مقاله نامزد خوبیدگی
شناسه ارزیابی نشده

مسخ

از ويکی شيعه
پرش به: ناوبری، جستجو

مَسْخْ تغییر صورت انسان به‌صورت حیوان است. منابع اسلامی موارد متعددی برای مسخ ذکر کرده‌اند که معروف‌ترین آن‌ها داستان اصحاب سبت است. مشهور مفسران مسخ را معنایی حقیقی دانسته که ظاهر انسانی را نیز دگرگون می‌کند. روایات بر تحقق مسخ در قیامت نیز دلالت دارند.

معنا

ابن‌منظور مسخ را به‌معنای تغییر صورتی به یک صورت بد دانسته است.[۱] لفظ مسخ یکبار در قرآن آمده است.[۲] محتوای مسخ نیز در چندین آیه درباره اصحاب سبت (سوره بقره، آیه۶۵؛ سوره مائده آیه ۶۰، سوره اعراف آیه ۱۶۶.) ذکر شده است.

تفاوت مسخ با تناسخ

در تناسخ، روح پس از جدایی از بدن خویش، به جنین یا بدن دیگر تعلق می‌گیرد، ولی در مسخ، روح از بدن جدا نمی‌شود؛ بلکه تنها شکل و صورت بدن تغییر می‌کند تا انسان گناه‌کار خود را به صورت حیوان دیده و از آن رنج ببرد. به تعبیر دیگر نفس انسان تبهکار از مقام انسانی به مقام حیوانی تنزل نمی‌کند.[۳]

مسخ در قیامت

براساس آموزه‌های اسلامی، در قیامت گروه‌هایی مسخ شده و در صورت حیوان محشور می‌شوند:

  • معاذ بن جبل از پیامبر اسلام در مورد آیه «یوْمَ ینْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً؛ روزی که در «صور» دمیده می‌شود و شما فوج فوج (به محشر) می‌آیید»[۴] سوال کرد. پیامبر(ص) فرمود: «برخی از آن‌ها به‌شکل میمون، برخی به‌صورت خوک... محشور می‌شوند.[۵]
  • امام باقر(ع) فرمود: آنان که قَدَر الهی را دروغ می‌پندارند، در حالی از گورهایشان به پا خیزند که به میمون و خوک تبدیل شده‌اند.[۶]

مولوی این مطلب را چنین می‌آورد:

ای دریده پوستین یوسفان گرگ بر خیزی ازین خواب گران[۸]

البته مسخ در آن دنیا به معنای تغییر در اصل وجودی انسان نیست؛ بلکه با وجود اصل انسانیت انسان،‌ ظاهر او تبدیل به حیوان می‌شود. شهید مطهری این مطلب را چنین توضیح می‌دهد: «قیامت به هر شکلی که باشم، با همین بدن باشم یا با بدن دیگر، صد درصد همان من هستم منتها ممکن است شکل من عوض شده باشد. حتی اگر من را در قیامت به تناسب ملکات روحی من، مسخ کنند و به صورت حیوانی محشور کنند باز من هستم که در آنجا دارای اندام حیوانی هستم، «من» «من» است.[۹]»

مسخ در دنیا

مسخ در این دنیا، دارای مراتب مختلفی می‌باشد:

  • تمام انسان‌هایی که خوی حیوانی بر آن‌ها غلبه کرده است، در باطن خود دچار مسخ شده و باطن آن‌ها به حیوان تبدیل می‌شود و نور الهی در آن کم‌رنگ می‌گردد.

بسیاری از محققان اسلامی معتقدند؛ انسان از نظر روحی و معنوی ممکن است مسخ شود، تبدیل به یک حیوان شود و حتی از یک حیوان نیز بدتر گردد. برخی مفسران تعبیر قرآنی «أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل؛ آنها مانند چهارپایان‌اند بلکه حتی گمراهتر هستند».(سوره اعراف، آیه۱۷۲.) را در اشاره به همین مطلب دانسته‌اند.[۱۰]

شهید مطهری در همین موضوع چنین آورده: «شخصیت انسان به خصایص اخلاقی و روانی او است. اگر خصایص اخلاقی و روانی یک انسان، خصایص و اخلاق یک درنده بود، او واقعاً مسخ شده است.[۱۱]

  • این مسخ در مرحله‌ای بالاتر علاوه بر باطن و روح انسان، جسم را نیز در برمی‌گیرد و مسخ تحققی کامل می‌یابد. این نوع مسخ تنها با اراده خاص الهی تحقق می‌یابد.[۱۲]

بنابر منابع اسلامی تحقق کامل مسخ در موارد محدودی بوده است:

اصحاب سبت

نوشتار اصلی: اصحاب سبت

اصحاب سَبْت گروهی از بنی‌اسرائیل بودند که بنا به آیات قرآن به خاطر نافرمانی خدا و صید ماهی در روز شنبه به عذاب الهی گرفتار شدند. عذاب دنیوی این قوم مسخ شدن بوده است.[۱۳]

اصحاب حضرت عیسی(ع)

بنابر آیات قرآن،‌ حواریون حضرت عیسی(ع) از خداوند طلب مائده آسمانی کردند،[۱۴] در نهایت حضرت عیسی(ع) از خداوند طلب استجابت دعای حواریون خود را کرد.[۱۵] خداوند چنین پاسخ گفت: «إِنی مُنزَِّلُهَا عَلَیکمْ فَمَن یکفُرْ بَعْدُ مِنکمْ فَإِنی أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِینَ؛ «من آن را بر شما نازل می‌کنم؛ ولی هر کس از شما بعد از آن کافر گردد (و راه انکار را برود)، او را مجازاتی می‌کنم که احدی از جهانیان را چنان مجازات نکرده باشم!».[۱۶]

براساس برخی منابع، تعدادی از حواریون با وجود نزول مائده آسمانی خیانت کردند و خداوند آن‌ها را مسخ کرد.[۱۷]

البته برخی از مفسران همچون علامه طباطبائی مسخ شدن این گروه را نپذیرفته و آن‌را با صریح قرآن در تضاد دانسته است.[۱۸]

افراد دیگر

برخی منابع شیعه[۱۹] و اهل سنت[۲۰] نقل‌هایی را پیرامون مسخ فرد یا افراد مختلف نقل کرده‌اند.

نحوه تحقق مسخ

پیرامون تحقق مسخ در دنیا نظرات مختلفی وجود دارد. برخی معتقدند مسخ تنها در باطن انسان می‌باشد و چهره انسانی به جای خود باقی است. در مقابل مفسران مشهور معتقدند مسخ در جسم نیز تحقق می‌یابد و یک معنای حقیقی است.[۲۱]

مسخ در جسم و ظاهر انسان

عموم مفسران معتقدند مسخ معنایی حقیقی داشته و در ظاهر انسان‌ها نیز واقع شده است.[۲۲]

مولوی این معنا را چنین تبیین می‌کند:

نقض توبه و عهد آن اصحاب سبت موجب مسخ آمد و اهلاک و مقت
مسخ ظاهر بود اهل سبت را تا ببیند خلق ظاهر کَبت را[۲۳]

علامه مجلسی دلالت روایات را بر این معنا دانسته و ادعای متواتر بودن آن‌ها را دارد.[۲۴]

البته تغییر در ظاهر انسانی شخص به این معنا نیست که حقیقت انسانی او نیز تغییر می‌کند. بنابر این مسخ به معنای نابودی فردی از انسان و ایجاد فردی از بوزینه یا وارد کردن روح انسانی در بدن بوزینه نیست[۲۵] بلکه مسخ این است که صورتی روی صورت واقع شده است؛ یعنی در عین حال که صورت نوعی انسان به حال خود باقی است، صورت نوعی بوزینه را نیز پذیرفته و انسانیت ممسوخ، باطل و منعدم نشده است. از این رو باید بر او عنوان انسان بوزینه اطلاق شود.[۲۶]

اما در مورد بعید بودن این مطلب برخی چنین استدلال کرده‌اند که با پذیرش وقوع معجزه توسط پیامبران،‌ خارق العاده بودن یک عمل نمی‌تواند دلیلی بر محال بودن آن تلقی شود. بلکه یکی از شرائط معجزه همین خارق‌العاده بودن است.[۲۷]

مسخ در نفس و باطن انسان

مجاهد بن جبیر (متوفای ۱۰۲ق) مسخ در این دنیا را حقیقی ندانسته؛ بلکه آن را تمثیلی و به مانند آیه: «کمَثَلِ الْحِمارِ یحْمِلُ أَسْفاراً؛ مانند درازگوشی است که کتاب‌هایی را حمل می‌کند»(سوره جمعه، آیه۵.) دانسته است.[۲۸]

از عبدالرزاق کاشانی نقل شده که این مسخ تنها در باطن انسان بوده است. به بیان دیگر یهودیان مسخ شده در صورت ظاهری به مانند مردم بودند؛ ولی (در واقع) از آنان نبودند.[۲۹]

رشید رضا از مفسران معاصر مسخ جسمی را نص آیه نمی‌داند و حتی اشکالاتی را بر این قول ذکر می‌کند.[۳۰] این اعتقاد از برخی دیگر از مفسران همچون محمد عبده نیز نقل شده است.[۳۱]

عاقبت انسان‌های مسخ شده

روایات اسلامی دلالت بر این دارد که انسان‌های مسخ شده تنها سه روز زنده ماندند و از آنان نسلی باقی نمانده است.[۳۲]

برخی محققان اجماع مسلمانان را بر این دانسته‌اند که حیوانات امروزی از نسل آدم نمی‌باشند و افراد مسخ شده پس از سه روز مردند؛ بدون اینکه از دوران حیوان بودن آن‌ها نسلی ادامه یافته باشد.[۳۳]

پانویس

  1. ابن‌منظور، لسان العرب، ۱۴۱۴ق، ج۳، ص۵۵.
  2. سوره یس، آیه۶۷.
  3. سبحانی، منشور عقائد امامیه،‌ ۱۳۷۶ش، ص۱۹۵.
  4. سوره نبأ، آیه۱۸.
  5. قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۲۰، ص۱۷۵.
  6. شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۲۱۲.
  7. شیخ صدوق، ثواب الأعمال، ۱۴۰۶ق، ص۲۶۱.
  8. مولوی، مثنوی معنوی، دفتر چهارم، بخش ۱۳۵.
  9. مطهری،‌ مجموعه آثار، ۱۳۶۸ش، ج۴، ص۷۰۳.
  10. میرجهانی، تفسیر ام الکتاب، ص۲۷۰.
  11. مطهری،‌ مجموعه آثار، ۱۳۶۸ش، ج۲۳، ص۱۰۵.
  12. مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۳۶۰ش، ج۱۱، ص۱۰۳-۱۰۴
  13. سوره بقره،‌آیه ۶۵.
  14. سوره مائده، آیه۱۱۲.
  15. سوره مائده، آیه۱۱۴.
  16. سوره مائده، آیه۱۱۵.
  17. آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۴۲؛ عیاشی، کتاب التفسیر، ۱۳۸۰ق، ج۱، ص۳۵۱.
  18. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۲۳۹.
  19. شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۹۳.
  20. طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۱۵ق، ج۴،‌ ص۲۴۵.
  21. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۲۱.
  22. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۲۱.
  23. مولوی» مثنوی معنوی» دفتر پنجم، بخش ۱۰۹.
  24. مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ش، ج۵۸، ص۱۱۱.
  25. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۴۸.
  26. جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۳۲.
  27. شاکر، میری، ماهیت عذاب مسخ در آموزه‌های دینی، ص۳۰.
  28. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۲۶۴.
  29. کاشانی، تاویلات القرآن، ج۱، ص۵. به نقل از جوادی آملی، تسنیم، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۳۳.
  30. رشید رضا، المنار، ۱۹۹۰م، ج۱، ص۲۸۵.
  31. به نقل از مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۲۱.
  32. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا، ۱۳۷۸ق، ج۱، ص۲۷۱.
  33. صدرالمتألهین، تفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ج۳، ص۴۶۸.

منابع

  • ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق و مصحح: میر دامادی، جمال‌الدین، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع،‌دار صادر، بیروت، چاپ سوم، ۱۴۱۴ق.
  • آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق: عطیة، علی عبدالباری، دارالکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.
  • جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، قم،‌ اسراء، ۱۳۸۸ش.
  • رشید رضا، المنار، مصر، الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۰م.
  • سبحانی، جعفر، منشور عقائد امامیه، ‌قم، موسسه امام صادق(ع)، ۱۳۷۶ش
  • شاکر، محمد تقی، قیوم‌زاده، محمود، ملاصدرا و تبیینی نو از مسئله مسخ، مجله فلسفه دین،‌ شماره۴،‌زمستان ۱۳۹۲ش.
  • شاکر محمدکاظم، میری سیدسعید،‌ ماهیت عذاب مسخ در آموزه‌های دینی، تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شماره۲، ۱۳۸۸ش.
  • شیخ صدوق، الخصال، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
  • شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،‌ دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ق.
  • شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، تهران، نشر جهان، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
  • صدرالمتألهین، محمد بن ابراهیم، تفسیر القرآن الکریم، تحقیق: خواجوی، محمد، انتشارات بیدار، قم، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش.
  • طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرانی، أبوالقاسم، المعجم الکبیر، محقق، حمدی بن عبد المجید السلفی، قاهره، ابن‌تیمیه، ۱۴۱۵ق
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: بلاغی، محمد جواد، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر، محقق و مصحح: رسولی محلاتی، هاشم، المطبعة العلمیة، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ق.
  • قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۴ش.
  • مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت،‌ دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
  • ‌ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، ۱۳۶۰ش.
  • مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، تهران، صدرا، ۱۳۶۸ش.
  • مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف،‌ دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مولوی، مثنوی معنوی، سایت گنجور.
  • میرجهانی سیدحسن، تفسیر ام الکتاب، تهران، صدر،‌ بی‌تا.