آیه ۱ سوره شرح
| مشخصات آیه | |
|---|---|
| نام آیه | آیه اول سوره انشراح |
| واقع در سوره | انشراح یا شرح |
| شماره آیه | ۱ |
| جزء | ۳۰ |
| اطلاعات محتوایی | |
| مکان نزول | مکه |
| موضوع | نعمتهای خداوند به پیامبر اسلام(ص) |
| درباره | حضرت محمد(ص) |
| آیات مرتبط | سوره ضحی و آیات دیگر سوره انشراح |
آیه ۱ سوره انشراح خطاب به حضرت محمد(ص)، شرح صدر (گشودگی سینه) را یکی از نعمتهای خداوند برای او برمیشمارد.[۱] برخی آن را بزرگترین هدیه الهی به پیامبر اسلام دانستهاند.[۲]
﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ١﴾ [شرح:1]|﴿آیا برای تو سینهات را نگشادهایم ١﴾
این جمله در ادامه بیان نعمتهایی است که در سوره پیشین یعنی سوره ضحی، خدا به حضرت محمد(ص) اعطا کرده است[۳] و بر همین اساس برخی قرآنشناسان بر این باورند که این دو سوره حکم یک سوره را دارند.[۴]
شرح صدر را مهمترین پیشنیاز انجام رسالت الهی دانستهاند[۵] که بر اساس آیه اول سوره انشراح این ویژگی به پیامبر اسلام نیز عطا شده است.[۶] چنانکه بر اساس آیه ۲۵ سوره طه، حضرت موسی نیز در آغاز مأموریت خود، از خداوند تقاضا میکند که به او شرح صدر عطا کند.[۷] به گفته محمد صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، این ویژگی به پیامبر اسلام بدون درخواست داده شده است.[۸]
به گفته تفسیر نمونه منظور از شرح صدر در آیه یکم سوره شرح، توسعهدادن به روح و فكر پيامبر است و اين توسعه مىتواند مفهوم وسيعى داشته باشد كه هم وسعت علمى پيامبر را از طريق وحى شامل گردد و هم بسط و گسترش تحمل و استقامت او در برابر لجاجتها و كارشكنیهاى دشمنان و مخالفان.[۹] جوادی آملی نیز تصریح کرده که شرح صدر هم برای آن است که پیامبر بتواند پذیرای علوم ذخیرهشده در امالکتاب و علم لدنی باشد[۱۰] و هم نشاندهنده استواری او در برابر ناملایمات و سختیهای وظایف نبوت.[۱۱] پیش از جوادی آملی، استادش علامه طباطبایی نیز در المیزان این نکات را ذکر کرده است.[۱۲]
برخی مفسران اهلسنت، آیه ۱ سوره انشراح را بر ماجرای شَقّ الصدر (شکافتن سینه پیامبر در کودکی) تطبیق کردهاند؛[۱۳] اما ناصر مکارم شیرازی، چنین تفسیری را بدون دلیل میداند.[۱۴]
پانویس
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۷۷۰.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۷۷۰؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۱۲۲.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۷۷۰.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲۰، ۳۱۴.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۴، ۱۴۵.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۱۲۲.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۱۳، ص۱۸۶.
- ↑ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۴۰۶ق، ج۱۹، ص۷۳.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۱۲۲.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۸، ۱۳۸۵ش، ص۲۳۹.
- ↑ جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۹، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۸.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۲۰، ۳۱۴.
- ↑ برای نمونه نگاه کنید به: فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۰۵؛ ابنکثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۸، ص۴۱۵؛ آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۳۸۶.
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۷، ص۱۲۳.
منابع
- آلوسی، محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المعانی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
- ابنکثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۹ق.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۸، (سیره رسول اکرم در قرآن)، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۵ش.
- جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج۹، (سیره رسول اکرم در قرآن)، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۴ش.
- صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
- طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
- طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۸ق.
- فخر رازی، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش.