پرش به محتوا

کاربر:Rezapour/صفحه تمرین

از ویکی شیعه

عمالقه

معرفی

عمالقه قومی باستانی و بت‌پرست، از نوادگان نوح(ع) و از اعراب ساکن شمال حجاز بودند که در بین سال‌های ۲۲۱۳ تا ۱۷۰۳ قبل از میلاد، بر مصر مسلط شدند.[۱] نسب العمالقة و العمالقة أولاد لاوذ إرم بن سام بن نوح‏[۲]

فرعون اسم لملك العمالقة شیعه[۳] سنی[۴]

بنای دوباره کعبه: ثم بناه قوم من العرب من جرهم- ثم هدم فبنته العمالقة (ابن شهر آشوب

أن قوم عاد كانوا من العمالقة الذين يملكون أجسادا قويّة[۵]برخی تاریخ‌نگاران عَمالَقه را نخستین ساکنان مدینه دانسته و بنی‌قینقاع را قبیله دومِ ساکن‌شده در مدینه معرفی کرده‌اند.[۶]

ان عددا من رواة التأريخ يقولون أن العمالقة هم أول من استوطن مكة و نسبوهم الى عمليق بن لاوذ بن سام بن نوح ، بينما نجد ابن خلدون ينسبهم الى عمليق بن ارفخشد بن سام بن نوح ، و الأبحاث العلمية التأريخية تؤكد ان العماليق كانوا يسكنون جنوبي فلسطين، و يظهر انهم كانوا يتحكمون في طرق التجارة بين غزة و أيلة (ايلات) أي العقبة المؤدية الى مصر ، و قد جرت بين العبرانيين و العمالقة حروب شديدة . و تبدو أخبار العمالقة، مضطربة في مصادر التأريخ[۷]

قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم في خطبة خطبها في حجّة الوداع: «لأقتلنّ العمالقة في كتيبة»[۸]

لقب جميع البطون التى تفرعت من عمليق بن لاود بن سام، و قد شكلت بطون العمالقة جماعات القبائل التى تناسلت من أبناء عمليق هم: أرزق، طغار، لف، بديل، راحل، هزان، أرقم، جاسم.و كان يتوطن أبناء أرزق بن عمليق فى الحجاز، و طغار، بديل و راحل بنو عمليق و أحفادهم بجوار نجد، و جماعة لف بنو عمليق بيثرب، و الطائفة المنسوبة إلى أرقم بن عمليق يتوطنون فى منطقة تيماء من الحجاز.[۹]


به گفته بعضى از مورّخان در شمال حجاز، در دو هزار سال پيش از ميلاد حضرت مسيح زندگى مى‌كردند.[۱۰]

قومی از عرب بائده[۱۱] ولى عمالقه از تمام اقوام عرب بائده مشهورترند. دولتهاى عرب عاربه (بائده) عبارتند از: 1- عاد 2- ثمود 3- طسم 4- جديس 5- نبط 6- تدمر 7- عمالقه.[۱۲]

«عمالقه» قومى باستانى و ساکن شمال حجاز بودند که در عهد فراعنه، مصر را گشودند و سرانجام در سال 1703 پيش از ميلاد به ناچار به جزيرة‌العرب بازگشتند و در يمن، حجاز و ديگر مناطق اين جزيره دولت‌هايى تأسيس کردند.[۱۳]

امام علی: راستى كه براى شما در نسل هاى گذشته ، درس عبرتى است . كجايند عمالقه[1] و فرزندان عمالقه؟! كجايند فرعون ها[2] و فرزندان فرعون ها؟ إِنَّ لَكُمْ فِي الْقُرُونِ السَّالِفَةِ لَعِبْرَةً أَيْنَ الْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَةِ أَيْنَ الْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَة[۱۴]

عمالقه گروهى بودند در بسيارى از بلاد عربستان و عراق و شام، بلكه [در] مصر نيز متفرّق بودند، مانند تركان در ممالك مشرق پس از اسلام، و دولت‏ها داشتند و عاد و ارم هم از عمالقه‏اند. چنان‏كه اهل تاريخ گفته‏اند، و دور نيست كه در شام نيز دولتى داشتند.[۱۵]

در صنعاء یمن سکونت داشته‌اند و بعد به حرم رفته‌اند و جماعتی در شام بوده‌اند و ابن خلدون گفته که اهل بحرین و عمان طوائفی از آنها هستند و همچنین اهل حجاز و نجد. ضمناً در تواریخ بنی‌اسرائیل بارها اسم عمالقه به میان آمده است.[۱۶]

خَطَبَ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ فَقَالَ لَأَقْتُلَنَّ الْعَمَالِقَةَ فِي كَتِيبَةٍ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ أَوْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع[۱۷] وَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ إِلَى آخِرِهَا «1» قَالَ النَّبِيُّ ص لَأُجَاهِدَنَّ الْعَمَالِقَةَ يَعْنِي الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ أَنْتَ أَوْ عَلِيٌّ ع.[۱۸]

اين قوم چون داراى قدرت فراوانى بودند و قرن‌ها حكومتهاى مقتدرى تشكيل دادند و سپس همگى بر باد رفتند و تنها نامى از آنها بر صفحه تاريخ ماند، امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه بالا مى‌فرمايد: «كجايند عمالقه و فرزندان آنها».[۱۹] و العمالقة أولاد لاوذ إرم بن سام بن نوح كان الملك باليمن و الحجاز[۲۰]

و كان من العمالقة جماعة بالشام، و هم الذين قاتلهم موسى عليه السلام، ثم يوشع، بعده فأفناهم، و كان منهم فراعنة مصر[۲۱]


اسرائيلیات

- جمعيت" عمالقه" «1» بوده‏اند كه اندامهاى درشت و بلند داشتند و گاهى در باره طول قد آنها مبالغه‏ها شده و افسانه‏ها ساخته‏اند و مطالب مضحكى كه با هيچ دليل عملى همراه نيست‏[۲۲] آنان افرادى نيرومند و قوى پيكر و جنگجو بودند[۲۳] جلال الدین سیوطی در وصف این گروه که قرآن از آنان با عنوان «قوما جبّارین» گروه زورمند و بی‌باک) یاد می‌کند، روایاتی کاملا خرافی می‌آورد که جملگی منشأ اسرائیلی دارد و از بافته‌های یهودیان همزیست با عرب آن دوره است؛ مثلا می‌آورد که بزرگی کفش هر یک از «جبّارین» به اندازه‌ای بود که هفتاد تن از بنی اسرائیل می‌توانستند در سایه آن بیارایند. و نیز دیده شد که کفتار با بچه‌هایش در گوشه چشم یکی از «عمالقه» لانه کرده و خفته بودند.[۲۴]

كانت بنو إسرائيل يقاتلون العمالقة، و كان ملك العمالقة جالوت. و إنهم ظهروا على بني إسرائيل، فضربوا عليهم الجزية، و أخذوا توراتهم و كانت بنو إسرائيل يسألون الله أن يبعث لهم نبيا[۲۵]

و قد ورد في عدة من الأخبار في صفة هؤلاء الجبارين من العمالقة و عظم أجسامهم و طول قامتهم أمور عجيبة لا يستطيع ذو عقل سليم أن يصدقها، و لا يوجد في الآثار الأرضية و الأبحاث الطبيعية ما يؤيدها فليست إلا موضوعة مدسوسة.[۲۶]

بنی اسرائيل و عمالقه

به گفته مورخانی چون طبری، جالوت از پادشاهان عمالقه بود که بر قوم بنی‌اسرائیل تسلّط یافت.[۲۷]

بنی‌‏اسرائيل از ساكنان نيرومند آن كه در تفاسير به نام عمالقه معروفند، «6» هراسيده، از رفتن به آن ديار پرهيز كردند: «قالُوا يا مُوسى‏ إِنَّ ... [۲۸] جالوت پادشاه عمالقه است كه بر بنى‏اسرائيل تسلّط يافت و از آنان جزيه ستاند و تورات آنان را گرفت. وى در نبرد با طالوت به دست داود (ع) كشته و سپاهش نابود شد[۲۹]

جالوت سلطان جابرى از عمالقه بود كه مردان بنى اسرائيل را كشته و زنهاى آنها را اسير و اطفال آنها را دستگير نموده بودند[۳۰]

قوم جالوت را از عمالقه * دانسته و از جالوت با عنوان پادشاه عمالقه یاد کرده است.[۳۱]

ورود بنی‌اسرائیل به سرزمیسن مقدس

قالوا: ان فيها قوما جبّارين و انا لن ندخلها حتى يخرجوا منها- يعنون العمالقة. فحرّمها اللّه عليهم و رجعوا نحو مصر فتاهوا في أربعة فراسخ أربعين سنة[۳۲] قَوْمًا جَبَّارِینَ» «قوم جبّار» همان عمالقه، از نژاد سامى بودند[۳۳]


جبارانى كه قرآن مجيد در داستان ورود موسى و بنى اسرائيل به بيت المقدّس، از آنها ياد كرده به اعتقاد جمعى از مفسّران شاخه‌اى از همان عمالقه بوده‌اند. سرانجام يوشع فرمانده بنى اسرائيل به امر موسى عليه السّلام با آنها پيكار كرد و بر آنها غلبه يافت.[۳۴]

موسى پس از خروج از مصر و نابودى فرعون*، بنى‌اسرائيل را به‌سوى مشرق گسيل داشت و آنان را به فتح سرزمين مقدّس فرمان داد كه خداوند از آنِ ايشان ساخته بود: آن 12 نقيب با مشاهده هيكل تنومند ونيروى بسيار آن مردم به هراس آمده و به رغم فرمان موسى يا پيمان بين خويش مبنى بر كتمان اين خبر، آن را ميان قبايل خويش شايع كردند و بدين وسيله هراس را در دل آن‌ها افكندند. [1] در منابع اسلامى، گزارش‌هاى افسانه‌وار [2] بسيارى در وصف تنومندى و نيرومندى آن مردم و رهبرشان عوج‌بن‌عناق آمده است. [3] از ميان نقباى دوازده‌گانه فقط دو نفر به نام يوشع‌بن‌نون و كالب‌بن‌يوفنا به آن فرمان يا پيمان وفادار ماندند. آنان مردم را به مبارزه با عمالقه تشويق كرده، پيروزى آن‌ها را حتمى شمردند: به هر روى، مردم با بى‌اعتنايى به سفارش آن دو مرد و بنا به برخى روايات با تهديد آن‌ها به مرگ‌ [6] از فرمان موسى سرپيچيدند: «قالوا يموسى‌ إِنّا لَن‌نَدخُلَها أَبدًا و بدين ترتيب، خداوند، سرگردانى 40 ساله را در بيابان‌هاى بين مصر و فلسطين براى آنان مقدر كرد[۳۵]

هنگامى كه به نزديك بيت المقدس رسيدند از سوى خداوند به آنها فرمان داده شد وارد اين سرزمين شويد و از مشكلات آن نترسيد، ولى آنها به موسى عليه السلام گفتند: در اين سرزمين جمعيتى زورمند (به نام عمالقه) زندگى مى‌كنند و تا آنها از آنجا خارج نشوند ما وارد آن نخواهيم شد. بعضى از مؤمنان راستين به آنها توصيه كردند شما از عمالقه نترسيد، وارد دروازه شهر شويد، همين كه وارد شويد، به فرمان و عنايات الهى پيروز خواهيد شد.[۳۶]


پانویس

  1. دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ذیل واژه عمالقه؛ میبدی، تفسیر خواجه عبدالله انصاری، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۷۲۲.
  2.                         شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏10، ص: 93
  3.                         مجمع البيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص: 225
  4.                         أنوار التنزيل و أسرار التأويل، ج‏1، ص: 79
  5. من وحى القرآن، ج‏10، ص: 163
  6. سمهودی، وفاء الوفاء، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۱۲۶.
  7. موسوعة العتبات المقدسة، جلد: ۲، صفحه: ۶۳
  8. تذکرة الخواص من الأمة بذکر خصائص الأئمة، جلد: ۱، صفحه: ۳۳۳
  9. موسوعة مرآة الحرمین الشریفین و جزیرة العرب، جلد: ۵، صفحه: ۱۲
  10. مكارم شيرازى، پيام امام امير المومنين    جلد : 7  صفحه : 64
  11. «عمالقة»، لغت‌نامه دهخدا
  12. حجة التفاسير و بلاغ الإكسير، مقدمه‏اول، ص: 97
  13. دفتر تبلیغات اسلامی، فرهنگ نامه علوم قرآن    جلد : 1  صفحه : 3990
  14.   نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 263
  15. پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى، ج‏3، ص: 1164
  16. بلاغی، حجة التفاسیر، ج۱، ص۹۸.
  17. مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 219
  18.                         الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص: 196
  19. مكارم شيرازى، پيام امام امير المومنين    جلد : 7  ص۶۵.
  20. شرح نهج البلاغة (ابن أبی الحدید)، جلد: ۱۰، صفحه: ۹۳
  21. تاريخ أبي الفداء، جلد: ۱، صفحه: ۱۵۳
  22.                         تفسير نمونه، ج‏4، ص: 339
  23. مكارم شيرازى، پيام امام امير المومنين    جلد : 7  صفحه : 64
  24. معرفت، تفسیر و مفسران    جلد : 2  ص۱۳۲- ۱۳۳.
  25. جامع البيان فى تفسير القرآن، ج‏2، ص: 375
  26. الميزان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 291
  27. طبری، تاریخ طبری، ۱۳۸۷ق، ج‏۱، ص۴۶۷.
  28.                         دايرة المعارف قرآن كريم، ج‏2، ص: 520
  29.                         فرهنگ قرآن، ج‏9، ص: 435
  30. اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج‏2، ص: 510
  31. ارجح، عباسی، «جالوت»، دانشنامه جهان اسلام    جلد : 1  صفحه : 4340
  32. اثبات الوصية، ص: 60
  33.                         تفسير نور، ج‏2، ص: 268
  34. مكارم شيرازى، پيام امام امير المومنين    جلد : 7  صفحه : 64
  35. فرهنگ و معارف قرآن، اعلام القرآن    جلد : 2  ص۴۶- ۴۷.
  36. مكارم شيرازى، اخلاق در قرآن    جلد : 3  صفحه : 46

منابع

[[رده:مقاله‌های بدون اولویت]

[[رده:مقاله‌های آماده ارزیابی] [[رده:مقاله‌های جدید]