پرش به محتوا

نقابت

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از نقیب)

نِقابَت نهادی بود که برای رسیدگی به امور سادات طالبی در نیمه دوم قرن سوم قمری در تشکیلات حکومت بنی‌عباس[۱] با هدف اصلی کاهش نارضایتی علویان از حکومت بنی‌عباس و جلوگیری از درگیری‌های احتمالی[۲] و حفظ احترام سادات شکل گرفت.[۳] وظیفه اصلی نقیب، رسیدگی به امور اجتماعی، حقوقی و مالی سادات بود.[۴]

نهاد نقابت شامل دو نوع نقیب، عام و خاص، بود.[۵] نقیبِ عام اموری مانند اداره موقوفات، داوری، امور یتیمان و توزیع سهم سادات را انجام می‌داد.[۶] نقیب خاص که «نقیب النقباء» نیز نامیده می‌شد،[۷] ثبت و نظارت نَسَب، تولد و فوت، ازدواج و اشتغال سادات برعهده داشتند. هم‌چنین آنان وظیفه داشتند از بی‌احترامی دیگران به طالبیان و نیز از ارتکاب گناه و جرم و آزار دیگران از سوی سادات پیشگیری کنند.[۸] نقیب خاص، توسط خلیفه یا سلطان انتخاب می‌شد و در دوران آل‌بویه و سلجوقیان، سعی بر انتخاب افراد بانفوذ، محترم و دانشمند بود.[۹] جانشینی معمولاً به پسر ارشد،[۱۰] برادر یا داماد می‌رسید[۱۱] که گاهی این امر منجر به درگیری می‌شد.[۱۲]

منصبِ نقابتِ سادات تا پایان دوره خلافت عباسی جزءِ مشاغل دیوانی ثابت دستگاه خلافت بود.[۱۳] این نهاد در طول تاریخ، به ویژه در دوره‌های آل بویه و سلجوقیان، اهمیت بیشتری یافت و به ساختار حکومت‌های ایرانی راه یافت.[۱۴] شریف مرتضی از سال ۴۰۶ق از سوی سلطان آل بویه و خلیفه عباسی، نقیب علویان، امیرالحاج و رئیس دیوان مظالم شد؛ مناصبی که پیش از او پدرش حسین ‌بن موسى علوى و برادرش شریف رضی بر عهده داشتند.[۱۵]

پس از سقوط عباسیان، مقام نقابت و احترام سادات همچنان باقی ماند[۱۶] و در دولت ایلخانی، مراکزی به نام «دارالسیادة» برای خدمت به سادات تأسیس شد که بیشتر کاربرد فرهنگی داشت.[۱۷] در عصر صفویه، با وجود نقابت، بخشی از وظایف آن به مقام صدارت سپرده شد که امور مذهبی و موقوفات را بر عهده داشت و منحصر به سادات بود.[۱۸] در امپراتوری عثمانی نیز، مقام نقابت وجود داشت و بالاترین مقام آن «نقیب الاشراف» نامیده می‌شد.[۱۹] تا اواخر دوره قاجاریه، اداره نقابت با عنوان «دار النقابة الشریفة» فعالیت گسترده‌ای داشت و گاهی به عنوان ابزار سیاسی یا اجتماعی شاهان قاجار مورد استفاده قرار می‌گرفت.[۲۰]

برخی نقیبان، از جمله سید رضی، سید مرتضی و ابن‌طاووس[۲۱] در گسترش تشیع نقش داشتند.[۲۲] همچنین، تعدادی از نقیبان پیرو مذاهب حنفی یا شافعی بودند.[۲۳] نقباء علاوه‌بر وظایف خود، در حل و فصل امور دشوار حکومتی و میانجی‌گری در درگیری‌ها، به‌ویژه اختلافات شیعه و سنی، مؤثر بودند[۲۴] و گاهی در مسائل سیاسی دخالت می‌کردند، مانند مخالفت نقیب السادات در دوره قاجار با مشروطه.[۲۵]

پانویس

  1. فقیه‌بحرالعلوم، تاریخ نقبای مکه و مدینه، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.
  2. مدرسی طباطبائی، «سخنی چند درباره نقابت سادات و برنامه کار نقیب»، ص۷۶۵-۷۵۴.
  3. ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیة، ۱۹۹۶م، ص۱۲۱.
  4. الهی‌زاده، سیروسی، «کارکرد علم انساب در تبیین حیات اجتماعی طالبیان عهد سلجوقی»، ص۱۵۱-۱۳۰.
  5. فقیه‌بحرالعلوم، تاریخ نقبای مکه و مدینه، ۱۳۹۵ش، ص۱۴.
  6. ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیة، ۱۹۹۶م، ص۱۲۳.
  7. مدرسی طباطبائی، «سخنی چند درباره نقابت سادات و برنامه کار نقیب»، ص۷۶۵-۷۵۴.
  8. ماوردی، احکام السلطانیة و الولایات الدینیة، ۱۹۹۶م، ۱۲۲.
  9. مدرسی طباطبائی، «سخنی چند درباره نقابت سادات و برنامه کار نقیب»، ص۷۶۵-۷۵۴.
  10. بیهقی، لباب الانساب، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۷۰.
  11. بیهقی، لباب الانساب، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۶۰۹.
  12. برای نمونه نگاه کنید به: بیهقی، لباب الانساب، ۱۳۸۵ش، ص۵۲۶؛ بیهقی، تاریخ بیهقی، ۱۳۵۰ش، ص۵۶.
  13. زیدان، تاریخ تمدن اسلامی، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۲۴۵.
  14. مدرسی طباطبائی، «سخنی چند درباره نقابت سادات و برنامه کار نقیب»، ص۷۶۵-۷۵۴.
  15. ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۱۲؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۵ق، ج۹، ص۲۶۳.
  16. کریمی، «نقابت و نقیبان در ایران عصر ایلخانی»، ص۱۵۷-۱۳۷.
  17. کریمی، «نقابت و نقیبان در ایران عصر ایلخانی»، ص۱۵۷-۱۳۷.
  18. جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، ۱۳۷۹ش، ج۲، ص۱۹۴.
  19. اوزون چارشلی، «نقیب الاشرافی در زمان عثمانی‌ها»،‌ ص۱۶۴-۱۵۱.
  20. طیبی، دشتکی‌نیا، «سیادت و سادات در دوره قاجار»، ص۱۱۳-۱۳۵.
  21. بیهقی، لباب الانساب، ۱۳۸۵ش، ص۱۹۸-۱۹۹؛ کلبرگ، کتابخانه ابن‌طاووس، ۱۳۷۱ش، ص۳۱-۳۲.
  22. الهی‌زاده، سیروسی، «نهاد نقابت در خراسان طی قرون چهارم و پنجم هجری»، ص۱۰۲-۸۵.
  23. الهی‌زاده، سیروسی، «نهاد نقابت در خراسان طی قرون چهارم و پنجم هجری»، ص۱۰۲-۸۵.
  24. برای نمونه نگاه کنید به: بیهقی، تاریخ بیهقی، ۱۳۵۰ش، ص۶۷۳-۶۷۴؛ روملو، احسن التواریخ روملو، ۱۳۴۹ش، ج۱۱، ص۴۸۵ و۷۸۰؛ خواندمیر، حبیب السیر، ۱۳۶۲ش، ج۴، ص۱۰۶ و ۱۰۸.
  25. طیبی، دشتکی‌نیا، «سیادت و سادات در دوره قاجار»، ص۱۱۳-۱۳۵.

منابع

  • ابن‌فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، بیروت،‌ دار الفکر، ۱۳۹۹ق.
  • الهی‌زاده، محمدحسن، سیروسی، راضیه، «نهاد نقابت در خراسان طی قرون چهارم و پنجم هجری»، نشریه شیعه شناسی، ش۳۲، زمستان۱۳۸۹ش.
  • الهی‌زاده، محمدحسن، سیروسی، راضیه، «کارکرد علم انساب در تبیین حیات اجتماعی طالبیان عهد سلجوقی»، نشریه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ش۲۰، پاییز ۱۳۹۴ش.
  • اوزون چارشلی، اسماعیل حقی؛ «نقیب الاشرافی در زمان عثمانی‌ها»،‌ مترجم: محمدتقی امامی خویی؛ نشریه نامه پژوهش فرهنگی، ش۴، بهار ۱۳۷۶ش.
  • بیهقی، ابوالفضل، تاریخ بیهقی، چاپ علی اکبر فیاض، مشهد، ۱۳۵۰ش.
  • بیهقی، ظهیرالدین ابوالحسن، تاریخ بیهق، تهران، نشر فروغی، ۱۳۶۱ق.
  • بیهقی، علی بن زید، لباب الانساب والاعقاب و الالقاب، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۳۸۵ش.
  • جعفریان، رسول، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ش.
  • حسینی (ابن عنبه)، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۰ق.
  • خلیل بن احمد، العین، قم، نشر هجرت، ۱۴۰۹ق.
  • خواندمیر، محمد بن غیاث‌الدین، حبیب‌السیر، تهران، بی‌نا، ۱۳۶۲ش.
  • روملو، حسن بیگ، احسن‌التواریخ، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹ش.
  • زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه:علی جواهرکلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۲ش.
  • طبری، ابی‌جعفر محمد،‌ تاریخ طبری،‌ هلند، لیدن، بریل، ۱۸۷۹م.
  • طیبی، سیدمحمد، دشتکی‌نیا، فرهاد، «سیادت و سادات در دوره قاجار»، نشریه تاریخ نامه ایران بعد از اسلام، ش۱۶، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
  • فقیه‌بحرالعلوم، محمدمهدی، تاریخ نقبای مکه و مدینه، تهران، سازمان حج و زیارت، ۱۳۹۵ش.
  • کریمی، علیرضا، «نقابت و نقیبان در ایران عصر ایلخانی»، پژوهش‌نامه تاریخ اسلام، سال اول، ش ۱، بهار ۱۳۹۰ش.
  • کلبرگ، اتان، کتابخانه ابن طاووس، ترجمه علی قرایی و رسول جعفریان، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، ۱۳۷۱ش.
  • ماوردی، ابوالحسن، احکام السلطانیة و الولایات الدینیة، بیروت، دارالفکر، ۱۹۹۶م(۱۳۷۵ش).
  • مدرسی طباطبائی، سید حسین، «سخنی چند درباره نقابت سادات و برنامه کار نقیب»، نشریه آینده، ش۱۰، دی و اسفند ۱۳۵۸ش.