پرش به محتوا

آیه ۴ سوره فتح

از ویکی شیعه
آیه ۴ سوره فتح
مشخصات آیه
واقع در سورهفتح
شماره آیه۴
جزء۲۶
اطلاعات محتوایی
مکان نزولمدینه
موضوعاعتقادی
دربارهنتایج صلح حدیبیه


آیه ۴ سوره فتح از نزول سکینه به‌معنای آرامش روحی، به‌عنوان موهبتی الهی برای مؤمنان سخن می‌گوید و آن را زمینه‌ساز افزایش ایمان آنان معرفی می‌کند. مفسران، نزول این آرامش را ناظر به شرایط دشوار مسلمانان در جریان صلح حدیبیه دانسته‌اند؛ زمانی که آنان با وجود تهدید مشرکان، محرومیت از انجام حج و پذیرش برخی مفاد پیمان‌نامه صلح، در معرض اضطراب و تزلزل قرار گرفتند. بر اساس تفاسیر، خداوند با فرو فرستادن آرامش، دل‌های مؤمنان را از ترس و نگرانی رهایی بخشید و آنان را در مسیر ایمان، پایدار ساخت.

مفسران ذیل مسئله ازدیاد ایمان که در این آیه به اشاره شده، ایمان را حقیقتی مرکب از معرفت، تصدیق و التزام عملی دانسته و امکان افزایش و کاهش آن را پذیرفته‌اند. آنان همچنین به نقد دیدگاه‌هایی پرداخته‌اند که ایمان را صرفاً علم یا صرفاً عمل می‌دانند؛ برداشتی که روایات نیز آن را تأیید می‌کند.

مفسران همچنین ایمان به سلطه مطلق خداوند بر همه نیروهای عالم و یقین به علم و حکمت بی‌پایان او، که در دو فراز پایانی آیه به آن اشاره شده است را از عوامل ایجاد آرامش در مؤمنان دانسته‌اند.

ایجاد آرامش در دل‌های مؤمنان

آیه ۴ سوره فتح از موهبت الهیِ ویژه‌ای برای مؤمنان با نام «سکینه» سخن می‌گوید. مفسران سکینه را به معنای آرامش روحی و یا اطمینان به عقائدی دانسته‌اند که قبلا به آن ایمان آورده‌اند.[۱] به گفته مکارم شیرازی در آیات پیشین، خداوند از مواهب بزرگی که به پیامبر(ص) در پرتو فتح مبین اعطا کرده بود، سخن گفته است، و در این آیه به موهبت عظیمی که به همه مؤمنان داده است، اشاره می‌کند.[۲]

درباره چرایی نزول این آیه، مفسران به این نکته پرداخته‌اند که در جریان صلح حدیبیه، مسلمانان با قصد انجام مناسک حج رهسپار مکه شده بودند و تنها سلاح متعارف مسافران را به همراه داشتند؛ به همین دلیل در معرض تهدید حمله مشرکان قرار داشتند. افزون بر این، با جلوگیری مشرکان از ورود آنان به مکه، از انجام حج نیز محروم شدند و بر اساس مفاد پیمان‌نامه صلح، برخی امتیازات نیز به قبیله قریش واگذار گردید. مجموعه این عوامل، زمینه نگرانی و اضطراب را در میان مسلمانان فراهم ساخت و حتی برخی را دچار تردید و تزلزل کرد. ازاین‌رو، خداوند برای آنکه احساس ضعف و هراس بر آنان غلبه نکند، سکینه و آرامش را در دل‌هایشان ایجاد کرد تا در پرتو این عنایت الهی، نه‌ تنها ایمانشان سست نشود، بلکه بر استحکام و فزونی آن افزوده گردد.[۳]

﴿هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا ۝٤ [فتح:4]|﴿اوست آن کس که در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره دانای سنجیده‌کار است ۝٤

اختصاص سکینه به مؤمنان

شیخ طبرسی بر این باور است که این نعمت الهی (سکینه و آرامش) اختصاص به مؤمنان دارد؛ زیرا افراد بی‌ایمان با نخستین شبهه، گرفتار شک و تردید می‌شوند و دل‌هایشان دچار اضطراب و آشفتگی می‌گردد.[۴] محمدجواد مغنیه نیز نزول سکینه بر دل‌های مؤمنان و شادمانی آنان را نتیجه بشارت الهی به پیروزی اسلام و یاری پیامبر اکرم(ص) می‌داند؛ بشارتی که در آیه پیشین به آن اشاره شده است.[۵] همچنین سید محمدتقی مدرسی، القای روح آرامش در دل‌های مؤمنان را عاملی بر می‌شمارد که سبب شد، آنان با وجود برتری نظامیِ مشرکان از نظر شمار نیرو و تجهیزات، با اطمینان و بدون هراس به سوی مکه حرکت کنند[۶]

سکینه چیست؟

سید محمدحسین فضل‌الله، سکینه و آرامشی را که خداوند در این آیه از آن یاد کرده، نوعی طهارت و صفای معنویِ درونی می‌داند که روح انسان را به تفکر عمیق رهنمون می‌سازد. به باور وی، انسان در پرتو این اندیشه ژرف، با اخلاص به خداوند ایمان می‌آورد و اعمال صالح را در مسیر کسب رضایت او انجام می‌دهد.[۷] البته علامه طباطبایی، سکینه را مرتبه‌ای پس از اصل ایمان می‌داند که موجب تثبیت و اطمینان نسبت به باورهای پیشین می‌شود و در نتیجه، زمینه افزایش و استحکام ایمان سابق را فراهم می‌آورد.[۸] مفسران دیگر نیز آن را نوعی اطمینان خاطر دانسته‌اند که هرگونه وحشت و تردید را از انسان دور می‌کند و این آرامش یا جنبه عقیدتی دارد و یا جنبه عملی که انسان را در حوادث گوناگون ثابت قدم نگه می‌‌دارد.[۹]

عوامل ایجاد آرامش

برخی مفسران، دو فراز پایانی آیه ۴ سوره فتح را از عوامل مهم ایجاد آرامش و سکینه در انسان مؤمن دانسته‌اند.[۱۰] به باور آنان، جمله «وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» این حقیقت را یادآور می‌شود که همه نیروها و اسباب عالم هستی، اعم از موجودات زمینی و آسمانی، تحت فرمان و تدبیر خداوند قرار دارند.[۱۱] ازاین‌رو، ارتباط با خدا باعث می‌شود همه این نیروها، در حمایت از بندگان مؤمن قرار گیرد.[۱۲]

همچنین، فراز «وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» بیانگر دو صفت الهی، یعنی علم و حکمت، است. مفسران بر این باورند که یادآوری این دو صفت، مؤمن را به این حقیقت رهنمون می‌سازد که خداوند از همه نیازها، دشواری‌ها و تلاش‌های بندگان خود آگاه است. افزون بر این، تدبیر جهان بر اساس حکمت الهی استوار است و همه رخدادها، هرچند در ظاهر ناخوشایند به نظر برسند، در چارچوب نظامی حکیمانه جریان می‌یابند. بر این اساس، آگاهی و باور به سلطه مطلق خداوند بر عالم از یک سو، و ایمان به علم و حکمت بی‌پایان او از سوی دیگر، مهم‌ترین پشتوانه مؤمن در مواجهه با سختی‌ها به شمار می‌رود و زمینه نزول آرامش و اطمینان قلب را در وجود او فراهم می‌سازد.[۱۳]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۲۵۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۲۵.
  2. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۲۵.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۲۵۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۲۵-۲۶؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۹، ص۱۹۲-۱۹۳.
  4. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۹ق، ج۹، ص۱۶۹.
  5. مغنیه، الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۷، ص۸۴.
  6. مدرسی، من هدی القرآن، ۱‍۴۱۹ق، ج۱۳، ص۲۹۵.
  7. فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۲۱ ص۱۰۰.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۲۵۸.
  9. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۲۷؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۱۹، ص۱۹۲-۱۹۳.
  10. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۲۶۲-۲۶۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۳۰؛ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۲۱ ص۱۰۰.
  11. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۸، ص۲۶۲.
  12. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۳۰.
  13. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص۳۰؛ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۲۱ ص۱۰۰.

منابع

  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۹ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۳۹ق.
  • مدرسی، سید محمدتقی، من هدی القرآن، تهران، دار محبی الحسین علیه السلام، ۱۴۱۹ق.
  • مغنیه، محمدجواد، الکاشف فی تفسیر القرآن، قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۴۲۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.