پرش به محتوا

ابطح

مقاله قابل قبول
بدون جعبه اطلاعات
بدون عکس
شناسه ارزیابی نشده
از ویکی شیعه

اَبْطَح یا مُحَصَّب ناحیه‌ای میان مکه و منا، در مسیر مدینه و در فاصله‌ای حدود یک فرسخ از شهر مکه است. این منطقه از یک‌سو به کوه حُجون و بطن وادی و از سوی دیگر به مسجد سلسبیل محدود می‌شود[۱] و منزلگاه (خَیف) قبیلهٔ بنی‌کنانه بوده است.[۲] ابطح سرزمینی هموار و محل عبور سیلاب‌هاست و در منابع تاریخی با نام‌های «اَباطِح» و «بَطحاء» نیز شناخته می‌شود. گفته شده به‌دلیل فراوانی سنگ‌ریزه و شن، به آن «مُحَصَّب» گفته‌اند.[۳]

بر پایه روایات، حضرت آدم(ع) در این مکان به دستور جبرئیل، شیطان را با سنگ‌ریزه زد.[۴] عبدالمطّلب، جدّ پیامبر اسلام(ص)، که به «ابوالبطحاء» و «سیدالبطحاء» شهرت داشت، به سبب سکونت در بطحاء بدین نام خوانده شد[۵] و پیامبر اسلام(ص) نیز به همین دلیل «اَبطَحی» نامیده شده است.[۶]

ابطح محل پرورش پیامبر اکرم(ص)[۷] و محل نخستین آشکارسازی دعوت او بوده است.[۸] پیامبر(ص) پس از صلح حدیبیه برای عمرهٔ مفرده و نیز در جریان فتح مکه در این منطقه اقامت داشت و در همان‌جا با او بیعت شد[۹] و نبرد با قبیلهٔ هوازن نیز در همین ناحیه رخ داد.[۱۰]

در دورهٔ جاهلیت، قُصَیّ بن کِلاب قریش را در ابطح گرد آورد و پس از داوری یَعْمُر بن کعب بن لیث، ریاست مکه به او واگذار شد و قبایل خزاعه و بنی‌بکر از مکه کوچ کردند [۱۱] او قریش را به دو گروه «قریش بطاح» و «قریش ظواهر» تقسیم کرد: گروهی که در ابطح ساکن شدند و به «قریشِ بِطاح» شهرت یافتند، شامل تیره‌های عدی، جُمَح، تَیم، سَهم، مخزوم، اسد، زُهره، عبدمناف، عبدالدار، عبدالعزی، امیه و هاشم؛ و گروهی که در ظَهر مکه سکونت داشتند و به «قریشِ ظَواهِر» معروف شدند.[۱۲]

همچنین در جریان واقعهٔ کربلا، برخی از شهدای کربلا، از جمله یزید بن ثُبَیط عبدی به ‌همراه دو فرزندش، در این مکان به کاروان امام حسین(ع) پیوستند.[۱۳]

بیشتر فقها، توقف کوتاه‌مدت حاجیان در ابطح را در روز سیزدهم ذی‌الحجه از ایام حج، مستحب دانسته‌اند.[۱۴] همچنین برای کسی که در مکه مُحرِم شده است، مستحب است هنگام رسیدن به ابطح، صدای خود را در تلبیه بلند کند.[۱۵]

پانویس

  1. ابوالفداء، تقویم البلدان، ۱۳۸۶ش، ص۸۵-۸۶.
  2. ازرقی، اخبار مکه، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۳۰؛ حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۷۴.
  3. ابوالفداء، تقویم البلدان، ۱۳۸۶ش، ص۸۵-۸۶.
  4. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دارالصادر، ج۱، ص۶.
  5. نویری، نهايه الارب في فنون الادب، وزاره الثقافه و الارشاد القومی، ج۱۶، ص۴۰-۴۲؛ حمیری، الروض المعطار فی خبر الاقطار، ۱۳۶۳ش، ص۷.
  6. حمیری، الروض المعطار فی خبر الاقطار، ۱۳۶۳ش، ص۷.
  7. ابن‌سعد، طبقات الکبری، بیروت، ج۱، ص۷۶.
  8. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار الصادر، ج۲، ص۲۴.
  9. ابن‌سعد، طبقات الکبری، ج۱، ص۱۲۲؛ ج۸، ص۲۳۶.
  10. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۸۰۹.
  11. رفیعی، «ابطح»، دانشنامه بزرگ اسلامی.
  12. دمشقی، ص۴۲۷؛ عبدالمؤمن، ج۱، ص۲۰۳؛ حمیری، الروض المعطار، ۱۳۶۳ش، ص۷؛ ابن‌سعد، طبقات الکبری، ۱۳۶۹ش، ج۱، ص۵۸.
  13. طبری، تاریخ طبری، بیروت، ج۵، ص۳۵۳-۳۵۴.
  14. نجفی، جواهر الکلام، ۱۲۶۲ش، ج۲۰، ص۵۷.
  15. نجفی، جواهرالکلام، ۱۲۶۲ش، ج۱۸، ص۲۸۲.

منابع

  • ابن‌سعد، محمد، طبقات الکبری، به کوشش احسان عباس، بیروت.
  • ابوالفداء، اسماعیل بن علی، تقویم البلدان، قاهره، مکتبه الثقافه الدینیه، ۱۳۸۶ش.
  • ازرقی، محمد بن عبدالله، اخبار مکه و ما جاء فیها من الآثار، بیروت، دار الاندلس، ۱۴۱۶ق.
  • حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دارالصادر، ۱۹۵۵م.
  • حمیری، محمد بن عبدالمنعم، الروض المعطار فی خبر الاقطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۶۳ش/۱۹۸۴م.
  • رفیعی، علی، «ابطح»، دانشنامه بزرگ اسلامی، تاریخ درج مطلب: ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ش، تاریخ بازدید: ۷ دی ۱۴۰۴ش.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، بیروت، بی‌نا، بی‌تا.
  • نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، ۱۲۶۲ش.
  • نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب، قاهره، وزاره الثقافه و الارشاد القومی، بی‌تا.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، بیروت، موسسه الاعلمی المطبوعات، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م.
  • یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارالصادر، بی‌تا.