پرش به محتوا

کاربر:Mamiri: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Mamiri
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>Mamiri
بازگرداندنمطلب حذفی
خط ۵: خط ۵:
مقاله سوم: خسف بیداء
مقاله سوم: خسف بیداء


مقاله چهارم: نبرد شام سفیانی،جنگ کور خمس
مقاله چهارم: نبردشام،جنگ کور خمس


=== سفیانی ===
=== سفیانی ===
خط ۵۱۳: خط ۵۱۳:
... و هنگامیکه به بیداء در شب مهتابی که قرص ماه کامل است فرود می‌آیند... .
... و هنگامیکه به بیداء در شب مهتابی که قرص ماه کامل است فرود می‌آیند... .


این روایت به فرود آمدن سپاه سفیانی در منطقه بیداء، در شب مهتابی ماه محرم دلالت می‌کند. و ا
این روایت به فرود آمدن سپاه سفیانی در منطقه بیداء، در شب مهتابی ماه محرم دلالت می‌کند. و احتمال دارد شب پانزدهم ماه محرم، مقصود این روایت باشد.
 
==== سرنوشت لشکر خسف بیداء ====
 
خداوند متعال به جبرئيل (ع) فرمان داده و او هم ندای سر می دهد  كه: اى بيداء (بيابان)! اين جمعيت ستمگر در خود فرو بر. زمين هم آنها را با تمام سلاح‏هايشان مى‏بلعد كه تنها دو نفر كه از قبيله جهينه هستند و ملقب به بشير و نذير مى‏شوند نجات مى‏يابند كه صورت آنها هر دو به عقب برمى‏گردد.
از پیامبر اکرم ص نقل شده است:
 
... بَعَثَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ‏ فَيَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ اذْهَبْ فَأَبِدْهُمْ فَيَضْرِبُهَا بِرِجْلِهِ ضَرْبَةً يَخْسِفُ اللَّهُ بِهِمْ عِنْدَهَا وَ لَا يُفْلِتُ مِنْهَا إِلَّا رَجُلَانِ مِنْ جُهَيْنَة.
 
... خداوند جبرئيل را مي‌فرستد و مي‌فرمايد: برو و آنها را نابود گردان! جبرئيل هم با پاى خود ضربتى بزمين مي‌زند و با آن ضربت خداوند آنها را در زمين فرو مي‌برد و جز دو نفر از تیره جهينه كسى از آنها باقى نمي‌ماند.
 
بشير به دستور جبرئيل به خدمت حضرت مهدى(ع) رفته و خبر هلاكت لشكر سفيانى را به ايشان مى‏دهد و سپس به دست آن حضرت توبه مى‏كند و حضرت هم مرحمت كرده و او را به حالت اولش برمى‏گردانند.
 
نذير هم براى انذار و برحذر داشتن سفيانى، به شام مى‏رود و او را هم از اين جريان خبردار مى‏كند و خود مى‏ميرد.
از امام صادق ع در ضمن روایتی طولانی نقل شده است:
 
... ثُمَّ يُقْبِلُ عَلَى الْقَائِمِ ع رَجُلٌ وَجْهُهُ إِلَى قَفَاهُ وَ قَفَاهُ إِلَى صَدْرِهِ وَ يَقِفُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولُ يَا سَيِّدِي أَنَا بَشِيرٌ أَمَرَنِي مَلَكٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَنْ أَلْحَقَ بِكَ وَ أُبَشِّرَكَ بِهَلَاكِ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ بِالْبَيْدَاءِ... فَقَالَ لِأَخِي وَيْلَكَ يَا نَذِيرُ امْضِ إِلَى الْمَلْعُونِ السُّفْيَانِيِّ بِدِمَشْقَ فَأَنْذِرْهُ بِظُهُورِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ عَرِّفْهُ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ جَيْشَهُ بِالْبَيْدَاءِ... .
 
... سپس آنکه صورتش وارونه شده و به پشت سرش چرخیده رو به سوی حضرت مهدی ع کرده و در مقابل ایشان می‌ایستد و می‌گوید: سرورم من بشیر هستم. یکی از ملائکه خداوند مرا امر کرد به شما بپیوندم و شما را به هلاکت سپاه سفیانی در بیداء بشارت دهم... و (فرشته خداوند) به برادرم گفت: وای بر تو ای نذیر به سوی سفیانی ملعون در دمشق برو و به او ظهور حضرت مهدی ع از آل محمد ص را انذار کن و به او بفهمان که سپاه او در بیداء خسف و نابود شده است... .
 
آنها از مسیری که نتیجه نداشته در جستجوی حضرت مهدی ع بودند. امام صادق ع در وصف سپاه خسف سفیانی  چنین می‌فرماید:
 
... إِنَّهُمْ طَلَبُوا الْمَهْدِيَّ ع مِنْ حَيْثُ لَا يُنَالُ... .
 
... آنها از مسیری که نتیجه نمی‌دهد در جستجوی مهدی ع رفتند... .
 
نتیجه خسف بیداء
 
مكه پس از اين جريان امنيت خويش را باز مى‏يابد و احدى جرأت نمى‏كند كه به قصد جنگيدن با اين جمعيت تازه وارد مكه، بدانجا رو كند و هر كدام هم كه راه افتاده بودند برمى‏گردند كه مبادا آنها هم دچار چنين سرنوشتى بشوند.
 
امام مهدی ع هم كه به مرتب كردن و آموزش سپاه ده هزار نفرى خويش در مكه مشغول بوده‏اند، آنها را حركت داده و رو به مكه مى‏كنند تا اينكه به محلى كه سپاه سفيانى فرو رفته بودند مى‏رسند و حضرت به ياوران خويش آن نقطه را نشان مى‏دهند.
 
از امام باقر  نقل شده است:
 
... وَ يَبْعَثُ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَةِ... وَ يَهْرُبُ الْمَهْدِيُّ وَ الْمَنْصُورُ مِنْهَا... حَتَّى يَقْدَمَ مَكَّة... ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ مَكَّة... عَامِداً إِلَى الْمَدِينَةِ حَتَّى يَمُرَّ بِالْبَيْدَاءِ حَتَّى يَقُولَ هَذَا مَكَانُ الْقَوْمِ الَّذِينَ يُخْسَفُ بِهِم‏... .
 
... و(سفیانی) سپاهی را به مدینه گسیل می‌دارد... و امام مهدی ع و منصور از مدینه می‌گریزند... تا اینکه حضرت وارد مکه می‌شود... سپس از مکه خارج می‌شود... حضرت قصد حرکت به سوی مدینه کرده تا اینکه به منطقه بیداء می‌رسند و می‌گویند: اینجا موقعیتی است که آن جمعیت را زمین بلعید... .
 
سفيانى كه بخشى از سپاهش در بيابان‏هاى حجاز فرو رفته ‏اند و بخشى ديگر هم در عراق از [[یمانی]] شكست جدى خورده ‏اند، سعى مى‏كند كه در منطقه شام تا آنجا كه مى‏تواند تجديد قوا كند تا اين امكان را بيابد كه بزرگ‏ترين صحنه جنگ با حضرت را پس از ظهورشان به تصوير بكشد و جنگ خونبارى را از دمشق تا قدس به پا كند.
 
 
== مقاله چهارم ==
 
=== نبرد شام سفیانی، جنگ کور خمس ===
 
'''نبرد شام سفیانی''' ، '''جنگ کور خمس'''، بر اساس [[روایات اسلامی]]، یکی از [[جنگ های سفیانی]] میباشد.[[سفیانی]] پس از خروج، به تثبیت موقعیت خود و سرکوب مخالفان و سایر رقبا در [[منطقه شام]] خواهد پرداخت.روايات مربوط به سفيانى، ابتدا به ترسیم جنگ هاى داخلى او با [[ابقع]] و [[اصهب]] می پردازد که همگی به دنبال ملک و فرمانروایی و تسلط بر منطقه شام می باشند.البته پيروزنهايي نبردشام،سفياني است. تسلط سفیانی بر منطقه شام، قدرتمندانه و مطلق است و وقتى وی از استيلاى خود بر منطقه شام آسوده خاطر می شود، عمليات مهم خود و حمله به [[عراق]] و [[حجاز]] و کشتار شیعیان را آغاز مى‌كند.
 
==== احادیث نبرد شام ====
 
و اما روایات مربوط به تسلط سفیانی در منطقه شام:
 
نخستين سرزميني كه درآن كشتار و شورش میشود،منطقه شام است؛
 
از [[امام باقر]] علیه السلام نقل شده است:
 
... فَأَوَّلُ أَرْضٍ تَخْرَبُ، أَرْضُ الشَّامِ ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِي ...‏ ‏.<ref>نعمانی، الغیبۀ، ص280.</ref>
 
... اول جایی که خراب می‌شود، شام است در این هنگام سه پرچم با هم درگیر هستند: اصهب، ابقع و سفیانی ... .
 
و در [[تفسیر عیاشی]] از امام باقر علیه السلام نقل شده است که همزمان با اوج درگیری‌های منطقه شام، در دیگر مناطق سرزمین‌های عربی، نیز درگیری و آشوب وجود دارد:
 
... وَ هِيَ سَنَةُ اخْتِلَافٍ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب... ‏.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص222.</ref>
 
... و آن سالی است که اختلاف سرزمین های عربی را فراگرفته است ... .
 
==== مخالفان سفیانی در شام ====
 
در روایتی، مخالفان سفیانی را حسنی، اموّی و قیسی نام برده است. از [[امام صادق]] علیه السلام روایت شده است:
 
إِذَا بَلَغَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ قَبْلَ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ قَالَ نَعَمْ وَ أَشَارَ بِيَدِهِ بِثَلَاثِ أَصَابِعِهِ إِلَى الشَّامِ وَ قَالَ ثَلَاثُ رَايَاتٍ رَايَةٌ حَسَنِيَّةٌ وَ رَايَةٌ أُمَوِيَّةٌ وَ رَايَةٌ قَيْسِيَّةٌ فَبَيْنَا هُمْ عَلَى ذَلِكَ إِذْ قَدْ خَرَجَ السُّفْيَانِيُّ فَيَحْصُدُهُمْ حَصْدَ الزَّرْعِ مَا رَأَيْتَ مِثْلَهُ قَط.<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 271. </ref>
 
وقتى خبر رسيد كه سفيانى خروج كرده بسوى ما بيا، هر چند پياده بيائى. عرضكردم: قربانت گردم! آيا پيش از آن خبرى هست؟.
فرمود: آرى و با سه انگشت مبارك، اشاره كرد بطرف شام و فرمود: در آنجا سه پرچم برافراشته مى‏شود: يك پرچم حسنى و يك پرچم اموى، و پرچم سوم‏قيسى است. در اثناى آن گير و دار سفيانى خروج ميكند و طورى آنها را درو ميكند كه تا آن روز نظير آن را نديده باشى.
 
و در روایات دیگری، ابقع و اصهب، از مخالفان سفیانی در منطقه شام برشمرده شده‌اند که همگی در جنگ با سفیانی شکست خواهند خورد. ابتدا سفياني باابقع درگير مي‌شودواورا با سپاهيانش به قتل می رساندوسپس اصهب رانيزاز پاي درمي‌آورد. و پیروز نهایی نبرد شام، سفیانی خواهد بود.
 
امام باقر عليه‌ السلام در روایت معتبری فرموده‌اند:
 
... ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِيِّ فَيَلْتَقِي‏ السُّفْيَانِيُ‏ بِالْأَبْقَعِ‏ فَيَقْتَتِلُونَ‏ فَيَقْتُلُهُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ تَبِعَهُ ثُمَّ يَقْتُلُ الْأَصْهَب‏ ... .<ref>نعمانی، الغیبۀ، ص 391، باب 14، ح 67.</ref>
 
... در این هنگام سه پرچم با یکدیگر به نزاع برمیخیزند: پرچم ابقع و اصهب و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه مي‌شود و با یکدیگر میجنگند، و سفیانی او و یارانش را میکشد. پس از آن اصهب را میکشد ... .
 
البته برخی پنداشته‌اند که شاید پرچم اموی، همان ابقع و حامیان وی می‌باشد.
 
در روایت دیگری از تفسیر عیاشی، مضمونی شبیه به روایت قبلی همراه با اضافاتی دارد که چنین است:
 
... وَ إِنَّ أَهْلَ الشَّامِ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ الْأَصْهَبِ وَ الْأَبْقَعِ وَ السُّفْيَانِي‏مَعَ بَنِي ذَنَبِ الْحِمَارِ مُضَرُ وَ مَعَ السُّفْيَانِيِّ أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ فَيَظْهَرُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ مَعَهُ عَلَى بَنِي ذَنَبِ الْحِمَارِ حَتَّى يَقْتُلُوا قَتْلًا لَمْ يَقْتُلْهُ شَيْ‏ءٌ قَط... .<ref>مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص222.</ref>
 
... اهل شام بر گرد سه پرچم مختلف جمع ميشوند، يكى اصهب و ديگر ابقع و سومى پرچم سفيانى است. سفيانى با دائيانشكه از قبيله كلب ميباشند خروج ميكند و بر قبيله بنى ذنب الحمار از قبيله مضر حمله مى‏آورد و جنگى ميكند كه تا آن روز چنان جنگى بوقوع نپيوسته است ... .
 
ذکر این نکته ضروری است که طبق روایات، پرچم های درگیر جنگ در شام، همگی به دنبال ملک و فرمانروایی هستند.
 
از [[عمار یاسر]] در کتاب [[الغیبه]] [[شیخ طوسی]]، چنین نقل شده است:
 
... وَ يَظْهَرُ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ بِالشَّامِ كُلُّهُمْ يَطْلُبُ‏ الْمُلْكَ‏ رَجُلٌ أَبْقَعُ وَ رَجُلٌ أَصْهَبُ وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ أَبِي سُفْيَان‏‏ ... .<ref>شیخ طوسی، الغیبه، ص </ref>
 
... و سه نام در شام قیام خواهند کرد که همگی به دنبال حکومت و فرمانروایی هستند. ابقع، اصهب و مردی از نسل ابوسفیان (سفیانی) ...
 
تصرف مناطق پنچ گانه،کور خمس
 
سفیانی پس از سرکوبی مخالفان داخلی خود در شام (ابقع و اصهب) و تثبیت موقعیت خود در منطقه شام، پنج سرزمین را در منطقه شام، تصرف خواهد کرد. در روایات برای مناطق پنج گانه شام، تعابیری همچون الکور الخمس، کور الشام، الاکوار الخمس، ذکر شده است و محدوده آن نیز تعیین شده است.
 
امام صادق عليه‌ السلام در حدیثی فرموده اند:
 
السُّفْيَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُوم‏ وَ خُرُوجُهُ فِي رَجَبٍ وَ مِنْ أَوَّلِ خُرُوجِهِ إِلَى آخِرِهِ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّةُ أَشْهُرٍ يُقَاتِلُ فِيهَا فَإِذَا مَلَكَ‏ الْكُوَرَ الْخَمْسَ‏ مَلَكَ‏ تِسْعَةَ أَشْهُر... .<ref>نعمانی، الغیبۀ، ص 300.</ref>
 
سفیانی از علایم حتمی و قطعی است و در ماه رجب خروج خواهد کرد شورش سفیانی، از ابتدا تا پایان، پانزده ماه بیشتر نخواهد بود ... شش ماه می جنگد تا مناطق پنج‌گانه شام را تصرف کرد، نُه ماه هم بر این مناطق حکومت خواهد کرد ... .
آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:
 
إِنَّ السُّفْيَانِيَّ يَمْلِكُ بَعْدَ ظُهُورِهِ عَلَى‏ الْكُوَرِ الْخَمْسِ‏ حَمْلَ‏ امْرَأَة ... .<ref>شیخ طوسی، الغیبۀ، ص449</ref>
 
سفیانی پس از تصرف کردن مناطق پنج‌گانه شام، به مدت حمل زن ( نُه ماه) حکومت خواهد کرد ... .
 
امام صادق عليه‌ السلام در حدیث دیگری مناطق پنج‌گانه منطقه شام را نام برده اند:
 
... إِذَا مَلَكَ‏ كُوَرَ الشَّامِ‏ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِينَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِينَ فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِكَ الْفَرَج‏ ... .<ref>شیخ صدوق، کمال ¬الدین، ج 2، ص 651.</ref>
 
... چون سفیانی مناطق پنج‌گانه شام: دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قِنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید ... .
 
==== اطاعت اهل شام از سفیانی جز شیعیان ====
 
همانطور که گفتیم، روایات اسلامی یادآور می‌شوند که تسلط سفیانی بر منطقه شام، قدرتمندانه و مطلق است بگونه‌ای که بر تمام طرفهای درگیر در منطقه شام پیروز می‌شود.
 
از امام صادق علیه السلام نقل شده است:
 
... إِذْ قَدْ خَرَجَ‏ السُّفْيَانِيُ‏ فَيَحْصُدُهُمْ‏ حَصْدَ الزَّرْعِ مَا رَأَيْتَ مِثْلَهُ قَطُّ.<ref>مجلسی، بحارا لانوار، ج 52، ص 271.</ref>
 
... و هنگامیکه سفیانی خروج کند، تمام طرف های درگیر و مخالف خود در منطقه شام، را مانند زراعت درو خواهد کرد که مثل آن دیده نشده است.
 
البته در روایتی، خداوند متعال گروهی از شیعیان اهل شام را از دائره همراهی و شر همپیمانی با سفیانی استثناء کرده‌ است.
 
[[امام علی]] علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند:
 
... يَخْرُجُ بِالشَّامِ فَيَنْقَادُ لَهُ أَهْلُ الشَّامِ إِلَّا طَوَائِفُ مِنَ الْمُقِيمِينَ عَلَى الْحَقِّ يَعْصِمُهُمُ اللَّهُ مِنَ الْخُرُوجِ مَعَه‏... .<ref>نعمانی، الغیبه، ص305.</ref>
 
... مردم شام از سفیانی اطاعت می‌کنند بجز دسته‌هایی از پویندگان راه حق که خداوند آنها را از شر خروج و همراهی با سفیانی حفظ می‌کند ... .
 
 
==== پانویس ====
{{پانویس|2}}


[[رده:مهدویت]]
[[رده:مهدویت]]

نسخهٔ ‏۱۰ نوامبر ۲۰۱۴، ساعت ۱۳:۴۳

مقاله اول: سفیانی

مقاله دوم: جنگ قرقیسیا

مقاله سوم: خسف بیداء

مقاله چهارم: نبردشام،جنگ کور خمس

سفیانی

سفیانی، در روایات شیعه و اهل سنت، به عنوان اولین علامت حتمی ظهور امام مهدی، شمرده شده است. او از نسل بنی امیه و از فرزندان ابوسفیان و در ماه رجب سال ظهور امام مهدی، از منطقه وای یابس خروج خواهد کرد و شش ماه می جنگد و نه ماه هم بر الکور الخمس در منطقه شام حکومت خواهد کرد. لشکر سفیانی به عنوان بزرگترین دشمنان امام مهدی با حمله به عراق و حجاز، به قتل و کشتار خواهند پرداخت و بعد از درگیری در بزرگترین جنگ آخرالزمان، نبرد قرقیسیا، به عنوان طرف پیروز این جنگ، وارد عراق خواهند شد. سفیانی به فتوحات برق آسا ادامه خواهد داد تا اینکه در منطقه بیداء، سپاه او، خسف خواهد شد. او بعد از عقب نشینی از منطقه شام، در نبرد قدس با امام مهدی، به قتل می رسد.در مقابل نظریه سفیانی شخصی، برخی معتقد به سفیانی نوعی و سمبلیک (نمادین) هستند. در مقابل گروه اندکی، معتقدند، بنی امیه براي بازگشت آل‌ابی سفيان به قدرت و خلافت اسلامی، در دوره بنی عباس، احادیث سفياني را جعل كردند.

آيا خروج سفیانی حتمی است؟

در روایات اسلامی به حتمی بودن خروج سفیانی اشاره شده است؛ اين مطلب در روايات متعدد و معتبری با تعابير مختلفي چون: «محتوم»، «لابدّ‌‌منه»، «حتم من الله»،«لابدّ ان یکون»، «لایکون قائم إلا بسفیانی»، «من قبل قیام القائم»، «خمس قبل قیام القائم» و «خمس علامات محتومات»... بيان شده است.

امام سجاد عليه‌السلام در روایتی فرموده اند:

إنّ أمر القائم حتم من الله و أمر السفیانی حتم من الله و لایکون قائم إلا بسفیانی.[۱]

قیام قائم از ناحیۀ خداوند قطعی است و خروج سفیانی نیز قطعی است. هرگز قیام قائم بدون سفیانی نخواهد بود

و نیز در روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام نقل شده است:

السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب.[۲]

سفیانی از علایم حتمی است و قیام او در ماه رجب خواهد بود.

و در کتاب الغیبه نعمانی، از امام محمد باقر عليه‌السلام در تفسیر آیه قرآن ثم قضی اجلا و اجل مسمی عنده[۳] نقل شده است:

أنهما أجلان: أجل محتوم و اجل موقوف. فقال له حمران: ما المحتوم؟ قال: الذی لایکون غیره. قال: و ما الموقوف؟ قال: الذی لله فیه المشیۀ. قال حمران: انی لارجو أن یکون أجل السفیانی من الموقوف! فقال أبوجعفرعليه‌السلام: لا والله أنه لمن المحتوم.[۴]

آنها دو اجل‌اند: اجل محتوم و تغییرناپذير و اجل موقوف و مشروط. حمران پرسید: اجل محتوم چیست؟ فرمود: اجلی که جز آن نخواهد شد. حمران عرض کرد: اجل موقوف و مشروط چیست؟ فرمود: آنچه اراده خداوند در آن راه دارد و قابل تقدیم و تاخیر و برطرف شدن است. حمران عرض کرد: امیدوارم قیام سفیانی از علایم موقوف و مشروطي باشد که بدا در آن راه دارد! امام فرمودند: به خدا سوگند که چنین نیست، او از علایم حتمی است.

در این روایت، امام باقر عليه‌السلام اجل مسمّی را به اجل محتوم تفسیر کرده اند، و سپس سفیانی را جزو محتومها دانسته‌اند.

از تقابل میان علائم موقوف و حتمی که در این روایات آمده، برمي‌آيد که سفیانی از دایره علائم موقوف، خارج است. بنابراین، حمل این نشانه محتوم بر آنچه که احتمال بدا در آن راه دارد، به نوعی وارد کردن علائم محتوم به دایره علائم موقوف است كه بر خلاف نص روایات اسلامی سفیانی می باشد. بلکه نتیجه این سخن، به نوعی موجب لغو بودن تقسیم بندی علائم ظهور به حتمی و غیر حتمی در کلام معصومین است که در کتاب های الغیبه شیخ طوسی، الغیبه نعمانی و کمال الدین شیخ صدوق آمده است. در حالیکه طبق نص روایات اسلامی، نشانه های ظهور را به دو دسته حتمی و موقوف (غیرحتمی) تقسیم شده است. و میتوان گفت در علائم حتمی ظهور، بداء راه ندارد اما علائم غیر حتمی، ممکن است مشمول حکم بداء شوند.

و نیز امام باقر ع در حدیث دیگری فرموده اند:

إن من الامور أمورا موقوفة و ُامورا محتومة. و أن السفیاني من المحتوم الذی لابدّمنه.[۵]

برخی از امور موقوف و مشروط اند و برخی محتوم و تغییر ناپذير، و سفیانی از علایم حتمی است که بی تردید رخ خواهد داد.

تنها اشکال به حتمی بودن و عدم تحقق بداء در خروج سفیانی، مستند به روایتی از امام جواد علیه السلام در الغیبۀ نعمانی می‌باشد که متن روایت چنین است:

عن أبی هاشم داود بن القاسم الجعفری قال: کنا عند أبی جعفر محمد بن علی الرضا عليه‌السلام فجری ذکر السفیانی و ما جاء فی الروایۀ من أنَّ أمره من المحتوم. فقلت لأبی جعفر عليه‌السلام: هل یبدولله فی المحتوم؟ قال: نعم. قلنا له: فنخاف أن یبدولله فی القائم، فقال: أنّ القائم من المیعاد والله لایخلف المیعاد.[۶]

ابوهاشم میگوید: نزد امام جواد عليه‌السلام بودیم. از سفیانی و روایاتی که بر آن اساس قیام او حتمی خواهد بود، سخن به میان آمد. به حضرت عرض کردم: آیا خداوند در نشانه های حتمی هم بدا روا میدارد؟ فرمود: آری. عرض کردیم: میترسیم در ظهور قائم نیز بدا روا دارد! فرمود: قیام قائم عليه‌السلام از وعدههای الهی است و خداوند خلف وعده نمیکند.

در پاسخ می‌توان گفت: سند روایت یاد شده، ضعیف است. بنابراین، با انبوه روایات معتبری که بر حتمی بودن و تغییر ناپذیری خروج سفیانی دلالت دارند، قدرت تعارض نخواهد داشت. این روایت، تنها در کتاب الغیبه نعمانی ذکر شده است و خبر واحد منفرد است، و در مقابل روایاتی که خروج سفیانی رااز علائم حتمی میدانند، مستفیض و بلکه نزدیک به تواتر هستند. همچنین ممکن است این روایت در شرایط خاصی مثل تقیه صادر شده باشد. حتی خود مرحوم نعمانی بعد از نقل این روایت در کتاب خویش، احادیث سفیانی را جزو احادیث متواتر ، شمرده است.[۷] بنابراین نظریه تحقق بداء در علائم حتمی ظهور، طرفداران اندکی دارد.

اشکالات روایات سفیانی

پیش از این‌که نام، نسب، مکان خروج سفیانی را از نظر سند و دلالت بررسی نماییم، به برخي اشکالاتی که به اصل روایات سفیانی وارد شده است، اشاره میشود. یکی از نویسندگان معاصر، درباره مجموعه روایات سفیانی اشکالاتی را مطرح کرده و چنین نتیجه گرفته است که اصل سفیانی انکارناپذير است اما جزئیات، حوادث و خصوصیات آن اثبات شدنی نیست.[۸]

ضعف سند روایات سفیانی

برخی معتقدند، با مراجعه به اسناد و راویان نشانه‌های ظهور از جمله سفیانی، درمی‌یابیم که تقریباً سند هیچ‌یک از این روایات از نظر سندی، صحیح نیست و مطلب علمی با آن اثبات نمی‌شود.[۹]

درباره ضعف سند روایات سفیانی از دو جنبه می‌توان پاسخ داد‌:

اولاً، بر خلاف تصور نویسنده که مدعی ضعف روایات سفیانی شده است، در این‌باره دست‌كم، ده روایت معتبر وجود دارد که در منابع متقدم حدیثی هم‌چون الکافی کلینی، کمال الدین شیخ صدوق، قرب الاسناد حمیری و الغيبة نعمانی آمده است و اهل فن می‌دانند ده روایت معتبر آن‌هم دربارۀ یک موضوع تعداد کمی نیست؛ زيرا گاه دانشمندان علم حدیث و دربارۀ موضوعی بسیار مهم‌تر از موضوع مورد نظر ما بر اساس تنها یک روایت معتبر اظهارنظر می‌کنند.

ثانیا، بر اساس مبنای بيشتر علمای شیعه، روایتی حجت است که به صدور آن از معصوم اطمینان حاصل شود و راه دست‌یابی به این اطمینان، منحصر در صحت سند نیست، بلکه صحت سند یکی از راه‌هایی است که گاه باعث اطمینان به صدور روایت از معصوم می‌شود و در کنار صحت سند، ده‌ها قرینۀ دیگر نیز وجود دارند که می‌توانند جای صحت سند را بگیرند و بر اساس آن‌ها می‌توان به اعتبار یک روایت حکم کرد. از این دیدگاه به عنوان دیدگاه حجیت خبر موثوق الصدور یاد می‌شود.

شباهت با سفیانی های تاریخی

اشکال دیگری که موجب تردید در روایات سفیانی می‌شود، شباهت‌های موجود بين برخی روایات سفیانی با آن‌چه برای افرادی است که به عنوان سفیانی در طول تاریخ قیام کرده اند.[۱۰]

میتوان چنین پاسخ گفت که:اگر کسی معتقد باشد سفیانی یکی از نشانه‌های حتمی ظهور است، لزوماً معتقد به صحت همه روایات این موضوع نیست؛ زيرا می‌توان سفیانی را از نشانه‌های ظهور دانست و تعداد چشم‌گيري از جزئیات این حادثه که در روایات معتبر گزارش شده است را نیز پذیرفت و روایات ضعیف و روایاتی که ساخته و پرداختۀ طرف‌داران سفیانی‌های تاریخی بوده است را کنار نهاد، اما نمی‌توان به بهانۀ وجود این روایات ساختگی یا ضعیف،از روایات معتبر نیز چشم پوشيد. و اصل وجود سفیانی و جزئیات آن در روایات معتبر شیعی را انکار کرد.

سفیانی جعل بنی امیه در برابر بنی عباس

اشکال مهم دیگری که به روایات سفیانی، شده است، وجود روایات سفیانی را به نزاع و درگیری های بین بنی امیه و بنی عباس، ربط داده شده است. و امروزه با به هم خوردن معادلات قدرت‌ها چگونه می‌توان منتظر فردی از بنی‌امیه و نسل ابوسفیان بود.[۱۱]

به این شبهه، اینگونه پاسخ داده شده است:

در جهان هستی، صدها مثال می‌توان آورد که به نظر ابتدایی تحققشان استبعاد دارد، اما باز هم تحقق یافته‌اند. براي مثال، آیا حیات هزار و چند صد سالۀ و طول عمر امام مهدی یا غیبت امام مهدی علیه السلام استبعاد ندارند؟ بنابراین احیاي دوبارۀ بنی‌امیه در نگاه برخی، شاید بعید باشد، اما به صرف استبعاد، نمی‌توان آن‌ها را نفی کرد. و از طرفی اینکه بخواهیم با انکار فرع (سفیانی از نسل بنی امیه)، به انکار اصل وجود سفیانی، برسیم، از نظر علمی شایسته نیست. نهایت اینکه فرع ابهام دارد اما اصل وجود سفیانی، با روایات متعدد معتبر، اثبات میشود. به عنوان مثال، هم اکنون برخی جریان های تکفیری جهان اسلام، در پوشش شعار احیاء خلافت اسلامی و با تمسک انحرافی به احادیث آخرالزمان، به عنوان داعش، بر بخشی از سرزمین های اسلامی، سیطره پیدا کردند و به دنبال احیاء حکومت بنی امیه در منطقه شام می باشند. علاوه بر اینکه عالمان بزرگی هم‌چون آیت‌اللهصافی گلپایگانی [۱۲] و آیت‌الله محمد صدر[۱۳]، خروج سفیانی در آخرالزمان را به دلیل وجود روایات فراوان پذیرفته‌اند.

بنابراین به این سوال که خروج سفیانی از نشانه های حتمی ظهور امام مهدی هست یا نه، اینگونه می توان پاسخ داد که:

در مجموع روایت علائم ظهور امام مهدی، از پنج نشانه به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این نشانه‌ها را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه السلام در حدیث معتبر نقل کرده است:

قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْيَمَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ وَ الصَّيْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَيْدَاء.[۱۴]

پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.

بنابراین روایات مربوط به سفیانی، بسیار فراوان است و به گفته محدثان، به حد تواتر[۱۵] می باشد. علاوه بر این، احادیث خسف بیداء سپاه سفیانی، نزدیک به حد تواتر[۱۶] می باشد. پس چگونه ممکن است خروج سفیانی در آخر الزمان، و در آستانه ظهور امام مهدی علیه السلام، محل تردید باشد اما بنا بر گفته محدثان شیعه و اهل سنت، سفیانی و خسف بیداء لشکر سفیانی جزو احادیث متواتر اسلامی باشد. حتی اگر در خروج سفیانی قبل از ظهور، شک کنیم و اعلام کنیم سفیانی در طول تاریخ اسلام اتفاق افتاده، در این فرضیه، تناقض خواهد شد که چگونه سفیانی در گذشته رخ داده اما خسف بیداء و فرو رفتن لشکر سفیانی در منطقه بیداء در آینده و در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام، رخ خواهد داد؟ از این رو جای مناقشه ایی در باره اصل وجود سفیانی در آینده و فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی به حجاز به عنوان نشانه حتمی ظهور، وجود ندارد.[۱۷]

اوصاف شخصی سفیانی

نام سفیانی

در روایات متعددی که از سفیانی و حوادث مربوط به او سخن به میان آمده، در مقام اشاره به این شخصیت، بیشتر از دو واژه «سفیانی»[۱۸] و «ابن‌آکلۀالاکباد»[۱۹] (پسر زن جگرخوار) استفاده شده است. و از سوی دیگر، در برخی از روایات از امام معصوم درباره نام سفیانی سؤال شده است.[۲۰]

در مجموع، روایات هشت نام را برای سفیانی برشمرده‌اند، پنج نام از غیرمعصوم است و تنها سه نام آن، از پیشوایان معصوم بیان شده و از میان این سه روایت، دو روایت آن از منابع اهل سنت است و تنها روایتی که نام سفیانی را عثمان می‌داند، در منابع حدیثی شیعه آمده است.

با این توصیف، ضعف سندی برخی از این روایات از یک سو، تأیید نشدن آنها به کمک قراین و شواهد از سوی دیگر، و تعارض آنها با یکدیگر، باعث بی اعتمادی به این روایات می شود، و بنابراین ما نمیتوانیم درباره نام سفیانی به صورت قاطعانه قضاوت کنیم.

البته دانستن نام سفیانی چندان ثمری دربر ندارد. عبدالله بن ابی منصور نقل میکند: از امام جعفر صادق عليه‌السلام پرسیدم که نام سفیانی چیست؟ حضرت فرمودند:

و ما تصنع باسمه إذا ملک کور الشام الخمس: دمشق، حمص، فلسطین، الاردن و قنسرین، فتوقعوا عند ذلک الفرج.[۲۱]

با نام سفیانی چکار داری؟ وقتی او مناطق پنج‌گانه شام شامل: دمشق، حِمص، فلسطین، اردن و قنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید.

لقب سفیانی

برخی روايات كه ابعاد مختلف جنایات سفیانی را شرح داده‌اند، برای اشاره به اين شخصيت علاوه بر سفیانی، از القاب متفاوتی بهره گرفته‌اند؛ گرچه ممكن است در اصطلاح به آنها لقب گفته نشود. واژه‌هاي ياد شده، بدين قرارند: السفیانی، من ولد الشیخ، ابن صاحب الوصیات، من ولد ‌صخر، من ولد ابی‌سفیان، من ولد معاویه، ابن‌آکلۀ‌الاکباد، کلب و ... که الشیخ و صاحب وصیت و صخر،همگی به ابوسفیان اشاره دارند و ابن آکله الاکباد و کلب (یعنی از قبیله بنی کلب) هم به هند جگر خوار که بعد از شهادت حمزه، عموی پیامبر، کبد وی را از شدت کینه به پیامبر و بنی هاشم، به دندان کشید، اشاره دارد.

نسب سفیانی

در روايات اسلامی نقل شده است كه سفياني از سوي پدر به بني‌اميه و از سوي مادر به قبیله بنی كلب مي‌رسد، چنانكه امام علی علیه السلام مي‌فرمايد: ... هو من بني‌أميّة، و أخواله كلب ... .[۲۲] ... او از تبار بني‌اميه و دايي‌هايش از قبيلة كلب است ... .

براین اساس، روایات اتفاق دارند که سفیانی از نسل ابوسفیان است. چنان که شهرت او به سفیانی مؤید این مطلب می باشد. اما در مورد اينكه سفياني از نسل كدامين فرزند ابوسفيان است، اقوال مختلفي نقل شده است.

علت پرداختن روایات به نسب او چیست؟ شاید علت طرح موضوع نسب سفیانی، توجه دادن افکار مسلمانان به این واقعیت باشد که روش سفیانی همان روش ابوسفیان است و همچنان‌که ابوسفیان تمام تلاش خود را برای مقابله با پیامبر اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به کار گرفت، او نیز برای شکست دادن امام مهدی عليه‌السلام همچون ابوسفیان و بنی امیه عمل خواهد کرد.

امام صادق علیه السلام در این خصوص فرموده اند:

إنا و آل أبی سفیان أهل بیتین تعادینا فی الله: قلنا صدق الله و قالوا کذب الله، قاتل أبوسفیان رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و قاتل معاویۀ علی بن ابیطالب عليه‌السلام و قاتل یزید بن معاویۀ الحسین بن علی عليه‌السلام و السفیانی یقاتل القائم.[۲۳]

ما و خاندان ابوسفیان، دو خانواده هستیم که به جهت خداوند با یکدیگر دشمنی کردیم. ما خداوند را تصدیق کردیم و آنها تکذیبش کردند. ابوسفیان با پیامبر جنگید و معاویه با علی بن ابیطالب عليه‌السلام و یزید با حسین بن علی عليه‌السلام. سفیانی نیز با قائم عليه‌السلام خواهد جنگید.

اوصاف جسمانی سفیانی

شيخ صدوق در کتاب کمال الدین از امام صادق علیه السلام روايت كرده كه فرمود:

إِنَّك‏ لَوْ رَأَيْتَ السُّفْيَانِيَّ... أَشْقَرَ أَحْمَرَ أَزْرَقَ.[۲۴] تو اگر سفياني را ببيني... بور، سرخ‌روي مایل به سفید و زاغ چشم است.

شيخ صدوق اين حديث را با شش واسطه از امام صادق روايت كرده كه علماي رجال بر وثاقت همة آنها تصريح كرده‌اند. البته در روایات دیگری در منابع شیعه و اهل سنت برای سفیانی ویژگی‌های دیگری نیز توصیف شده است. از جمله، در روایتی از امام علی علیه السلام نقل شده است:

يَخْرُجُ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ مِنَ الْوَادِي الْيَابِسِ وَ هُوَ رَجُلٌ رَبْعَةٌ وَحْشُ الْوَجْهِ ضَخْمُ الْهَامَةِ بِوَجْهِهِ أَثَرُ جُدَرِيٍّ ... .[۲۵]

فرزند هند جگر‌خوار از وادی یابس خروج می‌‌‌کند. او مردی میانه بالا، با صورتی وحشت انگیز، درشت سر، و آبله‌رو است. اگر او را ببینی، گمان می‌بری یک چشم است ... .

البته در منابع اهل سنت ویژگی‌ های ظاهری دیگری نظیر: رجل ضخم الهامة، بعینه نکتة بیاض، دقیق ‌الساعدین و الساقین، طویل ‌العنق، شدید ‌الصفرة به اثر العبادة، رجل ابیض، جعد ‌الشعرة، حدیث ‌السن، مدید ‌الجسم، دقیق ‌الوجه، جهوری ‌الصوت، طویل ‌الانف و ربعة من الرجال، برای سفیانی نقل شده است. لکن سند آنها به امام معصوم نمی‌رسد و منحصرا در منابع اهل سنت ذکر شده است و از طرفی توسط کسانی همچون کعب ‌‌الاحبار نقل شده است که به جعل و تحریف احادیث شهرت داشت.

بنابراین، در مورد ویژگی‌ های جسمی سفیانی، تنها حدیث مورد اعتماد، حدیث صحیح ‌السند شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام می‌باشد که نشانه‌های جسمانی وی را سرخ موی، بور و زاغ چشم بر‌شمرده بود.

دین،مذهب وگرایش سفیانی

در روایات، حقیقت اسلام، از سفیانی نفی شده است. امام باقر علیه السلام نیز در این‌باره می‌فرمایند:

السُّفْيَانِيُّ... لَمْ يَعْبُدِ اللَّهَ قَطُّ وَ لَمْ يَرَ مَكَّةَ وَ لَا الْمَدِينَةَ قَط... .[۲۶]

سفیانی ... او هرگز خدا را نپرستیده است و هرگز وارد مکه و مدینه نشده است ... .

البته روايات اسلامی، نشان مى‌دهند كه سفيانى از حمایت غربی ها (روم) برخوردار است. در کتاب الغیبه شیخ طوسی نقل شده است:

يُقْبِلُ السُّفْيَانِيُّ مِنْ بِلَادِ الرُّومِ مُنْتَصِراً فِي عُنُقِهِ صَلِيبٌ وَ هُوَ صَاحِبُ الْقَوْمِ.[۲۷]

سفیانی در حالیکه رهبری قومی را بر عهده دارد مانند شخص نصرانی و صلیب به گردن، از بلاد روم می‌آید.

نشانه ديگر گرايش وى به غربى‌ها اين است كه باقيمانده نيروهاى سفيانى، پس از شكست و كشته شدن او به سوى غرب مى‌گريزند.

در کتاب کافی مرحوم کلینی، از امام باقر علیه السلام، نقل شده است:

... قَالَ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ وَ بَعَثَ‏ إِلَى‏ بَنِي‏ أُمَيَّةَ بِالشَّامِ فَهَرَبُوا إِلَى الرُّوم‏ ... .[۲۸]

وقتی حضرت مهدی علیه السلام، قیام می کنند لشکری را به سمت شام و برای جنگ با بنی امیه، می فرستند و آنها به سمت روم (غربی ها) فرار می کنند.

البته درباره گرایش های دینی سفیانی، یک مطلب بسیار قطعی وجود دارد، و آن عناد و تعصب شدید او بر ضد شیعیان امام علی علیه السلام است که در روایات معتبر گزارش شده است. از جمله در روایت از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

... ُ فَإِنَّ حَنَقَهُ‏ وَ شَرَهَهُ‏ إِنَّمَا هِيَ‏ عَلَى‏ شِيعَتِنا ... .[۲۹]

... خشم و کینه سفیانی تنها متوجه شیعیان ماست و تنها بر کشتن آنها حریص است ... .

زمان خروج سفیانی

بدون تردید، برای خروج سفیانی، سال دقیق و مشخصی را نمی توان تعیین کرد؛ چرا که به دلیل پیوستگی این حادثه با ظهور امام مهدی عليه‌ السلام، تعیین زمان برای آن به تعیین وقت برای ظهور امام مهدی عليه ‌السلام خواهد انجامید. اما زمان این رخداد از برخی جهات به صورت مجمل، بیان شده است.

در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است: السُّفْيَانِيُّ وَ الْقَائِمُ فِي سَنَةٍ وَاحِدَة.[۳۰] سفیانی و قائم هر دو در یک سال نمایان می‌شوند. از طرفی در روایات ذکر شده است که حضرت در عاشورای ماه محرم سالی که فرد است، ظهور می فرمایند.

در روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

يَقُومُ الْقَائِمُ فِي وَتْرٍ مِنَ السِّنِين‏ ... .[۳۱] قائم در سال فرد ظهور خواهد کرد ... .

و نیز امام صادق علیه السلام نقل شده است:

لَا يَخْرُجُ الْقَائِمُ إِلَّا فِي وَتْرٍ مِنَ السِّنِينَ‏ سَنَةَ إِحْدَى أَوْ ثَلَاثٍ أَوْ خَمْسٍ أَوْ سَبْعٍ أَوْ تِسْع‏.[۳۲]

حضرت مهدی علیه السلام، در سال فرد، که به یک، سه، پنج، هفت و نه ختم میشود، ظهور خواهند کرد.

و از طرفی خروج سفیانی هم شش ماه قبل از ظهور حضرت است.پس نتیجه می گیریم، سفیانی در ماه رجب سال زوج، خروج می کند.

مکان خروج سفیانی

درباره مکانی که سفیانی حرکت خود را از آنجا آغاز میکند، چند دسته روایت وجود دارد:

1. روایاتی که قیام او را از سرزمین شام میدانند؛

از جمله شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از امام باقر علیه السلام، نقل کرده است:

... و خُرُوجَ‏ السُّفْيَانِيِ‏ مِنَ‏ الشَّام‏ ... .[۳۳]

... و سفیانی از منطقه شام، خروج می کند ... .

... فَأَوَّلُ أَرْضٍ تَخْرَبُ أَرْضُ الشَّامِ ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ‏ رَايَاتٍ‏ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِي ... .‏ [۳۴]

... اول منطقه شام، تخریب می شود، در این هنگام سه پرچم با هم اختلاف دارند: اصهب، ابقع و سفیانی ...

2. روایاتی که حرکت او را از وادی یابس (سرزمین خشک و بی آب و علف) میداند؛

از جمله امام سجاد عليه ‌السلام فرموده اند:

... يَخْرُجُ‏ السُّفْيَانِيُ‏ الْمَلْعُونُ‏ مِنَ‏ الْوَادِي‏ الْيَابِس‏ ... .[۳۵]

... سفیانی ملعون از وادی یابس قیام می¬کند ... .

محتوای روایات بایکدیگر قابل جمع است. امام علی عليه‌ السلام در این‌باره فرموده اند:

السفیانی ... یخرج من ناحیۀ مدینۀ دمشق فی واد یقال له وادی الیابس ... .[۳۶]

سفیانی ... از منطقه ای از شهر دمشق قیام می کند؛ از سرزمینی که به آن وادی یابس گویند ... .

زیرا دمشق در آن زمان پایتخت سرزمین شام بوده که خود سرزمین شام، به سوریه فعلی و اردن و بخشی از لبنان اطلاق می‌شود.

در کتب معاجم، وادی یابس، نزدیک دمشق و یا به منطقه ایی در حوران و درعا، نزدیک اردن اطلاق شدهاست.

البته توجه به این نکته ضروری است که منظور از منطقه شام، تنها کشور سوریه فعلی نیست، بلکه شام قدیم بسیار پهناورتر از سوریه فعلی بوده است و چنان‌که در کتاب‌های مربوط ذکر شده، منطقه شام، پنج منطقه را در بر مي‌گرفته که عبارتند از دمشق، حمص، قنسرین، فلسطین و اردن.[۳۷]

رنگ پرچم سفیانی

در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، رنگ پرچم سفیانی، سرخ رنگ معرفی شده است.

از امیر المومنین علیه السلام ضمن روایتی طولانی نقل شده است:

... خُرُوجُ السُّفْيَانِيِّ بِرَايَةٍ حَمْرَاءَ أَمِيرُهَا رَجُلٌ مِنْ بَنِي كَلْب‏ ... .[۳۸]

... خروج سفیانی با پرچم سرخ و فرمانده آن مردی از قبیله بنی کلب است ... .

و نیز از منابع اهل سنت در ضمن روایتی طولانی از امام علی علیه السلام نقل شده است:

... فيخرج في يوم الجمعة فيصعد منبر دمشق، و هو أول منبر يصعده ... و راية السفياني حمراء ... .[۳۹]

... سفیانی در روز جمعه خروج می‌کند و بعد بر فراز منبر دمشق قرار می‌گیرد ... و رنگ پرچم وی سرخ رنگ است ... .

و علامه مجلسی در بحارالانوار نقل کرده است:

... يخرج رجل من ولد صخر، فيبدل الرايات السود بالحمر... .[۴۰]

... شخصی از نسل صخر (ابوسفیان) خروج می‌کند و پرچمهای سیاه را به پرچمهای سرخ مبدل می‌سازد ... .

صخر، نام ابوسفیان پدر معاویه و موسس سلسله جنایت پیشه بنی امیه است.

مدت اقدمات سفیانی

مجموعه اقدامات سفیانی از آغاز حرکت تا زمان کشته شدن او، پانزده ماه به طول می انجامد. شش ماه آن را می جنگد، و وقتی بر مناطق و سرزمين‌هاي پنج گانه شام، مسلط شد، آنگاه، نه ماه هم بر این مناطق، حکومت می کند.

امام صادق عليه ‌السلام در روایت معتبری فرموده اند:

السُّفْيَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُومِ وَ خُرُوجُهُ فِي رَجَبٍ وَ مِنْ‏ أَوَّلِ‏ خُرُوجِهِ‏ إِلَى‏ آخِرِهِ‏ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّةُ أَشْهُرٍ يُقَاتِلُ فِيهَا فَإِذَا مَلَكَ الْكُوَرَ الْخَمْسَ مَلَكَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ وَ لَمْ يَزِدْ عَلَيْهَا يَوْماً.[۴۱]

سفیانی از علایم حتمی و قطعی است و در ماه رجب خروج می کند. از ابتدای حرکت او تا آخر کارش، پانزده ماه به طول میانجامد. شش ماه آن را به جنگ و نبرد میگذراند و چون سرزمين‌هاي پنج‌گانه را به تصرف خود درآورد، نه ماه بر این مناطق حکومت می کند و یک روز هم بر این مدت اضافه نمیشود.

سیر قیام سفیانی

دامنه تخریب و نابودی لشکر سفیانی تمام منطقه دشمق تا بغداد را شامل می شود. بویژه سفیانی برای ویرانی کوفه به عنوان مرکز حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام و مدینه شهر پیامبر اکرم ص تلاش بیشتری خواهد کرد.

مفضل بن عمر از اصحاب امام صادق علیه السلام، از قول ایشان در توصیف گزارش یکی از یاران سفیانی به جهانیان چنین نقل می کند:

... كُنْتُ وَ أَخِي فِي جَيْشِ السُّفْيَانِي‏ وَ خَرَّبْنَا الدُّنْيَا مِنْ دِمَشْقَ إِلَى الزَّوْرَاءِ وَ تَرَكْنَاهَا جَمَّاءَ وَ خَرَّبْنَا الْكُوفَةَ وَ خَرَّبْنَا الْمَدِينَة ... .[۴۲]

... و دنیا را از دمشق تا بغداد ویران کردیم و کوفه و مدینه را هم ویران ساختیم ...

فرجام سفیانی

سفیانی بعد از پانزده ماه، قتل و کشتاردر منطقه شام، عراق و حجاز، در فلسطین به حیات ننگین او خاتمه داده می شود.

منابع حدیثی شیعه غالبا، به هلاکت و نابودی لشکر سفیانی و قتل او اشاره می کنند بدون اینکه به محل قتل سفیانی اشاره کنند اما در منابع حدیثی اهل سنت، به محل قتل سفیانی نیز اشاره شده است. از جمله امام علی عليه ‌السلام فرموده‌اند:

... يَهْلِكَ اللَّهُ أَصْحَابَ السُّفْيَانِيِّ كُلَّهُمْ وَ لَا يَبْقَى عَلَى الْأَرْضِ غَيْرُهُ وَحْدَهُ، فَيَأْخُذُهُ‏ الْمَهْدِيُ‏ فَيَذْبَحُه‏ ... .[۴۳]

... خداوند تمام سپاه سفیانی را نابود میکند و هیچکسی از آنها جز سفیانی، روی زمین باقی نمی ماند. در این حال، مهدی عليه‌السلام او را میگیرد و به قتل می رساند ... .

وظایف شیعیان در مواجه با سفیانی

در روایات اسلامی، در آستانه شورش سفیانی به شیعیان دستور داده شده است که از منطقه شام هجرت کنند و به مناطق امن و خارج از منطقه شام بویژه به مکه بروند.

در روایتی به شیعیان اجازه داده شده است که هنگام خروج سفیانی که در ماه رجب اتفاق می‌افتد، شیعیان تا ماه رمضان فرصت دارند هجرت خود را به تاخیر بیندازند و به مناطق امنی همچون مکه بروند.

وَ كَفَى بِالسُّفْيَانِيِّ نَقِمَةً لَكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ هُوَ مِنَ الْعَلَامَاتِ لَكُمْ مَعَ أَنَّ الْفَاسِقَ لَوْ قَدْ خَرَجَ لَمَكَثْتُمْ شَهْراً أَوْ شَهْرَيْنِ بَعْدَ خُرُوجِهِ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكُمْ بَأْسٌ حَتَّى يَقْتُلَ خَلْقاً كَثِيراً دُونَكُمْ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَكَيْفَ نَصْنَعُ بِالْعِيَالِ إِذَا كَانَ ذَلِكَ قَالَ يَتَغَيَّبُ الرِّجَالُ‏ مِنْكُمْ عَنْهُ فَإِنَّ حَنَقَهُ وَ شَرَهَهُ إِنَّمَا هِيَ عَلَى شِيعَتِنَا وَ أَمَّا النِّسَاءُ فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ بَأْسٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى قِيلَ فَإِلَى أَيْنَ مَخْرَجُ الرِّجَالِ وَ يَهْرُبُونَ مِنْهُ فَقَالَ مَنْ أَرَادَ مِنْهُمْ أَنْ يَخْرُجَ، يَخْرُجْ إِلَى الْمَدِينَةِ أَوْ إِلَى مَكَّةَ أَوْ إِلَى بَعْضِ الْبُلْدَانِ ثُمَّ قَالَ مَا تَصْنَعُونَ بِالْمَدِينَةِ وَ إِنَّمَا يَقْصِدُ جَيْشُ الْفَاسِقِ إِلَيْهَا وَ لَكِنْ عَلَيْكُمْ بِمَكَّةَ فَإِنَّهَا مَجْمَعُكُمْ وَ إِنَّمَا فِتْنَتُهُ حَمْلُ امْرَأَةٍ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ وَ لَا يَجُوزُهَا إِنْ شَاءَ اللَّه‏.[۴۴]

سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است و از جمله نشانه‌هایی برای شماست (برای فهم نزدیکی ظهور) علیرغم اینکه این فاسق شورش کرده، شما یک یا دو ماه پس از خروج او از جای خود تکان نخورید. ناراحتی به شما نخواهد رسید تا جمع زیادی از غیر شما( غیر شیعیان) را بکشد. برخی اصحاب پرسیدند وقتی اینگونه شد برای خانواده و عیال چه تدبیری بیندیشیم؛ امام فرمود مردان خود را از او مخفی کنید. عقده و کینه او متوجه شیعیان ماست اما بر زنان باکی نیست ان‌شاء‌الله. پرسیده ششد بس مردان به کجا فرار کنند امام فرمود شیعیانی که میخواهند از دست سفیانی بگریزند به مدینه یا مکه یا دیگر شهرها(غیر از منطقه شام و عراق) بروند. سپس فرمودند: البته به مدینه نروید؛ زیرا سپاه مرد فاسق (سفیانی) به آن جا حمله خواهد کرد، بلکه بر شما باد به مکه؛ چرا که آنجا محل اجتماع شماست.

از این روایت برداشت می شود که حمله سفیانی به شیعیان در شام، در ماه رمضان، دو ماه بعد از خروج وی آغاز شود.

و نیز امام صادق عليه‌السلام در حدیث معتبری فرمودند:

إذا کان رجب فاقبلوا علی اسم الله عزوجل و إن أحببتم أن تتأخّروا إلی شعبان فلاضیر و إن أحببتم أن تصوموا فی أهالیکم فلعلّ ذلک أن یکون أقوی و کفاکم بالسفیانی علامۀ.[۴۵]

چون رجب فرارسید با نام خدا حرکت کنید. اگر خواستید تا شعبان صبر کنید، مانعی ندارد، و باز اگر مایل بودید ماه رمضان را در نزد خانواده خود باشید، شاید برایتان بهتر باشد، و سفیانی به عنوان علامتي برای شما (برای نزدیک بودن ظهور)، بس خواهد بود.

البته در روایتی، خداوند متعال گروهی از شیعیان اهل شام را از شر همراهی با سفیانی استثناء کرده‌ است.

امام علی علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند:

... يَخْرُجُ بِالشَّامِ فَيَنْقَادُ لَهُ أَهْلُ الشَّامِ إِلَّا طَوَائِفُ مِنَ الْمُقِيمِينَ عَلَى الْحَقِّ يَعْصِمُهُمُ اللَّهُ مِنَ الْخُرُوجِ مَعَه‏... .[۴۶]

... مردم شام از سفیانی اطاعت می‌کنند بجز دسته‌هایی از پویندگان راه حق که خداوند آنها را از شر خروج و همراهی با سفیانی حفظ می‌کند ... .


پانویس

  1. حمیری، قرب الاسناد، ص374، ح1329.
  2. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 650.
  3. سوره انعام، آیه 2.
  4. مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 249.
  5. نعمانی، الغیبۀ، ص 416.
  6. نعمانی، الغیبۀ، ص 421.
  7. نعمانی،الغيبة، ترجمه فهرى، ص: 332
  8. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص202.
  9. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص202.
  10. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص183.
  11. مصطفی صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص204
  12. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج3، ص88.
  13. محمد صدر، تاریخ الغیبة الکبری، ص519.
  14. صدوق، کمال الدین، ج2، ص650.
  15. نعمانی، الغیبۀ، ص 282. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ج 3، ص 88.
  16. متقی هندی، البرهان فی علامات المهدی، ص112.
  17. صادقی، تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور، ص204.
  18. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی عليه‌السلام، ج 3، ص 88.
  19. نعمانی، الغیبۀ، ص 424، باب 18، ح 16.
  20. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 557.
  21. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 2، ص 251، ح 11.
  22. سید بن طاووس، التشریف بالمنن، ص 296.
  23. علی کورانی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 467.
  24. شیخ صدوق، کمال‌الدین، ج2، ص651.
  25. شیخ صدوق، کمال‌‌‌‌‌‌الدین، ج2، ص651.
  26. نعمانی، الغیبه، ص306.
  27. شیخ طوسی، الغیبه، ص463.
  28. کلینی، الکافی، ج 8، ص 51.
  29. نعمانی، الغیبۀ، ص 301.
  30. نعمانی، الغیبۀ، ص267.
  31. نعمانی، الغیبۀ، ص 262.
  32. شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 379.
  33. شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 327 و 331.
  34. نعمانی، الغیبۀ، ص280. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 442.
  35. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص 444.
  36. مقدسی شافعی، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ص 108.
  37. معجم البلدان، ج1، ص103.
  38. مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص273.
  39. مقدسی شافعی، عقد الدرر في أخبار المنتظر، ص 128.
  40. مجلسی، بحار الانوار، ج51، ص163.
  41. نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
  42. مجلسی، بحار الانوار، ج 53، ص 10.
  43. ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص 296.
  44. نعمانی، الغیبه، ص300.
  45. کلینی، الکافی، ج8، ص 264.
  46. نعمانی، الغیبه، ص305.

مقاله دوم

جنگ قرقیسیا

سفیانی بعد از تثبیت موقعیت در منطقه شام، برای سرکوب شیعیان، تصرف عراق و حجاز و ممانعت از حکومت جهانی امام مهدی عليه ‌السلام به سمت عراق و حجاز لشکر‌کشی می‌کند.از اینرو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار مي‌شود. در میانه راه، در منطقه ای به نام قرقیسیا (شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات) جنگی هولناک درمیگیرد.

دلایل و زمینه های جنگ قرقیسیا

سفیانی پس از سرکوب مخالفان در منطقه شام و تثبیت موقعیت، هدفی جز حمله به عراق ندارد.

امام باقر علیه السلام در ضمن روایتی می‌فرمایند:

... لَا يَكُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاقِ... .[۱]

... سپس او (سفیانی) هدفی جز حمله به عراق ندارد ... .

از اینرو، با سپاهی بزرگ به سمت عراق رهسپار مي‌شود. در میانه راه، در منطقه ای به نام قرقیسیا (شهری در سوریه در محل اتصال رود خابور و فرات) جنگی هولناک درمیگیرد. در روایتی در کتاب الغیبه شیخ طوسی، اینگونه نقل شده است:

... يَسْبِقُ عَبْدُ اللَّهِ عَبْدَ اللَّهِ حَتَّى يَلْتَقِيَ جُنُودُهُمَا بِقِرْقِيسَیا عَلَى النَّهَرِ وَ يَكُونُ قِتَالٌ عَظِيم ‏... .[۲]

... عبدالله بر عبدالله سبقت می‌گیرد تا اینکه دو لشکر در قرقیسیا و کنار نهر، در مقابل هم می‌ایستند و جنگ بزرگی درمی‌گیرد ... .

و بسیاری کشته میشوند و روایت تعداد آنها را تا صد هزار نفر برشمرده‌اند. امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

... ِيَمُرُّ جَيْشُهُ بِقِرْقِيسِيَاءَ فَيَقْتَتِلُونَ بِهَا فَيُقْتَلُ بِهَا مِنَ الْجَبَّارِينَ‏ مِائَةُ أَلْف‏ ... .[۳]

... و سپاه سفیانی به قرقیسیا میرسد. در آنجا نبردی درمي‌گيرد واز ستمگران و جبارین صد هزار نفر کشته میشوند ... .

که همه کشتگان نبرد قرقیسیا، از جبارین و ستمگران و دشمنان شیعه هستند.

امام صادق علیه السلام در روایتی می‌فرمایند:

إِنَّ لِلَّهِ مَائِدَةً وَ فِي غَيْرِ هَذِهِ الرِّوَايَةِ مَأْدُبَةً بِقِرْقِيسِيَاءَ يَطَّلِعُ مُطَّلِعٌ مِنَ السَّمَاءِ فَيُنَادِي يَا طَيْرَ السَّمَاءِ وَ يَا سِبَاعَ الْأَرْضِ هَلُمُّوا إِلَى الشِّبَعِ مِنْ لُحُومِ الْجَبَّارِين‏.[۴]

خداوند، سفره‌ای در قرقیسیا دارد که صاحب خبری از آسمان ندا می‌دهدکه ای پرندگان آسمان و درندگان زمین برای سیر کردن خود از گوشت بدن جباران و ستمگران بشتابید.

اینکه صحنه نبرد قرقیسیا به خوان و سفره الهی توصیف شده است از این جهت است که درگیری ستمگران با هم و ضعیف کردن نیروهای یکدیگر، از تقدیرات خداوند متعال است که به شکست آنها بدست حضرت مهدی علیه السلام کمک می‌کند.

اين جنگ، يكى از ميدانهاى جنگ جهانى بى‏مانند آخرالزمان است كه قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت.

امام باقر علیه السلام می‌فرمایند:

يَا مُيَسِّرُ كَمْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ قِرْقِيسَا قُلْتُ هِيَ قَرِيبٌ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ سَيَكُونُ بِهَا وَقْعَةٌ لَمْ يَكُنْ مِثْلُهَا مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا يَكُونُ مِثْلُهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض ...[۵]

ای میسر چقدر بين شما و قرقيسيا فاصله است؟ عرض كرد: آنجا نزديك ساحل فرات است. فرمود: آگاه باش كه در آنجا واقعه اى اتفاق خواهد افتاد كه از زمان خلقت آسمان و زمين چنان واقعه‌اى روى نداده و روى نخواهد داد ... .

نیروهای درگیر در جنگ قرقیسیا

روایات نبرد قرقیسیا، بر حق نبودن طرفین و گروههای متخاصم در این جنگ تاکید دارند.

در روایت معتبر دیگری، امام باقر عليه السلام فرموده ند:

... أَ لَسْتُمْ تَرَوْنَ أَعْدَاءَكُمْ يَقْتَتِلُونَ فِي مَعَاصِي اللَّهِ وَ يَقْتُلُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً عَلَى الدُّنْيَا دُونَكُمْ وَ أَنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ آمِنُونَ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُمْ وَ كَفَى بِالسُّفْيَانِيِّ نَقِمَةً لَكُمْ مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ هُوَ مِنَ الْعَلَامَاتِ لَكُمْ مَعَ أَنَّ الْفَاسِقَ لَوْ قَدْ خَرَجَ لَمَكَثْتُمْ شَهْراً أَوْ شَهْرَيْنِ بَعْدَ خُرُوجِهِ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكُمْ بَأْسٌ حَتَّى يَقْتُلَ خَلْقاً كَثِيراً دُونَكُم ‏... .[۶]

... آيا نمى‏بينيد كه دشمنان شما در معاصى خداوند كشته مى‏شوند، بدون آن كه شما حضور داشته باشيد در حالى كه شما با آرامش و امنيت در گوشه خانه‏هايتان نشسته‏ايد، برخى از آنها برخى را بر روى زمين مى‏كشند؟ سفیانی برای عذاب دشمنان شما بس است، و او برای شما یکی از علامات است. وقتی این مرد فاسق قیام کرد، باکی بر شما نیست که یک یا دو ماه درنگ کنید تا این که او تعداد زیادی از غیر شما را بکشد ... .

از این روایت فهمیده میشود که طرفِ دیگرِ نبرد قرقیسیا، نیز از دشمنان شیعه است. به همین خاطر معصومین، شیعیان را از شرکت در این حادثه و نزدیک شدن به این منطقه جغرافیایی برحذر داشته‌اند.

ابن حماد از پیامبر اکرم ص نقل می‌کند:

... فإذا أدركتموه فلا تقربوه‏.[۷]

... اگر آن (قرقیسیا) را درک کردید به آن نزدیک نشوید.

در اين جنگ اقوام و گروههای مختلفى شركت دارند:

1. تركها، آنها كه به حیره و جزيره (منطقه بین‌النهرین) نيرو پياده كرده‏اند؛

2. روميان، يهوديان و دولتهاى غربى كه وارد رمله فلسطين شده‏اند؛

3. سفيانى، كه در اين هنگام بر ديار شام مسلط شده است و عزم حمله به عراق نموده است؛

4. عبدالله و عبدالله، احتمال دارد این دو شخص نام طرف های اصلی نبرد قرقیسیا باشد. زیرا همانگونه که خواهد آمد، در روایتی از عمار یاسر اینگونه نقل شده است:

... وَ يَسْبِقُ عَبْدُ اللَّهِ‏ عَبْدَ اللَّهِ حَتَّى يَلْتَقِيَ جُنُودُهُمَا بِقِرْقِيسِيَاءَ عَلَى النَّهْرِ وَ يَكُونُ قِتَالٌ عَظِيمٌ... .[۸]

... عبدالله بر عبدالله پیشی می‌گیرد تا اینکه لشکریان این دو در قرقیسیا در کنار نهر با هم برخورد می‌کنند و جنگ عظیمی رخ می‌دهد ... . می‌توان گفت، یکی از این دو عبدالله، نام سفیانی یا نام فرمانده او می‌باشد؛ چراکه طرف اصلی و پیروز نبرد قرقیسیا، سفیانی است. اما از عبدالله دیگر ذکر شده در روایت، مطلب خاصی در دست نیست.

در روایتی در کتاب الغیبه شیخ طوسی، به نقل از عمار یاسر، طرفهای درگیر جنگ قرقیسیا را اینگونه معرفی می‌فرماید:

... وَ يَخْرُجُ أَهْلُ الْغَرْبِ إِلَى مِصْرَ فَإِذَا دَخَلُوا فَتِلْكَ إِمَارَةُ السُّفْيَانِيِّ وَ يَخْرُجُ قَبْلَ ذَلِكَ مَنْ يَدْعُو لآِلِ مُحَمَّدٍ وَ تَنْزِلُ التُّرْكُ الْحِيرَةَ وَ تَنْزِلُ الرُّومُ فِلَسْطِينَ وَ يَسْبِقُ عَبْدُ اللَّهِ‏ عَبْدَ اللَّهِ حَتَّى يَلْتَقِيَ جُنُودُهُمَا بِقِرْقِيسِيَاءَ عَلَى النَّهْرِ وَ يَكُونُ قِتَالٌ عَظِيمٌ وَ يَسِيرُ صَاحِبُ الْمَغْرِبِ فَيَقْتُلُ الرِّجَالَ وَ يَسْبِي النِّسَاءَ ثُمَّ يَرْجِعُ فِي قَيْسٍ حَتَّى يَنْزِلَ الْجَزِيرَةَ السُّفْيَانِي‏... .[۹]

... غربيان به سوى مصر حركت مى‏كنند و ورود غربی ها به مصر، نشانه خروج سفيانى است. پيش از آن، شخصى كه مردم را بسوی آل محمد دعوت مى‏كند، قيام كرده است. تركها وارد حيره و روميان وارد فلسطين مى‏شوند. عبداللَّه هم بر عبدالله سبقت مى‏گيرد تا اين كه دو لشكر در سر نهر در مقابل هم مى‏ايستند. جنگ بزرگى درمى‏گيرد و صاحب ‏المغرب (هم پيمان غربيان) هم حركت مى‏كند. مردان را كشته و زنان را اسير مى‏كند، سپس به سوى قيس برمى‏گردد تا اينكه سفيانى وارد جزیره مى‏شود ... .

و نیز در ضمن حدیثی طولانی از امام باقر علیه السلام مضمون روایت قبلی تاکید شده است:

... وَ مَارِقَةٌ تَمْرُقُ مِنْ نَاحِيَةِ التُّرْكِ وَ يَعْقُبُهَا هَرْجُ الرُّومِ وَ سَيُقْبِلُ إِخْوَانُ التُّرْكِ حَتَّى يَنْزِلُوا الْجَزِيرَةَ وَ سَيُقْبِلُ مَارِقَةُ الرُّومِ حَتَّى يَنْزِلُوا الرَّمْلَةَ فَتِلْكَ السَّنَةُ يَا جَابِرُ فِيهَا اخْتِلَافٌ كَثِيرٌ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَأَوَّلُ أَرْضٍ تَخْرَبُ أَرْضُ الشَّامِ ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِيِّ فَيَلْتَقِي السُّفْيَانِيُّ بِالْأَبْقَعِ فَيَقْتَتِلُونَ فَيَقْتُلُهُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ تَبِعَهُ ثُمَّ يَقْتُلُ الْأَصْهَبَ ثُمَّ لَا يَكُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا الْإِقْبَالَ نَحْوَ الْعِرَاقِ يَمُرُّ جَيْشُهُ بِقِرْقِيسِيَاءَ فَيَقْتَتِلُونَ بِهَا فَيُقْتَلُ بِهَا مِنَ الْجَبَّارِينَ مِائَةُ أَلْفٍ وَ يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ جَيْشاً إِلَى الْكُوفَة ... .[۱۰]

... از دين برگشتگانى از جانب تركها حمله كرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مى‏كند. برادران تركها، پياده كردن نيروهايشان را در جزيره ادامه مى‏دهند. روميان از دين‏برگشته هم در رمله نيرو پياده مى‏كنند. جابر! در آن سال در تمام زمين به واسطه غربيان اختلاف زيادى وجود دارد كه اول جایی که خراب می شود شام است. در اين زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مى‏ايستند: سپاه اصهب، ابقع، سفيانى. در ابتدا سفيانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مى‏كند. پس از آن تمام هم و غم سفیانی حمله به عراق است. سپاهيانش را به قرقيسيا مى‏رساند و در آنجا هم به جنگيدن مى‏پردازد. در اين جنگ صد هزار نفر از جباران و ستمگران كشته مى‏شوند. پس از آن سفيانى سپاهى را به سوى كوفه گسيل مى‏دارد ... .

انگیزه جنگ قرقیسیا

روایات اسلامی صراحتا، به انگیزه نبرد قرقیسیا اشاره نکرده اند، اما این احتمال وجود دارد که نبرد یاد شده به دليل مقاومت حاکمان آن سرزمين در برابر زیاده‌خواهی های سفیانی باشد. و نیز ممکن است طبق برخی روایات موجود در الفتن ابن حماد که البته سند آنها نیز ضعیف است، پیدا شدن گنجی از طلا و یا نقره و یا مانند آنها در نزدیکی فرات باشد.

ابن حماد از پیامبر ص نقل می‌کند:

يحسر الفرات عن جبل من ذهب‏ و فضة فيقتل علیه من كل تسعة سبعة فإذا أدركتموه فلا تقربوه‏.[۱۱]

آب فرات كوهى از طلا و نقره را نمايان مى‏كند كه بر سر آن از هر نه نفر، هفت كشته مى‏شوند اگر آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید.

البته حکم قطعی براساس این نوع روایات مرسله که فقط هم در منابع اهل سنت یافت می‌شوند و حتی مضمون آنها در روایات شیعی نیز یافت نمی شود، چندان مناسب نیست.

به هر حال پس از معركه قرقيسيا و كشتار و تضعيف و شكست بسيارى از آن قواى سياسى و نظامى كه ممكن بود پس از ظهور حضرت مهدى علیه السلام در مقابل ايشان جبه‏ه گيرى كنند، تنها سفيانى است كه پيروزمندانه باقى مانده و فخرفروشى مى‏كند.

لازم به ذکر است قرقيسيا، شهرى در منطقه شمالى سوريه است كه در ميان فرات و سرچشمه نهرى كه خابور در آن است قرار دارد. اين شهر حدود صد كيلومتر با مرزهاى عراق و دویست كيلومتر با مرزهاى تركيه فاصله دارد و در نزديكي‌هاى شهر ديرالزور است. بنابراین جنگ قرقیسیا در مرزهای سوریه، عراق و ترکیه اتفاق می‌افتد.

نتیجه گیری

براساس برخی روایات معتبر و سایر روایاتی که مؤیداند، درباره نبرد قرقیسیا به چند مطلب می توان نظر داد:

1. نبرد قرقیسیا ممکن است در ماه شوال سال ظهور، واقع شود. این نبرد از جمله جنگ های سفیانی می باشد.

2. دو طرف درگیری در نبرد قرقیسیا، از جبارین و ستمگران و ظالمین هستند.

3. به انگیزه نبرد قریسیا، در منابع شیعه، اشاره خاصی نشده است.

4. یکی از متخاصمین و طرف اصلی نبرد قرقیسیا، سفیانی است.

5. اما در مورد دیگر طرف های درگیر با سفیانی، روایات با هم تعارض دارند و نظر قطعی در این زمینه صحیح نیست.

6. نبرد قرقیسیا، تلفات انسانی فراوانی بر جای خواهد گذاشت که تعداد کشته های ستمگران تا صد هزار نفر نیز گزارش شده است.

7. سپاه سفیانی، علی¬رغم تلفات سنگین، پیروز نبرد قرقیسیا است.

8. امامان معصوم و پیشوایان دینی، به دوری جستن از منطقه و ناحیه جنگ قرقیسیا، سفارش کرده اند.

7. قرقیسیا، مرز مشترک سوریه، عراق و ترکیه می باشد.

پانویس

  1. نعمانی، الغیبۀ، ص280.
  2. طوسی، الغیبه، ص464.
  3. نعمانی، الغیبۀ، ص 280.
  4. نعمانی، الغیبه، ص278.
  5. کلینی، الکافی، ج8، ص295.
  6. نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
  7. ابن حماد، الفتن، ص 233.
  8. شیخ طوسی، الغیبه، ص464.
  9. شیخ طوسی، الغیبه، ص464.
  10. نعمانی، الغیبه، ص280.
  11. نعمانی، الغیبه، ص280.

مقاله سوم

خسف بیداء

خسف بیداء، به فرو رفتن لشکر اعزامی سفیانی در زمین به گونه معجزه آسا، در منطقه بیداء ما بین مکه و مدینه اطلاق شده است.

خسف بیداء، نشانه حتمی ظهور

در مجموع روایت علائم ظهور، از پنج نشانه به صورت ویژه و مستقل سخن به میان آمده است. اهمیت این نشانه‌ها را می‌توان هم از تعدد روایات مربوط به آن‌ها و هم از جداسازی و بیان این نشانه‌ها به شکل مستقل دریافت. خسف و فرو‌رفتن سپاه سفیانی در بیداء، یکی از علامات حتمی قائم آل محمد می‌باشد. شیخ صدوق در کتاب کمال الدین، با سلسه اسنادش از امام صادق علیه السلام در حدیث معتبر نقل کرده است:

قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ مَحْتُومَاتٍ الْيَمَانِيُّ وَ السُّفْيَانِيُّ وَ الصَّيْحَةُ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِيَّةِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَيْدَاء.

پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمی است: یمانی، سفیانی، صحیه آسمانی، شهادت نفس زکیه و خسف بیداء.

روایات مربوط به خسف بیداء سپاه سفیانی، بسیار فراوان است و به اعتراف محدثان، نزدیک به حد تواتر می باشد.

هدف لشکر خسف بیداء

قتل امام مهدی

سفیانی بعد از خروج در ماه رجب سال ظهور، با تسلط بر منطقه شام، تمام تلاش و همت خویش را تصرف عراق و کشتار شیعیان و حمله به حجاز و تسلط بر مکه و مدینه متمرکز می کند.

با ورود لشکر سفیانی به مدینه، در جستجوی امام مهدی، حضرتش همچون حضرت موسی خائِفاً يَتَرَقَّبُ به مکه پناهنده می شوند.

از امام باقر در ضمن روایت معتبری نقل شده است:

... وَ يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَنْفَرُ الْمَهْدِيُّ مِنْهَا إِلَى مَكَّةَ فَيَبْلُغُ أَمِيرَ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ أَنَّ الْمَهْدِيَّ قَدْ خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً عَلَى أَثَرِهِ فَلَا يُدْرِكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ مَكَّةَ خائِفاً يَتَرَقَّبُ عَلَى سُنَّةِ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع... .

... و سفیانی سپاهی را به سوی مدینه می‌فرستد و امام مهدی ع از مدینه به مکه پناه می‌‌برد... به فرمانده سپاه سفیانی خبر می‌رسد که حضرت به مکه رفته است پس سپاه را به دنبال حضرت می‌فرستد اما به حضرت دست نمی‌یابند تا اینکه حضرت طبق سنت حضرت موسی نگران و مضطرب وارد مکه می‌شوند... .

تخریب کعبه

سپاه سفيانى از مدینه به قصد پیکار با حق و قتل حجت خدا، حضرت مهدی ع، تخریب کعبه و کشتار اهل حرم به سمت مکه، خارج مى‏شود. در ضمن روایتی، که ماحصل گفتگوی بشیر(یکی از نجات یافتگان سپاه سفیانی از خسف بیداء)، با حضرت مهدی ع است، به این قصد سپاه خسف تصریح شده است:

... نُرِيدُ إِخْرَابَ الْبَيْتِ وَ قَتْلَ أَهْلِهِ‏... .

... می‌خواستیم کعبه را تخریب و اهل مکه را به قتل برسانیم... .

سپاه سفیانی در ميانه راه، به اماصهراء در منطقه ذات الجیش واقع در بيابان بيداء كه بين مكه و مدينه واقع شده است مى‏رسند.

مکان خسف بیداء

در روایتی از امام صادق ع نقل شده است:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ خَسْفِ الْبَيْدَاءِ قَالَ أَمَّا صِهْراً عَلَى الْبَرِيدِ عَلَى اثْنَيْ عَشَرَ مِيلًا مِنَ الْبَرِيدِ الَّذِي بِذَاتِ الْجَيْش‏.

از امام صادق ع درباره حادثه فرورفتن (سپاه سفیانی) در بيابان بيداء سؤال كردم. فرمود: آنجا محلى است به نام اماصِهرا كه بر سر راه بريد در فاصله دوازده ميلى از منطقه ذات الجيش قرار دارد. ذات الجيش، بيابانى است ميان مكه و مدينه و أماصِهرا، محلى در همان منطقه ذات الجیش می‌باشد.

از آنجا که حضرت در عاشورا، دهم محرم در مکه کنار کعبه قیام خود را علنی می‌کنند و از طرفی دیگر روایات، بر قصد حمله سپاه خسف به مکه بعد از آگاهی از حضور حضرت در مکه دلالت دارند؛ به این نتیجه می‌رسیم که خسف سپاه سفیانی بعد از دهم محرم می‌باشد.

... وَ يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَنْفَرُ الْمَهْدِيُّ مِنْهَا إِلَى مَكَّةَ فَيَبْلُغُ أَمِيرَ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ أَنَّ الْمَهْدِيَّ قَدْ خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً عَلَى أَثَرِهِ فَلَا يُدْرِكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ مَكَّةَ خائِفاً يَتَرَقَّبُ عَلَى سُنَّةِ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع قَالَ فَيَنْزِلُ أَمِيرُ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ الْبَيْدَاءَ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ يَا بَيْدَاءُ أَبِيدِي الْقَوْمَ فَيَخْسِفُ بِهِمْ ... وَ الْقَائِمُ يَوْمَئِذٍ بِمَكَّةَ قَدْ أَسْنَدَ ظَهْرَهُ إِلَى الْبَيْتِ الْحَرَامِ مُسْتَجِيراً بِه‏ ... .

زمان خسف بیداء

اما در مورد زمان دقیق آن در منابع روایی شیعه به نتیجه‌ای نرسیدیم. البته در منابع روایی اهل سنت به اجمال به زمان خسف بیداء اشاره‌ای شده است. . سیوطی از ابن عباس نقل می‌کند:

... فإذا أتوا البيداء، فينزلها في ليلة مقمرة... . ‏ ... و هنگامیکه به بیداء در شب مهتابی که قرص ماه کامل است فرود می‌آیند... .

این روایت به فرود آمدن سپاه سفیانی در منطقه بیداء، در شب مهتابی ماه محرم دلالت می‌کند. و احتمال دارد شب پانزدهم ماه محرم، مقصود این روایت باشد.

سرنوشت لشکر خسف بیداء

خداوند متعال به جبرئيل (ع) فرمان داده و او هم ندای سر می دهد كه: اى بيداء (بيابان)! اين جمعيت ستمگر در خود فرو بر. زمين هم آنها را با تمام سلاح‏هايشان مى‏بلعد كه تنها دو نفر كه از قبيله جهينه هستند و ملقب به بشير و نذير مى‏شوند نجات مى‏يابند كه صورت آنها هر دو به عقب برمى‏گردد. از پیامبر اکرم ص نقل شده است:

... بَعَثَ اللَّهُ جَبْرَئِيلَ‏ فَيَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ اذْهَبْ فَأَبِدْهُمْ فَيَضْرِبُهَا بِرِجْلِهِ ضَرْبَةً يَخْسِفُ اللَّهُ بِهِمْ عِنْدَهَا وَ لَا يُفْلِتُ مِنْهَا إِلَّا رَجُلَانِ مِنْ جُهَيْنَة.

... خداوند جبرئيل را مي‌فرستد و مي‌فرمايد: برو و آنها را نابود گردان! جبرئيل هم با پاى خود ضربتى بزمين مي‌زند و با آن ضربت خداوند آنها را در زمين فرو مي‌برد و جز دو نفر از تیره جهينه كسى از آنها باقى نمي‌ماند.

بشير به دستور جبرئيل به خدمت حضرت مهدى(ع) رفته و خبر هلاكت لشكر سفيانى را به ايشان مى‏دهد و سپس به دست آن حضرت توبه مى‏كند و حضرت هم مرحمت كرده و او را به حالت اولش برمى‏گردانند.

نذير هم براى انذار و برحذر داشتن سفيانى، به شام مى‏رود و او را هم از اين جريان خبردار مى‏كند و خود مى‏ميرد. از امام صادق ع در ضمن روایتی طولانی نقل شده است:

... ثُمَّ يُقْبِلُ عَلَى الْقَائِمِ ع رَجُلٌ وَجْهُهُ إِلَى قَفَاهُ وَ قَفَاهُ إِلَى صَدْرِهِ وَ يَقِفُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَيَقُولُ يَا سَيِّدِي أَنَا بَشِيرٌ أَمَرَنِي مَلَكٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَنْ أَلْحَقَ بِكَ وَ أُبَشِّرَكَ بِهَلَاكِ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ بِالْبَيْدَاءِ... فَقَالَ لِأَخِي وَيْلَكَ يَا نَذِيرُ امْضِ إِلَى الْمَلْعُونِ السُّفْيَانِيِّ بِدِمَشْقَ فَأَنْذِرْهُ بِظُهُورِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ عَرِّفْهُ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ جَيْشَهُ بِالْبَيْدَاءِ... .

... سپس آنکه صورتش وارونه شده و به پشت سرش چرخیده رو به سوی حضرت مهدی ع کرده و در مقابل ایشان می‌ایستد و می‌گوید: سرورم من بشیر هستم. یکی از ملائکه خداوند مرا امر کرد به شما بپیوندم و شما را به هلاکت سپاه سفیانی در بیداء بشارت دهم... و (فرشته خداوند) به برادرم گفت: وای بر تو ای نذیر به سوی سفیانی ملعون در دمشق برو و به او ظهور حضرت مهدی ع از آل محمد ص را انذار کن و به او بفهمان که سپاه او در بیداء خسف و نابود شده است... .

آنها از مسیری که نتیجه نداشته در جستجوی حضرت مهدی ع بودند. امام صادق ع در وصف سپاه خسف سفیانی چنین می‌فرماید:

... إِنَّهُمْ طَلَبُوا الْمَهْدِيَّ ع مِنْ حَيْثُ لَا يُنَالُ... .

... آنها از مسیری که نتیجه نمی‌دهد در جستجوی مهدی ع رفتند... .

نتیجه خسف بیداء

مكه پس از اين جريان امنيت خويش را باز مى‏يابد و احدى جرأت نمى‏كند كه به قصد جنگيدن با اين جمعيت تازه وارد مكه، بدانجا رو كند و هر كدام هم كه راه افتاده بودند برمى‏گردند كه مبادا آنها هم دچار چنين سرنوشتى بشوند.

امام مهدی ع هم كه به مرتب كردن و آموزش سپاه ده هزار نفرى خويش در مكه مشغول بوده‏اند، آنها را حركت داده و رو به مكه مى‏كنند تا اينكه به محلى كه سپاه سفيانى فرو رفته بودند مى‏رسند و حضرت به ياوران خويش آن نقطه را نشان مى‏دهند.

از امام باقر نقل شده است:

... وَ يَبْعَثُ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَةِ... وَ يَهْرُبُ الْمَهْدِيُّ وَ الْمَنْصُورُ مِنْهَا... حَتَّى يَقْدَمَ مَكَّة... ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْ مَكَّة... عَامِداً إِلَى الْمَدِينَةِ حَتَّى يَمُرَّ بِالْبَيْدَاءِ حَتَّى يَقُولَ هَذَا مَكَانُ الْقَوْمِ الَّذِينَ يُخْسَفُ بِهِم‏... .

... و(سفیانی) سپاهی را به مدینه گسیل می‌دارد... و امام مهدی ع و منصور از مدینه می‌گریزند... تا اینکه حضرت وارد مکه می‌شود... سپس از مکه خارج می‌شود... حضرت قصد حرکت به سوی مدینه کرده تا اینکه به منطقه بیداء می‌رسند و می‌گویند: اینجا موقعیتی است که آن جمعیت را زمین بلعید... .

سفيانى كه بخشى از سپاهش در بيابان‏هاى حجاز فرو رفته ‏اند و بخشى ديگر هم در عراق از یمانی شكست جدى خورده ‏اند، سعى مى‏كند كه در منطقه شام تا آنجا كه مى‏تواند تجديد قوا كند تا اين امكان را بيابد كه بزرگ‏ترين صحنه جنگ با حضرت را پس از ظهورشان به تصوير بكشد و جنگ خونبارى را از دمشق تا قدس به پا كند.


مقاله چهارم

نبرد شام سفیانی، جنگ کور خمس

نبرد شام سفیانی ، جنگ کور خمس، بر اساس روایات اسلامی، یکی از جنگ های سفیانی میباشد.سفیانی پس از خروج، به تثبیت موقعیت خود و سرکوب مخالفان و سایر رقبا در منطقه شام خواهد پرداخت.روايات مربوط به سفيانى، ابتدا به ترسیم جنگ هاى داخلى او با ابقع و اصهب می پردازد که همگی به دنبال ملک و فرمانروایی و تسلط بر منطقه شام می باشند.البته پيروزنهايي نبردشام،سفياني است. تسلط سفیانی بر منطقه شام، قدرتمندانه و مطلق است و وقتى وی از استيلاى خود بر منطقه شام آسوده خاطر می شود، عمليات مهم خود و حمله به عراق و حجاز و کشتار شیعیان را آغاز مى‌كند.

احادیث نبرد شام

و اما روایات مربوط به تسلط سفیانی در منطقه شام:

نخستين سرزميني كه درآن كشتار و شورش میشود،منطقه شام است؛

از امام باقر علیه السلام نقل شده است:

... فَأَوَّلُ أَرْضٍ تَخْرَبُ، أَرْضُ الشَّامِ ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِي ...‏ ‏.[۱]

... اول جایی که خراب می‌شود، شام است در این هنگام سه پرچم با هم درگیر هستند: اصهب، ابقع و سفیانی ... .

و در تفسیر عیاشی از امام باقر علیه السلام نقل شده است که همزمان با اوج درگیری‌های منطقه شام، در دیگر مناطق سرزمین‌های عربی، نیز درگیری و آشوب وجود دارد:

... وَ هِيَ سَنَةُ اخْتِلَافٍ فِي كُلِّ أَرْضٍ مِنْ أَرْضِ الْعَرَب... ‏.[۲]

... و آن سالی است که اختلاف سرزمین های عربی را فراگرفته است ... .

مخالفان سفیانی در شام

در روایتی، مخالفان سفیانی را حسنی، اموّی و قیسی نام برده است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است:

إِذَا بَلَغَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ قَبْلَ ذَلِكَ شَيْ‏ءٌ قَالَ نَعَمْ وَ أَشَارَ بِيَدِهِ بِثَلَاثِ أَصَابِعِهِ إِلَى الشَّامِ وَ قَالَ ثَلَاثُ رَايَاتٍ رَايَةٌ حَسَنِيَّةٌ وَ رَايَةٌ أُمَوِيَّةٌ وَ رَايَةٌ قَيْسِيَّةٌ فَبَيْنَا هُمْ عَلَى ذَلِكَ إِذْ قَدْ خَرَجَ السُّفْيَانِيُّ فَيَحْصُدُهُمْ حَصْدَ الزَّرْعِ مَا رَأَيْتَ مِثْلَهُ قَط.[۳]

وقتى خبر رسيد كه سفيانى خروج كرده بسوى ما بيا، هر چند پياده بيائى. عرضكردم: قربانت گردم! آيا پيش از آن خبرى هست؟. فرمود: آرى و با سه انگشت مبارك، اشاره كرد بطرف شام و فرمود: در آنجا سه پرچم برافراشته مى‏شود: يك پرچم حسنى و يك پرچم اموى، و پرچم سوم‏قيسى است. در اثناى آن گير و دار سفيانى خروج ميكند و طورى آنها را درو ميكند كه تا آن روز نظير آن را نديده باشى.

و در روایات دیگری، ابقع و اصهب، از مخالفان سفیانی در منطقه شام برشمرده شده‌اند که همگی در جنگ با سفیانی شکست خواهند خورد. ابتدا سفياني باابقع درگير مي‌شودواورا با سپاهيانش به قتل می رساندوسپس اصهب رانيزاز پاي درمي‌آورد. و پیروز نهایی نبرد شام، سفیانی خواهد بود.

امام باقر عليه‌ السلام در روایت معتبری فرموده‌اند:

... ثُمَّ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ رَايَةِ الْأَصْهَبِ وَ رَايَةِ الْأَبْقَعِ وَ رَايَةِ السُّفْيَانِيِّ فَيَلْتَقِي‏ السُّفْيَانِيُ‏ بِالْأَبْقَعِ‏ فَيَقْتَتِلُونَ‏ فَيَقْتُلُهُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ تَبِعَهُ ثُمَّ يَقْتُلُ الْأَصْهَب‏ ... .[۴]

... در این هنگام سه پرچم با یکدیگر به نزاع برمیخیزند: پرچم ابقع و اصهب و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه مي‌شود و با یکدیگر میجنگند، و سفیانی او و یارانش را میکشد. پس از آن اصهب را میکشد ... .

البته برخی پنداشته‌اند که شاید پرچم اموی، همان ابقع و حامیان وی می‌باشد.

در روایت دیگری از تفسیر عیاشی، مضمونی شبیه به روایت قبلی همراه با اضافاتی دارد که چنین است:

... وَ إِنَّ أَهْلَ الشَّامِ يَخْتَلِفُونَ عِنْدَ ذَلِكَ عَلَى ثَلَاثِ رَايَاتٍ الْأَصْهَبِ وَ الْأَبْقَعِ وَ السُّفْيَانِي‏مَعَ بَنِي ذَنَبِ الْحِمَارِ مُضَرُ وَ مَعَ السُّفْيَانِيِّ أَخْوَالُهُ مِنْ كَلْبٍ فَيَظْهَرُ السُّفْيَانِيُّ وَ مَنْ مَعَهُ عَلَى بَنِي ذَنَبِ الْحِمَارِ حَتَّى يَقْتُلُوا قَتْلًا لَمْ يَقْتُلْهُ شَيْ‏ءٌ قَط... .[۵]

... اهل شام بر گرد سه پرچم مختلف جمع ميشوند، يكى اصهب و ديگر ابقع و سومى پرچم سفيانى است. سفيانى با دائيانشكه از قبيله كلب ميباشند خروج ميكند و بر قبيله بنى ذنب الحمار از قبيله مضر حمله مى‏آورد و جنگى ميكند كه تا آن روز چنان جنگى بوقوع نپيوسته است ... .

ذکر این نکته ضروری است که طبق روایات، پرچم های درگیر جنگ در شام، همگی به دنبال ملک و فرمانروایی هستند.

از عمار یاسر در کتاب الغیبه شیخ طوسی، چنین نقل شده است:

... وَ يَظْهَرُ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ بِالشَّامِ كُلُّهُمْ يَطْلُبُ‏ الْمُلْكَ‏ رَجُلٌ أَبْقَعُ وَ رَجُلٌ أَصْهَبُ وَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ أَبِي سُفْيَان‏‏ ... .[۶]

... و سه نام در شام قیام خواهند کرد که همگی به دنبال حکومت و فرمانروایی هستند. ابقع، اصهب و مردی از نسل ابوسفیان (سفیانی) ...

تصرف مناطق پنچ گانه،کور خمس

سفیانی پس از سرکوبی مخالفان داخلی خود در شام (ابقع و اصهب) و تثبیت موقعیت خود در منطقه شام، پنج سرزمین را در منطقه شام، تصرف خواهد کرد. در روایات برای مناطق پنج گانه شام، تعابیری همچون الکور الخمس، کور الشام، الاکوار الخمس، ذکر شده است و محدوده آن نیز تعیین شده است.

امام صادق عليه‌ السلام در حدیثی فرموده اند:

السُّفْيَانِيُّ مِنَ الْمَحْتُوم‏ وَ خُرُوجُهُ فِي رَجَبٍ وَ مِنْ أَوَّلِ خُرُوجِهِ إِلَى آخِرِهِ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً سِتَّةُ أَشْهُرٍ يُقَاتِلُ فِيهَا فَإِذَا مَلَكَ‏ الْكُوَرَ الْخَمْسَ‏ مَلَكَ‏ تِسْعَةَ أَشْهُر... .[۷]

سفیانی از علایم حتمی و قطعی است و در ماه رجب خروج خواهد کرد شورش سفیانی، از ابتدا تا پایان، پانزده ماه بیشتر نخواهد بود ... شش ماه می جنگد تا مناطق پنج‌گانه شام را تصرف کرد، نُه ماه هم بر این مناطق حکومت خواهد کرد ... . آن حضرت در روایت دیگری فرموده اند:

إِنَّ السُّفْيَانِيَّ يَمْلِكُ بَعْدَ ظُهُورِهِ عَلَى‏ الْكُوَرِ الْخَمْسِ‏ حَمْلَ‏ امْرَأَة ... .[۸]

سفیانی پس از تصرف کردن مناطق پنج‌گانه شام، به مدت حمل زن ( نُه ماه) حکومت خواهد کرد ... .

امام صادق عليه‌ السلام در حدیث دیگری مناطق پنج‌گانه منطقه شام را نام برده اند:

... إِذَا مَلَكَ‏ كُوَرَ الشَّامِ‏ الْخَمْسَ دِمَشْقَ وَ حِمْصَ وَ فِلَسْطِينَ وَ الْأُرْدُنَّ وَ قِنَّسْرِينَ فَتَوَقَّعُوا عِنْدَ ذَلِكَ الْفَرَج‏ ... .[۹]

... چون سفیانی مناطق پنج‌گانه شام: دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قِنّسرین را تصرف کرد، منتظر فرج باشید ... .

اطاعت اهل شام از سفیانی جز شیعیان

همانطور که گفتیم، روایات اسلامی یادآور می‌شوند که تسلط سفیانی بر منطقه شام، قدرتمندانه و مطلق است بگونه‌ای که بر تمام طرفهای درگیر در منطقه شام پیروز می‌شود.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است:

... إِذْ قَدْ خَرَجَ‏ السُّفْيَانِيُ‏ فَيَحْصُدُهُمْ‏ حَصْدَ الزَّرْعِ مَا رَأَيْتَ مِثْلَهُ قَطُّ.[۱۰]

... و هنگامیکه سفیانی خروج کند، تمام طرف های درگیر و مخالف خود در منطقه شام، را مانند زراعت درو خواهد کرد که مثل آن دیده نشده است.

البته در روایتی، خداوند متعال گروهی از شیعیان اهل شام را از دائره همراهی و شر همپیمانی با سفیانی استثناء کرده‌ است.

امام علی علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند:

... يَخْرُجُ بِالشَّامِ فَيَنْقَادُ لَهُ أَهْلُ الشَّامِ إِلَّا طَوَائِفُ مِنَ الْمُقِيمِينَ عَلَى الْحَقِّ يَعْصِمُهُمُ اللَّهُ مِنَ الْخُرُوجِ مَعَه‏... .[۱۱]

... مردم شام از سفیانی اطاعت می‌کنند بجز دسته‌هایی از پویندگان راه حق که خداوند آنها را از شر خروج و همراهی با سفیانی حفظ می‌کند ... .


پانویس

  1. نعمانی، الغیبۀ، ص280.
  2. مجلسی، بحار الانوار، ج52، ص222.
  3. مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 271.
  4. نعمانی، الغیبۀ، ص 391، باب 14، ح 67.
  5. مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص222.
  6. شیخ طوسی، الغیبه، ص
  7. نعمانی، الغیبۀ، ص 300.
  8. شیخ طوسی، الغیبۀ، ص449
  9. شیخ صدوق، کمال ¬الدین، ج 2، ص 651.
  10. مجلسی، بحارا لانوار، ج 52، ص 271.
  11. نعمانی، الغیبه، ص305.