پرش به محتوا

سید ابوالفضل برقعی

از ویکی شیعه
سید ابوالفضل برقعی
شناسنامه
نام کاملسید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی قمی
زادروز۱۲۸۷ش
شهر تولدقم
کشور تولدایران
تاریخ درگذشت۱۳۷۲ش
آرامگاهقبرستان مجاور امامزاده شعیب در محله کن تهران
اطلاعات علمی و مذهبی
اساتیدشیخ عبدالکریم حائری یزدیسید محمد حجت کوه‌کمری

سید ابوالفضل برقعی قمی (۱۲۸۷–۱۳۷۲ش)، روحانی شیعه اهل قم بود که به‌تدریج به یکی از منتقدان برخی آموزه‌های تشیع تبدیل شد. او پس از تحصیل در حوزه علمیه قم و شاگردی استادانی چون عبدالکریم حائری یزدی، مدتی در شمار مدرسان علوم حوزوی قرار داشت و مدعی دریافت اجازه روایت و اجازه اجتهاد از برخی مراجع شد.

گفته می‌شود تحول فکری برقعی از میانه عمر آغاز شد و با نگارش آثاری در نقد برخی باورهای شیعی، از جمله «درسی از ولایت»، آشکار گردید. او به نقد و انکار آموزه‌هایی همچون ولایت تکوینی ائمه، شفاعت، توسل و زیارت قبور، نصب الهی ائمه و انحصار امامان در دوازده امام، پرداخت. برخی او را روشنفکری دینی دانسته‌اند و برخی دیگر وی را متمایل به وهابیت یا از نووهابیان شمرده‌اند.

برقعی پس از انقلاب اسلامی در ایران مدتی زندانی و سپس تبعید شد و سرانجام در سال ۱۳۷۲ش، در تهران درگذشت. دیدگاه‌ها و آثار او با واکنش‌ها و نقدهای گسترده‌ای از سوی عالمان و محققان شیعه روبه‌رو شد و همچنان محل مناقشه است.

جایگاه و اهمیت

سید ابوالفضل برقعی، روحانی و پژوهشگر شیعه و اهل قم بود که دیدگاه‌های وی در نقد برخی باورهای رایج شیعه مانند زیارت قبور، شفاعت و توسل، مورد نقد و انکار عالمان و پژوهشگران شیعه قرار گرفت. برخی برقعی و همفکرانش را روشنفکران معارض با سنن و عقاید شیعه، گروهی دیگر آنان را تجدید نظرطلب در عقاید شیعه و برخی دیگر، روحانیون نوگرای شیعه به شمار آورده‌اند.[۱] برخی نیز او را در زمره قرآنیون (کسانی که قرآن را تنها منبع اصلی و کافی دین به حساب می‌آورند)، جایی داده‌اند.[۲]

دسته‌ای دیگر، وی را از عالمان منتسب به شیعه به حساب آورده‌اند که به بهانه مبارزه با خرافه‌گرایی در عقاید شیعه، به وهابی‌گری متمایل شده و افکار وهابیت را در میان شیعه گسترش داده‌اند.[۳] برخی نیز او را از نووهابیان شمرده‌اند.[۴]

البته به‌گزارش برخی اسناد، برقعی پس از انقلاب اسلامی در ایران نامه‌هایی به امام خمینی نوشت و ضمن آن که خود را مسلمان و شیعهٔ واقعی معرفی کرده بود، از او خواست تا امنیت و آرامش و همچنین مسجدش که از او گرفته شده بود را به وی برگردانند.[۵] برقعی در زندگینامه خودنوشتش می‌گوید امام خمینی پاسخی به نامه‌های وی نداده است.[۶]

واکنش‌ها به دیدگاه‌ها و آثار برقعی

انتشار برخی از نوشته‌های برقعی و بیان نظرهای او باعث شد که برخی از عالمان به او واکنش نشان دهند. برای نمونه پس از انتشار کتاب «درسی از ولایت»، سید محمدهادی میلانی در استفتائی این کتاب را از کتب ضاله و نویسنده آن را بی‌اطلاع نسبت به ادله علمی و گرفتار خیالات و اوهام اعلام نمود.[۷] بنا به گزارش‌ها، سید حسن طباطبایی قمی با دیدن جزوهٔ «درسی از ولایت»، نویسنده آن را منحرف از صراط مستقیم ولایت و امامت معرفی نمود.[۸]

ذبیح‌الله محلاتی که از دوستان برقعی بود، پس از آن که برقعی در مقاله‌ای، اعتبار حدیث غدیر را انکار کرد، با او مخالفت نمود و در نوشته‌ای با عنوان «ضرب شمشیر بر منکر خطبه غدیر»، به نقد دیدگاه او پرداخت.[۹] نقد و بررسی دیدگاه‌ها و آثار برقعی به زمان حیات وی محدود نشد و کتاب و مقالات بسیاری از سوی محققان و عالمان در این زمینه نگاشته شد و دیدگاه‌های مختلف او درباره امامت، توسل، شفاعت، زیارت قبور و... مورد نقد و بررسی قرار گرفت.[۱۰]

پیش‌زمینه‌های فکری

برقعی را در نقد و انکار برخی باورهای اساسی شیعه را متأثر از اندیشه قرآنیونی چون سید مصطفی حسینی طباطبایی و حیدرعلی قلمداران دانسته‌اند.[۱۱] برقعی خود در آثار مختلفی از آنان با تجلیل و تمجید یاد کرده و به تأثیرپذیری از آنان اعتراف نموده است.[۱۲] گفته می‌شود این تحولات فکری در اواخر چهل‌سالگی او، کم‌کم و به‌تدریج شروع شد و نخستین کار خود را با تألیف کتابی با عنوان «درسی از ولایت»، در نقد و رد آموزه ولایت تکوینی امامان(ع)، آغاز نمود.[۱۳]

بنا بر گزارش سایت مربوط به برقعی، او در ۴۵ سالگی مذهب شیعهٔ امامی را ترک کرد و عمل خود را بر اساس آنچه خود قرآن و سنت پیامبر می‌دانست، تنظیم نمود.[۱۴]

دوره‌های فکری

برخی، دوره‌های فکری برقعی را به سه دوره تقسیم کرده‌اند که به بیان زیر است:

  • دوره‌ای که وی به‌آرامی به سراغ برخی از گرایش‌های غیرمعمول مانند تصوف و مانند آن رفته و آن‌ها را به‌عنوان خرافه و بدعت مورد انکار قرار می‌دهد.[۱۵] برقعی در این دوره کتابی با عنوان «حقیقة العرفان» در نقد عرفان و تصوف می‌نویسد که مورد توجه روحانیون نیز واقع می‌شود.[۱۶]
  • دوره‌ای که به‌گزارش برخی محققان، او در برخی از باورهای شیعه تردید نمود و این باورها را نقد کرد. چنین گزارش کرده‌اند که او در این دوره می‌کوشد تا بنا به باور خودش نگرشی معتدل از مذهب شیعه ارائه دهد.[۱۷] برقعی در این دوره اثری را در نقد کتاب المراجعات و همچنین کتابی با عنوان «تضاد مفاتیح الجنان با قرآن» نوشته است.[۱۸]
  • به‌گزارش رسول جعفریان، برقعی در دوره سوم پا را فراتر گذاشته، اصل تشیع را مورد انتقاد قرار داده و در نهایت به دیدگاه وهابیت نزدیک شد.[۱۹] او در این دوره کتاب «عقیده اسلامیه»، تألیف محمد بن عبدالوهاب، را با مقدمه و اضافاتی ترجمه کرده و با نام مستعار عبدالله تقی‌زاده چاپ نمود.[۲۰] از دیگر آثار وی در این دوره، کتاب فارسی «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» بود. این کتاب خلاصه‌ای از کتاب منهاج السنة، تألیف ابن‌تیمیه، است که در عربستان سعودی چاپ گردید و در میان حجاج ایرانی از سوی حکومت سعودی توزیع می‌شد.[۲۱]

دیدگاه‌ها

برقعی دیدگاه‌هایی مطرح کرده است که به باور برخی عالمان، برخی از آن‌ها با دیدگاه مشهور عالمان شیعه و برخی نیز با ضروریات مذهب شیعه مخالف است. برخی از این دیدگاه‌ها به شرح زیر است:

قرآن‌بسندگی در تفسیر

برقعی معتقد است قرآن کتابی آسمانی است که خداوند برای هدایت بشر فرستاده و برای همگان قابل فهم است و نیاز ذاتی به تفسیر ندارد. او دیدگاه کسانی را که بر لزوم تفسیر قرآن با روایات امامان(ع) تأکید می‌کنند، نمی‌پذیرد و بر این باور است که قرآن از هر تفسیری روشن‌تر و کلام خدا از کلام هر امامی واضح‌تر است.[۲۲]

در نقد این دیدگاه گفته شده است که هرچند بسیاری از آیات قرآن روشن و قابل فهم‌اند، اما این امر به‌معنای بی‌نیازی کامل از تفسیر نیست؛ زیرا بخشی از آیات قرآن، مانند آیات متشابه، احکام، قیود و تخصیص‌ها، بدون مراجعه به قرائن درون‌متنی و برون‌متنی، از جمله روایات معتبر، به‌درستی فهم نمی‌شوند. از این‌رو، برخی محققان دیدگاه برقعی را نوعی تفریط در برابر دیدگاه افراطیِ اخباریانی دانسته‌اند که فهم قرآن بدون حدیث را ممکن نمی‌دانند.[۲۳]

نقد روایات کتاب کافی

برقعی در کتاب «عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول»، اعتبار روایات کافی را نقد کرده و بسیاری از روایات آن را مخالف قرآن دانسته است. او همچنین کلینی را فردی کم‌سواد و ناآشنا با قرآن معرفی کرده است.[۲۴]

در نقد این دیدگاه گفته شده است که برقعی در ارزیابی روایات کافی، روش دقیق حدیث‌پژوهی را به‌طور کامل رعایت نکرده و گاه بدون بررسی سند، دلالت، قرائن و امکان جمع میان روایات، درباره مجموعه‌ای از احادیث حکم کلی صادر کرده است. به‌گفته برخی پژوهشگران، این شیوه موجب شده است که داوری او درباره میزان روایات مخالف قرآن در کافی، شتاب‌زده و غیرجامع تلقی شود.[۲۵]

انکار مشروعیت زیارت قبور

از نظر برقعی، زیارت قبور پیشوایان دینی امری بدعت‌آمیز است.[۲۶] در برابر، عالمان مسلمان با استناد به آیات، روایات و سیره مسلمانان، زیارت قبور، به‌ویژه قبور پیامبران و صالحان را مشروع دانسته‌اند و آن را از مصادیق تذکر، تکریم اولیای الهی و بهره‌مندی معنوی شمرده‌اند. ازاین‌رو، منتقدان، دیدگاه برقعی را مخالف با سیره مستمر مسلمانان دانسته‌اند.[۲۷]

انکار مشروعیت توسل

برقعی توسل به ائمه(ع) و واسطه قرار دادن آنان در تقرب به خدا را بدعت شمرده است.[۲۸]

در نقد این دیدگاه گفته شده است که توسل از باورها و رفتارهای شناخته‌شده در میان مسلمانان است و بسیاری از عالمان اسلامی آن را با استناد به قرآن، روایات و سیره مسلمانان، مشروع دانسته‌اند. برخی نیز مناقشه در اصل توسل را مناقشه در امری مشهور و ریشه‌دار در سنت اسلامی تلقی کرده‌اند.[۲۹]

انکار نصب الهی امام

برقعی نصب الهی امام علی(ع) و دیگر امامان(ع) را انکار کرده و معتقد است امامت منصوص و منصوب از سوی خدا با پیامبر(ص) پایان یافته است. او همچنین اشکال کرده است که اگر امامان(ع) از جانب خدا منصوب بودند، باید نام آنان در قرآن تصریح می‌شد.[۳۰]

در برابر این دیدگاه، عالمان شیعه بر این باورند که دلالت قرآن بر امامت، لزوماً به‌صورت ذکر نام اشخاص نیست، بلکه آیات مربوط با ضمیمه روایات متواتر نبوی و روایات ائمه(ع) بر نصب الهی آنان دلالت دارد. ازاین‌رو، منتقدان اشکال برقعی را ناشی از محدود کردن دلالت قرآن به تصریح اسمی دانسته‌اند.[۳۱]

انکار انحصار امامان در دوازده امام

برقعی امامت را منحصر در دوازده امام نمی‌داند و معتقد است اگر شارع دوازده امام را تعیین کرده بود، این موضوع باید مانند دیگر مسائل اصلی دین به‌گونه‌ای روشن و فراگیر به همه می‌رسید و دست‌کم برای اصحاب ائمه کاملاً شناخته‌شده می‌بود.[۳۲]

در نقد این دیدگاه گفته شده است که عالمان امامیه انحصار امامت در دوازده امام را مستند به مجموعه‌ای از روایات فراوان و در مواردی متواتر از پیامبر(ص) و امامان(ع) می‌دانند؛ روایاتی که نه‌تنها در منابع شیعه، بلکه در برخی منابع اهل‌سنت نیز اصلِ دوازده‌گانه بودن پیشوایان پس از پیامبر(ص) را تأیید می‌کند.[۳۳] همچنین منتقدان بر این باورند که روشن نبودن یک باور برای همه مردم یا حتی انکار آن از سوی برخی، لزوماً به‌معنای نبود نص یا تعیین شرعی نیست؛ زیرا چه‌بسا موانعی مانند شرایط سیاسی، فشار حکومت‌ها، تقیه، یا عدم دسترسی یکسان افراد به همه آموزه‌ها، مانع از اشتهار کامل آن شده باشد. بر این اساس، به‌نظر آنان، اشکال برقعی بیشتر ناظر به میزان شهرت اجتماعی این باور است، نه اصل وجود مستندات روایی برای آن.[۳۴]

زندگی‌نامه

سید ابوالفضل برقعی در سال ۱۲۸۷ش، در شهر قم به‌دنیا آمد.[۳۵] در ده یا دوازده سالگی، برای تحصیل علوم حوزوی به مدرسه علمیه رضویه، واقع در بازار کهنه قم رفت و پس از طی دروس مقدماتی و سطح، در ردیف مدرسان دروس صرف و نحو، منطق و فقه و اصول فقه قرار گرفت.[۳۶]

برقعی در زندگی‌نامه خودنوشت، خود را شاگرد اساتیدی همچون سید محمدتقی خوانساری، ابوالقاسم کبیر قمی، عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی و محمدعلی شاه‌آبادی معرفی کرده است.[۳۷] او همچنین ادعا کرده است که از سوی عالمانی همچون سید ابوالحسن اصفهانی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و آقابزرگ تهرانی، اجازه نقل روایت و اجازه اجتهاد داشته و از سوی این عالمان مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است.[۳۸]

با این حال، برخی مخالفان وی بر این باورند که این اجازه‌ها فاقد اعتبار و ارزش علمی است؛ چرا که بسیاری از آن‌ها مربوط به دوره‌ای از سلطنت پهلوی اول بوده است که با پوشیدن لباس روحانیت مخالفت به عمل می‌آمد و فقط روحانی‌هایی اجازه لباس پوشیدن داشتند که از سوی یکی از مراجع تقلید اجازه داشتند و به همین جهت آنان برای بسیاری از افراد اجازه‌نامه صادر می‌کردند.[۳۹]

وفات

سیدابوالفضل برقعی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، به جهت ترویج افکارش در انکار برخی اعتقادات تشیع، مدتی را در زندان سپری نمود و سپس به یزد تبعید شد. پس از بازگشت از تبعید، در تهران، در منطقهٔ کن، نزد فرزندش زندگی می‌کرد تا آن که در سال ۱۳۷۲ش، در همانجا درگذشت و در قبرستان مجاور امامزاده شعیب دفن شد.[۴۰]

پانویس

  1. برای نمونه نگاه کنید به جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۱۱ و ۱۰۴۷؛ محمدی‌فام، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، ص۱۶۸.
  2. نبوی و دیگران، «اعتبارسنجی دیدگاه سید ابوالفضل برقعی در نسبت‌دادن تحریف قرآن به شیعه»، ص۲۲۵.
  3. محمدی‌فام، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، ص۱۶۸.
  4. برای نمونه نگاه کنید به مهدی‌نژاد، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶.
  5. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰
  6. برقعی، سوانح عمر، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۴.
  7. نحوی، «پیش‌نوشتار»، در کتاب بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴.
  8. نحوی، «پیش‌نوشتار»، در کتاب «بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی»، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴.
  9. محلاتی، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی: ضرب شمشیر بر منکر خطبه غدیر، ۱۳۹۱ش، ص۵۰.
  10. برای نمونه نگاه کنید به محمدی‌فام، نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدّعای «قرآن بسندگی در تفسیر»»، ص۹۹-۱۰۰؛ سلیمی، «نگاهی نقادانه به دیدگاه سید ابوالفضل برقعی درباره روایات ازدیاد علم ائمه از کتاب «الکافی»»، ص۱۴۱؛ مهدی‌نژاد، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، ۱۴۰۰ش، ص۱۷-۱۸.
  11. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۱۲ و ۲۰، مقدمه.
  12. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۰، مقدمه.
  13. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۱۲، مقدمه.
  14. «علامه سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی»، سایت سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی.
  15. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  16. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۷.
  17. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  18. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  19. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  20. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  21. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰.
  22. برقعی، اصول دین از نظر قرآن و مستند به آیات آن، ص۱۰-۱۱.
  23. محمدی‌فام، نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدعای «قرآن‌بسندگی در تفسیر قرآن»»، ص۱۰۴-۱۰۶.
  24. عصاره و دیگران، «اعتبارسنجی دیدگاه ابوالفضل برقعی در کثرت روایات مخالف قرآن در کتاب الکافی»، ص۱۰۱.
  25. عصاره و دیگران، «اعتبارسنجی دیدگاه ابوالفضل برقعی در کثرت روایات مخالف قرآن در کتاب الکافی»، ص۱۰۱.
  26. برقعی، خرافات وفور در زیارت قبور، ص۶۵.
  27. سبحانی، آیین وهابیت، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۲.
  28. برقعی، خرافات وفور در زیارت قبور، ص۶۵.
  29. سبکی، شفاء السقام، ۱۴۱۹ق، ص۲۹۳، ۳۱۸؛ سبحانی، التوسل فی الکتاب و السنه، ۱۳۷۴ش، ص۱۸.
  30. برقعی، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، ص۴۱۴-۴۱۵.
  31. اراکی، امامت در قرآن، ۱۳۹۳ش، ص۹۳-۹۴.
  32. برقعی، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، ص۵۴۰ و ۷۰۱-۷۰۲.
  33. صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۴۱- ۴۵؛ قندوزی، ینابیع المودة، ۱۳۸۴ق، ۱۹۶۵م، ج۲، ص۵۳۵.
  34. برای نمونه نگاه کنید به علامه حلی، کشف المراد، ص۳۹۷.
  35. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۳.
  36. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۵.
  37. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۹.
  38. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۹-۲۷۵.
  39. محلاتی، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، ص۲۰۱.
  40. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰

منابع

  • اراکی، محسن، امامت در قرآن، تهران، نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف‌، چاپ دوم، ۱۳۹۳ش.
  • برقعی، سید ابوالفضل، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • برقعی، سید ابوالفضل، سوانح ایام در زندگی خادم الاسلام، قم، انتشارات عقیده، ۱۳۹۱ش.
  • برقعی، سید ابوالفضل، خرافات وفور در زیارت قبور، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، تهران، نشر علم، ۱۳۹۰ش.
  • سبحانی، جعفر، آیین وهابیت، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۶ش.
  • سبحانی، جعفر، التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء، قم، نشر مشعر، ۱۳۷۴ش.
  • سبکی، تقی‌الدین علی بن عبدالکافی، شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام، تحقیق سید محمدرضا جلالی، قم، نشر مشعر، چاپ چهارم، ۱۴۱۹ق.
  • سلیمی، بشیر، «نگاهی نقادانه به دیدگاه سید ابوالفضل برقعی درباره روایات ازدیاد علم ائمه از کتاب«الکافی»»، نشر حدیث اندیشه، شماره ۱۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۱ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۳۰ق.
  • صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، قم، ۱۴۲۲ق.
  • «علامه سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی»، سایت سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی، تاریخ بازدید: ۲ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • عصاره، آزاده و دیگران، «اعتبارسنجی دیدگاه ابوالفضل برقعی در کثرت روایات مخالف قرآن در کتاب الکافی»، فصلنامه علمی تحقیقات علوم قرآن و حدیث، شماره ۳، پاییز ۱۴۰۱ش.
  • قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، قم، دار الأسوة للطباعة و النشر، ۱۴۲۲ق.
  • محلاتی، ذبیح‌الله، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تحقیق محمدباقر نحوی، تهران، راه نیکان، ۱۳۹۱ش.
  • محمدی‌فام، فریدون و سیدمجید نبوی، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، دانشنامه علوم قرآن و حدیث، شماره ۹، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
  • محمدی‌فام، فریدون و سیدمجید نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدعای «قرآن‌بسندگی در تفسیر قرآن»»، نشریه سفینه، شماره ۵۹، تابستان ۱۳۹۷ش.
  • مهدی‌نژاد، سمیرا، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، تهران، مؤسسه فرهنگی نبأ، چاپ اول، ۱۴۰۰ش.
  • نحوی، محمدباقر، «پیش‌نوشتار»، در کتاب بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، تهران، راه نیکان، ۱۳۹۱ش.