پرش به محتوا

آیه ۲۰۵ سوره اعراف

از ویکی شیعه
آیه ۲۰۵ سوره اعراف
مشخصات آیه
جزء۹
اطلاعات محتوایی
دربارهذکر و یاد خدا
آیات مرتبطآیه ۵۵ سوره اعراف


آیه ۲۰۵ سوره اعراف به یادکردن پروردگار در درون خویش با خشوع و خوف دستور می‌دهد. براساس این آیه باید خداوند را صبحگاهان و شامگاهان، آهسته و آرام یاد کرد. از این آیه چنین استفاده شده که انسان در هر زمانی ذکر خداوند را بگوید.

آیه دستور به ذکر خداوند در قلب و نفس می‌دهد. مقصود از آن را چنین دانسته‌اند که شخص با شناخت از معانی، ذکر را به زبان بیاورد و خود را در محضر صفات الهی بداند. همچنین گفته شده این نوع ذکر به اخلاص نزدیک‌تر بوده و انسان را از ریا دور نگه می‌دارد. در تفسیرِ این فراز از آیه «بی‌آنکه صدای خود بلند کنی» چنین گفته شده که ذکر باید میان جهر و اخفات باشد؛ زیرا بلندگفتن ذکر با ادب بندگی منافات دارد.

﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ ۝٢٠٥ [اعراف:205]|﴿و در دل خویش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بی‌صدای بلند یاد کن و از غافلان مباش ۝٢٠٥

یاد کردن از خدا در هر زمانی

آیه ۲۰۵ در سوره اعراف دستور می‌دهد که پروردگار خود را در دل و از روی تضرع، خشوع و خوف یاد کن.[۱] سپس اضافه می‌کند که آهسته و آرام نام او را بر زبان بیاور و این کار را همواره صبحگاهان و شامگاهان تکرار کن.[۲] از این آیه استفاده شده که ذکر مطلوب این است که انسان، ذکر خداوند را در هر زمان بگوید و اگر غفلتی به وجود آمد،‌ اجازه ندهد غفلت در او مستقر گردد.[۳] خطاب آیه به پیامبر اسلام است با این حال مراد از آن‌را عام دانسته‌اند[۴] که شامل همه مسلمانان می‌شود.[۵]

مدرسی عالم و مفسر شیعه معتقد است در این آیه برای ذکر خداوند شرط‌هایی قرار داده شده است؛

  • ذکر در درون انسان باشد تا ریا و نفاق نباشد.
  • ذکر با تضرع همراه باشد تا فرد بداند که در نزد خداوند کوچک است.
  • بنده از پروردگارش و عذابی که بر معصیت به دست می‌آید، بترسد.
  • ذکر خداوند به‌صورت جهر و فریاد نباشد.[۶]

تعبیر «وَ لا تَکنْ مِنَ الْغافِلِینَ؛ و از غافلان مباش» چنین معنا شده که نباید از ذکر خداوند در درون خویش غافل شد.[۷] علامه طباطبایی از مفسران شیعه معتقد است در این بخش از آیه از اصل غفلت نهی نشده است؛ بلکه نهی شده در زمره غافلان قرار گیرند. غافلان کسانی هستند که صفت غفلت در آنها مستقر شده است.[۸]

«پروردگارت را در دل خویش با تضرع و ترس یاد کن»

مقصود از ذکر پروردگار در دل خویش را چنین دانسته‌اند که شخص با شناخت از معانی ذکر، آنها را به زبان بیاورد؛ به‌گونه‌ای که خود را در محضر صفات الهی بداند.[۹] همچنین گفته شده این نوع از ذکر به اخلاص نزدیک‌تر بوده[۱۰] و از ریا دور نگه می‌دارد.[۱۱] تعبیر «تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً» را نیز به این معنا دانسته‌اند که در حالت خضوع و ترس از خدا[۱۲] و عذاب خدا[۱۳] ذکر بگوید.[۱۴] احتمال اجابت‌شدن برای چنین دعایی را بیشتر دانسته‌اند.[۱۵]

ذکر در آیه ۲۰۵ اعراف را عام دانسته‌اند که شامل همه ذکرها از جمله قرائت قرآن، دعا، تسبیح و تهلیل می‌شود.[۱۶] برخی مفسران معتقدند در این آیه به دو نوع ذکر اشاره شده است. اول یاد خدا در دورن انسان که با خشوع و خوف همراه باشد. دوم ذکر زبانی پروردگار که در بامداد و غروب گفته می‌شود.[۱۷]

ذکر گفتن بدون آنکه صدا بلند شود

در تفسیر بخشی از آیه ۲۰۵ اعراف: «بی‌آنکه صدای خود بلند کنی» چنین گفته شده که ذکر باید میان جهر و اخفات باشد.[۱۸] علامه طباطبایی معتقد است نهی از ذکرِ بلند به این جهت است که بلند گفتن ذکر با ادب بندگی منافات دارد و برخی روایات نیز این موضوع را تایید می‌کند.[۱۹] در این آیه دو قید زمانی نیز وجود دارد: کلمۀ «بِالْغُدُوِّ» به معنای طلوع فجر تا طلوع خورشید و کلمۀ «الْآصالِ» به معنای نزدیک غروب و شامگاهان.[۲۰] این تعبیر چند تفسیر داشته است:

  • برخی مفسران این تعبیر را در مورد برخی نمازهای واجب دانسته‌اند.[۲۱] برخی روایات نیز بر این مطلب نقل شده است.[۲۲]
  • اشاره به صبحگاهان و شامگاهان کنایه از دوام ذکر دانسته شده است.[۲۳]
  • مقصود از صبحگاهان و شامگاهان این است که انسان در ابتدای روز که کارهای خود را آغاز می‌کند ذکر خداوند را بگوید و همچنین در انتهای روز نیز یاد خدا را داشته باشد.[۲۴]

پانویس

  1. نجفی خمینی، تفسیر آسان، ۱۳۹۸ق، ج۶، ص۵۰.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۷۳.
  3. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۸۳.
  4. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۴۲.
  5. نجفی خمینی، تفسیر آسان، ۱۳۹۸ق، ج۶، ص۴۹.
  6. مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۳، ص۵۲۸.
  7. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۴۳.
  8. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۸۳.
  9. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۵، ص۴۴۲.
  10. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۶۴.
  11. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۷۹۲.
  12. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۴۲.
  13. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۲۶۴.
  14. میرزا خسروانی، تفسیر خسروی، ۱۳۹۰ق، ج۳، ص۳۸۴.
  15. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۷۹۲.
  16. زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۹۲.
  17. قرشی، تفسیر أحسن الحدیث، ۱۳۷۷ش، ج۴، ص۸۰.
  18. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۴۲.
  19. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۸۲.
  20. قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۴، ص۲۶۲.
  21. طباطبائی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۸۳.
  22. بحرانی، البرهان، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶۳۰.
  23. مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۴۴۲.
  24. فضل الله، تفسیر من وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۰، ص۳۱۶.

منابع

  • بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم، ۱۴۰۷ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه: محمدجواد بلاغی، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، ۱۴۲۰ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر، چاپ دوم، ۱۴۱۹ق.
  • فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق: حسین اعلمی، تهران، انتشارات الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
  • قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ش.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، چاپ سوم، ۱۳۷۷ش.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران،‌ دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
  • ‌ مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران،‌ دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
  • میرزا خسروانی، علی‌رضا، تفسیر خسروی، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران، انتشارات اسلامیة، چاپ اول، ۱۳۹۰ق.
  • نجفی خمینی، محمدجواد، تفسیر آسان، تهران، انتشارات اسلامیة، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.