رجزخوانی
رَجَز که در سنت پیش از اسلام، ابزاری برای تفاخر قبیلهای بود، با ظهور اسلام به رسانهای با محتوای اعتقادی تکامل یافت؛ قالبی ادبی که در نبردهای صدر اسلام در خدمت نمایش شجاعت، تثبیت هویت اعتقادی، دفاع از حریم ولایت و ترسیم مرزهای حق و باطل قرار گرفت.
تعریف و جایگاه
رجز در اصطلاح، گونهای از شعر حماسی و رزمی است که با اوزان کوتاه، ضربآهنگ تند و اجزای پیوسته و متوالی سروده میشود. در سنتهای نظامی اعراب گذشته، کاربرد این قالب شعری، عمدتاً به میادین نبرد اختصاص داشت.[۱]
بر اساس این آیین نظامی، پیش از آغاز رویاروییِ تنبهتن، جنگاوران با سردادن اشعار رجز، به مبارزطلبی میپرداختند.[۲]
هدف اصلی از این کار، معرفی حسب، نسب و اصالت قبیلهای، تفاخر به شرافت و شجاعت فردی، و همچنین تبیین اهداف و مبانی اعتقادی خویش پیش از آغاز کارزار بود تا ضمن تقویت روحیه خودی، هیمنه حریف را در هم بشکنند.[۳]
رجز خوانی در اسلام
گفته شده است علیرغم مشابهت میان رجزهای جاهلی و رجزهای اسلامی در اسلوب، در عصر اسلامی، مفاهیمی از قبیل ستایش خداوند، ایمان به روز قیامت و دفاع و حمایت از پیامبر(ص)، نیز به محتوای رجزهای اضافه شد.[۴]
مضامین و محتوای رجزها
محتوا و مضامین رجزها بعد از ظهور اسلام را میتوان به چند بخش تقسیم نمود.
هویتشناسی و معرفی نسب و جایگاه
برخی از رجزها در جنگهای صدر اسلام به معرفی هویت و تبار، اختصاص داشت. در ادامه به برخی از آنان اشاره میشود.
گفته شده است در نبرد حنین، هنگامی که سپاه اسلام در اثر حمله غافلگیرانه دشمن متفرق شد، پیامبر(ص) بر استر خود سوار بود و برای تثبیت روحیه سپاه و اعلام حضور و حقانیت خود، این رجز مشهور را خواند:
ترجمه:من پیامبر خدا هستم و در این سخن دروغی نیست؛ من فرزند عبدالمطلب هستم.
جنگ بدر بر اساس نقلهای تاریخی، امام علی(ع) در جنگ بدر در جواب رجز ولید بن عتبه، برای معرفی خویش رجز ذیل را خواند:
ترجمه : ولید مرا به [خطری] بزرگ تهدید میکند پس [در پاسخ] گفتم: من فرزند ابوطالب هستم من فرزند کسی هستم که در دو «بَطحا» (مکه و پیرامون آن) مورد تکریم است و در کنار خانه خدا، از تبارِ نیاکان «غالب» (از اجداد بزرگ قریش) هستم.
جنگ خیبر؛ چنین گزارش شده است که هنگامی که مرحب خیبری(پهلوان یهود) با رجز «قَدْ عَلِمَتْ خَيْبَرُ أَنِّي مَرْحَبُ…»[۷] به میدان آمد، امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ او این رجز را خواند:
ترجمه: منم آن کسی که مادرم مرا «حیدر» (شیر درنده) نامید. مانند شیران بیشه که دیداری ترسناک دارند. من با شمشیر خود، دشمنان را با پیمانهای بزرگ و پر، به سرعت کیفر میدهم.
همچنین گزارش شده است او در جنگ خیبر رجز دیگری نیز در معرفی خود و جایگاه خانوادگی خود خوانده است:
ترجمه: من علی هستم و فرزند [خاندان] عبدالمطلب پروردهای پاک، صاحب صولت و شکوه، و خروشنده [بر دشمنان]
جنگ صفین؛ بنابر نقل تاریخی، امیرالمومنین(ع) در جنگ صفین نیز به بیان هویت و نسب خویش پرداخته است
ترجمه: منم على و فرزند عبد المطّلب به خدا سوگند ما شايستهتر به كتابها (ى آسمانى) هستيم.
بر اساس منابع تاریخی حضرت حمزه(ع) در جنگ احد برای معرفی خود رجز زیر را سروده است
ترجمه: من حمزه فرزند عبدالمطلبم؛ من شیر خدا و شیر رسول او هستم.
گفته شده است که مالک اشتر در جنگ صفین برای معرفی خود چنین گفته است:
ترجمه: من همان اشتر هستم که شکافِ [پلک] من زبانزد است. من همان افعیِ نرینه (و گزنده) عراقی هستم. من از دو قبیله ربیعه و مُضَر نیستم. بلکه من از قبیله مَذْحِج هستم؛ قبیلهای شریف و نامآور.
نقل شده است که سلمة بن الاکوع در جریان فتح خیبر در شعر زیر به هویت خود و تحقیر دشمن اشاره کرد
ترجمه:من پسر اکوع هستم؛ و امروز، روز نابودی فرومایگان و پستفطرتان است.
بیان شجاعت و دلیری
•امیرالمؤمنین علی(ع)
جنگ احد؛ در کتابهای تاریخی آمده است که امیرالمومنین(ع) در جنگ احد در پاسخ به عثمان بن ابی طلحه چنین گفت
ترجمه: این جایگاه من است؛ آشکارا و جانبرکف [در میدان ایستادهام].هر کس با شمشیر من روبهرو شود، سرانجامش شیون و زاری است. از حمله [دشمن] نمیهراسم، بلکه خود یورش میبرم. من هرگز از برابر دشمنان عقب نمینشینم. و در روز نبرد، هرگز [از دشمن] روی برنمیگردانم. و حریف در پیشگاه من در کارزار، کشته خواهد بود؛ یا با ضربت شمشیر به هلاکت میرسد، یا در بند و اسیر میگردد.
جنگ خندق؛ رجزی از امام علی(ع) در جنگ خندق گزارش شده است که دلالت بر شجاعت و دلیری او میدهد.
ترجمه: آن پرچمی که پیامبرِ پاک و پرورده به من عطا کرد، به حملههای پیاپی و نیزهزدنهای من گواهی خواهد داد. و [آن پرچم] میداند که من در جنگها، آنگاه که آتشِ کارزار شعلهور میگردد، شیری شجاع و کارآزمودهام. و کسی چون من با هراس و وحشتِ نبرد در سختترین شرایط روبهرو شده است، و لشکر گرانِ پنجگانه و خروشان نیز در برابر او ناچیز و اندک است. و بهراستی تمام قبایل دانستهاند که من پیشوا و سرورِ آنها هستم، و من در دلِ جنگ، آن مردِ بزرگ و باتجربهای هستم که به او پناه میآورند.
در منابع تاریخی نقل شده است که هنگامی که عمرو بن عبدود از خندق عبور کرد و مبارز طلبید و مسلمانان از هیبت او سکوت کردند، حضرت علی(ع) به اذن پیامبر(ص) به میدان رفت و در پاسخ به رجز عمرو فرمود
ترجمه: شتاب مکن که پاسخدهندهای توانا به سوی تو آمد! کسی که دارای هوشیاری و بصیرت است و راستی، نجاتبخش هر رستگاری است. من امیدوارم که با ضربتی شکافنده که آوازهاش در نبردها بماند، زنان نوحهگر را بر جنازهات بنشانم.
جنگ خیبر؛ بر اساس منابع تاریخی امیرالمومنین(ع) در جنگ خیبر در میدان نبرد اشعار ذیل را سرود که نشان از دلیری و شجاعت وی میدهد
ترجمه: در میدان نبرد و در کشاکش حوادث و مصیبتهای سخت پرورده شدهام از خاندانی عزتمند که هیچ رخنه و کژی در آن راه ندارد و در دست راستم شمشیر بُرندهای است که اندوهها و سختیها را میزداید.هر کس با من رویاروی شود، با مرگ و نابودی روبهرو شده است.
همچنین گزارش شده است که وی هنگامی که مرحب خیبری(پهلوان یهود) با رجز «قَدْ عَلِمَتْ خَيْبَرُ أَنِّي مَرْحَبُ…»[۱۸] به میدان آمد، امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ او این رجز را خواند
ترجمه: مانند شیران بیشه که دیداری ترسناک دارند. من با شمشیر خود، دشمنان را با پیمانهای بزرگ و پر، به سرعت کیفر میدهم.
- هاشم بن عُتبه(هاشم مِرقال)
گفته شده است که هاشم مرقال که یک چشم خود را در فتوحات از دست داده بود، با رجز ذیل در جنگ صفین به میدان رفت
ترجمه: یکچشمی است که برای خانوادهاش جایگاهی (در بهشت) میجوید؛ آنقدر با زندگی دست و پنجه نرم کرده که از آن خسته شده است. ناگزیر باید سرهای گردنکشان را بشکافد و جوشش خون این قوم را ببیند.
او که از یاران پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بود، پس از گرفتن شمشیر پیامبر با دستار سرخ (عصابة الموت)در جنگ احد به میدان رفت و چنین خواند
ترجمه: من کسی هستم که دوستم (پیامبر) با من در دامنه کوه و کنار نخلستان پیمان بست؛ که هرگز در صفهای عقب سپاه نایستم، و با شمشیر خدا و رسولش (بر دشمن) ضربه زنم.
- مالک اشتر نخغی
گزارش شده است که مالک اشتر از فرماندهان سپاه امام علی(ع) در جنگ صفین رجزی با مضمون زیر سرود
ترجمه: ای کسی که از من میپرسی [و به دنبال منی]، هراس به دل راه مده! پیش بیا، چرا که من از بزرگان و دلاورانِ قبیله «نَخَع» هستم. نیزهزدنِ این جوانمرد تازهنفسِ عراقی را چگونه میبینی؟ در روز کارزار [چون عقاب] به پرواز درمیآیم و هرگز فرو نمیافتم. آنچه شما را اندوهگین ساخت، [ما را] شادمان کرد و آنچه [به شما] زیان رساند، [برای ما] سودمند بود. من این روز [و این جهاد] را برای هراسِ جایگاهِ پس از مرگ (قیامت) ذخیره و آماده کردهام.
سعد بن معاذ، رئیس قبیله اوس در نبرد خندق در حالی که زرهی بر تن داشت که دستانش از آن بیرون بود، نیزهاش را در دست میچرخاند و با اشتیاق به سوی میدان میرفت و این رجز را در استقبال از شهادت میخواند
ترجمه: اندکی درنگ کن تا «حمل» [نام یک پهلوان یا استعاره از شجاعت] به کارزار برسد؛ چقدر مرگ زیباست هنگامی که اجل فرا رسد.
رجزهایی با مضمون اعتقادی و توحیدی
- امیرالمومنین(ع)
رجزی با مضمون نفی بت پرستی و دفاع از رسول خدا(ص) و دین اسلام؛
او در جنگ خندق بعد از کشتن عمرو بن عبدود رجز زیر را خواندند
ترجمه: او از روی حماقتِ اندیشهاش به یاری بتهای سنگی آمد، و من با اندیشه درست به یاری پروردگار محمد(ص) شتافتم. پس از آنکه او را مانند تنه درختی خشکیده در میان خاک و تپهها بر زمین افکندم، از او روی برگرداندم. ای گروه احزاب گمان نکنید که خدا نبی خودش را خوار میکند.
بر حق بودن امام علی(ع) و کفر دشمنان امیرالمومنین(ع)
نقل شده است که عمار یاسر هنگام نبرد با شامیان این رجز مشهور را خواند که تبیینکننده حقیقت دشمنی با زمان حضرت علی (ع) است.
ترجمه: ما در گذشته (زمان پیامبر) بر سر «تنزيل» (نزول قرآن و اصل اسلام) با شما جنگیدیم، و امروز بر سر «تأويل» (تفسیر و اجرای صحیح قرآن) با شما میجنگیم. چنان ضربتی که سرها را از تن جدا کند و دوست را از دوست غافل سازد.
نقل شده است که عمار در روز شهادتش در صفین، رجزی خواند که نشاندهنده اشتیاق او به شهادت و دیدار با پیامبر (ص) بود
ترجمه:امروز به دیدار دوستان و محبوبانم میروم؛ به دیدار محمد (ص) و یارانش.
همچنین وی در نبرد جمل با اشاره به پیمانشکنی طلحه و زبیر، در حقانیت حضرت علی(ع) و یکسانی دشمنی با پیامبر(ص) و امام علی(ع)، چنین سرود
ترجمه: به سوی احزاب که دشمنان پیامبرند، رهسپار شوید چرا که بهترینِ مردمان، پیروان علی هستند اکنون زمانی است که برکشیدن شمشیرهای «مَشْرَفی» گواراست و [هنگام] پیشراندن اسبها و به لرزه درآوردن نیزههای «سَمْهَری» است
حقانیت حضرت علی(ع) و هدایت و رستگاری در رکاب امیرالمومنین(ع)
ترجمه: این همان پرچمی است که در رکاب پیامبر (ص) گرد آن میچرخیدیم و جبرئیل مددکار ما بود. اگر کسی ما را یاری نکند باکی نیست، تا زمانی که شیر (علی) بر امر هدایت استوار است.
اعتقاد به وصایت بلافصل و هادی و معصوم و طاهر بودن امیرالمومنین(ع) و دعا برای او
بنابر نقل تاریخی حجر بن عدی در حمایت از ولایت امیرالمؤمنین(ع) رجز ذیل را میسرود و سپاهیان نیز با او همخوانی میکردند
ترجمه: پروردگارا علی را برای ما به سلامت بدار آن انسانِ پاک و پرورده (مهذب) را برای ما حفظ کن آن مؤمنِ هدایتجو و مورد رضایت [حق] را و او را هدایتگری هدایتیافته برای امت قرار ده کسی که نه در رأی و اندیشه خطاکار است و نه نادان پروردگارا، او را به سانِ پیامبرت محفوظ بدار چرا که او یاور و ولیِ پیامبر بود و سپس او را به عنوان وصی و جانشینِ پس از خود برگزید
اعتقاد به بر حق بودن امام علی(ع) و نصرت و یاری او
چنین گفته شده است که حارث شیبانی در جنگ نهروان اشعار زیر را سرود
ترجمه: ین علی است و به راستی که هدایت همراه اوست؛ ما او را در برابر هر کس که با وی به ستیز برخاست، یاری کردیم.»
- خُزَیمة بن ثابت انصاری(ذوالشهادتین)
اعتقاد به وصی رسول الله بودن حضرت علی(ع)
گفته شده است که خزیمه بن ثابت در جنگ جمل اشعاری در حمایت و تبیین جایگاه امیرالمومنین(ع) سرود
ترجمه:ای علی! آنان (انصار) را فراخوان تا پاسخت گویند چرا که در میان دو قبیله خزرج و اوس، هیچ ترسویی وجود ندارد ای جانشین پیامبر! جنگ، دشمنان را تارومار کرد و کجاوههایشان به راه افتادند (و عقبنشینی کردند) امور برای تو سامان یافت، به جز در منطقه شام و در شام است که کینههای پنهان آشکار میشود
همچنین نقل شده است که خزیمة بن ثابت در روز جنگ جمل، عایشه را از جنگ با وصی بر حق رسول الله(ص) برحذر داشت.
ترجمه: ای عایشه! دست از علی و خردهگیریِ ناحق از او بردار چرا که تو در جایگاه مادری قرار داری. او در میان خاندان رسول خدا، یگانه جانشین اوست و تو خود پیش از این بر این حقیقت گواه بودی.
اعلام وصی بر حق بودن حضرت علی(ع)
گزارش شده است که بدیل بن ورقاء در جنگ صفیین در حمایت از امیرالمومنین(ع) شعری سرود
ترجمه: ای مردم! بزرگترین رویداد ناگواری که پیش آمده جنگ با وصیّ و جانشین پیامبر است؛ جنگی که التیامبخشی ندارد همان کسی که بر اساس تقوا و پرهیزکاری داوری میکند در آن هنگام که آن قبیلهها در سردرگمی، آشوب و نیرنگ به سر میبرند
تبری و بیزاری از دشمنان حضرت علی(ع)
همچنین عبدالله بن بدیل در جنگ صفین در برابر شامیان از معاویه تبری جست
ترجمه:شما را میزنم در حالی که معاویه، آن چشمتنگِ شکمباره را در برابرم نمیبینم (او از ترس پنهان شده است).
بر اساس منابع تاریخی، عامر بن اکوع در مسیر حرکت به سوی خیبر و در خط مقدم نبرد، اشعاری میخواند و پیامبر (ص) برای او طلب مغفرت کرد.
ترجمه:خداوندا! اگر تو نبودی ما هدایت نمیشدیم، و نه صدقه میدادیم و نه نماز میخواندیم؛ پس آرامش خود را بر ما نازل کن، و گامهایمان را در هنگام رویارویی با دشمن استوار گردان.
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
- ↑ اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
- ↑ اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۶۶.
- ↑ مصطفوینیا، «دراسة الرجز فی العصر الاسلامی»، ص۸۱.
- ↑ شیخ طوسی امالی ص ۵۷۴؛ حلبی، السیرة الحلبیه، بیتا، ج۱، ص۶۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، بیتا، ج۱، ص۲۵.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۴، ص۳۹۷؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۱۰۴.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۲۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۷۲.
- ↑ مجلسی،بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱،ص۴، طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۲، ص۳۰۱؛ بیهقی، السنن الکبری، بیتا، ج۹،ص ۱۳۱.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۶؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۱۱۶.
- ↑ نصر بن مزاحم، وقعه الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۲۷۲.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۹۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۳۳۳.
- ↑ كوفي، الفتوح، ۱۱۱۴ق، ج ۳، ص ۶۵
- ↑ ابن حبان، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۱، ص۳۰۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، بیتا، ج۲، ص۸۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۱۲۱؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۴۷۸.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۵؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۱۱۴.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۲۰۵ و ۲۲۸؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ۱۳۹۶ق، ج۳، ص۲۰۴؛ ابن شهرآشوب، المناقب، بیتا، ج۳، ص۱۳۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، بیتا، ج۳، ص۳۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۶؛ بیهقی نیشابوری، ديوان امام علی(ع)، ۱۳۹۱ش، ص۱۱۶.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ج۱، ص۱۲۷؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۷۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۲۱،ص۴، طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۸۷۹م، ج۲، ص۳۰۱؛ بیهقی، السنن الکبری، بیتا، ج۹،ص ۱۳۱.
- ↑ ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۵۴۷؛ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۶۰۱؛ عسقلانى، الإصابة فى تمييز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۴۰۵.
- ↑ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۳۵۲؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۱۹.
- ↑ نصربن مزاحم، وقعه الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۴۴۱.
- ↑ ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۰.
- ↑ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۹۹؛ طبرسی، احتجاج، ۱۹۶۶م، ج۱، ص۱۶۷؛ بلخی، ۱۸۹۹م، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۲۲؛ ابن هشام، السیره النبویه، ۱۳۸۳ق، ج۳، ص۱۳۱.
- ↑ ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۳۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۱۰.
- ↑ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۶۴۱؛ شیخ مفید، اختصاص، بیتا، ص۲۵.
- ↑ شیخ مفید، الجمل، ۱۴۱۳ق، ص۲۷۱.
- ↑ ابن عبد البر، الاستيعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۲۹۲؛ ابن اثير، أسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۱۲۶.
- ↑ نصر بن مزاحم، وقعه الصفین، ۱۴۰۴ق، ص۳۸۱؛ کوفی، الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۴۶.
- ↑ حسینی رضوی حائری، کنز المطالب و بحر المناقب في فضائل علي بن أبي طالب علیهالسلام، ۱۴۳۵ق، ص۳۹۶.
- ↑ جلسی، بحارالانوار ،۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۳۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار ،۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۳۲.
- ↑ مجلسی، بحارالانوار ،۱۴۰۳ق، ج۳۸، ص۳۲.
- ↑ ابن شهر آشوب، المناقب، بیتا، ج۳، ص۱۷۵.
- ↑ واقدی، مغازی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۱۰؛ مقریزی، امتتاع الاسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۲۷۳.
منابع
- ابناثير، عز الدين، أسد الغابة فى معرفة الصحابة، بيروت، دار الفكر، ۱۴۰۹ق.
- ابنحبان، الثقات، تحقیق محمد عبد المعيد خان، دکن، مجلس دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند، ۱۳۹۳ق.
- ابنسعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارالصادر، بیتا.
- ابنشهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، علامه، بیتا.
- ابنعبد البر، يوسف بن عبدالله بن محمد، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، تحقيق علي محمد البجاوي، بیروت، دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
- ابنکثیر، ابیالفدا اسماعیل، البدایه و النهایه، تحقی علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.
- ابنکثیر، ابیالفدا اسماعیل، السیره النبویه، تحقیق مصطفی عبدالواحد، بیروت، دارالمعرفه، ۱۳۹۶ق.
- ابنهشام، ابومحمد عبدالملک، السیره النبویه، مصر، مکتبه محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳ق.
- بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ۱۴۱۷ق.
- بلخی، احمد بن سهل، البدء و التاریخ، پاریس، بینا، ۱۸۹۹م.
- بیهقی نیشابوری، قطب الدین ابوالحسن، ديوان امام علی(ع)، به تصحیح ابوالقاسم امامی، تهران، اسوه، ۱۳۹۱ش.
- بیهقی، احمد بن الحسین، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، بیتا.
- جمعی از نویسندگان، اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش های عقيدتی سياسی، ۱۳۷۸ش.
- حاکم نیشابوری، ابیعبدالله، المستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفه، بیتا.
- حسینی رضوی حائری، سید ولی بن نعمة الله، کنز المطالب و بحر المناقب في فضائل علي بن أبيطالب علیهالسلام، محقق: حسین موسوی، عراق، العتبة العباسیة المقدسة. مکتبة و دارالمخطوطات، ۱۴۳۵ق.
- حلبی، السیره الحلبیه، بیجا، بینا، بیتا.
- شيخ طوسي، محمد بن حسن، الامالي، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، اختصاص، تحقيق علی اکبر غفاری، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیتا.
- شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، تحقيق مؤسسة آل البيت(ع) لتحقيق التراث، قم، دار المفيد، ۱۴۱۴ق.
- شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، قم، كنگره شيخ مفيد ۱۴۱۳ق.
- طبرسی، احمد بن علی، احتجاج، تحقیق سید محمد باقر خرسان، نجف، نعمان، ۱۹۶۶م.
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بریل، لیدن، ۱۸۷۹م.
- عسقلانى، ابنحجر، الإصابة فى تمييز الصحابة، تحقيق عادل احمد عبد الموجود و على محمد معوض، بيروت، دارالكتب العلمية، ۱۴۱۵ق.
- کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، تحقيق على شيري، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۱۱ق.
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار الجامعه لدرر الاخبار، بیروت، موسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق.
- مصطفوینیا، سید محمدرضی، «دراسة الرجز فی العصر الاسلامی»، اضاءات نقدیه فی الادبین العربی و الفارسی، شماره ۴، سال ۱۳۸۸ش.
- مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع بما للنبی(صلی الله علیه وآله)من الأحوال و الموال و الحفدة و المتاع، تحقیق محمد عبدالحمید نمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه،۱۴۲۰ق.
- ميبدى، حسين بن معين الدين، ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، محقق: مصطفی زمانى، قم، دار نداء الإسلام للنشر، ۱۴۱۱ق.
- نصر بن مزاحم، وقعة صفين، تحقيق عبد السلام محمد هارون، قم، منشورات مكتبة المرعشى النجفى، ۱۴۰۴ق.
- واقدی، محمد بن عمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.