پرش به محتوا

ایمان ابوطالب

مقاله نامزد خوبیدگی
از ویکی شیعه

ایمان ابوطالب، از مسائل اختلافی شیعه و اهل‌سنت است که منشأ آن پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی صدر اسلام دانسته شده است. مسلمان‌بودن ابوطالب، عموی پیامبر(ص) و پدر امام علی(ع)، نزد اهل‌بیت(ع) و شیعه امامیه امری قطعی است که همه آنان در این مسئله هم‌نظر هستند. همچنین بسیاری از شیعیان زیدی و شمار قابل توجهی از عالمان اهل‌سنت نیز به ایمان ابوطالب باور دارند. در مقابل این دیدگاه، بیشتر اهل‌تسنن معتقدند ابوطالب کافر از دنیا رفت.

شیعیان با تبیین موقعیت قبیله‌ای و سیاسی ابوطالب معتقدند، ابوطالب برای دفاع از پیامبر(ص) تقیه می‌کرد و به همین دلیل هیچگاه مناسک مسلمانان را به‌جا نیاورد. این پنهان‌کاری آگاهانه سبب شد تا احترام و نفوذش نزد سران قریش حفظ شود و بتواند همچنان به‌عنوان داور و پشتیبان پیامبر عمل کند. شیعه معتقد است، برای مسلمان‌شمردن یا کافرشمردن اشخاص، نمی‌توان تنها به گفتار اشخاص بسنده کرد؛ ازاین‌رو برای مسلمان‌بودن ابوطالب به روایات فراوان ائمه(ع) درباره ایمان او، دفاع همه‌جانبه ابوطالب از پیامبر(ص)، شعرهای به‌جاماندۀ وی و باقی‌ماندن فاطمه بنت اسد در نکاح او استدلال کرده‌اند.

عالمان سنی‌مذهبی که به کفر ابوطالب باور دارند، به روایت ضحضاح و روایات تفسیری مربوط به آیات نازل‌شده درباره مشرکان استناد کرده‌اند. اگرچه برخی پژوهشگران شیعی و سنی، درباره درستی این روایات، حتی طبق مبانی اهل‌سنت مناقشه کرده‌اند، اما گفته شده این مناقشه تنها برای جامعه‌ای از اهل‌تسنن که رویکرد سلفی و سنتی ندارند، کارساز است، اما برای کسانی که تمام احادیث صحیح بخاری و صحیح مسلم را معتبر می‌دانند، کافی نیست.

نوشتن کتاب درباره ایمان ابوطالب از سده‌های نخستین مورد اهتمام شیعیان و سنی‌مذهبان بوده است. از جمله کتاب‌های شیعیان که به اثبات ایمان ابوطالب می‌پردازد، می‌توان به کتاب ابوطالب مؤمن قریش، نوشته عبدالله بن علی خنیزی اشاره کرد که به دلیل نگاشتن این کتاب، حکم اعدامش در عربستان صادر شد. کتاب أسنی المطالب فی نجاة ابی‌طالب، تألیف احمد زینی دَحلان نیز از تألیف جامعه اهل‌تسنن در این درباره است.

ایمان ابوطالب در اخلافات مذهبی شیعیان و اهل‌تسنن

ایمان ابوطالب از موضوعات چالشی تاریخی و کلامی شیعیان و اهل‌تسنن است.[۱] به باور شیعیان امامیه ابوطالب، عموی پیامبر(ص) و پدر امام علی(ع)، مسلمان بود و این مطلب در نزد ائمه اهل‌بیت و پیروان آنها اجماعی است.‏[۲] اکثر شیعیان زیدی‌مذهب نیز با شیعیان امامیه هم‌نظرند.[۳] اما بیشتر سنی‌مذهبان ابوطالب را فردی کافر می‌شمارند.[۴] با این حال این دیدگاه مورد اتفاق همه اهل‌تسنن نیست.[۵] در برخی پژوهش‌ها نام ۳۵ نفر از عالمان مذاهب چهارگانه اهل‌سنت که از سده دوم تا پانزدهم هجری می‌زیسته و به ایمان ابوطالب قائل بودند، ذکر شده است.[۶] ابوالقاسم بَلخی و ابوجعفر اِسکافی‏، از عالمان اهل‌تسنن مُعتَزلی‌مذهب،[۷]‏ محمد بن عبدالرسول بَرزَنجی و احمد زینی دحلان، از فقیهان شافعی‌مذهب، همچون شیعیان بر ایمان ابوطالب تأکید دارند.[۸]

از نظر ادله کلامی شیعه و روایات معتبر آنان، نه تنها ایمان ابوطالب امری مسلّم است، بلکه‌ او درجه بالایی از ایمان داشت که زندگی و همه وجود خود را برای دفاع از پیامبر(ص) هزینه کرد.[۹] به گفته علامه مجلسی، مؤلف کتاب بحار الانوار، ابوطالب هیچگاه بت‌پرست نبود، بلکه او یکی از اوصیاء حضرت ابراهیم(ع) بوده است.[۱۰]

کافرشمردن ابوطالب مسئله‌ای سیاسی عنوان شده است. بر اساس برخی پژوهش‌ها، احادیث مربوط به کفر ابوطالب از سوی عباسیان، به خصوص منصور دوانیقی، جعل شده است؛ زیرا عباسیان که از نوادگان عباس بن عبدالمطلب بودند، در مسائل سیاسی تقابل آشکاری با آل ابی‌طالب داشتند و برای خارج‌کردن آنان از سیاست چنین احادیثی را جعل کردند.[۱۱] برخی پژوهشگران اهل‌تسنن نیز باور دارند که احادیث مربوط به کفر ابوطالب از سوی بنی‌اُمیّه و در زمان معاویة بن ابی‌سفیان برای بدنام‌کردن امام علی(ع) ساخته شده است.‏[۱۲] گفته شده، رویکرد سیاسی به مسئله ایمان یا کفر ابوطالب به اندازه‌ای است که برخی صحابه‌نگاران اهل‌تسنن، به‌رغم آنکه نام برخی کافران قطعی (مانند اُمَیّه) را در شمار صحابه قرار داده‌اند،[۱۳] اما از ذکر نام ابوطالب خودداری کرده‌اند.[۱۴]

تقیه ابوطالب

عالمان شیعه معتقدند، ابوطالب به دلیل تقیه‌کردن، ایمان خود را آشکار نمی‌کرد.[۱۵] از جمله دلایلی که سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه، برای اثبات تقیه ابوطالب به آن استناد کرده، وصیت ابوطالب است.[۱۶] در برخی منابع اهل‌سنت که وصیت ابوطالب را نقل کرده‌اند، این جمله از او نقل شده است که: «نبوت پیامبر امری است که قلب آن را پذیرفته، اما زبان آن را انکار می‌کند».[۱۷] تقیه ابوطالب در روایات شیعه نیز بازتاب داشته است؛ از جمله آنکه پیامبر در معراج چهار نور دیده که یکی از آنها نور ابوطالب بوده است و خداوند تقیه‌کردن او را دلیل رسیدنش به آن مقام بیان می‌کند.[۱۸]

امام صادق(ع) درباره ایمان ابوطالب فرمود: إِنَّ مَثَلَ أَبِي طَالِبٍ‏ مَثَلُ أَصْحَابِ الْكَهْفِ أَسَرُّوا الْإِيمَانَ‏ وَ أَظْهَرُوا الشِّرْكَ فَآتَاهُمُ اللَّهُ‏ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ‏.[۱۹]
مثل ابوطالب مثل اصحاب کهف است؛ ایمان را پنهان و شرک را آشکار کردند و خدا هم پاداش آنان را دوبار دارد.

شیعه معتقد است دین نوپای اسلام به حمایت برخی سران قریش نیاز داشت که ظاهری بی‌طرفی داشته باشند و در آن شرایط اگر ابوطالب ایمانش را آشکار می‌کرد، نزد مشرکان قریش ابهت و احترام خود را از دست می‌داد و نمی‌توانست به‌عنوان سرپرست قبیله، حَکَم و داور گردد و از مقام بزرگی خود در حمایت از اسلام استفاده کند.[۲۰] به نظر سید محمدکاظم طباطبایی، حدیث‌پژوه شیعه، آشکارنشدن ایمان ابوطالب با توجه به جایگاه قبیله در فرهنگ جاهلی توجیه‌پذیر است؛ زیرا بر اساس فرهنگ جاهلیت قبیله در نزد آنان اهمیت بسیار داشت و از آنجا که ابوطالب بزرگ قبیله قریش بود، می‌توانست با تکیه بر این جایگاه از پیامبر حمایت کند.[۲۱] این در حالیست که اگر خود را پیرو پیامبر و فردی مسلمان معرفی می‌کرد، این جایگاه را از دست می‌داد و نمی‌توانست حامی پیامبر باشد.[۲۲] طباطبایی با تکیه بر این تحلیل می‌پذیرد که چگونه می‌شود حتی در گزارش‌های شیعی، ابوطالب شهادتین را هم نگفته باشد و هیچ‌یک از شعائر دینی مانند نماز را به‌جای نیاورده باشد.[۲۳]

دلایل موافقان ایمان ابوطالب

کتاب ایمان ابی طالب اثر شیخ مفید که برای اثبات ایمان او نوشته شده است.

به گفته سید جعفر مرتضی عاملی، تاریخ‌پژوه شیعه، پی‌بردن به ایمان اشخاص تنها با اقرار زبانی آنها ثابت نمی‌شود، بلکه می‌توان از مواضع عملی آنان، موضع‌گیری پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) و اخبار افرادی که نسبت آنان مطلع هستند، آگاهی یافت.[۲۴] سید‌کاظم طباطبایی دلایل ایمان ابوطالب را برای جامعه سنتی از اهل‌سنت ناکافی می‌شمارد و معتقد است این دلایل تنها برای کسانی از جامعه اهل‌سنت مفید است که در مواجهه با معارف رویکرد سلفی و سنتی نداشته باشند، اما این ادله برای کسانی که تمام احادیث صحیح مسلم و بخاری را صحیح و معتبر می‌دانند، قابل استفاده نیست و باور این دسته را نمی‌توان تغییر دارد.[۲۵]

روایات شیعی

ایمان ابوطالب در روایات شیعه امری مسلّم فرض شده و احادیث بسیاری از امامان بر آن دلالت دارد؛ برای نمونه در روایتی از امام علی(ع) نه تنها به جایگاه بهشتی ابوطالب اشاره گردیده، که برای او مقام شفاعت نیز قرار‌ داده شده و گفته شده در روز قیامت نور او بر همه نورها (جز نور چهارده معصوم) غلبه می‌کند.[۲۶] در‌‌ روایتی از امام باقر(ع) وزن ایمان ابوطالب در میزان اعمال از وزن ایمان همه خلایق سنگین‌تر دانسته شده است.[۲۷]‌ همچنین مطابق روایاتی که از امام صادق(ع) نقل شده، خداوند آتش را بر ابوطالب حرام کرده[۲۸] و او را در بهشت همجوار پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان قرار داده است.[۲۹] همچنین در حدیثی از امام رضا(ع) آمده که هر کس ایمان ابوطالب نپذیرد، به سوی آتش جهنم رهسپار است.[۳۰] علامه امینی در کتاب الغدیر[۳۱] محمدرضا مروجی نجفی، در کتاب مُنیَةُ الراغب،[۳۲] احادیث نقل‌شده از معصومان درباره ایمان ابوطالب را جمع‌آوری کرده‌اند.

مواضع و رویکردها

بسیاری از مواضع عملی ابوطالب، نه‌تنها شاهدی بر ایمان[۳۳] که شاهدی بر درجه بالای ایمان او معرفی شده است.[۳۴] وقتی قریش در صدد قتل پیامبر برآمدند، ابوطالب مانع از تصمیم آنان شد‏[۳۵] و هنگامی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار می‌دادند، او به دفاع از پیامبر برمی‌خاست.[۳۶] او بر خلاف مشرکان مکه، از ایمان‌آوردن افراد به پیامبر جلوگیری نمی‌کردند؛ مثلا در برخی گزارش‌ها آمده است، او همسرش فاطمه بنت اسد را به پیروی از پیامبر دعوت کرد،‏[۳۷] یا هنگامی که دید فرزندش، علی، در نمازخواندن به پیامبر(ص) اقتداء کرده، به او فرمان داد تا همیشه ملازم پیامبر باشد‏[۳۸] چرا که او فقط به کارهای خیر دعوت می‌کند.[۳۹] همچنین ابوطالب به فرزند دیگرش، جعفر، دستور داد تا در کنار رسول خدا(ص) نماز گزارد.‏[۴۰] ‬‬‬‬‬‬

اشعار ابوطالب

اشعار ابوطالب در تأیید نبوت پیامبر(ص) را دلیل دیگری بر ایمان او دانسته‌اند.[۴۱] چنان‌که در حدیث نقل‌شده در کتاب کافی، امام باقر(ع) برای اثبات ایمان ابوطالب به این شعر او استناد کرده است که:

أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّدًا
نَبِیًّا کَمُوسَی خُطَّ فِی أَوَّلِ الْکُتُبِ[۴۲]
آیا نمی‌دانید که ما محمد را همچون موسی پیامبر می‌دانیم که در کتاب‌های پیشین معرفی شده است.

معروف‌ترین شعر او به «قصیده لامیه» شهرت دارد که با این بیت آغاز می‌شود:

خليلي مَا أُذُنِي لأوّل عاذل
بصغواء فِي حق وَ لَا عِنْد بَاطِل[۴۳]
هیچ‌گاه به سخن ملامتگران گوش فرا نداده‌ام و ذره‌ای به کفر و عصیانگری متمایل نیستم.

از شعرهای دیگر او که بر ایمانش دلالت دارد، چنین است:

لقد اكرم اللَّه النّبىّ‌ مُحَمَّداً
فأكرَمُ خلقِ اللّهِ فى النّاسِ أَحْمَدُ
وَ شَقَّ لَهُ مِنْ اسْمِهِ لِيُجِلَّهُ
فَذُو الْعَرْشِ مَحْمُودٌ وَ هذا مُحَمَّدٌ[۴۴]
به راستی که خداوند پیامبر، محمد، را گرامی داشت پس گرامی‌ترین آفریدگان خداوند در میان مردم، احمد است.
نامش را از نام خود گرفت زیرا که خداوندِ صاحب عرش، محمود است و این محمد
يا شاهِدَ اللَهِ عَلَيَّ فَاِشهَدِ
أَنّي عَلى دينِ النَبِيِّ أَحمَدِ‏[۴۵]
ای گواهان! شاهد باشید که من بر دین پیغمر خدا احمد استوارم.


علامه امینی با توجه به شعر‌های نقل‌شده از ابوطالب معتقد است، اگر این تعابیر گوناگون که در اشعار وی آمده، شهادت و اعتراف به نبوت رسول خدا(ص) به‌شمار نیاید پس اعتراف و شهادت به نبوت چگونه است؟!!‏[۴۶] وی در کتاب الغدیر آن دسته از شعرهای ابوطالب را که در منابع اهل‌سنت نقل شده و بر ایمانش دلالت دارد، جمع‌آوری کرده است.[۴۷]

اسلام فاطمه بنت اسد

در روایتی که از امام سجاد(ع) نقل شده، برای اثبات ایمان ابوطالب به باطل‌نشدن ازدواج او و فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب، استناد شده است.[۴۸] ابن‌ابی‌الحدید، از عالمان مُعتَزلی اهل‌سنت، فاطمه بنت اسد را یازدهمین نفری معرفی کرده که به پیامبر(ص) ایمان آورد.[۴۹] ازاین‌رو زمان ایمان‌آوردن او را به سال نخست یا سال دوم بعثت تاریخ‌گذاری کرده‌اند.[۵۰] این در حالی است که طبق فقه مسلمانان، اگر زن کافری مسلمان شده، اما شوهرش مسلمان نشود، عقد نکاحشان باطل می‌شود و زن از مرد جدا می‌گردد؛[۵۱] چنان‌که فقیهان اهل‌سنت این حکم را مورد اتفاق همگان دانسته‌اند.[۵۲] ازاین‌رو، اینکه فاطمه بنت اسد بعد از مسلمان‌شدن از همسرش ابوطالب جدا نشد، نشانه کافرنبودن ابوطالب دانسته شده است.[۵۳] با این حال گزارش‌های دیگری نیز وجود دارد که اسلام او را بعد از وفات همسرش دانسته‌اند.[۵۴]

دلایل برخی سنی‌مذهبان بر کفر ابوطالب و نقد آن

از دلایل عالمان اهل‌سنت بر کفر ابوطالب عبارت‌اند از:

حدیث ضحضاح

اهل‌سنتی که به کفر ابوطالب باور دارند، به حدیث ضَحضاح استناد کرده‌اند. بر اساس این حدیث که در منابع معتبر اهل‌تسنن (مانند صحیح بُخاری و صحیح مُسلِم) ذکر شده، ابوطالب به پاس خدماتش به پیامبر(ص) با شفاعت او از دَرَکات جهنم به مکانی به نام ضحضاح انتقال می‌یابد و از شدت عذابش کاسته می‌شود.[۵۵] حدیث ضحضاح مهمترین دلیل منکران ایمان ابوطالب به‌شمار آمده است.[۵۶]

در مقابل، پژوهشگران شیعه این حدیث را حتی با مبانی اهل‌تسنن، حدیثی غیرمعتبر می‌شمارند؛[۵۷] چنان‌که محتوای آن با آیات‌ مختلفی از قرآن[۵۸] و احادیث مختلف نقل‌شده در منابع اهل‌سنت[۵۹] که هرگونه شفاعت و تخفیفی را از کافران نفی کرده، تعارض دارد.[۶۰] فخار بن مَعَد موسوی در کتاب ایمان ابی‌طالب، احادیثی را از امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام رضا(ع) نقل کرده که آنان در مقابل روایت ضحضاح موضع‌گیری کرده، چنین روایتی را حاصل دروغ‌گویی دشمنان خدا دانسته‌اند.[۶۱]

روایات نقل‌شده ذیل آیات ۱۱۳ سوره توبه و ۵۶ سوره قصص

برخی عالمان سنی‌مذهب با استناد به روایات نقل‌شده ذیل آیه ۵۶ سوره قصص و آیه ۱۱۳ سوره توبه، ابوطالب را فردی مشرک معرفی کرده‌اند.[۶۲] در منابع اهل‌سنت روایاتی ذیل آیه ۵۶ سوره قصص نقل شده که بر اساس آنها پیامبر(ص) در لحظات پایانی عمر ابوطالب، از او خواست تا شهادتین را بر زبان جاری ساخته، مسلمان شود، اما او از این کار خودداری کرد و مشرک از دنیا رفت.[۶۳] همچنین در روایات نقل‌شده ذیل آیه ۱۱۳ سوره توبه، پیامبر(ص) از استغفارکردن برای ابوطالب که مشرک از دنیا رفته بود، نهی شد.[۶۴]

در مقابل، این روایات با نقد برخی عالمان اهل‌سنت نیز مواجه شده است و آنها چنین گزارشی را نادرست دانسته‌اند.[۶۵] به گفته علامه امینی، برخی افرادی که این گزارش را نقل کرده‌اند، از دشمنان امام علی‌(ع) بوده‌اند و نمی‌توان به سخنان چنین افرادی که با هدف بدگویی از امام علی(ع) گفته شده، اعتماد کرد.[۶۶] همچنین به گفته امینی، این گزارش‌ها با روایت‌های سبب نزول دیگری که در منابع اهل‌سنت آمده در تعارض است؛[۶۷] زیرا بر اساس روایتی که ابن‌حنبل و تِرمِذی (دو تن از محدثان نامی اهل‌سنت) نقل کرده‌ و محققان سنی‌مذهب نیز آن روایت‌ها را معتبر ارزیابی کرده‌اند، این آیه درباره مردی نازل شد که برای پدرش استغفار می‌کرد.[۶۸]‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

کتاب‌شناسی

نسخه‌ای از کتاب الحجة علی الذاهب منتشرشده در سال ۱۳۵۱ق.

نوشتن کتاب درباره ایمان ابوطالب از سده‌های نخستین مورد توجه مصنفان شیعه بوده است که نجاشی، رجال‌شناس سده پنجم، نام برخی از آنان را در کتاب رجالی خود ذکر کرده است.[۶۹] با این حال، به نظر سید محمدکاظم طباطبایی، از پژوهشگران شیعه در قرن پانزدهم، کتاب‌های نوشته شده درباره ایمان ابوطالب، بدون توجه به جامعه مخاطب آن که اهل‌سنت‌اند، نوشته شده است.[۷۰]

آثار شیعه

آثار اهل‌تسنن

کتاب اسنی المطالب فی نجاة ابی‌طالب تألیف احمد زینی دَحلان از عالمان شافی‌مذهب.
  • أسنی المطالب فی نجاة ابی‌طالب، تألیف احمد زینی دَحلان (۱۸۱۶-۱۸۸۶م) از فقیهان شافعی‌مذهب و مفتی اهل مکه.[۷۶]
  • صَحوَة الطالب فی رد الشبهات عن ابی‌طالب، تألیف عماد عبدالکریم سرور، از عالمان شافعی‌مذهب؛[۷۷]
  • بُغیَة الطالب لایمان ابی‌طالب، تآلیف محمد بن عبدالرسول بَرزَنجی (درگذشت: ۱۱۰۳ق) از عالمان شافی‌مذهب؛ این کتاب در سال ۱۴۳۸ق از سوی انتشارات عتبه حسینی منتشر شده است.[۷۸]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
  2. شیخ طوسی، التبیان، دار احیاء التراث العربی، ج۸، ص۱۶۴‬؛ طباطبایی، ‫المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۳۹۳ق، ج۹، ص۴۰۵-۴۰۶.
  3. طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، ص۱۶۱.
  4. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۶۵-۶۶.
  5. مروجی طبسی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهل‌سنت از سده دوم تا پانزدهم»، ص۱۱۹-۱۲۰.
  6. نگاه کنید به: مروجی طبسی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهل‌سنت از سده دوم تا پانزدهم».
  7. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۶۶.
  8. زینی دحلان، اسنی المطالب، ۱۴۲۸ق، ص۳۱.
  9. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
  10. مجلسی،‌ مرآة العقول، ۱۴۰۴ق، ج۵، ص۲۳۵.
  11. قرشی، تفسیر احسن الحدیث، ۱۳۹۱ش، ج۳، ص۲۰۳؛ مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۶-۱۷۱.
  12. سقاف، «مقدمه»، ۱۴۲۸ق، ص۱۷.
  13. نگاه کنید به: ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۸۴.
  14. هدایت‌پناه، «نقدی بر رویکرد صحابه‌نگاران به حضرت ابوطالب(ع) با تکیه بر ابن‌حجر و کتاب الاصابة»، ص۹۰-۹۱.
  15. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۲۴.
  16. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۲۴.
  17. ابن‌الحجة الحموی، ثمرات الاوراق، مکتبة الجمهوریة العربیة، ج۲، ص۱۴؛ دیاربکری، تاریخ الخمیس، دار صادر، ج۱، ص۳۰۰؛ حلبی، السیرة الحلبیة، ۱۴۲۷ق، ج۱، ص۴۹۷.
  18. فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۸۱.
  19. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۸.
  20. ‏ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۸۱-۸۲.
  21. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲.
  22. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲.
  23. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۳.
  24. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۷.
  25. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۲-۱۰۳.
  26. شیخ طوسی، الامالی، ۱۴۱۴ق، ص۳۰۵.
  27. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۵۶-۱۵۷.
  28. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۶.
  29. کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۳.
  30. کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۳.
  31. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۵۱۸-۵۳۸.
  32. نگاه کنید به: طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، ص۲۹-۳۸.
  33. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۰.
  34. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
  35. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۶۶-۲۶۷.
  36. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۹.
  37. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۳، ص۲۷۲.
  38. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۴۷‬؛ ‫ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۹۸.
  39. ابن‌هشام، السیرة النبویة، دار المعرفة، ج۱، ص۲۴۷‬.
  40. ابن‌اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۴۱‬؛ ‫ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابة، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۹۸.
  41. عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، ۱۴۲۶ق، ج۴، ص۱۱.
  42. کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۴۸-۴۴۹.
  43. مفید، ایمان ابی‌طالب، ۱۴۱۳ق، ص۱۸.
  44. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۱۴ق، ج۱۴، ص۷۸.
  45. کراجکی، کنز الفوائد، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۲.
  46. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۴۶۰.
  47. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۴۴۶-۴۶۰.
  48. علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۳۵، ص۱۵۷.
  49. ابن‌ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۴.
  50. مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۰.
  51. سابق، فقه السنة، ۱۳۹۷ق، ج۲، ص۲۳۹.
  52. ابن‌منذر، الاشراف علی مذاهب العلماء، ۱۴۲۵، ج۵، ص۲۵۲.
  53. مرتضوی، «بررسی روایات ضحضاح»، ص۱۶۰.
  54. بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۳۵.
  55. بخاری، صحیح البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۵۲؛ و ج۸، ص۴۶؛ و ص۱۱۶؛ مسلم، صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج۱، ص۱۹۴-۱۹۵.
  56. فاکر میبدی، «کنکاشی در حدیث ضحضاح از نگاه فریقین»، ص۳۹۵.
  57. برای نمونه نگاه کنید به: علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۳۸؛ خنیزی، ابوطالب مؤمن قریش، ۱۴۲۵ق، ص۳۷۸-۳۸۷.
  58. برای نمونه نگاه کنید به: آیه ۱۶۲ سوره بقره؛ آیه ۸۸ سوره آل‌عمران؛ آیه ۸۵ سوره نحل.
  59. برای نمونه نگاه کنید به: ابن‌حنبل، المسند، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۴۸۳؛ ابن‌حبان، الصحیح، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۴۴۲.
  60. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۳۸-۴۲.
  61. موسوی، الحجة علی الذاهب، ۱۴۱۰ق، ص۸۲-۸۵.
  62. برای نمونه نگاه کنید به: شوکانی، فتح القدیر، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۲۰۶.
  63. ابن‌عطیه، المحرر الوجیز، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۲۹۲-۲۹۳.
  64. واحدی، الوجیز، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۴۸۳-۴۸۴.
  65. برای نمونه نگاه کنید به: زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۱۵؛ ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، مؤسسة التاریخ، ج۱۰، ۲۱۴۰۲۱۵.
  66. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۱۹.
  67. علامه امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۸، ص۲۳-۲۴.
  68. ابن‌حنبل، المسند، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۴۹۹؛ ترمذی، سنن الترمذی، ۱۳۹۵ق، ج۵، ص۲۸۱.
  69. نگاه کنید به: نجاشی، رجال النجاشی، ۱۴۱۸ق، ص۸۷؛ و ص۹۵؛ و ص۱۸۶؛ و ص۲۶۵.
  70. طباطبایی، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، ص۱۰۱.
  71. بحرالعلوم، «مقدمه»، ۱۴۱۰ق، ص۲۸.
  72. ابراهیم، «الوهابية تسوّق القرضاوي مكفراتياً ...»، در سایت الاخبار.
  73. مجمع الامام الحسین العلمی، «مقدمه»، ص۵.
  74. طبسی نجفی، منیة الراغب، ۱۴۴۲ق، صفحه شناسنامه کتاب.
  75. الحسنی الصنعانی، ارشاد الهارب، ۱۴۴۲ق، صفحه شناسنامه کتاب.
  76. زینی دحلان، اسنی المطالب، ۱۴۲۸ق، صفحه شناسنامه کتاب.
  77. سرور، صحوة الطالب، ۱۴۲۶ق، صفحه شناسنامه کتاب.
  78. برزنجی، بغیة الطالب، ۱۴۳۸ق، صفحه شناسنامه کتاب.

منابع

  • قرآن کریم.
  • ابراهیم، فؤاد، «الوهابية تسوّق القرضاوي مكفراتياً: الطائفية تفغر فاهها من نجد»، در سایت الأخبار، تاریخ درج مطلب: ۲۹ ژانویه ۲۰۱۶م، تاریخ بازدید: ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ش.
  • ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبةالله، شرح نهج البلاغة لابن‌ابی‌الحدید، قم، کتابخانه عمومی آیت‌الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن‌اثیر، علی بن ابی‌الکرم، اُسد الغابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن‌الحجة الحموی، ابوبکر بن علی، ثمرات الاوراق فی المحاظرات، مصر، مکتبة الجمهوریة العربیة، بی‌تا.
  • ابن‌حبان، محمد، الصحیح، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
  • ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.
  • ابن‌حنبل، احمد بن محمد، مسند احمد بن حنبل، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۱۶ق.
  • ابن‌عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، بیروت، مؤسسة التاریخ، بی‌تا.
  • ابن‌عطیه، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • ابن‌منذر، محمد بن ابراهیم، الاشراف علی مذاهب العلماء، امارات، مکتبة مکة الثقافیة، ۱۴۲۵ق.
  • ابن‌هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
  • الحسنی الصنعانی، هاشم بن یحیی، ارشاد الهارب، من صحة ایمان الاقارب، کربلا، العتبة الحسینیة المقدسة، ۱۴۴۲ق.
  • بحرالعلوم، محمد، «مقدمه»، در کتاب ایمان ابی‌طالب (الحجة علی الذاهب إلی کفر ابی‌طالب) تألیف فخار بن معد موسوی، قم، دار سیدالشهداء، ۱۴۱۰ق.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار طوق النجاة، ۱۴۲۲ق.
  • برزنجی، محمد‌ بن رسول، بغیة الطالب لایمان ابی‌طالب، کربلا، العتبة الحسینة المقدسة، ۱۴۳۸ق.
  • حلبی، علی بن ابراهیم، السیرة الحلبیة، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۷ق.
  • خنیزی، عبدالله بن علی، ابوطالب مؤمن قریش، قم، دار الغدیر، ۱۴۲۵ق.
  • دیاربکری، حسین بن محمد، تاریخ الخمیس فی احوار أنفس النفیس، بیروت، دار صادر، بی‌تا.
  • زمخشری، محمود، الکشاف عن غوامض التنزیل، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق.
  • زینی دحلان، احمد، اسنی المطالب فی اثبات ایمان ابی‌طالب، عمان، دار الامام النووی، ۱۴۲۸ق.
  • سابق، سید، فقه السنة، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۳۹۷ق.
  • سرور، عماد عبدالکریم، صحوة الطالب فی رد الشبهات عن ابی‌طالب، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۲۶ق.
  • سقاف، حسن بن علی، «مقدمه»، در کتاب اسنی المطالب فی اثبات ایمان ابی‌طالب تألیف احمد زینی دحلان، عمان، دار الامام النووی، ۱۴۲۸ق.
  • شوکانی، محمد بن علی، فتح القدیر، دمشق، دار ابن‌کثیر، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا. ‫
  • طباطبایی، سید محمدکاظم، «بایسته پژوهشی در مورد حضرت ابوطالب(ع)»، در مجله مطالعات قرآن و حدیث سفینه، شماره ۴۹، زمستان ۱۳۹۴ش.
  • طباطبایی، محمدحسین، ‫المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۳ق.
  • طبسی نجفی، محمدرضا، منیة الراغب فی ایمان ابی‌طالب، کربلا، العتبة الحسینة المقدسة، ۱۴۴۲ق.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم(ص)، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۶ق.
  • علامه امینی، عبدالحسین، الغدیر، قم، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة، ۱۴۱۶ق.
  • علامه مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • فاکر میبدی، محمد، «کنکاشی در حدیث ضحضاح از نگاه فریقین»، پژوهشنامه علوم حدیث تطبیقی، شماره ۱۴، بهار و تابستان ۱۴۰۰ش.
  • فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین و بصیرة المتعظین، قم، انتشارات رضی، ۱۳۷۵ش.
  • قرشی، سید علی‌اکبر، تفسیر احسن الحدیث، قم، دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۹۱ش.
  • کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، قم، دار الذخائر، ۱۴۱۰ق.
  • کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دار الکتاب الاسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • مجلسی، محمدباقر،‌ مرآة العقول فی شرح اخبار آل‌الرسول، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۴ق.
  • مجمع الامام الحسین العلمی، «مقدمه»، در کتاب رسالة فی ایمان ابی‌طالب تألیف عبدالحسین امینی، کربلا، العتبة الحسینیة المقدسة، ۱۴۴۲ق.
  • محمد بن عیسی، ترمذی، سنن الترمذی، مصر، شرکة مکتبة ومطبعة مصطفی البابی الحلبی، ۱۳۹۵ق.
  • مرتضوی، محمد، «بررسی روایات ضحضاح»، در مجله علوم قرآن و حدیث، شماره ۸۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش.
  • مرتضوی، محمد، «بررسی روایات ضحضاح»، علوم و قرآن حدیث، شماره ۸۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ش.
  • مروجی طبسی، محمدعلی، «اثبات ایمان ابوطالب(ع) در سخنان عالمان اهل‌سنت از سده دوم تا پانزدهم»، در مجله دانش‌ها و آموزه‌های قرآن و حدیث، شماره ۱۸، پاییز ۱۴۰۱ش.
  • مسلم، ابن‌الحجاج، صحیح مسلم، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • مفید، محمد بن نعمان، ایمان ابی‌طالب، قم، المؤتمر العالمی لألفیّة الشیخ مفید، ۱۴۱۳ق.
  • موسوی، فخار بن معد، الحجة علی الذاهب الی تکفیر ابی‌طالب، قم، سید‌الشهدا، ۱۴۱۰ق.
  • نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۸ق.
  • واحدی، علی بن احمد، الوجیز فی تفسیر القرآن العزیز، بیروت، دار القلم، ۱۴۱۵ق.
  • هدایت‌پناه، محمدرضا، «نقدی بر رویکرد صحابه‌نگاران به حضرت ابوطالب(ع) با تکیه بر ابن‌حجر و کتاب الاصابة»، مطالعات قرآن و حدیث سفینه، شماره ۴۹، زمستان ۱۳۹۴ش.

پیوند به بیرون