پرش به محتوا

ادغام

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

اِدغام در علم تجوید و روان‌خوانی عربی، به معنای داخل کردن یک حرف در حرف دیگر است، به‌گونه‌ای که حرف نخست تلفظ نشود و حرف دوم با تشدید ادا گردد؛ مانند «قالَتْ طائِفَةٌ» که «ت» در «ط» ادغام می‌شود. تحقق ادغام وقتی است که حرف اول ساکن و حرف دوم متحرک باشد و در این حالت، حرف اول مدغم و حرف دوم مدغمٌ‌فیه نام دارد. فایده‌ی ادغام آسان شدن تلفظ و رفع سنگینیِ اداست.

ادغام بسته به مورد، واجب، جایز یا ممتنع است و در برخی حالت‌ها، مانند برخورد دو حرف مانند یا هم‌جنس با ساکن بودن حرف اول، واجب دانسته شده است. از مهم‌ترین موارد آن، ادغام نون ساکن و تنوین پیش از حروف یرملون است؛ در دو حرف لام و راء ادغام بدون غنه و در چهار حرف دیگر با غنه انجام می‌شود.. از نظر نوع نیز ادغام به متماثلین، متجانسین، متقاربین و نیز تام و ناقص / صغیر و کبیر تقسیم می‌شود؛ متماثلین در صورت تشابه کامل دو حرف مانند مانند «یُدْرِکْکُم» و «قُلِّعِبادِي»، رخ می‌دهد؛ متجانسین با یکسان بودن مخرج مانند «قَدْ تَبَیَّنَ» که به صورت «قَتَّبَیَّنَ» خوانده می‌شود و متقاربین با نزدیکی مخرج یا صفات رخ می‌دهد مانند «قُلْ رَبِّ» که به صورت «قُرَّبِّ» خوانده می‌شود. در ادغام تام، حرف اول کاملاً از بین می‌رود، اما در ناقص بخشی از صفت آن باقی می‌ماند؛ و در ادغام صغیر، حرف اول ساکن است، درحالی‌که در کبیر حرف اول متحرک بوده و برای ادغام ساکن می‌شود.

معرفی اجمالی

ادغام در علم تجوید و روان‌خوانی زبان عربی[۱] به معنای داخل کردن یک حرف در حرف دیگر است، به‌گونه‌ای که حرف نخست تلفظ نشود و حرف دوم با تشدید ادا گردد؛[۲] این دو حرف ممکن است در یک کلمه یا در دو کلمه قرار داشته باشند.[۳] برای نمونه، در آیه‌ی «وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکتاب…»،[۴] حرف «ت» در «قالَتْ» در «ط» در «طائِفَةٌ» ادغام شده و به صورت «قالَطّائِفَةٌ» خوانده می‌شود. تحقق ادغام زمانی است که حرف نخست ساکن و حرف دوم متحرک باشد؛ [۵]در این حالت، حرف نخست را مُدْغَم و حرف دوم را مُدْغَمٌ‌فیه می‌نامند.[۶]

مهم‌ترین فایده‌ی ادغام، تخفیف و آسان شدن تلفظ است؛[۷] زیرا سنگینی تلفظ دو حرف مشابه یا هم‌مخرج را برطرف می‌کند و هر دو حرف به‌صورت یک‌باره و با شدت در مخرج حرف مدغم‌فیه ادا می‌شوند.[۸] در تعریف منسوب به سیبویه، از دانشمندان علم صَرف و نَحو، ادغام به نزدیک شدن صدای دو حرف در کنار هم اشاره دارد.[۹] ابن‌هشام در کتاب أوضح المسالک برای ادغام یازده شرط نقل کرده است[۱۰] و در جایی که ادغام انجام نشود، اصطلاح فک ادغام به کار می‌رود.[۱۱]

ادغام در کلام، بسته به مورد، می‌تواند واجب، جایز یا ممتنع باشد؛[۱۲] برخی گفته‌اند که اگر دو حرف مانند هم یا از یک جنس باشند و حرف اول نیز ساکن باشد، ادغام در زبان عربی و قرائت قرآن واجب است، مانند «اضرب بعاصک» و «قالت طائفه».[۱۳] در مقابل، برخی دیگر نقل کرده‌اند که گروهی از علما ادغام در قرآن و نماز را مکروه دانسته‌اند.[۱۴] از مهم‌ترین موارد ادغام نیز، ادغام نون ساکن و تنوین پیش از حروف یرملون است، مانند «منْ یقول»؛[۱۵] با این تفاوت که نون ساکن در دو حرف لام و راء بدون غُنّه ادغام می‌شود، اما در چهار حرف دیگر ادغام با غنه انجام می‌گیرد.[۱۶]

انواع ادغام

برای ادغام در علم تجوید انواعی ذکر شده است که برخی از آنها عبارتند از:

  • ادغام متماثلین زمانی رخ می‌دهد که دو حرف از هر جهت شبیه یکدیگر باشند؛[۱۷] یعنی هم در مخرج و هم در صفات یکسان باشند، خواه این دو حرف در یک کلمه قرار داشته باشند یا در دو کلمه‌ی متوالی[۱۸] از نمونه‌های آن می‌توان به «إِنَّمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ…»[۱۹] اشاره کرد که در آن «یُدْرِککم» به‌صورت ادغامی خوانده می‌شود، و نیز «قُلْ لِعِبَادِيَ الَّذِينَ…»[۲۰] که به صورت «قُلِّعِبَادِي» تلفظ می‌گردد.[۲۱]
  • ادغام متجانسین به حالتی گفته می‌شود که دو حرف متفاوت باشند، اما مخرج تلفظ آنها یکی باشد؛ این دو حرف ممکن است در یک کلمه یا در دو کلمه‌ی پشت سر هم قرار گیرند.[۲۲] برای مثال، در «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ…»[۲۳] به سبب هم‌مخرج بودن «دال» و «تاء»، عبارت به صورت «قَتَّبَيَّنَ» خوانده می‌شود.[۲۴]
  • ادغام متقاربین زمانی است که دو حرف از نظر مخرج یا بیشتر صفات، به یکدیگر نزدیک باشند؛[۲۵] مانند «قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي…»[۲۶] که به صورت «قُرَّبِّ» خوانده می‌شود.[۲۷] سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن حروف متجانسین و متقاربین را ۱۷ حرف دانسته و برای همه‌ی آنها شرایطی را ذکر کرده است.[۲۸]

ادغام از نظر دیگری به تام و ناقص و نیز صغیر و کبیر تقسیم می‌شود. ادغام تام وقتی است که حرف اول کاملاً از بین برود، اما در ادغام ناقص بخشی از صفت حرف اول ـ به‌سبب قوی‌تر بودن آن نسبت به حرف دوم ـ باقی می‌ماند؛ مانند «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَی…»[۲۹] که اثر اطباق در «طاء» باقی مانده و به صورت «بَسَطتَ» خوانده می‌شود.[۳۰] همچنین ادغام صغیر به حالتی گفته می‌شود که حرف اول ساکن باشد، و ادغام کبیر زمانی است که حرف اول متحرک بوده و برای ادغام، ساکن شود.[۳۱] این نام‌گذاری را به علت کثرت وقوع آن دانسته‌اند[۳۲] و برای این نوع ادغام، شروطی مانند کنار هم بودن دو حرف در دو کلمه ذکر شده است.[۳۳]

پانویس

  1. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۱.
  2. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۱؛ العبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۱۰م، ص۱۱۶؛ حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش. ص۱۳۵؛ حسینی طهرانی، علوم العربیة، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۵۳.
  3. آملی، نفائس الفنون، ۱۳۸۱ش، ج۱، ص۵۰۳.
  4. سوره آل‌عمران، آیه۷۲.
  5. سیوطی، البهجة المرضیة، اسماعیلیان، ص۵۷۹.
  6. حسینی طهرانی، علوم العربیة، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۵۳؛ حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش. ص۱۳۵.
  7. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۳۴؛ الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۱.
  8. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش. ص۱۳۶.
  9. العبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۱۰م، ص۱۱۶.
  10. برای اطلاعات بیشتر رجوع کن به: ابن هشام، أوضح المسالک، بیروت، ج۴، ص۳۶۳.
  11. حسینی طهرانی، علوم العربیة، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۵۳.
  12. حسینی طهرانی، علوم العربیة، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۵۴.
  13. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۰.
  14. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۰.
  15. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۴۱.
  16. جمعی از محققان، فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، ۱۳۹۴ش، ص۵۲۷.
  17. موسوی، تجوید و آواشناسی، ۱۳۸۹ش، ص۴۳.
  18. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۹.
  19. سوره نساء، آیه۷۸
  20. سوره ابراهیم، آیه ۳۱.
  21. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش ص۱۳۶.
  22. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۹.
  23. سوره بقره، آیه۲۵۶.
  24. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۸.
  25. الصراف، الجدید فی علم التجوید، ۱۴۲۸ق، ص۵۹.
  26. سوره اسراء، آیه ۸۰.
  27. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۸.
  28. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۳۴.
  29. سوره مائده، آیه۲۸.
  30. حبیبی، شهیدی، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، ۱۳۸۹ش، ص۱۳۷.
  31. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۳۴، ۲۳۸.
  32. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۳۴.
  33. سیوطی، الاتقان، ۱۴۲۴ق، ص۲۳۴.

منابع

  • آملی، شمس الدین محمد بن محمود، نفائس الفنون فی عرائس العیون، تهران، اسلامیه، ۱۳۸۱ش.
  • ابن هشام، عبد الله بن یوسف، أوضح المسالک إلی ألفیة ابن مالک، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا.
  • الصراف، مصطفی، الجدید فی علم التجوید، کربلا، مکتبه العلامه ابن فهد الحلی، ۱۴۲۸ق.
  • العبد، فریال زکریا، المیزان فی احکام تجوید القرآن، اسکندریه، دارالایمان، ۲۰۱۰م.
  • جمعی از نویسندگان، فرهنگ نامه علوم قرآن، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ‫۱۳۹۴ق.‬
  • حبیبی، شهیدی، علی، محمدرضا، روان‌خوانی و تجوید قرآن کریم، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • حسینی طهرانی، هاشم، علوم العربیة، تهران، مفید، چاپ دوم، ۱۳۶۴ش.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، بیروت، دارالکتب العربی، ۱۴۲۴ق.
  • سیوطی، عبدالرحمن بن ابی بکر، البهجة المرضیة علی ألفیة ابن مالک، قم، اسماعیلیان، چاپ نوزدهم، بی‌تا.
  • موسوی، سیدمحسن، تجوید و آواشناسی، قم، دانشکده علوم حدیث، ۱۳۸۹ش.