] تا تشویق ابن زیاد به جنگ،[۶۰]، فرماندهی لشکر،[۶۱] به شهادت رساندن امام حسین(ع)، ولگدکوب کردن بدن حضرت،[۶۲] حمله به خیمه‌ها و تلاش برای شهید کردن امام سجاد(ع)،[۶۳] و رهبری حمل کنندگان سر شهداء، نقش فعال و تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.[۶۴] و در آخر توسط خونخواهان امام حسین(ع) به رهبری مختار کشته شد.[۶۵]

در میان شخصیت‌های مهم زنان ایشان نیز کسانی بودند که افتخار همراهی پیامبر در زندگی و ام‌المؤمنین شدن را داشتند و همچنین همسران برخی بزرگان عرب و برخی نیز شاعره و ادیب بودند:

همسران پیامبر(ص): پنج نفر از همسران پیامبر از این قبیله بودند از جمله: زینب دختر خزیمة بن حارث از بنی‌هلال، معروف به امّ‌المساکین.[۶۶] میمونه دختر حارث‌ بن حزن.[۶۷] کلابیه [۶۸] شاعه دختر رفاعه از بنی‌کلاب[۶۹] و ضباعه دختر عامربن قُرْط از بنی‌کعب[۷۰] ام‌البنین همسر علی بن ابی طالب(ع) و مادر ابوالفضل العباس(ع)،[۷۱] شمر که با‌ ام البنین، مادر حضرت عباس ، که هم قبیله بود، فرزندان ام البنین را نیز از قبیله خود دانست و خواهر زاده خطاب کرد، هرچند آنان اهمیتی به شمر و امان نامه او ندادند،[۷۲]، و همسری هم برای مسلم بن عقیل یاد شده که از قبیله بنی‌عامر بوده و بنابر نقلی، فرزندانی از او نیز در واقعه کربلا شهید شده‌اند.[۷۳] و امّ سعید همسر عقیل‌ بن ابی‌طالب‏،[۷۴] و صفیّه همسر عبدالمطّلب‏،[۷۵] اشاره کرد.

بعد از همه این تعاملات و مواجهات این قبیله با تشیع در جریان تاریخ، هنوز هم تعامل این قبیله در عزاداری اربعین امام حسین(ع) و یارانش با جریان تشیع ادامه دارد که می‌توان تبلور آن را در دسته عزاداری بنی‌عامر(موکب بنی‌عامر در بصره)، که یکی از بزرگ‌ترین گروه‌های عزاداری اربعین در عراق است را دید.[۷۶] این دسته هر ساله از ابتدای ماه صفر از بصره حرکت کرده و در تاریخ ۱۹ صفر در کربلا و بین‌الحرمین مستقر می‌شود تا آیین‌های اربعین را برگزار کند. [۷۷]

پانویس

  1. کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۱۹۴ و ج۲، ص۷۰۸؛ الدِّینَوری، المعارف، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۷۹-۸۷؛ ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۱؛ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸ و ص۶۶۰.
  2. ابن‌حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۱۱.
  3. البری، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشره، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۲۳.
  4. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲؛ منتظرالقائم و سميعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قریش به اسلام»، ص۱۲۰.
  5. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۲۷۲؛ البرّی، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشره،۱۴۰۳ق، ج۱، ص۳۸۲.
  6. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب،۱۳۷۷ش، ج۱، ص۱۶۶؛ کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش،ج۱، ص۲۷۱ و ج۳، ص۱۱۲۵؛ منتظرالقائم و سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قریش به اسلام»، ص۱۲۱.
  7. احمدبن ابی‌یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  8. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۹۰؛ الواقدی، المغازی،۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۴.
  9. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
  10. کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۰۸.
  11. کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ج۳، ص۹۸۹ و ص۱۱۹۵ و ص۱۲۲۱؛ المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، جوادعلی، بی‌تا، ج۶، ص۱۸۸.
  12. الحموی، معجم البلدان، بی‌تا، ج۱، ص۱۹۰.
  13. منتظرالقائم و سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قریش به اسلام»، ص۱۲۱.
  14. کحالة، معجم قبایل العرب، ۱۳۷۳ش، ص۱۲۲۱.
  15. کحالة، معجم قبایل العرب،۱۳۷۳ش، ج۱، ص۳۲۸.
  16. الحموی، معجم‏ البلدان، بی‌تا، ج۲، ص۱۰۴.
  17. جوادعلی، المفصل،بی‌تا، ج۶، ص۱۸۵.
  18. الحموی، معجم البلدان، بی‌تا، ج۵، ص۹؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۲۱۴.
  19. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص ۲۰۰؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص ۳۶۳؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۲، ص۸۴.
  20. تفسیر مقاتل‌بن سلیمان، مقاتل، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۱، ص۴۴۸.
  21. مقاتل‌بن سلیمان، تفسیر مقاتل‌بن سلیمان، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۲، ص۳۲.
  22. البغدادی، المنمق فی اخبار قریش، بی‌تا، ج۱، ص۱۲۸؛ جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۳۶۵.
  23. مقاتل‌بن سلیمان، تفسیر مقاتل‌بن سلیمان، ۱۴۲۳ق‏، ج‏۲، ص۳۲.
  24. جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص ۳۷۲؛ مجمع‏ البیان، ۱۳۷۲ش‏، ج ۲، ص ۵۰۸.
  25. المیزان، طباطبایی، ۱۳۹۰ق‏، ج‏۲، ص۵۶.
  26. جوادعلی، المفصل، بی‌تا، ج۱۱، ص۲۰۶؛ مجمع البیان، طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج‏۱، ص۴۵۹.
  27. مرکز فرهنگ و معارف قرآن‏، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، ۱۳۸۵ش‏، ج‏۳، ص۳۲۲.
  28. ابن عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۶۶-۴۷۳.
  29. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۳۶۲.
  30. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۴۹۴-۴۹۵.
  31. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴؛ ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۹۷.
  32. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۶۳.
  33. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰۰-۳۰۴.
  34. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۳۶۲.
  35. التبیان، الطوسی، بی‌تا، ج۹، ص۲۷۳.
  36. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۴۱، ص۱۴۱.
  37. ابن الأثیر، اسدالغابه، ج۲، ص ۳۱۳.
  38. ابن‌اعثم، الفتوح، بی‌تا، ج۱، ص۱۲.
  39. ابویعلی، مسندابی یعلی،۱۳۶۸ش، ج۱۳، ص۱۴۶.
  40. طبری، تاریخ الرسل والملوک، ۱۸۷۹م، ج۳، ص۲۶۶.
  41. المسعودی، التنبیه و الاشراف، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  42. ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۱۶۲؛ ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۹۸.
  43. المسعودی، التنبیه و الاشراف، بی‌تا، ج۱، ص۲۲۷.
  44. ابن‌سعد، الطبقات،۱۴۱۰ق، ج۳، ص۹۴.
  45. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۱۸، ص۴۴۷ و ج۱۹، ص۳۴ و ج۴۰، ص۲۸۶.
  46. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۱، ص۴۲۴.
  47. ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۱۴۱.
  48. ابن‌شبه، تاریخ المدینه، بی‌تا، ج۲، ص۵۱۹؛ ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۱۰؛ الحمیری، السیرة النبویه، بی‌تا، ج۲، ص۵۶۸.
  49. الحمیری، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۲، ص۱۸۴ و ص۱۸۶؛ الواقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۶۳.
  50. منتظرالقائم و سمیعی،«بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قریش به اسلام»، ص۱۲۶.
  51. ابن کثیر، البدایه والنهایه، بی‌تا، ج۴، ص۱۰۵
  52. ابوالفتوح رازی،‏ روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ۱۴۰۸ق‏، ج‏۱۵، ص۳۵۶.
  53. الحمیری، ابن هشام، السیرة النبویة، بی‌تا، ج۳، ص۷۳۲.
  54. ابن عبد ربه، العقد الفرید،بی‌تا، ج۳، ص۳۰۶.
  55. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۲۳، ص۱۸۷.
  56. الطبری، تاریخ الطبری، ۱۸۷۹م، ج۴، ص۲۰.
  57. مفید، الاختصاص، ۱۴۱۳ق، ص۱۳۹.
  58. الطبری، ابن جریر، تاریخ الطبری تاریخ الرسل والملوک وصله تاریخ الطبری، بی‌تا، ج۵، ص۲۷۰.
  59. ابومخفف، وقعة الطف، ۱۳۶۷ش، ص۱۲۳.
  60. ابومخفف، وقعة الطف، ۱۳۶۷ش، ص۱۸۷.
  61. البلاذری، انساب الاشراف للبلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۸۷؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق‏، ج۲، ص۸۸.
  62. البلاذری، انساب الاشراف للبلاذری، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۱۹ و ص۲۰۴؛ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۸، ص۳۲۲.
  63. طبری، تاریخ طبری، ۱۸۷۹م، ج۵، ص۴۵۴.
  64. طبری، تاریخ طبری،۱۸۷۹م، ج۵، ص۴۶۸.
  65. البلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۴۰۷.
  66. طبری، المنتخب، بی‌تا، ج۱، ص۸۸.
  67. الحمیری، السیرة النبویة، دارالمعرفة، ج۲، ص۶۴۶.
  68. طبری، المنتخب، بی‌تا، ج۱، ص۱۰۳.
  69. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۱۶۶.
  70. ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ۱۴۱۵ق،ج۳، ص۲۴۴.
  71. الدِّینَوری، المعارف، ۱۹۹۲م، ج۱، ص۸۸.
  72. .مفید، الارشاد، قم ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۸۹.
  73. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۹۷۴م، ج۲ ص ۷۰ و ج۶، ص۴۰۷-۴۰۸.
  74. الواقدی، طبقات،۱۴۱۰ق، ج۴، ص۳۱.
  75. ابن‌اثیر، اسد الغابة،۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۲.
  76. موکب “بنی‌عامر” یحیی زیارة الأربعین برفع آیات من القرآن، مرکز الاسلام الاصیل للثقافة والاسلام؛ «ما الذی یمیز موکب بنی عامر وسط ملایین الزائرین؟»، العتبة الحسینیة المقدسة.
  77. «بنی‌عامر بزرگ‌ترین موکب اربعین همراه با هنر و فنون تجسمی»، خبرگزاری ابنا؛ «عزاداری دسته معروف بنی‌عامر در بین‌الحرمین»، پایگاه اطلاع‌رسانی هیأت رزمندگان اسلام.

منابع

  • ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن‏، مصحح: ناصح، محمدمهدی‏ و یاحقی، محمدجعفر، مشهد مقدس،‏ آستان قدس رضوی(بنیاد پژوهشهای اسلامی)‏، چاپ اول، ۱۴۰۸ق‏.
  • ابن‌أعثم الکوفی، أحمدبن محمد بن علی، الفتوح، بیروت، دارالندوة الجدیدة، بی‌تا.
  • ابن‌الأثیر، عزالدین علی‌ بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، دارالفکر، بیروت، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌الأثیر، عزالدین علی‌ بن محمد، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، طهران، اسماعیلیان، بی‌تا.
  • ابن‌حبان، محمد، الثقات، زیر نظر محمد عبد المعید خان مدیر دائرة المعارف العثمانیة، حیدر آباد دکن هند، دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، ۱۳۹۳ق.
  • ابن‌حزم، علی‌ بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۳۷۷ش.
  • ابن‌سعد، محمدبن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، ریاض، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • ابن‌عساکر، تاریخ دمشق، ابوالقاسم علی‌بن الحسن،المحقق: عمرو بن غرامة العمروی، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌قتیبة، المعارف، ابن‌قتیبة الدینوری، القاهرة، الهيئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲م.
  • ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعیل‌ بن عمر بن کثیر القرشی البصری ثم الدمشقی، البدایة و النهایة، داارالفکر، ۱۴۰۷ق.
  • ابن‌‏ناقیا، عبدالله بن محمد، الجمان فی تشبیهات القرآن(ترجمه)، مترجم و محقق: میر لوحی، علی‏، مشهد، آستان قدس رضوی(بنیاد پژوهشهای اسلامی)‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۴ش‏.
  • البلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار، ریاض الزرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • البلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، قاهرة، مکتبة النهضة المصریة، ۱۹۵۶م.
  • التلمسانی(البری)، محمد بن ابی‌بکر، الجوهرة فی نسب النبی و اصحابه العشرة، ریاض، دارالرفاعی، ۱۴۰۳ق.
  • الحموی الرومی البغدادی، شهاب الدین ابی‌عبدالله یاقوت‌بن عبدالله، معجم البلدان، المکتبة العلمیة، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی‌تا.
  • الحمیری، ابن‌هشام، السیرة النبویة، دارالمعرفة، بی‌جا، بی‌تا.
  • الدینوری، عبدالله‌ بن مسلم(ابن قتیبة)، الشعر والشعراء(طبقا‌ت‌ الشعراء)، محقق، شاکر، احمد محمد، دار الاثار، قاهره، ۱۳۸۹ش.
  • الذهبی، شمس الدین، سیر اعلام النبلاء، المحقق:مجموعة من المحققین بإشراف الشیخ شعیب الأرناؤوط، مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، ۱۴۰۵ق.
  • الطبری، محمد بن جریر، المنتَخب من ذیل المذیل من تاریخ الصحابة والتابعین، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بی‌تا.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری(تاریخ الرسل و الملوک وصله تاریخ الطبری)، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری(تاریخ الامم و الملوک)، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۸۷۹م.
  • العصفری، خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفة، محقق:بقی‌بن مخلد، زکار، سهیل، بیروت، دارالفکر.۱۴۱۴ق.
  • المسعودی، علی‌بن الحسین، التنبیه و الاشراف، دارصعب، بیروت، بی‌تا.
  • النمیری البصری، ابوزید عمربن شبه، تاریخ المدینة المنورة (اخبار المدینة النبویة)، فهیم محمد شلتوت، چاپ دوم، بی‌تا.
  • الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، محقق: جونز، مارزدن‌، ۱۴۰۹ق.
  • جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • رازی، ابوالفتوح حسین‌ بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن‏، مصحح: ناصح، محمدمهدی؛ یاحقی، محمدجعفر، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی‏، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.‏
  • زوزنی، حسین بن احمد، شرح المعلقات السبع، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۸۳ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن‌ بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
  • شبستری، عبدالحسین‏، أعلام القرآن، قم‏، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم‏، چاپ اول، ۱۳۷۹ش.‏
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق.
  • طبرسی، فضل‌ بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، یزدی طباطبایی، فضل الله، رسولی، هاشم، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • طوسی، محمدبن حسن‏،(۴۶۰ ه. ق‏)، التبیان فی تفسیر القرآن‏، مصحح: عاملی، احمد حبیب‏، بیروت‏، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بی‌تا.
  • کحالة، عمر رضا، معجم قبائل العرب، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۳۷۳ش.
  • مجلسی، محمدباقربن محمدتقی‏، بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الأطهار، محقق: علوی، عبدالزهراء، محمودی، محمدباقر،بیروت،‏ دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا.
  • محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامه امام حسین علیه السلام بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث، ۱۳۸۸ش.
  • مرکز فرهنگ و معارف قرآن‏، اعلام قرآن از دایره المعارف قرآن کریم، قم‏، بوستان کتاب قم(انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، چاپ اول، ۱۳۸۵ش‏.
  • مسند ابی‌ یعلی، ابویعلی الموصلی احمدبن علی‌بن المثنی، دارالمأمون للتراث، دمشق، ۱۳۶۸ش.
  • معرفت، محمدهادی، ‏التمهید فی علوم القرآن، قم‏، مرکز مدیریت‏ حوزه علمیه قم، چاپ سوم، ۱۴۱۰ق.
  • مفید، محمد بن محمد، الاختصاص، مصحح:غفاری، علی اکبر و محرمی زرندی، محمود، قم، ‏الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق‏‏.
  • مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، قم‏، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق‏،‏.
  • مقاتل‌بن سلیمان، تفسیر مقاتل‌بن سلیمان، شحاته، عبدالله محمود، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، اول، ۱۴۲۳ق.
  • منتظرالقائم، اصغر و محمدعلی، سمیعی، «بررسی علل گروش و نگرش خاندان بنی‌عامر قریش به اسلام»، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، مجله تاریخ اسلام در آینه پژوهش، سال نهم، شماره دوم، ج۳۳، پاییز و زمستان ۱۳۹۱.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، چاپ اول، بی‌تا.