کاربر:Gholampour/صفحه تمرین5
به نام خدا یادداشت اول: بیداری دلهای زنگارگرفته در گردباد زندگی مدرن و انباشت غبار غفلت از حقیقت، قلبها به تدریج از درخشش بازمیمانند و آینه جان، تیره و تار میگردد. این همان زنگاری است که قرآن کریم از آن سخن میگوید: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ».(قرآن، سوره حدید، آیه ۱۶.) «آیا برای اهل ایمان زمان آن نرسیده که دلهایشان برای یاد خدا فروتن شود؟» این ندای آسمانی، پرسشی است که وجدان هر عصر را میآزماید و در این زمانه، چون آوایی نغز از ژرفای تاریخ به گوش میرسد، گویی رودی خروشان از سرچشمه وحی، تشنگان حقیقت را به جرعهای از زلال یقین فرامیخواند. کسی که دلش به کار نیفتاده باشد، حق را نمیشناسد. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «أَلا وَ إِنَّ فِی الْجَسَدِ مُضْغَةً إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ کُلُّهُ وَ إِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ کُلُّهُ أَلا وَ هِیَ الْقَلْبُ» (شهید ثانی، منیة المرید، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۲۲۴.) ؛ «آگاه باشید که در بدن، پاره گوشتی است که اگر آن درست شود، تمام بدن درست میشود و اگر فاسد شود، تمام بدن فاسد میشود. بدانید که آن، قلب است.» گویی امروز نیز این پرسش، نافذتر از همیشه به گوش میرسد؛ در هیاهوی شبکههای اجتماعی و تلاطم روزمرگی، چه بسیار دلهایی که در زیر انباهی از سرگرمیهای زودگذر، آرامش حقیقی خود را از دست دادهاند و در گرداب بیقراری غوطهور گشتهاند، گمگشتگانی در بیابانهای سرد تکنولوژی. امام خمینی (ره) در این زمینه هشدار میدهند: «با مجاهدات و تجنّب از هواهاى باطل، حب دنيا را از دل بيرون نماييد تا شايستۀ خدمت به احكام نورانى آسمانى گرديد.» (صحیفه امام، ج ۲، ص ۵۸) این حفظ دل، همان زدودن زنگار غفلت با تذکر و انابه است، همان جلوهگری مهتاب معنویت در شبانگاهان تارک. اقبال لاهوری چه نیکو سروده است: «تن پرست و جاه مست و کم نگه/ اندرونش بی نصیب از لا اله.../ دامن او را گرفتن ابلهی است/ سینهٔ او از دل روشن تهی است.../ آه از قومی که چشم از خویش بست/ دل به غیر الله داد ، از خود گسست». رهبر معظم انقلاب نیز با تأکید بر این معنا، زندگی بدون ذکر خدا را دلیل اصلی پوچی و بیهدفی میدانند و فرمودهاند: «دشمن از راه اشاعهى فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشا – سعى مىکند جوانهاى ما را از ما بگیرد. کارى که دشمن از لحاظ فرهنگى مىکند، یک تهاجم فرهنگى بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگى» یک «غارت فرهنگى» و یک «قتل عام فرهنگى» است... چه کسى مىتواند از این فضیلتها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنى که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصى نبسته و مىتواند بایستد و از فضیلتها دفاع کند.» (بیانات در دیدار فرماندهان گردانهای عاشورا، ۱۳۷۱ش) بنابراین، بیداری دل، تنها راه رهایی از این تهیشدگی و یافتن آرامشی پایدار در جهان پرآشوب امروز است؛ گوهر گرانبهایی که باید از زیر خروارها غبار، خود را بدرخشاند و شکوفههای امید را بر شاخسار زندگی بگشاید. نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- لاهوری، اقبال، «پس چه باید کرد؟»، بخش۱۱، بیت ۱۵ تا ۱۹.
- امام خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- خامنهای، سید علی، بیانات در دیدار فرماندهان گردانهای عاشورا، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۲۲ تیر ۱۳۷۱ش.
- شهید ثانی، زینالدین بن علی، منیة المرید فی آداب المفید و المستفید، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم، ۱۴۲۷ق.
به نام خدا یادداشت دوم: خشوع؛ درمان آشفتگی عصر جدید در جامعهای که سرعت و مصرفگرایی نشانه پیشرفت قلمداد میشود، آرامش به کالایی نایاب بدل گشته است. درمان این آشفتگی درونی در گرو مفهومی به نام «خشوع» است. آیا برای اهل ایمان زمان آن نرسیده که دلهایشان در برابر یاد خدا فروتن شود؟ این خشوع به معنای خاموشی و انزوا نیست، بلکه تمرکز و آرامشی فعال است که در پرتو یاد حقیقت حاصل میآید. خداوند متعال در سوره مؤمنون میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱﴾ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ﴿۲﴾» به راستی که مؤمنان رستگار شدند، همانان که در نمازشان خاشعاند. (سوره مؤمنون، آیه ۱-۲) در این آیات، خداوند رستگاری را به خشوع در نماز گره زده است. این ارتباط نشان میدهد خشوع تنها حسى زیبا نیست، بلکه شرط قبولی نماز و کلید فلاح و رستگاری است. خشوع، دستورالعملی الهی برای رسیدن به آرامش و رستگاری در همین دنیای پرهیاهوست. امیرالمؤمنین علی(ع) در حدیثی میفرمایند: «زَيْنُ اَلْعِبَادَةِ اَلْخُشُوعُ» ارزش و زیبایی عبادت به خشوع است.(لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۲۷۶.) هنگامی که دل در برابر ذکر الله خاشع شود، طوفانهای درونی به نسیمی ملایم بدل میگردد. این حالت قلبی، همچون آینهای صیقلیافته، حقایق عالم را بیتحریف بازمیتاباند و فرد را از اسارت تعلقات مادی میرهاند. در چنین وضعیتی است که انسان در اوج فعالیتهای روزمره، خلوتگاهی امن در درون خود مییابد و هیاهوی جهان بیرون را به حاشیه میراند. این نور، همان یاد خداست که بر ژرفای جان میتابد و تاریکیهای شک و اضطراب را میزداید. امام خامنهای در تبیین این رابطه میفرمایند: «...این خدمات، آن وقتی خدمت خواهد شد و آن وقتی با خلوص و درخشش و شفافیت خود باقی خواهد ماند که شما دلتان با خدا مأنوس باشد. اگر دل از خدا غافل شد، اگر دل رابطهی خودش را با ذکر و توجه و خشوع از دست داد، همین خدمتی که ما میگوییم بالاترین عبادت است، مشوب خواهد شد؛ اصلاً به کلی مشوب میشود و در آن اغراض و هواها میآید.» (خامنهای، بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، ۶ شهریور ۱۳۸۵ش.) این کلام، پاسخی عملی به نیاز نسل امروز است که در گیرودار مشکلات، طالب قدرتی درونی است. این قدرت در گرو همان "توحید محض" است که سعدی شیرینسخن، هدف نهایی بندگی میداند و از زبانش این ندا برمیخیزد: «برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم / تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم/ بیمغز بود سر که نهادیم پیش خلق/ دیگر فروتنی به در کبریا کنیم.../ روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است/ توحید محض کز همه رو در خدا کنیم». (سعدی شیرازی، غزلیات، غزل ۵۰، بیت ۱-۶.) در پرتو چنین خشوع و توحیدی است که دل، سلاحی در برابر فشارهای روانی مییابد و آرامش، دیگر کالایی نایاب نخواهد بود. خشوع قلبی، سلاحی استوار در برابر فشارهای روانی نظام سلطه است؛ گنجی پنهان که انسان را در مواجهه با تلاطمهای زندگی، همچون کوهی استوار و در عین حال انعطافپذیر میسازد. این فضیلت اخلاقی، پلی است به سوی آرامشی پایدار که ریشه در ملکوت دارد و در سایهسار عبادتی آگاهانه و حضور قلبی رشد میکند و بارور میشود. نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- سعدی شیرازی، غزلیات، غزل شماره ۵۰.
- لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث؛ سازمان چاپ و نشر، ۱۳۷۶ش.
- خامنهای، سید علی، بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۶ شهریور ۱۳۸۵ش.
به نام خدا یادداشت سوم: ایمان؛ نوری در تاریکی پوچی جانِ نسل نو، در میانه تندباد متعارض اطلاعات و فریادهای گمراهکننده جهان مادی، گاه در ورطهای از حیرت و احساس پوچی گرفتار میآید. بیگمان این احساس تهیدرتهی، ندبۀ جان تشنۀ حقیقت است که بر درگاه معنا میکوبد. این حالت، همان زنگ هشدار و نداى درونى است که آیه شریفه بدان اشاره میفرماید. «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ...» آيا براى كسانى كه ايمان آورده اند، وقت آن نرسيده است كه دل هايشان به ياد خدا و آنچه از حق فرو فرستاده شده است، خاشع شود.(قرآن کریم، سوره حدید، آیه۱۸.) گویی قرآن با نوازشی نافذ پرسش میکند: مگر زمانه آن نرسیده که ایمانتان از حصار لفظ و نمودی سطحی رهیده، در ژرفای دل و جانتان ریشه بدواند؟ ایمان راستین، کارآمدترین پادزهر این احساس تهیگرایی و پوچی است. ایمان، این نگین درخشان هستی، نه شعاری است برای گفتن، که گوهری درخشان است برای یافتن. آنجا که پایههای ایمان در اعماق جان استوار گردد، توفانهای شک و تردید توان لغزش آن را نخواهند داشت. در حدیثی از پیامبر اعظم(ص) خطاب به امام علی(ع) آمده: «اَلدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّةُ الْکافِرِ...» (طبرسی، مکارم الاخلاق، ۱۳۷۰ش، ص ۴۳۹). این کلام نورانی حکایت از آن دارد که مؤمن حقیقی، با وجود همه دشواریهای دنیوی، به برکت ایمان استوارش، هرگز خود را در این دیار فانی در بند و اسارت نمیبیند. این است آن حکایتی که در کلام نورانی پیامبر (ص) نهفته است: دنیا برای مؤمن، گذرگاهی است به سوی نور و برای کافر، سرابی است فریبنده. حافظ شیرازی، این غواص دریای معنا، همنوا با این حکمت، میسراید: «دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را/ دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا/ کشتیشکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز/ باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را...» (حافظ، غزلیات، غزل شماره ۵، بیت ۱-۲.) این شعر اشاره به این است که دلی که به یاری اهل الله آرام گیرد، گمگشتگی خود را پایانیافته مییابد. حافظ نیز در این سلوک معنوی، دل را به دست صاحبدلان میسپارد تا از گرداب حیرت رهایی یابد. امام خمینی (ره) نیز با تأکید بر همین ضرورت ژرفاکاوی ایمان فرمودند: «اگر ایمان وارد قلب شود کارها اصلاح می شود. ایمان به خدا نور است ، ایمان به خدا باعث می شود که تمام تاریکیها از پیش پای مؤمنین برداشته بشود.» (امام خمینی، سید روحالله، کلمات قصار امام خمینی(ره)، ص۶۹.) امروز که جریانهای الحادی و شبههپراکن، تابلوهای رنگارنگ بیایمانی را در برابر دیدگان جوانان میگشایند، تقویت این ایمان ناب و ریشهدار، یگانه راهکار رهایی از پوچی و دستیابی به معنا و مقصودی اصیل در پهنه زندگی است. در این عصر آشوب زده، که موجهای شبهه چون توفانی سهمگین بر کشتی وجود جوانان میتازد، تنها لنگر ایمان است که میتواند کشتی جان را در میان امواج متلاطم زندگی از غرقاب ناامیدی نجات بخشد. این ایمان ژرف و آگاهانه است که میتواند نقشهای برای رهایی از بیراهگی و چراغی فراراه وادی حیرت باشد.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- امام خمینی، سید روحالله، کلمات قصار امام خمینی(ره).
- حافظ، غزلیات، غزل شماره ۵.
- طبرسی، حسن بن فضل، مکارم الاخلاق، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۰ش.
به نام خدا
یادداشت چهارم: زمانشناسی مؤمنانه
هر دوره تاریخی، اقتضائات و آزمونهای خاص خود را دارد و مؤمن واقعی کسی است که «زمان» خود را به درستی بشناسد و در گردونه تحولات، نقش آگاهانه و فعالی ایفا کند. ندای قرآن در آیه «أَلَمْ یَأْنِ» آیا زمان آن نرسیده؟ (قرآن، سوره حدید، آیه ۱۶.)، نوعی فراخوان برای زمانشناسی است؛ بانگی آسمانی که روح را میتکانَد و از خواب غفلت بیدار میکند. این پرسش ژرف و بیدارگر، مؤمنان را از رکود و سکون بیرون میکشد و به تحرک وامیدارد، گویی نسیمی است که بر سطح راکد دلها میوزد و امواج خروشانی برمیانگیزد.
امیرالمؤمنین علی (ع) در کلامی گوهربار در حکمت ۲۱ نهجالبلاغه میفرمایند: «الفُرصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَيرِ»؛ فرصتها، همچون ابر مى گذرند. پس، فرصتهاى نیک را غنيمت شمارید. (شریف رضی، نهج البلاغة، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۲۱.) در مناجات شعبانیه، آن مدرسه عرفان و سبکبالی، با تضرع میخوانیم: «الهی هَبْ لِی کَمالَ الْانْقِطاعَ الَیْکَ»؛ پروردگارا، به من کمال بریدنت از غیر را عطا فرما.(قمی، مفاتیح الجنان، ۱۴۱۵ق، ص۲۵۱.) این انقطاع، به معنای درک زمان قطع وابستگیها و توجه کامل به خداست؛ پروازی از قفس تعلقات به ملکوت بیانتهایی که جان را وسعت میبخشد. این بریدن، در حقیقت پیوستن به حقیقتی است که جان تشنه را سیراب میکند.
خیام در چهارپاره با بیان شاعرانه خود به این ضرورت حیاتی اشاره میکند: «امروز تو را دسترس فردا نیست/ واندیشهٔ فردات بجز سودا نیست/ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست/ کاین باقی عمر را بها پیدا نیست». (خیام، رباعیات، رباعی شماره۱۰، بیت ۱-۲.) این رباعی خیام، موسیقی متنیست در چهارپاره که فلسفهٔ "غنیمت شمردن وقت" را از قلمرو ذهنیتهای انتزاعی بیرون میکشد و آن را به دستورالعملی ژرف و ابدی برای زیستن بدل میکند. او فریاد میزند که مؤمنِ زمانآگاه، پروانهای است که باید در آتش "اکنون" بسوزد، نه کرم ابریشمی که در پیلهٔ "فردا" گرفتار آمده باشد. این شعر، حلقهٔ وصل "پرسش قرآنی أَلَمْ یَأْنِ"، "وصیت علوی به غنیمت شمردن فرصت" و "دعای عرفانی برای بریدن از غیر" است. آنگاه که خشکسالی جانها را فرامیگیرد و چشمههای معنویت به ظاهر خشک میشوند، نجات تنها در پناه بردن به آستان الهی است، همانجا که باران رحمت بیمنتهایش هر خستگی را میشوید و جان را تازه میکند.
رهبر انقلاب نیز با درک ژرف از شرایط حاضر با تأکید بر این امر خطیر میفرمایند: «عالمِ معلمی که جماعتی از او استفاده میکنند، اگر به زمان خود عالم نباشد، دچار مشکلات خواهد شد. کسی که زمانه را میشناسد، یعنی وقتی اوضاع و احوال محیط خود و محیط پیرامونیاش و محیط جهان را میداند و میفهمد جریانهای گوناگون جهانی کیهایند، کجایند، اهدافشان چیست، چه جور با هم مواجه میشوند، دچار اشتباه نمیشود؛ در قضایای گوناگون، قضاوت اشتباه نمیکند و دچار اشتباه نمیشود.» (بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاهها، ۱۳۹۰ش)
این هوشیاری، همان درک صحیح از مقطع حساس کنونی و پاسخ به موقع به ندای همیشه جاری «آیا زمان نرسیده؟» است؛ پاسخی که با عمل صالح و حرکت به سوی خدا تحقق مییابد و تاریکیها را میزداید. در این مسیر، مؤمن زمانآگاه، همچون کشتیبان بیداری است که امواج سهمگین فتنهها را پشت سر مینهد و به ساحل امن یقین میرسد و تاریکیها را با نور ایمان میزداید.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- شریف رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، قم، الزهرا(س)، ۱۳۶۹ش.
- قمی، عباس، مفاتیح الجنان، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۵ق.
- خیام، رباعیات، رباعی شماره۱۰.
- خامنهای، سیدعلی، «بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاهها»، سایت حفظونشر آثار آیتالله خامنهای، ۲ شهریور ۱۳۹۰ش.
به نام خدا یادداشت پنجم: یاد خدا؛ سنگری نفوذناپذیر در میدان جنگ نرم امروزه جنگها شکل خود را تغییر دادهاند و دشمن بیشتر از سلاح نرم و تهاجم فرهنگی بهره میبرد. در سپاه تاریکترین جنگهای عصر حاضر، دیگر صدای غرش توپ به گوش نمیرسد؛ اینک، سلاحِ «شبهه» و «تهاجم فرهنگی» است که میتازد تا دژِ باورها را نه با آهن، که با وسوسهای نرم فرو ریزد. هدف، جدا کردن دلها از مبدأ نور و غرق کردن آن در گرداب مادیات و خودفراموشی است. در این صحنهی پرهیاهو و اغواگر، «ذکر خدا» به سپری بلورین و راهبردی هوشمندانه بدل میشود. قرآن کریم میفرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش مییابد (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۱.) هر «الا بذکر الله ...» نبردگاهی در خلوت جان و پاسخی کوبنده به هر آشوب و تباهی است. این ذکر، زمزمهی جاری حیاتبخشی است که شجرهی وجود مؤمن را از گزند طوفانهای سهمگین مصون میدارد. امام صادق (ع) در بیانی نورانی، سلاحی کارآمد را به میدان میآورند و میفرمایند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكُّرِ فِي اللَّهِ وَ فِي قُدْرَتِهِ»؛ برترین عبادت، مداومت در تفکر درباره خدا و قدرت اوست. (علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۳۶۲ش، ج۶۸، ص۳۲۱.) در جنگ نرم که دشمن بر باورها و تفکرات ما حمله میبرد، این تفکر مداوم درباره خداوند است که همچون پادزهری قوی، توطئههای شیطانی را خنثی میسازد. هنگامی که مؤمن در قدرت بیمنتهای خدا که بر هر کاری تواناست و روزیِ بندگان را میرساند، تأمل کند، ترس از دشمن و جذبههای کاذب مادی در نظرش خرد و حقیر میشود. این تفکر است که انسان را از تعلقات پوچ آزاد میکند و به آزادگی حقیقی میرساند؛ همان گونه که حافظ شیرازی میسراید: «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است» (حافظ، غزلیات، غزل شماره۳۷، بیت۲.) این آزادی برآمده از ذکر و تفکر خدا، آرامش و مصونیت نهایی را برای روح به ارمغان میآورد. این حکمت سترگ، در کلام معمار کبیر انقلاب، امام خمینی (ره)، به تجویزی برای جامعه تبدیل میشود: «اگر همۀ دنيا را به شما بدهند، آشوب زيادتر خواهد شد؛ تزلزل زياد مىشود. آنكه انسان را از تزلزل بيرون مىآورد ذكر خداست. با ياد خداست كه تزلزلها ريخته مىشوند؛ اطمينان پيدا مىشود.» (امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱۴، ص ۲۱۰.) این "ذکر"، همان ثمرهی آن تفکر عمیق در قدرت الهی است که جامعه را در برابر شبیخون فرهنگی مقاوم میسازد و پویایی و شکوفایی را به ارمغان میآورد. رهبر فرزانه انقلاب نیز با درک این واقعیت، «فرهنگ جهادی» را بر پایهی همین ایمان و تفکر و ذکر قلبی بنا نهاده و فرمودهاند: «این اقتدار فقط با آموزش نظامی به تنهایی حاصل نمیشود؛آموزش نظامی، بعلاوهی تقویت عزم و ایمان. دل باید نیرومند باشد، تا جسمِ نیرومند و سلاحِ نیرومند را بتواند به کار بگیرد.» (خامنهای، بیانات در مراسم مشترک دانشگاههای افسری ارتش، ۳۰ آذر ۱۳۸۴ش.) اینجاست که این تفکر و ذکر توحیدی، از حریمی فردی فراتر رفته و به کانونی برای اقتدار ملی و مقاومتی فعال در برابر تمامی آسیبها تبدیل میگردد. در این عصر فتنهانگیز، این تفکر و ذکر الهی، نه شعاری که سنگری است استوار؛ سنگری که در سایهی آن، مؤمن چون کوهی استوار در برابر تندبادهای شک و یأس میایستد و با قلبی مطمئن و آرام، نقشههای دشمن را بر آب میزند و صحنه را برای ظهور تمدنی نوین اسلامی آماده میسازد.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- حافظ، غزلیات، غزل شماره۳۷.
- خامنهای، سیدعلی، بیانات در مراسم مشترک دانشگاههای افسری ارتش، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنهای، ۳۰ آذر ۱۳۸۴ش.
- خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۸۹ش.
- علامه مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.
به نام خدا
یادداشت ششم: از ایمان شعاری تا ایمان ژرف
بسیاری از ما، نام «مؤمن» را چونان نگینی بر سینه میآوریم، اما آیا سیمای زندگی فردی و اجتماعیمان، آیینهی راستین این ادعای گرانمایه است؟ آیا میتوان ردپای این ایمان را در گامهای استوار، در نگاههای پاک و در پیوندهای بهرهبخشمان بازیافت؟ خداوند متعال در قرآن میفرماید: «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ» ﴿آیا برای کسانی که ایمان آوردهاند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده نرم [و فروتن] گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید و بسیاری از آنها فاسق بودند. (قرآن کریم، سوره حدید، آیه۱۶.) آیه شریفه بانگی آسمانی است برای همین گذار سرنوشتساز؛ گذار از ایمانِ نامآور و شعارزدهای که تنها بر زبان جاری میگردد، به ایمانِ جانساز و اثرگذاری که جان را میآزارد و در کالبد رفتار، روح میدمد. ایمانی که دل را از خواب گران غفلت میرباید و اراده را برای تحولی ژرف برمیانگیزد.
امام صادق(ع) در کلامی جاودانه، مرز این دو ساحت را روشن میسازند: «لَيْسَ اَلْإِيمَانُ بِالتَّحَلِّي وَ لاَ بِالتَّمَنِّي وَ لَكِنَّ اَلْإِيمَانَ مَا خَلَصَ فِي اَلْقُلُوبِ وَ صَدَّقَتْهُ اَلْأَعْمَالُ» ايمان، ظاهر سازى و آرزو پردازى نيست بلكه ايمان مايۀ پاكى دل است كه كردار نيز آن را تصديق كند. (ابنشعبه، تحف العقول، ۱۳۶۳ش، ص۳۷۰.) حقیقت ایمان، به آراستن ظاهر با زیور الفاظ و عبادات نمایشی نیست، بلکه گوهری است که باید در ژرفای دل جای گیرد و آنچنان در جان بنشیند که سنگینی شکوه و وقارش، وجود را از تزلزل بازدارد.
در شرایط کنونی که دشمن برای نشان دادن تضاد و شکاف بین گفتار و کردار در جامعه اسلامی تلاش میکند، ژرفسازی ایمان و تبدیل آن به عمل صالح، یک ضرورت انکارناپذیر است. حافظ شیرازی، این میراثدار حکمت الهی، سالها پیش در آیینه شعرش، همین هشدار را به شکلی ژرف و هنرمندانه بازتاب داده است آنجا که با ترسی عارفانه میسراید: «گر مسلمانی از این است که حافظ دارد/ آه اگر از پی امروز بود فردایی» (حافظ، غزلیات، غزل شماره ۴۹۰، بیت شماره۱۰.) این نگرانی، زنگ خطری است برای همه ما که مبادا در دام "ایمانِ نام" گرفتار آییم و از "حقیقتِ ایمان" که باید در جان بنشیند، غافل بمانیم. او هشدار میدهد که فریب ظواهر فریبنده را نخوریم.
این همان خطری است که رهبر فرزانه انقلاب نیز با صلابت بر آن انگشت تأکید نهادهاند: «همه شما برادران و خواهران و خودم را به رعایت تقوای الهی، مراقبت از رفتار و گفتار و نیّات خود و استمداد از خداوند برای پیمودن راه او و راه حق، دعوت و توصیه میکنم.» (بیانات در خطبههای نمازجمعه تهران، ۱۳۷۹ش)
در شرایط کنونی که دشمن تمامی توان خود را به کار بسته تا شکافی مصنوعی بین «گفتار» و «کردار» در پیکره جامعه اسلامی ایجاد کند، ژرفسازی ایمان و تبدیل آن به عمل صالح، نه یک انتخاب، که یک ضرورت تمدنی و تنها راه رستگاری است. تنها در سایه چنین ایمانی است که میتوان در برابر تمامی تهاجمات، چونان کوهی استوار ایستاد و دشمن را در رسیدن به اهداف شومش ناکام گذاشت.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- ابنشعبه، حسن بن علی، تحف العقول، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۶۳ش.
- حافظ، غزلیات، غزل شماره ۴۹۰.
- خامنهای، سید علی، بیانات در خطبههای نمازجمعه تهران، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۷۹ش.
به نام خدا یادداشت هفتم: جامعهای بر پایه خشوع صلاح و فلاح یک جامعه، در گرو سلامت دلهای افراد آن است؛ همانگونه که کشتزار، رستنگاه خویش را از عمق خاک میجوید. جامعهای که در آن، شکوفههای خشوع در برابر یاد خدا بر شاخسار جان آدمیان بشکفد، و عطر معنویت، فضای زندگی را آکنده سازد، به طور طبیعی از بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی، چون فساد، دروغ و تبعیض، که چون خارهای جهل، ریشه در زمینۀ قلب میدوانند، رهایی مییابد. قرآن کریم، این نسخۀ ابدی رستگاری، با آهنگی ملکوتی ترنم میکند: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ آگاه باش که با یاد خدا، دلها، آن کشتیهای سرگشته در طوفان حیات، به ساحل آرامش میرسند. (قرآن کریم، سوره رعد، آیه ۲۸.) این آرامش ژرف، که از چشمهٔ ایمان میجوشد، بذر عمل صالح را در مزرع وجود میافشاند و نهال فضیلت را در جان میپروراند. امام علی(ع) در تبیین این پیوند ناگسستنی میفرمایند: «إِذَا أَرَادَ اَللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً مَنَحَهُ عَقْلاً قَوِيّاً وَ عَمَلاً مُسْتَقِيماً.» هرگاه خداوند برای بندهای خیر و نیکی بخواهد، به او خردی استوار و عملی شایسته میبخشد.(لیثی واسطی، عیون الحکم و المواعظ، ۱۳۷۶ش، ص۱۳۶.) از این رو، آرامش قلبی ناشی از یاد خدا، نه تنها جانها را صیقل میدهد، بلکه خردها را جهت میبخشد و ارادهها را برای عمل مستقیم تقویت میکند. این آرامش و عمل صالح جمعی، که از سرچشمه ایمان جاری گشته، بستری برای شکوفایی عدالت و پیشرفت فراهم میآورد. در چنین جامعهای، همدلی و همبستگی، تجلی عینی مییابد. سعدی شیرازی این حقیقت را در آینهٔ شعر اینگونه مینمایاند: «بنی آدم اعضایِ یکدیگرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار/ تو کز محنتِ دیگران بیغمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» (سعدی شیرازی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شماره ۱۰، بیت ۸-۱۰.)؛ این پیام ژرف، که وحدت آفرینشگونهٔ انسانها را تصویر میکند، در پرتو آرامش قلبی و عمل جمعی تحقق مییابد. جامعۀ خاشع، با درک این همبستگی ذاتی، خود را پیکری واحد میبیند که رنج هیچ عضوی از آن بیپاسخ نمیماند. این همدلی عملی، ثمرۀ مستقیم همان آرامش و عمل صالحی است که از ایمان سرچشمه گرفته است. این پیوند ناگسستنی، عصارۀ ایمان است و جامعه را به سوی قلههای سعادت رهنمون میسازد. امام خمینی(ره)، معمار کبیر انقلاب، با بیانی ژرف بر این حقیقت تأکید میکنند: «... ملتى اگر قيام كرد، با حفظ قدرت ايمان، هيچ قدرتى در مقابل آن نمىتواند بايستد.» (صحیفه امام، ج ۹، ص ۱۱۵.) این کلام، چونان کلیدی زرین، قفل بسیاری از مشکلات کنونی جامعه، ازجمله زنگار ناامیدی و فرسایش سرمایه اجتماعی را میگشاید؛ چرا که جامعهای با دلهای مشتاق و خاشع، همانگونه که از فساد رها میشود، در برابر هر طوفان بیرونی نیز چون کوه استوار میماند و سپیدهدم امید را در افق فردا پدیدار میسازد.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- امام خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- سعدی شیرازی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شماره ۱۰.
- لیثی واسطی، علی بن محمد، عیون الحکم و المواعظ، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث؛ سازمان چاپ و نشر، ۱۳۷۶ش.
به نام خدا یادداشت هشتم: پاسخ به نیاز فطری انسان، حتی در اوج مدرنیته و پیچیدهترین پردههای تمدن مادی، فطرتی خداگرا دارد و بیقراریهای روحیاش، اینک در قالب اضطراب وجودی و خلأ معنوی، ناشی از بیتوجهی به همین گوهر سرشتهشده در نهاد اوست. آیه شریف «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ...» (قرآن، سوره حدید، آیه ۱۶.) در حقیقت، پاسخی است دلنشین و نغز به ندای درونی همین فطرت بیدار که زیر آوار غفلتها خفته است. این آیه انسان سرگشته را به سوی سرچشمهای زلال رهنمون میسازد که عطش حقیقتجوی او را در دل کویر زندگی مدرن سیراب میکند. امیر بیان، امام علی(ع)، در کلامی ژرف و شاعرانه، این حقیقت را در قالب جملهای موجز و پرمعنا میریزد و میفرمایند: «فَطَرَ اَللَّهُ اَلْخَلْقَ عَلَى مَعْرِفَتِهِ»؛ خداوند آفریدگان را بر شناخت خویش سرشته است.(برقی، المحاسن، دارالکتبالاسلامیة، ج۱، ص۲۴۱.) این گزاره، خود جهانی از ظرافت ادبی را در بر دارد؛ چرا که واژه «فطر» هم به معنای آفرینش نخستین است و هم به معنای شکافتن، گویی خداوند با شکافتن پردههای غفلت، معرفت خویش را در عمق وجود انسان جای داده است. این سیر و سلوک فطری را مولانا، آن عارف شاعر و زبانآور، در مثنوی معنوی با زیباییای تماشایی و در قالب شعری روان و خیالانگیز به تصویر میکشد: «از جمادی مُردم و نامی شدم / وز نما مُردم به حیوان برزدم/ ... بار دیگر از ملک قربان شوم/ آنچ اندر وهم ناید آن شوم».(مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۱۷۸: جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را، بیت ۱۹ و ۲۲.) این ابیات، سیر تکاملی روح را نشان میدهند که در نهایت، به مقامی فراتر از وهم میرسد و در آغوش معبود حقیقی آرام میگیرد. امام خامنهای نیز با درک این نیاز اصیل فطری در دنیای پر هیاهوی امروز تأکید کردهاند: «حقیقت این است که اگر اکسیر «معنویت» در جامعهای ترویج و نهادینه شود، بُنیان فکری و حرکت عمومی مردمان آن در عرصههای گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ... به صلاح نزدیک میشود و همه از ثمرات حرکت چنین جامعهای بهرهمند خواهند شد.» (بیانات رهبری درباره توطئه معنویتزدایی، ۱۷ تیر ۱۴۰۱ش) این بیان، خود نمونهای از فصاحت و بلاغت در تشخیص درد زمانه و ارائه درمان آن است. بنابراین، ترویج مفاهیم ناب و روحافزایی مانند خشوع و ذکر، که ریشه در متون اصیل دینی دارند، نه یک تحمیل خشک و بیروح، که پاسخی حکیمانه، ادبی و هنرمندانه به نیازی اصیل و درونی در انسان عصر حاضر است. گنجینهی ادبیات غنی اسلامی، با برخورداری از ظرافتهای زبانی و عمق معنایی، میتواند این مفاهیم را به گونهای جذاب و اثرگذار به قلب و جان انسانها منتقل کرده و عطش فطرت را با شرابی ناب از سرچشمه وحی سیراب سازد.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم.
- خامنهای، سید علی، بیانات رهبری درباره توطئه معنویتزدایی، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۱۷ تیر ۱۴۰۱ش.
- برقی، احمد بن محمد، المحاسن، قم، دار الکتب الاسلامیة، بیتا.
- مولوی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۱۷۸: جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدیدکنندگان را، بیت ۱۹ و ۲۲.
به نام خدا یادداشت نهم: زدودن زنگار با اشک و دعا راه عملی زدودن زنگار غفلت از دل، روی آوردن به مناجات و راز و نیاز با معبود است. قرآن کریم میفرماید: «...أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ» ...که دلهایشان برای یاد خدا فروتن شود. (قرآن، سوره حدید، آیه ۱۶.) بر این اساس، یکی از ملموسترین مصادیق آن، دعا و گریه برای خداست. این آیه کریمه، پرده از حقیقتی برمیدارد که در آن، ذکر خداوند، باران رحمتی است بر زمین سفت دلها، تا در گِلِ نرمِ خشوع، نهال انس بروید. امام علی(ع) در دعای کمیل، این حالت را به زیبایی به تصویر میکشند: «إِلَهِي ... وَ اجْعَلْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ لَهَجاً، وَ قَلْبِي بِحُبِّكَ مُتِيَّماً...»؛ پروردگارا... زبانم را به ذکرت گویا و دلم را به محبتت دلباخته کن.» (قمی، مفاتیح الجنان، ۱۴۱۵ق، ص۱۱۹.) در این بیان روحنواز، "لهَجاً" بودن زبان، حکایت از جاری شدن ذکر چونان رودی همیشهجاری در بستر زندگی دارد و "مَتِیماً" شدن دل، نشان از اسارت عاشقانهای است که جز در قید محبوب معنا نمییابد. این سلوک عارفانه، در کلام حکیمانه شاعران پارسیگو نیز تجلی یافته است. «درشکنید کوزه را، پاره کنید مُشک را/ جانب بَحر میروم، پاک کنید راه من/...چند شود زمین وَحل از قطرات اشک من/ چند شود فَلَک سیه از غم و دُود آه من/ ...آب حیات موج زد، دوش ز صَحْن خانهام/ یوسف من فتاد دی، همچو قَمَر به چاه من» (مولوی، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره ۱۸۲۳، بیت۳-۴ و ۷.) این غزل مولوی، به طور کامل، سفر روح از مرحلهٔ تخلیه (با اشک و آه)، تا تحلیل (شکستن موانع) و در نهایت تجلّی (دریافت آب حیات و وصال) را ترسیم میکند که همگی در چارچوب مفهوم اصلی — یعنی زدودن زنگار غفلت با ابزار دعا و گریه — میگنجد و به آن عمق و جلوهای ادبی و عرفانی میبخشد. در روایتی از امام باقر(ع) آمده است: «النظر إلى المصحف من غير قراءة عبادة» نگاه به خطوط قرآن بدون تلاوت هم عبادت است.(شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، ج۶، ص۲۰۵.) این حدیث شریف، از عمق تأثیرگذاری نگاه عاشقانه و حضور قلب در حریم ذکر حکایت میکند؛ گویی نفس این ارتباط بصری با کلام حق، چشمهای از نور است که بر دل میتابد و زنگارهای غفلت را میزداید. امام خمینی(ره) که خود اهل مناجات و سحرخیزی و خلوت با معبود بودند، با بیانی ساده و ژرف بر این درمانگر بزرگ تأکید میورزند: «دعاها و مناجاتهايى كه از ائمه معصومين(عليهم السلام) به ما رسيده است، بزرگترين راهنماهاى آشنايى با او (جلّ و علا) است و والاترين راهگشاى عبوديّت و رابطۀ بين حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهى و وسيلۀ اُنس با او است و ره آورد خاندان وحى است و نمونهاى از حال اصحاب قلوب و ارباب سلوك است.» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۱۱). در فضای امروز که قساوت قلب و بیتفاوتی نسبت به رنج دیگران، همچون پردهای تار بر دیدگان بشریت افتاده، این نرمدلیِ محصول اشک، ذکر و دعا، میتواند جامعه را از گرداب خودمحوری و فردگرایی افراطی نجات دهد. اشک ریختن در محضر حقیقت، انسان را به رنج دیگران حساس میکند و دعا کردن برای همگان، دیوارهای انانیّت را فرو میریزد. بنابراین، زدودن زنگار دل با اشک و مناجات، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه ضرورتی اجتماعی و راهکاری انسانی برای بازیابی مهربانی از دسترفته در جهان پراضطراب امروز است.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم
- امام خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، بیتا.
- قمی، عباس، مفاتیح الجنان، بیروت، دار الملاک للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۵ق.
- مولوی، دیوان شمس، غزلیات، غزل شماره ۱۸۲۳.
به نام خدا یادداشت دهم: عصر انتظار و آمادگی درونی در عصر حاضر که به عصر انتظار فرج مهدی موعود(عج) شهرت یافته، آمادگی برای ظهور تنها در ابعاد مادی، نظامی و تکنولوژیکی محدود نمیشود. مهمتر از آن، آمادگی قلوب و تربیت انسانهایی است که دلهایشان برای خدا خاشع باشد. پرسش قرآن با تأکید بر این حقیقت است که میفرماید: «أَلَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ...» آیا زمان آن نرسیده که دلهای مؤمنان برای یاد خدا خاشع گردد؟(قرآن، سوره حدید، آیه ۱۶.) این آیه در این عصر، طنینی ویژه دارد و مؤمنان را برای دریافت نور امامت آماده میسازد. امام صادق (ع) در توصیف منتظران واقعی میفرمایند: «من سرّه أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الأخلاق، و هو منتظر...» هر کس دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر باشد و با پرهیزگاری و اخلاق نیکو رفتار کند، این شخص منتظر است. (ابنعقده، «فضائل امیرالمؤمنین(ع)، ۱۳۸۲ش، ص۱۴۷.) در این مسیر، ادبیات عرفانی و اشعار ناب پارسی، چون آیینهای شفاف، ژرفای این انتظار را به تصویر کشیدهاند. آنجا که حافظ در دیوانش به نرمی میسراید: «دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را/ دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا/ کشتیشکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز/ باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را/ دهروزه مِهرِ گردون افسانه است و افسون/نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا». (حافظ، غزلیات، غزل شماره ۵، بیت ۱-۳.) حافظ در این شعر، سه شرط اساسی برای سالکان راه انتظار را نمایان میسازد و یک منظومه فکری از حالت یک سالک و منتظر حقیقی ترسیم میکند: اشتیاق دیدار(دل بریدن برای دیدار)، توکل و انقطاع(کشتیشکستگی و توسل) و بیداری در عمل(فرصتشماری برای نیکی). این شروط، عیناً همان مفاهیمی هستند که تحت عنوان "آمادگی درونی برای عصر انتظار" بر آنها تأکید شده است. بنابراین، شعر حافظ، ترجمان ادبی و عرفانی همان مضامین دینی و اعتقادی است. همچنین در روایتی طولانی از امام حسن عسگری(ع) آمده است که خداوند به بنیاسرائیل فرمود: «أَ وَ لَيْسَ قَدْ جَعَلَ اَللَّهُ اَلتَّوَسُّلَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَلطَّيِّبِينَ أَمْراً لاَ تُخَيَّبُ مَعَهُ طَلِبَةٌ، وَ لاَ تُرَدُّ بِهِ مَسْأَلَةٌ؟ وَ هَكَذَا تَوَسَّلَتِ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلرُّسُلُ، فَمَا لَنَا لاَ نَتَوَسَّلُ؟!» مگر خداوند توسل به محمد و خاندان پاکش را وسیلهای قرار نداده که هیچ خواستهای با آن ناامید نمیشود و هیچ درخواستی با آن رد نمیگردد؟ و اینگونه بود که پیامبران و فرستادگان (الهی) توسل جستند. پس چرا ما توسل نمیجوییم؟!(بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۱۷.) کسی که به اهلبیت پیامبر(ع) متوسل میشود، این توسل، خود نوعی ذکر و توجه قلبی است که جان را از قید تعلقات دنیوی رها ساخته و به ملکوت اعلی پیوند میزند. رهبر انقلاب نیز در تبیین وظیفه ما در عصر انتظار میفرمایند: «ما باید خودمان را برای ظهور حضرت صاحب (عج) آماده کنیم... و این آمادگی، در درجه اول، آمادگی روحی و اخلاقی و ایمانی است.» (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید نیمهشعبان، ۱۳۸۱ش) بنابراین، تلاش برای زدودن زنگار غفلت از دل و کسب خشوع در برابر خدا، کلید تحقق جامعه منتظر است. این آمادگی، باطنی است که در سلوک فردی و اجتماعی رخ مینماید و جامعه را به سمتی سوق میدهد که در آن، اخلاق قرآنی و ارزشهای انسانی-اسلامی، جانمایه روابط شود. هنر متعهد نیز با ترسیم چشمانداز جامعه آرمانی ظهور، میتواند در بیداری دلها نقش آفرین باشد. این پیوند زیبای عرفان و ادب، پلی است میان دلهای مشتاق و حضرت یار، تا زیباییهای انتظار در جان و جهان جاری گردد.
نویسنده: عباس غلامپور
منابع
- قرآن کریم
- ابنعقده، احمد بن محمد، فضائل امیرالمؤمنین(ع)، قم، دلیل ما، ۱۳۸۲ش.
- امام خمینی، سید روحالله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹ش.
- بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت، ۱۳۷۳ش.
- حافظ، غزلیات، غزل شماره ۵، بیت ۱-۳.
- خامنهای، سید علی، بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت عید نیمهشعبان، سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیتالله خامنهای، ۳۰ مهر ۱۳۸۱ش.