کاربر:Sultanmoradi/صفحه تمرین
تعریف شایعه و شایعهپراکنی
به گفتۀ نویسنده مقاله، شایعه از مهمترین شیوههای جنگ روانی و ترویج یک خبر ساختگی دور از واقعیت است که با اهدافی سیاسی، اقتصادی یا نظامی همراه است.[۱] همچنین شایعه یک پدیدۀ اجتماعی میان یک گوینده و شنونده است که در سه گام ادراک، یادآوری و ارائه گزارش ممکن است محتوایش تغییر کند.[۲] نویسنده مقاله شایعهپراکنی را نشر و اشاعۀ اخبار کذب و بیاساس در میان مردم تعریف کرده است. قرآن کریم در این باره میفرماید: «وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ».[۳] امام علی علیهالسلام نیز در نکوهش این عمل فرمودند: «لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِّ مَا سَمِعْتَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً».[۴]
شایع پراکنی از منظر احادیث
بر اساس روایات، کذب بهعنوان پدیدهای ناپسند که با ایمان سازگاری ندارد، معرفی شده است. به گفتۀ امام علی (ع)، امام اول شیعیان در قرن اول هجری، دروغ از ایمان جدا و با آن بیگانه است: «الكذب مجانب الإيمان».[۵]
در این احادیث به افزایش دروغگویی در میان مردم و کاهش راستگویی اشاره شده که نشاندهنده هشداری جدی درباره آسیبهای اجتماعی ناشی از شایعات و اخبار نادرست است. به گفتۀ امام علی (ع):
«قد ظهر أهل الشر و بطن أهل الخير و فاض الكذب و غاض الصدق»؛ اهل شر آشکار و اهل خیر پنهان شدهاند و دروغ سرازیر شده و راستی کاستی گرفته است.[۶]
«غاض الصدق في الناس و فاض الكذب و استعملت المودة باللسان و تشاحنوا بالقلوب»؛ راستی در میان مردم کاستی گرفته و دروغ فزونی یافته و دوستی با زبان به کار گرفته شده، در حالی که در دلها کینه و دشمنی است.[۷]
«قد كثر الكذب حتى قل من يوثق به»؛ دروغ آنقدر زیاد شده که افراد قابل اعتماد اندک شدهاند.[۸]
احادیث به این نکته مهم اشاره دارند که دروغگویی و شایعهپراکنی میتواند منجر به بیاعتمادی در جامعه و تضعیف روابط انسانی شود. این هشدارها فرد را به هوشیاری و دقت در پذیرش و انتقال اخبار دعوت میکند. به گفتۀ امام علی (ع)، دروغ چنان فزونی مییابد که فرد برای شهادت دادن پیش از آنکه از او خواسته شود، عجله میکند.[۹]
بر اساس روایات، پدیدۀ دروغبستن به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) از همان زمان حیات ایشان وجود داشته است.
به گفتۀ امام علی (ع) به نقل از پیامبر اکرم (ص): «قد كثرت علي الكذابة فمن كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار»؛ دروغبستن بر من بسیار شده است، پس هر که عمداً بر من دروغ ببندد، جایگاهش را در آتش دوزخ آماده سازد.[۱۰]
به گفتۀ امام صادق (ع)، امام ششم شیعیان در قرن دوم هجری، همواره افرادی بودهاند که بر ایشان دروغ میبستند.[۱۱] همچنین ایشان اهل دنیا را کسانی معرفی کرده که دروغ را آشکار ساختهاند.[۱۲]
از منظر قرآن
«وَ إِذٰا جٰاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذٰاعُوا بِهِ
«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفٰاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ »
قرآن کریم میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِينَ »؛ ای افراد باایمان! هرگاه فاسقی خبری برای شما آورد، در خبر وی تحقیق کنید، مبادا (براثـر گزارش بیاساس او) ندانسته به گروهی آسیب برسانید و بعداً از کرده خود پشیمان شوید. [نظام اخلاقی اسلام, ج. 1, ص. 51]
☁دولت و امت اسلامی موظفند در درجۀ نخست، در مورد اخبار و اطلاعات، با دقت و احتیاط رفتار کنند و جز اخبار موثق و علمآور نپذیرند. قرآن مجید در این باره میفرماید: «وَ لَا تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤٰادَ كُلُّ أُولٰئِكَ كٰانَ عَنْهُ مَسْئُولاً »؛ آنچه را که بدان علم نداری، پیروی نکن چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. اخلاق سیاسی, ج. 1, ص. 157
احکام فقهی شایعهپراکنی
شایعهسازی و شایعهپراکنی از منکرات و گناهان بزرگ اجتماعی است. شایعه در طول تاریخ، حربۀ سیاستمداران ستمپیشه برای تخریب شخصیتها، دامن زدن به تفرقه و عقبماندگی ملتها بوده است. اسلام با معرفی شایعهسازان به عنوان «مرجفون» و همردیف منافقان، کاملاً با آن مخالفت کرده است.[۱۳] قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفٰاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ».[۱۴] قرآن کریم شایعهپراکنان (مرجفون) را در ردیف منافقان قرار داده و وعده داده که اگر دست برندارند، دستگیر و اعدام خواهند شد.[۱۵]اسلام دستور میدهد تنها خبر افراد عادل و موثق پذیرفته شود.[۱۶] قرآن کریم میفرماید: «يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا...».[۱۷] این آیه بیانگر وجوب بررسی خبر فاسق، حجیت خبر عادل و لزوم هشیاری جامعه در قبال اخبار مهم است.[۱۸]
شایعهپراکنی مصداق چند عنوان حرام فقهی است:
- کذب: کذب خبری است که با واقعیت مطابقت ندارد یا واقعیتی برای آن موجود نیست.[۱۹] پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «کسی که آگاهانه به من نسبت دروغ بدهد، جایگاهش دوزخ است».[۲۰]
- بهتان (تهمت): بهتان نسبت دادن کاری نکرده به مؤمن است که گناهش بزرگتر از غیبت است.[۲۱] قرآن کریم میفرماید: «وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً».[۲۲] پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز فرمودند: «کسی که به مرد یا زن با ایمان بهتان بزند... خداوند او را بر تلی از آتش قرار میدهد».[۲۳]
- افشای اسرار مؤمن: فقها به حرمت افشا و اشاعۀ سرّ مؤمن حکم دادهاند.[۲۴]
احکام اخلاقی شایعهپراکنی
شایعهپراکنی، غیبت و تهمت، از مصادیق بارز بیحیثیت کردن مسلمانان و ظلمی بزرگتر از تصرف در اموال است.[۲۵] رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «بدترین مراتب رباخواری از بین بردن آبروی مسلمانی است».[۲۶] امام علی علیهالسلام نیز میفرماید: «بهتان بر بیگناه از آسمان سنگینتر است».[۲۷] بیش از نود درصد شایعهها تهمت است، نه غیبت. غیبت بیان عیب موجود است و تهمت، نسبت دادن عیب ناموجود.[۲۸] امام صادق علیهالسلام فرمود: «کسی که مؤمنی را به چیزی که در او نیست غیبت (تهمت) کند، غیبتکننده در آتش جاودانه خواهد بود».[۲۹] این گناه میتواند زندگی و آبروی جمعیتی را نابود، یا آتش جنگ را میان دو گروه شعلهور سازد.[۳۰] امام صادق علیهالسلام میفرماید: «وقتی مؤمن به برادرش تهمت زند، ایمان از دلش زدوده میشود».[۳۱] قرآن کریم تهمتزنندگان به زنان پاکدامن مؤمن را در دنیا و آخرت لعنت شده میداند.[۳۲]
اهمیت مبارزه با شایعات
بر انسان لازم است با دیدن شایعهپراکنی، با تلطف و استدلال از آبروی برادر دینی خود دفاع کند.[۳۳] امام علی علیهالسلام فرمود: «باطل آنست که بگویی شنیدم و حق آنست که بگویی دیدم».[۳۴] بر همگان واجب است با دقت و احتیاط با اخبار برخورد کرده و جز اخبار علمآور نپذیرند. قرآن کریم میفرماید: «وَ لَا تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ...».[۳۵] امام علی علیهالسلام نیز میفرماید: «لَا تُخْبِرَنَّ إِلَّا عَنْ ثِقَةٍ فَتَكُونَ كَذَّاباً».[۳۶] اسلام تأکید دارد که اخبار باید به اهل استنباط عرضه و پس از احراز صحت، منتشر شود و برای کسانی که با اخبار دروغ در جامعه ناامنی ایجاد میکنند، کیفری سخت معین شده است.[۳۷]
امروزه صنعت چاپ و مطبوعات در استخدام شایعهسازان سودجو برای نشر دروغ و تباهی آبروی افراد درآمده است. متأسفانه بیاحتیاطی در نقل گزارشهای غلط به برخی از رسانهها نیز راه یافته است.[۳۸]
پانویس
- ↑ روانشناسی و تبلیغات، ج۱، ص۳۵۱؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ روانشناسی و تبلیغات، ج۱، ص۳۵۱؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ سوره نساء، آیه ۸۳.
- ↑ احکام دو دقیقهای، ج۳، ص۱۲۳؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ تمیمی آمدی، عیون الحکم، ج۱، ص۳۰.
- ↑ تمیمی آمدی، عیون الحکم، ج۱، ص۳۶۶.
- ↑ تمیمی آمدی، عیون الحکم، ج۱، ص۳۴۸.
- ↑ تمیمی آمدی، عیون الحکم، ج۱، ص۳۶۶.
- ↑ ابن أبی جمهور، عوالی اللئالی، ج۱، ص۱۲۳.
- ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۶۲؛ ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة (کتاب سلیم)، ج۲، ص۶۲۰.
- ↑ علامه حلی، رجال العلامة الحلي، ج۱، ص۶۲.
- ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۰۱.
- ↑ الأساس فی التفسیر، ج۹، ص۵۴۰۵.
- ↑ سوره نور، آیه ۱۹.
- ↑ سوره احزاب، آیات ۶۰-۶۱؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ نظام اخلاقی اسلام، ج۱، ص۵۱.
- ↑ سوره حجرات، آیه ۶.
- ↑ تفسیر راهنما، ج۱۷، ص۴۶۴.
- ↑ رسائل الشریف المرتضی، ج۲، ص۲۸۰؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ الأساس فی التفسیر، ج۹، ص۵۴۰۵.
- ↑ اخلاق اهل البیت علیهم السلام، ج۱، ص۱۵۴؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ سوره نساء، آیه ۱۱۲.
- ↑ نقطههای آغاز در اخلاق عملی، ج۱، ص۲۲۲؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ موسوعة الفقه الإسلامی المقارن (هاشمی شاهرودی)، ج۲، ص۵۵۸؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ اخلاق فرماندهی و فرمانبری، ج۱، ص۵۷.
- ↑ اخلاق فرماندهی و فرمانبری، ج۱، ص۵۷؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ تفسیر راهنما، ج۱۷، ص۴۶۴.
- ↑ دروس اخلاق، ج۲، ص۱۴؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ المکاسب، ج۱، ص۴۷؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ نظام اخلاقی اسلام، ج۱، ص۵۱؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ تفسیر راهنما، ج۱۷، ص۴۶۴.
- ↑ سوره نور، آیه ۲۳؛ تفسیر بلاغ، ج۴، ص۶۰.
- ↑ دروس اخلاق، ج۲، ص۱۴؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ قلب سلیم، ج۲، ص۵۴۸؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ سوره اسراء، آیه ۳۶.
- ↑ احکام دو دقیقهای، ج۳، ص۱۲۳؛ من وحی القرآن، ج۲۱، ص۱۴۰.
- ↑ الأساس فی التفسیر، ج۹، ص۵۴۰۵.
- ↑ تفسیر راهنما، ج۱۷، ص۴۶۴.
منابع
- قرآن کریم.
- نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح.
- ابناثم، الفتوح، بیتا، ج۴.
- الاساس فی التفسیر، ج۹.
- البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۱.
- تفسیر بلاغ، ج۴.
- تفسیر راهنما، ج۱۷.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم و درر الکلم.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم: مؤسسه آل البیت علیهمالسلام.
- رسائل الشریف المرتضی، ج۲.
- روانشناسی و تبلیغات (با تأکید بر تبلیغ دینی)، ج۱.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، کمالالدین و تمام النعمه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۵ق.
- صدر، سید محمد، تاریخ الغیبة الصغری، ۱۴۱۲ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، شیعه در اسلام، ۱۳۸۳ش.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ۱۳۸۶ق.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة.
- مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، ۱۹۶۵-۱۹۷۴م.
- مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، ۱۳۸۵ش.
- مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن.
- من وحی القرآن، ج۲۱.
- موسوعة الفقه الإسلامی المقارن (هاشمی شاهرودی)، ج۲.
- نقطةهای آغاز در اخلاق عملی، ج۱.
- نظام اخلاقی اسلام، ج۱.
- Arjomand, Said Amir, "ḠAYBA", Encyclopædia Iranica, 2024.
- تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، ج۱.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافي، ج۱.
- عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج۲.
- علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال العلامة الحلي، ج۱.
- ابن أبی الحدید، شرح نهج البلاغة (دربردارنده کتاب سلیم بن قیس)، ج۲.
- ابن أبی جمهور، محمد بن علی، عوالي اللئالي، ج۱.