پرش به محتوا

ده فرمان

مقاله قابل قبول
عدم رعایت شیوه‌نامه ارجاع
استناد ناقص
عدم جامعیت
از ویکی شیعه
موسی پیامبر

دَه فَرمان یا احکام ده‌گانه موسی(ع)، مجموعه‌ای از ده فرمان دینی است که براساس تورات، بر الواح به حضرت موسی(ع) نازل شد و در منابع یهودی از آن به‌عنوان مبنای احکام و شریعت یهود یاد شده است.

براساس متن مشهور تورات، محتوای ده فرمان شامل توحید و منع شرک، نهی از ساخت و پرستش بت، پرهیز از سوگند ناروا به نام خدا، بزرگداشت روز سبت، احترام به پدر و مادر، منع قتل، زنا، سرقت، شهادت دروغ و طمع به مال و خانواده دیگران است.

براساس گزارش تورات، سه ماه پس از خروج بنی‌اسرائیل از مصر، حضرت موسی(ع) برای دریافت وحی به همراه یوشع به کوه سینا رفت و چهل روز در آنجا اقامت کرد. در این مدت، الواح بر او نازل شد و ده فرمان بر آنها نوشته شد. در تورات آمده است که این فرمان‌ها به انگشت خدا بر دو لوح سنگی نگاشته شد، در حالی که سایر احکام تورات را حضرت موسی(ع) نوشت. گفته شده است که ده فرمان، مبنای دیگر احکام تورات به شمار می‌رود، هرچند در منابع یهودی شیوه‌های متفاوتی برای شمارش آنها گزارش شده است.

در متون مسیحی نیز به ده فرمان اشاره شده است. براساس انجیل، حضرت عیسی(ع) بر رعایت این احکام تأکید کرد و در مواردی، دامنه برخی از آنها را گسترش داد؛ از جمله، نگاه شهوت‌آلود را نیز در حکم زنا دانست. همچنین در پاسخ به پرسشی درباره مهم‌ترین فرمان، یکتاپرستی و محبت به همنوع را به‌عنوان دو فرمان اساسی معرفی کرد.

از قدیمی‌ترین سنگ‌نبشته‌های ده فرمان

گفته شده است که این مضامین با برخی آیات قرآن، از جمله آیه ۲۳ سوره اسراء، همخوانی دارد. براساس منابع اسلامی، قرآن کریم به محتوای ده فرمان اشاره کرده، اما آنها را به‌صورت یک‌جا و با همان ترتیب تورات نقل نکرده است. آیات ۲۲ تا ۳۹ سوره اسراء، آیه ۱۴۵ سوره اعراف، آیات ۸۳ و ۸۴ سوره بقره و نیز آیات ۱۵۱ تا ۱۵۳ سوره انعام از جمله آیاتی دانسته شده‌اند که مضامینی نزدیک به ده فرمان را دربر دارند. درباره نسبت میان الواح و تورات نیز دیدگاه‌های متفاوتی گزارش شده و درباره تعداد و جنس الواح نیز اختلاف نظر وجود دارد.

در روایات شیعه، الواح حضرت موسی(ع) مشتمل بر معارف گسترده معرفی شده و روایاتی از انتقال آنها به پیامبر اسلام(ص) و سپس ائمه(ع) نقل شده است. در مقابل، علامه طباطبایی برخی از این گزارش‌ها، از جمله روایت مربوط به پنهان بودن الواح در کوهی در یمن، را معتبر ندانسته است. همچنین در روایاتی، ائمه(ع) وارث الواح و دیگر ودایع پیامبران معرفی شده‌اند.

براساس گزارش‌های تاریخی، حضرت موسی(ع) پس از مشاهده گوساله‌پرستی بنی‌اسرائیل، الواح را بر زمین افکند و آنها شکست سپس بقایای الواح در صندوقی قرار گرفت که به «تابوت عهد» شهرت یافت. گفته شده است که این تابوت تا زمان معبد سلیمان در قدس‌الاقداس نگهداری می‌شد، اما پس از حمله بخت‌النصر به اورشلیم مفقود شد. همچنین در برخی روایات آمده است که امام مهدی(عج) پس از ظهور، تابوت عهد را از غاری در انطاکیه خارج خواهد کرد. در مقابل، برخی پژوهشگران معاصر غربی، با استناد به محتوای ده فرمان، درباره زمان شکل‌گیری آن دیدگاه انتقادی مطرح کرده و انتساب آن به دوران حضور بنی‌اسرائیل در بیابان را محل تردید دانسته‌اند.

پانویس

منابع

  • کتاب مقدس.
  • ابن‌طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن المعروف بالملاحم و الفتن، قم، مؤسسة صاحب الأمر (عج)، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • افشار، بهروز، «بازشناسی ده فرمان در تورات و قرآن پس از قرون وسطی»، فصلنامه معرفت ادیان، شماره ۱۴، بهار ۱۳۹۲ش.
  • بایر ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ترجمه علی‌اصغر حکمت، انتشارات پیروز،‌ ۱۳۵۴ش.
  • تاکیم، لیاقت و محمد حسین محمد پور، «ده فرمان و الواح در تفاسیر شیعه و سنی»، در مجله پژوهش‌های قرآنی، شماره ۶۵ و ۶۶، تابستان۱۳۹۰ش.
  • رضا، محمدرشید، تفسیر المنار، مصر، الهیئة المصریة العامة للكتاب، ۱۹۹۰م.
  • صفار قمی،‌ بصائر الدرجات، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی،‌ ۱۴۰۴ق.
  • طباطبایی،‌ سید محمد حسین،‌ تفسیر المیزان،‌ قم، اسماعیلیان.
  • طبرسی،‌ فضل بن حسن،‌ مجمع البیان،‌ مکتبة العلمیة،‌ ۱۳۳۸ق.
  • علم الهدی،‌ سید جواد،‌ شناخت صهیونیسم بین الملل،‌ جامعه مدرسین، ۱۳۶۹ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر عیاشی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
  • لاجوردی، فاطمه، «تابوت عهد»، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۴، تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
  • موسوی سبزواری، سید عبدالاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه اهل‌بیت(ع)، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • افشار، بهروز و حسن قلی پور، «نقد و نظر دانشمندان مسلمان درباره موازنه ده فرمان تورات و قرآن کریم»، در مجله پژوهش‌های اعتقادی کلامی، شماره ۲، تابستان ۱۳۹۰ش.