پرش به محتوا

کاربر:H.shamloo/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
H.shamloo (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۹: خط ۴۹:


===منتقدان و نقدها===
===منتقدان و نقدها===
وجود منتقدان فراوان با گرایش‌های متفاوت برای ابن‌عربی را نشانه جایگاه برجسته و تأثیرگذاری ابن‌عربی قلمداد شده است.<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۵۸-۵۵۹.</ref> به غیر از برخی عالمان اهل‌سنت، عالمانی از شیعه، چون [[محمدمحسن فیض کاشانی|فیض کاشانی]]،<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص۶۰۵-۶۰۶.</ref> [[شیخ حر عاملی|حر عاملی]]،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۵.</ref> [[محمدباقر مجلسی]]،<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.</ref> [[اسماعیل بن محمدحسین مازندرانی|ملا اسماعیل خواجویی]]،<ref>بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، ص</ref> [[سید محمدباقر خوانساری]]<ref>خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۰-۶۱.</ref>، [[میرزا حسین نوری|محدث نوری]]،<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۳۹-۲۴۱.</ref> و [[سید جلال‌الدین آشتیانی]]،<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۵۰.</ref> از منتقدان ابن‌عربی به‌شمار رفته‌اند.<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص</ref> منتقدان شیعه ابن‌عربی وحدت وجود (حلول، اتحاد، تجسیم)،<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۱. </ref> اعتقاد به افضلیت خلفای سه‌گانه بر امام علی(ع)،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.</ref> تقدیس دشمنان اهل‌بیت(ع)،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰.</ref> سخنان خلاف عقل<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۴.</ref> و خلاف شرع،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.</ref> خاتم الولیاء دانستن خود،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳.</ref> توهین به مقدسات<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.</ref> و توهین به شیعیان (فریفته شیطان دیدن<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳.</ref> و به‌شکل خوک دیدن آنان)<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۴۴.</ref> از جمله زمینه‌های انتقاد خود قرار داده‌اند.   
وجود منتقدان فراوان با گرایش‌های متفاوت برای ابن‌عربی را نشانه جایگاه برجسته و تأثیرگذاری ابن‌عربی قلمداد شده است.<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۵۸-۵۵۹.</ref> به غیر از برخی عالمان اهل‌سنت، عالمانی از شیعه، چون [[محمدمحسن فیض کاشانی|فیض کاشانی]]،<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص۶۰۵-۶۰۶.</ref> [[شیخ حر عاملی|حر عاملی]]،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۵.</ref> [[محمدباقر مجلسی]]،<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.</ref> [[اسماعیل بن محمدحسین مازندرانی|ملا اسماعیل خواجویی]]،<ref>بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، تعلیقات خواجویی، ص۱۶۰-۱۶۱.</ref> [[سید محمدباقر خوانساری]]<ref>خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۰-۶۱.</ref>، [[میرزا حسین نوری|محدث نوری]]،<ref>محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۳۹-۲۴۱.</ref> و [[سید جلال‌الدین آشتیانی]]،<ref>قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۵۰.</ref> از منتقدان ابن‌عربی به‌شمار رفته‌اند.<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص</ref> منتقدان شیعه ابن‌عربی وحدت وجود (حلول، اتحاد، تجسیم)،<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۱. </ref> اعتقاد به افضلیت خلفای سه‌گانه بر امام علی(ع)،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.</ref> تقدیس دشمنان اهل‌بیت(ع)،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰.</ref> سخنان خلاف عقل<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۴.</ref> و خلاف شرع،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.</ref> خاتم الولیاء دانستن خود،<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳.</ref> توهین به مقدسات<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.</ref> و توهین به شیعیان (فریفته شیطان دیدن<ref>حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳.</ref> و به‌شکل خوک دیدن آنان)<ref>مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۴۴.</ref> از جمله زمینه‌های انتقاد خود قرار داده‌اند.   


برای ابن‌عربی منتقدانی نیز در میان صوفیان نشان داده‌اند؛ از جمله مشهورترین آنان، از صوفیان اهل‌سنت، علاء‌الدوله سمنانی (درگذشت: ۷۳۶ق)<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۸۳-۵۸۹.</ref> و در میان شیعیان [[سید حیدر آملی]].<ref>سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۵.</ref> سید حیدر آملی با آنکه از مشهورترین شارحان شیعه ابن‌عربی است، نظر او را درباره مصداق خاتم اولیاء نپسندیده است.<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۸۲.</ref> بر ابن‌عربی نقدهای دیگری چون تأویل‌گرایی بی‌ضابطه،<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۳-۵۴ ؛ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۲۹-۱۳۱.</ref> وجود مغالطات منطقی در برخی استدلال‌هایش،<ref>ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۱-۱۳۴.</ref> عدم ارائه دلیل بر مدعیاتش،<ref>پورجوادی، «ابن‌عربی و فصوص الحکم»، ص۱۲۱؛ ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۵-۱۳۶.</ref> زبان مبهم در آثارش<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۵-۵۷.</ref> وارد شده است.
برای ابن‌عربی منتقدانی نیز در میان صوفیان نشان داده‌اند؛ از جمله مشهورترین آنان، از صوفیان اهل‌سنت، علاء‌الدوله سمنانی (درگذشت: ۷۳۶ق)<ref>جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۸۳-۵۸۹.</ref> و در میان شیعیان [[سید حیدر آملی]].<ref>سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۵.</ref> سید حیدر آملی با آنکه از مشهورترین شارحان شیعه ابن‌عربی است، نظر او را درباره مصداق خاتم اولیاء نپسندیده است.<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۸۲.</ref> بر ابن‌عربی نقدهای دیگری چون تأویل‌گرایی بی‌ضابطه،<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۳-۵۴ ؛ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۲۹-۱۳۱.</ref> وجود مغالطات منطقی در برخی استدلال‌هایش،<ref>ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۱-۱۳۴.</ref> عدم ارائه دلیل بر مدعیاتش،<ref>پورجوادی، «ابن‌عربی و فصوص الحکم»، ص۱۲۱؛ ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۵-۱۳۶.</ref> زبان مبهم در آثارش<ref>ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۵-۵۷.</ref> وارد شده است.

نسخهٔ ‏۳ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۴۲

ابن‌عربی

جایگاه و تأثیر

مُحْیی‌الدین ابن‌عربی، مشهور به شیخ اکبر، از بزرگ‌ترین صوفیان اسلامی[۱] و یکی از مشهورترین، مؤثرترین و بحث‌برانگیزترین متفکران اسلامی قلمداد شده است.[۲] به نظر مرتضی مطهری، در عرفان، نه پیش و نه پس از ابن‌عربی کسی به پایه‌اش نرسیده است؛ زیرا در زمان او عرفان اسلامی دچار جهش شد و به نهایت کمال خود رسید.[۳]

از نظر ویلیلم چیتیک، متخصص عرفان اسلامی، ابن‌عربی تفسیرهای عمیق و چالش‌برانگیزی از تمام عقاید بنیادی نظری و عملی اسلام ارائه کرده است.[۴] بعضی محققان، با بررسی برخی از این تفسیرها همانندی‌هایی میان آنها و برخی معارف شیعه یافته‌اند و آن را نشانی بر تأثیرپذیری او از معارف و منابع شیعه به‌شمار برده‌اند.[۵] هانری کربن این همانندی و تأثیرپذیری را عاملی دانسته که برخی اندیشمندان شیعه آموزه‌های ابن‌عربی از آن خود بدانند.[۶] با این حال، کربن تأکید می‌کند که این وضعیت مانع از آن نشده که آنان برخی از تعالیم او را، که خلاف عقاید بنیادی تشیع بود، نقد و رد نکنند.[۷]

پیدایش و گسترش تصوف نظری در سراسر جهان اسلام تحت تأثیر عمیق آموزه‌های ابن‌عربی را خصوصیت عام تاریخ تصوف پس از او دانسته‌اند؛[۸] امری که نگاشته‌شدن شرح‌های بسیار بر آثار ابن‌عربی در مناطق مختلفی چون هند، آسیای صغیر، سوریه، مصر و حتی چین و سرزمین‌های مالایی را نشانه آن دانسته‌اند.[۹] برخی محققان معتقدند که عرفان ابن‌عربی بیش از هر جایی در حکمت و ادب ایران مورد توجه قرار گرفت و مؤثر واقع شد.[۱۰] برخی محققان معتقدند که ابن‌عربی طریقت خاصی تأسیس نکرد، اما آموزه‌هایش بر همه طریقت‌های صوفیانه بعد از او، از جمله طریقه‌های شیعی چون نعمت‌اللهیه، تأثیر چشم‌گیر داشت.[۱۱]

سید حسین نصر، در کنار شارحان سنی‌مذهب ابن‌عربی، از شارحان شیعه ابن‌عربی، از جمله مهم‌ترین آنان ابن‌تُرکه اصفهانی (درگذشت: ۸۳۵ق)، سید حیدر آملی و ابن ابی‌جمهور احسائی، یاد کرده است؛ شارحانی که آموزه‌های ابن‌عربی را وارد تعالیم معنوی شیعه کردند.[۱۲] هانری کربن، در تقسیم‌بندی که براى دگرگونی انديشه‌های باطنی شيعه امامیه ارائه كرده، دوره سوم (از برآمدن مکتب فلسفی اصفهان تا انقلاب اسلامی ایران) را دوره ادغام آموزه‌های ابن‌عربى در انديشه شيعى تلقی کرده است.‏[۱۳] کربن این ادغام را موجب جهش بزرگ در الهیات شیعی ایران و آغاز «عصر زرین حکمت عرفانی» در جهان اسلام بر می‌شمرد.[۱۴] نصر حکمت متعالیه را آمیزه‌ای از حکمت مشاء و اشراق با آموزه‌های ابن‌عربی دانسته است.[۱۵] او مکتب فلسفی اصفهان و مکتب فلسفی تهران، دو مکتب فلسفی-عرفانی شیعی در ایران، را تحت تأثیر آموزه‌های ابن‌عربی دانسته‌ است.[۱۶] در منابع از تأثیر آموزه‌های ابن‌عربی بر فرهنگ و اندیشه غرب یاد شده است.[۱۷]

مذهب

درباره مذهب ابن‌عربی، به‌دلیل سخت‌بودن اطلاع بر مذهب عارفان به دلیل تقیه[۱۸] و نگاه فرامذهبی آنان،[۱۹] نظرات مختلفی ارائه شده است.[۲۰] به غیر از تسنن و تشیع، برخی از عالمان اهل‌سنت[۲۱] و شیعه ابن‌عربی را از دین خارج دانسته‌اند؛ از جمله، از میان شیعیان، مقدس اردبیلی،[۲۲] ملا محمدطاهر قمی،[۲۳] شیخ احمد احسائی[۲۴] و محمد بن سلیمان تنکابنی.[۲۵] اعتقاد به وحدت وجود یکی از دلایل تکفیر ابن‌عربی تلقی شده است.[۲۶] گفته شده که بعضی دیگر مقام ابن‌عربی را بالاتر از مذاهب و مجادلات مذهبی دانسته‌اند.[۲۷]

سنی‌بودن ابن‌عربی از سوی دو گروه ارائه شده است؛ اول، برخی مورخان و شرح‌حال‌نگاران ابن‌عربی که او را سنی مالکی،[۲۸] ظاهری[۲۹] یا مجتهدی دانسته‌اند که از هیچ یک از مذاهب چهارگانه تقلید نمی‌کرده است.[۳۰] دوم، برخی عالمان شیعه امامیه که ابن‌عربی را سنی متعصب[۳۱] و از دشمنان شیعه برشمرده‌اند.[۳۲] برخی دلایل گروه دوم چنین برشمرده شده است: سابقه مسلمانان اندلس در گرایش به تسنن اموی،[۳۳] اعتقاد به تربیع،[۳۴] تقدیس برخی صحابه عثمانی‌مذهب،[۳۵] تجلیل از برخی دشمنان اهل‌بیت(ع) و شیعه، چون حجاج[۳۶] و متوکل[۳۷]، اعتقاد به تصویب،[۳۸] اعتقاد به استحسان،[۳۹] وضوء بر اساس فقه اهل‌سنت،[۴۰] عدم اعتقاد به ایمان ابوطالب[۴۱] و اعتقاد به مستحب‌بودن روزه در روز عاشوراء.[۴۲]

تشیع ابن‌عربی

این نظر از سوی دو گروه ارائه شده است؛ اول، گروهی از اهل‌سنت که ابن‌عربی را به‌دلیل برخی نظراتش شیعه دانسته‌اند و مذمتش کرده‌اند.[۴۳] دوم، گروهی از عالمان شیعه که او را به‌دلیل برخی آموزه‌هایش، شیعه به‌شمار برده‌اند و برخی از آنان وجود نشانه‌های تسنن در آثار او را از سر تقیه دانسته‌اند؛[۴۴] از جمله، ابن‌فهد حلی،[۴۵] قاضی نورالله شوشتری،[۴۶] شیخ بهائی،[۴۷]، قاضی سعید قمی،[۴۸] سید علی قاضی طباطبایی،[۴۹] حسن حسن‌زاده آملی[۵۰] و سید محمدحسین حسینی طهرانی.[۵۱] دلایل گروه دوم چنین بر شمرده شده است: اعتقاد به امامت و وصایت ائمه شیعه(ع) با تکیه بر حدیث منزلت و واقعه غدیر خم،[۵۲] محبت نسبت به اهل‌بیت(ع)[۵۳] و نظراتی مطابق نظر شیعه درباره مهدی(ع)،[۵۴] عدم اتکای به قیاس در استنباط احکام شرعی[۵۵] و اعتقاد به اینکه بسمله هر سوره قرآن جزئی از سوره است.[۵۶]

دلایل ارائه‌شده برای شیعه‌بودن ابن‌عربی با نقدهایی همراه شده است؛[۵۷] از جمله، صاحب روضات اتکا به چنین دلایلی را حاصل نگاهی یک‌جانبه به کارنامه مذهبی ابن‌عربی برشمرده است.[۵۸] از نظر مطهری، وجود برخی اصول عرفانی، چون ولایت، در عرفان ابن‌عربی موجب شده که او در برخی مباحث عرفانی اعتقاداتی مانند اعتقادات یک شیعه داشته باشد؛ از نظر او، ذوق عرفانی ابن‌عربی موجب پیدایش این اعتقادات شده و نه گرایش مذهبی‌اش.[۵۹] مطهری وجود اعتقاداتی ضد اعتقادات شیعه در آثار ابن‌عربی را دلیلی بر تحلیل خود دانسته است.[۶۰]

زندگی و تحصیل

محیی‌الدین‌ ابوعبدالله‌[۶۱] (ابوبکر)[۶۲] محمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد بن‌ احمد بن عبدالله بن حاتم طائی (۵۶۰-۶۳۸ق) در مُرْسِیه از شهرهای اندلس به‌دنیا آمد.[۶۳] از نیاکان او یکی حاتم طائی،[۶۴] بخشنده مشهور عرب، بوده و دیگری عبدالله بن حاتم، برادر عدی بن حاتم طائی از یاران پیامبر(ص) و امام علی(ع) بوده است.[۶۵] در منابع، خاندان پدری و مادری او را از اهل علم، زهد و تصوف نوشته‌اند.[۶۶] ابن‌عربی در هشت‌سالگی به اِشْبیلِیه، پایتخت اندلس، منتقل شد و تا سال ۵۹۸ق (۳۸ سالگی) در آنجا ماند و تحصیلات دینی و ادبی خود را به پایان رساند.[۶۷]

ابن‌عربی دوران زندگی خود قبل از ورود به تصوف را دوران جاهلیت می‌خواند و از رخدادی که موجب عبور او از این دوران می‌شود یاد می‌کند.[۶۸] او تاریخ ورودش به طریقت را سال ۵۸۰ق (۲۱ سالگی) ذکر کرده است.[۶۹] برخی زندگی‌نامه‌نویسان ابن‌عربی گفته‌اند که او پس از ورود به تصوف تمام وقت خود را صرف خواندن متون صوفیه و ملاقات با شیوخ آن کرد.[۷۰] گفته شده که ابن‌عربی، به‌غیر از استادانش در علوم دینی و ادبی، به حضور بسیاری از مشایخ صوفیه در مناطق مختلف جهان اسلام می‌رسید،[۷۱] که گزارش این دیدارها را در برخی آثارش، مانند روح القدس[۷۲] و الدرة الفاخره،[۷۳] آورده است.

ابن‌عربی، پیش از ترک همیشگی سرزمین‌های غرب اسلامی سفرهای متعددی برای دیدار مشایخ صوفیه به شهرهای مختلف اندلس و شمال آفریقا کرد.[۷۴] سید حسین نصر، عرفان‌پژوه، سفر ابن‌عربی به شرق جهان اسلام را آغاز دور جدیدی از زندگی او می‌داند.[۷۵] در شرق اسلامی، به جز حجاز، به مصر، قدس، بغداد، موصل، حلب و بلاد روم (آسیای صغیر) سفر کرد و به جز دیدار با مشایخ صوفیه از برخی عالمان علوم اسلامی، چون ابن‌جوزی (۵۱۰-۵۹۷ق)، نیز بهره برد.[۷۶] در نهایت، در سال ۶۲۰ق و در شصت‌سالگی در دمشق ساکن شد و باقی عمر خود را در آنجا به تألیف و ارشاد گذراند.[۷۷] ابن‌عربی در سال ۶۳۸ق درگذشت و در دامنه کوه قاسیون دمشق به‌خاک سپرده شد.[۷۸]

آموزه‌ها عرفانی

آموزه‌های عرفانی ابن‌عربی با عنوان علم تصوف،[۷۹] عرفان نظری،[۸۰] عرفان فلسفی[۸۱] و عرفان محیی‌الدینی[۸۲] خوانده شده است. ابن‌عربی را بنیادگذار[۸۳] یا تکمیل‌کننده[۸۴] عرفان نظری دانسته‌اند. از نظر برخی، کوشش‌های ابن‌عربی موجب شد تا عرفان نظری به‌عنوان یک علم مستقل و منسجم، با زبان فنی خاص، مطرح شود و آثار مستقل بسیاری در این زمینه نگاشته شود.[۸۵] منابع آموزه‌ها ابن‌عربی در این زمینه را آمیخته‌ای[۸۶] از قرآن، حدیث، سنت شفاهی و مکتوب تصوف، کلام اشعری، معارف باطنیه (اسماعیلیه، قرامطه و اخوان الصفاء)، الهیات مسیحی، فلسفه نوافلاطونی، گنوسی، رواقی و مشائی برشمرده‌اند.[۸۷] روش کار ابن‌عربی برای ارائه آموزه‌هایش اتکای فوق‌العاده به تأویل قلمداد شده، به طوری که از او نقل شده که می‌گفت: مرید کسی است که از قرآن هرچه را که اراده می‌کند دریابد.[۸۸]

  • وحدت وجود: این مفهوم آموزه اصلی و اساسی عرفان ابن‌عربی قلمداد شده است.[۸۹] برخی محققان تصویر ارائه‌شده از وحدت وجود از سوی ابن‌عربی را دارای ابهام قلمداد کرده‌اند؛ ابهامی که تلاش مفسران مکتب عرفانی او را برای تبیین آن در پی داشته است.[۹۰] از نظر برخی محققان، این اصطلاح از سوی ابن‌عربی به‌کار گرفته نشده و نخستین‌بار آن را مفسرانش برای توصیف تفسیر خاص ابن‌عربی از نظام آفرینش به‌کار گرفته‌اند.[۹۱] وحدت وجود از منظر ابن‌عربی را مبنی بر این دانسته‌اند که وجود حقیقتی واحد و ازلی است که همان وجود الهی است؛ در مقابل، آفرینش، با تمام مظاهر گوناگون خود، وجود مستقل حقیقی ندارد و جز تصویری از یک حقیقت یگانه نیست.[۹۲]
  • اسماء الله: نظام عرفانی ابن‌عربی را بر مبنای ایمان به جایگاه باطنی اسماء الهی قلمداد کرده‌اند.[۹۳] به روایت نصر، ابن‌عربی اسماء الله را اسبابی می‌داند که خداوند با آنها خود را در جهان آشکار می‌سازد؛ بر این اساس، اسماء الله هم ریشه آفرینش موجودات و هم اساس معرفت است که بندگان با دستیابی به آن می‌توانند به حق برسند.[۹۴] ابن‌عربی ولایت را نیز از اسماء الله می‌داند و به همین دلیل آن را، بر خلاف نبوت، دائمی می‌شمارد و از آن برتر می‌نشاند.[۹۵] او معتقد است که اسم ولی همیشه نیازمند نمودی انسانی است که اولیاء الهی هستند.[۹۶]
  • انسان کامل: محققان انسان کامل را مفهوم محوری و کلیدی در عرفان ابن‌عربی دانسته‌اند[۹۷] و اولین بار هم در آثار او مطرح شده است.[۹۸] از نظر ابن‌عربی، انسان کامل تجلی کامل اسماء الهی[۹۹] و خلیفه خداوند بر روی زمین است که حق در او ظهور می‌کند، خلقت از او آغاز می‌شود و با او پایان می‌یابد.[۱۰۰] او انسان کامل را عامل برپایی عالم و محافظ مخلوقات آن بر می‌شمرد.[۱۰۱] گفته شده که ابن‌عربی انسان کامل را همان ولی الله می‌داند که هادی موجودات به‌سوی خداست.[۱۰۲] او مصداق کامل انسان کامل را پیامبر(ص) می‌داند که سرور جهانیان در دنیا و آخرت است.[۱۰۳]

خاتم اولیاء از نگاه ابن‌عربی

برخی محققان معتقدند که ابن‌عربی مصداق انسان کامل پس از پیامبر خاتم(ص) را «خاتم اولیاء» خوانده است؛[۱۰۴] کسی که بیشترین و کامل‌ترین معرفت را نسبت به خدا دارد.[۱۰۵] ابن‌عربی خود برای مفهوم خاتم اولیاء تقسیمی قائل شده است: خاتم اولیاء به ولایت مطلقه یا عامه، خاتم اولیاء به ولایت محمدیه یا خاصه.[۱۰۶] ابن‌عربی در چند مورد مصداق خاتم اولیاء[یادداشت ۱] به ولایت مطلقه را عیسی(ع) دانسته که در آخرالزمان در مقام وارث پیامبر خاتم(ص) ظهور خواهد کرد.[۱۰۷] خاتم اولیاء به ولایت محمدیه (خاصه) از نظر ابن‌عربی را کامل‌ترین کاملان و وارث محمدی(ص) علم نبوی خوانده‌اند که علم خود را از روح پیامبر(ص) می‌گیرد.[۱۰۸]

درباره مصداق خاتم ولایت محمدیه از نظر ابن‌عربی دو روایت نقل شده است:[۱۰۹] اینکه ابن‌عربی خود خاتم اولیاء است؛[۱۱۰] اینکه شخصی بزرگ‌زاده و بزرگوار از عرب است که ابن‌عربی با او در سال ۵۹۵ق در شهر فاس مراکش دیدار کرده و نشانه‌های خاتمیت او را دیده است.[۱۱۱] گفته شده که برخی مفسران ابن‌عربی، چون قیصری[۱۱۲] و جَنْدی،[۱۱۳] تلاش کرده‌اند تا روایت اول را تثبیت کنند.[۱۱۴] سید حیدر آملی، شارح شیعه ابن‌عربی، تأیید کرده‌ که ابن‌عربی خود را خاتم اولیاء برشمرده و، به‌رغم نظر او، خاتم اولیاء را امام زمان(ع) تلقی کرده‌ است.[۱۱۵]

برخی دیگر از شارحان ابن‌عربی، چون عبدالرزاق کاشانی،[۱۱۶] خواجه محمد پارسا[۱۱۷] و آقا محمدرضا قمشه‌ای[۱۱۸]، مصداق خاتم اولیاء در نظر ابن‌عربی را امام زمان(ع) دانسته‌اند. حسن حسن‌زاده آملی خاتم اولیاء در نظر ابن‌عربی را مهدی(ع) می‌داند که در باب ۳۶۶ فتوحات، و برخی دیگر از آثارش،[۱۱۹] ویژگی‌های و چگونگی ظهورش را نقل کرده است؛[۱۲۰] از جمله اینکه خداوند خلیفه‌ای دارد که قیام خواهد کرد و جهان را از عدل پر خواهد کرد، آنچنان که پیش از قیامش از ظلم پر شده بود؛[۱۲۱] او از اهل‌بیت(ع) و از فرزندان فاطمه(س) و حسین(ع)[یادداشت ۲] است.[۱۲۲] ابن‌عربی این شخص را مهدی می‌خواند و صفات او را بر می‌شمرد؛[۱۲۳] صفاتی که همانند صفات مهدی(ع) در روایات شیعی دانسته شده[۱۲۴] و نشان از ارادت عمیق ابن‌عربی به امام زمان(ع) قلمداد شده است.[۱۲۵]

ستایش‌کنندگان و منتقدان

اندیشه‌های خاص و جایگاه مؤثر ابن‌عربی را عاملی برای اظهارنظرهای متفاوت درباره ابن‌عربی دانسته‌اند؛ به طوری که برخی او را محیی‌الدین (زنده‌کننده دین) خاتم الاولیاء و شیخ اکبر خوانده‌اند و برخی دیگر او را کافر دانسته و ممیت‌‌الدین (کشنده دین) و ماحی‌‌الدین (محوکننده دین) خوانده‌اند.[۱۲۶] محسن جهانگیری (درگذشت: ۱۳۹۸ش)، ابن‌عربی‌شناس، عالمان اسلامی را، بر اساس جهت‌گیری آنان نسبت به ابن‌عربی، به چهار دسته تقسیم کرده است: ستایش‌کنندگان، منتقدان، توقف‌کنندگان و معذوردارندگان.[۱۲۷] از نظر او توقف‌کنندگان کسانی هستند که، با وجود اذعان به عظمت ابن‌عربی، درباره او اظهارنظر قطعی نکرده‌اند و این کار را به خدا واگذار کرده‌اند.[۱۲۸] جهانگیری معذوردارندگان را کسانی دانسته که نظرات خلاف عرف و شرع ابن‌عربی را حاصل حالات غیر طبیعی حاصل از وجد عارفانه دانسته‌اند و به همین دلیل او را معذور دانسته‌اند.[۱۲۹]

ستایش‌کنندگان

به‌غیر از صوفیان بعد از ابن‌عربی که عموماً از ستایش‌کنندگان و پیروان او شمرده شده‌اند، در میان عالمان اسلامی ستایش‌کنندگانی برای او برشمرده شده‌اند: از میان اهل‌سنت کسانی چون فخر رازی[۱۳۰] (درگذشت: ۶۰۶ق)، فیلسوف و متکلم اشعری، و از میان شیعیان کسانی چون قاضی نورالله شوشتری[۱۳۱]، شیخ بهائی،[۱۳۲] ملاصدرا، میرزا محمد اخباری، امام خمینی، مرتضی مطهری و حسن حسن‌زاده آملی.

به گفته مطهری،[۱۳۳] ملاصدرا، حکیم شیعی ایرانی و پایه‌گذار حکمت متعالیه، نهایت احترام را برای ابن‌عربی قائل بوده و او را والاتر از ابن‌سینا و فارابی می‌شمرده است.[۱۳۴]

منتقدان و نقدها

وجود منتقدان فراوان با گرایش‌های متفاوت برای ابن‌عربی را نشانه جایگاه برجسته و تأثیرگذاری ابن‌عربی قلمداد شده است.[۱۳۵] به غیر از برخی عالمان اهل‌سنت، عالمانی از شیعه، چون فیض کاشانی،[۱۳۶] حر عاملی،[۱۳۷] محمدباقر مجلسی،[۱۳۸] ملا اسماعیل خواجویی،[۱۳۹] سید محمدباقر خوانساری[۱۴۰]، محدث نوری،[۱۴۱] و سید جلال‌الدین آشتیانی،[۱۴۲] از منتقدان ابن‌عربی به‌شمار رفته‌اند.[۱۴۳] منتقدان شیعه ابن‌عربی وحدت وجود (حلول، اتحاد، تجسیم)،[۱۴۴] اعتقاد به افضلیت خلفای سه‌گانه بر امام علی(ع)،[۱۴۵] تقدیس دشمنان اهل‌بیت(ع)،[۱۴۶] سخنان خلاف عقل[۱۴۷] و خلاف شرع،[۱۴۸] خاتم الولیاء دانستن خود،[۱۴۹] توهین به مقدسات[۱۵۰] و توهین به شیعیان (فریفته شیطان دیدن[۱۵۱] و به‌شکل خوک دیدن آنان)[۱۵۲] از جمله زمینه‌های انتقاد خود قرار داده‌اند.

برای ابن‌عربی منتقدانی نیز در میان صوفیان نشان داده‌اند؛ از جمله مشهورترین آنان، از صوفیان اهل‌سنت، علاء‌الدوله سمنانی (درگذشت: ۷۳۶ق)[۱۵۳] و در میان شیعیان سید حیدر آملی.[۱۵۴] سید حیدر آملی با آنکه از مشهورترین شارحان شیعه ابن‌عربی است، نظر او را درباره مصداق خاتم اولیاء نپسندیده است.[۱۵۵] بر ابن‌عربی نقدهای دیگری چون تأویل‌گرایی بی‌ضابطه،[۱۵۶] وجود مغالطات منطقی در برخی استدلال‌هایش،[۱۵۷] عدم ارائه دلیل بر مدعیاتش،[۱۵۸] زبان مبهم در آثارش[۱۵۹] وارد شده است.

آثار

ابن‌عربی را پرتألیف‌ترین صوفی اسلامی[۱۶۰] و یکی از پرتألیف‌ترین مؤلفان اسلامی دانسته‌اند.[۱۶۱] ابن‌عربی در نامه‌ای، به سال ۶۳۲ق، از ۲۴۰ اثر خود یادکرده و کوچک‌ترین آنها را یک جزء و بزرگ‌ترین آنها را افزون بر صد مجلد دانسته است.[۱۶۲] در پژوهشی صحت انتساب ۷۰۰ اثر به او تأیید شده است.[۱۶۳] آثار ابن‌عربی را به‌لحاظ موضوعی دارای تنوع فراوان ارزیابی کرده‌اند: خداشناسی، انسان‌شناسی، فقه، حدیث، تفسیر و علم اعداد و علوم غریبه که همه دارای رویکرد صوفیانه هستند.[۱۶۴] ابن‌عربی خود گفته که هرگز قصد نگارش نداشته، اما الهام‌های قلبی الهی، در خواب یا در حالت مکاشفه، او را منقلب می‌کرده و او برای بازیافتن آرامش به نگارش می‌پرداخته است.[۱۶۵] زبان ابن‌عربی در آثارش مبهم، رمزآمیز و دشوار تلقی شده است.[۱۶۶] مهم‌ترین آثار ابن‌عربی را دو کتاب فصوص الحکم و فتوحات مکیه به‌شمار برده‌اند.[۱۶۷] از نظر عبدالرحمن جامی، عارف قرن نهم قمری، آنچه در این دو کتاب از معارف صوفیانه آمده در هیچ کتاب و از هیچ عارفی نیامده است.[۱۶۸]

فُصوص الحِکَم: کتابی مختصر شامل ۲۷ فَصّ (نگین انگشتر) که هر یک به نام یکی از انبیاء الهی‌(ع) نامگذاری شده است.[۱۶۹] ابن‌عربی در دیباچه فصوص الحکم می‌گوید که آن را طی رؤیایی بشارت‌آمیز از رسول خدا(ص) گرفته و وظیفه انتقال بی‌ کم و کاست معارف آن به مردم را برعهده دارد.[۱۷۰] از نظر ویلیلم چیتیک، متخصص عرفان اسلامی، ابن‌عربی در این کتاب، با مبنا قرار دادن قرآن و حدیث، درباره معرفت الهی که بر ۲۷ تن از پیامبران الهی(ع) عرضه شده سخن گفته است؛ او در این کتاب توضیح داده که چگونه هر پیامبر تجلی از یکی از اسماء الهی است.[۱۷۱] محققان فصوص الحکم را یکی از ارزشمندترین آثار ابن‌عربی،[۱۷۲] دقیق‌ترین و عمیق‌ترین متن عرفانی[۱۷۳] و چکیده تعالیم باطنی ابن‌عربی[۱۷۴] برشمرده‌اند. نگاشته‌شدن بیش از یک‌صد شرح بر این کتاب و تبدیل آن به کتابی درسی در عرفان نظری را نشانی از اهمیت و جایگاه آن در تصوف اسلامی دانسته شده است.[۱۷۵]

فُتوحات مَکّیّه: محققان این کتاب را دایرة‌المعارفی عرفانی،[۱۷۶] سرشار از تصاویر الهام‌های قلبی ابن‌عربی[۱۷۷] و خلاصه‌ای از کل علوم عرفانی و باطنی موجود در اسلام قلمداد کرده‌اند.[۱۷۸] ابن‌عربی معارف فتوحات را ناشی از الهام الهی دانسته است.[۱۷۹] آنه‌ماری شیمل، اسلام‌شناس و عرفان‌پژوه آلمانی، معتقد است که ابن‌عربی در این کتاب کوشیده که در ۵۶۰ باب نوعی کیهان‌شناسی و خداشناسی عرفانی کامل ارائه کند.[۱۸۰] چیتیک مطالب اصلی این کتاب را چنین صورت‌بندی کرده است: معانی مناسک عبادی اسلامی، مقاماتی که سالکان طریقت از آن می‌گذرند، مفهوم و ماهیت مراتب مختلف وجود در عالم هستی، معنای وجودی و معنوی حروف الفبای عربی و معنای عرفانی و باطنی برخی آیات قرآن و روایات.[۱۸۱]

کتاب‌شناسی

آثار نگاشته‌شده درباره ابن‌عربی در جهان اسلام و غرب فراوان و رو به افزایش قلمداد شده است.[۱۸۲] به‌غیر از شروح آثار ابن‌عربی، از زندگی‌نامه‌ها، گزیده‌ آثار و ردیه‌هایی که بر او نگاشته شده در منابع یاد شده[۱۸۳] که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  • الکبريت الاحمر فی بيان علوم الشيخ الاکبر، نگاشته عبدالوهاب شعرانی (درگذشت: ۹۷۳ق)، از محققان صوفیه، که مختصری از فتوحات مکیه است.
  • زندگی و مکتب ابن‌عربی، نوشته میگوئل آسین پالاسیوس (درگذشت: ۱۹۴۴ق)، خاورشناس اسپانیایی.
  • الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، نگاشته محمود محمود غراب، ابن‌عربی‌پژوه، که شرح‌حالی فراهم آمده از متن آثار ابن‌عربی است.
  • تخیل خلّاق در عرفان ابن‌عربی، نوشته هانری کربن، خاورشناس و شیعه‌پژوه فرانسوی.
  • در جست‌و‌جوی کبریت احمر، نوشته کلود عدّاس، استاد مطالعات اسلامی، که بهترین و مستندترین شرح‌حال ابن‌عربی خوانده شده است.
  • ابن‌عربی سنی متعصب، نوشته سید جعفر مرتضی عاملی، مورخ شیعه، که درباره مذهب ابن‌عربی است به فارسی نیز ترجمه شده است.
  • محیی‌الدین ابن‌عربی چهره برجسته عرفان اسلامی، نوشته محسن جهانگیری (درگذشت: ۱۳۹۸ش) استاد ممتاز دانشگاه تهران.
  • ابن‌عربی وارث انبیاء، نوشته ویلیام چیتیک، اسلام‌شناس و ابن‌عربی‌پژوه.

پانویس

  1. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۷.
  2. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۴-۱۲۵؛ چیتیک، ابن‌عربی وارث انبیاء، ۱۳۹۸ش، ص۱۹؛ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۶۱۸.
  3. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۷-۱۱۸.
  4. چیتیک، «ابن‌عربی و پس از آن در سرزمین‌های ایران و عرب و ماورای آن»،ص۳۲.
  5. برای نمونه ن.ک: شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ۱۹۸۲م، ص۴۰۵-۴۰۸.
  6. کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص۴۶۸.
  7. کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص۴۶۸.
  8. عفیفی، «ابن‌عربی»، ص۵۷۳؛ خدامرادی و ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، ص۶۷.
  9. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۶؛ چیتیک، «ابن‌عربی و پس از آن در سرزمین‌های ایران و عرب و ماورای آن»، ص۴۷-۵۵؛ خدامرادی و ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، ص۶۷.
  10. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، مقدمه هانری کربن، ص۱۴؛ پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۸-۱۳۹.
  11. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۶۹۰-۶۹۲؛ چیتیک، «مکتب ابن‌عربی»، ص۳۸۹-۳۹۰.
  12. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۶.
  13. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، مقدمه هانری کربن، ص۱۳-۱۴.
  14. کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۳۸۸ش، ص۴۱۴.
  15. ملاصدرا، رساله سه اصل، ۱۳۸۰ق، مقدمه محقق، ص۱۲-۱۴.
  16. نصر، «مکتب اصفهان»، ص۴۴۵؛ طارمی، شهر هزار حکیم، ۱۳۸۲ش، ص۷.
  17. پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۱۳۹-۱۴۰؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۲۶-۱۲۷.
  18. ابن‌عربی، ترجمه فتوحات مکیه، ۱۳۸۴ش، مقدمه مترجم، ص۱۲۰.
  19. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۳۳.
  20. ؟
  21. برای نمونه: ابن‌تیمیه، مجموعة الرسائل و المسائل، لجنة التراث العربی، ج۴، ص۲۶-۲۷.
  22. مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعه، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۷۵۲.
  23. محمدطاهر قمی،‫ تحفة الاخیار، ۱۳۶۹ش، ص۳۱۸.
  24. احسائی، جوامع الكلم، ۱۴۳۰ق، ج۹، ص۷۷۶-۷۷۷.
  25. تنکابنی، قصص العلماء، تهران، ص۵۳.
  26. مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعه، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۷۵۲؛ محمدطاهر قمی،‫ تحفة الاخیار، ۱۳۶۹ش، ص۳۱۶.
  27. موسوی خلخالی تهرانی، شرح مناقب محیی‌الدین عربی، ۱۳۶۳ش، ص۹.
  28. نبهانی، جامع کرامات الأولياء، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۱۸۷؛ حاجی خلیفه، کشف الظنون، بیروت، ج۲، ص۱۲۳۸.
  29. برای نمونه ن.ک: مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵.
  30. برای نمونه ن.ک: ابن‌خلکان، وفیات الاعیان، ۱۹۹۴م، ج۷، ص۱۱.
  31. مطهری، امامت و رهبری، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۳؛ مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۰.
  32. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳؛ مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۰۲۴ق، ص۱۰.
  33. مطهری، امامت و رهبری، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲-۱۶۳.
  34. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۸۸-۱۸۹؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۴۰.
  35. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۲۲۰-۲۲۱.
  36. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۲۲۱-۲۲۲.
  37. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۲۱۹.
  38. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۵۳.
  39. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۴۷-۱۴۸.
  40. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۱۴.
  41. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۴۹-۱۵۰.
  42. مرتضی عاملی، ابن‌عربی سنی متعصب، ۱۴۲۴ق، ص۱۵۴.
  43. برای نمونه ن.ک: ذهبی، میزان الاعتدال، ۱۳۸۲ق، ج۳، ص۶۵۹.
  44. برای نمونه ن.ک: قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۲.
  45. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۰.
  46. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۱-۶۳.
  47. بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، ص۶۴۹-۶۵۰.
  48. حسینی طهرانی، روح مجرد، ۱۴۲۵ق، ص۳۳۵.
  49. قاضی سعید قمی، شرح الاربعین، ۱۴۲۱ق، ص۲۵۷-۲۵۹؛ حسینی طهرانی، روح مجرد، ۱۴۲۵ق، ص۳۴۲.
  50. حسن‌زاده آملی، هزار و یک نکته، ۱۳۶۵ش، ص۱۲۷.
  51. حسینی طهرانی، روح مجرد، ۱۴۲۵ق، ص۳۵۰-۳۵۱.
  52. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۱.
  53. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۲.
  54. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۱-۶۲؛ بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، ص۶۵۰.
  55. حسینی طهرانی، روح مجرد، ۱۴۲۵ق، ص۳۱۸-۳۲۲؛ حسن‌زاده آملی، یازده رساله فارسی، ۱۳۶۳ش، ص۱۷۳.
  56. حسن‌زاده آملی، هزار و یک نکته، ۱۳۶۵ش، ص۱۲۷.
  57. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۳۶-۵۴۲.
  58. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۰.
  59. مطهری، امامت و رهبری، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲-۱۶۳.
  60. مطهری، امامت و رهبری، ۱۳۹۶ش، ص۱۶۲-۱۶۳.
  61. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۸۶.
  62. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۳۲.
  63. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵.
  64. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۶.
  65. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵.
  66. غراب، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، ۱۴۰۳ق، ص۱۹-۲۰؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵-۱۲.
  67. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۱۳.
  68. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۴، ص۵۴۰.
  69. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۲۵.
  70. پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۴۶.
  71. ابن‌عربی، صوفیان اندلس، ۱۴۰۰ش، مقدمه مترجم، ص۱۹-۲۰.
  72. ابن‌عربی، صوفیان اندلس، ۱۴۰۰ش، ص۲۹-۱۵۴.
  73. ابن‌عربی، مختصر الدرة الفاخرة، عمان (اردن)، ص۲۴-۹۸.
  74. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۳۷-۶۶؛ عدّاس، در جستجوی کبریت احمر، ۱۳۸۷ش، ص۲۵۹.
  75. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۰.
  76. مقری تلمسانی، نفح الطیب، ۱۴۱۹ق، ج۲، ص۳۰۵؛ غراب، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، ۱۴۰۳ق، ص۱۶۴-۱۶۵.
  77. پالاسیوس، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۷.
  78. ابن‌عماد حنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۱۲ق، ج۷، ص۳۴۸.
  79. زرین‌کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ۱۳۸۰ش، ص۱۱۹.
  80. مطهری، عرفان حافظ، ۱۳۷۳ش، ص۱۴.
  81. مطهری، عرفان حافظ، ۱۳۷۳ش، ص۱۴.
  82. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۹.
  83. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۲۳۷؛ ملاصدرا، رساله سه اصل، ۱۳۸۰ق، مقدمه محقق، ص۱۳.
  84. فرغانی، مشارق الدراری، ۱۳۷۹ش، مقدمه محقق، ص۱۴.
  85. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۳۰؛ خدامرادی و ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، ص۶۷.
  86. عفیفی، «ابن‌عربی»، ص۵۷۰.
  87. عفیفی، «ابن‌عربی فی دراساتی»، ص۱۸؛ زرین‌کوب، در قلمرو وجدان، ۱۳۹۰، ص۳۴۰؛ زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۲ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۴۲-۱۴۳.
  88. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۳-۵۴.
  89. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۵؛ شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۱.
  90. استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۸۲۴.
  91. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۱-۶۳؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۴۸.
  92. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۵-۱۴۶؛ ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۶۹-۷۱.
  93. پالاسیوس،؟
  94. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۵.
  95. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۱۳۴-۱۳۵.
  96. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۱۳۵.
  97. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۶؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۵۷.
  98. نیکلسون، «الانسان الکامل»، ص۴۹؛ مطهری، انسان کامل، ۱۳۸۲ش، ص۱۶.
  99. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۱۵.
  100. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۲۱۴.
  101. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۵۰.
  102. ایزوتسو، صوفیسم و تائوئیسم، ۱۳۷۸ش، ص۲۳۱-۲۳۲؛ ملکی، خاتم اولیاء، ۱۳۸۸ش، ص۴۲-۴۳.
  103. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۳۱.
  104. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۶۵۱.
  105. ملکی، خاتم اولیاء، ۱۳۸۸ش، ص۴۵.
  106. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  107. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  108. جندی، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۳ق، ص۱۳۸.
  109. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش ص۵۲۱.
  110. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۳۱۸-۳۱۹.
  111. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۲، ص۴۹.
  112. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۴؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۳۵۸.
  113. جندی، شرح فصوص الحکم، ۱۴۲۳ق، ص۲۵۰-۲۵۲.
  114. یزدان‌پناه، مبانی و اصول عرفان نظری، ۱۳۸۹ش، ص۶۵۵؛ سید موسوی، «نقد نظریه مؤیدالدین جَندی در خاتم الاولیاء بودن ابن‌عربی»، ص۱۰۹.
  115. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۵.
  116. عبدالرزاق کاشانی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۱۲۷.
  117. خواجه محمد پارسا، شرح فصوص الحکم، ۱۳۶۶ش، ص ۸۴.
  118. قمشه‌ای، مجموعه آثار حکیم صهبا، ۱۳۷۸، ص۱۱۱-۱۱۴.
  119. برای نمونه ن.ک: ابن‌عربی، عنقا مغرب، قاهره، ص۹۳-۹۹.
  120. حسن‌زاده آملی، هزار و یک نکته، ۱۳۶۵ش، ص۳۸۷-۳۸۸.
  121. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷.
  122. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷.
  123. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷-۳۲۸؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۳۵.
  124. مدرس تبریزی، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۲۵۶؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۷۰.
  125. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۳۱.
  126. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸؛ استعلامی، فرهنگنامه تصوف و عرفان، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۱۶۱۸.
  127. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۵۹.
  128. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۶۴۶-۶۴۸.
  129. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۶۴۸-۶۴۹.
  130. شعرانی، الیواقیت و الجواهر، بیروت، ج۱، ص۲۶.
  131. قاضی نورالله شوشتری، مجالس المؤمنین،‌ ۱۳۷۷ش، ج۲، ص۶۱.
  132. بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، ص۶۴۹.
  133. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸.
  134. برای نمونه ن.ک: ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۱۳۶۸ش، ج۹، ص۳۸۲.
  135. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۵۸-۵۵۹.
  136. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص۶۰۵-۶۰۶.
  137. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۵.
  138. مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.
  139. بهائی، الاربعون حديثاً، ۱۴۲۶ق، تعلیقات خواجویی، ص۱۶۰-۱۶۱.
  140. خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۰-۶۱.
  141. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۳۹-۲۴۱.
  142. قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۵۰.
  143. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش،ص
  144. مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳-۹۴؛ خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۸، ص۶۱.
  145. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸.
  146. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰.
  147. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۴.
  148. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.
  149. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳-۲۶۴؛ مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۳.
  150. مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۱، ص۹۴.
  151. حر عاملی، الرسالة الاثنا عشریه، ۱۴۳۲ق، ص۲۶۳.
  152. مجلسی، عین الحیات، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۴۵۸؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۲۹ق، ج۲۰، ص۲۴۰؛ قیصری، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۵ش، مقدمه محقق، ص۴۳-۴۴.
  153. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۸۳-۵۸۹.
  154. سید حیدر آملی، جامع الاسرار، ۱۳۶۸ش، ص۳۹۵.
  155. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۸۲.
  156. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۳-۵۴ ؛ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۲۹-۱۳۱.
  157. ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۱-۱۳۴.
  158. پورجوادی، «ابن‌عربی و فصوص الحکم»، ص۱۲۱؛ ملکیان، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، ص۱۳۵-۱۳۶.
  159. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۵-۵۷.
  160. خراسانی (شرف)، «ابن‌عربی، ابوعبدالله»، ص۲۳۰.
  161. جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۱۰۶.
  162. نبهانی، جامع کرامات الأولياء، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۹.
  163. یحیی، مؤلفات ابن عربی تاریخها و تصنیفها، ۲۰۰۶م، ص۷۹.
  164. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، مقدمه محقق، ج۱، ص۶؛ خدامرادی و ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، ص۶۶.
  165. ؟
  166. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۵۵-۵۷؛ چیتیک، ابن‌عربی وارث انبیاء، ۱۳۹۸ش، ص۱۹.
  167. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۰؛ مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۸۶ش، دیباچه محقق، ص۳۰؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  168. جامی، نفحات الانس، ۱۳۸۲ش، ص۵۴۷.
  169. حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۱۴۳.
  170. ابن‌عربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۵ق، ج۱، ص۴۷.
  171. چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۵.
  172. صدرالدین قونوی، الفکوک، ۱۴۳۴ق، ص۸؛ ایزتسو، «زندگی و اندیشه ابن‌عربی»، ص۴۰.
  173. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۲؛ مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸.
  174. کربن، تخیل خلاق در عرفان ابن‌عربی، سال، ص.
  175. نیکلسون، تصوف اسلامی، ۱۳۵۸ش، یادداشت‌های مترجم ، ص۱۶۳-۱۶۴؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  176. مطهری، کلیات علوم اسلامی، ۱۳۸۱ش، ج۲، ص۱۱۸؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ص۱۰۲.
  177. نصر، سه حکیم مسلمان، ۱۳۸۲ش، ص۱۰۲.
  178. زرین‌کوب، ارزش میراث صوفیه، ۱۳۴۴ش، ص۱۴۰؛ نصر، سه حکیم مسلمان، ص۱۰۲؛ چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  179. ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۱، ص۱۰؛ ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۴۵۶.
  180. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۵۹-۶۰.
  181. چیتیک، «ابن‌عربی و مکتب وی»، ص۱۳۴.
  182. عدّاس، در جستجوی کبریت احمر، ۱۳۸۷ش، مقدمه مترجم، ص۱۵.
  183. شیمل، تصوف، ۱۴۰۱ش، ص۶۷؛ چیتیک، «ابن‌عربی»، ص۳۸۳؛ عدّاس، در جستجوی کبریت احمر، ۱۳۸۷ش، مقدمه مترجم، ص۱۵-۳۰.

یادداشت

  1. برخی محققان مطالب ابن‌عربی درباره مصداق خاتم اولیاء را مبهم و ناسازگار برشمرده‌اند (آشتیانی، «ختم ولایت در اندیشه ابن‌عربی»، ص۱۰۰؛ جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۲۱)؛ برخی دیگر تلاش بعضی شاراحان ابن‌عربی برای رفع ناسازگاری را بی‌نتیجه قلمداد کرده‌اند(برای نمونه ن.ک: جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۲۶).
  2. در متن فتوحات چاپ بیروت حسن بن علی(ع) ضبط شده است (ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، بیروت، ج۳، ص۳۲۷). سید محمدحسین حسینی طهرانی این ضبط را اشتباه چاپی و ضبط صحیح را حسین بن علی(ع) دانسته‌ است (حسینی طهرانی، روح مجرد، ۱۴۲۵ق، ص۳۱۸). این نظر با مخالفت همراه شده است. (جهانگیری، محیی‌الدین ابن‌عربی، ۱۳۹۵ش، ص۵۳۷).

منابع

  • آشتیانی، سید جلال‌الدین، «ختم ولایت در اندیشه ابن‌عربی»، در کیهان فرهنگی، شماره ۲۶، ۱۳۶۸ش.
  • ابن‌تیمیه، احمد بن عبدالحلیم، مجموعة الرسائل و المسائل، تحقیق محمد رشید رضا، بی‌جا، لجنة التراث العربی، بی‌تا.
  • ابن‌خلکان، احمد بن محمد، وفيات الاعيان وانباء ابناء الزمان، تحقیق احسان عباس، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۴م.
  • ابن‌عماد حنبلی، عبدالحی بن احمد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، تحقیق عبدالقادر ارناؤوط و محمود ارناؤوط، بیروت، دار ابن‌کثیر ۱۴۱۲ق/ ۱۹۹۱م.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، ترجمه فتوحات مکیه، ترجمه محمد خواجوی، تهران، انتشارات مولی، ۱۳۸۴ش.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، صوفیان اندلس (ترجمه بخشی از روح القدس)، ترجمه سید رضا فیض، تهران، انتشارات هرمس، ۱۴۰۰ش.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، عنقا مغرب فی ختم الاولیاء و شمس المغرب، تحقیق احمد بهنساوی، قاهره، بی‌تا.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، الفتوحات المکیه، بیروت، دار احياء التراث العربی، بی‌تا.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، فصوص الحکم، تحقیق ابوالعلاء عفیفی، قاهره، دار احیاء الکتب العربیة، ۱۳۶۵ق/۱۹۴۶م.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، فصوص الحکم، تحقیق محمدعلی موحد و صمد موحد، تهران، انتشارات کارنامه، ۱۳۸۶ش.
  • ابن‌عربی، محمد بن علی، مختصر الدرة الفاخرة فيمن انتفعت به فی طريق الآخرة، تحقیق محمد ادیب الجادر، عمان (اردن)، دار الفتح للدراسات و النشر، بی‌تا.
  • احسائی، احمد بن زین‌الدین، جوامع الكلم، بی‌جا، الغدیر، ۱۴۳۰ق.
  • استعلامی، محمد، فرهنگنامه تصوف و عرفان، تهران، فرهنگ معاصر، ۱۳۹۸ش.
  • ایزتسو، توشی‌هیکو، «زندگی و اندیشه ابن‌عربی»، در کیهان فرهنگی، شماره ۹۶، فروردین ۱۳۷۲ش.
  • ایزوتسو، توشی‌هیکو، صوفیسم و تائوئیسم، ترجمه محمدجواد گوهری، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۸ش.
  • بهائی، محمد بن حسین، الاربعون حديثاً، با تعلیقات ملا اسماعیل خواجویی، تحقیق مهدی رجایی، ۱۴۲۶ق/۱۳۸۴ش.
  • پالاسیوس، میگوئل آسین، زندگی و مکتب ابن‌عربی، ترجمه حمیدرضا شیخی، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۸۵ش.
  • پورجوادی، نصرالله، «ابن‌عربی و فصوص الحکم»، مجله بخارا، شماره ۶۲، خرداد و شهریور ۱۳۸۶ش.
  • تنکابنی، محمد بن سلیمان،‌ قصص العلماء، تهران، انتشارات علميه اسلاميه، بی‌تا.
  • جامی، عبدالرحمن بن احمد، نفحات الانس من حضرات القدس، تحقیق محمود عابدی، تهران، انتشارت اطلاعات، ۱۳۸۲ش.
  • جندی، مؤیدالدین محمود بن صاعد، شرح فصوص الحکم، تحقیق سید جلال‌الدین آشتیانی، ب‍وس‍ت‍ان‌ ک‍ت‍اب‌ ق‍م‌، ۱۴۲۳ق/۱۳۸۱ش.
  • جهانگیری، محسن، محیی‌الدین ابن‌عربی چهره برجسته عرفان اسلامی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۵ش.
  • چیتیک، ویلیام، «ابن‌عربی»، ترجمه محسن جهانگیری، در تاریخ فلسفه اسلامی، ج۲، زیر نظر سید حسین نصر و الیور لیمن، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۸۹ش.
  • چیتیک، ویلیام، ابن‌عربی وارث انبیاء، ترجمه قاسم کوهدار، تهران، نشر نامک، ۱۳۹۸ش.
  • چیتیک، ویلیام، «ابن‌عربی و پس از آن در سرزمین‌های ایران و عرب و ماورای آن»، در تصوف و طریقت نگاهی تاریخی، ترجمه علیرضا رضایت، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۹۷ش.
  • چیتیک، ویلیام، «ابن‌عربی و مکتب وی»، در جلوه‌های معنویت در جهان اسلام (طریقه‌های عرفانی)، تهیه و تدوین سید حسین نصر، ترجمه فاطمه شاه‌حسینی، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۹۱ش.
  • چیتیک، ویلیام، «مکتب ابن‌عربی»، ترجمه محسن جهانگیری، در تاریخ فلسفه اسلامی، ج۲، زیر نظر سید حسین نصر و الیور لیمن، تهران، انتشارات حکمت، ۱۳۸۹ش.
  • حاجی خلیفه، مصطفی بن عبدالله، کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون، بیروت، دار احياء التراث العربی، بی‌تا.
  • حر عاملی، محمد بن حسن، الرسالة الاثنا عشریة فی الرد علی الصوفیة، تحقیق عباس جلالی، قم، انتشارات انصاریان، ۱۴۳۲ق.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک کلمه، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، تهران، مركز نشر فرهنگى رجاء، ۱۳۶۵ش.
  • حسن‌زاده آملی، حسن، یازده رساله فارسی (فلسفی، منطقی، عرفانی)، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۳ش.
  • حسینی طهرانی، سید محمدحسین، روح مجرد (یادنامه موحد عظیم و عارف کبیر سید هاشم موسوی حداد)، مشهد، انتشارات علامه طباطبایی، ۱۴۲۵ق.
  • خدامرادی ثریا و سعید ضرابی‌زاده، «تصوف، مباحث تاریخی، سده‌های ۶-۷ق/ ۱۲-۱۳م»، در تصوف (خاستگاه، تاریخ و موضوعات وابسته)، به‌کوشش فاطمه لاجوردی، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌های ایرانی و اسلامی)، ۱۳۹۶ش.
  • خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
  • خواجه محمد پارسا، محمد بن محمد، شرح فصوص الحکم، تحقیق جلیل مسگرنژاد، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶ش.
  • خوانساری، محمدباقر بن زین‌العابدین، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات، قم، دهاقانی (اسماعیلیان)، ۱۳۹۰ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، ۱۳۸۲ق.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، تهران، انتشارات آریا، ۱۳۴۴ش.
  • زرین‌کوب، عبدالحسین، در قلمرو وجدان، تهران، انتشارات سروش، ۱۳۹۰ش.
  • سید حیدر آملی، حیدر بن علی، جامع الاسرار و منبع الانوار، تحقیق هانری کربن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۶۸ش.‏
  • سید موسوی، «نقد نظریه مؤیدالدین جَندی در خاتم الاولیاء بودن ابن‌عربی»، در جستارهایی در فلسفه و کلام، شماره ۹۷، پاییز و زمستان ۱۳۹۵ش.
  • شیبی،مصطفی کامل، الصلة بین التصوف و التشیع، بیروت، دار الأندلس، ۱۹۸۲م.
  • شرف (خراسانی)، شرف‌الدین، «ابن‌عربی، ابوعبدالله»، در دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۴، تهران، مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰ش.
  • شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الیواقیت و الجواهر في بیان عقاید الاکابر، بیروت، دار احياء التراث العربی، بی‌تا.
  • شیمل، آنه‌ماری، تصوف (مقدمه‌ای بر عرفان اسلامی)، ترجمه شاهرخ راعی، تهران، انتشارات حکمت، ۱۴۰۱ش.
  • صدرالدین قونوی، محمد بن اسحاق، الفکوک فی اسرار مستندات حکم الفصوص للشیخ الاکبر محیی‌الدین ابن‌عربی، تحقیق عاصم ابراهیم کیالی، بیروت، کتاب-ناشرون، ۱۴۳۴ق/۲۰۱۳م.
  • طارمی، عباس، شهر هزار حکیم، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۸۲ش.
  • مرتضی عاملی، جعفر، ابن‌عربی سنی متعصب، المرکز الاسلامی للدراسات، ۱۴۰۲۴ق.
  • عبدالرزاق کاشانی، عبدالرزاق بن جمال‌الدین، شرح فصوص الحکم، تحقیق مجید هادی‌زاده، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۳ش.
  • عدّاس، کلود، در جستجوی کبریت احمر، ترجمه فریدالدین رادمهر، تهران، انتشارات نیلوفر، ۱۳۸۷ش.
  • عفیفی، ابوالعلاء، «ابن‌عربی»، ترجمه غلامرضا اعوانی، در تاریخ فلسفه در اسلام، ج۱، به‌کوشش میان‌محمد شریف، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۱ش.
  • عفیفی، ابوالعلاء، «ابن‌عربی فی دراساتی»، در الکتاب التذكاری (محیی‌الدین بن عربی فی الذکری المئویة الثامنة لمیلاده)، به‌کوشش ابراهیم بیومی مدکور، قاهره، دار الکاتب العربی، ۱۳۸۹.
  • غراب، محمود محمود، الشیخ الاکبر محی‌الدین ابن‌العربی، دمشق، دار الکاتب العرب، ۱۴۰۳ق/۱۹۸۳م.
  • فرغانی، سعدالدین سعید بن محمد، مشارق الدراری (شرح تائیه ابن‌فارض)، تحقیق سید جلال‌الدین آشتیانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹ش.
  • قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید، شرح الاربعین، تحقیق نجفقلی حبیبی، مرکز پژوهشی ميراث مکتوب، ۱۴۲۱ق/۱۳۷۹ش.
  • قاضی نورالله شوشتری، نورالله بن شریف‌الدین، مجالس المؤمنین، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • قمشه‌‌ای، محمدرضا بن ابوالقاسم، مجموعه آثار حكیم صهبا (به همراه زندگی‌نامه)، تحقیق حامد ناجی اصفهانی و خلیل بهرامی قصرچمنی، اصفهان، کانون پژوهش، ۱۳۷۸ش.
  • قیصری، داود بن محمود، شرح فصوص الحکم، تحقیق سید جلال‌الدین آشتیانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵ش.
  • قیصری، داود بن محمود، شرح فصوص الحکم داود القیصری، تحقیق حسن حسن‌زاده آملی، قم، بوستان کتاب، ۱۴۲۴ق/۱۳۸۲ش.
  • کربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه سید جواد طباطبایی، تهران، انتشارات کویر، ۱۳۸۸ش.
  • کربن، هانری، تخیل خلاق در عرفان ابن‌عربی، ترجمه انشاء‌الله رحمتی، تهران، انتشارات سوفیا، ۱۳۹۹ش.
  • مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، عین الحیات، تحقیق مهدی رجایی، قم، انوار الهدی، ۱۳۸۲ش.
  • محدث نوری، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل (خاتمه)، بیروت، مؤسسة آل‌البیت(ع) لاحیاء التراث، ۱۴۲۹ق.
  • محمدطاهر قمی، محمدطاهر بن محمدحسین، تحفة الاخیار، تحقیق داود الهامی، قم، مطبوعاتی صدف، ۱۳۶۹ش.
  • مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة او اللقب، تهران، انتشارات خیام، ۱۳۶۹ش.
  • مطهری، مرتضی، امامت و رهبری، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۹۶ش
  • مطهری، مرتضی، انسان کامل، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۲ش.
  • مطهری، مرتضی، عرفان حافظ، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۷۳ش.
  • مطهری، مرتضی، کلیات علوم اسلامی (کلام، عرفان و حکمت عملی)، تهران، انتشارات صدرا، ۱۳۸۱ش.
  • مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، حدیقة الشیعه، تحقیق صادق حسن‌زاده و علی‌اکبر زمانی‌نژاد، قم، انتشارات انصاریان، ۱۴۲۵ق/۱۳۸۳ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، قم، مکتبة المصطفوی، ۱۳۶۸ش.
  • ملاصدرا، محمد بن ابراهیم، رساله سه اصل، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۰ق/۱۳۴۰ش.
  • ملکی، محمد (جلال‌الدین)، خاتم اولیاء از دیدگاه ابن‌عربی و علامه آشتیانی، قم، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ۱۳۸۸ش.
  • ملکیان، مصطفی، «ویژگی‌های چاپ جدید فصوص الحکم و نقدهایی بر اندیشه‌های ابن‌عربی»، مجله بخارا، شماره ۶۲، خرداد و شهریور ۱۳۸۶ش.
  • موسوی خلخالی تهرانی، سید محمدصالح بن محمد، شرح مناقب محیی‌الدین عربی، تهران، انتشارات تکیه خاکسار، ۱۳۶۳ش.
  • نبهانی، یوسف بن اسماعیل، جامع کرامات الأولياء، بیروت، المکتبة العصرية، ۱۴۳۰ق/۲۰۰۹م.
  • نصر، سید حسین، سه حکیم مسلمان، ترجمه احمد آرام، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲ش.
  • نصر، سید حسین، «مکتب اصفهان»، در تاریخ فلسفه در اسلام، ج۱، به‌کوشش میان‌محمد شریف، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۹۲ش.
  • نیکلسون، رینولد الین، «الانسان الکامل»، ‌در دائرة‌المعارف الاسلامیة، به‌کوشش احمد شنتناوی، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.
  • نیکلسون، رینولد الین، تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، انتشارات طوس، ۱۳۵۸ش.
  • یحیی، عثمان، مؤلفات ابن‌عربی تاریخها و تصنیفها، تحقیق احمد محمد الطیب، قاهرة، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۲۰۰۱م.
  • یزدان‌پناه، سید یدالله، مبانی و اصول عرفان نظری، نگارش سید عطاء انزلی، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۸۹ش.