پرش به محتوا

کاربر:Rezapour/صفحه تمرین: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی شیعه
Rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Rezapour (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۱۲۷: خط ۱۲۷:
تا اینکه در سال 1367 مجموعه مقالات «بسط و قبض تئوریک شریعت» را در مجله کیهان فرهنگی آغاز کرد. این مقاله توسط روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و صادق لاریجانی نقد گردید.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/45394/بهتر-است-برادرمان-این-گونه-مسائل-را-به-ما-واگذارند-گزارشی-از-نقدهای-متقابل-روحانیان-و-سروش قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»]،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.</ref>
تا اینکه در سال 1367 مجموعه مقالات «بسط و قبض تئوریک شریعت» را در مجله کیهان فرهنگی آغاز کرد. این مقاله توسط روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و صادق لاریجانی نقد گردید.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/45394/بهتر-است-برادرمان-این-گونه-مسائل-را-به-ما-واگذارند-گزارشی-از-نقدهای-متقابل-روحانیان-و-سروش قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»]،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.</ref>


'''مقاله حریت و روحانیت'''
'''مقاله حریت و روحانیت'''{{سخ}}
سروش سخنرانی در مسجد امام صادق تهران داشت كه به‌صورت مكتوب در شماره ۲۴ مجله كيان (فروردين و ارديبهشت 1374) با عنوان «حریت و روحانیت» چاپ شد.<ref>[http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-SoroushDarTarazoo.html قوچانی، «سروش در ترازو»]، سایت عبدالکریم سروش.</ref> او در این سخنرانی ابراز داشت، روحانیت با ارتزاق از دین رفته رفته به نهادی تبدیل خواهد شد که کارکردش ابقای خود این نهاد است. او معتقد است وقتی ارتزاق سازمان روحانیت از راه دین است، کمتر فردی از جامعه روحانیت می‌تواند آزاد و فارغ از آرا و سنن انان نظر بدهد. کمتر فردی می‌تواند پشت پا به سنن بزند و باکی از ویرانی معیشت خویش نداشته باشد.<ref>سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۶.</ref> سروش در بخشی از مقاله خود به کلام شهید مطهری استناد کرده بود که ارتزاق از دست مردم برای روحانیان آفات بسیار دارد و آنان را پیرو عوام می‌کند.<ref>سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۷.</ref>


سروش البته چندی بعد با گفتاری دیگر همه روحانیت را علیه خود برانگیخت؛ گفتاری به نام روحانیت و حریت در مسجد امام صادق تهران که صورت مکتوب آن در شماره 24 مجله کیان (فروردین و اردیبهشت 1374) چاپ شد و خشم همه جناح‌های روحانیت را برانگیخت.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/45394/بهتر-است-برادرمان-این-گونه-مسائل-را-به-ما-واگذارند-گزارشی-از-نقدهای-متقابل-روحانیان-و-سروش قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»]،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.</ref>
این مقاله در ابتدا با مقاله‌ی علی مطهری مورد نقل قرار گرفت. نقدهای دیگری نیز مطرح شد اما مهم‌ترین آن‌ها نقد آیت‌الله خامنه‌ای در  ۱۴ شهريور ۱۳۷۴ش بود. (در ابتدای مقاله خدمات و حسنات دین به بازخورد مقاله حریت و روحانیت و عکس العمل آقای خامنه ای پرداخته شده‌است) سپس آيت‌الله جوادي آملي در نماز جمعه قم در ۱۷ شهريور ۱۳۷۴ش به نقد سخنان سروش پرداخت.<ref>[http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-SoroushDarTarazoo.html قوچانی، «سروش در ترازو»]، سایت عبدالکریم سروش.</ref>


در ابتدای مقاله خدمات و حسنات دین به بازخورد مقاله حریت و روحانیت و عکس العمل آقای خامنه ای پرداخته شده‌است.
در سال 1378 سروش نامه‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت و از وی خواست به جای اجتهاد در فروع، راه اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به جای تجدیدنظر در احکام فقهی در فقه تجدیدنظر کند و بر این مقاله «فقه در ترازو» نام نهاد. مقاله سروش پاسخ ملایم و همدلانه آیت‌الله منتظری را در پی داشت اما واکنش اصلی از آن آیت‌الله یزدی بود. و پاسخ سروش را در پی داشت: «فقیه در ترازو». سروش در این پاسخ آیت‌الله یزدی را فقیهی رسمی خواند و سخت بر او تاخت.<ref name=":16">[http://ensani.ir/fa/article/45394/بهتر-است-برادرمان-این-گونه-مسائل-را-به-ما-واگذارند-گزارشی-از-نقدهای-متقابل-روحانیان-و-سروش قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»]،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.</ref>


سروش معتقد بود امر دین عظیم‌تر از آن است که فقط به دست روحانیت سپرده شودو روحانیت با ارتزاق از دین رفته رفته به نهادی تبدیل خواهد شد که کارکردش ابقای خود این نهاد است. او معتقد است وقتی ارتزاق سازمان روحانیت از راه دین است، کمتر فردی از جامعه روحانیت می‌تواند آزاد و فارغ از آرا و سنن انان نظر بدهد. کمتر فردی می‌تواند پشت پا به سنن بزند و باکی از ویرانی معیشت خویش نداشته باشد.<ref>سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۶.</ref>
سروش چندي بعد با گفتاري ديگر همه روحانيت را عليه خود برانگيخت؛ گفتاري به نام روحانيت و حريت در مسجد امام صادق تهران كه صورت مكتوب آن در شماره 24 مجله كيان (فروردين و ارديبهشت 1374) چاپ شد و خشم همه جناح‌هاي روحانيت را برانگيخت. سروش در آن گفتار به نقد شيوه ارتزاق روحانيت برخاسته و با اشاره به نظر آيت‌الله مطهري درباره نحوه ارتزاق روحانيت گفته بود: «ام‌الافات در انديشه و تشخيص مرحوم مطهري نحوه ارتزاق روحانيان بود.<ref>[http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-SoroushDarTarazoo.html قوچانی، «سروش در ترازو»]، سایت عبدالکریم سروش.</ref>
مقاله سروش از نقد علي مطهري فراتر رفت و به نقد فقهاي قم و سران قم رسيد. آيت‌الله جوادي آملي در نماز جمعه قم در 17 شهريور 1374 به نقد سخنان سروش پرداخت كه اين نقد پس از سخنان آيت‌الله خامنه‌اي در 14 شهريور 1374 بود.<ref>[http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/P-CMO-SoroushDarTarazoo.html قوچانی، «سروش در ترازو»]، سایت عبدالکریم سروش.</ref>
در سال 1373 او طي دو جلسه در مسجد امام صادق با استناد به آراي مرتضي مطهري و انتقاد او از اتكاي روحانيت به سهم امام در ارتزاق و تأكيدش بر ضرورت خروج روحانيت از وضعيت سنتي كوشش كرد به نقدي ملايم از روحانيت دست زند. پاسخ كوبنده بود. عالي ترين مقامات روحاني پاسخ دادند. فرزند آيت الله مطهري؛ علي و آيت الله جوادي آملي به سروش پاسخ گفتند كه اولي تاكنون به حرمت رابطه پدرش و سروش چيزي نگفته بود و ديگري به هنگام نقد نوشتن بر قبض و بسط در مقدمه اش خويش را چون ملاي فيض كاشاني انگاشته بود كه كتاب غزالي را احيا و تهذيب كرده است. با وجود اين آيت الله جوادي آملي پاسخ سروش را در نماز جمعه قم داد سطح پاسخگويي به سروش هر لحظه بالاتر مي رفت: «از اينها مهم تر و مسئولانه تر سخنان مقام محترم رهبري بود.<ref>[http://www.drsoroush.com/Persian/On_DrSoroush/F-CMO-13830117-Contraction_and_Expansion_of_.html «قبض و بسط پراتیک سروش»]، سایت عبدالکریم سروش.</ref>
سروش به کلام شهید مطهری استناد می‌کند که ارتزاق از دست مردم برای روحانیان آفات بسیار دارد و آنان را پیرو عوام می‌کند.<ref>سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۷.</ref>
در سال 1378 سروش نامه‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت و از وی خواست به جای اجتهاد در فروع، راه اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به جای تجدیدنظر در احکام فقهی در فقه تجدیدنظر کند و بر این مقاله «فقه در ترازو» نام نهاد. مقاله سروش پاسخ ملایم و همدلانه آیت‌الله منتظری را در پی داشت اما واکنش اصلی از آن آیت‌الله یزدی بود. و پاسخ سروش را در پی داشت: «فقیه در ترازو». سروش در این پاسخ آیت‌الله یزدی را فقیهی رسمی خواند و سخت بر او تاخت.<ref name=":16">[http://ensani.ir/fa/article/45394/بهتر-است-برادرمان-این-گونه-مسائل-را-به-ما-واگذارند-گزارشی-از-نقدهای-متقابل-روحانیان-و-سروش قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»]،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.</ref>




خط ۱۸۶: خط ۱۷۵:


<br />
<br />
==مولوی به مثابه یک الگو==
==مولوی به مثابه یک الگو==
{{جعبه نقل قول| عنوان = | نقل‌قول = عبدالکریم سروش:{{-}}'''«کمتر شب و روزی  بوده است که به دل یا به زبان، آشکار یا نهان، سخنی از او یا با او نگویم و ضمیر خود و دیگران را با نام و کلام او مطرا و مطهر و معطر و منور نکنم».'''<ref>مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۶ش، ص سی و یک.</ref>{{سخ}} '''«مولانا با زندگی روحی و فکری من از هر کسی دیگری عجین‌تر است».'''<ref>مصاحبه سروش با شبکه voa</ref>|تاریخ بایگانی| منبع = | تراز = چپ| عرض = ۲۳۰px| اندازه خط = 14px|رنگ پس‌زمینه =#FFF9E7| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = چپ}}
{{جعبه نقل قول| عنوان = | نقل‌قول = عبدالکریم سروش:{{-}}'''«کمتر شب و روزی  بوده است که به دل یا به زبان، آشکار یا نهان، سخنی از او یا با او نگویم و ضمیر خود و دیگران را با نام و کلام او مطرا و مطهر و معطر و منور نکنم».'''<ref>مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۶ش، ص سی و یک.</ref>{{سخ}} '''«مولانا با زندگی روحی و فکری من از هر کسی دیگری عجین‌تر است».'''<ref>مصاحبه سروش با شبکه voa</ref>|تاریخ بایگانی| منبع = | تراز = چپ| عرض = ۲۳۰px| اندازه خط = 14px|رنگ پس‌زمینه =#FFF9E7| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = چپ}}

نسخهٔ ‏۲ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۴۴

عبدالکریم سروش

سروش را از متفکرانی دانسته‌اند که بیان شیوا و قلم رسایی دارد و در سخنوری و کتابت زیر دست دانسته شده است.[۱]

در کتاب «فربه‌تر از ایدئولوژی» خود مقاله‌ای تحت عنوان «سه فرهنگ» دارم.

مقدمه کتاب «علم چیست فلسفه چیست؟» اینگونه نوشت: «شجرۀ طیبه جمهوری اسلامی که بذر مبارکش در این دیار‏، به دست برکت‌خیز رهبر بزرگوار انقلاب افشانده شد و به خون پاک جوانان خداطلب آبیاری گردید و به اذن و توفیق حضرت حق همواره در ثمربخشی‌ست، سایه میمون خود را بر سر ساکنان این مرز و بوم گسترده است و هر روز و هر دم رسیدن میوه‌یی شیرین و ارمغانی نوین را نوید می‌دهد»[۲]

برخی به سروش لقب مارتین لوتر جهان اسلام را بدهند. جواد طباطبایی درباره او به طعنه گفته بود «مارتین لوتر جهان اسلام به درستی نمی‌دانست مارتین لوتر کیست!»[۳]

در مقالهٔ «روشنفکری و دینداری»، تعابیر نسبتاً تندی دربارهٔ فروغ فرخزاد و محمدعلی فروغی به کار بردید؛ آیا الان هم از آن تعابیر دفاع می‌کنید؟ ایشان هم گفت: «نه، الان که نگاه می‌کنم، می‌بینم آن تعابیر من تعابیر خوبی نبود؛ نه راجع به فروغ فرخزاد نه راجع به محمدعلی فروغی».[۴]

سقف معیشت و بر ستون شریعت و حریت و روحانیت دو مقاله جنجالی سروش سخنرانی خامنه ای در نقد حریت و روحانیت در مستند بی‌بی‌سی دقیقه ۳۹ مناظره مکتوب سروش و داوری

روشن‌فکر دینی نقد سنت می‌کند نقد قدرت دینی اخلاق اندیشه و معرفت دینی می‌کند. پایگاه نقادی روشن‌فکری دینی مدرنیته است. برخلال نقادان سنتی که از پایگاه سنت بر سنت نظر می‌کنند.[۵]

ایمان تحولی نیست که در ذهن انسان پدید می‌آید آن علم و کلام است ایمان تحول در جان آدمی است.[۶] کتاب‌هایی مانند قران و متون مقدس دیگر را اگر به چشم بی‌ایمانی نگاه کنیم، چیز زیادی در آن نیست و کتابی معمولی نشان می‌دهد و این نگاه نامومنانه‌ای است. زمانی که ایمان در این کتاب‌ها روح می‌دمد این کتاب‌ها را زنده می‌کند و انسان چیزهای ناب در این‌ها می‌بیند.[۷]

در سخنرانی دیگری تحت عنوان «درک غریزانه دین» به تجلیل از آیت الله خمینی پرداخت.[۸]

زندگی‌نامه

عبدالکریم سروش متولد ۲۵ آذرماه ۱۳۲۴ش در یکی از محلات جنوبی تهران، متولد شدم.[۹] پدرش او را در سال دوم دبیرستان به مدرسه علوی برد و در آنجا ثبت نام کرد و ا ادامه دبیرستان را این مدرسه گذراند.[۱۰] دبیرستان علوی از مدارس معروف و مذهبی در تهران بود که توجه بسیار به علوم جدید داشت.[۱۱]

پس از دبیرستان وارد دانشگاه شده و در رشته داروسازی تحصیل کرد و به سال ۱۳۴۷ از رشته داروسازی فارغ‌التحصیل شد.[۱۲] او در دوران دانشجویی به مدت نزدیک پنج سال در نزد یک روحانی که شهید مطهری معرفی کرده بود، فلسفه اسلامی خواند.[۱۳]

او در سال ۱۳۴۷ش به سربازی رفت و در مهر ماه سال ۱۳۴۹ خدمت سربازی را به پایان رساند.[۱۲] پس از سربازی برای کار به وزارت بهداری رفته و در نهایت سرپرست آزمایشگاه مواد خوراکی و آشامیدنی و بهداشتی بوشهر گردید و نزدیک یک سال و نیم در آنجا ماند. سپس به تهران بازگشت و در تهران در آزمایشگاه کنترل دارو خدمت کرد.[۱۲] در همین دوره کرباسچیان و روزبه از مسئولان دبیرستان علوی تصمیم گرفتند سروش پس از دوران دانشگاه، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود و نهایتاً با هماهنگی یک شخص بازاری به نام حاج ابوالفضل کرد احمدی به خارج از کشور رفت و او تمام هزینه‌های تحصیل سروش را پرداخت کرد. سروش در انگلستان فوق لیسانس شیمی آنالیتیک خواند و سپس به تحصیل در رشته فلسفه علم پرداخت.[۱۴] دسروش خود می‌گوید در انگلستان کتاب مثنوی و المحجه البیضاء را بسیار مطالعه می‌کرد و این دو، غذایی روحی و معنوی برای او بودند.[۱۵]

با انقلاب اسلامی ایران، او به ایران بازگشت.[۱۴] پس از انقلاب مسئولیت‌هایی را برعهده گرفت که عمدتا علمی و فرهنگی بود.[۱۶] در ابتدا در دانشگاه تربیت معلم مشغول به تدریس گردید و پس از چندی وارد ستاد انقلاب فرهنگی شد و مدتی بعد از آنجا استعفا داد.[۱۷]

شهید باهنر در دولت شهید رجایی پیشنهاد وزارت علوم را به سروش داشت که او نپذیرفت. در دولت آقای بنی‌صدر نیز برخی به بنی‌صدر پیشنهاد مسئولیت‌هایی برای سروش داشتند که بنی‌صدر نپذیرفت. تنها پست دولتی سروش عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی با نصب امام خمینی بود که سروش هدف خود در پذیرفتن آن‌را خدمت فرهنگی دانسته است.[۱۸] سروش در دوره‌ای پیشنهاد تشکیل حزب «روشنفکران دینی» را داده بود.[۱۹]

در نهایت سروش به خاطر فشار‌های سیاسی و مشکلاتی که در ایران برایش اتفاق افتاد، از ایران مهاجرت کرد.[۲۰] او گاه به دعوت برخی مراکز علمی به ایران می‌آمد اما از سال ۱۳۸۸ش به بعد دیگر به ایران باز نگشت.[۲۱]

سال ۲۰۰۴م سروش یکی از صد چهره تأثیرگذار سال از نگاه مجله Time گردید.[۲۲] همچنین جایزه اراسموس در سال ۱۳۸۳ش به سه متفکر مسلمان تعلق گرفت که یکی از آن‌ها عبدالکریم سروش بود.[۲۳] مسئولان برگزاری این جایزه، در سال ۱۳۸۳ش تلاش کردند کسانی که در جوامع مسلمان خدمتی به علوم انسانی و حقوق بشر یا در مورد چالش اسلام با مدرنیته پژوهش کرده‌اند را انتخاب کنند.[۲۴]

سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش حدود سی جلسه گفتگو پیرامون زندگی‌نامهٔ عبدالکریم سروش با ایشان داشته که تمام زندگی فکری و سیاسی ایشان را تا آخر سال ۹۲ شمسی در بر می‌گیرد.[۲۵] این کتاب هنوز نشر داده نشده است.

انجمن حجتیه

دبیرستان علوی با انجمن حجتیه ارتباط بسیار داشتند و بسیاری افراد از این مدرسه به این انجمن پیوستند. سروش نیز در سال ششم دبیرستان به انجمن حجتیه پیوست و در جلسات و فعالیت‌های آنان شرکت داشت اما در سال اول دانشگاه از این انجمن خارج شد.[۲۶] حضور او در این انجمن کمتر از یک سال بود..[۲۷]

ستاد انقلاب فرهنگی

«انقلاب فرهنگی»؛ سروش و دولت‌آبادی در برابر یکدیگر» شهید باهنر به سروش پیشنهاد داد که نام او را برای عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی به امام بدهد و سروش نیز پذیرفت. در نهایت سروش در خرداد ۱۳۵۹ به حکم امام خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.[۲۸]

افراد بسیاری که مخالف انقلاب فرهنگی بودند، به خصوص افرادی که در این قضیه از دانشگاه اخراج شدند، سروش را از سردمداران این فکر دانسته و معتقدند او نقش پررنگی در این قضایا داشته است.[۲۹] البته سروش با این ادعاها مخالف بوده و هدف ستاد انقلاب فرهنگی را نه بستن دانشگاه‌ بلكه بازگشايي آن دانسته است.[۳۰]

مناظره‌های سال ۱۳۶۰ش

در سال ۱۳۶۰ش مناظره‌هایی در تلویزیون ایران برگزار شد. در مناظره ایدئولوژیک آیت الله مصباح یزدی و دکتر سروش از یک طرف و در طرف دیگر احسان طبری(از طرف حزب توده)و فرخ نگهدار از اعضای سازمان چریک های فدایی خلق ایران برگزار شد.[۳۱] این مناظره ها در دربهار سال ۱۳۶۰ش ضبط شد و اولین آنها در ۹ خرداد ماه ۱۳۶۰ش از شبکه اول تلویزیون پخش شد.[۳۱] این جلسات در پنج جلسه در رابطه با مسائل ايدئولوژيك ضبط و همه آن‌ها پخش شد.[۳۱] حضور دکتر سروش در این مناظره‌ها به پیشنهاد مصباح یزدی بود.[۳۲]

حلقه کیان

مسئولان مجله کیهان فرهنگی با دکتر سروش ارتباط برقرار کرده و از او برای نوشتن مقاله دعوت به عمل آوردند. او نیز مقلاتی رای این مجله می‌نوشت و حتی از طرف مجله مصاحبه‌‌ای با آیت‌الله جوادی آملی نیز داشت که در نشریه نیز چاپ شد.[۳۳] سروش برخی مقالات مهم و چالشی مانند مقالات قبض و بسط تئوریک شریعت را در این مجله به چاپ رساند که دردسرهایی برای خود سروش و مجله پدید آورد.[۳۳]

در نهایت و با بیشتر شدن مشکلات، کادر اصلی کیهان فذهنگی از این مجله جدا شده و مجله «کیان» را بنا نهادند. کیان کم و بیش همان راه و روش کیهان‌فرهنگی را داشت و سروش نیز با این مجله همکاری داشت.[۳۳] بعدها افراد فعال در مجله کیان که تاثیرات مهمی نیز داشتند، به نام حلقه کیان معروف شدند و عبدالکریم سروش از جمله آنان بود.[۳۳]

فهرست آثار عبدالکریم سروش

عبدالکریم سروش آثار بسیاری به چاپ رسیده‌است:

  1. «حکمت و معیشت» دفتر دوم سال نشر: ۱۳۶۹ش.
  2. «بسط تجربه نبوی»، سال نشر: ۱۳۷۸ش.
  3. «صراط‌های مستقیم» سال نشر: ۱۳۷۸ش.
  4. قبض و بسط تئوریک شریعت»، ۱۳۷۵ش
  5. «کلام محمد رؤیای محمد» ۱۳۹۸ش.
  6. «اوصاف پارسایان» سال نشر: ۱۳۷۰ش.
  7. علل ناکامی تاریخی مسلمانان، ناشی از دینداری نیست
  8. تشیع و چالش مردم سالاری
  9. سکولاریسم سیاسی و سکولاریسم فلسفی
  10. دین و دنیای جدید
  11. عدالت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه
  12. تاملاتی در اندیشه سیاسی انقلاب اسلامی
  13. راز و راززدایی
  14. دیانت، مدارا و مدنیت
  15. ایدئولوژی و دین دنیوی
  16. با جهان جدید شجاعانه روبرو شویم

سروش و انقلاب اسلامی ایران

سروش طرفدار لیبرالیسم پوپری است. در این نظریه، جامعه باید چنان باشد که عالمان همه رشته‌ها بتوانند آزادانه آراء خود را مطرح کنند و این آزادی بر حاکمیت لوازمی دارد و حکومت باید حمایت کند تا در نهایت جامعه‌ای خاص پدید آید.[۳۴] سروش همچنین معتقد به سکولاریسم و جدایی دین از سیاست است و این را نه تنها در سیاست بلکه به جامعه و حوزه اجتماعی نیز تسری می‌دهد.[۳۵]

سروش با انقلاب اسلامی ایران، تحصیل در انگلستان را رها کرده و به ایران می‌آید. او پیوند محکمی با انقلابیون برقرار می‌کند و تعریف و تمجیدهایی نیز نسبت به انقلاب ایران می‌گوید.[۳۶]

سروش مخالف این ادعاست که نیروهای خارجی، انقلاب را بپا کردند و این‌را اهانت به مردم می‌داند. او این انقلاب را مردمی معرفی می‌کند و معتقد است نیروهای خارجی زمانی که با اراده و عصیان مردم روبه‌رو شدند، دانستند که با نگه داشتن شاه کار پیش نمی‌رود به همین سبب پشت او را خالی کردند.[۳۷] البته او انقلاب اسلامی را پیروزی شیخ فضل‌الله نوری بر مرحوم نائینی و آخوند خراسانی می‌داند.[۳۸]

سروش چند دهه پس از انقلاب و در تحلیل آن می‌گوید، انقلاب ایران و انقلابیون آن می‌دانستند که چه نمی‌خواهند اما نمی‌دانستند که چه می‌خواهند. او انقلاب ایران را انقلابی بدون تئوری معرفی می‌کند. و یکی از بی‌تيوری بودن آن را این می‌داند که انقلابیون در جدال سنت و مدرنیته نتوانستند راهی باز کند؛ زیرا روحانیون و طبقه حاکم توهم استغنا داشتند و به همین جهت به سمت مدرنیته نرفتند و آن‌را تنها یک ابزار خشک دانستند.[۳۹] او انقلاب ایران را ضد مشروطه بود و تمام آنچه در مشروطه بافته شده بود، همه رشته شد.[۴۰]

با گذشت زمان، و مشکلاتی که برای سروش در ایران اتفاق افتاد، رویکرد مثبت او نسبت به انقلاب از بین رفت و رویکردی دشمنانه را با جمهوری اسلامی برقرار کرد به نحوی که تعبیر «حرمت نظام هتک شد» از طرف آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران را خبری خوش می‌داند که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بود.[۴۱] و می‌گوید وقتی آن کلمات سه‌گانه را شنیدم: «هتک حرمت نظام»، که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود.[۴۲] او حتی جمهوری اسلامی را با تعبیر جمهوری کافرپرور اسلامی ایران یاد کرده و بر آن لعن و نفرین می‌فرستد.[۴۳]

سروش وقتی از طریق هم‌فکرانش با این کلام مواجه می‌شود نامه‌هایش به آیت‌الله خامنه‌ای تند و غیر آشتی جویانه بود، این را می‌پذیرد و خود را در زمان نوشتن نامه‌ها مانند آتشفشانی از خشم دانسته است. و علت اصلی تندی نامه‌های خود را ناراحتی از وضعیت زندان‌ها، می‌داند.[۴۴]

امام خمینی

سروش اولین بار با عمویش پس از ۱۵ خرداد در جلسه عمومی امام خمینی را دید. او دفعه بعد در پاریس به ملاقات امام خمینی رفت و نقل می‌کند که وقتی امام خمینی از اتاق بیرون آمد یکباره یک وجود فوق‌العاده فراگیرنده و رعب آور به نظر آمد و برای مدت کوتاهی سروش در جایش میخ‌کوب شد.[۴۵]

سروش در سخنرانی با نام آفتاب دیروز و کیمیای امروز که در تاریخ خرداد ۱۳۶۸ش یک هفته پس از وفات امام خمینی داشت، او را «انسانی بزرگ و روحی عارف و مجاهد» معرفی می‌کند که «دلیری‌ها و دشمن‌شکنی‌ها و احیاگری‌هایش نیاز به تبلیغ نداشت».[۴۶]

او همچنین در سال ۱۳۶۹ش در سخنرانی «امام و عزت مسلمین» که چاپ نیز شد عزت مسلمین از جمله آرمان‌ها و رفیع ترین آرمان‌های امام دانسته و از امام در این مسائل تعریف می‌کند.[۴۷]

برخی معتقدند عشق و علاقه سروش به آیت الله خمینی هیچگاه، ـ حتی زمانی که بعد‌ها به اپوزیسیون تبدیل شده بود ـ از بین نرفت.[۴۸]

سروش پس از آن‌که در زمره مخالفان جمهوری اسلامی قرار گرفت در برابر این سؤال که میان محمدرضا شاه و امام خمینی کدام را انتخاب می‌کند، پاسخ داد که نباید تنها میان این دو امر اختیار داشت و می‌توان فرض‌های دیگر را نیز در نظر داشت اما اگر بنا میان این دو باشد او خمینی را ترجیح می‌دهد؛ زیرا خمینی باسوادترین رهبر ایران بوده تاکنون از ابتدای حکومت هخامنشیان تا حاضر. او امام خمینی را فقیه درجه اول که عرفان و فلسفه نیز خوانده بود، معرفی می‌کند. او معتقد است اصلاً جای مقایسه نیست میان خمینی و پادشاهان دیگر از پهلوی تا قبل‌تر. در گذشته خمینی چیز ناپاکی وجود نداشت و او شجاع بود. او برخلاف برخی پادشاهان که قلدر یا آدم‌کش بودند این خصایص را نداشت بلکه شجاعت که یک فضیلت اخلاقی است را داشته است.[۴۹]

او همچنین در مورد امام خمینی می‌گوید که او خطاهایی داشت که گاه بزرگ هم بود اما خیانت نکرد.[۵۰]

دغدغه‌ها و انگیزه‌ها

سروش دغدغه ذهنی خود را چنین نقل می‌کند که از یک سو دل در گرو معنویت و دین دارد و از سوی دیگر دل در گرو دانش و خِرَد نوین.[۵۱] او معتقد است خواستن این دو با هم کاملاً ممکن است و به دنبال این است که «دیالوگ و داد و ستدی میان دو سرمایهٔ بزرگ بشریت یعنی دین و خرد نوین» برقرار کند، چنان‌که «نه خرد نوین را تابع دیانت کند و نه دیانت را تابع خرد نوین».[۵۲]

سروش دباغ فرزند عبدالکریم سروش پروژهٔ فکری پدرش را در ادامهٔ پروژهٔ اقبال لاهوری یعنی پروژه «بازسازی فکر دینی» می‌داند و معتقد است دکتر سروش تلاش فکری خود را معطوف به بازخوانی انتقادیِ اندیشهٔ دینی و به دست دادن یک نظام الهیاتی بدیل می‌داند. و معتقد است این پروژه، داخل چارچوب سنت اندیشهٔ دینی قرار دارد.[۵۳]

بخش بزرگی از نظریات و آثار سروش به‌صورت مستقیم یا غیر مستقیم درباره چگونگی مواجهه با سنت در جهان مدرن است. او تلاش بسیاری برای احیاء دین و معنویت در عصر علم و خِرَد سکولار، داشته است.[۵۴] دین‌داری و خردورزی، ایمان و علم، تحقیق و تقلید، عقل و شرع و نظایر آن در زمره مهم‌ترین از دیگر مقولاتی هستند که سروش به آن‌ها پرداخته است.[۵۵]

جامعه سنتی بخش عمده‌ای از مخالفان سروش را تشکیل داده است. با این حال برخی نظریات سروش مورد مخالفت و نقد جریان‌های روشنفکری نیز قرار گرفته است.[۵۶]

سروش، روحانیت و فقه

اما رشد سروش در آغاز مرهون حمایت روحانیت از او بود. نسبت سروش و مطهری در اندیشه دینی با ملاط فلسفه اسلامی استوار می‌شد و در فراق مطهری و شریعتی و در اوج رونق ایدئولوگ‌های کمونیست، این نظام روحانی جمهوری اسلامی بود که سروش را ترویج می‌کرد چه در صداوسیما و چه در کتاب‌های درسی و چه در روزنامه‌های دولتی و ... .[۵۷]

به گزارش رویداد۲۴ نقطه گسست سروش از روحانیت در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۷ اتفاق افتاد؛ یعنی زمانی که نخستین مقاله از مجموعه مقالات «قبض و بسط تئوریک شریعت» در مجله کیهان فرهنگی آغاز شد. نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت نظریه جدید و نوآورانه‌ای نبود؛ جان کلام نظریه این بود: «فهم شریعت مبتنی بر پیش‌شرط‌های خودکنش فهم و در داد و ستد با دیگر معارف بشری مانند انسان شناسی، تاریخ و... است. در واقع هر متنی در یک شرایط بینامتنی فهم می‌شود. بنابراین با تغییر و تحول معارف بشری -قبض و بسط آنها- فهم شریعت نیز دچار تغییر و قبض و بسط خواهد شد. بنابرین فهم ما از شریعت نسبی و تاریخی هستند و مبنای انسانی دارند.[۲۰] آملی لاریجانی تعابیر تندی در نقدش به سروش به کار برده بود. سروش نیز در مقابل جواب تندی به لاریجانی داد و علنا وارد نزاع با روحانیت شد.[۵۸]

تا اینکه در سال 1367 مجموعه مقالات «بسط و قبض تئوریک شریعت» را در مجله کیهان فرهنگی آغاز کرد. این مقاله توسط روحانیان مطرحی مانند آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و صادق لاریجانی نقد گردید.[۵۹]

مقاله حریت و روحانیت
سروش سخنرانی در مسجد امام صادق تهران داشت كه به‌صورت مكتوب در شماره ۲۴ مجله كيان (فروردين و ارديبهشت 1374) با عنوان «حریت و روحانیت» چاپ شد.[۶۰] او در این سخنرانی ابراز داشت، روحانیت با ارتزاق از دین رفته رفته به نهادی تبدیل خواهد شد که کارکردش ابقای خود این نهاد است. او معتقد است وقتی ارتزاق سازمان روحانیت از راه دین است، کمتر فردی از جامعه روحانیت می‌تواند آزاد و فارغ از آرا و سنن انان نظر بدهد. کمتر فردی می‌تواند پشت پا به سنن بزند و باکی از ویرانی معیشت خویش نداشته باشد.[۶۱] سروش در بخشی از مقاله خود به کلام شهید مطهری استناد کرده بود که ارتزاق از دست مردم برای روحانیان آفات بسیار دارد و آنان را پیرو عوام می‌کند.[۶۲]

این مقاله در ابتدا با مقاله‌ی علی مطهری مورد نقل قرار گرفت. نقدهای دیگری نیز مطرح شد اما مهم‌ترین آن‌ها نقد آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۴ شهريور ۱۳۷۴ش بود. (در ابتدای مقاله خدمات و حسنات دین به بازخورد مقاله حریت و روحانیت و عکس العمل آقای خامنه ای پرداخته شده‌است) سپس آيت‌الله جوادي آملي در نماز جمعه قم در ۱۷ شهريور ۱۳۷۴ش به نقد سخنان سروش پرداخت.[۶۳]

در سال 1378 سروش نامه‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت و از وی خواست به جای اجتهاد در فروع، راه اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به جای تجدیدنظر در احکام فقهی در فقه تجدیدنظر کند و بر این مقاله «فقه در ترازو» نام نهاد. مقاله سروش پاسخ ملایم و همدلانه آیت‌الله منتظری را در پی داشت اما واکنش اصلی از آن آیت‌الله یزدی بود. و پاسخ سروش را در پی داشت: «فقیه در ترازو». سروش در این پاسخ آیت‌الله یزدی را فقیهی رسمی خواند و سخت بر او تاخت.[۶۴]


من با مرحوم مطهری آشنایی بیشتری پیدا کردم و آشنایی ما تا زمان شهادت آن بزرگوار ادامه یافت. البته مدتی که من در خارج از کشور بودم با ایشان ارتباط مستقیم نداشتم. اما چنان‌که می‌دانید ایشان کتاب «نهاد نا آرام جهان» من را خوانده و نکته‌ها یی در باب آن گوشزد کرد که من آن نکته‌ها را در کتاب اعمال کردم و آن کتاب اینک وامدار مرحوم آقای مطهری است.[۶۵]

سال 1384 هنگامی که عبدالکریم سروش اعلام کرد از میان آن همه نامزدهای غیرروحانی انتخابات ریاست‌جمهوری ایران به مهدی کروبی رای می‌دهد، بیش از همه آن حلقه از روشنفکران دینی پیرامون سروش شگفت‌زده شدند که بر گرد مصطفی معین جمع شده بودند و گمان نمی‌بردند پس از عمری نقد سروش بر روحانیت او همچنان ادامه اصلاحات را در ریاست یک «روحانی» ببیند. و از سویی دیگر در برابر گروهی از روحانیت راه حرمت و احترام در پیش می‌گیرد. [۶۶]


فقه

در سال 1378 سروش نامه‌ای به آیت‌الله منتظری نوشت و از وی خواست به جای اجتهاد در فروع، راه اجتهاد در اصول را در پیش بگیرد و به جای تجدیدنظر در احکام فقهی در فقه تجدیدنظر کند و بر این مقاله «فقه در ترازو» نام نهاد.[۶۴]

تا جهان‌بینی فقهی و به‌خصوص پیش‌فرض‌های آن در مورد انسان و عقلانیت مورد تجدید نظر اصولی قرار نگیرد نمی‌توان مشکلات و معضلات را حل کرد.[۶۷]

بدیهیات گذشته امروز از بداهت افتاده‌اند و این به تحول در عقلانیت بر می‌گردد و فقیهان هم باید در بدیهیات گذشته دوباره نظر کنند و این عین اجتهادی است که فقیه باید انجام دهد.[۶۸] جهان جدید، جهان فروع تازه نیست، جهان اصول تازه است و تا وقتی فقیهان به فروع تازه می‌اندیشند از دادن راه‌حل‌های اصولی باز می‌مانند.[۶۹]

«بلی من فقیه نیستم و شایستگی پاسخ دادن به سوالات فقهی را ندارم. به سایت آقای دکتر محسن کدیور مراجعه نمایید».

فقه اسلامی از درون قابل رفو کردن نیست. از نگاه سروش باید بیرون فقه تقویت شود تا دورن فقه نیز از راکد بودن بیرون بیاید. بیرون فقه یعنی معرفت‌شناسی انسان‌شناسی خداشناسی وحی‌شناسی و … این‌ها راکد مانده و فقیه باید با شناخت از این مسائل به داخل فقه برود. ابزارهای درون فقه هیچ حصاری را تغییر نمی‌دهد برای نمونه حقوق انسان امر بیرونی است و فقها باید با توجه به این مبنا به درون فقه بپردازند تا تغییرات جدی پدید بیاورند.[۷۰]

سروش اذعان دارد که بسیاری از مناقشاتش بر فقه برگرفته شده از غزالی است. از بیرون نگرفته و از زمانی که غزالی را خوانده ماهیت فقه را فهمید.[۷۱]

سنت را باید فعال است ذخایر بسیاری در این سنت وجود دارد و در عین حال نباید تک منبع بود و منابع بومی و غیر بومی را نگاه کرد.[۷۲]

روحانیت برای دینداری عوامانه است. و برای دینداری عالمانه و عارفانه نیازی به روحانی نیست.[۷۳]


  • اسلام نیازی به صنف روحانی ندارد
  • «اندر باب اجتهاد: دربارهٔ کارآمدی فقه اسلامی در دنیای‌امروز»
  • فقه در ترازو؛ طرح چند پرسش از محضر حضرت آیت الله منتظری
  • خدمات و حسنات دین عبدالکریم سروش
  • جریان مصباح یعنی فاشیسم: نظر سروش در مورد مصباح ومظهری
  • مصاحبه دکتر سروش با استاد شهید مرتضی مطهری
  • ص۷۹ آئین در آینه
  • آفتاب دیروز و کیمیای امروز

استاد مطهری، احیا کننده ای راستین در عصر جدید


مولوی به مثابه یک الگو

عبدالکریم سروش:

«کمتر شب و روزی بوده است که به دل یا به زبان، آشکار یا نهان، سخنی از او یا با او نگویم و ضمیر خود و دیگران را با نام و کلام او مطرا و مطهر و معطر و منور نکنم».[۷۴]
«مولانا با زندگی روحی و فکری من از هر کسی دیگری عجین‌تر است».[۷۵]

سروش معتقد است اگر بتواند از یک الگو برای خود یاد کند، مولانا جلال‌الدین رومی است که هیچ‌کس در زندگی او به اندازه مولانا این‌چنین تأثیر نداشته است[۷۶]

آشنایی سروش با مولانا در دوره دبیرستان و به جهت وجود یکی از معلمان بود.[۷۷] اما در ابتدا مولانا برای او جذابیتی نداشت و آن به سبب قدرت اشعار سعدی و قوی‌تر بودن اشعار او در مقابل اشعار مولانا بود.[۷۸] اما با گذشت سال‌ها، آشنایی عمیق‌تری نسبت به مولانا یافت.[۷۷]

سروش معتقد است مولوی از معدود افرادی است اهل شریعت، اهل طریقت و اهل حقیقت بودن در او جمع شده‌است.[۷۹] سروش معتقد است (و این را اعتقاد خود مولانا نیز می‌داند) که مثنوی، قرآن به فارسی است[۷۹] و حتی مثنوی را بی‌هیچ شبهه کتابی الهامی می‌داند که پاره‌هایی در آن رایحهٔ آشنا و آشکار وحی و کشف از آن به‌دست می‌آید.[۸۰]

به گفته سروش هر روز به نحوی مولانا در زندگی او نقش دارد.[۸۱] او برخی شعرهای مولوی در مورد دعا را نقل می‌کند و آن‌ها را از لطیف‌ترین دعاها دانسته و می‌گوید از وقتی که این شعر در ذهنش جای‌گیر شده حتی گاه در نمازهایش نیز آن اشعار را می‌خواند.[۸۲]

سروش در تلویزیون از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی به بعد یک سلسله دروس در باب مولوی و مثنوی داشت که حدود ۲۴ برنامه ضبط شد و تنها ۱۳ برنامه از آن پخش شد.[۸۳] به ادعای سروش امام خمینی با وجود علاقه‌ای که به مولانا داشت به جهت فشارهای بیرونی، دستور قطع این برنامه داد.[۸۳]

سروش در مقابل برخی فقیهان که به تحریم ساخت فیلم در مورد مولوی فتوا داده بودند، موضع گرفته و آن‌ها را «فتواهای ناروا، بولفضولانه و خشک مغزانه» نامید و این فتوا را از سر نادانی دانسته و گفت «این پوست فروشان با مغز، بر سر مِهر نیستند».[۸۴]

کتاب مثنوی با تصحیح و پیشگفتار عبدالکریم سروش چاپ شد.[۸۵]

دین در دنیای مدرن

سروش معتقد است در جهان جدید، هدف زندگی معنای دیگری پیدا کرده است و مردم، دل در گرو اهداف دیگری دارند. اهدافی که ظواهر و رسانه‌های گروهی به مردم تلقین و در میان آنان ترویج می‌کنند، لذت‌جویی و خوش‌باشی است. در جهان جدید غفلت، از اصول زندگی شده است. این غفلت، امروزه یکی از محورهای زندگی است.[۸۶]

از نگاه سروش مردم معمولاً از مدرنیته، به میوه‌های آن نظر دارند و ریشه‌های مدرنیته و جهان مدرن، کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما با نگاهی ژرف‌تر می‌توانیم بگوییم آنچه میان جهان جدید و جهان قدیم فاصله افکنده و بین آنها خط‌کشی دقیقی انجام می‌دهد، علم مدرن است.[۸۷]

سروش دین‌ورزی را سه قسم می‌داند:

  • دین‌ورزی معیشت اندیش (عامیانه) که در آن شخص به نحو تقلیدی و جبری، دین‌دار می‌شود و می‌ماند. سروش دین‌داری عموم مردم را در این بخش قرار می‌دهد. البته سروش معتقد است این نوع دین‌داری وجوه و امتیازات مثبت بسیاری برای فرد و جامعه به همراه دارد.[۸۸]

عبدالکریم سروش:

«دین اسلام برای من به مانند زبان فارسی می‌ماند که با آن بزرگ شده‌‌ام. با اسلام و از طریق پیامبر اسلام، معنویت را شناختم و جهان دیگر را کشف کردم و در دل آن، جهان را برای خود مفهوم کردم».[۸۹]

  • دین داری معرفت اندیش (عالمانه): این دین‌داری ارثی و جبری نیست، اختیاری و انتخابی است. دین در اینجا نه به منزله عادت بلکه به منزله یک معرفت مطرح می‌شود.[۸۸]
  • دین داری تجربت اندیش (عارفانه): دین به مثابه یک تجربه مطرح می‌شود و این دین‌داری پیامبرانه است، عارفانه است. خداوند در این دینداری یک معشوق و محبوب است که انسان با آن انس و رابطه وجودی برقرار می‌کند.[۸۸]

سروش معقد است هر سه نوع دین‌داری در دنیای معاصر دچار مشکلاتی هستند. دین‌داری معیشت اندیش در جوامع امروزی موانع و مشکلات بسیار زیادی دارد و نوع زندگی در جهان معاصر برای بسیاری از احکام و التزامات دینی، مشکلاتی را ایجاد کرده است.[۸۸] دین‌داری معرفت اندیش نیز در جهان معاصر مشکلات دوچندان دارد و با تحولات و پیشرفت‌های علمی در جهان، دین‌داری عالمانه نیز دچار مشکلات جدی شده است.[۹۰] این مشکلات حتی برای دین‌داری تجربت اندیش نیز وجود دارد؛ آرامش و مراقبه را از انسان گرفته و انسان را از داشتن یک روح آرام محروم کرده‌است. جهان یکسره شتاب و عجله گشته و این ضد آرامش برای یک تجربه دینی گشته است.[۹۱]

سروش معتقد است تجربه اسلام در دوران مدرن چندان متفاوت با تجربه مسیحیت و یهودیت نخواهد بود. تجربه تاریخی مسیحیت چنین می‌گوید که علم، هنر، تکنولوژی و سیاست جدید ابتدا دین را به گرداب ناتوانی و نارسایی خواهند افکند و نامه اعمال نیک و بدش را در برابرش خواهند گشود و سپس مرحله تفسیرهای تازه فرا می‌رسد و دردمندان در پرتو دستاوردهای جدید بشری به بازفهمی مواریث دینی، دست خواهند گشود.[۹۲]

سروش در مقام بیان راه‌حل معتقد است نباید به دنبال استخراج اندیشه‌های مدرن از متون دینی رفت. استخراج مدرنیته از متون دینی یکی از چاله‌هایی بود که بسیاری از متفکران مؤمن در آن افتادند.[۹۳] او معتقد است در این دوره باید به سمت فعال کردن معرفت دینی در پرتو اندیشه‌های مدرن رفت. در مصاف این بازفهمی و بازتفسیری است که دین قوت درونی خود را چنان‌که هست نشان خواهد داد وماندنی بودن و نبودنش آشکار خواهد گشت.[۹۴]

سلوک دیندارانه در جهان مدرن
دکتر سروش سلسله نشست‌هایی با عنوان «سلوک دیندارانه در جهان مدرن» را برگزار کرد و به موانع و انگیزه‌های دین‌دار بودن در جهان معاصر پرداخت.[۹۵] این سلسله نشست‌ها در قالب ۴۰ سخنرانی برگزار شد.[۹۶] این سلسله مباحث در سال ۲۰۱۶ آغاز گردید و در سال ۲۰۱۸ به پایان رسید.[۹۷]

نظریات

میزان آشنایی من با پوپر و اهمیتی که به او می‌دادم هیچ‌گاه تغییر نکرد و نکته‌های زیادی در اندیشه او می‌دیدم که چه در انگلستان و چه در زمانی که در ایران بودم مورد توجه من بود.[۹۸]

پوپر چه زمانی برای من الگو بوده‌است که امروز الگو باشد؟ مگر فلسفه‌ورزی جای مرید و مرادی است. من اگر بتوانم از یک الگو یاد کنم، همان مولانا جلال‌الدین رومی است. هیچ‌کس در زندگی من آنقدر مدخلیت نداشته که این شخص شخیص یعنی مولانا جلال‌الدین داشته‌است. من از پوپر نکته‌های بسیار نیکویی آموخته‌ام[۹۹]

نوشته‌های من هیچ‌کدام در تأیید عقلانیت حد اکثری نبوده‌است. برای من یکی از بدیهیات بود که عقل نمی‌تواند همه مشکلات عالم و حتی خودش را یعنی عقلانیت را حل کند.[۱۰۰]

من در همین جا هم خود را «نومعتزلی» می‌دانم.[۱۰۱]

دین و قدرت

قبض و بسط تئوریک شریعت

آقای سروش وقتی که سال ۱۳۶۵ ایده قبض و بسط تئوریک شریعت را مطرح کرد، همان موقع در نقد سخن ایشان مقالهٔ مفصلی نوشتم که در کتاب «گفتمانهای دینی معاصر» آمده‌است. البته نظریه قبض و بسط منتسب به گادامر است گرچه آقای سروش در مصاحبه‌هایش گفته‌است وقتی که من بحث قبض و بسط تئوریک شریعت را مطرح کردم اصلاً گادامر را نخوانده بودم. این برای همه سئوال بود، چگونه زمانی که ایشان در انگلستان درس می‌خواند و گادامر یکی از استادان برجستهٔ آنجا بود و شهرت داشت او را نمی‌شناخته‌اند؟ ایشان گفت که من گادامر را نخواندم و ایدهٔ اختراعی من است.[۱۰۲]

مطالب قبض و بسط تئوریک شریعت ابتدا از اردیبهشت ۱۳۶۷ تا خرداد ماه ۱۳۶۹ به صورت سلسله مقالاتی در مجله کیهان فرهنگی انتشار یافت و بعدها در اقلب کتاب منتشر شد..[۱۰۳] انتشار این مقالات بحث‌برانگیز شد و واکنش‌های فراوانی برانگیخت که در نهایت به تعطیلی موقت مجله کیهان فرهنگی را در پی داشت. به دنبال این اتفاق سروش و دوستان همفکرش مجله کیان را دایر کرده در آن به طرح دیدگاه‌های خود اقدام کردند.[۱۰۴]

از بسط تجربه نبوی تا رویاهای رسولانه

بَسْط تجربه نبوی نظریه‌ای که بر اساس آن، وحی مختص به پیامبر (ص) نیست، و تجربه‌های پیامبرانه پس از پیامبر اسلام(ص) نیز در افراد مختلف ادامه می‌یابد.[۱۰۵] سروش نظریه‌پرداز بسط تجربه نبوی به دنبال نشان دادن رویهٔ بشری، تاریخی و زمینیِ وحی و دیانت است.[۱۰۶] این نظریه، دین را خلاصه و عصاره تجربه‌های پیامبر دانسته که با ادامه تجربه‌های نبوی پس از پیامبر، از سوی دیگر مسلمانان، بر غِنا و فربهی دین افزوده می‌شود.[۱۰۷] به باور سروش، مشکلاتی مانند تعارض آیات با نظریه‌های علمی جدید و منافات احکام فقهی با عدالت و کرامت آدمی، با این نظریه قابل حل است.[۱۰۸]

در مقابل، مخالفان نظریه بسط تجربه نبوی، معتقدند در هیچ‌یک از آیات قرآن نیامده که قرآن جوشیده از درون پیامبر و سخن او است،[۱۰۹] بلکه قرآن خود را به صراحت کلام خدا معرفی می‌کند.[۱۱۰] علاوه بر این، گفته شده‌است که تجربه‌ها حکم یقینی ندارند و تحت‌تأثیر عوامل غیردینی دچار خطا می‌شوند، پس وحی نمی‌تواند نوعی تجربه دینی باشد.[۱۱۱] در بحث «کلام محمد» دانستن قرآن دو نامه از دکتر سروش خطاب به آیت الله سبحانی، با عنوان «بشر و بشیر» و «طوطی و زنبور» و دو نامه از آیت الله سبحانی خطاب به دکتر سروش، منتشر شد.[۱۱۲]

رؤیاهای رسولانه نظریه عبدالکریم سروش که وحی را از مقوله رؤیا دانسته و معتقد است قرآن روایت رؤیاهای پیامبر اسلام است.[۱۱۳] سروش، پیامبر را روایتگر تجربه‌ها و ناظر منظره‌هایی می‌داند که خود در رؤیا دیده‌است.[۱۱۴] سروش معتقد است قرآن به خوابگزارانی نیاز دارد تا حقایق را که به زبان رؤیا بر پیامبر پدیدار شده، به زبان بیداری برگردانند و تعبیر را به جای تفسیر بنشانند.[۱۱۵]

مخالفان رؤیاهای رسولانه معتقدند حتی یک سند معتبر تاریخی وجود ندارد که مخاطبان اولیه وحی یا خود پیامبر، مدعی خوابنامه بودن قرآن یا راوی بودن پیامبر باشند.[۱۱۶] همچنین پیامبر در هیچ آیه‌ای گوینده نیست، در هیچ‌کجا، آیات از زبان پیامبر نیست؛ بلکه در تمام آیات، پیامبر مانند دیگران، مخاطب است.[۱۱۷] عبدالعلی بازرگان، از مفسران معاصر، معتقد است براساس آیات قرآن، هدف اصلی نزول قرآن، مردم هستند؛ حال چگونه می‌توان معتقد شد که رؤیاهای پیامبر پس از ۱۴ قرن همچنان نامکشوف مانده و اینک خوابگزارانی باید آنرا برای مردم بگشایند.[۱۱۸]

خاتمیت پیامبر و مسئله امامت

مفهوم خاتمیت در نظریه بسط تجربه نبوی، فرمان دادن بدون نیاز به استدلال معرفی شده[۱۱۹] که با رحلت پیامبر از بین رفته و دیگر هیچ‌کس حق ندارد بدون استدلال به دیگران حکمی کند.[۱۲۰] به نظر سروش، تجربه دینی پس از پیامبر تنها برای خود شخصْ حجت است و برخلاف تجربه پیامبر، برای دیگران الزام‌آور نیست.[۱۲۱] سروش امامت را نیز در مقابل خاتمیت دانسته و معتقد است: اینکه با اتکاء به وحی و شهود سخنانی بگویند که در قرآن و سنت نبوی نباشد، با خاتمیت در تعارض است.[۱۲۲] البته سروش معتقد است می‌توان اسلام را آن‌گونه که پیامبر می‌خواست، نزد علی و فرزندانش یافت.[۱۲۳] هیچ مشکل و شبهه‌ای نداشته باشد که البته او به جهت اعتقاد به پلورالیزم منکر راه‌های دیگر نیست.[۱۲۴] در سلسله امامان شیعه علی نابغه است و از همه برتر است و با اینکه هرکدام فضیلت و بزرگی خود را دارا هستند اما علی از هر حیث چند گام از همه آن‌ها پیش‌تر است.[۱۲۵]

منتقدان «بسط تجربه نبوی» معتقدند در این نظریه، تفسیر خاتمیت با رویکردی ضدعقل بهپیامبران مطرح شده و ختم نبوت با آزادسازی عقل مساوی دانسته شده‌است[۱۲۶]؛ در حالی که قرآن مخالفان خود را به استدلال و عقل‌گرایی دعوت می‌کند.[۱۲۷] در مسئله امامت نیز طبق آیات قرآن، از افرادی یاد می‌کنند که پیامبر نبودند، اما اسراری از غیب بر آنها الهام می‌شد.[۱۲۸] به نظر مخالفان، براساس تعریف سروش از خاتمیت، اثری از ولایت، پس از پیامبر اسلام (ص) باقی نمی‌ماند، در حالی که آیات و روایات به ولایت افرادی غیر از پیامبر اشاره دارد.[۱۲۹]

تفسیر نهج البلاغه و امام علی(ع)

عبدالکریم سروش:

«على(ع) كه خود سر حلقه‌ى پارسايان بود و در سلوك و تقرب، به مرتبه ى ارجمند ولايت نايل آمده بود و آموزگار بزرگ جهاد اصغر و اكبر و پرده دار حرم ستر خدا بود، بهتر از هر كس ديگر شايستگى داشت كه معنى تقوا را باز نمايد و از اوصاف پارسايان، پرده بردارد.».[۱۳۰]

سروش به مدت شش سال در مسجد جامع امام صادق (ع)، هر سال ۹ماه و به‌صورت هفتگی، سخنرانی در موضوعات دینی و فرادینی داشت که بیشتر بر نهج البلاغه متمرکز بود. کتاب «اوصاف پارسیان» و «حکمت و معیشت» نتیجه این سخنرانی‌ها بود که به چاپ رسید.[۱۳۱] کتاب «حکمت و معیشت» شرح نامه امام علی (ع) به فرزندش است که به اعتقاد سروش در واقع به همه فرزندان صلبی و روحانی‌اش است.[۱۳۲] همچنین کتاب «اوصاف پارسیان» که آن‌را از اخلاقی‌ترین و لطیف‌ترین کتاب‌های عبدالکریم سروش دانسته‌اند، مجموعه درس گفتارهای او درباره خطبه متقین، از نهج البلاغه است.[۱۳۳]

سروش امام علی(ع) را «شخصیت عظیم‌القدر نابغه که با هر استانداردی شخصیت فوق‌العاده‌ای است» معرفی می‌کند.[۱۳۴]او معتقد است علی بهترین صحابی پیامبر بود و با نفرات بعدی فاصله بسیار زیاد داشت.[۱۳۵] به اعتقاد سروش، در میان امامان شیعه، علی نابغه است و از همه برتر است و با اینکه هرکدام فضیلت و بزرگی خود را دارا هستند اما علی از هر حیث چند گام از همه آن‌ها پیش‌تر است.[۱۲۵]

سروش در یک سخنرانی، امام علی(ع) را شخصیت فوق‌العاده‌ای معرفی می‌کند که از افراد بسیار ناکام تاریخ بود، برخلاف پیامبر اسلام که پیش و پس از نبوت بسیار موفق بود.[۱۳۶]

ذاتی و عرضی در دین

مقاله «ذاتی و عرضی در دین» ابتدا در سال ۱۳۷۷ش در مجله کیان به چاپ رسید.[۱۳۷] و در سال ۱۳۸۵ش در کتاب بسط تجربه نبوی نیز چاپ شد.[۱۳۸]

سروش دین را به دو بخش ذاتی و عرضی تقسیم می‌کند. از نگاه اوخداوند اهدافی دارد و این اهداف همان ذاتیات دین است. خداوند برای بیان، تفهیم و تحصیل اهداف خود از زبانی خاص استفاده می‌کند که همه از عرضیات دین هستند.[۱۳۹] از نگاه سروش ذاتی آن چیزهایی هستند که نمی‌توانستند نباشند.[۱۴۰] اسلام به ذاتیاتش اسلام است نه به عرضیاتش و مسلمانی در گرو التزام و اعتقاد به ذاتیات است.[۱۴۱]

مقصود سروش از عرض نیز آن چیزهایی هستند که می‌توانستند نباشند.[۱۴۰] سروش ضابطه عرضی را این می‌داند که می‌توانست به‌گونه دیگری باشد.[۱۴۲] سروش معتقد است نه فقط زبان اسلام، که فرهنگ آن نیز عربی است؛ این که قرآن از حوران سیه‌چشم در بهشت،[۱۴۳] ساکن در خیمه‌ها[۱۴۴] توصیه به نگریستن به خلقت شتر[۱۴۵] استفاده از تقویم قمری که ماه رمضان را برای روزه قرار داده و بسیاری موارد از فرهنگ عربی که در قرآن مورد استفاده قرار گرفته‌است، همه عرضی هستند.[۱۴۶]

مخالفان این نظریه معتقدند عرضی‌های بسیاری وجود دارد که خود بخشی از پیام اصلی دین را به همراه دارد. در هر یک از عرضیات، بخشی از احکام و اجزای این دین نازل شده‌است. مسلمانان معتقدند خداوند هر یک از این عرضیات فرستاده تا هم مسلمانان عصر پیامبر به کمال برسند و هم پیام نبوت به‌طور کامل عرضه گردد و هم نسل‌های آینده هدایت گردند. قرآن از دریچه ذکر داستان‌های اقوام گذشته، اهدافی را دنبال نموده و درصدد تبلیغ پیام خویش است.[۱۴۷]

مخالفان ذاتی و عرضی معتقدند در هر داستان و واقعه، در هر جنگ و صلح، در هر سؤال و جواب و مانند آن که در مدت رسالت پیامبر (ص) واقع گردیده، حکمتی وجود داشته‌است. همچنین ذات و گوهر دین در عرضیات دین تجلی می‌کند، فقدان عرضیات، مانع تجلی و ظهور دین کامل می‌باشد.[۱۴۸]از نگاه مخالفان نه تنها تغییر ذاتیات دین به نفی دین خواهد انجامید، بلکه تغییر عرضیات دین و انکار آن‌ها پس از ختم رسالت نیز به تغییر و نفی دین و تحریف آن منجر می‌شود.[۱۴۹]

نیکفر به درستی استدلال می‌کند که سروش معیار مستحکمی برای تفکیک ذاتی و عرضی ارائه نمی‌کند. ذاتی و عرضی از ترم‌های اندیشه باستانی هستند و در تفکر مدرن استفاده به ندرت از آن‌ها استفاده می‌شود. در واقع نیکفر در برابر نگاه افلاطونی سروش که دین را از ذاتش جدا می‌کند، نگاه مدرن پدیدارشناسانه به دین را پیش می‌نهد که در آن تاریخ و نمود دین خود ذات آن هستند و با روش پدیدارشناسانه نشان می‌دهد که طریقه سروش در بحث در باب دین و شریعت نوعی باطنی‌گری و در واقع امتداد منطقی آن در دنیای مدرن است.[۱۵۰]

دین اقلی و اکثری

«دین اقلی و اکثری» موضوع سخنرانی بود که عبدالکریم سروش در جمع دانشجویان ایرانی در مونترال کانادا در اسفند ۱۳۷۵ش ایراد کرد.[۱۵۱] این موضوع در سال ۱۳۷۷ش در مجله کیان با عنوان «دین اقلی و اکثری» به چاپ رسید.[۱۵۲] همچنین در کتاب بسط تجربه نبوی در تاریخ ۱۳۸۵ش نیز چاپ شد.[۱۵۳] سروش در این نظریه معتقد است آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ؛ امروز، دین شما را کامل کردم» ناظر به اکمال حداقلی است نه حداکثری. به این معنا که حداقل لازم هدایت به مردم داده شده‌است اما حداکثر ممکن در تکامل تدریجی و بسط تاریخی بعدی اسلام پدید خواهد آمد.[۱۵۴] همچنین در این آیه اشاره به کامل شدن آمده‌است و نه جامع بودن. جامع بودن یعنی در برگیرندهٔ همه چیز.[۱۵۵]

دین اقلی از نگاه سروش به این معنا است که اگر دین را دنیایی بدانیم، دین واجد احکامی است که با اقل شرایط معیشتی آدمی وفق می‌دهد و قابل اجراست و حاجات حقوقی سادهٔ یک زندگی ساده را که همیشه و همه‌جا می‌توان داشت برمی‌آورد اما حاجات بزرگ‌تر در یک زندگی پیچیده‌تر را منظور نمی‌دارد و اگر دین را اخروی بدانیم، کم‌ترین سعادت اخروی و صعود به پایین‌ترین مراتب معنوی را ممکن می‌سازد.[۱۵۶]

سروش در دین حداقلی به سخن غزالی استناد می‌کند که دنیا را چنان سامان می‌دهیم که آخرت‌گرایان بتوانند آخرت خود را تأمین کنند و مابقی امور دنیا بر عهده عقلای قوم است.[۱۵۷] سروش در این نظریه معتقد است احکام فقهی همه عرضی هستند.[۱۵۸]فقه از حد احکام بیرون نمی‌رود یعنی در باید و نباید و حلال و حرام خلاصه می‌شود و این فرق دارد با برنامه‌ریزی و طراحی برای زندگی، برنامه‌ریزی کاری است علمی و محتاج علوم و فنون مختلف و و به هیچ رو از فقه بر نمی‌آید.[۱۵۹] سروش بینش و انتظار دینی بسیاری از دین‌داران را بینش و انتظار اکثری می‌داند که از دین همه چیز را می‌طلبند و می‌خواهند و این را نشانهٔ کمال و جامعیت آن می‌دانند.[۱۶۰]

نقد
مخالفان این نظریه معتقدند مسیر منطقی برای یافتن قلمرو دین، مراجعه به خود «دین» است، نه گمانه‌زنی‌ها و حدسیات. انسان مؤمن، به‌دنبال مشخص کردن انتظار خود از دین نیست، بلکه در پی آن است که ببیند دین از وی چه انتظاراتی دارد و در چه حوزه‌هایی از زندگی‌اش نظر داده‌است. انسان پس از آنکه به «حقانیت دین» پی برد و به آن «ایمان» آورد، در حدود و گسترهٔ احکام و معارف دینی، خواهد ماند،[۱۶۱]

همچنین مخالفان معتقدند علم برنامه‌ریزی نبودن فقه، با کمال یا اکثری بودن فقه منافات ندارد؛ زیرا مقصود از کمال یا اکثری بودن فقه این است که می‌تواند در هر وضعی احکام مربوط به موضوعات فردی و اجتماعی را بیان کند و در این خصوص، جوامع ساده و پیشرفته تفاوتی ندارند.[۱۶۲]

برخی معتقدند دین قصدی بر اکثری بودن ندارد و برخی امور را به انسان‌ها و عقل انسانی واگذار کرده‌است و قوت اسلام و فقه اسلامی در همین است؛ زیرا بیان اکثری و جایی برای تدبیر بشری در نظر نگرفتن، عدم انطباق پذیری اسلام با زمان‌ها و مکان‌های مختلف را در پی دارد، که این مسئله با جهانی و جاودانی بودن اسلام ناسازگاری دارد.[۱۶۳]

پانویس

الگوی پانویس غیرفعال شده است. لطفا از الگوی پانوشت استفاده شود


منابع

  1. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۳.
  2. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  3. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  4. «عبدالکریم سروش در پی عبور از دین نیست»، گفتگو با سروش دباغ.
  5. سروش، «روشن‌فکری همپای نهضت معتزله»، ص۹۷۳.
  6. سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در جهان مدرن، جلسه۱.
  7. سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در جهان مدرن، جلسه۳۸.
  8. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  9. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  10. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  11. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  13. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  15. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  16. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۶.
  17. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  18. « دریغا که مجال قهوه خوردن با پوپر از دست رفت»
  19. باقی، « روشنفکری دینی پس از انقلاب چگونه به وجود آمد؟»
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  21. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۷.
  22. بهنود، « سروش یکی از صد اثرگزار عالم» سایت رسمی عبدالکریم سروش.
  23. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  24. «گفت وگوئی با دکتر سروش به مناسبت دریافت جایزه اراسموس» سایت عبدالکریم سروش.
  25. «عبدالکریم سروش در پی عبور از دین نیست»، گفتگو با سروش دباغ.
  26. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  27. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد، بخش اول.
  28. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  29. سهیمی، «دکتر عبدالکریم سروش با منتقدانش چه می‌کند» سایت صدانت
  30. «يك‌بار انقلاب فرهنگي کافي بود» سایت عبدالکریم سروش.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ ۳۱٫۲ «روایتی از مناظره های داغ سال 60»، سایت شفاف.
  32. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد، بخش اول.
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ ۳۳٫۲ ۳۳٫۳ « دوم خرداد به زیان کیان تمام شد»
  34. پرگار: مناظره‌های انقلاب، دو مهمان، چهل سال بعد، بخش دوم، سایت یوتیوب
  35. مرتضوی، «سروش»، ص۱۶۴.
  36. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  37. سروش، «۱۰سال حصر و سالگرد ۴۲ سال»، کانال تلگرام عبدالکریم سروش.
  38. سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»
  39. سروش، «۱۰سال حصر و سالگرد ۴۲ سال»، کانال تلگرام عبدالکریم سروش.
  40. سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»
  41. «متن کامل نامه عبدالکریم سروش به آیت الله خامنه ای»، سایت رادیو فردا
  42. «متن کامل نامه عبدالکریم سروش به آیت الله خامنه ای»، سایت رادیو فردا
  43. سروش، «متن کامل نامه عبدالکریم سروش»
  44. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد، بخش اول.
  45. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  46. سروش، «آفتاب دیروز و کیمیای امروز»، ص۴.
  47. سروش، «امام و عزت مسلمین»، پرتال جامع علوم انسانی
  48. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  49. سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»
  50. سروش، سخنرانی «چهلمین سالگرد انقلاب بهمنی»
  51. «ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به پیامبر»، سایت زیتون.
  52. «ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به پیامبر»، سایت زیتون.
  53. «عبدالکریم سروش در پی عبور از دین نیست»، گفتگو با سروش دباغ.
  54. رفیعی، «مَرَجَ البَحرین؛ رؤیای سروش، روایت شبستری»، سایت زیتون.
  55. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۳.
  56. دباغ، «از تجربۀ نبوی تا رؤیای رسولانه»، سایت فلسفه نو.
  57. قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.
  58. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  59. قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.
  60. قوچانی، «سروش در ترازو»، سایت عبدالکریم سروش.
  61. سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۶.
  62. سروش، «سقف معیشت وبر ستون شریعت»، ص۲۷.
  63. قوچانی، «سروش در ترازو»، سایت عبدالکریم سروش.
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.
  65. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  66. قوچانی، «گزارشی از نقدهای متقابل روحانیان و سروش»،‌سایت پرتال جامع علوم انسانی.
  67. سروش، «فقه در ترازو»،‌ ص۱۷.
  68. سروش، «فقه در ترازو»،‌ ص۱۷.
  69. سروش، «فقه در ترازو»،‌ ص۱۷.
  70. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد، بخش اول.
  71. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد.بخش اول.
  72. برنامه پرگار، مناظره‌های انقلاب، دو مهمان چهل سال بعد، بخش اول.
  73. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  74. مولوی، مثنوی معنوی، ۱۳۷۶ش، ص سی و یک.
  75. مصاحبه سروش با شبکه voa
  76. « دریغا که مجال قهوه خوردن با پوپر از دست رفت»
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  78. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ مصاحبه سروش با شبکه voa.
  80. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۲۴.
  81. مصاحبه سروش با شبکه voa.
  82. سروش، گلستان مثنوی یا گلستان معنوی
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ مصاحبه سروش با شبکه voa.
  84. «واکنش عبدالکریم سروش به فتوای اخیر مکارم شیرازی و نوری همدانی»، سایت زیتون.
  85. «کتاب مثنوی معنوی، تصحیح عبدالکریم سروش»، سایت آسمان کتاب.
  86. سروش، «دین و دنیای جدید».
  87. سروش، «دین و دنیای جدید».
  88. ۸۸٫۰ ۸۸٫۱ ۸۸٫۲ ۸۸٫۳ سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در جهان مدرن، جلسه۱.
  89. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  90. سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در جهان مدرن، جلسه۱.
  91. سروش، سخنرانی سلوک دیندارانه در جهان مدرن، جلسه۱.
  92. سروش، «دین در دنیای مدرن به کجا می‌رود»، ص۹۲.
  93. سروش، «سنت و روشن‌فکری دینی»، ص۹.
  94. سروش، «دین در دنیای مدرن به کجا می‌رود»، ص۹۳.
  95. سروش، «سلوک دیندارانه در جهان مدرن» جلسه۴۰.
  96. «سلوک دیندارانه در جهان مدرن»، سایت آپارات.
  97. سروش، «سلوک دیندارانه در جهان مدرن» جلسه۴۰.
  98. « دریغا که مجال قهوه خوردن با پوپر از دست رفت»
  99. « دریغا که مجال قهوه خوردن با پوپر از دست رفت»
  100. «کندوکاو در شرح احوال و آرای سروش به زبان خودش»
  101. «نومعتزلی هستم»، سایت اصطلاح.
  102. باقی، «پرسشی که همچنان بی پاسخ ماند»
  103. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۸.
  104. مرتضوی، «سروش»، ص۱۵۸.
  105. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۶۵.
  106. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۳.
  107. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۱۷.
  108. «رویاهای رسولانه؛ زهی کرشمه خوابی که به ز بیداری ست»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  109. طاهری، «بسط تجربه نبوی در بوته نقد»، ص۴۱.
  110. منتظری، سفیر حق و صفیر وحی، ۱۳۸۷ش، ص۴۰–۴۱.
  111. جوادی آملی، «فرق وحی و تجربه دینی»، پرتال جامع علوم انسانی.
  112. «مسئله وحی: با نگاهی به مکاتبات آیت الله سبحانی و دکتر سروش»، سایت پاتوق کتاب فردا.
  113. سروش، کلام محمد رؤیای محمد، (محمد (ص) راوی رؤیاهای رسولانه ۲)، ۱۳۹۷ش، ص۱۱۰.
  114. سروش، کلام محمد رؤیای محمد، (محمد (ص) راوی رؤیاهای رسولانه ۵)، ۱۳۹۷ش، ص ۱۹۲.
  115. سروش، کلام محمد رؤیای محمد، (محمد (ص) راوی رؤیاهای رسولانه۲)، ۱۳۹۷ش، ص۱۰۳–۱۰۴.
  116. آرمین، «پاسخی به دکتر سروش»، مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.
  117. «مناظره اول سروش با عبدالعلی بازرگان»، دقیقه ۱۴، سایت نوانیشی دینی.
  118. بازرگان، «ده نکته در نقد نظریه 'رؤیاهای رسولانه' عبدالکریم سروش»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  119. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۷۴.
  120. «ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به پیامبر»، سایت زیتون
  121. سروش، بسط تجربه نبوی، ۱۳۸۵ش، ص۷۳–۷۵.
  122. «ما، هم به قرآن نگاه نقدی داریم و هم به پیامبر»، سایت زیتون
  123. سروش، سخنرانی «امام علی (ع) در نهج البلاغه»
  124. سروش، سخنرانی «امام علی (ع) در نهج البلاغه»
  125. ۱۲۵٫۰ ۱۲۵٫۱ سروش، سخنرانی «علی(ع) در نهج‌البلاغه»
  126. بهمن‌پور، «بنگر که را به قتل که دلشاد می‌کنی»، ص۸۲۷.
  127. فاضلی، «نادرنگری»، ص۸۳.
  128. سبحانی، جعفر، «خاتمیت، انقطاع وحی تشریعی: پاسخ آیت‌الله سبحانی به دکتر سروش»
  129. فاضلی، «نادرنگری»، ص۸۷.
  130. «اوصاف پارسیان، نسخه متنی» سایت تبیان.
  131. سروش، حکمت و معیشت، دفتر نخست، ۱۳۸۸ش، ص۱.
  132. سروش، حکمت و معیشت، دفتر نخست، ۱۳۸۸ش، ص۲.
  133. «متن کامل کتاب اوصاف پارسایان دکتر عبدالکریم سروش»
  134. سروش، سخنرانی «علی(ع) در نهج‌البلاغه»
  135. سروش، سخنرانی «علی(ع) در نهج‌البلاغه»
  136. سروش، سخنرانی «علی(ع) در نهج‌البلاغه»
  137. «دین اقلی و اکثری»، کیان ۱۳۷۷ش، شماره۴۲.
  138. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۴۷–۶۲.
  139. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۴۶.
  140. ۱۴۰٫۰ ۱۴۰٫۱ سروش، «برشانه غول‌ها ایستاده‌ایم»، ص۱۲۰.
  141. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۲۰.
  142. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۲۱.
  143. سوره واقعه، ایه۲۲.
  144. سوره الرحمن، آیه۷۲.
  145. سوره غاشیه، آیه۱۷.
  146. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۳۳.
  147. طالبی، «نقدی بر مقاله ذاتی و عرضی در دین»
  148. طالبی، «نقدی بر مقاله ذاتی و عرضی در دین»
  149. طالبی، «نقدی بر مقاله ذاتی و عرضی در دین»
  150. «عبدالکریم سروش کیست؟ ایدئولوگ دیروز، اپوزیسیون امروز»، سایت رویداد ۲۴.
  151. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۴۷.
  152. «دین اقلی و اکثری»، کیان ۱۳۷۷ش، شماره۴۱.
  153. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۴۷–۶۲.
  154. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۱۷.
  155. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۶۰.
  156. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۵۱.
  157. پرگار: مناظره‌های انقلاب، دو مهمان، چهل سال بعد، بخش دوم، سایت یوتیوب
  158. «مستند عبدالکریم سروش: معرفت و مدارا»، سایت بی‌بی‌سی فارسی.
  159. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۵۱.
  160. سروش، بسط تجربه نبوی، ص۴۸.
  161. «همه دلایل ابطال‌پذیر موافقان دین حداقلی»، سایت آیت الله خامنه‌ای.
  162. ربانی گلپایگانی، «نقد نظریه حداقلی در قلمرو فقه اسلامی».
  163. هاشمی، «نظریه دین اقلی و کمال دین»