آیه ۵۰ سوره احزاب
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | سوره احزاب |
| شماره آیه | ۵۰ |
| جزء | ۲۲ |
| اطلاعات محتوایی | |
| درباره | ازدواج پیامبر(ص) با هفت دسته از زنان |
آیه ۵۰ سوره احزاب ازدواج پیامبر(ص) را با هفت گروه از زنان جایز میشمارد، ازجمله دخترعموها، دخترعمهها، دخترخالهها و دخترداییهایی که با ایشان از مکه به مدینه مهاجرت کرده بودند. طبق این آیه، پیامبر(ص) میتوانست با زنان مؤمن بدون مهریه ازدواج کند. این نوع ازدواج مخصوص ایشان بود. برخی معتقدند با وجود این آیه پیامبر هیچ همسر هبهای نداشتند.
بسیاری از فقیهان، یکی از دلایل وجوب پرداخت مَهرِیه و نَفَقِه را همین آیه دانستهاند. برخی از فقهای شیعه نظیر شیخ طوسی و مُحقق حِلِّی با استناد به همین آیه، اجرای صیغه ازدواج با لفظ هبه را مختص پیامبر(ص) دانستهاند.
معرفی اجمالی
در آیه ۵۰ سوره احزاب، ازدواج پیامبر(ص) با هفت گروه از زنان همچون کنیزان، دخترعموها، دخترداییها و زنان هِبِهای، مجاز شمرده شده است.[۱]
﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ٥٠﴾ [احزاب:50]|﴿ای پیامبر ما برای تو آن همسرانی را که مهرشان را دادهای حلال کردیم و [کنیزانی] را که خدا از غنیمت جنگی در اختیار تو قرار داده و دختران عمویت و دختران عمههایت و دختران دایی تو و دختران خالههایت که با تو مهاجرت کردهاند و زن مؤمنی که خود را [داوطلبانه] به پیامبر ببخشد-در صورتى که پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد [این ازدواج از روی بخشش] ویژه توست نه دیگر مؤمنان ما نیک میدانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کردهایم تا برای تو مشکلی پیش نیاید و خدا همواره آمرزنده مهربان است ٥٠﴾
بر اساس برخی منابع، این آیه درباره زنی از انصار نازل شد که خود را به پیامبر(ص) هبه کرد. برخی از زنان پیامبر(ص) همچون عایشه و حَفْصِه به این اقدام اعتراض کردند، اما پیامبر(ص) آنها را توبیخ کرد. در نهایت، پیامبر(ص) ازدواج با او را نپذیرفت و برایش دعا کرد.[۲]
ازدواج پیامبر(ص) با هفت گروه از زنان
بر اساس آیه ۵۰ سوره احزاب، پیامبر(ص) میتواند با هفت دسته از زنان ازدواج کند.[۳] آنها عبارتند از:
گروه اول و دوم
گروه نخست، زنانی بودند که مهریه آنان پرداخت شده بود.[۴] به گفته مکارم شیرازی، این گروه بیشتر شامل همسرانی میشد که با پیامبر(ص) خویشاوندی نداشتند. پرداخت فوری مهریه در چنین ازدواجهایی امری رایج بوده است.[۵] گروه دوم، کنیزانی که از طریق غنیمت[۶] و انفال[۷] به پیامبر(ص) رسیده بودند.[۸] ماریه قبطیه از غنائم به شمار میرفت[۹] و صَفِیِّه و جُوَیْریه نیز از انفال محسوب میشدند. این دو بعداً آزاد شدند و پیامبر(ص) با آنان ازدواج کرد.[۱۰]
گروه سوم تا ششم
گروه سوم تا ششم، دخترعموها و دخترعمهها از قبیله قریش[۱۱] و دخترخالهها و دخترداییها[۱۲] از قبیله بنیزُهرِه بودند.[۱۳] بر اساس برخی دیدگاهها، ازدواج با این زنان تنها زمانی جایز بود که همراه پیامبر(ص) هجرت کرده باشند؛[۱۴] زیرا در آن دوران، هجرت نشانه ایمان به شمار میرفت[۱۵] و کسانی که در مکه مانده بودند مشمول این حکم نمیشدند.[۱۶] گفته شده است که تنها نمونه عملی این چهار گروه، زینب بنت جحش، دخترعمهٔ پیامبر(ص)، بوده است.[۱۷] به همین دلیل، در برخی روایات آمده است که ازدواج پیامبر(ص) با اُمِّهانی (دختر ابوطالب)، به سبب هجرتنکردن او جایز نبود.[۱۸]
گروه هفتم
هفتمین گروه، زنان مؤمنی بودند که بدون مهریه خود را برای ازدواج به پیامبر(ص) پیشنهاد میکردند.[۱۹] منابع حدیثی و تفسیری این حکم را مخصوص پیامبر(ص) دانستهاند و برای دیگر مسلمانان پرداخت مهریه را لازم میشمارند.[۲۰] درباره اینکه پیامبر(ص) با چنین زنانی ازدواج کرده است یا نه، اختلاف نظر وجود دارد؛[۲۱] برخی از وجود همسر هبهای سخن گفتهاند،[۲۲] اما برخی دیگر این دیدگاه را نپذیرفتهاند.[۲۳]
کاربردهای فقهی
فقهای شیعه، با استناد به آیه ۵۰ سوره احزاب، معتقدند اجرای صیغه ازدواج با لفظ هبه، مختص پیامبر(ص) است.[۲۴] همچنین به عبارت (قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ) در این آیه، برای اثبات وجوب پرداخت مهریه و نفقه به زنان استناد شده است.[۲۵] برخی روایات نیز با استناد به این آیه، بر نامحدود بودن ازدواجهای پیامبر(ص) تأکید دارند.[۲۶]
به گفته برخی از فقیهان و مفسران شیعه، آیه ۵۲ سوره احزاب، محدودیتهایی را برای پیامبر(ص) در زمینه ازدواج تعیین کرده بود و ایشان نمیتوانست با زنان متعددی ازدواج کند، اما این حکم توسط آیه ۵۰ سوره احزاب، نسخ شد و محدویت ازدواج پیامبر(ص) برداشته شد.[۲۷] البته عدهای این نظر را نپذیرفته و معتقدند نسخ آیه بعد توسط آیه قبل منطقی نیست.[۲۸]
پانویس
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۳۶.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۵۶۸؛ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۹۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۳۶.
- ↑ بیضاوى، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۳۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۷۶.
- ↑ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۹۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۷۶.
- ↑ شیخ طوسى، التبیان، دار احیاء التراث العربى، ج۸، ص۳۵۱.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۷۱.
- ↑ فاضل جواد، مسالک الأفهام...، ۱۳۶۵ش، ج۳، ص۳۲۹.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۳۶.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱۶، ص۳۳۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۷۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۷۷؛ بیضاوى، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۳۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۷۷.
- ↑ مدرسی، من هدی القرآن، ۱۴۱۹ق، ج۱۰، ص۳۶۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۷۷.
- ↑ سیوطى، الدر المنثور، ۱۴۲۴ق، ج۱۲، ص۸۲-۸۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۷۱.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۸۴؛ قمی، تفسیر القمی، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۱۹۵.
- ↑ در این منابع، اقوال متعدد ذکر شده است: شیخ طوسى، التبیان، دار احیاء التراث العربى، ج۸، ص۳۵۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۸، ص۵۷۱.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: شیخ صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۱۹؛ شهیدثانى، مسالک الأفهام، ۱۴۱۳ق، ج۷، ص۸۳.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: مکارم شیرازی، تفسر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۸۰.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: شیخ طوسى، الخلاف، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۸۸-۲۸۹؛ سید مرتضى، المسائل الناصريات، ۱۴۱۷ق، ص۳۲۵؛ حلّى، شرائع الإسلام، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۱۵.
- ↑ شیخ طوسى، التبیان، دار احیاء التراث العربى، ج۸، ص۳۵۲؛ ابنادریس، موسوعة ابنادریس...، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۳۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۳۸۷.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: شیخ طوسى، المبسوط، ۱۳۸۷ق، ج۴، ص۱۵۸؛ حلّى، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، مکتبة المرتضویة، ج۲، ص۵۶۶؛ راوندى، فقه القرآن، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۱۸.
- ↑ برای نمونه بنگرید به: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۷، ص۳۹۳.
منابع
- ابنادریس، محمد بن احمد، موسوعة ابنادریس الحلی، قم، دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
- بیضاوى، عبدالله بن عمر، أنوار التنزیل و أسرار التأویل، تحقیق محمد عبد الرحمن المرعشلى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
- حلّى، جعفر بن حسن، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، تحقیق عبدالحسین محمد على بقال، قم، مؤسسه اسماعیلیان، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
- حلّى، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، تهران، مکتبة المرتضویة، بیتا.
- راوندى، سعید بن عبداللّٰه، فقه القرآن، تحقیق سید احمد حسینى، قم، انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق.
- سید مرتضى، على بن حسين موسوى، المسائل الناصريات، تصحیح مركز پژوهش و تحقيقات علمی، تهران، رابطة الثقافة و العلاقات الإسلامية، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
- سیوطى، جلالالدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، مصر، مرکز هجر للبحوث و الدراسات العربیة و الاسلامیة، ۱۴۲۴ق.
- شهید ثانى، زین الدین بن على، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، تحقیق گروه پژوهش مؤسسه معارف اسلامى، قم، بنیاد معارف اسلامی، ۱۴۱۳ق.
- شیخ صدوق، محمد بن علی، الخصال، تحقیق علیاکبر غفارى، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۶۲ش.
- شیخ طوسى، محمد بن حسن، التبیان فى تفسیر القرآن، تحقیق احمد قصیرعاملى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، چاپ اول، بیتا.
- شیخ طوسى، محمد بن حسن، الخلاف، تحقیق على خراسانى و سید جواد شهرستانى و مهدى طه نجف و مجتبى عراقى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، ۱۴۰۷ق.
- شیخ طوسى، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیة، تحقیق سید محمد تقى کشفى، تهران، المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة، چاپ سوم، ۱۳۸۷ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تحقیق محمدجواد بلاغی، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
- فاضل جواد، جواد بن سعید، مسالک الأفهام إلى آیات الأحکام، تهران، مرتضوی، ۱۳۶۵ش.
- قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق حسین درگاهى، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.
- قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، تحقیق: طیب موسوی جزایری، قم، دارالکتاب، چاپ سوم، ۱۳۶۳ش.
- مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.