پرش به محتوا

کاربر:Sultanmoradi/دوم صفحه تمرین

از ویکی شیعه
آیه ۶۸ سوره فرقان
مشخصات آیه
واقع در سورهفرقان
شماره آیه۶۸
جزء۱۹
اطلاعات محتوایی
شأن نزولدارد
مکان نزولمکه
موضوعاجرای عدالت فردی و اجتماعی و دادن شهادتِ صحیح


آیه ۶۸ سوره فرقان سه گناه کبیره یعنی شرک، قتل ناحق، و زنارا برمی‌شمرد که ترک آنها نشانۀ ایمان راستین است. علامه طباطبایی با اشاره به فطری بودن پرستش خدا، مشرکان را کسانی می‌داند که به جای توجه مستقیم به خدا، به بت‌ها روی آورده‌اند. ناصر مکارم شیرازی از این آیه برداشت می‌کند که جان انسان‌ها ذاتاً محترم است و ریختن خون آنها ممنوع است، مگر در شرایط خاص. طبرسی نیز با استناد به ترتیب گناهان در آیه، زنا را پس از شرک و قتل، سومین گناه بزرگ می‌داند.  

فقهای شیعه از این آیه برای اثبات حرمت قتل ناحق و زنا استفاده کرده‌اند. ابن ادریس حلی با استناد به این آیه، استدلال کرده که ارتکاب هر یک از این گناهان به تنهایی مستوجب عقاب است. علامه حلی نیز از این آیه نتیجه می‌گیرد که احکام شرعی، حتی برای کافران، الزام‌آور است. از این آیه در کنار آیات بعدی این سوره برداشت شده که توبه در هر حالتی پذیرفته است. همچنین ابوالصلاح حلبی با استناد به آیه ۶۸، شفاعت را مختص مؤمنان گناهکار می‌داند و آن را شامل کافران نمی‌شمارد.  

این آیه در روایتی از امام صادق(ع) به عنوان بخشی از دعای روز بیست و دوم هر ماه نیز ذکر شده است.

سه صفت بندگان خاص خداوند

مفسران قرآن در تفسیر آیه ۶۸ سورۀ فرقان را بیان کنندۀ بخشی از صفات عِبادُالرَّحْمنِ (بندگان خاص خداوند) برشمرده‌اند. به گفتۀ مفسران در آیات ۶۳ تا ۷۴ سورۀ فرقان، دوازده صفت از صفات عباد الرحمن بيان شده است که برخی فردی و برخی از آنها اجتماعی است.[۱] طبق این آیه عبادالرحمان از سه گناه سه گناه شرک، قتل به ناحق و زنا دوری می‌کنند.[۲]

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، به ارتباط بخش آغازینِ این آیه با آیات پیشین پرداخته و تأکید می‌کند که چون پرستش خدا در فطرت انسان است، مشرکان در پی پرستش خدای یگانه هستند؛ اما آنها راه را اشتباه رفته‌اند و به جای اینکه مستقیماً به خدا توجه کنند، به واسطه‌هایی همچون بتها روی آورده‌اند.[۳] ناصر مکارم شیرازی، فقیه و مفسر شیعه،‌ از ادامۀ آیه چنینی برداشت کرده که از نظر اسلام جان تمام انسانها دارای احترام ذاتی است و ريختن خون هر انسانی ممنوع است، مگر اینکه تحت شرایطی خاص اين احترام ذاتى از بین برود و مجوز قتل آنها گردد.[۴] همچنین، طبرسی در تفسیر مجمع البیان، از ترتیب بیان شده در آیه چنین برداشت کرده است که بزرگترين گناهان بعد از شرک و قتل، زنا است.[۵] به گفتۀ علامه طباطبایی، خداوند در پایان آیه بیان میکند که هر کس مرتکب این گناهان شود در روز قیامت دچار كيفر و عذاب الهی خواهد شد.[۶]

﴿وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ۝٦٨ [فرقان:68]﴿و کسانی‌اند که با خدا معبودی دیگر نمی‌خوانند و کسی را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمی‌کشند و زنا نمی‌کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد ۝٦٨

این آیه در متن روایتی از مام صادق به عنوان بخشی از از دعای روز بیست و دوم هر ماه آمده است.[۷]

برداشت‌های فقهی

در بسیاری از آثار فقهی شیعیان به آیه ۶۸ سوره فرقان استناد شده است. قاضی نعمان مغربی (متوفای ۳۶۳ق)، فقیه شیعه در عصر فاطمیان، با استناد به این آیه، این مطلب را تقویت می‌کند که قتل بدون حق یک عمل باطل و محکوم است.[۸] همچنین آیه ۶۸ سورۀ فرقان یکی از آیاتی است که برای اثبات حرمت زنا به آن استناد شده است.[۹] ابن ادریس حلی، فقیه شیعه، با استناد به عبارت «وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا» استدلال میکند که ضمیر «ذَٰلِكَ» به هر یک از گناهان پیشین (شرک، قتل، زنا) به صورت جداگانه اشاره دارد، نه به مجموع آنها. بنابراین، نتیجه می‌گیرد که ارتکاب هر یک از این گناهان به تنهایی مستوجب مجازات است و نیازی به اجتماع همه آنها نیست.[۱۰] این تفسیر، دیدگاه افراطیِ مشروط کردن عقاب به ارتکاب تمام گناهان را رد می‌کند و بر حرمت مستقل هر گناه کبیره تأکید می‌ورزد.[۱۱] علامه حلی، فقیه و متکلم شیعه، از این آیه استفاده می‌کند که اوامر و نواهی شرعی (فروع دین) عام هستند و شامل کافران نیز می‌شوند، حتی اگر آنها ایمان نداشته باشند؛ بنا براین حتی اگر کسی کافر باشد، باز هم تکلیف دارد که مثلاً زنا نکند یا قتل ناحق انجام ندهد و این اعمال آنان در آخرت قابل مؤاخذه است.[۱۲]

توبه و شفاعت

از آیه ۶۸ سوره فرقان آیات بعد استفاده شده است که توبۀ انسانها در هر حالتی و با هر میزان گناهی پذیرفته خواهد شد.[۱۳] ابوالصلاح حلبی، از فقهای قرن پنجم قمری به آیه ۶۸ سوره فرقان استناد می‌کند تا این نکته را تقویت کند که شفاعت شامل کافران نمی‌شود، اما ممکن است برای گناهکاران مؤمن (مرتکبین کبائر) تحقق یابد.[۱۴] استدلال اصلی او این است که شفاعت تنها برای کسانی است که ایمان و طاعات دارند، نه برای کسانی که هیچ عمل خوبی از آنها سر نزده است، مانند کافران.[۱۵]

پانویس

  1. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۲۳۸-۲۳۹؛ مکارم شیرازی،‌ تفسیر نمونه،‌ ۱۳۷۴ش، ج۱۵، ص۱۴۶-۱۶۳؛ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۳ش، ج۶، ص۲۷۸-۲۸۸؛
  2. قرشی بنابی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۷، ص۳۱۸؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۵۶.
  3. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۲۴۰.
  4. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۱۵، ص۱۵۶.
  5. طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۶۷ش،‌ ج۷، ص۲۸۰.
  6. طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۲۴۱.
  7. قزوینی، موسوعة الامام الصادق(ع)، ۱۴۱۴ق، ج۲۰، ص۳۲۵.
  8. ابن‌حیون، دعائم الإسلام , ۱۳۴۲ش، ج۲, ص۴۰۱.
  9. موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۱۱۷؛ سبزواری، ذخیرة المعاد في شرح الإرشاد، ج۲، ص۳۰۴.
  10. ابن ادریس، المنتخب من تفسير القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۹۳.
  11. ابن ادریس، المنتخب من تفسير القرآن، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۹۳.
  12. علامه حلی، تهذیب الوصول إلی علم الأصول، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۱۱۴.
  13. قاسم بن ابراهیم رسی، مجموع كتب و رسائل الإمام القاسم بن إبراهیم الرسي، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۶۱۸.
  14. حلبی، الکافی فی الفقه، بی‌تا, ج۱, ص۴۷۱.
  15. حلبی، الکافی فی الفقه، بی‌تا، ج۱، ص۴۷۱ .

منابع

  • ابن‌ادریس، محمد بن احمد، المنتخب من تفسير القرآن و النکت المستخرجة من کتاب التبیان، قم، کتابخانه عمومی حضرت آيت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، ۱۴۰۹ق.
  • ابوالصلاح حلبی، تقی بن نجم، الکافي في الفقه، اصفهان، مکتبة الإمام أميرالمؤمنين علي (عليه السلام) العامة، بی‌تا.
  • ابن‌حیون، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام عن أهل بیت رسول الله علیه و علیهم افضل السلام، قاهره، دار المعارف، ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م.
  • سبزواری، محمدباقر، ذخیرة المعاد في شرح الإرشاد قم، مؤسسة آل‌البیت(علیهم السلام) لإحیاء التراث، بی‌تا.
  • رسّی، قاسم بن ابراهیم، مجموع كتب و رسائل الإمام القاسم بن إبراهیم الرسي، صنعا، دار الحکمة الیمانیة، ۱۴۲۲ق/۲۰۰۱م.
  • طباطبایی، محمدحسین، المیزان في تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، ۱۳۵۲ش/۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.
  • طبرسی، فضل بن حسن. مجمع البيان في تفسير القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۳۶۷ش/۱۴۰۸ق.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، تهذیب الوصول إلی علم الأصول، لندن، مؤسسة الامام علي(ع)، ۱۳۸۰ش.
  • قرائتی، محسن. تفسیر نور. تهران، مركز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، ۱۳۸۳ش.
  • قرشی بنابی، علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۵ش.
  • قزوینی، محمدکاظم، موسوعة الإمام الصادق(ع)،‌ قم، السید محمد کاظم القزویني الحائري، ۱۴۱۴ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ش.
  • موسوی اردبيلی، عبدالكريم‌، فقه الحدود و التعزيرات‌، قم، موسسه النشر لجامعة المفيد، ۱۴۲۷ق‌.