پرش به محتوا

کاربر:Rezataran: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
imported>Rezataran
بدون خلاصۀ ویرایش
imported>Rezataran
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۰: خط ۷۰:
{{پایان}}
{{پایان}}


==الاضواء==
==سمیر قنطار==
[[پرونده:مجله الاضواء الاسلامیه.jpg|بندانگشتی]]
سمیر قنطار،‌زاده لبنان در خانواده‌ای دروزی بود. کمی بعد از تولدش در تابستان ۱۹۶۲ میلادی، پدر و مادرش از هم جدا شدند. مادرش را در کودکی از دست داد و پدرش که برای کار به عربستان می‌رفت، او را به همسر دومش سپرد. در ۱۴ سالگی و هم‌‎زمان با اوج گرفتن جنگ‌ داخلی در لبنان مدرسه را‌‌ رها کرد و به سازمان آزادیبخش فلسطین پیوست.  
الاضواءالاسلامیة (۱۳۷۹ - ۱۳۸۳ هـ.ق) مجله ای با رویکرد اسلامی بود که در نجف منتشر می شد. این نشریه در تقابل با ترویج اندیشه های مارکسیستی و توسط جماعه العلمای نجف منتشر شد. محتوای این مجله در راستای به اجتماع آوردن آموزه های اسلامی بود. شیخ كاظم الحلفی مدیریت آن را بعهده داشت و محمدباقر صدر و محمدمهدی شمس الدین از سردبیران این نشریه و آیت الله سید محسن حکیم حامی این مجله بود. این نشریه در فضای عمومی و حوزه علمیه نجف تاثیرگذار بوده و نواندیشی دینی در آن حوزه را تقویت کرد.


==زمینه انتشار==
==زندانی شدن در اردن==
{{اصلی|جماعة العلماء فی النجف الاشرف}}
یک سال بعد قرار شد در اولین ماموریتش شرکت کند که ربودن یک اتوبوس اسرائیلی بود. اما در مسیر ورود مخفیانه به اسرائیل گرفتار نیروهای امنیتی اردن شد و ۱۵ سال بیشتر نداشت که پایش به زندان باز شد. کمتر از یک سال زندانی اردن بود و بعد از آزادی از ورود به این کشور منع شد. بعد از‌‌ رها شدن از زندان تا مدتی خانواده‌اش از او بی‌خبر بودند تا اینکه چهار ماه بعد نام سمیر قنطار همه جا بر سر زبان‌ها افتاد.  
سیاست‌های عبدالکریم قاسم رئیس وقت دولت عراق در اجرای برنامه اصلاحات ارضی و قوانین مدنی که از نظر علما غیرشرعی تلقی می‌شد و تبلیغات گسترده حزب کمونیست برای جذب مردم، به ویژه افراد کم درآمد با شعار عدالت‌اجتماعی، و نیرومند شدن جریان ملی گرایی عربی، به ویژه سوسیالیسم ناصری و بعثی در عراق از سوی دیگر، موجب واکنش علمای شیعه گردید. گروهی از علما گرد آمده و گروهی را تشکیل دادند تا بتوانند در مقابل اندیشه های مارکسیتی از اندیشه های اسلامی دفاع کنند.این گروه جماعت العلماء نامیده شد. بانی اصلی جماعت آیت الله سید محسن حکیم، مرجع تقلید وقت، بود. جماعت الاعلما در پی احیا و نوسازی آموزش و تبلیغ عقیده اسلامی بود. به همین منظور نشریات و کتاب‌هایی برای مبارزه با الحاد در نجف منتشر کرد. مجله الاضواء ارگان مطبوعاتی این تشکل محسوب می‌شد.
اواسط بهار سال ۱۹۷۹ اسرائیل اعلام کرد که او را به اتهام قتل و آدم‌ربایی دستگیر کرده است. جزییات پرونده‌اش در آن زمان اسرائیل را تکان داد و دادگاه او را به پنج بار حبس ابد محکوم کرد.  


==نویسندگان==
==عملیات در اسرائیل==
{{ستون-شروع|۳}}
نیمه شب شنبه ۲۱ آوریل سال ۱۹۷۹، سمیر قنطار ۱۶ ساله با همراهی چند نوجوان دیگر سوار بر قایق و دور از چشم گارد ساحلی خود را به شهر نهاریای اسرائیل در ده کیلومتری مرز لبنان رساندند. گروه تحت رهبری او که گفته می‌شود یکی از اهدافشان کشتن یک پلیس اسرائیلی بوده، بعد از ورود به نهاریا زنگ یک خانه مسکونی را می‌زنند و شروع به صحبت به عربی می‌کنند. ساکنان خانه از ترس با پلیس تماس می‌گیرند و اولین پلیسی که در محل حاضر می‌شود هدف رگبار این گروه مسلح قرار می‌گیرد و کشته می‌شود.  
*[[سید اسماعیل صدر]].
*[[سیدمحمدباقر صدر]].
*[[سید مرتضی عسکری]].
*[[سید محمدحسین فضل الله]].
*[[محمد مهدی شمس الدین]].
*عبدالهادی فضلی.
*[[محمد مهدی آصفی]].<ref>[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3949553 مروری تحلیلی بر حرکت‌های ضداستعماری حوزه نجف در سده اخیر در گفت‌وگو با استاد خسروشاهی.]</ref>
*[[آمنه صدر]].<ref>محمد الحسون، ام علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات، برای مثال نک: ص۷۶-۷۷.</ref>
{{پایان}}


===اداره مجله===
گروه قنطار بعد از کشتن پلیس با هدف «ربودن چند نفر» وارد یک خانه در‌‌ همان نزدیکی می‌شوند. آن‌ها دنی هاران، پدر خانواده و دختر چهار ساله‌اش را گروگان می‌گیرند با خود به سوی ساحل می‌برند. بنا بر روایت اسرائیل از وقایع آن شب، سمیر قنطار، دنی هاران را در مقابل دخترش می‌کشد و بعد از آن با ضربه قنداق تفنگ به سر دختر، او را به قتل می‌رساند. هر چند سمیر قنطار بعدا در دادگاه کشتن دختر را انکار می‌کند.  
الاضواء زیر نظر گروه علمای ناظر جماعت الاعلما اداره می شد این گروه شامل شیخ مرتضی آل یاسین، سید محمد تقی بحرالعلوم، سیدموسی بحرالعلوم، محمد جواد آل شیخ راضی و سید اسماعیل صدر بود.<ref>فالح‌عبدالجبار، ص۱۱۰-۱۱۲؛ نیز رجوع کنید به حسینی شیرازی، ص۱۲۶، ۱۲۸؛ ویلی، ص۱۰۷ـ ۱۰۸.</ref>
همراهان سمیر قنطار در درگیری با پلیس اسرائیل در ساحل کشته می‌شوند، اما پلیس خود او را دستگیر می‌کند. هم‌زمان با ربودن دنی هاران و دخترش، مادر خانواده همراه دختر دیگر در گوشه‌ای از خانه مخفی می‌شوند. آن طور که در دادگاه مطرح شده، مادر از ترس جیغ کشیدن دختر دو ساله، جلوی دهان او را می‌گیرد که این کار باعث خفگی و مرگ دختر کوچک می‌شود.  
شیخ شیخ کاظم الحلفی مدیریت این مجله را بعهده داشت سید محمدباقر صدر و محمدمهدی شمس الدین از سردبیران بودند. آیت‌الله محسن حکیم حامی این مجله بود وی در سال (۱۳۷۸هـ. ‌ق) در بیانیه‌ای، رسماً از «جماعه العلماء» و نشریات آن‌ها پشتیبانی کرد و در موردی هم در سال ۱۳۸۲ هـ. ق، وقتی مجله «الاضواء» دچار مشکل مالی شده بود، اجازه داد از سهم امام، بدهی آن پرداخت شود.<ref>[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3949553 مروری تحلیلی بر حرکت‌های ضداستعماری حوزه نجف در سده اخیر در گفت‌وگو با استاد خسروشاهی.]</ref>


==محتوا==
==زندان اسرائیل==
موضوعات مطرح شده در این نشریه در راستای تلاش جماعت برای حل مسائل فکری و اعتقادی جامعه بود. موضوعاتی چون کار و حقوق کارگر، فقر و ثروت، حکومت و نظام اداری، نظام مالی و توزیع ثروت، کمونیسم، سازمان خانواده و تنظیم جمعیت از دیدگاه اسلام. جماعت، می‌کوشید از این طریق، نظریه‌ای سیاسی و اجتماعی در دفاع از اسلام، در برابر مرام‌ها و مکاتب کمونیستی و سرمایه داری، عرضه کند.<ref>فالح‌ عبدالجبار، ص۱۱۳-۱۱۴؛ ویلی، ص۵۶.</ref>
بعد از محاکمه قنطار در اسرائیل، دادگاه او را در سال ۱۹۸۰ به اتهام قتل سه نفر مجرم شناخت و به پنج بار حبس ابد و ۴۷ سال زندان محکوم کرد.
سمیر قنطار حدود سه دهه در زندان اسرائیل بود. در این مدت با یک زن فعال عرب اسرائیلی ازدواج کرد و توانست زبان عبری بیاموزد. از طریق آموزش از راه دور در دانشگاه تل‌آویو ثبت نام کرد و در سپتامبر سال ۱۹۹۸ در رشته ادبیات و علوم اجتماعی مدرک لیسانس دریافت کرد.  
در سال ۲۰۰۴ در جریان مبادله زندانی‌های حزب‌الله تا مرز آزادی پیش رفت، اما اسرائیل با آزادی او در آن زمان موافقت نکرد.  


سرمقاله‌ای با عنوان «رسالتنا» ستون ثابت این نشریه بود. صدر در پنج شماره نخست الاضواء سر مقاله نوشت. مقالات وی در باره احیای امت اسلامی و ضرورت غلبه بر چالش‌های ناشی از سرمایه داری و مارکسیسم، به‌زبانی فلسفی بود. او بر این مطلب تأکید می‌کرد که‌اسلام باید شالوده مرامی و چارچوب زندگی مسلمانان باشد.
==آزادی==
پس‌از صدر، ستون «رسالتنا» به قلم شیخ محمد مهدی شمس الدین ادامه یافت. او نیز، مانند صدر، اسلام را تنها بدیل برای تمدن غربی معرفی می‌کرد. شمس‌الدین در مقالات خود به موضوعات گسترده‌تری پرداخت؛ از جمله به ضرورت وحدت مجدد مسلمانان، استعمار، صلیبیان، و اشغال ‌فلسطین.
چهار سال بعد در روز ۱۶ ژوئیه سال ۲۰۰۸، دو سال بعد از جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و حزب‌الله لبنان، سمیر قنطار به همراه چهار عضو حزب‌الله با دو جنازه سربازان اسرائیل معاوضه شد. آزادی او بعد از ۲۸ سال حبس، جنجال و انتقاد زیادی در اسرائیل برانگیخت، اما در فرودگاه بیروت همچون یک «قهرمان ملی» با استقبال رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس وقت لبنان روبرو شد.  


این نشریه در ایجاد سنّت روشنفکری دینی و اندیشه نو اسلامی در میان‌ علما و طلاب جوان و هویتْ‌بخشی به آن موثر بود. انتشار چنین نشریه‌ای، با رویکرد تضارب آرا، در فضای‌علمی نجف بی‌سابقه بود.<ref>فالح عبدالجبار، ص۱۱۴-۱۲۰؛ نیز رجوع کنید به امینی، ص۸۵؛ حسینی حائری، ص۸۲ ۸۶.</ref>
==سفر به ایران و سوریه==
سمیر قنطار چهار ماه بعد از آزادی به سوریه رفت تا از دست بشار اسد، رئیس جمهور، مدال ملی این کشور را بگیرد و بعد از آن با جامعه دروزی‌ها در بلندی‌های جولان دیدار کند.
مدتی بعد از سفر به سوریه، قنطار در بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی به ایران سفر کرد و با مقام‌های ارشد حکومت همچون محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کرد. سمیر قنطار بعد از ان هم بار‌ها برای شرکت در کنفرانس‌های مختلف به ایران سفر کرد و در جریان یکی از این سفر‌ها با آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران دیدار کرد. به گفته قنطار، او در این دیدار انگش‌تر و چفیه آیت‌الله خامنه‌ای را هدیه گرفته است. از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه، نام سمیر قنطار به عنوان یکی از شبه‌نظامیان فعال در بلندی‌های جولان در سوریه مطرح بود که همراه و هماهنگ با جنبش حزب‌الله فعالیت می‌کرد.  


==مدت زمان انتشار==
==ترور==
اولین شماره در اواخر سال (۱۳۷۹ ه.ق) منتشر شد این مجله چون «مجوز» رسمی نداشت، به عنوان «نشریه» داخلی که نیازی به مجوز دولتی نداشت هر دو هفته یک‌بار، منتشر می‌شد چاپ این نشریه که بعد‌ها به طور ماهانه منتشر می‌شد، چهارسال تا (۱۳۸۳ هـ.ق) ادامه یافت.<ref>[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3949553 مروری تحلیلی بر حرکت‌های ضداستعماری حوزه نجف در سده اخیر در گفت‌وگو با استاد خسروشاهی.]</ref>
چند ماه پیش وزارت امور خارجه آمریکا او را به عنوان «تروریست بین‌المللی» در فهرست سیاه خود قرار داد.  
در اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا با اشاره به سوابق قبلی آقای قنطار و محکومیت او در اسرائیل، گفته شده که او از زمان آزادی به عنوان یکی از «محبوب‌ترین و آشکار‌ترین سخنگوهای حزب‌الله» فعالیت کرده است.
در این اطلاعیه آقای قنطار متهم شده است که با حمایت ایران و سوریه «نقشی عملیاتی در شکل دادن به تاسیسات زیربنایی گروه تروریستی حزب‌الله در بلندی‌های جولان» داشته است.  
ساعاتی بعد از مرگ او در حمله‌ای راکتی که حزب‌الله آن را به جنگنده‌های اسرائیلی نسبت می‌دهد، وزارت خارجه ایران او را «نماد مقاومت در برابر اشغال و تجاوز رژیم صهیونیستی» توصیف کرد و کشته شدن او را به عنوان اقدامی «تروریستی و تجاوزکارانه» از سوی اسرائیل محکوم کرد.


==پانویس==
==پانویس==
خط ۱۰۹: خط ۱۰۵:


==منابع==
==منابع==
*الحسون، محمد،مشکور ام‌علی، اعلام النساء المؤمنات، انتشارات اسوه، چاپ اول، ۱۴۱۱ ق.
 
*جویس ویلی، نهضت اسلامی شیعیان عراق، ترجمه مهوش غلامی، تهران، ۱۳۷۳ ش.
*محمد حسینی شیرازی، تلک الایام: صفحات من تاریخ العراق السیاسی، بیروت، ۱۴۲۰/ ۲۰۰۰.
*کاظم حسینی حائری، زندگی و افکار شهید بزرگوار آیة‌اللّه العظمی سید محمدباقر صدر، ترجمه و پاورقی حسن طارمی، تهران، ۱۳۷۵ش.
*[http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3949553 مروری تحلیلی بر حرکت‌های ضداستعماری حوزه نجف در سده اخیر در گفت‌وگو با استاد خسروشاهی].


==پیوند به بیرون==
==پیوند به بیرون==

نسخهٔ ‏۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۶، ساعت ۰۹:۳۹

مدخل های نوشته شده

  1. سید محمد عزالدین حسینی موسوی زنجانی
  2. محمد علی شاه آبادی
  3. سید محمد حسینی شیرازی
  4. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
  5. محمد فاضل لنکرانی
  6. سید عبدالهادی شیرازی
  7. سید عبدالحسین لاری
  8. سید حسین طباطبایی قمی
  9. سید محمد باقر شفتی
  10. سید حسن مدرس
  11. سید ابوالقاسم کاشانی
  12. امیرکبیر
  13. خلیل کمره‌ای
  14. سید محمد محقق داماد
  15. سید حسن صدر
  16. سید عبدالله موسوی شیرازی
  17. سید مجتبی موسوی لاری
  18. قیام ۱۵ خرداد
  19. فدائیان اسلام
  20. انتفاضه شعبانیه عراق
  21. مجلس اعلای اسلامی عراق
  22. نامیرا (رمان)
  23. اسرار الشهادة (کتاب)
  24. عصر ظهور (کتاب)
  25. الفرقان فی تفسیر القرآن (کتاب)
  26. کشتی پهلو گرفته (کتاب)
  27. رجال طوسی (کتاب)
  28. نهج الحیاة (کتاب)
  29. دانشنامه امام حسین (کتاب)
  30. پرتوی از قرآن (کتاب)
  31. یوم الخلاص (کتاب)
  32. مغز متفکر جهان شیعه (کتاب)
  33. شیعه و زمامداران خودسر (کتاب)
  34. آنگاه هدایت شدم (کتاب)
  35. تفسیر راهنما (کتاب)
  36. منازل الآخره (کتاب)
  37. لؤلؤ و مرجان (کتاب)
  38. علی اکبر غفاری
  39. دار التبلیغ اسلامی
  40. موسسه در راه حق
  41. هلال شیعی
  42. مدرسه علمیه مروی تهران
  43. حامد الگار
  44. واقعه کشف حجاب
  45. جرجی زیدان
  46. شهید محراب
  47. سید علی نقی فیض الاسلام
  48. میرزا کوچک خان جنگلی
  49. المنار (شبکه تلویزیونی)
  50. واقعه مسجد گوهرشاد
  51. صبحی طفیلی
  52. سید محمد طباطبایی سنگلجی
  53. دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
  54. سید رضا موسوی زنجانی
  55. سید ابوالفضل موسوی زنجانی
  56. عطاءالله اشرفی اصفهانی
  57. محمد صدوقی
  58. سید اسدالله مدنی
  59. مجتبی کلهری تهرانی
  60. محمد صادقی تهرانی
  61. محمدباقر ساعدی خراسانی
  62. سید محمد کاظم عصار
  63. جامعة المصطفی العالمیة
  64. کتابخانه آیت الله بروجردی
  65. هانری کربن
  66. جامعة الزهراء
  67. الاضواء الاسلامیه (ماهنامه)

سمیر قنطار

سمیر قنطار،‌زاده لبنان در خانواده‌ای دروزی بود. کمی بعد از تولدش در تابستان ۱۹۶۲ میلادی، پدر و مادرش از هم جدا شدند. مادرش را در کودکی از دست داد و پدرش که برای کار به عربستان می‌رفت، او را به همسر دومش سپرد. در ۱۴ سالگی و هم‌‎زمان با اوج گرفتن جنگ‌ داخلی در لبنان مدرسه را‌‌ رها کرد و به سازمان آزادیبخش فلسطین پیوست.

زندانی شدن در اردن

یک سال بعد قرار شد در اولین ماموریتش شرکت کند که ربودن یک اتوبوس اسرائیلی بود. اما در مسیر ورود مخفیانه به اسرائیل گرفتار نیروهای امنیتی اردن شد و ۱۵ سال بیشتر نداشت که پایش به زندان باز شد. کمتر از یک سال زندانی اردن بود و بعد از آزادی از ورود به این کشور منع شد. بعد از‌‌ رها شدن از زندان تا مدتی خانواده‌اش از او بی‌خبر بودند تا اینکه چهار ماه بعد نام سمیر قنطار همه جا بر سر زبان‌ها افتاد. اواسط بهار سال ۱۹۷۹ اسرائیل اعلام کرد که او را به اتهام قتل و آدم‌ربایی دستگیر کرده است. جزییات پرونده‌اش در آن زمان اسرائیل را تکان داد و دادگاه او را به پنج بار حبس ابد محکوم کرد.

عملیات در اسرائیل

نیمه شب شنبه ۲۱ آوریل سال ۱۹۷۹، سمیر قنطار ۱۶ ساله با همراهی چند نوجوان دیگر سوار بر قایق و دور از چشم گارد ساحلی خود را به شهر نهاریای اسرائیل در ده کیلومتری مرز لبنان رساندند. گروه تحت رهبری او که گفته می‌شود یکی از اهدافشان کشتن یک پلیس اسرائیلی بوده، بعد از ورود به نهاریا زنگ یک خانه مسکونی را می‌زنند و شروع به صحبت به عربی می‌کنند. ساکنان خانه از ترس با پلیس تماس می‌گیرند و اولین پلیسی که در محل حاضر می‌شود هدف رگبار این گروه مسلح قرار می‌گیرد و کشته می‌شود.

گروه قنطار بعد از کشتن پلیس با هدف «ربودن چند نفر» وارد یک خانه در‌‌ همان نزدیکی می‌شوند. آن‌ها دنی هاران، پدر خانواده و دختر چهار ساله‌اش را گروگان می‌گیرند با خود به سوی ساحل می‌برند. بنا بر روایت اسرائیل از وقایع آن شب، سمیر قنطار، دنی هاران را در مقابل دخترش می‌کشد و بعد از آن با ضربه قنداق تفنگ به سر دختر، او را به قتل می‌رساند. هر چند سمیر قنطار بعدا در دادگاه کشتن دختر را انکار می‌کند. همراهان سمیر قنطار در درگیری با پلیس اسرائیل در ساحل کشته می‌شوند، اما پلیس خود او را دستگیر می‌کند. هم‌زمان با ربودن دنی هاران و دخترش، مادر خانواده همراه دختر دیگر در گوشه‌ای از خانه مخفی می‌شوند. آن طور که در دادگاه مطرح شده، مادر از ترس جیغ کشیدن دختر دو ساله، جلوی دهان او را می‌گیرد که این کار باعث خفگی و مرگ دختر کوچک می‌شود.

زندان اسرائیل

بعد از محاکمه قنطار در اسرائیل، دادگاه او را در سال ۱۹۸۰ به اتهام قتل سه نفر مجرم شناخت و به پنج بار حبس ابد و ۴۷ سال زندان محکوم کرد. سمیر قنطار حدود سه دهه در زندان اسرائیل بود. در این مدت با یک زن فعال عرب اسرائیلی ازدواج کرد و توانست زبان عبری بیاموزد. از طریق آموزش از راه دور در دانشگاه تل‌آویو ثبت نام کرد و در سپتامبر سال ۱۹۹۸ در رشته ادبیات و علوم اجتماعی مدرک لیسانس دریافت کرد. در سال ۲۰۰۴ در جریان مبادله زندانی‌های حزب‌الله تا مرز آزادی پیش رفت، اما اسرائیل با آزادی او در آن زمان موافقت نکرد.

آزادی

چهار سال بعد در روز ۱۶ ژوئیه سال ۲۰۰۸، دو سال بعد از جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و حزب‌الله لبنان، سمیر قنطار به همراه چهار عضو حزب‌الله با دو جنازه سربازان اسرائیل معاوضه شد. آزادی او بعد از ۲۸ سال حبس، جنجال و انتقاد زیادی در اسرائیل برانگیخت، اما در فرودگاه بیروت همچون یک «قهرمان ملی» با استقبال رئیس جمهور و نخست وزیر و رئیس مجلس وقت لبنان روبرو شد.

سفر به ایران و سوریه

سمیر قنطار چهار ماه بعد از آزادی به سوریه رفت تا از دست بشار اسد، رئیس جمهور، مدال ملی این کشور را بگیرد و بعد از آن با جامعه دروزی‌ها در بلندی‌های جولان دیدار کند. مدتی بعد از سفر به سوریه، قنطار در بهمن ماه ۱۳۸۷ خورشیدی به ایران سفر کرد و با مقام‌های ارشد حکومت همچون محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیدار کرد. سمیر قنطار بعد از ان هم بار‌ها برای شرکت در کنفرانس‌های مختلف به ایران سفر کرد و در جریان یکی از این سفر‌ها با آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران دیدار کرد. به گفته قنطار، او در این دیدار انگش‌تر و چفیه آیت‌الله خامنه‌ای را هدیه گرفته است. از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه، نام سمیر قنطار به عنوان یکی از شبه‌نظامیان فعال در بلندی‌های جولان در سوریه مطرح بود که همراه و هماهنگ با جنبش حزب‌الله فعالیت می‌کرد.

ترور

چند ماه پیش وزارت امور خارجه آمریکا او را به عنوان «تروریست بین‌المللی» در فهرست سیاه خود قرار داد. در اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا با اشاره به سوابق قبلی آقای قنطار و محکومیت او در اسرائیل، گفته شده که او از زمان آزادی به عنوان یکی از «محبوب‌ترین و آشکار‌ترین سخنگوهای حزب‌الله» فعالیت کرده است. در این اطلاعیه آقای قنطار متهم شده است که با حمایت ایران و سوریه «نقشی عملیاتی در شکل دادن به تاسیسات زیربنایی گروه تروریستی حزب‌الله در بلندی‌های جولان» داشته است. ساعاتی بعد از مرگ او در حمله‌ای راکتی که حزب‌الله آن را به جنگنده‌های اسرائیلی نسبت می‌دهد، وزارت خارجه ایران او را «نماد مقاومت در برابر اشغال و تجاوز رژیم صهیونیستی» توصیف کرد و کشته شدن او را به عنوان اقدامی «تروریستی و تجاوزکارانه» از سوی اسرائیل محکوم کرد.

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

پیوند به بیرون