کاربر:Sultanmoradi/دوم صفحه تمرین
مُتشابهات قرآن به آیاتی گفته میشود که معانی چندگانه، مبهم یا نیازمند تدبر بیشتر دارند. این مفهوم در برابر محکمات قرآن قرار دارد.
مفهوم و مصادیق متشابهات
متشابهات قرآن به آیاتی اطلاق میشود که دارای معانی چندگانه هستند[۱] یا درک معنا و مصداق آنها نیازمند غور و تفکر بیشتر است.[۲] اصلیترین ریشه بحث متشابهات در قرآن، آیه ۷ سوره آلعمران است که قرآن را به دو دسته آیات «محکمات» (اصل و اساس کتاب) و «متشابهات» تقسیم میکند. بر اساس این آیه، کسانی که در دلهایشان انحراف (زیغ) است، برای فتنه-انگیزی و تأویلخواهیِ ناصواب، به دنبال متشابهات میروند؛ در حالی که تأویل واقعی آن را تنها خدا و راسخون در علم میدانند.
طبق تحقیق سید محمدحسین طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان، مصادیق متفاوتی برای مفهوم متشابهات قرآن ذکر شده است،[۳] از جمله:
- آیات مُجمل و دارای معانی مبهم.[۱]
- آیاتی که قبول و فهم معارف آن، نیازمند به تأمل و تدبر است یا اساساً راهی برای شناخت مفهوم آنها وجود ندارد.[۴]
- آیات الاحکامی که نسخ شدهاند.[۵]
- هر آیهای غیر از حروف مقطعه و آیات آغازگر سورهها[۶] آیات مربوط به صفات خداوند و قیامت.[۷]
- آیاتی که برای بیان قصهها و مَثَلهای قرآنی نازل شدهاند.[۸]
به گفته سیوطی، مفسر مسلمان (۸۴۹-۹۱۱ق)، برخی معتقدند تمام آیات محکم هستند و برخی معتقدند که همه آیات قرآن متشابه هستند؛ اما طبق دیدگاه مشهورتر بعضی از آنها متشابه و برخی محکم هستند.[۹]
اهمیت و جایگاه متشابهات قرآن
به گفتۀ نویسندگان دائرةالمعارف قرآن کریم، نحوه مواجهه با متشابهات قرآن و تأویل آنها، اثر واضحی بر شکلگیری و تمایز برخی فرقههای فقهی و کلامی مسلمانان همچون معتزله، اشاعره، امامیه، کیسانیه و واقفیه داشته است.[۱۰] برای مثال پیروان کیسانیه به تفسیر باطنی و تأویلهای افراطی از آیات صفات و حمل آیات متشابه بر ظواهر جسمانی و تشبیه خدا به مخلوقات روی آوردند که باعث شد از شاخههای مشبّهه و مجسّمه محسوب شوند.[۱۱] همچنین پیروان واقفیه به توقف در فهم متشابهات و واگذاری آنها به امام غایب قائل شدند.[۱۲]
در میان فرقههای کلام اسلامی نیز این مسئله از امور تمایزساز بوده است؛ برای مثال، معتزله تأویل متشابهات را با تکیه بر عقل در پیش گرفتهاند[۱۳] و معتقدند هیچ آیهای نیست که فقط خدا بداند.[۱۴] هدف معتزله از تأویل، تنزیه خداوند از صفات جسمانی بوده است.[۱۵] در مقابل، اشاعره بیان بیشتر متشابهات را فقط مخصوص خدا دانسته و آیات مربوط به صفات خداوند را محکم اما کیفیت آنها را متشابه میدانند که فقط خداوند میتواند آنها را تأویل کند.[۱۶] به گفته ملاصدرا برخی از اشاعره سؤال از متشابهات قرآن را بدعت میشمارند.[۱۷]
علل و حکمتهای وجود متشابهات
براساس منابع شیعی، از حکمتهای اصلی وجود متشابهات این است که سبب میشوند انسانها با تدبر در قرآن همواره مفاهیم تازهای از آن کشف کنند و اگر همه قرآن محکم بود، مردم از نظر و تدبر بینیاز میشدند.[۱۸] همچنین آزمایش قلوب و تمایز مؤمنان واقعی و بیماردلان از دیگر حکمتهای وجود متشابهات بر شمرده شده است.[۱۹]
علل لغوی، عمق معارف، محدودیت الفاظ بشری برای بیان حقایق مجرد و...
متشابهات در اندیشه و مکتب شیعه
روش فهم و تفسیر متشابهات
شیعیان با استناد به آیه ۷ سوره آلعمران، پیروان بیماردلی که برای فتنه-انگیزی به دنبال پیروی از متشابهات و تفسیر به رأی هستند را نکوهش میکنند، اما معتقدند متن متشابهات با روش درست قابل فهم و تأویل است:
- مراجعه به راسخان در علم: به گفته ملاصدرا، اغلب شیعیان معتقدند که متشابهات قابل فهم هستند و باید برای فهم صحیح آنها به راسخان در علم مراجعه کرد.[۲۰] روایات شیعه، معصومان و امامان شیعه را مصداق اتم راسخان در علم معرفی نمودهاند.[۲۱] با این حال برخی مفسران نیز راسخان در علم را دارای مفهوم وسیعی دانستهاند که شامل دانشمندان و متفکران متکی به دانش الهی نیز میشود.[۲۲]
- ارجاع متشابهات به محکمات: روش دیگر شیعیان، ارجاع متشابهات به محکمات است. در روایات، ارجاع متشابه به محکمات قرآنی روشی معرفی شده که انسان را به صراط مستقیم رهنمون میسازد.[۲۳]
نمونههای آیات متشابه و واژههای محل بحث
در بررسی آیات متشابه، واژه یا مفهوم خاصی باعث ایجاد تشابه و نیاز به تأویل میشود:
- آیات صفات خبری (مانند استواء علی العرش): در آیه «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى»، واژه «اسْتَوَى» محل بحث است که ظاهری استقرارگونه و جسمانی دارد، اما با ارجاع به آیه محکم «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» (شوری ۱۱) به معنای استیلاء و تسلط تدبیر الهی تفسیر میشود.
- آیه دیدن خدا در قیامت: در آیه ۲۳ سوره قیامت («إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ»)، واژه «نَاظِرَةٌ» محل بحث است که طبق نظر سید محمدحسین طباطبائی با ارجاع به آیه محکم «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ» به معنای انتظار رحمت الهی یا شهود قلبی تأویل میشود.[۲۴]
- آیات هدایت و ضلالت: سید رضی در کتاب حقایق التأویل، آیه ۸ سوره آلعمران را متشابه دانسته و واژههای مربوط به زیغ و هدایت را با ارجاع به آیه ۵ سوره صف (که از محکمات است) تفسیر کرده است.[۲۵]
تاریخچه پژوهش شیعیان در متشابهات
شیعیان امامیه در طول قرون، تألیفات ویژهای در موضوع متشابهات قرآن داشتهاند. برخی از مهمترین آثار شیعی در این زمینه عبارتند از:
- متشابه القرآن: تألیف حمزة بن حبیب الزیات کوفی (از اصحاب امام صادق(ع)، متوفای ۱۵۸ق).
- محکم القرآن و متشابهه: تألیف سعد بن عبدالله أشعری قمی (متوفای ۳۰۱ق).
- متشابه القرآن: تألیف حسن بن موسی النوبختی (از متکلمان و فلاسفه امامیه قرن سوم و چهارم قمری).
- متشابه القرآن و مختلفه: تألیف ابن شهرآشوب (فقیه، مفسّر و محدّث شیعه، متوفای ۵۸۸ق).
- متشابه القرآن: تألیف ملاصدرا (فیلسوف شیعه، متوفای ۱۰۵۰ق).
- متشابهات القرآن و محکماته: تألیف محمدهادی معرفت (فقیه و قرآنپژوه شیعه، ۱۳۰۹-۱۳۸۵ش).
- اضواء علی متشابهات القرآن: تألیف خلیل یاسین.[۲۶]
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۳.
- ↑ زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، ۱۳۷۶ق، ج۲، ص۶۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ش، ج۳، ص۳۲.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۵.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۴؛ معرفت، علوم قرآنی، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۱.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۳۳.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۲؛ رشیدرضا، تفسیر المنار، ۱۹۹۰م، ج۳، ص۱۳۷.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۶.
- ↑ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۵.
- ↑ دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۲، ص۳۴۰.
- ↑ معرفت، التمهید في علوم القرآن، ج۳، ص۸۳.
- ↑ سید مرتضی، الرسائل و المسائل، ج۱، ص۲۱۹.
- ↑ ذویب، جدل الأصول و الواقع، ج۱، ص۱۶۷؛ ادالکوس، مطارحات في التفسير والدراسات القرآنية المعاصرة، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ ادالکوس، مطارحات في التفسير والدراسات القرآنية المعاصرة، ج۱، ص۲۵۵.
- ↑ حافظ، الجبر و الاختيار في الفكر الإسلامي، ج۱، ص۳۴.
- ↑ ابن قدامه، الإرشاد، ج۱، ص۷۵؛ صبحی صالح، مباحث فی علوم القرآن، دار العلم للملایین، ص۲۸۲.
- ↑ ملاصدرا، سه رساله فلسفی، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۷-۱۳۰.
- ↑ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۸.
- ↑ حریری، فرهنگ اصطلاحات قرآنى، ۱۳۸۴ش، ص۳۲۸.
- ↑ ملاصدرا، سه رساله فلسفی، ۱۳۷۸ش، ص۱۲۷-۱۳۰.
- ↑ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۱۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲، ص۴۳۹.
- ↑ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، نشر جهان، ج۱، ص۲۹۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۳، ص۴۳.
- ↑ سید رضی، حقایق التأویل، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۲۳.
- ↑ سبحانی تبریزی، مفاهیم القرآن، ۱۴۲۱ق، ج۱۰، ص۳۶۱-۳۶۳.