پرش به محتوا

سید ابوالفضل برقعی

از ویکی شیعه
سید ابوالفضل برقعی
شناسنامه
نام کاملسید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی قمی
زادروز۱۲۸۷ش
شهر تولدقم
کشور تولدایران
تاریخ درگذشت۱۳۷۲ش
آرامگاهقبرستان مجاور امامزاده شعیب در محله کن تهران
اطلاعات علمی و مذهبی
اساتیدشیخ عبدالکریم حائری یزدیسید محمد حجت کوه‌کمری

سید ابوالفضل برقعی قمی (۱۲۸۷–۱۳۷۲ش)، روحانی شیعه اهل قم بود که به‌تدریج به یکی از منتقدان برخی آموزه‌های تشیع تبدیل شد. او پس از تحصیل در حوزه علمیه قم و شاگردی استادانی چون عبدالکریم حائری یزدی، مدتی در شمار مدرسان علوم حوزوی قرار داشت و مدعی دریافت اجازه روایت و اجازه اجتهاد از برخی مراجع شد.

گفته می‌شود تحول فکری برقعی از میانه عمر آغاز شد و با نگارش آثاری در نقد برخی باورهای شیعی، از جمله «درسی از ولایت»، آشکار گردید. او به نقد و انکار آموزه‌هایی همچون ولایت تکوینی ائمه، شفاعت، توسل و زیارت قبور، نصب الهی ائمه و انحصار امامان در دوازه امام، پرداخت. برخی او را روشنفکری دینی دانسته‌اند و برخی دیگر وی را متمایل به وهابیت یا از نووهابیان شمرده‌اند.

برقعی پس از انقلاب اسلامی در ایران مدتی زندانی و سپس تبعید شد و سرانجام در سال ۱۳۷۲ش، در تهران درگذشت. دیدگاه‌ها و آثار او با واکنش‌ها و نقدهای گسترده‌ای از سوی عالمان و محققان شیعه روبه‌رو شد و همچنان محل مناقشه است.

زندگی‌نامه

سیدابوالفضل برقعی در سال ۱۲۸۷ش، در شهر قم به دنیا آمد.[۱] در ده یا دوازده سالگی، برای تحصیل علوم حوزوی به مدرسه علمیه رضویه، واقع در بازار کهنه قم، رفت و پس از طی دروس مقدماتی و سطح، در ردیف مدرسان دروس صرف و نحو، منطق و فقه و اصول فقه قرار گرفت.[۲]

برقعی در زندگی‌نامه خودنوشت، خود را شاگرد اساتیدی همچون سید محمدتقی خوانساری، ابوالقاسم کبیر قمی، عبدالکریم حائری یزدی، سید ابوالحسن اصفهانی و محمدعلی شاه‌آبادی، معرفی کرده است.[۳] او همچنین ادعا کرده است که از سوی عالمانی همچون سید ابوالحسن اصفهانی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی و آقابزرگ تهرانی، اجازه نقل روایت و اجازه اجتهاد داشته و از سوی این عالمان مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است.[۴]

با این حال برخی مخالفان وی بر این باورند که این اجازه‌ها فاقد اعتبار و ارزش علمی است؛ چرا که بسیاری از آن‌ها مربوط به دوره‌ای از سلطنت پهلوی اول بوده است که با پوشیدن لباس روحانیت مخالفت به عمل می‌آمد و فقط روحانی‌هایی اجازه لباس پوشیدن داشتند که از سوی یکی از مراجع تقلید، اجازه داشتند و لذا آنان برای بسیاری از افراد اجازه‌نامه صادر می‌کردند.[۵]

برخی برقعی و همفکرانش را روشنفکران معارض با سنن و عقاید شیعه، گروهی دیگر آنان را تجدید نظرطلب در عقاید شیعه و برخی دیگر، روحانیون نوگرای شیعه به شمار آورده‌اند.[۶] دسته‌ای دیگر، وی را از عالمان منتسب به شیعه به حساب آورده‌اند که به بهانه مبارزه با خرافه‌گرایی در عقاید شیعه، به وهابی‌گری متمایل شده و افکار وهابیت را در میان شیعه گسترش داده‌اند.[۷] برخی نیز او را از نووهابیان شمرده‌اند.[۸]

البته برقعی پس از انقلاب اسلامی در ایران نامه‌هایی به امام خمینی نوشت و ضمن آن که خودش را مسلمان و شیعه واقعی معرفی کرده بود، از او خواست تا امنیت و آرامش و همچنین مسجدش که از او گرفته شده بود را به وی برگردانند.[۹] برقعی در زندگینامه خودنوشتش می‌گوید امام خمینی پاسخی به نامه‌های وی نداده است.[۱۰]

وفات

سیدابوالفضل برقعی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، مدتی را در زندان سپری نمود و سپس به یزد تبعید شد و پس از بازگشت از تبعید، در تهران، در منطقه کن، نزد فرزندش زندگی می‌کرد تا آن که به سال ۱۳۷۲ش، در همانجا درگذشت و در قبرستان مجاور امامزاده شعیب دفن شد.[۱۱]

پیش‌زمینه‌های فکری

تحول فکری برقعی را تحت تأثیر اندیشه کسانی چون سیدمصطفی حسینی طباطبایی و حیدرعلی قلمداران دانسته‌اند.[۱۲] برقعی خودش در آثار مختلفی از آنان با تجلیل و تمجید یاد کرده و به تأثیرپذیری از آنان اعتراف نموده است.[۱۳] گفته می‌شود این تحولات فکری در اواخر چهل‌سالگی او، کم کم و به تدریج شروع شد و نخستین کار خود را با تألیف کتابی با عنوان «درسی از ولایت»، در نقد و رد آموزه ولایت تکوینی امامان(ع)، آغاز نمود.[۱۴]

بنا بر گزارش سایت مربوط به برقعی، او در ۴۵ سالگی مذهب شیعه امامی را ترک کرد و عمل خود را بر اساس آنچه خود قرآن و سنت پیامبر می‌دانست، تنظیم نمود.[۱۵]

دوره‌های فکری

برخی، دوره‌های فکری برقعی را به سه دوره تقسیم کرده‌اند که به بیان زیر است:

  • دوره ای که وی به‌آرامی به سراغ برخی از گرایش‌های غیر معمول مانند تصوف و مانند آن رفته و آن‌ها را به‌عنوان خرافه و بدعت مورد انکار قرار می‌دهد.[۱۶] برقعه‌ای در این دوره کتابی با عنوان «حقیقة العرفان» در نقد عرفان و تصوف می‌نویسد که مورد توجه روحانیون نیز واقع می‌شود.[۱۷]
  • دوره‌ای که او به سراغ برخی از باورهای عامیانه شیعه رفته و اندک اندک به عنوان خرافه از آنها یاد می‌کند. او در این دوره می‌کوشد تا نگرشی معتدل از مذهب شیعه ارائه دهد.[۱۸] برقعه‌ای در این دوره اثری را در نقد کتاب المراجعات و همچنین کتابی با عنوان «تضاد مفاتیح الجنان با قرآن» نوشته است.[۱۹]
  • برقعی در دوره سوم پا را فراتر گذاشته، اصل تشیع را مورد انتقاد قرار داده و در نهایت به وهابیت می‌رسد.[۲۰] او در این دوره آثاری را نوشت که گفته می‌شود بهترین شاهد بر این است که برقعی در حد یک سنی عادی هم نماند و به‌صورت یک وهابی درآمده است.[۲۱] او در این دوره کتاب «عقیده اسلامیه»، تألیف محمد بن عبدالوهاب را با مقدمه و اضافاتی ترجمه کرده و با نام مستعار عبدالله تقی‌زاده چاپ نمود.[۲۲] از دیگر آثار وی در این دوره کتاب فارسی «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» بود. این کتاب خلاصه‌ای از کتاب منهاج السنة، تألیف ابن‌تیمیه، است که در سعودی چاپ گردید و در میان حجاج ایرانی از سوی حکومت سعودی، توزیع می‌شد.[۲۳]

دیدگاه‌ها

برقعی دیدگاه‌هایی مطرح کرده است که برخی از آن‌ها با دیدگاه مشهور عالمان شیعه و برخی نیز با ضروریات مذهب شیعه مخالف است. برخی از این دیدگاه‌ها به شرح زیر است:

  • زیارت قبور: از نظر برقعی زیارت قبور پیشوایان دینی امری بدعت‌آمیز است.[۲۴] این در حالی است که عالمان مسلمان به پیروی از آیات قرآن و احادیث، زیارت قبور، به‌ویژه قبور پیامبران و انسان‌های صالح را امری مشروع دانسته و برای آن فضیلت‌ها و فوایدی بیان کرده‌اند.[۲۵]
  • توسل: برقعی توسل به ائمه(ع) و یا واسطه قرار دادن آنان برای ارتباط با خدا را نیز بدعت شمرده است.[۲۶] البته برخی عالمان معتقدند که توسل از باورهای مشترک مسلمانان است.[۲۷] تقی‌الدین سُبکی (درگذشت: ۷۵۶ق)، عالم شافعی‌مذهب اهل مصر، در کتاب شِفاء السَّقام، مجادله و نزاع درباره آن را مجادله در ضروریات دانسته است.[۲۸] جعفر سبحانی متکلم شیعه نیز اصل توسل به اسباب در حیات بشری را فطری دانسته است.[۲۹]
  • انکار نصب الهی امام: برقعی نصب الهی امام علی(ع) و سایر امامان(ع) را انکار کرده و معتقد است که امامت منصوص و منصوب از سوی خدا با پیامبر(ص) خاتمه یافت و اگر ائمه(ع) از جانب خداوند منصوب شده‌اند باید اسم آنان در قرآن برده می‌شد.[۳۰] در مقابل این دیدگاه، بسیاری از عالمان شیعه بر این باورند که آیات زیادی از قرآن وجود دارد که به ضمیمه روایات متواتری که از پیامبر(ص) و ائمه(ع) رسیده، بر امامت آنان و این که از سوی خداوند منصوب هستند، دلالت می‌کنند.[۳۱]
  • انکار انحصار امامان در دوازه امام: برقعی امامت را منحصر در دوازده امام نمی‌داند و معتقد است اگر شارع، دوازده امام را تعیین کرده بود، این موضوع باید مانند سایر مسائل و اصول شریعت باید به گوش همگان می‌رسید و همه مردم یا لااقل صحابه ائمه، دوازده امام را می‌شناختند.[۳۲] این دیدگاه در تقابل است با دیدگاه عالمان امامیه که با استناد به روایات متواتر از پیامبر(ص) و امامان(ع)، تعداد آنان را منحصر در دوازده امام می‌دانند.[۳۳]
  • قرآن‌بسندگی در تفسیر: برقعی معتقد است که قرآن کتابی آسمانی است که خداوند برای هدایت بشر فرستاده و نیاز به تفسیر ندارد و برای همگان قابل فهم است. او دیدگاه کسانی که معتقدند قرآن باید به‌وسیله روایات امامان(ع) تفسیر شود را رد کرده و بر این باور است که قرآن از هر تفسیری روشن‌تر و کلام خدا از کلام هر امامی واضح‌تر است.[۳۴] برخی محققان در نقد سخن برقعی، دیدگاه او را حد تفریط و نقطه مقابل دیدگاه افراطی برخی اخباریان می‌دانند که فهم قرآن بدون احادیث را ممکن نمی‌دانند.[۳۵] این محققان بر این نظرند که بنا به نظر بیشتر عالمان امامیه اگرچه بسیاری از آیات قرآن معنای روشن و واضحی دارند، ولی به این معنا نیست که فهم قرآن نیازمند تفسیر و به کارگیری روایات برای فهم آن نیست.[۳۶]

واکنش‌ها به دیدگاه‌ها و آثار برقعی

انتشار بعضی از نوشته‌های برقعی و بیان نظرهای او باعث شد که برخی از عالمان به او واکنش نشان دهند. برای نمونه پس از انتشار کتاب «درسی از ولایت»، سید محمدهادی میلانی در استفتائی این کتاب را از کتب ضاله و نویسنده آن را بی‌اطلاع نسبت به ادله علمی و گرفتار خیالات و اوهام، اعلام نمود.[۳۷] بنا به گزارش‌ها سید حسن طباطبایی قمی با دیدن جزوه «درسی از ولایت»، نویسنده آن را منحرف از صراط مستقیم ولایت با امامت معرفی نمود.[۳۸]

ذبیح‌الله محلاتی که از دوستان برقعی بود، پس از آن که برقعی در مقاله‌ای، اعتبار حدیث غدیر را انکار کرد، با او مخالفت نمود و در نوشته‌ای با عنوان «ضرب شمشیر بر منکر خطبه غدیر»، به نقد دیدگاه او پرداخت.[۳۹] نقد و بررسی دیدگاه‌ها و آثار برقعی به زمان حیات وی محدود نشد و کتاب و مقالات بسیاری از سوی محققان و عالمان در این زمینه نگاشته شد و دیدگاه‌های مختلف او درباره امامت، توسل، شفاعت، زیارت قبور، شفاعت و...مورد نقد و بررسی قرار گرفت.[۴۰]

پانویس

  1. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۳.
  2. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۵.
  3. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۹.
  4. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۶۹-۲۷۵.
  5. محلاتی، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، ص۲۰۱.
  6. برای نمونه نگاه کنید به جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۱۱ و ۱۰۴۷؛ محمدی‌فام، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، ص۱۶۸.
  7. محمدی‌فام، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، ص۱۶۸.
  8. برای نمونه نگاه کنید به مهدی‌نژاد، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، ۱۴۰۰ش، ص۱۶.
  9. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰
  10. برقعی، سوانح عمر، ۱۳۹۱ش، ص۱۲۴.
  11. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰
  12. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۱۲ و ۲۰، مقدمه.
  13. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۲۰، مقدمه.
  14. برقعی، سوانح ایام، ۱۳۹۱ش، ص۱۲، مقدمه.
  15. «علامه سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی»، سایت سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی.
  16. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  17. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۷.
  18. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  19. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  20. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  21. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰
  22. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۴۹.
  23. جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، ۱۳۹۰ش، ص۱۰۵۰
  24. برقعی، خرافات وفور در زیارت قبور، ص۶۵.
  25. سبحانی، آیین وهابیت، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۲.
  26. برقعی، خرافات وفور در زیارت قبور، ص۶۵.
  27. سبکی، شفاء السقام، ۱۴۱۹ق، ص۲۹۳.
  28. سبکی، شفاء السقام، ۱۴۱۹ق، ص۳۱۸.
  29. سبحانی، التوسل فی الکتاب و السنه، ۱۳۷۴ش، ص۱۸.
  30. برقعی، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، ص۴۱۴-۴۱۵.
  31. برای نمونه نگاه کنید به اراکی، امامت در قرآن، ۱۳۹۳ش، ص۹۳-۹۴.
  32. برقعی، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، ص۵۴۰ و ۷۰۱-۷۰۲.
  33. برای نمونه نگاه کنید به علمه حلی، کشف المراد، ص۳۹۷.
  34. برقعی، اصول دین از نظر قرآن و مستند به آیات آن، ص۱۰-۱۱.
  35. محمدی‌فام، نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدعای «قرآن‌بسندگی در تفسیر قرآن»»، ص۱۰۴-۱۰۶.
  36. محمدی‌فام، نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدعای «قرآن‌بسندگی در تفسیر قرآن»»، ص۱۰۴-۱۰۶.
  37. نحوی، «پیش‌نوشتار»، در کتاب بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴.
  38. نحوی، «پیش‌نوشتار»، در کتاب «بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی»، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، ۱۳۹۱ش، ص۱۴.
  39. محلاتی، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی: ضرب شمشیر بر منکر خطبه غدیر، ۱۳۹۱ش، ص۵۰.
  40. برای نمونه نگاه کنید به محمدی‌فام، نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدّعای «قرآن بسندگی در تفسیر»»، ص۹۹-۱۰۰؛ سلیمی، «نگاهی نقادانه به دیدگاه سید ابوالفضل برقعی درباره روایات ازدیاد علم ائمه از کتاب«الکافی»»، ص۱۴۱؛ مهدی‌نژاد، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، ۱۴۰۰ش، ص۱۷-۱۸.

منابع

  • اراکی، محسن، امامت در قرآن، تهران، نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه‌ها، دفتر نشر معارف‌، چاپ دوم، ۱۳۹۳ش.
  • برقعی، سید ابوالفضل، عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • برقعی، سید ابوالفضل، سوانح ایام در زندگی خادم الاسلام، قم، انتشارات عقیده، ۱۳۹۱ش.
  • برقعی، سید ابوالفضل، خرافات وفور در زیارت قبور، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷ش)، تهران، نشر علم، ۱۳۹۰ش.
  • سبحانی، جعفر، آیین وهابیت، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۶ش.
  • سبحانی، جعفر، التوسل مفهومه وأقسامه وحکمه فی الشریعة الإسلامیة الغرّاء، قم، نشر مشعر، ۱۳۷۴ش.
  • سبکی، تقی‌الدین علی بن عبدالکافی، شفاء السقام فی زیارة خیر الأنام، تحقیق سید محمدرضا جلالی، قم، نشر مشعر، چاپ چهارم، ۱۴۱۹ق.
  • سلیمی، بشیر، «نگاهی نقادانه به دیدگاه سید ابوالفضل برقعی درباره روایات ازدیاد علم ائمه از کتاب«الکافی»»، نشر حدیث اندیشه، شماره ۱۴، پاییز و زمستان ۱۳۹۱ش.
  • علامه حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۳۰ق.
  • «علامه سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی»، سایت سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی، تاریخ بازدید: ۲ اسفند ۱۴۰۴ش.
  • محلاتی، ذبیح‌الله، بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تحقیق محمدباقر نحوی، تهران، راه نیکان، ۱۳۹۱ش.
  • محمدی‌فام، فریدون و سیدمجید نبوی، «بررسی رویکردهای متضاد سید ابوالفضل برقعی»، دانشنامه علوم قرآن و حدیث، شماره ۹، بهار و تابستان ۱۳۹۷ش.
  • محمدی‌فام، فریدون و سیدمجید نبوی، «نقد و بررسی دلایل ابوالفضل برقعی در مدعای «قرآن‌بسندگی در تفسیر قرآن»»، نشریه سفینه، شماره ۵۹، تابستان ۱۳۹۷ش.
  • مهدی‌نژاد، سمیرا، حضرت مهدی(ع) رایت هدایت: پاسخی به ابوالفضل برقعی در کتاب «بررسی علمی در احادیث مهدی»، تهران، مؤسسه فرهنگی نبأ، چاپ اول، ۱۴۰۰ش.
  • نحوی، محمدباقر، «پیش‌نوشتار»، در کتاب بررسی افکار و دیدگاه‌های ابوالفضل برقعی، تألیف ذبیح‌الله محلاتی، تهران، راه نیکان، ۱۳۹۱ش.