آیه ۵ سوره مائده
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| واقع در سوره | مائده |
| شماره آیه | ۵ |
| جزء | ۶ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مدینه |
| موضوع | معاشرت با اهل کتاب |
آیه ۵ سوره مائده به مسلمانان اجازه میدهد از غذاهای تهیهشده توسط اهلکتاب استفاده کنند و ازدواج با زنان پاکدامن اهلکتاب را نیز جایز دانسته است. این آیه را در مقام بیان رفعِ محدودیت معاشرت با اهلکتاب تفسیر کردهاند.
بیشتر مفسران شیعه، واژه طَعام در آیه را به حبوبات و میوه معنا کردهاند، بنابراین فقط غذاهای غیرگوشتی اهلکتاب را برای مسلمانان حلال میدانند؛ البته عدهای از فقیهان شیعه نیز معتقدند اگر اهلکتاب شرایط ذبح شرعی را رعایت کنند، میتوان از حیوانات حلالگوشت ذبحشده توسط آنها استفاده کرد. بیشتر مفسران اهلسنت، حیوانات حلالگوشت را نیز جزو معنای «طَعام» در این آیه دانستهاند.
در مورد ازدواج با زنان اهلکتاب نیز بیشتر عالمان شیعه معتقدند که تنها ازدواج موقت با آنان جایز است و این آیه ازدواج دائم را شامل نمیشود؛ در مقابل، جمعی از فقیهان شیعه و فقهای اهل سنت، ازدواج دائم با زنان اهلکتاب را جایز دانستهاند.
معرفی آیه
آیه ۵ سوره مائده، غذاهای تهیهشده توسط اهلکتاب را برای مسلمانان حلال دانسته[۱] و ازدواج با زنان پاکدامن از مسلمانان و اهلکتاب را به شرط پرداخت مهریه مجاز میکند.[۲] این آیه ازدواج با اهلکتاب را مشروع میداند اما از دوستی پنهانی و زنا با آنان نهی میکند.[۳]
﴿الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ٥﴾ [مائده:5]﴿امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و طعام کسانی که اهل کتابند برای شما حلال و طعام شما برای آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب [آسمانی] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالی که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعاً عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است ٥﴾
منظور از «الیوم» (امروز) در آیه به عقیده برخی روز عرفه،[۴] به عقیده دیگران پس از غزوه خیبر، و در نظر عدهای روز غدیر خم است.[۵] به گفته مفسران، بیان حلالبودن طعام اهلکتاب،[۶] که پیش از این نیز حلال بوده،[۷] مقدمهای برای رفع محدودیتهای معاشرت با آنان است.[۸]
این آیه در مقام آسانکردن تکالیف مسلمانان[۹] و رفع محدودیتهای پیشین است[۱۰] تا مسلمانان بتوانند با اهلکتاب معاشرت کنند و تعالیم اسلام را در میان آنان ترویج دهند.[۱۱] برخی مفسران این آیه را دلیلی بر طهارت اهلکتاب میدانند.[۱۲]
جمله پایانی آیه ۵ سوره مائده هشدار میدهد که معاشرت با اهلکتاب که ممکن است موجب انحراف مسلمانان از ایمان شود یا اکراه از پذیرش حکم حلالبودن طعام و ازدواج میتواند موجب تباه شدن اعمال مسلمانان شود.[۱۳]
مقصود از طعام اهل کتاب
در مورد طعام اهلکتاب که در آیه ۵ سوره مائده برای مسلمانان حلال شمرده شده، میان مفسران اختلاف است.[۱۴] بیشتر مفسران شیعه بر این باورند که منظور از طعام، تنها گندم، حبوبات، میوهها و غذاهایی است که نیاز به ذبح شرعی ندارند،[۱۵] چرا که اهلکتاب شرایط ذبح اسلامی را رعایت نمیکنند.[۱۶] بنابراین، گوشتهای حرام مانند خوک یا گوشت حیوانات غیرقابل تذکیه و همچنین گوشتهایی که بهنام خدا ذبح نشدهاند، شامل این حکم نمیشود.[۱۷]
روایات زیادی از اهلبیت(ع) وجود دارد که در آنها طعام اهلکتاب به حبوبات و میوهها تفسیر شده، نه ذبیحههای آنان،[۱۸] زیرا اهلکتاب هنگام ذبح نام خدا را نمیبرند.[۱۹] برخی عالمان شیعه[۲۰] معتقدند که حیوانات حلالگوشتی که توسط اهلکتاب ذبح میشود، حلال است.[۲۱] محمدجواد مغنیه معتقد است که تفسیر طعام به حبوبات مخالف فصاحت قرآن است و ذبیحههای اهلکتاب به شرط رعایت ذبح شرعی حلال است.[۲۲] جوادی آملی نیز طعام را به معنای گوشت ذبحشده و غذای پختهشده اهلکتاب میداند.[۲۳]
در برخی تفاسیر آمده که امام علی(ع) ذبیحه اهلکتاب را حلال دانسته، اما ذبیحه بنیتغلِب را حلال ندانسته است.[۲۴] بیشتر مفسران اهلسنت نیز گوشت ذبحشده توسط اهلکتاب را جزو طعام حلال میدانند.[۲۵]
ازدواج دائم یا موقت با زنان اهل کتاب
در آیه ۵ سوره مائده، اختلافی میان مفسران درباره ازدواج با زنان اهلکتاب وجود دارد که آیا این جواز فقط مربوط به ازدواج موقت است یا شامل ازدواج دائم نیز میشود.[۲۶] فقیهان اهلسنت ازدواج دائم با زنان اهلکتاب را جایز میدانند،[۲۷] اما بیشتر فقیهان شیعه معتقدند این جواز فقط مختص ازدواج موقت است و ازدواج دائم با زنان اهلکتاب حرام است.[۲۸] دلیل این نظر به روایات اهلبیت(ع)[۲۹] و استفاده از کلمه «أُجُورَهُنَّ» در آیه است که بیشتر در مورد مهریه در ازدواج موقت بهکار میرود.[۳۰]
برخی فقیهان شیعه ازدواج با زنان اهلکتاب را بهطور مطلق (دائم و موقت) مجاز میدانند[۳۱] و معتقد به تخصیص آیه نیستند،[۳۲] استناد آنها به روایات تواترگونه از اهلبیت(ع) است که ازدواج دائم با اهلکتاب را جایز میدانند.[۳۳]
پانویس
- ↑ قرائتی، تفسير نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۴۲
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۸ و ۱۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۷.
- ↑ طبرسی، تفسیر جوامع الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۱۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۲۰۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۹.
- ↑ سبحانی، منشور جاوید، قم، ج۸، ص۵۲۴.
- ↑ کوشا، «توضیحات پانویس»، ص۱۰۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۳.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۸.
- ↑ ابوالفتوح رازی، روض الجنان، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۲۶۰؛ اشکوری، تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۶۱۳؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۷.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۲۰۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۷.
- ↑ حر عاملی، وسائل الشیعة، قم، ج۲۴، ص۶۶.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۵۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۷۷.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۱۸ و ۱۹.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ۱۳۸۹ش، ج۲۲، ص۵۲.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۵۱؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۶؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۲۹۳.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۵۱؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۳۴؛ فخر رازی، تفسیر کبیر، ۱۴۲۰ق، ج۱۱، ص۲۹۳-۲۹۴.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۲۰؛ قرشی بنابی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۱.
- ↑ قرائتی، تفسیر نور، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۲۴۴.
- ↑ مغنیه، الفقه علی المذاهب الخمسة، ۱۴۰۲ق، ص۳۱۵؛ قرشی بنابی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۷۵ش، ج۳، ص۲۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۱ش، ج۴، ص۲۸۲.
- ↑ مغنیه، تفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۲۰.
منابع
- اشکوری، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، ۱۳۷۳ش.
- ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، مشهد، آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۴۰۸ق.
- بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، تحقیق: حسین شفیعی و محمد فراهانی، قم، اسراء، چاپ اول، ۱۳۸۹ش.
- حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، بیتا.
- سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، بیتا.
- شرعیاتی، فاطمه، سید محمدعلی ایازی، «جایگاه امام صادق (ع) در تفسیر قرآن با توجه به روایات تفسیری ایشان»، علوم حدیث، شماره ۱ (پیاپی ۷۷)، سال ۱۹، ۱۳۹۳ش.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، جوامع الجامع، قم، حوزه علمیه قم، ۱۴۱۲ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
- فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۸ش.
- قرشی بنابی، علیاکبر، تفسیر احسن الحدیث، تهران، بعثت، ۱۳۷۵ش.
- کوشا، محمدعلی، «ترجمه و توضیحات در پانویس»، قرآن کریم، تهران، نی، ۱۴۰۳ش.
- مغنیه، محمدجواد، الفقه علی المذاهب الخمسة، بیجا، بینا، ۱۴۰۲ق.
- مغنیه، محمدجواد، الکاشف، قم، دار الکتاب الإسلامی، ۱۴۲۴ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش.
- میبدی، احمد بن محمد، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۱ش.