پرش به محتوا

ابوعبدالله شیعی

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از ابو عبدالله شیعی)
ابوعبدالله شیعی
پایه‌گذار خلافت فاطمی
اطلاعات کلی
نام کاملحسین بن احمد بن محمد زکریا
لقب/کنیهشیعی، معلم، صوفی، صنعانی
دیناسلام
مذهبشیعه اسماعیلی
محل زندگیبغداد و شمال آفریقا
وفات۱۵ جمادی‌الثانی سال ۲۹۸ق
محل دفنقِیروان (شهری در تونس)
اطلاعات علمی
تأثیرپذیرفته ازابن‌حَوشَب (داعی یمن)
فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی
فعالیت‌هاترویج آموزه‌های اسماعیلیان در آفریقا
مناصبداعی اسماعیلیان و امور حِسْبِیه
اطلاعات دیگر


ابوعبدالله شیعی از داعیان اسماعیلی و از پایه‌گذاران خلافت فاطمی در شمال آفریقا دانسته شده است. او با سازماندهی و جذب پیروان، آموزه‌های اسماعیلیه را ترویج و پایه‌های خلافت فاطمیون را مستحکم کرد. ابوعبدالله با ورود به کتامه، اعتماد مردم و رؤسا را جلب نمود و نفوذ خود را گسترش داد.

در سال ۲۹۱ق، ابوعبدالله با قیامی نظامی علیه ابراهیم بن احمد اغلبی، حاکم اِفْریقِیّه (منطقه وسیعی در شمال آفریقا)، چندین شهر را تصرف و سلسله اَغلَبیان را سرنگون کرد. او با آزاد ساختن عبیدالله المهدی، نخستین خلیفه فاطمی، زمینه را برای ایجاد خلافت فاطمیان فراهم کرد. عبیدالله در سال ۲۹۷ق با لقب «المهدی بالله» خلافت فاطمی را اعلام کرد.

ابوعبدالله، دستورات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را بر مبنای قرآن و شریعت اجرا می‌کرد. پس از سقوط اغلبیان، امنیت و نظم را برقرار ساخت و پیروان خود را به رعایت اخلاق اسلامی و دوری از اختلافات مذهبی دعوت نمود. او با مجازات گناهکاران، حدود شرعی را در مورد گناهان مستوجب حد، اجرا می‌کرد.

ابوعبدالله شیعی در ۱۵ جمادی‌الثانی سال ۲۹۸ق به فرمان عبیدالله المهدی کشته شد و در قِیرَوان (شهری در تونس) دفن شد.

شخصیت‌شناسی

حسین بن احمد بن محمد زکریا، معروف به ابوعبدالله شیعی،[۱] از داعیان اسماعیلی بود که نقش مهمی در تأسیس خلافت فاطمی در شمال آفریقا ایفا کرد.[۲] او در بغداد زندگی می‌کرد[۳] و متصدی امور حِسْبیه بود.[۴] ابوعبدالله به دینداری، امانتداری[۵] و زهد و قناعت[۶] و هوش[۷] شهرت داشت. وی به سبب آموزش معارف باطنی شیعی، «معلم»[۸] و به دلیل پوشیدن لباس صوفیان، «صوفی» خوانده می‌شد.[۹] او را با القاب «شیعی» و «صنعانی» نیز می‌شناختند[۱۰] و در مورد زادگاهش، بین کوفه[۱۱] و صنعا[۱۲] اختلاف است.

بر پایه منابع تاریخی،[۱۳] پس از تشکیل حکومت فاطمی توسط عبیدالله مهدی (اولین خلیفه فاطمی)، اطرافیان ابوعبدالله شیعی به مهدی فاطمی گرایش پیدا کردند و برخی با پخش اخبار نادرست درباره وفاداری ابوعبدالله، سوء‌ظن مهدی را برانگیختند.[۱۴] تحریکات ابوالعباس، برادر ابوعبدالله، نیز در این امر مؤثر بود.[۱۵] عبیدالله مهدی، ابوعبدالله و برادرش را از مناصب دولتی برکنار کرد[۱۶] که این امر موجب نارضایتی آنان شد.[۱۷]

ابوعبدالله شیعی و برادرش در روز دوشنبه ۱۵ جمادی‌الثانی سال ۲۹۸ق[۱۸] به فرمان عبیدالله المهدی، کشته شدند.[۱۹] پیکر او در قبرستانی در قیروان[۲۰] به خاک سپرده شد.[۲۱] گزارش شده است که عبیدالله در مراسم تشییع او حضور یافت و بر او نماز خواند.[۲۲]

فعالیت‌ها و اقدامات

شروع دعوت

گزارش شده که ابوعبدالله در مراسم حج با فردی به‌نام حسین اهوازی آشنا[۲۳] و به پیشنهاد او در سال ۲۷۹ق[۲۴] به یمن نزد ابن‌حَوشَب، داعی یمن، رفت[۲۵] و در مجالس او شرکت کرد[۲۶] و به تدریج از یاران خاص وی شد.[۲۷] پس از مرگ داعیان مغرب، ابن‌حوشب او را با اموالی به کَُتامَه (شهری در مَراکِش) فرستاد.[۲۸] وی در حج با قبیله کتامه آشنا شد[۲۹] و با بیان فضائل امام علی(ع)[۳۰] و نشان دادن عبادت و دانش خود، اعتمادشان را جلب کرد و همراه آنان به کتامه رفت.[۳۱] ابوعبدالله در سال ۲۸۰ق[۳۲] یا ۲۸۸ق[۳۳] در کتامه مستقر شد و خود را فرستاده داعیان معرفی کرد.[۳۴] او با تبلیغ و بهره‌گیری از باورهای مهدویت،[۳۵] گروهی را جذب و مردم را به اطاعت فراخواند.[۳۶] ابوعبدالله در کتامه به «سید»[۳۷] و «مَشرقی» مشهور شد و پیروانش «مَشَارِقِه» نامیده شدند.[۳۸]

اجرای دستورات دینی

به گفته برخی تاریخ‌نگاران، ابوعبدالله شیعی، قرآن[۳۹] و دین[۴۰] را مبنای دستورات سیاسی و اجتماعی خود قرار داد. او کتامه را بخش‌بندی کرد[۴۱] و پس از سقوط آل‌اغلب، بنی‌مدرار و بنی‌رستم، برای ایجاد امنیت، سیاست‌هایی اجرا نمود.[۴۲] وی پیروانش را به اخلاق اسلامی و عدالت دعوت[۴۳] و از تفرقه مذهبی منع می‌کرد[۴۴] و افراد مورد اعتماد را به ماموریت می‌فرستاد.[۴۵] به گزارش ابن‌حَیُّون، ابوعبدالله خطاکاران را مجازات و پس از توبه می‌بخشید.[۴۶] همچنین درباره گناهانی که دارای حد بود، حد شرعی اجرا می‌کرد.[۴۷]

زمینه‌سازی برای تشکیل حکومت فاطمی

بر پایه گزارشات، ابوعبدالله پس از ورود به کتامه، مورد تحقیق ابراهیم بن احمد اغلبی، حاکم اِفْریقِیه (منطقه وسیعی در شمال آفریقا)، قرار گرفت[۴۸] اما به سبب گزارشی که ابوعبدالله را فردی ساده‌زیست و دعوت‌کننده به عبادت معرفی می‌کرد، اقدامی علیه او انجام نشد.[۴۹] رؤسای اطراف از بیم خطر برای امارت خود، با او بیعت کردند.[۵۰] در سال ۲۹۱ق، حملات نظامی ابوعبدالله به آل‌اغلب آغاز شد و شهرهایی را تصرف کرد.[۵۱] تلاش ابراهیم برای منصرف کردن او ناکام ماند[۵۲] و در جنگ کشته شد.[۵۳] حکومت به پسرانش عبدالله و زیادةالله رسید.[۵۴] زیادةالله، عبیدالله بن محمد، بنیانگذار فاطمیون، را در سِجِلْماسه (شهری در شمال آفریقا) زندانی کرد.[۵۵]

ابوعبدالله در سال ۲۹۶ق، رَقَّاده (شهری در تونس) را تصرف و اموال آل‌اغلب را تقسیم کرد[۵۶] و دستور داد به نام مهدی فاطمی (عبیدالله بن محمد) خوانده شود.[۵۷] زیادةالله از قِيرَوان (شهری در تونس) گریخت[۵۸] و ابوعبدالله برادرش (ابوالعباس) را حاکم آنجا نمود.[۵۹] ابوعبدالله، عبیدالله بن محمد را از زندان سِجِلماسه آزاد[۶۰] و مردم را به پیروی از او دعوت کرد.[۶۱] عبیدالله بن محمد در سال ۲۹۷ق در رفاده اقامت گزید[۶۲] و با لقب «المهدی بالله» اعلام خلافت کرد.[۶۳]

پانویس

  1. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۶.
  2. دفتری، معجم التاریخ الاسماعیلی، ۲۰۱۶م، ص۷۷.
  3. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۴۵.
  4. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۰.
  5. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۶.
  6. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۸۴.
  7. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۰.
  8. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۱۴.
  9. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۱۴.
  10. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۴۵.
  11. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۶.
  12. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۰؛ تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۴۵.
  13. برای نمونه بنگرید به: خَربوطَلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۵۸-۶۱.
  14. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۶۱-۶۲.
  15. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۵۰-۵۱؛ ظاهر، تاریخ الشیعة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۳۶-۱۳۷.
  16. ظاهر، تاریخ الشیعة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۳۶؛ صالح، التشیع المصری الفاطمی، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۱۵۷.
  17. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۶۱-۶۲.
  18. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۱۹۳.
  19. دفتری، معجم التاریخ الاسماعیلی، ۲۰۱۶م، ص۷۷.
  20. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۶۰.
  21. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۱۹۳.
  22. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۶۰.
  23. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۴۵.
  24. دفتری، معجم التاریخ الاسماعیلی، ۲۰۱۶م، ص۷۷.
  25. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۴۵-۴۶.
  26. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۶.
  27. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۳۱.
  28. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۳۱.
  29. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۴۶.
  30. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۸-۳۱.
  31. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۰.
  32. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۳۶.
  33. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ج۱، ص۴۷؛ مغنیه، الشيعة و الحاكمون، ۱۴۲۱ق، ص۱۸۹.
  34. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۱.
  35. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۳۵.
  36. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۱.
  37. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۲۷.
  38. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۳۸.
  39. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۴۴.
  40. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۴۶.
  41. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۸۱-۸۲.
  42. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۵۷.
  43. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۴۴.
  44. خربوطلی، ابوعبدالله الشیعی...، ۱۹۷۲م، ص۴۴.
  45. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۸۲.
  46. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۷۹.
  47. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۷۹.
  48. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۴۰.
  49. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۸، ص۳۳.
  50. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۵۱
  51. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۵۳.
  52. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۵۴.
  53. ابن‌اثیر، الکامل، ۱۳۸۵ق، ج۲۰، ص۲۴۲-۲۴۳؛ تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۵۴.
  54. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  55. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  56. ابن‌حیون، افتتاح الدعوة، ۱۴۲۶ق، ص۱۵۰.
  57. تامر، الخلیفة الأول...، ۱۴۰۰ق، ص۵۴.
  58. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  59. ظاهر، تاریخ الشیعة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۳۵.
  60. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  61. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  62. مقریزی، المواعظ والإعتبار، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۲۲.
  63. دفتری، معجم التاریخ الاسماعیلی، ۲۰۱۶م، ص۷۷.

منابع

  • ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
  • ابن‌حیون، نعمان بن محمد، افتتاح الدعوة، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۶ق.
  • تامر، عارف، الخلیفة الاول: عبیدالله المهدي، بی‌جا، دار الجیل، ۱۴۰۰ق.
  • خربوطلی، علی حسنی، ابوعبدالله الشیعی موسس الدولة الفاطمیة، بی‌جا، مطبعة الفنیة الحدیثة، ۱۹۷۲م.
  • دفتری، فرهاد، معجم التاریخ الاسماعیلی، بیروت، دار الساقی، ۲۰۱۶م.
  • صالح، حسن محمد، التشیع المصری الفاطمی: اشعاع حی حضاری: مئتان و عشر سنوات من الابداع الانسانی، بیروت، دار المحجة البیضاء، ۱۴۲۸ق.
  • ظاهر، سلیمان، تاریخ الشیعة: السیاسی الثقافی الدینی، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۲ق.
  • مغنیه، محمد جواد، الشيعة و الحاكمون، بیروت، دار الجواد، ۱۴۲۱ق.
  • مقریزی، احمد بن علی، المواعظ والإعتبار بذكر الخطط والآثار المعروف بالخطط المقريزية، بیروت، دار الكتب العلمية، ۱۴۱۸ق.