پرش به محتوا

آیه ۱۴۴ سوره نساء

از ویکی شیعه
آیه ۱۴۴ سوره نساء
مشخصات آیه
واقع در سورهنساء
شماره آیه۱۴۴
جزء۵
اطلاعات محتوایی
شأن نزولدارد
مکان نزولمدینه
دربارهنهی مسلمانان از دوستی با کافران
آیات مرتبطآیه ۲۸ سوره آل‌عمران • آیات ۱۳۶ تا ۱۴۳ سوره نساء


آیه ۱۴۴ سوره نساء مؤمنان را از برقراری پیوند دوستی با کافران به‌جای دوستی با مؤمنان، بازمی‌دارد تا در عمل شبیه منافقان نشوند.

برخی محققان با استناد به این آیه دوستی و سازش با کافران را حرام شمرده و برخی فرمان آن را در راستای حفظ استقلال مسلمانان و جلوگیری از سلطه‌جویی کافران قلمداد کرده‌اند.

در شأن نزول این آیه نقل شده انصار در جاهلیت با یهود بنی‌قریظه روابط و پیمان‌هایی داشتند. وقتی از پیامبر(ص) پرسیدند که با چه کسانی ارتباط و دوستی برقرار کنند، ایشان دوستی با مهاجران را جایگزین ارتباط با یهودیان کرد، سپس این آیه نازل شد.

نهی از دوستی با کافران

آیه ۱۴۴ سوره نساء به مؤمنان درباره پیوند با کافران هشدار می‌دهد و آنان را از دوست یا سرپرست گرفتن کافران پرهیز می‌دهد.[۱] برخی مفسران، دوستی با کافران به‌جای دوستی با مؤمنان را همانندی با منافقان دانسته‌اند.[۲] به گفته مفسران، دوستی مسلمانان با کافران، باعث می‌شود در پیشگاه خدا، حجتی آشکار علیه خود قرار دهند که به عذاب آنها منجر شود.[۳] برخی نیز این نوع دوستی را دلیلی بر نفاق کسانی می‌دانند که کافران را دوست خود برگرفته‌اند.[۴]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا ۝١٤٤ [نساء:144]
﴿ای کسانی که ایمان آورده‌اید به جای مؤمنان کافران را به دوستی خود مگیرید آیا می‌خواهید علیه خود حجتی روشن برای خدا قرار دهید ۝١٤٤

از امام باقر(ع) در حدیثی آمده که مصداق مؤمنان در آیه امام علی(ع) است.[۵] برخی از مفسران شیعی، کلمه کافران در آیه را شامل منافقان نیز می‌داند، زیرا آنان گمراه‌تر از کافرانند.[۶] عده‌ای نیز به دلیل سیاق آیات قبل و بعد که درباره منافقان است، کلمه کافران در این آیه را همان منافقان می‌دانند.[۷]

علامه طباطبایی واژه «اولیاء» را به معنای ولایت (سرپرستی) گرفته است؛[۸] در حالی که شیخ طبرسی آن را به معنای دوستی می‌داند.[۹] بسیاری از مفسران نیز به هر دو معنای دوستی و سرپرستی اشاره کرده‌اند.[۱۰]

از دیدگاه شیخ طوسی، بر‌اساس این آیه، خدا هیچ حجت و دلیلی برای عذاب‌دادن بندگان جز گناهان و نافرمانی خودشان ندارد. بنابراین بدون نافرمانی بندگان، شروع به عذاب آنان نمی‌کند و همچنین فرزندان را به گناه پدرانشان مجازات نمی‌کند.[۱۱]

برخی با استناد به این آیه و آیاتی با مضمون مشابه آن، سازش و دوستی با کافران را حرام دانسته‌اند.[۱۲] محمد سند بحرانی مفهوم ولایت را که در این آیه مورد نهی خدا قرار گرفته به معنای دوستی و کمک‌رسانی به کافران دانسته که در آیات ۲۸ سوره آل‌عمران، ۱ سوره ممتحنه و ۱۹ سوره جاثیه نیز به آن اشاره شده است.[۱۳]

حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعه این آیه را در زمره آیاتی قرار داده که با نهی از دوستی با کافران، درصدد تحقق اهدافی چون جلوگیری از سلطه‌جویی کافران بر جامعه مسلمانان و حفظ استقلال آنان است.[۱۴] برخی نیز در تبیین آیه گفته‌اند نبايد چنان دوستی و پیوندی با کافران برقرار کرد که آنان عهده‌دار امور مربوط به مؤمنان باشند و بر آنان سلطه يابند.[۱۵] البته محمدعلی رضایی اصفهانی در تفسیر قرآن مهر بر این نکته تأکید کرده که تعامل سالم و روابط اقتصادی و سیاسی برابر با کافران که به سلطه منجر نشود، مانعی ندارد.[۱۶]

شأن نزول

برای آیه ۱۴۴ سوره نساء شأن نزولی نقل شده است. به گزارش فخر رازی، از مفسران اهل سنت انصار در جاهلیت با یهود بنی‌قریظه روابط و پیمان‌هایی داشتند. وقتی از پیامبر(ص) پرسیدند که با چه کسانی ارتباط و دوستی برقرار کنند، ایشان دوستی با مهاجران را توصیه کرد و آن را جایگزین ارتباط با یهودیان کرد. سپس این آیه نازل شد.[۱۷]

پیوند آیات

آیه ۱۴۴ سوره نساء و بخشی از آیه ۲۸ سوره آل‌عمران دارای مضمون مشابهی درباره نهی مسلمانان از دوست‌داشتن کافران به‌جای مؤمنان هستند.[۱۸]

به گفته علامه طباطبایی، سیاق و چینش آیات نشان می‌دهد که فرمان آیه ۱۴۴ همچون نتیجه‌ای برای آیات پیشین است. آیات ۱۳۶ تا ۱۴۳ نساء به اخلاق و باورهای منافقان و افراد سست‌ایمان اشاره داشت. این آیه مؤمنان را از نزدیک‌شدن به رفتار آنها برحذر می‌دارد تا مبادا چنین رفتاری حجتی آشکار علیه خودشان باشد و موجب گمراهی و عذابشان گردد.[۱۹] او همچنین از مجموع آیه قبلی و این آیه استفاده کرده که خداوند هرگز بندگان را بی‌دلیل به گمراهی یا بدبختی نمی‌کشاند، بلکه این امور پاسخی به کردار و انتخاب‌های نادرست خود آنان است.[۲۰]

پانویس

  1. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۶.
  2. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۵۵؛ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۹۴ش، ج۲۱، ص۲۱۳.
  3. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۹۹، صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۳۴ق، ج۷، ص۲۸۸؛ هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۹۱.
  4. طبرسی، جوامع الجامع، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۵۵؛ فضل‌الله، من وحی القرآن، ۱۴۳۹ق، ج۴، ص۴۳۱؛ یزدی، فقه القرآن، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۱۸۴.
  5. مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۲۳۳.
  6. صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۳۴ق، ج۷، ص۲۸۸.
  7. هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۹۲.
  8. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۵، ص۱۱۷.
  9. طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۹۹،
  10. هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۹۱؛ رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۶؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۲، ص۱۹۳.
  11. شیخ طوسی، تفسیر تبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۳، ص۳۶۷.
  12. شهابی، ادوار فقه، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۶۱.
  13. سند بحرانی، سند العروة الوثقی، ۱۴۲۹ق، ج۲، ص۸۷ ـ ۸۸.
  14. منتظری، نظام الحکم فی الاسلام، ۱۴۱۷ق، ص۴۲۹ ـ ۴۳۰.
  15. هاشمی، فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ج۲۲، ص۳۷۰.
  16. رضایی اصفهانی، تفسیر قرآن مهر، ۱۳۸۷ش، ج۴، ص۳۴۶.
  17. فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۳ق، ج۱۱، ص۸۸.
  18. شهابی، ادوار فقه، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۲۶۱.
  19. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۵، ص۱۱۸.
  20. طباطبایی، تفسیر المیزان، ۱۳۵۲ش، ج۵، ص۱۱۸.

یادداشت

منابع

  • جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۲۱، قم، مرکز نشر اسراء، ۱۳۹۴ش.
  • رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، قم، پژوهش‌های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۷ش
  • سند بحرانی، محمد، سند العروة الوثقی، قم، مکتبة فدک، چاپ اول، ۱۴۲۹ق.
  • شهابی خراسانی، محمود، ادوار فقه، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۸۷ش.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه، قم، شکرانه، ۱۴۳۴ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، قم، مؤسسه انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
  • طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.
  • طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القران، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ش.
  • فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۲۳ق.
  • فضل‌الله، سید محمدحسین، من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۳۹ق.
  • مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، تهران، مؤسسة الوفاء، ۱۴۰۳ق.
  • منتظری، حسینعلی، نظام الحکم فی الاسلام، قم، سرایی، چاپ دوم، ۱۴۱۷ق.
  • هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۶ش.
  • هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، فرهنگ قرآن، مرکز فرهگ و معارف قرآن، بی‌تا.
  • یزدی، محمد، فقه القرآن، قم، اسماعیلیان، چاپ اول، ۱۴۱۵ق.