توبه: تفاوت میان نسخهها
imported>Hrezaei جزبدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Hrezaei جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
'''توبه'''، مفهومی است در [[قرآن]] کریم و رشتههای گوناگون [[علم اسلامی|علوم اسلامی]] که به معنای بازگشت بنده به سوی [[خدا|خداوند]]. در سبقه [[قرآن|قرآنی]]، توبه اشاره به وجود نوعی رابطه میان انسان و خداوند دارد که در آن خداوند فضیلت و برتریای را به انسان میبخشد و او را در مسیر رستگاری مورد تایید خود قرار میدهد و مداومت بر آن، از ویژگیهای بندگانی است که جویای پاکیزگی هستند و خداوند آنان را دوست میدارد. در متون [[فقه|فقهی]]، بحث از توبه به بیان [[حکم شرعی]] توبه و آداب پرداخته است. در [[علم کلام]]، از جنبه اعتقادی و مباحث مرتبط با [[حسن و قبح]] عقلی و ارتباط آن با وجوب توبه و وجوب قبول آن از سوی خداوند و مباحثی پرداخته شده است. اما ظریفترین مباحث نظری مرتبط با توبه دارای سبقه [[عرفان|عرفانی]] است که به مباحثی از جمله انواع و اقسام توبه با نگاهی ویژه، مباحثی در زمینه گناه شناسی و تحقق [[گناه]] نسبت به افراد مختلف، فراموشی گناه پس از توبه پرداخته است. در این نوشتار، به سیر تاریخی ادبیات عرفانی که به این مبحث پرداختهاند اشاره شده است. | '''توبه'''، مفهومی است در [[قرآن]] کریم و رشتههای گوناگون [[علم اسلامی|علوم اسلامی]] که به معنای بازگشت بنده به سوی [[خدا|خداوند]]. در سبقه [[قرآن|قرآنی]]، توبه اشاره به وجود نوعی رابطه میان انسان و خداوند دارد که در آن خداوند فضیلت و برتریای را به انسان میبخشد و او را در مسیر رستگاری مورد تایید خود قرار میدهد و مداومت بر آن، از ویژگیهای بندگانی است که جویای پاکیزگی هستند و خداوند آنان را دوست میدارد. در متون [[فقه|فقهی]]، بحث از توبه به بیان [[حکم شرعی]] توبه و آداب پرداخته است. در [[علم کلام]]، از جنبه اعتقادی و مباحث مرتبط با [[حسن و قبح]] عقلی و ارتباط آن با وجوب توبه و وجوب قبول آن از سوی خداوند و مباحثی پرداخته شده است. اما ظریفترین مباحث نظری مرتبط با توبه دارای سبقه [[عرفان|عرفانی]] است که به مباحثی از جمله انواع و اقسام توبه با نگاهی ویژه، مباحثی در زمینه گناه شناسی و تحقق [[گناه]] نسبت به افراد مختلف، فراموشی گناه پس از توبه پرداخته است. در این نوشتار، به سیر تاریخی ادبیات عرفانی که به این مبحث پرداختهاند اشاره شده است. | ||
{{جعبه نقل قول | عنوان = | نقلقول = [[رسول اکرم(ص)]]:{{سخ}}'''«''' | {{جعبه نقل قول | عنوان = | نقلقول = [[رسول اکرم(ص)]]:{{سخ}}'''«''' نشانه شخصی که توبه واقعی کرده است، چهار چیز است: عمل خالصانه براى خدا، رها كردن باطل، پایبندى به حق و حریص بودن بر كار خیر.'''»''' |تاریخ بایگانی | | ||
| منبع = <small>[[تحف العقول]]، ص20.</small> | تراز = چپ| عرض = 400px | اندازه خط = 14px| گیومه نقلقول = | تراز منبع = چپ}} | | منبع = <small>[[تحف العقول]]، ص20.</small> | تراز = چپ| عرض = 400px | اندازه خط = 14px| گیومه نقلقول = | تراز منبع = چپ}} | ||
نسخهٔ ۱۴ آوریل ۲۰۱۴، ساعت ۱۱:۵۶
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۱۴ توسط [[کاربر:{{{کاربر}}}]] برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
توبه، مفهومی است در قرآن کریم و رشتههای گوناگون علوم اسلامی که به معنای بازگشت بنده به سوی خداوند. در سبقه قرآنی، توبه اشاره به وجود نوعی رابطه میان انسان و خداوند دارد که در آن خداوند فضیلت و برتریای را به انسان میبخشد و او را در مسیر رستگاری مورد تایید خود قرار میدهد و مداومت بر آن، از ویژگیهای بندگانی است که جویای پاکیزگی هستند و خداوند آنان را دوست میدارد. در متون فقهی، بحث از توبه به بیان حکم شرعی توبه و آداب پرداخته است. در علم کلام، از جنبه اعتقادی و مباحث مرتبط با حسن و قبح عقلی و ارتباط آن با وجوب توبه و وجوب قبول آن از سوی خداوند و مباحثی پرداخته شده است. اما ظریفترین مباحث نظری مرتبط با توبه دارای سبقه عرفانی است که به مباحثی از جمله انواع و اقسام توبه با نگاهی ویژه، مباحثی در زمینه گناه شناسی و تحقق گناه نسبت به افراد مختلف، فراموشی گناه پس از توبه پرداخته است. در این نوشتار، به سیر تاریخی ادبیات عرفانی که به این مبحث پرداختهاند اشاره شده است.
رسول اکرم(ص):
« نشانه شخصی که توبه واقعی کرده است، چهار چیز است: عمل خالصانه براى خدا، رها كردن باطل، پایبندى به حق و حریص بودن بر كار خیر.»
تحف العقول، ص20.
واژه شناسی
این واژه از ریشه «ت و ب» گرفته شده که در زبانهای گوناگون سامی به معنای «بازگشتن» به کار رفته است. [۱] در منابع لغت عربی نیز برخی همین معنا را معنای اصلی این ریشه دانستهاند. [۲] البته همواره عالمان مسلمان توجه داشته اند که معنای اصلی توبه در عربی همان بازگشتن است.
همین معنای لغوی، در آثار گوناگون فقهی، کلامی و عرفانی رواج یافته و در اصطلاح شناسی توبه، تاثیر داشته است. بیشتر عالمان قرآن و حدیث، چون خطابی، حلیمی [۳] و شیخ طوسی، [۴][۵] [۶] فقیهانی چون نووی، [۷] [۸] متکلمانی چون ماتریدی[۹] و ابنفورک [۱۰] و عارفانی چون ابوالعباس ابنعطا [۱۱] و قشیری [۱۲] بر محور همین معنا، توبه را تفسیر کردهاند.
مفهوم توبه در قرآن کریم و پس از آن در احادیث به طور گستردهای بیان شده، و در دوره شکلگیری علوم اسلامی، در شاخههای مختلف آن از فقه و کلام گرفته تا اخلاق و عرفان راه یافته است.
توبه در قرآن کریم
کاربردهای توبه در قرآن
این واژه در قرآن کریم به چند صورت به کار رفته است.
- در یک کاربرد، این واژه به صورت ثلاثی مجرد و با صیغه «تابَ یتوبُ» و با حرف جرّ «على» به کار رفته و اشاره به توبه پذیرفتن دارد و فاعل آن خداوند است.[۱۳]
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ (ترجمه:آنگاه آدم كلماتى را از پروردگارش فرا گرفت و [خداوند] توبهى او را پذیرفت. به راستى او خود بسیار توبه پذیر مهربان است.)[2–37]
- در یک کاربرد دیگر، این واژه با حرف جرّ «الى» به کار رفته و اشاره توبهکردن دارد که از سوی بنده و به معنای بازگشت به خداوند است:
وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاب (ترجمه:و هر كس توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بدون شك او به سوى خداوند كاملا بازگشته است.)[25–71]
- در کاربردهای دیگر نیز این فعل به معنای توبه کردن به کار رفته است:
وَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر (ترجمه:پس [اى پیامبر!] همانگونه كه دستور یافتهاى ایستادگى كن! و هر كس كه همراه تو توبه كرده است [باید طبق دستور ایستادگى كند] و طغیان مكنید، قطعا او به آن چه عمل مىكنید بیناست.)[11–112]
در همان کاربرد اول، تواب به عنوان یکی از اسامی خداوند(اسماء الله) بارها به کار رفته است:
فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ (ترجمه:آنگاه آدم كلماتى را از پروردگارش فرا گرفت و [خداوند] توبهى او را پذیرفت. به راستى او خود بسیار توبه پذیر مهربان است.)[2–37]
بر اساس کاربرد دوم نیز صیغه مبالغه، به صورت توّاب برای انسان به کار رفته است:
...إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین (ترجمه:...البتّه خداوند توبه كنندگان و پاكان را دوست دارد.)[2–222]
در برخی از کاربردهای قرآنی، توبه الهی در تعامل با توبه انسانی نهاده شده، و سخن از آن شده است که اگر کسی توبه کند، خداوند توبهپذیر است.
...فإنْ تابا وَ أَصْلَحا فَأَعْرِضُوا عَنْهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ تَوَّاباً رَحیم (ترجمه:...آنگاه اگر توبه كردند و درستكار شدند از آن دو دست بردارید زیرا خداوند توبه پذیر مهربان است.)[4–16]
امور همراه با توبه
در آیات مختلف قرآن کریم، توبه خداوند در کنار اموری قرار داده شده است که عبارتند از:
- عفو و بخشش از سوی خداوند: [۱۴]
وَ هُوَ الَّذی يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ (ترجمه:و او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذیرد و از گناهان درمىگذرد و آن چه انجام مىدهید مىداند.)[42–25]
- هدایت از ناحیه خداوند: [۱۵]
يُریدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَكیم (ترجمه:خداوند مىخواهد كه [احكام شرع خود را] براى شما آشكار سازد و شما را به سنّتهاى كسانى كه قبل از شما بودهاند، هدایت فرماید و از شما درگذرد و خداوند داناى حكیم است.)[4–26]
- تبیین و روشن کردن برخی امور برای انسان از سوی خداند:
ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدی (ترجمه:سپس پروردگارش او را برگزید و توبهاش را پذیرفت و هدایت كرد.)[20–122]
همچنین پذیرش توبه بارها در مقابل عذاب الهی مطرح گردیده است، که در این حالت، پذیرش توبه می تواند به معنای بازگرداندن عذاب باشد:
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَیءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ (ترجمه:از این كار چیزى در اختیار تو نیست یا بر ایشان ببخشاید یا عذابشان كند، چرا كه ایشان ستمكاراند.)[3–128]
ارتباط توبه با بخشش گناهان
ارتباط توبه با طلب بخشش و بخشایش گناهان که در برخی از آیات از آن سخن رفته نیز بر اساس همین گستردگی کاربرد واژه توبه در قرآن کریم است.[۱۶]
به همین جهت، به هنگام سخن از نخستین نافرمانی در داستان آفرینش آدم (ع)، نخستین توبه نیز رخ میدهد و آدم (ع) با «تلقی کلمات» از پروردگارش، توبهاش پذیرفته می شود. [۱۷]
انواع توبه
باید توجه داشت که لازم نیست که حتما توبه به دنبال گناه باشد. بلکه قرآن کریم در جایی اعلام میکند که خداوند، توبه پیامبر(ص) و مهاجرین و انصاری که از او پیروی کردند، را پذیرفت، [۱۸] بدون آنکه سخن از گناهی از آنان شده باشد.
حتى در آیه ای سخن از برگزیدن آدم(ع) آمده است و به دنبال آن بیان شده که خداوند توبه او را پذیرفت.[۱۹]
بنابراین، گاهی توبه به دنبال گناه است و گاه این بازگشت خداوند به معنای رحمت و لطف وی بر کسی است.
حقیقت توبه قرآنی
نتیجه ای که از بررسی کارکردهای توبه در قرآن به دست می آید این است که توبه قرآنی اشاره به وجود نوعی رابطه میان انسان و خداوند است که در آن خداوند فضیلت و برتری ای را به انسان می بخشد و او را در مسیر رستگاری مورد تایید قرار می دهد و پیوستگی و مداومت بر آن، از ویژگی های بندگانی است که جویای پاکیزگی اند و خداوند آنان را دوست میدارد.[۲۰]
توبه مورد قبول
پذیرش توبه مخصوص کسانی است که در اثر نادانی، کار ناشایستی انجام داده اند، ولی به محض توجه فورا توبه کرده اند:
إنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذینَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَریبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَلیماً حَكیماً (ترجمه:توبه، نزد خداوند، تنها براى كسانى است كه از روى نادانى مرتكب گناه مىشوند، سپس به زودى توبه مىكنند اینانند كه خدا توبهشان را مىپذیرد، و خداوند داناى حكیم است.)[4–17]
اما کسانی که تا لحظه مرگ به کارهای ناشایست می پردازند و همان هنگام که اجل آنان فرا می رسد، به دنبال توبه هستند، توبه آنان پذیرفته نیست:
وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذینَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّی تُبْتُ الْآنَ وَ لاَ الَّذینَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلیماً (ترجمه:و توبه كسانى كه گناه مىكنند، تا وقتى كه مرگ یكى از ایشان دررسد، مىگوید: «اكنون توبه كردم»، پذیرفته نیست و [نیز توبه] كسانى كه در حال كفر مىمیرند، پذیرفته نخواهد بود، آنانند كه برایشان عذابى دردناك آماده كردهایم.)[4–18]
توبه نصوح
در آیهای از قرآن کریم، از مردم خواسته شده است تا به سوس خداوند توبه نصوح بیاورند
یا أَيُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحا (ترجمه:اى كسانى كه ایمان آوردهاید، به درگاه خدا توبهاى راستین كنید.)[66–12]
با توجه به ریشه سامی واژه نصوح و نیز سیاق آیه، این واژه می تواند از ماده "ن ص ح" و به معنای «پاک و خالص»، [۲۱] یا به معنای «با دوام، با ثبات» [۲۲] [۲۳] باشد.
بر این اساس، توبه نصوح توبه ای است که همراه با پاکی و خلوص نیت باشد یا توبه ای است که با دوام باشد و شکسته نشود که این معنای دوم، مشهورتر است. به همین جهت، توبه نصوح توبهای دانسته شده که توبهکننده در آن قصد دوام و پایداری دارد. [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷][۲۸]
توبه در فقه اسلامی
در منابع فقهیِ مذاهب اسلامی، همواره بر وجوب توبه از گناهان تأکید شده است و وجوب آن فوری دانسته شده است. [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳]
آداب توبه
برخی از فقها برای توبه آداب خاصی نیز ذکر کرده اند. مثلا برخی غسل توبه را در شمار غسلهای مستحبی [۳۴][۳۵] و نماز توبه را در شمار نمازهای مستحبی آورده اند. [۳۶][۳۷] [۳۸] [۳۹] [۴۰] غسل توبه در منابع امامیه است و نماز توبه در منابع تمام مذاهب فقهی اسلامی بیان شده است.
نتیجه توبه
فقیهان گاه یادآور شدهاند که هرگاه توبه از فسق با شروط توبه محقق گردد، نهتنها عذاب الهی از شخص توبهکار برداشته میشود، بلکه مستحق مدح و ستایش می گردد. [۴۱]
امام باقر(ع) در جواب کسی که از نحوه پوشاندن گناهان شخصی توبه کار پرسید، فرمود:
« هر گناهی كه دو فرشته موكل بر او برایش نوشتهاند را از یادشان میبرد و به اعضاء و جوارح بدن او الهام میکند كه گناهان او را پنهان كنید، و به قطعههاى زمین كه در آنجاها گناه كرده الهام میکند آن گناهانی كه بر روى تو كرده است را فراموش کن. در این هنگام، خدا را در حالی ملاقات میکند که گناهی بر گردن ندارد و کسی نمیتواند بر علیه او گواهی دهد.»
الکافی، ج4، ص230.
واقعيت توبه
توبه دو جنبه دارد. یک جنبه واقعی و یک جنبه ظاهری.
در جنبه واقعی توبه، سخن در این است که توبه فرد گناهکار تا چه اندازه مورد قبول خداوند است، اما در جنبه ظاهری، سخن از این است که حکم ظاهری شخص توبه کار و برخورد دیگران با او چگونه است.
بیان فقها در مورد ماهیت توبه، در این دو جنبه با هم فرق دارد.
در بیان جنبه واقعی توبه که ناظر به تغییر وضعیت شخص در آخرت است، فقها با واگذار کردن امر به داوری اخروی، درباره اینکه این توبه تا چه اندازه مورد قبول خداوند است، سکوت کردهاند. حتى در مواردی مانند گونههایی از ارتداد که در آنها توبه کردن شخص بی فایده است و حکم ارتداد جاری می شود، برخی بیان کرده اند که این حکم به آن معنا نیست که اگر شخص توبه کرد، توبه او مورد قبول خداوند قرار نخواهد گرفت [۴۲][۴۳]
اما توبه در مورد مسائل ظاهری فقهی، در جنبه های مختلف فرق می کند.
توبه ازگناهان دارای اثر حقوقی
در مواردی که توبه، اثری حقوقی ــ اعم از حقوق خانواده، حقوق مالی یا احکام عبادی ــ دارد نزد عموم فقها همینکه شخص اظهار توبه کرد این امر به منزله توبه است و قبول آن از سوی دیگران، نیازمند امر دیگری نیست. مثلاً [۴۴][۴۵]
البته در آنجا که ترتب اثر حقوقی بر توبه، مستلزم نوعی اعتماد به آن شخص است، به خاطر اینکه اگر توبه شخص واقعی نباشد و او در حال ظاهر سازی است، قبول کردن توبه او موجب مفسدهای فردی یا اجتماعی می شود. به همین جهت، فقها در این موارد بیان کرده اند که باید این شخص را آزمایش کرد تا متوجه شویم توبه او واقعی است یا ظاهر سازی. به عنوان نمونه، در مسئله توبه شخص محارب، برخی از فقیهان بر این نکته تأکید کردهاند که اظهار توبه از سوی محارب میتواند ناشی از تقیه بوده باشد و تنها در صورتی می توان به توبه او اعتماد کرد که نشانه های اصلاح اخلاق او نمایان شود.[۴۶][۴۷][۴۸][۴۹]
همچنین درصورتی که مردی تصمیم بگیرد با زنی که می داند زنا کرده، به باور اینکه توبه کرده است،ازدواج کند، نزد برخی فقها، اظهار توبه از سوی آن زن کافی نیست و لازم است او را امتحان کنیم که توبه اش واقعی بوده یا نه. [۵۰] [۵۱][۵۲]
توبه از گناهان دارای اثر جزایی
در مواردی که گناه شخص، مجازاتی را در پی دارد، همینکه شخص اظهار توبه کرد، توبه او پذیرفته می شود. در چنین مواردی پس از اظهار توبه نیازی نیست تحقیق کنیم که توبه این شخص واقعی بوده یا ظاهر سازی و دروغین. به همین جهت، حتى درمواردی که مشخص شود شخص بر انجام گناه کبیره ای اصرار دارد، باز اظهار توبه جهت برطرف شدن مجازات او کفایت می کند.[۵۳]
در جرائم جنسی که موجب حد می شود[۵۴] در صورتی که مُجرم قبل از شهادت شاهدان نزد حاکم، توبه کند، حد بر او اجرا نمی شود ولی اگر پس از اقامه شهادت توبه کند، حاکم با در نظر گرفتن مصالح مسلمانان در اجرای حد یا عفو مخیر است، اما درصورتی که توبه نکند، حتما باید حد بر او اجرا شود. [۵۵] [۵۶][۵۷]
در ماده 73 قانون مجازات اسلامی ایران چنین آمده است: «هرگاه کسی به زنایی که موجب حد است، اقرار کند و بعد توبه نماید، قاضی میتواند تقاضای عفو او را از ولی امر بنماید و یا حد بر او جاری نماید» [۵۸]
در ماده 181 قانون مجازات اسلامی ایران در مورد مجازات کسی که شراب نوشیده است تصریح شده که «هرگاه کسی که شراب خورده، قبل از اقامه شهادت توبه نماید، حد او از ساقط میشود، ولی توبه بعد از اقامه شهادت موجب سقوط حد نیست». اما درباره حد سرقت، در تبصره ماده 200 بیان شده که «حد سرقت بعد از ثبوت جرم یا توبه ساقط نمیشود و بخشیدن سارق جایز نیست».
توبه در موارد حق الناس
برخی از فقها بیان کرده اند که توبه از حقوق الناس، در صورتی قبول می شود که حق کسانی که به آنان ظلم شده است بازگردانده شود یا از آنان طلب بخشش شود. [۵۹]
برخی دیگر، ظلم هایی که باعث ایجاد حق الناس میشود را بر چند قسم دانسته اند:
قسم اول در امور مالی ای است که شرط توبه در آن، بازگرداندن عین مال، یا شبیه آن به صاحب مال یا ورثه او، یا طلب بخشش از آنان است؛
قسم دوم ظلم های غیرمالی است. در این قسم، اگر ظلم از قبیل دشنام دادن و ریختن آبروی دیگران باشد، باید در صدد جبران نسبتی که به دیگران داده بر آید. اگر قتل و جراحت وارد کردن است، قبول قصاص یا طلب عفو از صاحب حق است...[۶۰]
تک نگاری های فقهی در باب توبه
- التوبه، از احمدبناسحاق ابن صبیح جوزجانی (سده 3ق)؛([۶۱] [۶۲]
- کتاب التوبه، از ابن تیمیه فقیه حنبلی (درگذشت 728ق) (بیروت، 1412ق)؛
- کتاب التوبه، از ابن قیم جوزیه فقیه حنبلی (درگذشت 751ق) (بیروت، 1412ق)؛
- کتاب البضاعه المزجاه در باب احکام، شرایط و آداب توبه از عبدالله بن محمدتقی کرمانشاهی (درگذشت 1308ق).[۶۳]
توبه در علم کلام
توبه در اصطلاح علم کلام به معنای پشیمانی از خطا و گناه است و از مواردی به شمار میرود که باعث از بین رفتن عذاب الهی است. متکلمان این بحث را در کنار مبحثی که به راههای دیگر بخشایش گناهان همچون شفاعت و عفو الهی پرداخته است، مطرح کردهاند.
مهمترین مسائلی که در مبحث توبه محل نزاع متکلمان بوده است و به آنها پرداختهاند، عبارتاند از شرایط تحقق توبه، وجوب توبه و وجوب قبول آن از سوی خداوند.
شرایط صحیح بودن توبه
- پشیمانی از گناه:
تحقق توبه شرایطی دارد که مهمترین آن پشیمانی است. برخی از متکلمان به واسطه حدیثی از پیامبر (ص)، [۶۴] [۶۵] توبه را پشیمانی دانستهاند. [۶۶] [۶۷] اما بیشتر متکلمان آن پشیمانیای را توبه شمردهاند که به واسطه زشتی و قبح آن عمل در شخص ایجاد شده باشد. [۶۸] [۶۹] [۷۰] [۷۱] [۷۲] [۷۳]
- قصد جدی نسبت به ترک گناه:
شرط دیگر تحقق توبه عزم بر ترک و تکرار نکردن گناه یا فعل قبیح است. البته در مورد این مسئله، میان متکلمان مورد اختلاف است. ابن اخشید [۷۴]، متکلم معتزلی، عقیده داشت که توبه چیزی جز پشیمانی از ارتکاب گناه نیست و قصد ترک گناه تأثیری در درستی توبه ندارد. [۷۵] متکلمان اشعری نیز آن را شرط اصلی در تحقق و صحت توبه ندانستهاند. [۷۶][۷۷] اما متکلمان معتزلی، به ویژه متکلمان بصری، قصد بر ترک گناه را از شروط توبه به شمار آورده، و توبه بدون عزم را حتى اگر به دلیل ناتوانی باشد، مردود دانستهاند. [۷۸][۷۹][۸۰][۸۱]
وجوب انجام توبه
مسئله دیگری که در کتابهای کلامی در مورد توبه مطرح شده است، وجوب توبه است. میان گرایشهای مختلف کلامی در مورد وجوب توبه اختلاف نظری نیست، بلکه اختلاف نظر تنها در این مسئله است که این واجب بودن، به واسطه ادله نقلی و روایات است یا حکم عقل است.
متکلمان معتزلی با توجه به حسن و قبح عقلی افعال و با طرح این مسئله که از نظر عقلی، دفع ضرر واجب است، استدلال میکردند که اگر کسی بداند به جهت انجام گناه و فعلی قبیح یا ترک یکی از واجبات الهی مرتکب گناه و شایسته کیفر خواهد شد، وظیفه دارد اشتباه خود را جبران کند و راه جبران آن چیزی جز توبه نیست. [۸۲]
بیشتر معتزله معتقدند که تنها واجب است که از گناهان کبیره توبه کرد؛ اما ابوعلی جبایی بر آن است که توبه از گناهان صغیره نیز واجب است. [۸۳] [۸۴] [۸۵] در مقابل، متکلمان اشعری برآناند که وجوب توبه به واسطه ادله نقلی و روایات و اجماع امت اسلامی است. [۸۶] [۸۷] [۸۸] در این باره، متکلمان امامی وجوب توبه را هم عقلی و هم نقلی دانستـهاند. [۸۹] [۹۰] [۹۱]
قبول توبه از سوی خداوند
مسئله دیگری که متکلمان در این باره به آن پرداختهاند، آن است که بعد از انجام توبه صحیح از سوی بنده گناهکار، قبول آن از سوی خداوند واجب است یا نه.
معتزله بصره قبول توبه صحیح را بر خدا واجب میدانستند. دلیل این اعتقاد آنان این بود که به عقیده آنها برای خداوند زشت و ناپسند است کسی را که همه شرایط توبه صحیح را دارد، نبخشد و او را عذاب کند. عدل الهی اقتضا میکند که خداوند توبه شخص گناهکار را بپذیرد. [۹۲] [۹۳] [۹۴] [۹۵]
در مقابل، معتزله بغداد و دیگر گرایشهای کلامی همچون مرجئه، امامیه و اشاعره، قبول توبه و در نتیجه عذاب نکردن آن شخص را حاصل فضل و رحمت خداوند میدانستند. [۹۶][۹۷] [۹۸] [۹۹][۱۰۰] به اعتقاد متکلمان اشعری، همینکه مردم با گریه و زاری و خواهش از خدا میخواهند که توبه آنها را بپذیرد ولی یقین ندارند که توبه آنها پذیرفته میشود، نشانه آن است قبول توبه از سوی خداوند حتمی و قطعی نیست وگرنه بعد از توبه نیازی به این گریه و زاری نیست.[۱۰۱][۱۰۲] [۱۰۳]
یک توبه یا توبه از تک تک گناهان
مطلب دیگری که توجه متکلمان را به خود جلب کرده بود، ای است که آیا کسی که چندین گناه کرده و هنوز توبه نکرده است، آیا باید برای تک تک گناهانش توبه جداگانهای انجام دهد یا یک توبه برای تمام گناهانش کفایت میکند. ابوهاشم جبایی و ابوبکر باقلانی برآناند که اگر کسی گناهان مختلف و متعددی مرتکب شده باشد، باید از همه آنها توبه کند، و توبه از یک گناه خاص پذیرفته نمیشود. در حالی که دیگر متکلمان در این باره چنین اعتقادی ندارند و معتقداند که یک توبه برای تمام گناهان شخص کفایت میکند. [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶]
توبه در عرفان
آیات متعددی که در قرآن، مؤمنان را به توبه فرا میخواند. [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹] همواره سرمنشأ مباحث مختلفی درباره تبیین توبه و مراتب آن نزد صوفیه بوده است. از تعاریف گسترده عارفان درباره توبه میتوان چنین دریافت که این مقوله برای آنان اهمیت بسیار داشته است. [۱۱۰] [۱۱۱][۱۱۲] [۱۱۳]
تعریف عرفانی از توبه
تعریف به اجزاء
اغلب صوفیه، توبه را نخستین مقام از مقامات سیر و سلوک دانستهاند [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] و به پیروی از امام علی(ع)[۱۱۷] آنرا در مجموع به معنی پشیمانی از گناه، تصمیم بازگشت به سوی خداوند، ترک ظلم کردن و پرداخت حقوق دیگران که ضایع کرده است، تعبیر کردهاند. [۱۱۸] [۱۱۹]
تعریف موضوعی
برخی از عرفاء، توبه را بر اساس ماهیت و ساختارش تعریف کردهاند. مانند این تعریف که توبه را بازگشت از گناه و رجوع به خداوند معرفی کرده است.[۱۲۰]
تعریف غایی
تعریفهای غایی که به اهداف و نتایج توبه نظر دارند. مانند این تعریف که توبه را باقی نماندن آثار گناه در اعمال انسان دانستهاند. [۱۲۱]
سیر تاریخی بحث از توبه در متون عرفانی
بعد از مدتی که صوفیان از نگارش مطالب و تعالیم خود خودداری میکردند، در اواخر سده2 و اوایل سده 3 قمری تصوف مجهز به ابزار کتابت شد و نهضت تألیف در این زمان شروع شد. در این زمان، بخشهای مستقلی از نوشتههای صوفیه به مبحث توبه اختصاص یافت [۱۲۲] و این سنت در کتابهای متأخر نیز باقی ماند.[۱۲۳] [۱۲۴]
البته صوفیان نخستین در تعریف مفهوم توبه، بیشتر ناظر به شرح آیات و احادیث بودند و کمتر نظریات و تجربههای شخصی خود را بیان میکردند. حجم قابل ملاحظه مستندات قرآنی و روایی که در این متون آمده است، به خوبی این نظر را تأیید میکند. [۱۲۵] [۱۲۶]
در هماهنگی با این رویکرد، تعریفهای موضوعی و غایی توبه در این دوره، مملو از اصطلاحات شرعی است و از دیدگاه این عارفان، انسانِ توبهکار فردی است که عبادتهای دینی همچون نماز و روزه را همراه با ریاضت و مبارزه با نفس به جای آورد و خود مقید به شریعت باشد. [۱۲۷]
از سده 3ق، به تدریج ادبیات خاصی در میان صوفیه شکل گرفت که دربر دارنده تعابیر ویژه عرفانی بود. پس از آن، نویسندگان تصوف با کمک این ادبیات جدید، اصطلاحات عرفانی و از جمله توبه را دوباره تعریف نمودند و آنها را در قالب حالات و مقامات عرفانی تقسیمبندی کردند.
از جمله این نویسندگان، نخست ابونصر سراج طوسی بود که در کتاب اللمع فی التصوف، خود توبه را نخستین مقام از مقامات عرفانی شمرد.[۱۲۸]
در این هنگام، صوفیان ایرانی نیز در آثار خود مبحث مستقلی را به توبه اختصاص دادند. [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] و با نگاه خاص ایرانی خود به تعریف اصطلاح توبه پرداختند. به عنوان مثال، ابوحامد محمد غزالی توبه را «سبقت گرفتن عقل بر شهوت» میدانست. [۱۳۳] مشابهت این تعریفها با تصور ایران باستان از مهار کردن یک صفت ناپسند اخلاقی به وسیله صفت متضاد آن، بهویژه مهار شهوت و خودکامگی با خرد و عقل، قابل توجه است. [۱۳۴]
در سدههای بعد، اصطلاحات عرفانی ثبات بیشتری یافت و با تعاریف جدید صوفیان بر عمق آن افزوده شد. برای نمونه، شهابالدین عمر سهروردی نیز بیداری از غفلت را لازمه توبه به شمار میآورد و با استناد به فرمایش علی(ع)، محاسبه اعمال، حفظ نَفْس، نگاه داشتن حواس، رعایت اوقات زندگی، کنار گذاردن وسوسهها و تصورات باطل و مراقبت از اعمال را جزو شرطهای باقی ماندن بر توبه بیان میکند. [۱۳۵]
ابن عربی توبه را رجوع به حق، و یافتن نوری که در پرتو آن حقیقت اعمال انسان کشف، و نزدیکی به خداوند قابل رؤیت میشود، میدانست. او بر این باور بود که توبهکننده حقیقی خداوند است و بنده توبه کار، فقط محل ظهور صفت توّابیّت الهی است. [۱۳۶]
به نظر میرسد که از میان عارفان متقدم، یکی از کاملترین و موجزترین طبقهبندیهای ارکان و شرایط توبه را خواجه عبدالله انصاری در کتابهای منازل السائرین [۱۳۷] و صد میدان [۱۳۸] به دست داده است. او توبه افراد گناهکار را از توبه عارفان جدا میداند و برای هریک از این توبههای سهگانه، 3 نشانه میآورد. [۱۳۹]
فراموشی گناه پس از توبه
برخی از اهل تصوف بر این باورند که فراموش کردن گناه پس از توبه جایز نیست، زیرا سبب عُجب میشود، اما برخی دیگر فراموشی آن را مجاز میدانند.[۱۴۰] [۱۴۱]
گناه شناسی
موضوع توبه در متون تصوف به عنوان امری که بعد از گناه روی میدهد، معمولاً مبحث گناهشناسی را نیز دربر دارد. [۱۴۲] [۱۴۳] [۱۴۴]
امام صادق(ع):
«التَّوْبَةُ حَبْلُ اللَّهِ وَ مَدَدُ عِنَايَتِهِ وَ لَا بُدَّ لِلْعَبْدِ مِنْ مُدَاوَمَةِ التَّوْبَةِ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ كُلُّ فِرْقَةٍ مِنَ الْعِبَادِ لَهُمْ تَوْبَةٌ فَتَوْبَةُ الْأَنْبِيَاءِ مِنِ اضْطِرَابِ السِّرِّ وَ تَوْبَةُ الْأَوْلِيَاءِ مِنْ تَلْوِینِ الْخَطَرَاتِ وَ تَوْبَةُ الْأَصْفِيَاءِ مِنَ التَّنْفِیسِ وَ تَوْبَةُ الْخَاصِّ مِنَ الِاشْتِغَالِ بِغَيْرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ تَوْبَةُ الْعَامِّ مِنَ الذُّنُوبِ: توبه ریسمان خداوند بزرگ است، و یارى و كشش عنایت و لطف اوست. و بنده پیوسته و در همه حال در حال توبه باشد. هر گروهی توبه مخصوصى دارد؛ توبه پیامبران الهى از مضطرب شدن باطن و به هم خوردن حالت اطمینان است. و توبه اولیاء از عوارض رنگارنگ تصور و خاطر آنها است. و توبه برگزیدگان حق از استراحت و فراغت و غفلت و است و توبه افراد خاص و بندگان مخصوص از مشغول بودن به غیر پروردگار است. و توبه عوام و عموم مردم از گناهان و معاصى و خلافها است..»
مصباح الشریعه، ترجمه مصطفوی، ص352.
تفاوت توبه افراد
بر این اساس، هر فرد دارای گناه و توبه مخصوص به خود است و چهبسا عملی که برای یک نفر گناه به شمار میآید، برای دیگری، کار نیک باشد. [۱۴۵] به همین سبب، به عقیده ذوالنون مصری، عوام باید از گناهان خود، و علما و خواص باید از غفلت خود توبه کنند. [۱۴۶] [۱۴۷]
او به این دو مرتبه، توبه اولیا را نیز میافزاید، که توبه از دیدن و توجه به کارهای خوب خودشان است؛ زیرا به باور او، اعمال نیک، عنایت و موهبت خداوندند و نباید آنها را حاصل کوشش فردی به حساب آورد. [۱۴۸]
توبه اعضای بدن
افزون بر این، هر عضوی از اعضای بدن نیز به توبه نیاز دارد. [۱۴۹] [۱۵۰] به عنوان نمونه، توبه زبان بیان استغفار است که از نظر صوفیه اهمیت بسیار دارد و لازمه پشیمانی از گناه است. [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴] اما بدیهی و واظح است که بالاترین مرتبه توبه، به بدترین و بالاترین گناه اختصاص دارد و نزد اهل تصوف، هیچ گناهی بالاتر از وجود خود سالک و دیدن آن در کنار وجود خداوند نیست. از اینرو، والاترین و بهترین توبه آن است که وجود فرد توبهکار، در مقام فنای در ذات حق محو و فراموش شود، تا دیگر گناهی باقی نماند. [۱۵۵] این آخرین مرتبه توبه است.[۱۵۶] [۱۵۷]
پانویس
- ↑ نگاه کنید: مشکور، ج1، ص108
- ↑ ابنمنظور، ذیل توب
- ↑ ابنحجر، فتح الباری، ج11، ص104
- ↑ التبیان، ج1، ص 169
- ↑ نیز نگا کنید: ابن جوزی، ج1، ص70
- ↑ مقایسه کنید: راغب، ص169
- ↑ المجموع، ج20،ص 108
- ↑ نیز قرطبی، ج1، ص324
- ↑ تأویلات...، ص120
- ↑ ص 166
- ↑ خطیب، ج5، ص230
- ↑ ص 45
- ↑ مثلاً بقره/2/ 37
- ↑ بقره/2/187؛ شورى/42/25
- ↑ طه/20/122
- ↑ نگاه کنید: مائده/5/74؛ هود/11/3، 52، 61، 90؛ غافر/40/3
- ↑ بقره/2/37
- ↑ توبه/ 9/117
- ↑ طه/20/122
- ↑ بقره/2/222
- ↑ قیاس کنید: عبری و آرامی: گزنیوس، ص663
- ↑ قیاس کنید: عبری: همانجا
- ↑ زامیت، ص402
- ↑ مثلاً نگاه کنید: طبری،ج28، ص 168
- ↑ کلینی، ج2، ص432
- ↑ راغب، ذیل نصح
- ↑ طبرسی، ج10، ص62-63
- ↑ قرطبی، ج8، ص227، ج18، ص197
- ↑ ابن عبدالسلام،ج1، ص188
- ↑ ابن تیمیه، ج23، ص215
- ↑ نووی، روضه...، ج11، ص249
- ↑ شهید ثانی، مسالک...، ج10، ص8
- ↑ نجفی، ج33، ص168
- ↑ ابوالصلاح، ص135
- ↑ محقق، شرایع...، ج1، ص37
- ↑ محقق، المعتبر، ج2، ص374
- ↑ ابن قدامه، المغنی، ج1، ص438
- ↑ ابن تیمیه، ج20، ص237
- ↑ ابن عابدین، ج2، ص28
- ↑ شروانی، ج2، ص11، 238
- ↑ ابوالصلاح، ص244
- ↑ جصاص، ج5، ص123
- ↑ قمی، ج5، ص373
- ↑ مفید، المقنعه، ص504
- ↑ طوسی، النهایه، ص458
- ↑ نگاه کنید : ابواسحاق، ج2، ص286
- ↑ کاسانی، ج7، ص96
- ↑ ابن هبیره، ج2، ص425
- ↑ نووی، روضه، ج10، ص159
- ↑ نگاه کنید: طوسی، النهایه، ص458
- ↑ ابن تیمیه، ج32، ص125
- ↑ بهوتی، ج5، ص83
- ↑ نگاه کنید : مفید، المقنعه، ص788
- ↑ همانند زنا، لواط و ...
- ↑ نگاه کنید : ابن بابویه، المقنع، ص430-431
- ↑ مفید، المقنعه، ص777، 787، 788
- ↑ ابن قیم، اعلام...، ج3، ص144
- ↑ برای جرایم دیگر، نگاه کنید : ماده 125، 132
- ↑ الاذکار، ص366
- ↑ ص 243-244
- ↑ عبدالقادر، ص60
- ↑ حاجیخلیفه، ج2، ص1406
- ↑ آقابزرگ، ج3، ص128
- ↑ نگاه کنید: احمد بن حنبل، ج1، ص376
- ↑ ابن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج4، ص380
- ↑ مفید،اوائل المقالات، ص85
- ↑ جوینی، ص338
- ↑ قاضی عبدالجبار، ج14، ص350 به بعد
- ↑ مانکدیم، ص331، 789
- ↑ بغدادی، ص175
- ↑ آمدی، ص313
- ↑ تفتازانی، ج5، ص162
- ↑ علامه حلی، کشف المراد، ص444-445
- ↑ متولد حدود 326ق
- ↑ نگاه کنید : ابن حزم، الفصل، ج4، ص107
- ↑ جوینی، ص337-338
- ↑ تفتازانی، ج5، ص164
- ↑ قاضی عبدالجبار، ج14، ص344-350
- ↑ ابن ابی الحدید، ج20، ص59
- ↑ جرجانی، شرح المواقف، ج8، ص315
- ↑ تفتازانی، ج5، ص165
- ↑ قاضی عبدالجبار، ج14، ص335
- ↑ ابن ابی الحدید، ج20، ص58
- ↑ علامه حلی، انوار...، ص177
- ↑ سیوری، ص432
- ↑ جوینی، ص339
- ↑ متولی، ص176
- ↑ تفتازانی، ج5، ص165-166
- ↑ نوبختـی،ص 64
- ↑ علامه حلـی، انوار...، ص177
- ↑ سیـوری، ص433
- ↑ قاضی عبدالجبار، ج14، ص337-340
- ↑ مانکدیم، ص790
- ↑ ابنابی الحدید، ج20، ص58
- ↑ تفتازانی، ج5، ص166
- ↑ نگاه کنید: مانکدیم، ص790؛ نوبختی، ص64
- ↑ مفید، اوائل المقالات، 48
- ↑ سیدمرتضى، الرسائل، ج3، ص89
- ↑ ابنابیالحدید، ج20، ص58
- ↑ سیوری، ص431
- ↑ متولی، ص176-177
- ↑ جوینی، ص338-339
- ↑ تفتازانی، ج5، ص166-167
- ↑ ابن حزم، الفصل، ج3، ص286
- ↑ بغدادی، ص175-176
- ↑ علامه حلی، انوار... ، ص178-179
- ↑ حجرات، آیه11
- ↑ توبه، آیه118
- ↑ نور، آیه31
- ↑ ابوروح، ص75
- ↑ غزالی، احمد، ص123-124
- ↑ ابوطالب مکی، ج1، ص179 به بعد
- ↑ قشیری، ص48
- ↑ قشیری، 45
- ↑ سهروردی، ص475-476
- ↑ سراج، ص68
- ↑ نهجالبلاغه، ص417
- ↑ قشیری، ص47
- ↑ جرجانی، التعریفات، ص63
- ↑ ابوطالب مکی، ج1، ص179 به بعد
- ↑ جرجانی، التعریفات، ص63
- ↑ برای نمونه، نگاه کنید: محاسبی، الرعایه...،ص19؛ ابوطالبمکی، ج1، ص178 به بعد
- ↑ خواجه عبدالله، صد میدان، 6
- ↑ عزالدین، ص366
- ↑ محاسبی، الرعایه...، ص20، 21
- ↑ ابوطالب مکی، ج1، ص178
- ↑ محاسبی، الوصایا، ص222-224
- ↑ محاسبی، الوصایا، ص222-224
- ↑ سلمی، ص167
- ↑ قشیری، ص45
- ↑ خواجه عبدالله، منازل...، ص19
- ↑ هجویری، ص378
- ↑ غزالی، ج4، ص10
- ↑ نگاه کنید، مجتبائی، ص35
- ↑ سهروردی، ص 477-479
- ↑ ابن عربی، ج2، ص144
- ↑ ص 19-22
- ↑ ص 6-8
- ↑ صد میدان، ص7
- ↑ کلابادی، ص92
- ↑ هجویری، ص381
- ↑ غزالی، محمد، ج4، ص17
- ↑ خواجه عبدالله، منازل، ص19
- ↑ مستملی، ص 1210
- ↑ مستملی، ص1216
- ↑ مستملی، ص1215
- ↑ کلابادی، ص93
- ↑ سراج، ص69
- ↑ احمد جام، ص44
- ↑ مستملی، ص1217
- ↑ مستملی، ص1209
- ↑ باخرزی، ج2، ص51
- ↑ ابوطالب مکی، همانجا
- ↑ میبدی،ج2، ص278
- ↑ عزالدین، ص370
- ↑ هجویری،ص380
- ↑ ابن عربی، ج2، ص144
منابع
- قرآن کریم؛
- ابن ابی الحدید، عبدالحمید، شرح نهجالبلاغه، به کوشش ابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1387ق/1967م؛
- ابن بابویه، محمد، المقنع، قم، 1415ق؛
- ابن بابویه، محمد، من لایحضره الفقیه، قم، 1404ق؛
- ابن تیمیه، احمد، کتب و رسائل و فتاوى، به کوشش عبدالرحمان محمد قاسم نجدی، بیروت، مکتبه ابن تیمیه؛
- ابن جوزی، عبدالرحمن، زاد المسیر، بیروت، 1404ق؛
- ابن حجر عسقلانی، احمد، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی و محبالدین خطیب، بیروت، 1379ق؛
- ابن حزم، علی، الفصل، به کوشش محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیـره، ریـاض، 1402ق/1982م؛
- ابن عابدین، محمدامین، رد المحتار، بیروت، 1386ق؛
- ابن عربی، محییالدین، الفتوحات المکیه، بیروت، دارصادر؛
- ابن قدامه ، المغنی، بیروت، 1404ق/1984م؛
- ابن قیم جوزیه، محمد، اعلام الموقعین، به کوشش طه عبدالرئوف سعد، قاهره، 1968م؛
- ابن منظور، لسان العرب؛
- ابن هبیره، یحیى، الافصاح، به کوشش محمد راغب طباخ، حلب، 1366ق/1947م؛
- ابنجوزی، عبدالرحمان، زادالمسیر، بیروت، 1404ق؛
- ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، تصحیح: علی اکبر غفاری، قم: جامعه مدرسین، 1404ق، چاپ دوم؛
- ابنعبدالسلام، عبدالعزیز، قواعد الاحکام، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
- ابنفورک، محمد، مجرد مقالات ابیالحسن الاشعری، به کوشش دانیل ژیماره، بیروت، 1986م؛
- ابواسحاق شیرازی، ابراهیم، المهذب، بیروت، دارالفکر؛
- ابوروح، لطفالله، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، 1384ش؛
- ابوطالب مکی، محمد، قوت القلوب، قاهره، 1310ق؛
- احمد جام، انس التائبین، به کوشش علی فاضل، تهران، 1368ش؛
- احمدبن حنبـل، مسند، قاهـره، 1313ق؛
- بغـدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، بیروت، 1977م؛
- آقابزرگ، الذریعه؛
- آمدی، علی، غایه المرام فی علم الکلام، به کوشش محمود عبداللطیف، قاهره، 1391ق/ 1971م؛
- باخرزی، یحیى، اوراد الاحباب، به کوشش ایرج افشار، تهران، 1345ش؛
- بهوتی، منصور، کشاف القناع، به کوشش هلال مصیلحی مصطفى هلال، بیروت، 1402ق؛
- تفتازانی، مسعود، شرح المقاصد، به کوشش عبدالرحمان عمیره، بیروت، 1409ق/1989م؛
- جرجانی، علی، التعریفات، قاهره، 1357ق؛
- جرجانی، علی، شرح المواقف، قاهره، 1325ق/1907م؛
- جصاص، احمد، احکام القرآن، به کوشش محمدصدیق قمحاوی، بیروت، 1405ق/1985م؛
- جوینی، عبدالملک، الارشاد، به کوشش اسعد تمیم، بیروت، 1405ق/1985م؛
- حاجی خلیفه، کشف؛
- خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، 1349ق؛
- خواجه عبدالله انصاری ، منازل السائرین، به کوشش عبدالغفور روان فرهادی، تهران، 1383ش؛
- خواجه عبدالله انصاری، صد میدان، به کوشش عبدالحی حبیبی، کابل، 1431ش؛
- راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، به کوشش صفوان عدنان داوودی، دمشق/ بیروت، 1412ق/1992م؛
- سراج، عبدالله، اللمع فی التصوف، به کوشش عبدالحلیم محمود و عبدالباقی سرور، قاهره، 1380ق؛
- سلمی، محمد، «درجات المعاملات»، تسعه کتب فی اصول التصوف و الزهد، به کوشش سلیمان ابراهیم آتش، الناشر للطباعه والنشر، 1414ق؛
- سهروردی، عمر، عوارف المعارف، بیروت، 1403ق؛
- سیدمرتضى، علی، الرسائل، به کوشش احمد حسینی و مهدی رجایی، بیروت، مؤسسه النور؛
- سیوری، مقداد، ارشاد الطالبین، به کوشش مهدی رجایی و محمود مرعشی، قم، 1405ق؛
- شروانی، عبدالحمید، الحواشی، بیروت، دارالفکر؛
- شهید ثانی ، مسالک الافهام، قم، 1413ق؛
- نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، به کوشش محمود قوچانی، تهران، 1394ق؛
- طبرسی، فضل، مجمعالبیان، بیروت، 1415ق؛
- طبری، التفسیر، بیروت، 1405ق؛
- طوسی ، النهایه، بیروت، دارالاندلس؛ عبدالقادر قرشی، الجواهر المضیئه، کراچی، کتابخانه میرمحمد؛
- طوسی، محمد، التبیان، به کوشش قصیرعاملی، نجف، 1383ق/1964م؛
- علامه حلی ،حسن، کشف المراد، به کوشش ابراهیم موسوی زنجانی، بیروت، 1399ق/1979م؛
- علامه حلی، حسن، انوار الملکوت، به کوشش محمد نجمیزنجانی، تهران، 1338ش؛
- غزالی، احمد، مجالس، به کوشش احمد مجاهد، تهران، 1376ش؛
- غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، 1417ق؛
- قاضیعبدالجبار، المغنی، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، قاهره، 1385ق/1965م؛
- قانون مجازات اسلامی (ایران)، مصوب 7/9/1370ش؛
- قرطبی، محمد، الجامع لاحکام القرآن، به کوشش احمد عبدالعلیم بردونی، قاهره، 1972م؛
- قشیری، عبدالکریم، الرساله القشیریه ، به کوشش عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، *قاهره، مکتبه محمدعلی صبیح، 1367ق؛
- قمی، ابوالقاسم، غنائم الایام، به کوشش عباس تبریزیان، مشهد، 1417ق؛
- کاسانی، ابوبکر، بدائع الصنائع، قاهره، 1406ق/1986م؛
- کلابادی، محمد، التعرف لمذهب اهل التصوف، به کوشش عبدالحلیم محمود، بیروت، 1380ق؛
- کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علیاکبر غفاری، تهران، 1391ق؛
- ماتریدی، محمد، تأویلات اهل السنه، به کوشش محمدمستفیض الرحمان، بغداد، 1404ق/1983م؛
- مانکدیم، احمد، ]تعلیق[ شرح الاصول الخمسه، به کوشش عبدالکریم عثمان، قاهره، 1408ق/1988م؛
- متولی، عبدالرحمان، الغنیه فی اصول الدین، به کوشش عمادالدین احمد حیدر، بیروت، 1406ق/1987م؛
- مجتبائی، فتحالله، شهر زیبای افلاطون و شاهی آرمانی در ایران باستان، تهران، 1352ش؛
- محاسبی ، الوصایا، به کوشش عبدالقادر احمد عطا، بیروت، 1986م؛
- محاسبی، حارث، الرعایه لحقوق الله، به کوشش مارگارت اسمیت، لندن، 1940م؛
- محقق حلی ، المعتبر، به کوشش ناصر مکارم شیرازی و دیگران، قم، 1364ش؛
- محقق حلی، جعفر، شرایع الاسلام، به کوشش صادق شیرازی، تهران، 1409ق؛
- مرداوی، علی، الانصاف، به کوشش محمد حامد فقی، بیروت، 1406ق/1986م؛
- مستملی بخاری، اسماعیل، شرح التعرف، به کوشش محمد روشن، تهران، 1365ش؛
- مشکور، محمدجواد، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی، تهران، 1357ش؛
- مصطفوی، حسن، مصباح الشریعه، تهران: انجمن حکمت و فلسفه ایران، 1360ش؛
- مفید، محمد، المقنعه، قم، 1410ق؛
- مفید، محمد، اوائل المقالات، به کوشش ابراهیم انصاری، قم، 1413ق؛
- میبدی، احمد، کشف الاسرار، به کوشش علیاصغر حکمت، تهران، 1361ش؛
- نوبختی، ابراهیم، الیاقوت، به کوشش علیاکبر ضیایی، قم، 1413ق.
- نووی ، روضه الطالبین، بیروت، 1405ق؛
- نووی، یحیى، المجموع، به کوشش محمود مطرحی، بیروت، 1417ق/1996م؛
- نهجالبلاغه، به کوشش علینقی فیض الاسلام، تهران، 1377ش؛
- هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش و. ژوکوفسکی، تهران، 1371ش؛
- gesenus,W.,A Hebrew and english lexicon of the old testament, ed. F.A.Brown, Oxford, 1955؛
- Zammit, M.R, A Compative lexial study of Quranic Arabic, leiden, 2002.
پیوند به بیرون
- این مقاله اقتباسی است از مقاله توبه دایره المعارف بزرگ اسلامی: [۱]