عالم جبروت
عالَم جَبَروت به عالم عقل بدون تصور اجسام و خصوصیات آن گفته میشود. برخی این عالَم را مکانی برای ذات و صفات خداوند دانستهاند. عالم جبروت بهعنوان یکی از عوالم خلق شده، پایینتر از عالم لاهوت و بالاتر از عالم ملکوت و ناسوت قرار دارد. این عالم به صورت ذاتی همراه تمامی ذرات عالم قرار داشته و بر آنها احاطه دارد و در بزرگی وسعتش، قابل مقایسه با عالم ملکوت و ناسوت نبوده و مبدأ و سبب پیدایش این دو عالم است. تمام امور به صورت اجمالی در این عالم وجود داشته و عالم ملک و ملکوت مکانی برای ظاهر شدن آنها به صورت تفصیلی است.
برخی از مفسران در تفسیر بعضی از آیات به این عالم اشاره کردهاند؛ همانطور که در روایات و ادعیه اسلامی به صورت گسترده از این واژه استفاده شده است.
برای عالم جبروت خصوصیات و ویژگیهای مختلفی از جمله عدم راهیابی حس، ظهور قیامت کبرا در این عالم، وجود اسماء الهیه و عاری بودن از قوه و استعداد، حرکت و فقدان شکل و صورت، ذکر شده است. انسان با اطاعت و تبعیت کامل از خداوند، میتواند این عالم غیبی را درک کرده و در آن سیر کند؛ همانطور که عارفان و سالکان در تلاش هستند تا بدین عالم راه یابند. عالم جبروت در ادبیات و اشعار شاعران بازتاب فراوانی داشته است.
مفهومشناسی
عالم جَبروت اصطلاحی فلسفی - عرفانی[۱] است و به عقول کلیه[۲] یا عالم عقلِ محضِ خالی از ماده و صورت[۳] و مُدَّت(زمان)[۴] و یا عالم مجردات مُبَرّا از جسم[۵] گفته میشود. برخی این عالم را عالم ذاتِ قدیم،[۶] عالم صفاتِ حق،[۷] و ذات و صفات خداوند[۸] قلمداد کردهاند؛ همانطور که شماری دیگر عالم جبروت را عالم اسماء و صفات الهیه دانسته و عدهای آن را عالم اوسط یا برزخ میدانند.[۹]
بعضی از محققان این عالم را به جبروت اعلی و جبروت اَسفَل تقسیم کردهاند[۱۰] و شماری دیگر، عالم جبروت را در کنار عالم لاهوت و ملکوت بزرگ، از اقسام عالم عقل دانستهاند.[۱۱] امام خمینی نیز در چهل حدیث به جبروتِ اعلی تصریح کرده و ملائکه مقرب را از ساکنان عالم جبروت اعلی و جبرئیل امین را از ساکنان بالاترین مرتبه عالم جبروت دانسته است.[۱۲] تعبیر به جبروت عُظْمیٰ نیز در پاره ای از منابع نقل شده است.[۱۳]
به این عالم، دوره عُظْمی،[۱۴]عالم امر،[۱۵] عالم ماهیات،[۱۶] عالم ملکوت بزرگ[۱۷]، عالم ارواح،[۱۸] عالم انوار قاهره،[۱۹] عالم ملائکه مقرب[۲۰]و لوح محفوظ[۲۱] نیز گفته میشود؛ همانطور که اکثر عارفان از آن بهعنوان عالم اسماء و صفات[۲۲] و برخی دیگر، با عنوان میکده یاد میکنند[۲۳] و حکما و فلاسفه به آن عالم عقول میگویند.[۲۴]
در منابع اسلامی
برخی معتقدند که قرآن کریم از این عالم با عنوان ام الکتاب یا فصل الخطاب[۲۵] تعبیر نموده و آن را مکانی برای قضای الهی[۲۶] و مخزن غیب خداوند دانسته و هر آنچه که بوده و هست و خواهد بود در این عالم به صورت علمی قابل اثبات است؛[۲۷] همچنین محققان دیگری «ن» در سوره قلم را همان عالم جبروت دانستهاند[۲۸] و برخی منظور از وادی مقدس در آیه «فَاخْلَعْ نَعْلَیک إِنَّک بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی»[۲۹] را باطن عالم جبروت معرفی کردهاند.[۳۰] شماری از مفسران در تفسیر آیه «وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِم» جنود الهی را از عالم ملکوت و جبروت دانسته و گروه شیاطین را از عالم مُلک و طبیعت دانستهاند.[۳۱]
واژه جبروت در روایات و ادعیه اسلامی نیز بازتاب فراوانی داشته است؛ بهطوریکه در اکثر روایات اشاره به گونههای مختلف همچون جبروت خداوندی[۳۲] شده است و در ادعیه فراوانی از این عالم به شکلهای گوناگون نام برده شده است.[۳۳] در روایتی از امام صادق(ع) خصوصیات این عالم به عنوان اصل و اساس عالم ملکوت بیان شده و ملکوت را نمودار جبروت معرفی نموده است.[۳۴]
جایگاهشناسی
عالم جبروت به عنوان یکی از عوالم سه گانه[۳۵] یا چهارگانه[۳۶] و یا پنج گانه،[۳۷] پایینتر از عالم لاهوت[۳۸] و بالاتر از عالم ملکوت است[۳۹] و بعد از این عوالم، عالم ملک و ناسوت قرار دارد؛[۴۰]هرچند عدهای مرتبه آن را میان عالم ملک و ملکوت دانستهاند [۴۱] و گروهی دیگر جایگاه آن را در مرتبه اول قرار دادهاند.[۴۲] این عالم نزدیکترین عالم به عالم غیب مطلق است[۴۳] و ذاتاً همراه تمام ذرات در عالم ملک و ملکوت بوده و بر آنها احاطه دارد.[۴۴]
عالم جبروت، مبدأ و سبب پیدایش عالم ملک و ملکوت[۴۵] و وسیعتر از آنان است[۴۶] و عالم ملکوت را در تسخیر خود دارد؛ بهگونهای که وجود آن قائم به جبروت است؛[۴۷] همچنانکه عالم ملک در تسخیر ملکوت و قائم به آن است[۴۸] و هر چیزی که در عالم جبروت پوشیده و مجمل باشد در عوالم ملک و ملکوت ظاهر خواهد شد[۴۹] و به نوعی از عالم اجمال به عالم تفصیل و از مرتبه ذات به صفات میرسد.[۵۰]
عالم جبروت محلی برای ارواح طیبه در کنار قدسیان و کروبیان است[۵۱] و حیات، سمع، بصر، نطق، علم، ارادت، قدرت، حکمت، مهر و لطف از حجابهای این عالم محسوب میشوند.[۵۲]
ویژگیها
عالم جبروت در آثار حکما و عارفان ویژگیهای خاصی دارد. این عالم مبدأ و منبع تمام مفردات و مرکبات عالم است،[۵۳] اما ماهیات در آن پوشیده و مجملاند و تنها در عالم ملک و ملکوت به صورت مفصل ظاهر میشوند.[۵۴] حس قادر به درک این عالم نیست و عقل نیز در آن سرگردان است.[۵۵] عالم جبروت فاقد شکل، حد و نشانه است و در آن هیچگونه حرکت، تغییر یا فساد وجود ندارد.[۵۶] این عالم محل وجود اسماء الهیه[۵۷] و اسم اعظم خداوند است[۵۸] و در آن تضاد و اختلاف وجود ندارد. به دلیل خصوصیات خاص خود، عالم جبروت بهعنوان عالم وحدت صرف و مبدأ وجود و عدم شناخته میشود.[۵۹]
انسان و جبروت
عدهای از محققان بر این باورند که انسان مظهر تمام عوالم، بهویژه عالم جبروت است[۶۰] و تمام این عوالم برای انسان خلق شده و در تسخیر او هستند.[۶۱] روح انسان قادر است در این عوالم سیر کند.[۶۲] گرچه عالم جبروت غیرقابل مشاهده است،[۶۳] انسان میتواند با استفاده از کلید الهی، تربیت و متابعت، آن را درک کرده و به آن سیر کند.[۶۴] این عالم یکی از مقصدهای سالکان و عارفان است[۶۵] که در تلاشند از قلمرو حس به اقلیم ماورای حس منتقل شوند [۶۶]و از عالم ملک و ملکوت به عالم جبروت سفر کنند.[۶۷]
برخی عرفا، عالم جبروت را در مقابل عالم ملکوت مشابه جهان آفرینش در رحم مادر میدانند. آنها معتقدند وقتی سالک وارد عالم جبروت میشود، به حقیقت آن پی میبرد و درمییابد که عالم ملکوت در مقایسه با عالم جبروت بسیار محدود است. برخی نیز بر این باورند که عظمت عالم جبروت برای هیچکس قابل فهم نیست[۶۸] و این عالم نامحدود و نامتناهی است؛ بهگونهای که عالم ملکوت در برابر عالم جبروت همچون قطرهای در برابر دریا است.[۶۹]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۰.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۱؛ نسفی، زبدة الحقائق، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۹.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۶۵؛ مجمع البحوث الاسلامیة، شرح المصطلحات الفلسفیة، ۱۴۱۴ق، ص۲۰۱؛ سهروردی، رسائل شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۶۵.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، صص۶۳۱.
- ↑ امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ۱۳۶۱ش، ج۱۲، ص۲۳و۶۵.
- ↑ اردستانی، مرآت الأفراد، ۱۳۷۱ش، ص۲۹۱.
- ↑ راز شیرازی، مناهج أنوار المعرفة، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۶۳۳.
- ↑ نسفی، بیان التنزیل، ۱۳۷۹ش، ص۱۲۶.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۱.
- ↑ آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، ۱۳۷۰ش، ص۴۵۹.
- ↑ سهروردی، هیاکل النور، ۱۳۷۹ش، ص۱۷۵.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حديث( اربعين حديث)، ۱۳۸۰ش، ص۴۱۵.
- ↑ امام خمینی، شرح چهل حديث( اربعين حديث)، ۱۳۸۰ش، ص۶۴۵.
- ↑ دهداری شیرازی، شرح خطبة البیان، ۱۳۸۰ش، ص۴۶.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۱۹۸.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۶۵.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۲۷۸؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۱۲۲۶.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۲۸۶.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۳۷۳.
- ↑ دهداری شیرازی، رسائل دهدار، ۱۳۷۵ش، ص۶۵.
- ↑ مجهول، اصطلاحات صوفیان مرآت عشاق، ۱۳۸۸ش، ص۲۱۳.
- ↑ سبزواری، شرح گلشن راز، ۱۳۸۶ش، ص۵۴۰.
- ↑ آشتیانی، شرح مقدمه قیصری، ۱۳۷۰ش، ص۴۵۹.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۲۲۲و۳۱۴.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
- ↑ نسفی، بیان التنزیل، ۱۳۷۹ش، ص۶۰؛ نسفی، الإنسان الکامل نسفی، ۱۳۸۶ش، ص۳۷۴.
- ↑ طه، ۱۲
- ↑ سمنانی، مصنفات فارسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۴۲.
- ↑ منسوب به امام جعفر صادق(ع)، مصباح الشریعه، ۱۳۶۰ش، ص۱۶۳.
- ↑ کلینی، الکافی،۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۷۲ و ۵۸۴؛ مسعودی، اثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۹.
- ↑ برای نمونه رجوع کن به: منسوب به امام رضا(ع)، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا(ع)، ص۱۳۲؛ ابنحیون، دعائم الإسلام، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۱۶۳؛ ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۳۷، ۵۱۳.
- ↑ بهایی، منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح، ۱۳۸۴ش، ص۲۶.
- ↑ سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۶۵؛ غفاری، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، ۱۳۸۰ش، ص۲۴۸.
- ↑ سبزواری، اسرار الحکم، ۱۳۸۳ش، ص۶۴۸؛ شیروانی، بستان السیاحه، ۱۳۱۵ش، ص۲۸۶.
- ↑ شیرازی، نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص، ۱۳۵۹ش، ج۱، ص۱۷.
- ↑ امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ۱۳۶۱ش، ج۱۲، ص۲۳؛ احمدپور، کتابشناخت اخلاق اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۴۴.
- ↑ حسنزاده آملی، ممد الهمم، ۱۳۷۸ش، ص۱۸۷.
- ↑ کلینی، اصول کافی، ۱۳۷۵ش، ج۴، ص۶۷۲.
- ↑ غزالی، ترجمه إحیاء علوم الدین، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۴۳۱؛ فیض کاشانی، راه روشن، ۱۳۷۲ش، ج۷، ص۴۸۱.
- ↑ مجهول، اصطلاحات صوفیان مرآت عشاق، ۱۳۸۸ش، ص۹.
- ↑ گولپینارلی، نثر و شرح مثنوی، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۸۵۳.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۳۶۶.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۱؛ نسفی، زبدة الحقائق، ۱۳۸۱ش، ص۷۶.
- ↑ زرینکوب، سر نی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۶۴.
- ↑ بقلی شیرازی، شرح شطحیات، ۱۳۷۴ش، ص۶۴.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۴.
- ↑ نسفی، زبدة الحقائق، ۱۳۸۱ش، ص۷۶؛ گولپینارلی، نثر و شرح مثنوی، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۸۵۳.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۱۹۶؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۳۱، ۸۶۶.
- ↑ کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، ص۳۱۵.
- ↑ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۱۲۲۵.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۳۷۴.
- ↑ نسفی، بیان التنزیل، ۱۳۷۹ش، ص۶۱.
- ↑ نسفی، بیان التنزیل، ۱۳۷۹ش، ص۸۸؛ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۲۰۸.
- ↑ نسفی، زبدة الحقائق، ۱۳۸۱ش، ص۷۷؛ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۲۱۳.
- ↑ خمینی، مصباح الهدایة إلی الخلافة و الولایة، ۱۳۷۶ش، ص۷۲.
- ↑ دهداری شیرازی، شرح خطبة البیان، ۱۳۸۰ش، ص۴۵.
- ↑ نسفی، زبدة الحقائق، ۱۳۸۱ش، ص۱۱۹.
- ↑ خوارزمی، شرح فصوص الحکم، ۱۳۷۹ش، ص۳۶؛ تبادکانی، تسنیم المقربین، ۱۳۸۲ش، ص۵۰۵؛ دهداری شیرازی، رسائل دهدار، ۱۳۷۵ش، ص۹۸؛ سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، ج۲، ص۷۳۹.
- ↑ مظاهری، سیر و سلوک؛ یقظه بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۲۴.
- ↑ دهداری شیرازی، رسائل دهدار، ۱۳۷۵ش، ص۹۳.
- ↑ عریان، مقامات عارفان، ۱۳۷۰ش، ج۱، ص۳۶.
- ↑ سجادی، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، ۱۳۷۹ش، ص۳۷۳.
- ↑ بحرالعلوم، رساله سیر و سلوک، ۱۴۲۵ق، ص۱۰۶.
- ↑ زرینکوب، سر نی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۵۶۴.
- ↑ احمدپور، کتابشناخت اخلاق اسلامی، ۱۳۸۵ش، ص۲۲۲.
- ↑ زرینکوب، سر نی، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۶۴.
- ↑ نسفی، الإنسان الکامل، ۱۳۸۶ش، ص۲۰۶.
یادداشت
منابع
- آشتیانی، سید جلال الدین، شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم، ۱۳۷۰ش.
- ابنبابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
- ابنحیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، تحقیق آصف فیضی، قم، مؤسسة آلالبیت(ع)، ۱۳۸۵ق.
- احمدپور، مهدی، کتابشناخت اخلاق اسلامی: گزارش تحلیلی میراث مکاتب اخلاق اسلامی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۵ش.
- اردستانی، پیر جمال الدین محمد، مرآت الأفراد، تهران، انتشارات زوار، ۱۳۷۱ش.
- امین، سیده نصرت، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
- بحر العلوم، محمدمهدی، رساله سیر و سلوک، مشهد، ملکوت نور قرآن، چاپ هفتم، ۱۴۲۵ق.
- بقلی شیرازی، روزبهان، شرح شطحیات، تهران، انتشارات طهوری، چاپ سوم، ۱۳۷۴ش.
- بهایی، محمد بن حسین، منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح، ترجمه علی بن طیفور بسطامی، تحقیق حسن حسن زاده آملی، تهران، حکمت، چاپ ششم، ۱۳۸۴ش.
- تبادکانی، شمس الدین محمد، تسنیم المقربین، تهران، کتابخانه موزه و اسناد مجلس شورای اسلامی ایران، ۱۳۸۲ش.
- جمالی دهلوی، مرآت المعانی، تهران، انتشارات حقیقت، ۱۳۸۴ش.
- خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث(اربعین حدیث)،ناشر: موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى( س)، قم ، چاپ ۲۴ ، ۱۳۸۰ش.
- خمینی، روح الله، مصباح الهدایة إلی الخلافة و الولایة، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ سوم، ۱۳۷۶ش.
- خوارزمی، تاج الدین حسین، شرح فصوص الحکم، قم، بوستان کتاب، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.
- دهداری شیرازی، محمد بن محمود، رسائل دهدار، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، ۱۳۷۵ش.
- دهداری شیرازی، محمد بن محمود، شرح خطبة البیان، تهران، صائب، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش.
- راز شیرازی، ابو القاسم، مناهج أنوار المعرفة فی شرح مصباح الشریعة، تهران، خانقاه احمدی، چاپ دوم، ۱۳۶۳ش.
- زرین کوب، عبدالحسین، سر نی، تهران، اننتشارات علمی، چاپ هفتم، ۱۳۸۷ش.
- سبزواری، محمدابراهیم، شرح گلشن راز، تهران، نشر علم، ۱۳۸۶ش.
- سبزواری، هادی بن محمد، سبزواری، اسرار الحکم، ۱۳۸۳ش، تحقیق کریم فیضی، قم، مطبوعات دینی، ۱۳۸۳ش.
- سجادی، سیدجعفر، سجادی، فرهنگ معارف اسلامی، ۱۳۷۳ش، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش.
- سجادی، سیدجعفر، فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملاصدرا، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۹ش.
- سمنانی، علاء الدوله، مصنفات فارسی سمنانی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
- سنایی، ابو المجد مجدود بن آدم، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، تهران، دانشگاه تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۳ش.
- سهروردی، شهاب الدین، رسائل شیخ اشراق، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
- سهروردی، شهاب الدین، سهروردی، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱۳۷۵ش، تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
- سهروردی، شهاب الدین، هیاکل النور، تهران، نشر نقطه، ۱۳۷۹ش.
- شاه آبادی، محمد علی، ویسی، زاهد، رشحات البحار، تهران، پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۶ش.
- شیخ طوسی، مصباح المتهجد، مؤسسة فقه الشيعة بيروت - لبنان، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
- شیرازی، مسعود بن عبد الله، نصوص الخصوص فی ترجمة الفصوص، تهران، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، ۱۳۵۹ش.
- شیروانی، زین العابدین، بستان السیاحه، تهران، چاپخانه احمدی، ۱۳۱۵ش.
- طالقانی، نظرعلی، کاشف الاسرار، تهران، نشر رسا، ۱۳۷۳ش.
- عریان، باباطاهر، همدانی، سیدعلی، انصاری، خواجه عبدالله، مقامات عارفان سه اثر بزرگ از سه عارف بزرگ، تهران، کتابخانه مستوفی، چاپ دوم، ۱۳۷۰ش.
- علامه حسنزاده آملی، ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸ش.
- غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، ترجمه، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، ۱۳۸۶ش.
- غفاری، سید محمد خالد، فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۰ش.
- فیض کاشانی، ملا محسن، راه روشن، ترجمه المحجة البیضاء، ترجمه سید محمد صادق عارف، مشهد، مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش.
- کاشانی، عبدالرزاق، کاشانی، مجموعه رسائل و مصنفات، ۱۳۸۰ش، تهران، میراث مکتوب، چاپ دوم، ۱۳۸۰ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه کمرهای، قم، اسوه، چاپ سوم، ۱۳۷۵ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- گولپینارلی، عبدالباقی، سبحانی، توفیق، نثر و شرح مثنوی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۱ش.
- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، الناشر: مؤسسة الوفاء، بی جا.
- مجلسی، محمدباقر، اخلاق اسلامی، ترجمه جلد ۶۴ بحارالأنوار، تهران، نشر مهر، بیتا.
- مجمع البحوث الاسلامیة، شرح المصطلحات الفلسفیة، مشهد، مجمع البحوث الاسلامیة، ۱۴۱۴ق.
- مجهول، اصطلاحات صوفیان مرآت عشاق، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۸ش.
- مسعودی، علی بن حسین، اثبات الوصیه، قم، انصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق.
- مظاهری، حسین، سیر و سلوک؛ یقظه (بیداری)، قم، مؤسسه فرهنگی مطالعاتی الزهراء(س)، چاپ دوم، ۱۳۸۹ش.
- منسوب به امام جعفر صادق(ع)، مصباح الشریعه، ترجمه حسن مصطفوی، تهران، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، ۱۳۶۰ش.
- منسوب به امام رضا(ع)، الفقه المنسوب إلی الإمام الرضا(ع)، مشهد، مؤسسة آلالبیت(ع)، ۱۴۰۶ق.
- نسفی، عزیزالدین، الإنسان الکامل، تهران، انتشارات طهوری، چاپ هشتم، ۱۳۸۶ش.
- نسفی، عزیزالدین، بیان التنزیل، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۷۹ش.
- نسفی، عزیزالدین، زبدة الحقائق، تهران، انتشارات طهوری، چاپ دوم، ۱۳۸۱ش.
پیوند به بیرون