پرش به محتوا

رجزخوانی

از ویکی شیعه
(تغییرمسیر از رجز)

رجزخوانی شیوه‌ای از بیان منظوم و آهنگین است که در سنت عربی، به‌ویژه در میدان‌های نبرد، برای معرفی هویت و نسب، تفاخر، بیان شجاعت و طرح دیدگاه‌های اعتقادی به کار می‌رفته است. رجزخوانی در دوره جاهلی رواج داشت و در دوره اسلامی نیز با ورود مضامین اعتقادی و دینی به محتوای آن، ادامه یافت؛ این شیوه در موقعیت‌هایی مانند جنگ، کار، و برخی فعالیت‌های اجتماعی نیز کاربرد داشته است. سادگی و سهولت سرودن، اختلاف‌نظر درباره جایگاه آن در میان شعر و توجه لغویان و نحویان به رجز، از مهم‌ترین جنبه‌های ادبی و زبانی آن به شمار می‌رود.

تعریف و جایگاه

رجز در اصطلاح، گونه‌ای از شعر حماسی و رزمی است که با اوزان کوتاه، ضرب‌آهنگ تند و اجزای پیوسته و متوالی سروده می‌شود. در سنت‌های نظامی اعراب گذشته، کاربرد این قالب شعری، عمدتاً به میادین نبرد اختصاص داشت.[۱] بر اساس این آیین نظامی، پیش از آغاز رویاروییِ تن‌به‌تن، جنگاوران با سردادن اشعار رجز، به مبارزطلبی می‌پرداختند.[۲]

هدف اصلی از این کار، معرفی حسب، نسب و اصالت قبیله‌ای، تفاخر به شرافت و شجاعت فردی، و همچنین تبیین اهداف و مبانی اعتقادی خویش پیش از آغاز کارزار بود تا ضمن تقویت روحیه خودی، هیمنه حریف را در هم بشکنند.[۳]

گفته شده است علی‌رغم مشابهت میان رجزهای جاهلی و رجزهای اسلامی در اسلوب، در عصر اسلامی، مفاهیمی از قبیل ستایش خداوند، ایمان به روز قیامت و دفاع و حمایت از پیامبر(ص)، نیز به محتوای رجزهای اضافه شد.[۴]

مضامین و محتوای رجزها

محتوا و مضامین رجزها بعد از ظهور اسلام را می‌توان به چند بخش تقسیم نمود.

هویت‌شناسی و معرفی نسب و جایگاه

برخی از رجزها در جنگ‌های صدر اسلام به معرفی هویت و تبار، اختصاص داشت. مانند رجز مشهور پیامبر اکرم(ص) در نبرد حنین:

أَنَا النَّبِيُّ لَا كَذِبْ
أَنَا ابْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ[۵]
ترجمه
من پیامبر خدا هستم و در این سخن دروغی نیست
من فرزند عبدالمطلب هستم.‏


همچنین گزارش شده است که امام علی(ع) در جنگ خیبر، خود را به مرحب خیبری[۶] معرفی کرد:

أَنَا الَّذِي سَمَّتْنِي أُمِّي حَيْدَرَة
كَلَيْثِ غَابَاتٍ كَرِيهِ الْمَنْظَرِ[۷]
ترجمه
منم آن کسی که مادرم مرا «حیدر» شير نيرومند نامید
که دیداری هیبت‌دار و هول‌انگیز دارم.‏


بیان شجاعت و دلیری

نقل شده است که یکی از کارکردهای رجز، بیان شجاعت رجز خواننده می‌باشد. افراد مختلفی از جمله امام علی(ع)[۸]، ابودُجانه انصاری[۹]، مالک اشتر نخعی[۱۰] و سعد بن معاذ[۱۱] در جنگ‌ها برای بیان دلیری خود از رجز استفاده نمودند. به عنوان نمونه می‌توان به رجز هاشم بن عُتبه(هاشم مِرقال) در جنگ صفین اشاره کرد:

أَعْوَرُ يَبْغِي أَهْلَهُ مَحَلَّا
قَدْ عَالَجَ الْحَيَاةَ حَتَّى مَلَّا
لَا بُدَّ أَنْ يُفْلِقَ هَاماً وُقَّلَا
وَ يَرَى دِمَاءَ الْقَوْمِ عَنْهُ تَغْلَى[۱۲]
ترجمه
یک‌چشمی است که برای خانواده‌اش جایگاهی (در بهشت) می‌جوید
آن‌قدر با زندگی دست و پنجه نرم کرده که از آن خسته شده است.
ناگزیر باید سرهای گردنکشان را
بشکافد و جوشش خون این قوم را ببیند.‏


رجزهایی با مضمون اعتقادی و شیعی

بر اساس منابع تاریخی برخی از یاران پیامبر(ص) و امام علی(ع) در نبردهای صدر اسلام اقدام به خواندن رجزهایی با مضامین اعتقادی کردند. به عنوان نمونه امام علی(ع) در جنگ خندق رجزی با مضمون نفی بت پرستی و دفاع از رسول خدا(ص) سرود.[۱۳]

همچنین عمار یاسر نیز در نبرد با شامیان، در رجز خویش به بر حق بودن امام علی(ع) و کفر دشمنان امام علی(ع) اشاره کرد.[۱۴] همچنین وی در نبرد جمل با اشاره به پیمان‌شکنی طلحه و زبیر، در حقانیت حضرت علی(ع) و یکسانی دشمنی با پیامبر(ص) و امام علی(ع)، رجز خواند.[۱۵]

گفته شده است قیس بن سعد بن عباده نیز در حقانیت حضرت علی(ع) و هدایت و رستگاری در رکاب امام علی(ع) رجزی سرود.[۱۶]

افراد دیگری مانند حارث جلاج شیبانی،[۱۷] خُزَیمة بن ثابت انصاری[۱۸] و عبدالله بن بدیل[۱۹] در رجزهای خویش از مضامین شیعی استفاده نمودند.

به عنوان نمونه می‌توان به رجز حُجر بن عدی کِندی اشاره کرد که در رجز خویش اعتقاد به وصایت بلافصل و هادی و معصوم و طاهر بودن امام علی(ع) و دعا برای او را به کار برد.

بنابر نقل تاریخی حجر بن عدی در حمایت از ولایت امام علی(ع) رجز ذیل را می‌سرود و سپاهیان نیز با او هم‌خوانی می‌کردند.

يا ربنا سلم لنا عليا
سلم لنا المهذب النقيا
المؤمن المسترشد المرضيا
واجعله هادي أمة مهديا
لا أخطل الرأي ولا غبيا
واحفظه ربي حفظك النبيا
فإنه كان له وليا
ثم ارتضاه بعده وصيا[۲۰]
ترجمه
پروردگارا علی را برای ما به سلامت بدار
آن انسانِ پاک و پرورده (مهذب) را برای ما حفظ کن.
آن مؤمنِ هدایت‌جو و مورد رضایت [حق] را
و او را هدایت‌گری هدایت‌یافته برای امت قرار ده.‏
کسی که نه در رأی و اندیشه خطاکار است و نه نادان
پروردگارا، او را به سانِ پیامبرت محفوظ بدار
چرا که او یاور و ولیِ پیامبر بود
و سپس او را به عنوان وصی و جانشینِ پس از خود


تاریخ رجزخوانی

برخی از نقل‌های تاریخی حاکی از این است که اولین فردی که رجز خواند مضر بن نزار بود[۲۱] اما به گفته برخی پژوهشگران اولین سراینده و تاریخ سرودن رجز مشخص نیست و تنها دانسته است که رجز مولود شعر عربی می‌باشد.[۲۲]

بر پایه گزارش‌های تاریخی، رجز در دوره جاهلی رواج داشته است. با این حال، شاعران بزرگ جاهلی کمتر از رجز استفاده می‌کردند و رجز را در مقایسه با شعر، متناسب با جایگاه شاعری خود نمی‌دانستند.[۲۳] قدیمی‌ترین نمونه‌های باقی‌مانده رجز، آوازهای کوتاه حماسی از شاعران جاهلی مانند دختران فندزمانی و عنتره است.[۲۴]

گفته شده است رجز تنها به میدان جنگ اختصاص نداشت و زنان و کودکان نیز از آن استفاده می‌کردند.[۲۵] در گزارش‌های مربوط به کاربرد رجز زنان، از مواردی مانند مدح، بیان احساسات، تشویق به جنگ و عزاداری یاد شده است. همچنین نمونه‌هایی از رجزهای کودکانه وجود داشته که در هنگام بازی یا پرستاری از کودکان خوانده می‌شده است.[۲۶]

همچنین نقل شده است که رجز هنگام انجام دادن کارها نیز خوانده می‌شد.[۲۷] از جمله، از رجز پیامبر(ص) و اصحاب وی، هنگام ساخت مسجد در مدینه یاد شده است.[۲۸]

جنبه‌های ادبی رجز

گفته شده است از ویژگی‌های رجز، سادگی و سهولت سرودن است و این ویژگی با قابلیت استفاده از آن در موقعیت‌های مختلف و امکان سرودن آن در جریان فعالیت‌های روزمره مرتبط دانسته شده است.[۲۹] به گفته برخی پژوهشگران درباره جایگاه رجز میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد.[۳۰] برخی از افراد مانند اصمعی، جاحظ و ابن‌درید آن را نوعی شعر دانسته‌اند و «ارجوزه» را از انواع آن شمرده‌اند.[۳۱] اما در مقابل لغت‌شناسانی مانند ابوعمر بن علاء و ابوزید انصاری بین رجز و شعر تفاوت قائل شدند.[۳۲] بر اساس منابع ادبی ادبیات عرب، رجز از دیرباز مورد توجه لغویان و نحویان نیز بوده است؛ زیرا دانشمندان زبان عربی برای توضیح مسائل لغوی و نحوی، از نمونه‌های رجز اعراب استفاده می‌کردند.[۳۳]

پانویس

  1. جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  2. اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  3. اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
  4. مصطفوی‌نیا، «دراسة الرجز فی العصر الاسلامی»، ص۸۱.
  5. شیخ طوسی امالی ص ۵۷۴؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بی‌تا، ج۱، ص۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ‌بی‌تا، ج۱، ص۲۵.
  6. شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۲۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۷۲.
  7. مجلسی،بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱،‌ص۴، طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۲، ص۳۰۱؛ بیهقی، السنن الکبری، بی‌تا، ج۹،‌ص ۱۳۱.
  8. مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۱۲۱و ۲۰۵ و ۲۲۸ و ج۲۱، ص۳۵؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ۱۳۹۶ق، ج۳، ص۲۰۴؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۴۷۸ و ص۱۱۴؛ ابن شهرآشوب، المناقب، بی‌تا، ج۳، ص۱۳۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بی‌تا، ج۳، ص۳۲.
  9. ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۵۲؛ ابن کثیر،‌ البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۹.
  10. نصربن مزاحم، وقعه الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۴۴۱.
  11. ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۰.
  12. ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۴۷؛ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۶۰۱؛ عسقلانى، الإصابة فى تمييز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۰۵.
  13. شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۹۹؛ طبرسی، احتجاج، ۱۹۶۶م، ج۱، ص۱۶۷؛ بلخی، ۱۸۹۹م، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۲۲؛ ابن هشام، السیره النبویه، ۱۳۸۳ق، ج۳، ص۱۳۱.
  14. ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۳۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۰.
  15. شیخ مفید، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۱.
  16. ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۲۹۲؛ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۱۲۶.
  17. حسینی رضوی حائری، کنز المطالب و بحر المناقب في فضائل علي بن أبي طالب علیه‌السلام، ۱۴۳۵ق، ص۳۹۶.
  18. جلسی، بحارالانوار ،‌۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۳۲.
  19. مجلسی، بحارالانوار ،‌۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۳۲.
  20. نصر بن مزاحم، وقعه الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۳۸۱؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۴۶.
  21. الأثری، «تاریخ النشوء الرجز و تطوره»، ص۳۸۷.
  22. الأثری، «تاریخ النشوء الرجز و تطوره»، ص۳۸۷.
  23. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۶.
  24. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۷.
  25. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۷.
  26. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۷.
  27. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۷.
  28. ذهبی، تاريخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۶.
  29. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۶-۵۸۸.
  30. کامل السید شاهین، «الرجز و الرجاز»، ص۴۳-۴۴؛ نوفل، «الرجز في اللغة والأدب»، ص۳۲۶ـ۳۲۷.
  31. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۶.
  32. نهاوندی، «رجز»، ص۵۸۶.
  33. نوفل، «الرجز في اللغة والأدب»، ص۳۲۶ـ۳۲۸.

منابع

  • ابن‌اثير، عز الدين، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌حبان، الثقات، تحقیق محمد عبد المعيد خان، دکن،‌ مجلس دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، ۱۳۹۳ق.
  • ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالصادر، ‌بی‌تا.
  • ابن‌شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، بی‌تا.
  • ابن‌عبد البر، يوسف بن عبدالله بن محمد، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، تحقيق علي محمد البجاوي، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
  • ابن‌کثیر، ابی‌الفدا اسماعیل، البدایه و النهایه، تحقی علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
  • ابن‌کثیر، ابی‌الفدا اسماعیل، السیره النبویه، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۶ق.
  • ابن‌هشام، ابومحمد عبدالملک، السیره النبویه، مصر، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳ق.
  • الأثری، بهجة، «تاریخ نشوء الرجز و تطورة: أرجوزة أبی النجم العجلی»، المجمع اللغة العربیة بدمشق، شماره ۷، محرم و صفر ۱۳۴۷ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف‏، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۷ق.
  • بلخی، احمد بن سهل، البدء و التاریخ، پاریس، بی‌نا، ۱۸۹۹م.
  • بیهقی نیشابوری، قطب الدین ابوالحسن، ديوان امام علی(ع)، به تصحیح ابوالقاسم امامی، تهران، اسوه، ۱۳۹۱ش.
  • بیهقی، احمد بن الحسین،‌ السنن الکبری، بیروت، دارالفکر،‌ بی‌تا.
  • جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش های عقيدتی سياسی، ۱۳۷۸ش.
  • حاکم نیشابوری، ابی‌عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفه، بی‌تا.
  • حسینی رضوی حائری، سید ولی بن نعمة الله، کنز المطالب و بحر المناقب في فضائل علي بن أبي‌طالب علیه‌السلام، محقق: حسین موسوی، عراق، العتبة العباسیة المقدسة. مکتبة و دارالمخطوطات، ۱۴۳۵ق.
  • حلبی، السیره الحلبیه، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
  • ذهبی، شمس الدین محمد بن احمد، تاريخ الإسلام، تحقيق عمر عبد السلام تدمرى، بيروت، دار الكتاب العربى، ۱۴۱۳ق.
  • شيخ طوسی، محمد بن حسن، الامالي، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اختصاص، تحقيق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بی‌تا.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، تحقيق مؤسسة آل البيت(ع) لتحقيق التراث، قم، دار المفيد، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، قم، كنگره شيخ مفيد ۱۴۱۳ق.‏
  • طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، تحقیق سید محمد باقر خرسان، نجف، نعمان، ۱۹۶۶م.
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بریل،‌ لیدن، ۱۸۷۹م.
  • عسقلانى، ابن‌حجر، الإصابة فى تمييز الصحابة، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، ۱۴۱۵ق.
  • کامل السید شاهین، «الرجز و الرجاز»، قاهره، مجله الازهر، شماره۱۷، محرم۱۳۶۵ق.
  • کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقيق على شيري، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۱۱ق.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار، بیروت، موسسه الوفاء، ‌۱۴۰۳ق.
  • مصطفوی‌نیا، سید محمدرضی، «دراسة الرجز فی العصر الاسلامی»، اضاءات نقدیه فی الادبین العربی و الفارسی، شماره ۴، سال ۱۳۸۸ش.
  • مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع بما للنبی(صلی الله علیه وآله)من الأحوال و الموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه،۱۴۲۰ق.
  • ميبدى، حسين بن معين الدين، ديوان أمير المؤمنين عليه السلام‏، ‏ محقق: مصطفی زمانى، قم، دار نداء الإسلام للنشر، ۱۴۱۱ق.‏
  • نصر بن مزاحم، وقعة صفين‏، تحقيق عبد السلام محمد هارون، قم، منشورات مكتبة المرعشى النجفى، ۱۴۰۴ق.
  • نوفل، یوسف حسن، «الرجز في اللغة والأدب»، قاهره، مجله الأزهر، سال ۳۸، جمادی‌الاولی ۱۳۸۶ق.
  • نهاوندی، زهرا، «رجز»، دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۹، تهران، بنياد دائرة المعارف اسلامی، ۱۳۹۳ش.
  • واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.

پیوند به بیرون