خالد بن سنان عبسی
| نام در قرآن | ندارد |
|---|---|
| نام در کتب مقدس | ندارد |
| محل دفن | مَنبِج (مشهد النور) در کشور سوریه بسکره در الجزایر |
| والدین | غَیث بن مَریطة بن مَخزوم |
| نسب | از خاندان بنیعبس بن بغیض |
| فرزند | دخترش به نام محیاة |
| قوم | اعراب جاهلی قبل از اسلام |
| محل بعثت | شبه جزیره عربستان |
| پس از | حضرت عیسی(ع) |
| پیش از | حضرت محمد (ص) |
| جانشین | ندارد |
| کتاب | ندارد |
| دین | یکتاپرستی |
| معجزات | خاموش کردن نارُ الحرّتین؛ آتش عظیمی که اعراب آن را میپرستیدند دعا برای نابودی نسل پرندهای عجیب به نام «عنقا» |
| دوره زمانی | دوره فترت؛ پیش از ظهور اسلام و معاصر انوشیروان |
| پیامبران | |
| نوح • ابراهیم • موسی • عیسی • محمد سایر پیامبران | |
خالد بن سِنان عَبْسی، از شخصیتهایی که در دوره فترت میزیسته است. او را فرزند غَیث بن مَریطة بن مَخزوم و از خاندان بنیعبس بن بغیض دانستهاند. در منابع اسلامی، زمان دقیق حیات او مشخص نشده است، اما با توجه به اینکه دخترش با پیامبر اسلام(ص) دیدار داشته، گفته شده احتمالاً اندکی پیش از ظهور اسلام میزیسته و معاصر انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹ میلادی) بوده است.
در منابع اسلامی، پیامبر اسلام(ص) او را «پیامبری که قومش او را ضایع ساختند» نامیدهاند و از او بهعنوان فردی معتقد به توحید و معاد یاد شده است. در منابع ادب جاهلی، نام او با آتش مشهور «نارُ الحرّتین» گره خورده است؛ نقل شده که او مأمور به نابودی این آتش عظیم شد و با حفر چاهی و ورود به آن، این کار را انجام داد که بهعنوان معجزهای از نبوت او تلقی شده است. همچنین کرامات و خوارق عاداتی چون نابودی نسل پرنده «عنقا» و وصیت هنگام مرگ برای آگاهسازی قوم از آینده به او نسبت داده شده است.
درباره نبوت خالد بن سنان میان منابع شیعه و اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد. در منابع شیعه، برخی روایات بر نبوت او دلالت دارند و برخی دیگر او را پیامبر نمیدانند و نبوتش را صرفاً شایعهای مردمی قلمداد میکنند. در منابع اهل سنت نیز عدهای او را نبی و اولین پیامبر از نسل اسماعیل و پیامبر اصحاب الرس دانستهاند، درحالیکه برخی دیگر مانند ابنکثیر با استناد به نقد سندی و متنی روایات و همچنین احادیث صحیح، نبوت او را رد کرده و وی را فردی صالح و دارای کرامت معرفی میکنند. دیدگاه میانهای نیز وجود دارد که او را دارای نبوت اما نه رسول (مأمور به رسالت و تبلیغ) میدانند.
زیستنامه
خالد بن سنان، فرزند غَیث بن مَریطة بن مَخزوم، از خاندان بنیعبس بن بغیض بود[۱] زمان دقیق حیات او مشخص نیست، اما با توجه به دیدار دخترش با پیامبر اسلام(ص)، احتمالاً اندکی پیش از ظهور اسلام میزیسته و معاصر انوشیروان (۵۳۱-۵۷۹ میلادی) بوده است.[۲] اخبار مختلفی درباره مرگ او وجود دارد[۳] و قبر منسوب به او در مّنبِج (مشهد النور)[۴] و همچنین شهری در الجزایر (بسکرة) قرار دارد.[۵]
در منابع اسلامی و هم در منابع ادب جاهلی از او یاد شده است:
در منابع اسلامی:
- پیامبر اسلام(ص) او را «پیامبری که قومش او را ضایع ساختند» نامیدهاند. از جمله گفته شده است که در جریان بیعت زنان مدینه با رسول خدا(ص)، پیامبر(ص) از پیرزنی به نام محیاة به گرمی استقبال کرد و فرمود: او دختر برادر من و دختر پیامبری است که قومش او را ضایع ساختند.[۶]
- گفته شده دخترش، سوره توحید را پیش از اسلام تلاوت میکرده و به ظهور پیامبر اسلام(ص) بشارت داده است.[۷]
- برخی او را از حنفای حجاز و معتقد به توحید و معاد دانستهاند.[۸]
در منابع ادب جاهلی:
- نام او در ارتباط با آتش مشهور «نارُ الحرّتین» ذکر شده است.[۹]
- گزارش شده که او مأموریت یافت تا این آتش عظیم را که مورد پرستش اعراب بود، از بین ببرد.[۱۰] او با حفر چاهی و ورود به آن، آتش را مهار و نابود کرد.[۱۱]
- این اقدام بهعنوان معجزهای از نبوت او[۱۲] و به منظور ایمان آوردن قومش تلقی شده است.[۱۳] گفته شده، ده نفر از جمله سلیط بن مالک بن زهیر، خالد را در انجام این کار یاری دادند.[۱۴] این ماجرا با تفاوتهایی در منابع حدیثی شیعه و سنّی ذکر شده است.[۱۵]
کرامات
کرامات و خوارق عاداتی که در منابع به خالد بن سنان نسبت داده شده است:
- نابودی نسل عنقا: به خالد نسبت داده شده که با دعای خود، نسل پرنده عجیب «عنقا» که کودکان انسان را میخورد، از بین برد.[۱۶]
- وصیت به نبش قبرش: گفته شده خالد هنگام مرگ وصیت کرد که سه روز پس از دفن، قبرش را نبش کنند تا او برخیزد و قوم را از وقایع آینده تا روز قیامت یا احوال پس از مرگ آگاه سازد اما خاندان خالد، از جمله فرزندش عبدالله، از نبش قبر او جلوگیری کردند، زیرا آن را مایه ننگ میدانستند.[۱۷] ابنعباس از پیامبر(ص) نقل کرده که اگر قبر خالد نبش میشد، او آنان را از نبوت پیامبر اسلام و امور مسلمانان باخبر میساخت.[۱۸]
نبوت
دیدگاههای مختلف درباره نبوت خالد بن سنان در منابع شیعه و اهل سنت بیان شده است:
منابع شیعی:
- اقوال موافق نبوت: کلینی[۱۹] و ابنبابویه[۲۰] حدیث پیامبر درباره خالد (پیامبری که قومش او را ضایع ساختند) را نقل کردهاند.[۲۱] ابنبابویه او را پیامبری در دوره فترت (فاصله بین عیسی(ع) و محمد(ص)) دانسته که پنجاه سال پیش از بعثت پیامبر اسلام(ص) مبعوث شده است.[۲۲] برخی تفاسیر شیعه، هلاک اصحاب ابرهه را از معجزات خالد دانستهاند.[۲۳] علامه مجلسی نیز اخبار دال بر نبوت او را قویتر دانسته است.[۲۴]
- اقوال مخالف نبوت: احمد بن علی طبرسی در الاحتجاج از امام صادق(ع) نقل کرده که خالد از عرب بادیه بوده و پیامبر نبوده، و نبوت او صرفاً شایعهای مردمی است.[۲۵]
منابع اهل سنت:
- اقوال موافق نبوت: برخی با استناد به حدیث پیامبر (پیامبری که قومش او را ضایع ساختند)، کرامات منسوب به خالد، و نقل قول اخبار مبنی بر ظهور چهار پیامبر عرب در دوره فترت (که خالد یکی از آنهاست)، او را نبی و اولین پیامبر از نسل اسماعیل دانستهاند.[۲۶] برخی نیز او را پیامبر اصحاب الرس معرفی کردهاند.[۲۷]
- اقوال مخالف نبوت: به نوشته جاحظ[۲۸]متکلمان معتقدند که خداوند انبیا را از اهالی شهرها برمیگزیند، نه از اعراب بادیهنشین، لذا خالد پیامبر نبوده است.[۲۹] ابنکثیر[۳۰]با استناد به حدیث صحیح مبنی بر نبود پیامبری بین او و عیسی، و همچنین با نقد سندی و متنی حدیث “نَبِیٌّ ضَیَّعَهُ قَومُه”،[۳۱] نبوت خالد را رد کرده و او را فردی صالح و دارای کرامت دانسته است.[۳۲]
- دیدگاه میانه: برخی معتقدند خالد نبوت داشته اما رسول نبوده است.[۳۳] ابنعربی او را مأمور به رسالت و تبلیغ نمیداند و معتقد است او نبوت «برزخی» داشته، زیرا پس از مرگ از احوال آن دنیا خبر میداده است.[۳۴]
پانویس
- ↑ ابنکلبی، جمهرة النسب،، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۰ـ۴۴۹؛ ابنبابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۶۵۹؛ ابنماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب، بیروت، ج۴، ص۴۴۷.
- ↑ دیار بکری، تاریخ الخمیس فی احوال انفس نفیس، ۱۲۸۳ق، ج۱، ص۱۹۹.
- ↑ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۵۹۹-۶۰۰.
- ↑ هروی، الاشارات الی معرفة الزیارات، ۱۴۲۳ق، ص۵۷.
- ↑ «بسکره»، دایره المعارف بزرگ اسلامی.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۷۷؛ ابنشبّه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۲۱، ۴۲۳.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۷۷؛ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۶۲؛ ابنحجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۶۷.
- ↑ رجوع کنید به جوادعلی، المفصل فی تاریخالعرب قبل الاسلام، ۱۹۷۶م، ج۶، ص۴۶۲.
- ↑ مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۴۴۹؛ ابنشبّه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۲۱؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۴۲ـ۳۴۳.
- ↑ مقدسی، کتاب البدء والتاریخ، ۱۸۹۹م، ج۳، ص۱۳۴.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۷۶ـ۴۷۷؛ ثعالبی، ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب، ۱۹۸۵م، ص۵۷۳.
- ↑ ابنشبّه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۲۶ـ۴۲۷؛ سمهودی، وفاء الوفا باخبار دارالمصطفی، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۱۵۲ـ۱۵۴.
- ↑ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۴۰۵ق، ذیل آیه ۸۳ سوره کهف.
- ↑ ابنکلبی، جمهرة النسب،، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۳؛ ابنحزم، جمهرة انساب العرب،، ۱۹۸۲ق، ص۲۵۱.
- ↑ برای نمونه رجوع کنید به کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۴۲ـ۳۴۳؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۵۹۹.
- ↑ زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۵۷.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۷۷؛ ابنشبّه نمیری، تاریخ المدینة المنورة، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۴۲۲ـ۴۲۶؛ ابنقتیبه، المعارف، ۱۹۶۰م، ص۶۲.
- ↑ مقدسی، کتاب البدء والتاریخ، ۱۸۹۹م، ج۳، ص۱۳۵.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۳۴۲ـ۳۴۳.
- ↑ ابنبابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۶۵۹ـ۶۶۰.
- ↑ قطب راوندی، قصص الانبیاء، ۱۳۷۶ق، ص۲۷۵.
- ↑ ابنبابویه، کمال الدین و تمام النعمة، ۱۳۶۳ش، ج۲، ص۶۵۹.
- ↑ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، ذیل آیه ۳ سوره فیل.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۴، ص۴۵۱.
- ↑ طبرسی، الاحتجاج، ۱۳۸۶ش، ج۲، ص۹۱.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۴۷۶؛ زمخشری، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۴.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۶۸.
- ↑ جاحظ، کتاب الحیوان، ۱۳۸۵ق، ج ۴، ص۴۷۸.
- ↑ مقدسی، کتاب البدء والتاریخ، ۱۸۹۹م، ج۳، ص۱۲۶ـ۱۲۷؛ ثعالبی، ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب، ۱۹۸۵م، ص۵۷۴.
- ↑ ابنکثیر، السیرة النبویة، ۱۹۶۶م، ج۱، ص۱۰۴ـ۱۰۶.
- ↑ بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۴۲.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۶، ص۳۸۸.
- ↑ ابنماکولا، الاکمال فی رفع الارتیاب، بیروت، ج۶، ص۲۷۲.
- ↑ ابنعربی، فصوص الحکم، ۱۳۶۶ق، ج۱، ص۲۱۳.
منابع
- ابن أبیالحدید، عبدالحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴ق.
- ابنبابویه، محمد بن على، کمال الدین و تمام النعمة، چاپ علی اکبر غفاری، قم، ۱۳۶۳ش.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضون، ۱۴۱۵ق.
- ابنحجر عسقلانی، احمد بن علی، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة، مصر، بینا، ۱۳۲۸ق
- ابنحزم، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، قاهره، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۹۸۲م.
- ابنشبّه نمیری، عمر بن شبه، تاریخ المدینة المنورة: اخبار المدینةالنبویة، بیروت، چاپ فهیم محمد شلتوت، ۱۴۱۰ق.
- ابنعربی، محمد بن علی، فصوص الحکم، و التعلیقات علیه بقلم ابوالعلاء عفیفی، تهران ۱۳۶۶ش.
- ابنقتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، قاهره، چاپ ثروت عکاشه،۱۹۶۰م.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، السیرة النبویة، قاهره، چاپ مصطفی عبدالواحد، ۱۳۸۳ق.
- ابنکلبی، هشام بن محمد، جمهرة النسب، بیروت، چاپ ناجی حسن، ۱۴۰۷ق.
- ابنماکولا، علی بن هبةالله، الاکمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف فی الاسماء و الکنی و الانساب، بیروت، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی، بیتا.
- بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، استانبول، چاپ محمد ذهنی افندی، ۱۴۰۱ق.
- ثعالبی، عبدالملک بن محمد، ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب، قاهره، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ۱۹۸۵م.
- جاحظ، عمرو بن بحر، کتاب الحیوان، مصر، چاپ عبدالسلام محمد هارون، ۱۳۸۵ق.
- حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیزوت، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی، ۱۴۰۶ق.
- دیار بکری، حسین بن محمد، تاریخ الخمیس فی احوال انفس نفیس، قاهره، بینا، ۱۲۸۳ق.
- زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخبار، بغداد، ،چاپ سلیم نعیمی، بغداد ۱۴۱۰ق.
- سمهودی، علی بن عبدالله، وفاء الوفا باخبار دارالمصطفی، بیروت، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، ۱۴۰۴ق.
- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، قم، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، ۱۳۸۶ش.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی،۱۴۰۸ق.
- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیتا.
- علی، جواد، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت، بینا، ۱۹۷۶م.
- قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، بینا، ۱۴۰۵ق.
- قطب راوندی، سعید بن هبةاللّه، قصص الانبیاء، قم، چاپ غلامرضا عرفانیان یزدی، ۱۳۷۶ش.
- کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجلسی، محمدباقر، بِحارُ الاَنوارِ الجامعةُ لِدُرَرِ اَخبارِ الاَئمةِ الاَطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
- مقدسی، مطهر بن طاهر، کتاب البدء والتاریخ، پاریس، چاپ کلمان هوار، پاریس، ۱۸۹۹م.
- هروی، علی بن ابی بکر، الاشارات الی معرفة الزیارات، قاهره، چاپ علی عمر، ۱۴۲۳ق.
پیوند به بیرون
- منبع مقاله: دانشنامۀ جهان اسلام