پرش به محتوا

ویکی شیعه:پیش‌نویس اسلام سیاسی

از ویکی شیعه

اسلام سیاسی به تفسیری از اسلام گفته می‌شود که معتقد است اسلام درباره امور سیاسی و حکومتی آموزه‌هایی دارد و باید این آموزه‌ها حاکم بر سایر تعالیم دین اسلام باشد

اسلام سیاسی چیست؟

اسلام سیاسی یا اسلام‌گرایی[۱] که در عربی به آن تَأسلُم نیز گفته می‌شود[۲] به‌عنوان نوعی خوانش از دین اسلام،[۳] تأثیرگذارترین جریان فکری و اجتماعی در تاریخ مدرن کشورهای اسلامی و قدرتمندترین نیروی ایدئولوژیک از شمال آفریقا تا جنوب شرقی آسیا به‌شمار می‌رود.[۴] جان اسپوزیتو آن را احیا یا تجدید حیات مذهبی در زندگی خصوصی و عمومی مسلمانان تعریف کرده است.[۵] باورمندان اسلام سیاسی، اسلام را مکتبی فراتر از عبادات فردی تفسیر کرده و با شعار «اسلام راه حل است» به دنبال مشارکت در داخل سیستم سیاسی کشورهای مسلمان هستند.[۶]

جریان اسلام سیاسی از حمایت و اقبال گسترده توده‌های وسیع در سراسر جهان اسلام برخوردار شده[۷] و گفته شده هیچ ایدئولوژی دیگری چنین نفوذی در جهان اسلام نداشته است.[۸]

اصطلاح «اسلام سیاسی» ابتدا توسط اصحاب رسانه به‌کار رفت، سپس وارد محافل آکادمیک غربی شد و پس از ترجمه به فارسی، در ایران نیز رواج یافت.[۹] به گفته تحلیلگران این واژه از «تعامل با غرب» تا «تقابل با غرب» و «تشکیل حکومت اسلامی» تغییر معنایی داشته است.[۱۰] در نگاه درون‌گفتمانی، اسلام سیاسی، رهیافتی هویتی و معرفتی و دارای سابقه فرهنگی-تمدنی غنی است.[۱۱]

در اسلام سیاسی جریان‌های عقلانی، منعطف و معتدلی در آن وجود دارد که با تصویری که غرب از آن نشان می‌دهد بسیار متفاوت است.[۱۲] اسلام سیاسی بر خلاف جنبش‌های اسلام‌گرا که محدود و منطقه‌ای هستند می‌تواند در همه جوامع حضور داشته باشد[۱۳] و نیز اسلام سیاسی می‌تواند میانه‌رو یا رادیکال باشد.[۱۴]

سه نشانه جنبش‌های اسلام‌گرا از دهه ۱۹۵۰میلادی به بعد را عبارت دانسته‌اند از: ۱) نگرشی تازه به جهان و نقش اسلام در آن به عنوان نقشی مستقل و خودبسنده و جایگزین دیگر رقبای فکری، ۲) قرائتی احیایی از اسلام که پی‌ریزی آن متکی بر احیای اجتهادی تجربه تمدنی است که مرجعیت خود را تنها از قرآن و سنت می‌گیرد، و ۳) نظامی فراگیر که دارای ریشه‌ای عقیدتی است و هویتی خودی و متمایز از دیگر تجارب آلوده بشری غرب‌زده دارد.[۱۵]

بر این اساس برخی نویسندگان، اسلام سیاسی را به عنوان یک عکس‌العمل و پاسخ به بحران مواجهه دولت-ملت در خاور میانه می‌دانند[۱۶] و برخی دیگر آن را تمدنی در برابر تمدن یهودی-مسیحی غرب تصویر کرده‌اند.[۱۷]

اسلام سیاسی و دیگر خوانش‌ها از اسلام

اسلام سیاسی و اسلام سنتی

گفته‌اند اسلام در مفهوم جدید، محصول دوران مدرن و تحت عنوان اسلام سیاسی صورت‌بندی شده است که در مقابل اسلامی سنتی قرار می‌گیرد.[۱۸] سید صادق حقیقت، اسلام سیاسی را در کنار چهار خوانش غیرسیاسی؛ یعنی خوانش‌های سنتی، سنت‌گرا، تجددگرا و فرهنگی قرار داده است.[۱۹] برخی نیز اسلام سیاسی را در مقابل اسلام اجتماعی تعریف کرده‌اند و برای اسلام اجتماعی به جنبش گولن در ترکیه مثال زده‌اند.[۲۰] هر چند برخی اسلام اجتماعی را ذیل همان اسلام فرهنگی تعریف کرده‌اند.[۲۱]

اسلام سنتی امری فرهنگی شناخته می‌شود، ولی اسلام سیاسی را گونه‌ای ایدئولوژی دانسته‌اند[۲۲] که یک دال مرکزی برای ایجاد نظم سیاسی است[۲۳] اسلام سنتی دین را به حوزه امور فردی و عبادی محدود می‌دانست و علی‌رغم تعریف جامع دنیوی و اخروی از دین عملا در کار سلطانی دخالتی نداشت و کارويژه او توجیه و مشروعیت‌بخشی دینی به سلطان بود.[۲۴]

تفاوت اسلام سیاسی با بنیادگرایی

بنیادگرایی را گاه با اسلام سیاسی یکی انگاشته‌اند[۲۵] ولی گفته شده گفتمان‌های اسلام سیاسی بر خلاف بنیادگرایان، غرب و مدرنیته را به طور کامل نفی نمی‌‌کنند بلکه می‌کوشند اسلام را با جامعه مدرن سازگار نشان دهند. اسلام سیاسی در پی ایجاد نوعی جامعه مدرن اسلامی است که در کنار بهر‌ه‌گیری از دستاوردهای مثبت تمدن غرب از آسیب‌های آن به‌دور باشد. ولی بنیادگرایی واژه‌ای است برای تبیین و توصیف جنبش‌های فکری-سیاسی اسلامی که نوعی گذشته‌گرایی در آن وجود دارد و دشمنِ همه ارزش‌های فرهنگی غرب است و در چارچوب سنت عمل می‌کند[۲۶] بنیادگرایی با خشونت و رادیکالیسم همراه است[۲۷] چنان‌که با مطلق‌گرایی، مذهب‌گرایی شدید و ضدیت با تجددگرایی نیز همراه است.[۲۸]

منابع فکری و اندیشه پردازان اسلام سیاسی

اسلام سیاسی به عنوان یک حرکت جدی و نظریه‌پردازی شده را معطوف به تاریخ معاصر خاورمیانه ارزیابی کرده‌اند.[۲۹] گفتمان اسلام سیاسی توسط اندیشمندان بسیاری نظیر مودودی، سید قطب و امام خمینی بازسازی و بازتولید شده است.[۳۰] سید جمال‌الدین اسدآبادی، محمد عبده، رشید رضا، عبدالرحمن الکواکبی، حسن البنا، و سید مجتبی نواب صفوی را نیز از بزرگترین رهبران و اندیشه‌پردازان اسلام سیاسی معرفی کرده‌اند.[۳۱] چنان‌که آخوند خراسانی، فضل‌الله نوری و میرزای نائینی را نیز از مهم‌ترین رهبران و پیش‌قراولان اسلام سیاسی در انقلاب مشروطه ایران دانسته‌اند.[۳۲]

الأیوبی، منابع فکری خوارج را یکی از منابع اندیشه‌های اسلام سیاسی دانسته و معتقد است اسلام‌گرایان اندیشه حاکمیت الهی، تکفیر و هدردانستن خون مرتکبان کبیره و مخالفت با خلافت مبتنی بر نژاد، طبقه و حتی مذهب را از اندیشه‌های خوارج گرفته‌اند.[۳۳] او هم‌چنین اندیشه‌ها و آثار ابن‌تیمیه فقیه اهل‌سنت را نیز از منابع الهام‌بخش اسلام سیاسی سنی معرفی کرده است.[۳۴] اندیشه‌ها و آثار ابوالاعلی مودودی،[۳۵] حسن البنا و اخوان المسلمین،[۳۶] آثار و اندیشه‌های سید قطب و شاگردانش،[۳۷] آیة‌الله خمینی و انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹م،[۳۸] نیز از منابع مورد ارجاع هواداران اسلام سیاسی شمرده شده است.

جریان‌شناسی اسلام سیاسی

اسلام سیاسی اصطلاحی است عام که همه نوع گرایش مرتبط با سیاست و حکومت را در بر می‌گیرد.[۳۹] و چنان‌که گفته‌اند گفتمان اسلام سیاسی شکل واحدی ندارد[۴۰] و گونه‌های رادیکال، میانه‌رو، خشونت‌گرا، طالب آرامش، سنتی یا مدرن، دموکرات یا اقتدارگرا در بین آن‌ها یافت می‌شود.[۴۱] از اسپوزیتو نقل کرده‌اند که اسلام سیاسی به خاطر قابلیت تفسیر‌پذیری فراوان این ظرفیت را دارد که بتوان با بازتفسیر متون مقدسی فهمی دموکراتیک از آن ارائه نمود.[۴۲]

مهم‌ترین جریان‌های ذیل جریان اصلی اسلامی سیاسی را اسلام سیاسی شیعی و اسلام سیاسی سنی دانسته‌اند که هر چند هر دو در پی افزایش نقش اسلام در جامعه و نظام بین‌الملل هستند ولی با هم تفاوت‌هایی دارند.[۴۳] در ذیل این دو جریان اصلی، سه خوانش ایرانی(شیعی) به نمایندگی جمهوری اسلامی ایران، اخوانی (سنی) به نمایندگی اخون المسلمین مصر و ترکیه، و داعش (تکفیری) مطرح‌ترین خوانش‌ها در خاورمیانه به شمار آمده‌اند.[۴۴] کسانی نیز از سه گرایش سیاسی انقلابی شیعی مدل ایران، اسلام سیاسی میانه‌رو مدل ترکیه و اسلام سیاسی سلفی مدل عربستان سعودی یاد کرده‌اند.[۴۵]


رضوان السید نویسنده عرب، بسیاری از حرکت‌ها و جنبش‌های معاصر را حرکت‌های سیاسی نمی‌داند و معتقد است این جنبش‌ها بیشتر حرکت‌های دینی و برای اصلاح دین بوده‌ و غالبا فاقد ایدئولوژی سیاسی هستند، ولی از آنجا که با حاکمان مخالفت کرده و به‌وسیله نیروی سیاسی حاکم سرکوب شده‌اند به آن‌ها اسلام سیاسی گفته شده است.[۴۶]

اسلام سیاسی و باور به جامعیت اسلام

اسلام سیاسی را تفسیری از اسلام تعریف کرده‌اند که اسلام را برنامه‌ای جامع برای زندگی مسلمانان می‌داند[۴۷] باور به نظام فراگیر اسلامی برای زندگی بشر از دهه ۱۹۵۰ میلادی بر نوشته‌های اسلام‌گرایان حاکم است.[۴۸] باورمندان به اسلام سیاسی برای اسلامی‌کردن جامعه یا دولت یا هر دو،[۴۹] و نیز برای شناخت اصول کلی درباره شیوه‌های مملکت‌داری از جمله تکلیف حاکمان برای مشورت با مردم، و مفاهیم عدالت اجتماعی و اقتصادی به قرآن و حدیث مراجعه می‌کنند.[۵۰] و معتقدند منابع دینی آموزه‌های زیادی برای گفتن در مورد نحوه اداره جامعه و کشورداری دارند[۵۱]

گفتمان اسلام سیاسی را پدیده‌ای چندوجهی توصیف کرده‌اند که برای شناخت آن باید ابعاد سیاسی، بین‌الملی، اجتماعی و دینی آن بررسی شود.[۵۲] برخی اسلام سیاسی را در واقع وجه ایجابی اسلام در تأسیس حکومت در میان اقتضائات دوران مدرن دانسته‌اند.[۵۳] که در مقابل جریان سکولاریسم قرار گرفته و دین را به عنوان مرجع اصلی سیاست و حکومت معرفی می‌کند.[۵۴] و در مقابلِِ آزادی‌خواهی و قانون‌گرایی، بر عدالت و شریعت تأکید می‌کند.[۵۵]

ویژگی‌های اسلام سیاسی را مواردی هم‌چون اعتقاد به ابعاد فراگیر دین، جداناپذیری دین از سیاست، تشکیل دولت مدرن بر اساس اسلام، و اعتقاد به این دانسته‌اند که استعمار غرب عامل عقب‌ماندگی مسلمانان است.[۵۶]

بازگشت به اسلام به‌عنوان تنها راه حل

اسلام سیاسی گفتمانی است با محوریت مفهوم مرکزی «اسلام تنها راه حل»!.[۵۷] گزاره «اسلام، تنها راه‌حل» مورد پذیرش و وجه مشترک همه جریان‌های اسلام‌گرا دانسته شده است.[۵۸] این گفتمان مدعی است اسلام در خصوص سیاست و دولت نظریه سیاسی مستقلی دارد.[۵۹]

هدف نهایی گفتمان اسلامی سیاسی را بازسازی جامعه بر اساس اصول اسلامی تعریف کرده‌اند.[۶۰] اسلام سیاسی فقط مبارزه با تجددگرایی نیست (آن‌گونه که غربی‌ها تحلیل می‌کنند) بلکه واکنشی است به بی‌عدالتی‌ها، زورگویی‌ها و نابرابری‌هایی که در جوامع اسلامی وجود دارد.[۶۱] بنابر این اسلام سیاسی خود را به معنای اسلام عدالت‌خواه، توسعه‌گرا، دنیاگرا، اقتدارگرا، تمدن‌ساز، واقع‌گرا، و طرفدار زندگی، انقلاب و اصلاح، علم و عقل و پیشرفت و مبارزه با سلطه‌، نظام‌ساز و عمل‌گرا توصیف می‌کند.[۶۲]

العشماوی در کتاب خود برخی شعارهای جریان‌های اسلام‌گرا را چنین گزارش کرده‌ است: حاکمیت فقط برای خداست و بشر هیچ حاکمیتی ندارد، و برای برپایی نظام اسلامی گریزی از حکومت اسلامی نیست، جهاد فریضه‌ای است فراموش‌شده که باید آن را برای مقابله با دشمنان جنبش اعم از حاکمان و روشنفکران احیاء کرد و نیز برای ضمیمه کردن دار الحرب به دار الاسلام، شریعت باید اجرا شود وگرنه راهی جز جنگیدن با جامعه نیست، از غیر مسلمانان در جامعه باید جزیه گرفت والا جامعه، جامعه‌ای جاهلی خواهد بود، برای حل مشکلات ملی و دولتی هیچ راهی به جز اسلام نیست، اسلام هم دین است هم دولت و یک مسلمان هیچ ملیتی به جز اسلام ندارد و باید به جامعه مسلمانان وفادار باشد نه به وطنش.[۶۳]

مهم‌ترین راه‌کار؛ تشکیل حکومت اسلامی

اسلام سیاسی با استعاره تشکیل حکومت و این باور که اسلام، راه‌حل مشکلات مختلف منطقه خاورمیانه است یکی از کنش‌گران عمده در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می‌شود.[۶۴] از این رو پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی در پی آن را نقطه عطف و اوج جریان اسلام سیاسی دانسته‌اند.[۶۵] چنان‌که انقلاب‌های عربی سال ۲۰۱۱م نیز از بارزترین حضورهای فعال اسلام‌گرایان گزارش شده است.[۶۶]

هدف اساسی گفتمان اسلام سیاسی، بازسازی جوامع اسلامی مطابق با اصول بنیادین اسلام است و در این راستا، کسب قدرت سیاسی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های متفکران و معتقدان به آن جهت دستیابی به اهداف محسوب می‌شود.[۶۷] پیوستگی اسلام سیاسی با تشکیل حکومت اسلامی به گونه‌ای است که تحقق هر یک وابسته به دیگری است.[۶۸] هر چند برخی گفته‌اند ممکن است اسلام‌گرایان برای رسیدن به هدف اسلامی‌کردن جامعه یا دولت، به جای به‌دست‌گرفتن قدرت تلاش کنند که بر تصمیمات سیاسی تأثیر بگذارند.[۶۹]

چالش‌های نظری و عملی

گفته شده اسلام سیاسی در برخی موضوعات گرفتار چالش نظری و عملی است. رابطه دین و دموکراسی، حقوق بشر و اقلیت‌ها، کارآمدی، و مسئله زنان از چالش‌های تند بین هوادارن مدرنیته و حقوق بشر و بنیادگرایان و اسلام‌گرایان است[۷۰]


چرایی آغاز و گسترش اسلام سیاسی

بیشتر مسلمانان باوردارند که ذات اسلام، سیاسی است و به‌لحاظ سنتی در اسلام، دین از سیاست جدا نیست و تولد اسلام با سیاست و حکومت بوده است.[۷۱] سابقه اسلام سیاسی را به زندگی پیامبر و تشکیل حکومت اسلامی پیوند زده‌اند[۷۲] و اساسا سیاسی‌شدن هویت اسلامی در قالب اسلام سیاسی را امری نهفته در نظام اعتقادی اسلام دانسته‌اند.[۷۳] اما شکل و فلسفه نظری اسلام سیاسی وابسته به تحولات اندیشه‌ای و محیطی جامعه مسلمانان ارزیابی شده است که در پاسخی رهیافتی به پرسشی تاریخی ایجاد شده است.[۷۴]

برای تبین چرایی ظهور اسلام‌گرایی چند دیدگاه ارائه شده است؛ شکست نخبگان غیرمذهبی ملی‌گرا، فقدان مشارکت سیاسی، بحران خرده بورژوازی، دلارهای نفتی و توسعه اقتصادی نابرابر و اثرات زوال فرهنگی.[۷۵] نویسندگانی نیز نظریات مختلف درباره علل رشد و گسترش اسلام سیاسی را در سه نظریه دفاع فرهنگی در برابر تهاجم به ارزش‌های اخلاقی و سنتی مسلمانان، احیای هویت در مقابل برنامه‌های اقتصادی سوسیالیستی و لیبرالیستی، و بالاخره فقر و نبود خدمات اجتماعی دسته‌بندی کرده‌‌اند.[۷۶]

بابی سعید نویسنده کتاب هراس بنیادین وجود این اشکالات در دنیای اسلام را می‌پذیرد ولی معتقد است این دلایل نمی‌تواند توضیح دهد که چرا اسلام‌گرایی متولد شد و چرا رشد کرد.[۷۷]

العشماوی علل یازده‌گانه‌ای را برای گرایش به اندیشه حکومت اسلامی در جریان اسلام سیاسی برشمرده است که عبارت است از: سابقه استعماری غرب، شکل‌گیری دولت اسلامی در پاکستان، اشغال فلسطین و شکل‌گیری ر‌ژیم اسرائیل، حکومت‌های نظامی و شبه نظامی در کشورهای اسلامی، فساد فراگیر، باور به سقوط غرب، افزایش قیمت نفت، عقب‌ماندگی تکنولوژیک، گسترش نابسامانی در دولت‌ها، رفتارهای جنسی در فرهنگ غرب، و شکل‌گیری نظام امامت در ایران در سال ۱۹۷۹م.[۷۸]

تقابل اندیشگی با مکاتب غیراسلامی

بابی سعید، اسلام‌گرایی (به‌ویژه خوانش آیت‌الله خمینی) را گفتمانی می‌داند که با به چالش کشیدن پیوند مدرنیته و غرب، امکان قرائتی غیرغربی از مدرنیته را فراهم کرده و در پی بازپس‌گیری مرکزیت تمدنی از غرب است.[۷۹] از همین جاست که گفته‌اند جهان غرب، پس از فروپاشی شوروی و حذف دشمنی به نام کمونیسم، اسلام را به‌مثابه دشمن تمام‌عیار فرهنگ و تمدن غرب شناخته است و نماد این دشمنی را در گفتمان اسلام سیاسی جست‌وجو می‌کند[۸۰] و آن را گفتمانی افراطی و بنیادگرا معرفی می‌کند.[۸۱]

تحولات بین‌المللی عرصه سیاست جهانی

و در قرن بیستم و بیست‌و‌یکم میلادی ادعا شده است که انحلال امپراتوری عثمانی در دهه ۱۹۲۰م نقطه عطفی در طرح دوباره اسلام سیاسی به صورت گسترده بوده است.[۸۲] و گفته شده هرچند اکثر جنبش‌های اسلامی در قرن بیستم با فروپاشی امپراتوری عثمانی و تحت گرایشات ناسیونالیستی و ضد استعماری رشد کرده‌اند، ولی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش حرکت این جنبش‌ها را تسریع و تعمیق کرد و باعث غلبه مفاهیم اسلامی به‌ویژه مفاهیم سیاسی اسلام در این حرکت‌ها شد.[۸۳]

اشغال افغانستان از سوی شوروی در سال ۱۳۵۸ش،[۸۴] فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۹۱م، جنگ خلیج فارس، نظم نوین جهانی و گفت‌وگوهای صلح بین اعراب و اسرائیل[۸۵] و به طور کلی مسئله فلسطین،[۸۶] حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱م و بهار عربی[۸۷] (که ایران آن را بیداری اسلامی نامید)[۸۸] را نیز از عوامل تغییرات سیاسی در اواخر قرن بیستم و سرعت گرفتن اسلام سیاسی دانسته‌اند.

استعمار سیاسی غرب در کشورهای مسلمان

دیپا کومار، نویسنده کتاب اسلام‌هراسی و سیاست‌های امپریالیستی، اسلام سیاسی را محصول تلاقی تحولات سیاسی و اقتصادی سه‌گانه‌ای بر می‌شمارد که نخستین آن‌ها مداخله امپریالیسیم و تداوم سلطه قدرت‌های امپریالیستی به‌ویژه آمریکا است که حتی بعد از دوران استعمار هم توسط حاکمان مطیع و اسرائیل و درگیری نظامی مستقیم ادامه داشت.[۸۹] به همین دلیل گفته‌اند تا نیمه دوم قرن بیستم، آموزه‌های اسلامی بیشتر در قالب مبارزات ضداستعماری ظاهر می‌شد.[۹۰]

سلطه‌جویی کشورهای غربی و نظام سرمایه‌داری در مقابل مسلمانان، تلاش نظام غرب برای سلطه فرهنگی بر مسلمانان، نیز از عوامل دیگری است که برای فعال شدن اسلام سیاسی بیان شده است.[۹۱]

ناکارآمدی و وابستگی حکومت‌های مسلمان

برخی نیز معتقدند آنچه موجب فعال‌سازی این قرائت در جغرافیای جهان اسلام شد، از یک سو مواجهه مستقیم با فرهنگ و تمدن غرب، از سوی دیگر وجود حکومت‌های ناکارآمد در جهان اسلام بود[۹۲] که سیاست‌های مذهب‌زدایی پیش‌ می‌گرفتند و ارزش‌ها و هنجارهای دینی را کمرنگ می‌کردند.[۹۳] به گفته کومار گسترش بحران‌های اقتصادی در کشورهای مختلف که روش‌های سرمایه‌داری توسعه ملی قادر به حل آن‌ها نبود نیز از عوامل گسترش اسلام‌گرایی است زیرا اسلام‌گرایان تلاش کردند که راه حل اسلامی ارائه کنند.[۹۴] او در جای دیگر به طور خلاصه به شکست‌ ملی‌گرایی سکولار، ضعف جریان‌های چپ و بروز بحران‌های اقتصادی اشاره کرده است.[۹۵]

شکست جریان‌های فکری و سیاسی رقیب

گفته‌اند گفتمان اسلام سیاسی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و در تقابل با ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مارکسیسم شکل گرفت و تأثیر عمیقی بر ساختارهای سیاسی و تحولات خاورمیانه گذاشت.[۹۶] گفته‌اند جریان سکولاریستی و کمالیستی متجددین و روشنفکران غرب‌گرا در فرایندی پارادوکسیکال موجب ظهور اسلام سیاسی در جوامع مسلمان شد.[۹۷] که هدف اصلی آن‌ها تشکیل «حکومت اسلامی» بر پایه شریعت است.[۹۸]

دیپا کومار دومین عامل را تناقضات داخلی و شکست ناسیونالیسم سکولار و چپ استالینیستی در کشورهای مسلمان می‌داند که به ایجاد خلاء سیاسی منجر شد.[۹۹] با افول ملی‌گرایی و سوسیالیسم، اسلام سیاسی به گفتمان غالب جوامع اسلامی تبدیل شد.[۱۰۰] بیداری اسلامی در ایران و تأثیر آن بر کشورهای منطقه، نتیجه این تحول مفهومی دانسته شده است.[۱۰۱]

اسلام سیاسی و آموزه‌های مدرنیسم غربی

منظور از اصطلاح اسلام سیاسی در زبان انگلیسی را تفسیری از اسلام دانسته‌اند که سلطه غرب را نمی‌پذیرد، به‌گونه‌ای که در غرب هر جریان اسلامیِ مخالفِ سلطه غرب، اسلام سیاسی نامیده می‌شود.[۱۰۲] و گفته‌اند جریان‌های گوناگون اسلام سیاسی تبعیت کامل از هنجارهای غربی را برخلاف مبانی اسلام می‌دانند. حتی گفتمان اسلام سیاسی لیبرال، هنجارهایی مثل دموکراسی لیبرال، فردگرایی لیبرالی، حقوق بشر غربی، سکولاریسم، اومانیسم و مانند آن به نحو مطلق را با مبانی اسلام سازگار نمی‌داند.[۱۰۳]

نگاه اسلام‌گرایان به غرب

اسلام‌گرایان پس از دوره‌ای که آن را دوره تعامل با غرب نامیده‌اند وارد دوره تقابل با غرب شدند. در دوره نخست اندیشه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده غالب است.[۱۰۴] در این دوره غرب را مساوی با پیشرفت و تمدن می‌دانستند و تلاش می‌کردند به آن بپیوندند تا بتوانند اسلام و ارزش‌های اسلامی را حفظ کنند.[۱۰۵] بر اساس این بینش اسلام دارای عناصر پیشرفت است و از دارایی‌های غرب نیز برتر است و فقط باید با بازگشت به اصالت‌های اسلامی این عناصر را زنده کرد.[۱۰۶]

پایان قرن نوزدهم میلادی را آغاز چرخشی در اندیشه تجدد در جهان اسلام توصیف کرده‌اند که تجدد اسلامی را در مقابل غرب قرار می‌دهد.[۱۰۷] در این خوانش، اسلام الگوی یگانه‌ای را در باب اجتماع و سیاست به جهان عرضه می‌کند که فراتر از مادیت و تمدن معاصر است. در دهه ۱۹۴۰م مودودی اسلام را دینی متمایز، فراگیر و ناسخ همه شریعتها و تمدن‌ها معرفی کرد.[۱۰۸] بر این اساس اسلام، دموکراسی، لیبرالیسیم، مشروطه‌خواهی یا ناسیونالیسم نیست، بلکه خود آموزه‌هایی مستقل دارد.[۱۰۹] کتاب‌های مودودی ترجمه و منتشر شد و سید قطب نیز کتاب معالم فی الطریق را نوشت و توضیح دادند که مسلمانان تنها باید بر اساس شریعت اسلام رفتار کنند.[۱۱۰]

نگاه نویسندگان غربی به اسلام‌ سیاسی

مصادیق اسلام سیاسی از منظر شرق‌شناسان و رسانه‌های غربی، با سید قطب و اخوان المسلمین، ابوالاعلی مودودی و جماعت اسلامی، امام خمینی و جمهوری اسلامی آغاز می‌شود و احزاب اسلامی ترکیه و اندونزی و جنبش حزب‌الله لبنان و حماس فلسطین اشغالی را در بر‌می‌گیرد.[۱۱۱] نویسندگان و پژوهندگان غربی در نگاه به اسلام سیاسی یک‌دست نیستند و دست کم دو جریان در تحلیل اسلام سیاسی در بین اندیشمندان غربی گزارش شده است.[۱۱۲]

برخی نویسندگان غربی نگاهی سازش‌گرا و همدلانه با اسلام سیاسی دارند و آن را پدیده‌ای ضدمدرن نمی‌انگارند و معتقدند اسلام سیاسی پدیده‌ای مدرن با غلبه ماهیت فرهنگی است.[۱۱۳] و ریشه‌های خشونت‌ورزی و افراط‌گرایی برخی جریان‌های اسلام‌گرا را در بیرون از اسلام جستجو می‌کنند.[۱۱۴] کسانی چون جان اسپوزیتو، لیون تی‌ هاردار، ریچارد مورفی، گراهام فولر، و برخی دیگر را در این دسته قرار داده‌اند.[۱۱۵]

برخی دیگر از شرق‌شناسان نگاهی تقابل‌گرا به اسلام سیاسی دارند و کسانی مثل برنارد لوئیس، فرانسیس فوکویاما، ساموئل هانتیگتون و دانیل پایپز آن را نمایندگی می‌کنند.[۱۱۶] این گروه معتقدند میان آموزه‌های اسلامی و غربی تضادهای بنیادین وجود دارد و هرگز نمی‌توان بین این دو آشتی به وجود آورد و اسلام‌گرایان هیچ‌گاه نمی‌توانند رفتار دموکراتیک داشته باشند.[۱۱۷] هانتینگتون معتقد به برخورد تمدن‌ها بین اسلام و غرب است.[۱۱۸] به نظر پایپز خشونت، ذاتی اسلام است و غرب باید اسلام‌گرایان را نابود کند.[۱۱۹]

اسلام سیاسی شیعی

باورمندان به تشیع سیاسی ریشه‌های این باور را در صدر اسلام و در دعوای مشروعیت جانشینی پیامبر(ص) جست‌وجو می‌کنند، ولی تولد اسلام سیاسی شیعی را در دهه ۱۳۴۰ش دانسته‌اند، که نقطه آغاز آن دهه ۱۳۲۰ش بوده است و برخی مؤلفه‌های آن در اندیشه سیاسی نراقی و صاحب جواهر ریشه دارد.[۱۲۰] گفته شده پیشینه تاریخی و ویژگی‌های سازمانی مکتبه شیعه توانایی، انگیزه و قابلیت رهبری اصلاحات در جهان عرب را دارد[۱۲۱] زیرا در باورهای شیعیان حق انتخاب رهبران مذهبی و سیاسی در دوره غیبت و رد پذیرش حاکم ظالم و جائر وجود دارد و روحانیون شیعی نیز استقلالی نسبی دارند که ماهیت و بنیان دموکراتیک رابطه بین مردم و روحانیت را نشان می‌دهد.[۱۲۲]

ویژگی‌های تشیع سیاسی

گفتمان اسلام سیاسی شیعی را گفتمانی مبتنی بر امامت و ولایت و تحویل حکومت اسلامی به امام دوازدهم شیعیان، امام مهدی توصیف کرده‌اند که روی به آینده دارد،[۱۲۳] در مقابلِ گفتمان اسلام سیاسی سُنّی که مبتنی بر خلافت و سنت اسلامی و با نگاه به گذشته توصیف شده است.[۱۲۴] بر این اساس مفاهیم اصلی در اسلام سیاسی شیعی را عبارت‌ دانسته‌اند از: مردم، امامت، مرجعیت، آینده‌محوری و تحویل حکومت به امام مهدی(ع). اسطوره‌‌های این نظریه نیز امامت، عدالت و شهادت هستند.[۱۲۵]

ویژگی‌های اسلام سیاسی شیعه به باور سید صادق حقیقت عبارت است از: اعتقاد به انقلاب، روش‌های انقلابی و برنتافتن تجدد.[۱۲۶] این قرائت از اسلام به ضرورت ایجاد مقدمات تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت رأی می‌دهد هر چند که مستلزم پرداخت هزینه‌های جانی و مالی باشد.[۱۲۷]

زیرگرایش‌های اسلام سیاسی شیعی

پژوهش‌گران اندیشه سیاسی در ذیل اسلام سیاسی شیعی به اسلام سیاسی شیعی-فقاهتی، اسلام سیاسی شیعی-مدنی و اسلام سیاسی انقلابی-جهادی اشاره کرده‌اند.[۱۲۸] چنان‌که صادق حقیقت نیز اسلام سیاسی را به دو شاخه انقلابی و غیرانقلابی تقسیم کرده که هر یک از این دو شاخه نیز دو گونه فقاهتی و غیرفقاهتی دارند.[۱۲۹] در ایران تشیع سیاسی رنگ و بوی لیبرالی و مارکسیستی هم به خود گرفت.[۱۳۰] اما این قرائت اسلام فقاهتی به رهبری امام خمینی بود که توانست در نقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش به آرمان تشکیل حکومت اسلامی دست‌یابد و دموکراسی دینی را به صورت الهام‌بخش به اجرا بگذارد.[۱۳۱]

به گفته حقیقت، اسلام سیاسی انقلابی فقاهتی با نمایندگی امام خمینی شناخته می‌شود، و شاخص‌ترین فرد گرایش انقلابی غیرفقاهتی یا روشنفکری را می‌توان علی شریعتی دانست.[۱۳۲] در نظریه فقهی امام خمینی نکته اصلی ولایت مطلقه فقیهان است که به معنای ابتنای احکام حکومتی ولایی بر مصلحت است که بالتبع بر احکام اولیه و ثانویه تقدم پیدا می‌کند.[۱۳۳] هم‌چنین در این نظام اندیشگی انقلاب و روش‌های خشونت‌آمیز برای سرنگون کردن نظام جور و برنتافتن جنبه استعماری و اندیشه‌ای غرب شاخص‌های اصلی اسلام سیاسی انقلابی هستند.[۱۳۴]

اسلام سیاسی غیرانقلابی، با سه مشخصه شناخته می‌شود: عدم اعتقاد به انقلاب، ابتنا بر مهندسی تدریجی به جای روش‌های خشن و رادیکال و سازگاری نسبی با تجدد.[۱۳۵] این گونه از اسلام سیاسی نیز دو نحله فقاهتی و غیرفقاهتی دارد. مهدی بازرگان را شاخص‌ترین فرد نحله غیرفقاهتی معرفی کرده‌اند.[۱۳۶] حقیقت احتمال داده است که بتوان مطهری و بهشتی را نمونه اسلام سیاسی فقاهتی میانه‌رو دانست.[۱۳۷]

اسلام سیاسی شیعی در مناطق مختلف جهان

به جز ایران، در برخی کشورهای دیگر نیز حرکت‌های اسلام‌گرای شیعی دیده می‌شود که شاخص‌ترین آن‌ها عراق، لبنان و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس گزارش شده‌اند.[۱۳۸] دو پژوهشگر در سال ۱۳۸۹ش فهرستی با ۲۰ عنوان از احزاب سیاسی و گروه‌های شیعی در منطقه خاورمیانه تهیه کرده‌اند که بحرین، افغانستان، عربستان، پاکستان، عراق، لبنان، فلسطین، و یمن فعال هستند[۱۳۹] و خود را پیرو ولایت فقیه و اسلام سیاسی می‌دانند.[۱۴۰]

حرکت‌های تشیع سیاسی در منطقه خاورمیانه و غرب آسیا را بیشتر ناشی از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و نیز از بین رفتن حکومت بعثی عراق دانسته‌اند.[۱۴۱] گراهام فولر و رند رحیم فرانکه در کتابشان «شیعیان عرب، مسلمانان فراموش‌شده» به معرفی جریان‌های سیاسی شیعی در جوامعی با اکثریت سنی مانند عربستان، لبنان و کویت پرداخته‌اند.[۱۴۲] و معتقدند مظلومیت و محرومیت شیعه در طول تاریخ و رشد آگاهی سیاسی شیعیان از سال‌های ۱۹۶۰ میلادی به بعد باعث احیای اسلام شیعی شده است.[۱۴۳]

تشیع سیاسی در ایران

در ایران فدائیان اسلام به رهبری سید مجتبی نواب صفوی را اولین ظهور اسلام سیاسی انقلابی دانسته‌اند که هدف خود را تأسیس حکومت اسلامی اعلام کردند و اندیشه‌های آنان به اخوان المسلمین مصر نزدیک بود.[۱۴۴] فدائیان در یک دهه از ۱۳۲۴ تا ۱۳۳۴ شمسی تأثیر عمیقی بر صحنه دینی و سیاسی ایران گذاشتند.[۱۴۵] مخالفت با سکولاریسم و ناسیونالیسم از محورهای اصلی اندیشه فدائیان محسوب می‌شود.[۱۴۶] و اجرای دستورات اسلامی را مشروط به تشکیل حکومت اسلامی می‌دانستند.[۱۴۷]

خوانش شیعی-ایرانی با بهره‌گیری از بنیان‌های معرفت شیعی و با تأکید بر ضرورت فراهم‌سازی شرایط تحقق حکومت موعود و عدالت جهانی و تشکیل حکومت به نیابت امام عصر(ع)، توانست حکومت اسلامی (ولایت فقیه) را در ایران پایه‌گذاری کند.[۱۴۸] پیروزی انقلاب اسلامی در ایران باعث شد دانشگاه‌های آمریکا مدتها مطالعات و تحقیقاتی با محور تشیع سیاسی را جزو برنامه‌های خود قرار دهند.[۱۴۹]

تشیع سیاسی در عراق

برای اسلام سیاسی شیعی در عراق مجلس اعلای اسلامی عراق، حزب الدعوة و جریان صدر را مثال زده‌اند.[۱۵۰] حزب الدعوة الاسلامیة را یکی از برجسته‌ترین احزاب شیعی عراق دانسته‌اند که دامنه تأثیرات آن به سایر مناطق و نیز حرکت‌های حزبی بعدی کشیده شده است.[۱۵۱] عبدالهادی فضلی از بنیان‌گذاران حزب گفته است که او پیش از هر کس دیگر اندیشه ولایت فقیه را از امام خمینی گرفته و سال‌ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این اندیشه را در مبانی حزب الدعوه ثبت کرده است.[۱۵۲] منظمة العمل الاسلامی،[۱۵۳] المجلس الاعلی الاسلامی،[۱۵۴] صدریون،[۱۵۵] و پیروان شیخ مهدی خالصی[۱۵۶] و برخی گروه‌های دیگر[۱۵۷] نیز از گروه‌ها و تشکل‌های پیرو اسلام سیاسی در عراق شمرده شده‌اند.

رشید الخیون نخستین حرکت مرتبط با اسلام سیاسی را دخالت مراجع تقلید نجف در ماجرای انقلاب مشروطه ایران معرفی می‌کند[۱۵۸] و دومین حرکت را انقلاب ۱۹۲۰ عراق می‌داند که علیه نیروهای انگلیسی رخ داده است.[۱۵۹] و در این بین به جمعیة النهضة الأسلامیة اشاره می‌کند که به دست گروهی از عالمان شیعی نجف تأسیس شده بود[۱۶۰] و شعبه‌هایی داشت[۱۶۱] و یک شعبه‌ از آن نیز زیر نظر سید ابوالقاسم کاشانی فعال بود.[۱۶۲] او سپس از حزب کوتاه‌مدت «التضامن الوطنی» در عراق نام می‌برد که در سال ۱۹۶۵م با مشارکت محمدرضا الشبیبی، سید مرتضی عسکری و محمدمهدی حکیم تشکیل شد.[۱۶۳] تشکیلات الشباب المسلم (جوانان مسلمان) در سال ۱۹۴۰م در نجف،[۱۶۴] تشکیل حزب جعفری در سال‌های ۱۹۵۱-۱۹۵۲[۱۶۵] که هسته تشکیل حزب الدعوة الاسلامیة شد،[۱۶۶] آن را سرآغاز تحزب شیعی دانسته‌اند که دغدغه اصلی‌اش مسائل سیاسی بود.[۱۶۷]

تشیع سیاسی در لبنان

جنبش سیاسی شیعیان لبنان تا مدتها محدود به حرکتهایی به رهبری موسی صدر محدود می‌شد.[۱۶۸] در لبنان به حزب‌الله لبنان و حزب أمل اشاره شده است[۱۶۹] حزب‌الله پیرو نظریه ولایت فقیه است و پیوندی راهبردی با جمهوری اسلامی ایران دارد.[۱۷۰]

تشیع سیاسی در عربستان

سازمان انقلاب اسلامی عربستان از سال ۱۹۷۵م در مناطق شیعه‌نشین شرق عربستان تشکیل شده و مواضع جمهوری اسلامی ایران را پذیرفته است.[۱۷۱] حرکت اصلاح اسلامی شیعه، و حزب‌الله عربستان سعودی نیز از تشکل‌های شیعه با گرایش اسلام سیاسی به‌شمار می‌روند.[۱۷۲]

تشیع سیاسی در بحرین

در بحرین بزرگ‌ترین و مهم‌ترین حزب شیعی «جمعیت وفاق ملی اسلامی» به رهبری علی سلمان است.[۱۷۳] جبهه اسلامی آزادی‌بخش بحرین نیز در سال ۱۳۵۵شمسی فعالیت خود را آغاز کرده بود[۱۷۴]

تشیع سیاسی در یمن

در یمن نیز سرکوب جنبش‌های شیعی را در راستای تهدیدنمایی تشیع سیاسی ارزیابی کرده‌اند.[۱۷۵] چنان‌که جنبش انصار‌الله (حوثی‌ها) در یمن را برگرفته از اندیشه‌های تشیع سیاسی دانسته‌اند.[۱۷۶] که با عوامل دیگری مثل محدودیت‌های اعمال شده بر شیعیان از سوی حکومت یمن، حضور نیروهای آمریکایی در یمن و دخالت عربستان سعودی در امور یمن فعال و تشدید شده است.[۱۷۷] جنبش حوثی‌ها حکومت وقت یمن را حکومتی با گرایش‌ سکولار می‌دانست که بر خلاف آموزه‌های ایشان تبار فاطمی نیز نداشت.[۱۷۸] هدف جریان حوثی احیاء هویت شیعی زیدیه در مقابل گسترش جریان وهابیت در یمن دانسته شده است.[۱۷۹] این جریان در قالب‌های رسمی مثل «حزب الحق» و «جمعیة الشباب المؤمن» و قالب‌های غیر رسمی فعال است.[۱۸۰]

اسلام سیاسی سنی

نزیه الایوبی در کتاب خود حرکت‌های اسلام‌گرای سنی را در مصر، سوریه، اردن، عربستان سعودی، سودان و تونس بررسی و گزارش کرده است.[۱۸۱] در سال ۲۰۰۲ میلادی گروه‌هایی مثل طالبان در افغانستان، جماعت تبلیغ در پاکستان، اخوان المسلمین، ترکیه،[۱۸۲] و حزب فضیلت به رهبری نجم‌الدین اربکان در ترکیه را پیرو اسلام سیاسی دانسته‌اند.[۱۸۳] اربکان را پدر اسلام‌گرایی ترکیه توصیف کرده‌اند.[۱۸۴]

اخوان المسلمین به‌مثابه ریشه‌دارترین حریان اسلام‌گرای جهان اسلام، با تکیه بر بنیان‌های معرفتی اسلامی و بازتعریف هویت اسلامی توانست جریان فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قوی و گسترده‌ای در جهان اسلام تولید و سازماندهی کند و علاوه بر نفوذ در ساختار قدرت جوامع اسلامی خاورمیانه به‌مثابه کنش‌گری فعال در نظام بین‌الملل نقش‌آفرینی کند حتی در پی انقلاب‌ها عربی سال ۲۰۱۱ میلادی در خاورمیانه به صورت موقت به حاکمیت سیاسی در کشورهای مصر و تونس دست یابد.[۱۸۵]

خوانش افراطی سلفی-تکفیری نیز با برداشتی سطحی از هویت اسلامی و بهره‌گیری از خلاء‌های معرفتی در مبانی فکر سلفیت و وهابیت، علاوه بر تعارض با خوانش‌های دیگر گفتمان اسلام سیاسی، گفتمان‌های اسلامی و غیراسلامی دیگر در خاور میانه و حتی در سطح بین‌المللی را به چالش بکشد. داعش نمونه عینی و برجسته خوانش افراطی سلفی-تکفیری گفتمان اسلام سیاسی است.[۱۸۶] در یمن نیز جریان‌های اسلام‌گرای سنی گزارش شده‌اند که شامل گروه‌هایی از هوداران اخوان المسلمین و گروه‌هایی از سلفی‌های وهابی می‌شود.[۱۸۷]

پانویس

  1. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۷.
  2. ↑ کومار، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ۲۱۰۶م، ص۱۳۶.
  3. ↑ کومار، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ۲۱۰۶م، ص۱۳۶.
  4. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۷.
  5. ↑ کاظمیان سورکی و همکاران، «آینده‌پژوهی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران»، ص۳۲۲.
  6. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۲۸-۱۲۹.
  7. ↑ السید، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ۱۳۸۳ش، ص۳۴.
  8. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۸.
  9. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۵.
  10. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  11. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  12. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  13. ↑ اختری و عباس‌تبار مقری، «مختصات اسلام سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای»، ص۵۷.
  14. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۵۴.
  15. ↑ السید، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ۱۳۸۳ش، ص۸۹.
  16. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۲۸-۱۲۹.
  17. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۲۸-۱۲۹.
  18. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  19. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۶.
  20. ↑ صفوی همامی و شمسی یارعزیز، :«اسلام سیاسی و اسلام اجتماعی»، ص۱۲۳۲.
  21. ↑ صفوی همامی و شمسی یارعزیز، :«اسلام سیاسی و اسلام اجتماعی»، ص۱۲۳۷.
  22. ↑ اختری و عباس‌تبار مقری، «مختصات اسلام سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای»، ص۵۶.
  23. ↑ اختری و عباس‌تبار مقری، «مختصات اسلام سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای»، ص۵۷.
  24. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  25. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۷۰.
  26. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۷۰.
  27. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۵۴.
  28. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۵۸.
  29. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۲.
  30. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  31. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۲.
  32. ↑ پورزمان، پرتوی، و لطفی‌زاده، «بررسی مقایسه‌ای جایگاه جریان فکری لیبرال دموکراتیک و جریان اسلام سیاسی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۷۹.
  33. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۴۹.
  34. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۴۹-۲۵۰.
  35. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۵۳.
  36. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۵۷.
  37. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۶۵.
  38. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۲۸۵.
  39. ↑ کاظمیان سورکی و همکاران، «آینده‌پژوهی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران»، ص۳۲۲.
  40. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۰.
  41. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۷.
  42. ↑ اختری و عباس‌تبار مقری، «مختصات اسلام سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای»، ص۵۶.
  43. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۷.
  44. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۹-۹۰.
  45. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۰.
  46. ↑ السید، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ۱۳۸۳ش، ص۳۲-۳۳.
  47. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۱.
  48. ↑ السید، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ۱۳۸۳ش، ص۸۸.
  49. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۱.
  50. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۸.
  51. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۷.
  52. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  53. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۲۸.
  54. ↑ محمودپناهی،چالش‌های اسلامی سیاسی و غرب، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
  55. ↑ محمودپناهی،چالش‌های اسلامی سیاسی و غرب، ۱۳۸۹ش، ص۱۹.
  56. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۵.
  57. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  58. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۷.
  59. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  60. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  61. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  62. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  63. ↑ العشماوی، الاسلام السیاسی، ۲۰۰۴م، ص۳۸.
  64. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۵.
  65. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۲.
  66. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۷۹.
  67. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  68. ↑ العلوی، دولة الاسلام السیاسی، ۲۰۱۷م، ص۱۳.
  69. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۱.
  70. ↑ اعراب، الاسلام السیاسی و الحداثة، ۲۰۰۰م، ص۱۳۶.
  71. ↑ کاظمیان سورکی و همکاران، «آینده‌پژوهی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران»، ص۳۲۲.
  72. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  73. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۳۱.
  74. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۳۱.
  75. ↑ رنجبر، «از کمالیسم تا بنیادگرایی»، ص۷۲.
  76. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۴.
  77. ↑ رنجبر، «از کمالیسم تا بنیادگرایی»، ص۷۲.
  78. ↑ العشماوی، الاسلام السیاسی، ۲۰۰۴م، ص۱۴۱-۱۵۳.
  79. ↑ رنجبر، «از کمالیسم تا بنیادگرایی»، ص۷۵.
  80. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  81. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  82. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳.
  83. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۸۲.
  84. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۹.
  85. ↑ العشماوی، الاسلام السیاسی، ۲۰۰۴م، ص۳۹۰.
  86. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۴۲۴.
  87. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۹.
  88. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۹.
  89. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳-۱۴.
  90. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه‌شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  91. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۷۱-۷۵.
  92. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۶.
  93. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۷۴.
  94. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳-۱۴.
  95. ↑ کومار، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ۲۱۰۶م، ص۱۳۹.
  96. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۵-۸۶.
  97. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  98. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلام سیاسی در دوره معاصر»، ص۶۹.
  99. ↑ پوراحمدی میبدی و ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، ص۱۳-۱۴.
  100. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۱.
  101. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه‌شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  102. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۵.
  103. ↑ خراسانی، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر»، ص۷۳.
  104. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۰.
  105. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۱.
  106. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۱.
  107. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۲.
  108. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۳.
  109. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۳.
  110. ↑ جمشیدی‌راد و محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۳.
  111. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۵.
  112. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۳.
  113. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۴.
  114. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۵.
  115. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۵.
  116. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۹.
  117. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۶۹.
  118. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۷۰.
  119. ↑ توانا و دیگران، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، ص۱۷۱.
  120. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۵.
  121. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۸.
  122. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۸.
  123. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۸.
  124. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۸۸.
  125. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۹۱.
  126. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۶.
  127. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۶.
  128. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۹۱.
  129. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۶.
  130. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  131. ↑ معصومی و همکاران، «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی»، ص۱۶۳.
  132. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  133. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  134. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  135. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  136. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  137. ↑ حقیقت، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، ص۶۷.
  138. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۱۵۳.
  139. ↑ خان‌محمدی و خرمشاد، «آینده اسلام سیاسی شیعی در ایران»، ص۱۴.
  140. ↑ خان‌محمدی و خرمشاد، «آینده اسلام سیاسی شیعی در ایران»، ص۱۳.
  141. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۶.
  142. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۷.
  143. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۷.
  144. ↑ حسینی‌زاده، اسلام سیاسی در ایران، ۱۳۸۵ش، ص۱۷۵.
  145. ↑ جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران، ۱۳۸۲، ص۱۰۴.
  146. ↑ تقی‌لو و حسینی، «تجدد آمرانه و ظهور اسلام سیاسی در ایران با تأکید بر فدائیان اسلام»، ص۷۵.
  147. ↑ تقی‌لو و حسینی، «تجدد آمرانه و ظهور اسلام سیاسی در ایران با تأکید بر فدائیان اسلام»، ص۷۶.
  148. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۹۰.
  149. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۶.
  150. ↑ کومار، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ۲۱۰۶م، ص۱۳۸.
  151. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۷۱.
  152. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۲۴۱.
  153. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۲۶۵.
  154. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۳۲۹.
  155. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۳۵۳.
  156. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۴۶۷.
  157. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۴۴۵ -۵۸۸.
  158. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۵۶.
  159. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۵۹.
  160. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۴۲-۱۴۵.
  161. ↑ شبر، حزب الدعوة الاسلامیة، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۹۹.
  162. ↑ شبر، حزب الدعوة الاسلامیة، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۱۰۲.
  163. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۱۴.
  164. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۵۲.
  165. ↑ شبر، حزب الدعوة الاسلامیة، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۸۷.
  166. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۶۲.
  167. ↑ الخیون، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، ۲۰۱۱م، ص۱۶۴.
  168. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۶.
  169. ↑ کومار، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ۲۱۰۶م، ص۱۳۸.
  170. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۴۸.
  171. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۴۲.
  172. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۴۲-۴۳.
  173. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۴۵.
  174. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۴۴.
  175. ↑ مجیدی، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، ص۳۷.
  176. ↑ مسعودنیا و توسلی، «بازخوانی جنبشی شیعی الحوثی در یمن»، ص۱۳۳.
  177. ↑ مسعودنیا و توسلی، «بازخوانی جنبشی شیعی الحوثی در یمن»، ص۱۳۴.
  178. ↑ مسعودنیا و توسلی، «بازخوانی جنبشی شیعی الحوثی در یمن»، ص۱۳۷.
  179. ↑ فوزی، «علل شکل‌گیری و ماهیت جنبش‌های سیاسی در خاورمیانه»، ص۲۳-۲۵.
  180. ↑ دارا و بابایی،‌ «بازخوانی جنبش انصارالله یمن در بستر انقلاب اسلامی ایران»، ص۱۳۰.
  181. ↑ الایوبی، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، ۲۰۲۰م، ص۱۵۵-۲۲۷.
  182. ↑ فولر، «آینده اسلام سیاسی»، ص۳۰۷.
  183. ↑ هرمان، «روایت‌های متفاوت از اسلام سیاسی در ترکیه»، ص۱۱۹.
  184. ↑ صفوی همامی و شمسی یارعزیز، :«اسلام سیاسی و اسلام اجتماعی»، ص۱۲۳۵.
  185. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۹۰.
  186. ↑ اکبری، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه»، ص۹۰.
  187. ↑ فوزی، «علل شکل‌گیری و ماهیت جنبش‌های سیاسی در خاورمیانه»، ص۲۶.

منابع

  • اختری، عبادالله و رحمت عباس‌تبار مقری، «مختصات اسلام سیاسی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای»، فصلنامه راهبرد سیاسی، شماره ۲۴، بهار ۱۴۰۲ش.
  • اکبری، حمیدرضا، «آینده گفتمان اسلام سیاسی در خاورمیانه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۳۰»، جستارهای سیاسی معاصر، شماره ۲۹، پاییز ۱۳۹۷ش.
  • اعراب، ابراهیم، الاسلام السیاسی و الحداثة، افریقیا الشرق، مغرب (مراکش)، ۲۰۰۰م.
  • الایوبی، نزیه، الاسلام السیاسی: الدین و السیاسه فی العالم العربی، بیروت، مرکز نماء، ۲۰۲۰م.
  • پوراحمدی میبدی، حسین و عباس ذوالفقاری، «انواع مدل های اسلام سیاسی و تعامل آنها با سیاست جهانی»، فصلنامه رهیافت‌های سیاسی و بین‌المللی، شماره ۴۱، بهار ۱۳۹۴ش.
  • پورزمان، امیر، اصغر پرتوی، و ابوالفضل لطفی‌زاده. ب«ررسی مقایسه‌ای جایگاه جریان فکری لیبرال دموکراتیک و جریان اسلام سیاسی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایران»، پژوهش‌های انقلاب اسلامی، شماره ۳۶، بهار ۱۴۰۰ش.
  • تقی‌لو، فرامرز و سید مجتبی حسینی، «تجدد آمرانه و ظهور اسلام سیاسی در ایران با تأکید بر فدائیان اسلام»، تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام، شماره ۲۶، بهار ۱۴۰۰ش.
  • توانا، محمدعلی، امیر روشن و منیژه بیگلری، «آینده اسلام سیاسی در عصر جهانی‌شدن: دیدگاه‌های مختلف»، پژوهش‌های روابط بین‌الملل، شماره ۱، پاییز ۱۳۹۰ش.
  • جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی سیاسی ایران سال‌های ۱۳۲۰-۱۳۵۷، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، ۱۳۸۲ش.
  • جمشیدی‌راد، محمدصادق و سید محمدرضا محمودپناهی، «مفهوم اسلام سیاسی در انقلاب اسلامی ایران»، پژوهش‌نامه انقلاب اسلامی، شماره ۵، زمستان ۱۳۹۱ش.
  • حسینی‌زاده، سید محمدعلی، اسلام سیاسی در ایران، دانشگاه مفید، قم، ۱۳۸۵ش.
  • حقیقت، سید صادق، «مسئله زن؛ مقایسه دو گفتمان اسلام سیاسی و بنیادگرایی»، فصلنامه اندیشه سیاسی در اسلام، شماره ۴۰، تابستان ۱۴۰۳ش.
  • خان‌محمدی، یوسف و محمدباقر خرمشاد، «آینده اسلام سیاسی شیعی در ایران»، فصلنامه راهبرد، شماره ۹۸، بهار ۱۴۰۰ش.
  • خراسانی، رضا، «مواجهه غرب و اسلامی سیاسی در دوره معاصر (چیستی و چرایی آن)»، فصلنامه علوم سیاسی، شماره ۴۹، بهار سال ۱۳۸۹ش.
  • الخیون، رشید، الاسلام السیاسی بالعراق، ج۱، دبی -امارات، مرکز المسبار، ۲۰۱۱م.
  • دارا، جمیل و محمود بابایی،‌ «بازخوانی جنبش انصارالله یمن در بستر انقلاب اسلامی ایران»، فصلنامه پژوهش‌های انقلاب اسلامی، شماره ۱۵، زمستان ۱۳۹۴ش.
  • رنجبر، مقصود، «از کمالیسم تا بنیادگرایی؛ معرفی کتاب هراس بنیادین، اروپامدرای و ظهور اسلام‌گرایی»، ماهنامه زمانه، شماره ۲۷، آذر ۱۳۸۳ش.
  • السید، رضوان، اسلام سیاسی معاصر در کشاکش هویت و تجدد، ترجمه: مجید مرادی، تهران، انتشارات باز، ۱۳۸۳ش.
  • شبر، حسن، حزب الدعوة الاسلامیة، بیروت، العارف، ۱۴۳۰ق.
  • صفوی همامی، حمزه، و رقیه شمسی یارعزیز، «اسلام سیاسی و اسلام اجتماعی؛ مطالعۀ تطبیقی اندیشه‌های رهبران انقلاب اسلامی ایران و جنبش گولن»، فصلنامه سیاست، دوره ۵۰، شماره ۴، اسفند ۱۳۹۹ش.
  • العشماوی، محمد سعید، الاسلام السیاسی، بیروت، مؤسسة الانتشار العربی، ۲۰۰۴م.
  • العلوی، سعید بنسعید، دولة الاسلام السیاسی (وهم الدولة الاسلامیة)، رباط، مغرب، مؤمنون بلا حدود، ۲۰۱۷م.
  • فوزی، یحیی، «علل شکل‌گیری و ماهیت جنبش‌های سیاسی در خاورمیانه: بررسی موردی جنبش سیاسی در یمن»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، شماره ۱، خرداد ۱۳۹۱ش.
  • فولر، گراهام.ای، «آینده اسلام سیاسی»، برگردان: پیروز ایزدی، فصلنامه راهبرد، شماره ۲۷، بهار ۱۳۸۲ش.
  • کاظمیان سورکی، سلمان و همکاران، «آینده‌پژوهی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران»، نشریه تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی، شماره ۷۹، زمستان ۱۴۰۴ش.
  • کومار، دیپا، فوبیا الاسلام و السیاسة الامبریالیه، ترجمه: امانی فهمی، قاهره، المرکز القومی للترجمه، ۲۱۰۶م.
  • مجیدی، حسن، «از جنبش تا نهاد، بازخیزی شیعیان خاور میانه»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، شماره ۱، خرداد ۱۳۹۱ش.
  • محمودپناهی، سید محمدرضا، چالش‌های اسلام سیاسی و غرب، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۹ش.
  • مسعودنیا، حسین و حسین توسلی، «بازخوانی جنبشی شیعی الحوثی در یمن»، فصلنامه مطالعات سیاسی جهان اسلام، شماره ۳، پاییز ۱۳۹۱ش.
  • معصومی، ابراهیم، سعید اسلامی، و کمال پولادی. «بررسی مقایسه‌ای جامعه شناسی اسلام سیاسی شیعی مبتنی بر امامت و رویکردهای انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی نوسلفیه مبتنی بر خلافت با تاکید برداعش»، جامعه‌شناسی سیاسی انقلاب اسلامی، شماره ۵، بهار ۱۴۰۰ش.
  • هرمان، راینر، «روایت‌های متفاوت از اسلام سیاسی در ترکیه»، ترجمه: محمدحسین خورشیدی، اخبار ادیان، شماره۷، اردیبهشت ۱۳۸۳ش.