اخفاء
اِخفاء اصطلاحی در علم تجوید، عبارت است از پنهانکردن یک حرفِ ساکن در حرفِ بعدی، با باقیماندنِ غُنّه آن حرف. کیفیت انجام اخفا را حالتی میان اظهار و ادغام توصیف کردهاند و هنگام اخفا باید زبان به مخرج حرفِ اخفا نزدیک شود، بیآنکه آن را تلفظ کند. بهدلیل اینکه حرف نون و تنوین در نزد حروف پانزدهگانه اخفا، به معنای واقعی مخفی میشوند، آن را اخفای حقیقی مینامند، و حرف میم ساکن نیز در نزد حرف باء مخفی میشود که اخفای شَفَهی (شفاهی) خوانده میشود.
علمای این فن، برای حرکات و اعرابِ کلمات نیز صفتِ اخفاء قائل شدهاند. از جمله، اخفای حرکتِ ضمّه در واژهی ﴿لَا تَأْمَنَّا﴾ در سورهی یوسف یاد شده است. اخفای ضمّه در این کلمه را إشمام نامیدهاند.
توصیف اخفاء و چگونگی آن
اخفاء از اصطلاحات علم تجوید است و به معنای مخفی ساختنِ یک حرف در حرفِ بعد از خود دانسته شده؛ به این صورت که حرفِ ساکن بین حالتِ ادغام و اظهار تلفظ میشود.[۱] در این حالت، حرفِ اول در حرفِ دوم اخفاء میگردد و بهطور کامل «از بین میرود»، اما صفتِ غُنّه آن باقی میماند و از راه بینی (نَفَسِ بینی) تلفظ میشود.[۲]
به گفتهی علمای این فن، در اجرای اخفاء نباید زبان با دندانهای ثنایایِ بالا برخورد کند؛ بلکه زبان باید به مخرجِ حرفِ اخفاء (حرفِ دوم) نزدیک شود تا در غُنّه، صدای حرفِ اخفاء شنیده شود.[۳]
اخفای حرف نون و تنوین
هنگامی که پس از نون ساکن یا تنوین، حروفِ (ص، ذ، ث، ک، ج، ش، ق، س، د، ط، ز، ف، ت، ض، ظ) قرار گیرند، نون و تنوین اخفا میشوند.[۴] درباره علت این اخفا گفتهاند که مخرج این حروف نه آنقدر به نون نزدیک است که ادغام رخ دهد و نه آنقدر از آن دور است که اظهار صورت گیرد؛ ازاینرو، نون و تنوین به حالتی میان اظهار و ادغام تلفظ میشوند.[۵]
در زمان انجام اخفا، ذاتِ نون ساکن یا تنوین از بین میرود، اما وصفِ آن یعنی غُنّه باقی میماند و مَخرجِ تلفظِ آن از زبان به خَیشوم منتقل میشود.[۶] برخی نیز معتقدند مخرج به خیشوم منتقل نمیشود، بلکه مخرج نون و تنوین به مخرجِ حرفِ بعدی که به سببِ آن اخفا رخ داده نزدیک میگردد.[۷] همچنین گفتهاند چون مخرجِ سه حرف ط، د، ت نسبت به دیگر حروف به مخرج نون نزدیکتر است، نون یا تنوین در نزد آنها اخفای بیشتری پیدا میکند؛ یعنی با غُنّه کمتری تلفظ میشود.[۸] در مقابل، دو حرف ق و ک دورترین مخرج را نسبت به نون و تنوین دارند، پس اخفای آنها کمتر است و با غُنّه بیشتری خوانده میشود؛[۹] و میزان اخفای سایر حروف را در حد متوسط دانستهاند.[۱۰] همچنین در اخفا نزد حروف (ص، ض، ط، ظ، ق)، غُنّه تفخیم میشود و با غلظت تلفظ میگردد.[۱۱]
بهدلیل این که در حرف نون و تنوین، اخفاء به معنای واقعی خود محقق میشود، آن را اخفای حقیقی نامیدهاند.[۱۲]
اخفای حرف میم
اگر پس از میم ساکن، حرف ب قرار بگیرد، میم در آن حرف اخفا میشود.[۱۳] هممخرج بودنِ میم و ب و نیز دشوار بودنِ اظهار یا ادغامِ این دو حرف، علتِ اخفا شدنِ میم دانسته شده است.[۱۴] به این نوع اخفا، اخفای شفاهی گفته میشود؛ زیرا هر دو حرفِ میم و ب از طریق لبها تلفظ میشوند.[۱۵] گفته میشود که علمای پیشینِ علم قرائت بر این نظر اجماع داشتهاند که اخفای شفاهی باید با صفت اطباق همراه باشد و لبها بر روی هم قرار گیرند.[۱۶] بااینحال، عوض ابراهیم، پژوهشگر علوم قرآنی، بر این باور است که باز ماندنِ بسیار اندکِ لبها هنگام تلفظِ میم در حالت اخفا، توسط قاریان مشهور مصری رواج یافته است.[۱۷]
اخفای حرکات
علمای علم تجوید علاوهبر اخفای حروف، از اخفای حرکات و اعراب نیز سخن گفتهاند. اخفای حرکت یعنی اینکه آن حرکت به شکل ناقص ادا شود؛ مانند اخفای ضمّه در واژهی ﴿لَا تَأْمَنَّا﴾ در سورهی یوسف.[۱۸] گفته شده است که اصل این کلمه ﴿لَا تَأْمَنُنَا﴾ بوده است؛ یعنی حرف نون اول در نون دوم ادغام شده و به دنبال آن، حرکتِ ضمّه حذف گردیده است.[۱۹] در این حالت، برای اشاره به حرکتِ حذفشده، لبها به نشانهی ضمّه جمع میشوند؛ بدون آنکه صدای ضمّه شنیده شود و بدون اینکه در تلفظِ کلمه تغییری ایجاد شود.[۲۰] این نوع ادا را إِشمام نامیدهاند.[۲۱]
پانویس
- ↑ قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۸۹؛ جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.
- ↑ جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۶.
- ↑ عبد، المیزان فی احکام تجوید القرآن، ۲۰۰۵م، ص۱۲۰.
- ↑ جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، ۱۴۳۱ق، ص۶۱.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
- ↑ جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۸.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۵.
- ↑ غوثانی، علمالتجوید، ۱۴۲۵ق، ص۳۷.
- ↑ جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۶.
- ↑ قاری، قواعد التجوید، ۱۴۲۲ق، ص۹۲.
- ↑ جرمی، معجم علوم القرآن، ۱۴۲۲ق، ص۱۸.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۶.
- ↑ بقری، غنیةالطالبین، ۲۰۰۷م، ص۹۲.
- ↑ بقری، غنیةالطالبین، ۲۰۰۷م، ص۹۷-۹۹.
- ↑ جریسی، نهایة القول المفید، ۱۴۲۴ق، ص۱۲۷.
- ↑ ابوشامه، ابرزالمعانی، دار الکتب العلمیه، ص۵۳۱.
- ↑ ابوشامه، ابرزالمعانی، دار الکتب العلمیه، ص۵۳۱-۵۳۲.
- ↑ ابوشامه، ابرزالمعانی، دار الکتب العلمیه، ص۵۳۲.
منابع
- ابوشامه، عبدالرحمن بن اسماعیل، ابراز المعانی من حرز الامانی فی القراءات السبع، به تحقیق عوض ابراهیم عطوه، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیتا.
- بقری، محمد بن عمر، غنیة الطالبین فی تجوید کلام رب العالمین، جیزه، مکتبة اولاد الشیخ للتراث، ۲۰۰۷م.
- جرمی، ابراهیم، معجم علوم القرآن، دمشق، دار القلم، ۱۴۲۲ق.
- جریسی، محمد مکی نصر، نهایة القول المفید فی علم تجوید القرآن المجید، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۲۴ق.
- جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، تجوید القرآن الکریم، بیروت، جمعیة المعارف الاسلامیة الثقافیه، ۱۴۳۱ق.
- عبد، فریال زکریا، المیزان فی احکام تجوید القرآن، قاهره، دارالایمان، ۲۰۰۵م.
- غوثانی، یحیی، علمالتجوید، دمشق، دار الغوثانی للدراسات القرآنیه، ۱۴۲۵ق.
- قاری، عبدالعزیز بن عبدالفتاح، قواعد التجوید علی روایة حفص عن عاصم بن ابیالنجود، بیروت، مؤسسة الرساله، ۱۴۲۲ق.